جستجو در مقالات منتشر شده


22 نتیجه برای چاقی

عباس صارمی، نادر شوندی، ندا بیات،
دوره 15، شماره 1 - ( 1-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات فیزیولوژیک پیشنهاد می‌کنند که محرومیت از خواب ممکن است وزن بدن را از طریق اثر بر اشتها (کاهش لپتین و افزایش گرلین) تحت تاثیر قرار دهد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر 12 هفته تمرین هوازی بر شاخص‌های چاقی، سطوح سرمی گرلین، لپتین و کیفیت خواب در مردان چاق و اضافه وزن بود. مواد و روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی، بیست و دو مرد چاق و اضافه وزن و با کیفیت پایین خواب به صورت تصادفی به دو گروه تمرین هوازی (12 نفر) و گروه کنترل (10 نفر) تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی برای 60-50 دقیقه در روز، سه روز در هفته و برای 12 هفته اجرا شد. شاخص‌های چاقی، کیفیت خواب و سطوح سرمی گرلین و لپتین قبل و بعد از مداخله اندازه‌گیری شد. تغییرات در متغیرهای وابسته ناشی از مداخله تمرینی با آزمون تی وابسته و با استفاده از نرم افزار SPSS آنالیز شد. یافته‌ها: بعد از تمرین هوازی، وزن (03/0>p)، نمایه توده بدن (04/0>p)، چربی احشایی (04/0>p)، کل چربی شکمی (03/0>p) و کیفیت خواب (001/0>p) به طور معنی‌دار بهبود یافت. هم‌زمان، سطوح سرمی گرلین و لپتین در پاسخ به تمرین هوازی تغییر نکرد(05/0p>). نتیجه‌گیری: تمرین هوازی برای کوتاه مدت موجب بهبود شاخص‌های چاقی و کیفیت خواب در افراد چاق و اضافه وزن می‌شود و این بهبودی با تغییرات در سطوح سرمی گرلین و لپتین همراه نبود.
فرزاد ناظم، مجتبی ایزدی، مجید جلیلی، بهزاد کشاورز،
دوره 15، شماره 9 - ( 11-1391 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات همه‎گیر شناسی از ارتباط بروز نشانگان آسم با عواملی مانند زندگی کم تحرک، بیماری‎های متابولیک و قلبی-عروقی حکایت دارد. با این حال، نقش برجسته هر یک از مولفه‎های پروتکل‎های توان بخشی ورزش بر عملکرد ریوی بیماران آسم مزمن بحث انگیز است. هدف این مطالعه مداخله تمرین هوازی و یک ماه بی‎تمرینی بر بیماران آسم چاق می‎باشد مواد و روش‎ها: این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح دو گروهی و آزمون قبل و بعد در 39 مرد میانسال چاق مبتلا به آسم خفیف و متوسط اجرا گردید. گروه آزمایش(19نفر) با ملاحظه دامنه ایمن شدت کار (15≥RPE>9) مدت3 ماه مطابق برنامه توان بخشی زیر بیشینه (50 تا80 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) به تمرین هوازی پرداختند. سپس یک ماه در وضعیت بی‎تمرینی قرار گرفتند. گروه شاهد (20 نفر) از تمرین هوازی به دور ماندند. پارامترهای اسپیرومتریک آزمودنی‎ها در شرایط پایه، سه ماه تمرین هوازی و یک ماه بی تمرینی به روش استاندارد اندازه‌گیری شدند. یافته‎ها: شاخص‎های عملکرد ریوی شامل FVC، FEV1/FVC، PEF، FEF%75 و MVV کاهش‎های معنی‎داری مشاهده شد. در این میان، الگوی تغییرات FEV1، FEV1/FVCو MVV حتی پس از گذشت یک ماه بی‎تمرینی هم‎چنان پایدار بود (05/0>p). تغیر معنی داری در متغیر های گروه شاهد رخ نداد(05/0


ناهید بیژه، صادق عباسیان،
دوره 16، شماره 7 - ( 7-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: اینترلوکین-1 بتا (&beta1IL-) از جمله سایتوکاین‎هایی است که در ارتباط با چاقی و گسترش مقاومت انسولینی عمل می‎کند. هدف از این تحقیق مقایسه اثر روزه‎داری ماه رمضان (به عنوان یک الگوی رژیمی) و تمرین ورزشی هوازی بر شاخص‎های &beta1IL- و مقاومت انسولینی افراد چاق غیرفعال، بود.

مواد و روش‎ها: این مطالعه از نوع تحقیقات نیمه تجربی با طرح اندازه‏های تکراری بود. در این مطالعه 18 مرد چاق 50-40 ساله شهر مشهد با نمایه توده بدنی بیش از 30 کیلوگرم متر مربع انتخاب شدند و به دو گروه روزه‎دار (9 تن) و گروه روزه‎دار و تمرین ورزشی هوازی (9 تن) تقسیم شدند. سپس در حالی‎که گروه روزه‎دار تنها روزه‏داری را به عنوان اثر مداخله‎ای انجام می‎داد، گروه روزه‎دار و تمرین ورزشی هوازی علاوه بر روزه‎داری، تمرین ورزشی هوازی را به صورت 27 جلسه در ماه انجام می‎دادند. جهت بررسی متغیرهای مورد نظر از افراد چهار وهله متفاوت نمونه‎گیری خونی به عمل آمد.

یافته‎ها: نتایج تحقیق نشان داد که درصد چربی بدن آزمودنی‎های هر دو گروه به طور معناداری کاهش یافته بود (05/0 >p ). همچنین، میزان مقاومت انسولینی در هر دو گروه کاهش یافته بود که این کاهش در گروه روزه‎دار معنادار بود (05/0 >p ). سطوح &beta1IL- در هر دو گروه طی ماه رمضان کاهش یافته بود که این اثر کاهشی در هر دو گروه معنادار بود(05/0 >p ).

نتیجه‏گیری: با توجه به نتایج تحقیق به نظر می‎رسد کاهش یافتن سطوح &beta1 IL-توسط روزه‎داری و بویژه توسط تمرین ورزشی هوازی عاملی در کاهش مقاومت انسولینی افراد چاق باشد.


بابک داوودی، شیرین زیلایی بوری، اکرم آهنگرپور، مریم زیلایی بوری،
دوره 17، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: فعالیت بدنی و اضافه وزن هر دو همئوستاز بدن را دست خوش تغییر می‌سازند. بدین منظور در این پژوهش اثر دو شیوه تمرین هوازی با شدت بالا و متوسط بر میزان آدیپونکتین و رزیستین دختران چاق و دارای اضافه وزن مقایسه شد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 15 دختر چاق و دارای اضافه وزن(میانگین سنی 54/093/22 سال، وزن 07/2±15/75 کیلوگرم، میانگین قد 38/1±6/160 سانتی‌متر، میانگین شاخص توده بدنی 73/024/29 کیلوگرم بر مجذور قد به متر) به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی‌ها به دو گروه تمرین هوازی با شدت بالا(95- 85 درصد حداکثر ضربان قلب،33 دقیقه تمرین) و شدت متوسط(70-50 درصد حداکثر ضربان قلب، 41 دقیقه تمرین) تقسیم شدند. تمرینات سه روز در هفته به مدت هشت هفته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌های تحقیق از آزمونIndipendent-samples T Test و آزمون تحلیل واریانس Repeated measure، در سطح معنی‌داری 05/0>p استفاده شد.

یافته‌ها: نتایج حاکی از افزایش معنی‌دار آدیپونکتین با انجام تمرین با شدت بالا پس از هشت هفته در مقایسه با تمرین با شدت متوسط شد(02/0p=). هم‌چنین کاهش معنی‌داری در توده و درصد چربی پس از تمرین با شدت متوسط مشاهده شد(03/0p=). علاوه بر آن تمرین با شدت متوسط سبب کاهش قابل ملاحظه رزیستین پس از هشت هفته شد(06/0p=).

نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد تمرینات با شدت بالا فشار متابولیکی لازم برای افزایش آدیپونکتین را حتی بدون کاهش وزن و توده چربی فراهم می‌آورد.


سیده مرضیه کتابی پور، مریم کوشکی جهرمی،
دوره 17، شماره 8 - ( 8-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت پیش‌گیری از بیماری‌های قلبی عروقی در سنین یائسگی، هدف این پژوهش بررسی تاثیر هشت هفته تمرین هوازی پیشرونده در آب بر آپوپروتئین‌های نوع A و B و لیپوپروتئین‌های سرم زنان یائسه دارای اضافه وزن و با وزن طبیعی بود.

مواد و روش‌ها: این تحقیق از نوع نیمه تجربی بود که 29 زن یائسه غیر ورزشکار شهر اصفهان (سن: 68/4±04/57 سال) داوطلبانه در تحقیق شرکت کردند. آزمودنی‌های این پژوهش بر اساس شاخص توده بدنی به دو گروه چاق (تعداد: 15 نفر، 90/3±21/30 =BMI) و وزن طبیعی(تعداد: 14 نفر 25/2± 44/22 =BMI) تقسیم شدند. آزمودنی‌های هر دو گروه به مدت هشت هفته، هفته‌ای سه جلسه و هر جلسه با شدت فزاینده 50 تا 70 درصد ضربان قلب بیشینه و به مدت 45 دقیقه در تمرینات هوازی در آب شرکت کردند. نمونه‌های خونی در وضعیت ناشتا از محل ورید بازویی دست چپ، در حالت نشسته در دو مرحله قبل و 24 ساعت بعد از برنامه تمرینی گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که در گروه چاق فعالیت ورزشی موجب تغییر معنی‌داری در شاخص‌های VLDL، و آپوپروتئین‌های نوع A و B شد. در گروه وزن طبیعی تمرین ورزشی موجب تغییر معنی‌داری در شاخص‌های LDL،VLDL، و آپوپروتئین‌های نوع A و B و ApoA/ApoB شد ولی در بین گروه‌ها تفاوت معنی‌داری در هیچ یک از متغیرهای مورد مطالعه وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش، تمرین فزاینده هوازی در آب موجب کاهش مشابهی در برخی عوامل خطرزای قلبی عروقی به ویژه کاهش آپوپروتئین B و ApoB/ApoA و افزایش ApoA در زنان یائسه چاق و با وزن طبیعی می‌شود.


یاسر خواجه بیشک، لاله پیاهو، عزیز همایونی راد، بهجت شکروش،
دوره 17، شماره 9 - ( 9-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی به عنوان شایع‌ترین مشکل بهداشتی، زمینه‌ساز بروز بسیاری از بیماری‌های مزمن، از عوامل ژنتیکی و محیطی تاثیر می‌پذیرد. گزارش تفاوت در میکروبیوتای روده‌ای افرد چاق با افراد لاغر و وجود ارتباط دو طرفه بین آنها، منجر به ایجاد زمینه‌های تحقیقاتی در خصوص اثرات میکروبیوتای روده‌ای در بروز چاقی گردیده است. از طرف دیگر، استفاده از مکمل‌های غذایی فراسودمند، اثرات مفیدی در پیش‌گیری از چاقی نشان داده‌اند. هدف مطالعه حاضر بررسی تفاوت جمعیت باکتریایی افراد چاق با افراد عادی، نقش آنها در هموستاز انرژی و مکانیسم اثرات مکمل‌های پروبیوتیکی و پری‌بیوتیکی در پیش‌گیری از چاقی بود.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه مروری تمامی مقالات ثبت شده در پایگاه‌های علمی اطلاعاتی معتبر از سال 2000 تا 2014 با کلید واژه‌های پروبیوتیک، پری‌بیوتیک، چاقی و میکروبیوتای روده‌ای، استخراج و نتایج آنها مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها: بخشی از میکروبیوتای روده‌ای، استخراج انرژی از مواد غذایی را تسهیل و آن را در بافت چربی ذخیره می‌نماید. در میکروبیوتای روده‌ای افراد چاق، شمار باکتری‌های باکترووئیدس کمتر و فرمیکوتس بیشترند و در افراد لاغر برعکس می‌باشد. تفاوت در استخراج انرژی مربوط به تفاوت در ترکیب میکروفلور روده‌ای است. باکتری‌های گونه Archaea ساکن در محیط روده نیز، با افزایش کارایی و قابلیت تخمیر پلی‌ساکاریدهای غیر قابل هضم، تولید الکترون‌ها و خارج کردن انرژی در دسترس در هموستاز انرژی دخالت می‌کنند. ترکیبات پری‌بیوتیکی با تحریک رشد باکتری‌های مفید روده، افزایش تولید اسیدهای چرب کوتاه زنجیر و تعدیل ترشح هورمون‌های گوارشی در روند پیش‌گیری از چاقی نقش دارند.

نتیجه‌گیری: مطالعات بیشتری در ارتباط با شناسایی گونه‌های خاص باکتری‌های پروبیوتیکی و سایر غذاهای فراسودمند به منظور پیش‌گیری از چاقی پیشنهاد می‌گردد.


علیرضا شهاب جهانلو، کامیار کوزه کنانی،
دوره 18، شماره 4 - ( 4-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: استفاده از شاخص توده بدنی (BMI) در مطالعات اپیدمیولوژیک برای تشخیص اضافه وزن و چاقی بسیار رایج می‌باشد. این شاخص تفاوتی بین سن و جنس قائل نیست. استاندارد طلایی سازمان بهداشت جهانی چاقی را بر اساس میزان درصد چربی بدن تعریف نموده است. هدف اصلی این بررسی اندازه‌گیری دقت شاخص توده بدنی با استفاده از نقاط برش استاندارد طلایی می‌باشد.

 مواد و روش‌ها: این مطالعه به صورت توصیفی-مقطعی می‌باشد. اندازه‌گیری ترکیبات بدن به روش آنالیز امپدانس بیوالکتریک (Bioelectrical Impedance Analysis) انجام گرفت. دقت این روش در مقایسه با سایر روش‌های پیچیده تأیید شده است. عملکرد تشخیصی برای تعیین میزان دقت شاخص توده‌ی بدنی بر اساس تعیین ویژگی، حساسیت، درصد قدرت پیش‌بینی مثبت و درصد قدرت پیش‌بینی منفی برای تشخیص چاقی با توجه به نقاط برش استاندارد طلایی سازمان بهداشت جهانی به تفکیک جنس و دسته‌بندی سنی انجام گرفت. تحلیل داده‌ها به روش تی تست، کای مربع، منحنی راک و مقایسه دو منحنی راک بر اساس فرمول هانلی و تحلیل رگرسیون انجام گرفت.

 یافته‌ها: نتایج آماری بر اساس نقطه برش استاندارد طلایی نشان داد که در کل افراد مورد بررسی میزان حساسیت برابر با 66 و میزان ویژگی برابر با 5/90 درصد می‌باشد. تحلیل داده‌ها، میزان حساسیت در مردان را بین 2/50 تا 3/73 و در زنان بین 9/28 تا 7/69 درصد نشان داد. هم‌چنین با توجه به دسته‌بندی سنی، میزان قدرت پیش‌بینی منفی در مردان بین 7/26 تا 6/63 درصد و در زنان بین 9/28 تا 7/69 درصد به دست آمد.

 نتیجه‌گیری: شاخص توده بدنی نمی‌تواند به طور دقیق افراد را بر اساس اضافه وزن و چاقی دسته‌بندی کند. قدرت این شاخص در تفکیک افراد چاق و دارای اضافه وزن با افزایش سن کاهش می‌یابد که این کاهش در مردان بیشتر از زنان دیده می‌شود. به طور کلی، مقایسه این شاخص با نقاط برش استاندارد طلایی نشان داد که این شاخص دارای یک اثر معتدل در تفکیک افراد چاق و لاغر است. نقطه برش مناسب برای شاخص توده بدنی جهت تشخیص چاقی، 8/27 مشخص گردید.


رستگار حسینی، ارسلان دمیرچی، پروین بابایی،
دوره 18، شماره 7 - ( 7-1394 )
چکیده

  زمینه و هدف: تاثیر تمرین ‌ های ورزشی بر وزن بدن و چربی احشایی در مطالعات متعدد بررسی شده، اما اثر تمرین هوازی همراه با دوزهای مختلف ویتامین D تزریقی بر وزن بدن، چربی احشایی و دریافت غذا نامعلوم است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر تمرین هوازی و دوزهای مختلف ویتامین D تزریقی بر وزن بدن، چربی احشایی و دریافت غذا در موش ‌ های ماده نژاد ویستار می ‌ باشد.

  مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، 72 موش صحرایی ماده نژاد ویستار به 9 گروه 8 تایی شامل یک گروه تمرین هوازی (3 روز در هفته به مدت 8 هفته)؛ سه گروه تمرین هوازی و مکمل دهی ویتامین D ( با دوز بالا، متوسط و پایین)، سه گروه مکمل دهی ویتامین D (با دوز بالا، متوسط و پایین) و دو گروه شاهد تقسیم شدند. از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل واریانس با اندازه ‌ گیری مکرر برای تجزیه و تحلیل داده ‌ ها استفاده گردید.

  یافته ها: نتایج نشان داد که وزن بدن و چربی احشایی در گروه تمرین هوازی با مکمل دهی ویتامین D با دوز بالا نسبت به سایر گروه ‌ ها پایین ‌ تر است. هم‌چنین میانگین دریافت غذای گروه تمرین هوازی با مکمل دهی ویتامین D با دوز پایین، گروه مکمل دهی ویتامین D با دوز پایین و گروه کنترل نسبت به سایر گروه ‌ ها به طور معنی ‌ داری بالاتر بود.

  نتیجه گیری: به نظر می ‌ رسد تمرین هوازی همراه با مکمل ‌ دهی ویتامین D با دوز بالا، نسبت به استفاده از هریک از این استراتژی ‌ ها به تنهایی، روش مطلوب ‌ تری در راستای کاهش وزن و چربی احشایی موش ‌ های ماده نژاد ویستار می ‌ باشد.


امیر حسین حسینی، لیلا کهن، سارا فلاحی،
دوره 18، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: چاقی یک بیماری پیچیده و چند عاملی است که حاصل مجموعه‌ای از زمینه‌های ژنتیکی و محیطی و نحوه زندگی بوده و با افزایش خطر بیماری‌هایی چون فشارخون بالا، دیس لیپیدمی و دیابت نوع دو همراه می‌باشد. مطالعات نشان داده‌اند که میکرو RNAها در ایجاد بیماری‌های مزمن از قبیل چاقی نقش دارند. پژوهش حاضر، اولین پژوهشی است که به بررسی ارتباط احتمالی پلی‌مورفیسم rs2910164 ژن  mir-146a با اضافه وزن و چاقی در زنان ایرانی پرداخته است.

مواد و روشها: مطالعه مورد - شاهدی حاضر بر روی 133 زن دارای اضافه وزن، 75 زن چاق و 173 زن با وزن طبیعی به عنوان گروه کنترل انجام شد. ژنوتیپ‌های پلی‌مورفیسم rs2910164 در ژن mir-146a با استفاده از روش Tetra-ARMS PCR تعیین گردیدند. هم‌چنین جهت بررسی ارتباط بین ژنوتیپ‌ها با خطر ابتلا به چاقی، از تحلیل رگرسیون لجستیک استفاده شد.

یافتهها: ارتباط معنی‌داری بین ژنوتیپ‌های GC (04/0=p، 3/3-1: CI95 درصد، 8/1:OR) و CC (004/0=p، 6/12-6/1: CI95 درصد، 5/4:OR) با استعداد ابتلا به چاقی وجود داشت. براساس مدل ژنتیک غالب برای آلل C (مقایسه بین ژنوتیپ‌های GC+CC در مقابل GG)، ژنوتیپ‌های GC+CC با خطر ابتلا به چاقی همراه بودند (01/0=p، 7/3-2/1: CI95 درصد، 1/2:OR).

نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که پلی‌مورفیسم rs2910164 ژن mir-146a با خطر ابتلا به چاقی همراه است و  آلل C می‌تواند به عنوان یک آلل غالب، خطر ابتلا به چاقی را در زنان ایرانی افزایش دهد.


امیرحسین پازکی، سیروس چوبینه، علی اکبرنژاد،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: شواهد نشان می‌دهد که چاقی سبب التهاب مزمن می‌گردد. کمرین آدیپوکاین جدیدی است که با چاقی و سندرم متابولیک در ارتباط است. تأثیر تمرینات ترکیبی بر شاخص‌های التهابی به‌ویژه کمرین و امیلوئید A سرمی کمتر بررسی‌شده است. از این رو، هدف تحقیق حاضر بررسی اثر تمرینات ترکیبی بر سطوح پلاسمایی کمرین، آمیلوئید سرمی A ، پروتئین واکنش‌گر – C و لیپیدهای پلاسما در مردان چاق است.

مواد و روش‌ها: 18 مرد چاق به دو گروه تجربی و کنترل تقسیم شدند. ویژگی‌های عمومی آزمودنی‌ها و سطوح سرمی کمرین، CRP و SAA ، قبل و پس از یک دوره تمرین ترکیبی (با روش الایزا) اندازه‌گیری شد. پروتکل تمرین شامل ۶ هفته دویدن استقامتی دور پیست با شدت ۶۰ تا ۷۵ درصد HRmax، ۴ جلسه تمرین در هفته به مدت ۲۵ تا ۳۵ دقیقه و تمرین مقاومتی با شدت ۵۰ تا ۷۰ درصد یک تکرار بیشینه در ۶ ایستگاه (۲ ست، ۱۲ تکرار) بر روی عضلات بزرگ بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون تی مستقل و آزمون تی زوجی برای مقایسه دو گروه آزمایشی و کنترل در پیش و پس‌آزمون انجام شد و سطح معنی‌داری برابر با 05/0≤ p در نظر گرفته شد.

یافته‌ها: نتایج نشان می‌دهد شش هفته تمرین ترکیبی سبب کاهش معنی‌داری در سطوح پلاسمایی کمرین (p=0/004) و SAA (p=0/009) می‌شود، ولی مقادیر CRP (p=0/476 ) کاهش معنی‌داری نداشت. بنابر این می‌توان نتیجه گرفت که انجام تمرین ترکیبی در مردان چاق بر برخی از شاخص‌های التهابی مؤثر بوده و موجب بهبود آن‌ها می‌شود.

نتیجه‌گیری: نتایج نشان می‌دهد که اجرای یک دوره تمرین ترکیبی به مدت شش هفته اثر معنی‌داری بر کاهش سطوح پلاسمایی کمرین و آمیلوئید سرمی A دارد، اما موجب کاهش سطوح پلاسمایی پروتئین واکنش‌گر – C نمی‌شود.


رحمان سوری، محمد رضا اسد، محبوبه خسروی، صادق عباسیان،
دوره 19، شماره 4 - ( 4-1395 )
چکیده

زمینه و هدف: آیریزین، مایوکاین جدیدی است که اثرات مفید خود را از طریق افزایش هزینهکرد انرژی نشان می‏دهد. هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر تمرین ورزشی هوازی زیربیشینه بر آیریزین سرمی و تغییر مقاومت انسولینی ناشی از تمرینِ مرتبط با آیریزین در مردان چاق بود.

مواد و روش‏ها: نمونه آماری تحقیق تجربی را 26 آزمودنی چاق تشکیل می‏دادند که به نحو تصادفی در گروه‏های تجربی قرار گرفتند. گروه اول (13 آزمودنی) برنامه تمرینی هوازی را تقریباً با شدتی برای با 50 تا 60 درصد ضربان قلب بیشینه به مدت 10 هفته مداوم تمرینی( 3 جلسه در هفته و هر جلسه 30 الی 45 دقیقه) انجام دادند و گروه دوم (13 آزمودنی) هیچ نوع فعالیتی را در طول مداخله ورزشی انجام ندادند. پس از مداخله‏های تحقیقی، سطوح سرمی آیریزین، شاخصهای مقاومت انسولینی، ترکیب بدنی و حداکثر اکسیژن مصرفی بررسی شد. در نهایت، داده‏ها با استفاده از نرم افزار آماری Stata مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

یافته‏ها: بررسی‏های آماری نشان داد که مقادیر سرمی آیریزین پس از مداخله تحقیقی در گروه تمرین ورزشی نسبت به گروه کنترل به طور معنی‌داری افزایش یافته است(022/0=p ، 22/6±75/14). در همین راستا، تنها درصد چربی بدنی (57/0±242/1) و هم‏چنین حداکثر اکسیژن مصرفی (328/0±509/1) آزمودنیها به طور معنی‌داری افزایش یافته بود (به ترتیب034/0=p و 0/0001=p). با این حال، تغییرات معنی‌داری در شاخصهای مقاومت انسولینی در ارتباط با آیریزین مشاهده نشد(0/05<p).

نتیجه‏ گیری: مطالعه حاضر نشان داد که آیریزین سرمی متعاقب 30 جلسه تمرین هوازی زیربیشینه مستقل از تغییرات مقاومت انسولینی در افراد چاق افزایش می‏یابد.


فرانک بلاغی اینالو، سعید شاکریان، محسن قنبرزاده، سید رضا فاطمی طباطبایی،
دوره 19، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف :به تازگی مایوکاینی به نام آیریزین کشف شده که ازطریق قهوه ­ای کردن بافت چربی سفید وگرمازایی، بر چاقی ومتابولیسم و هموستاز گلوکز اثر می­گذارد. اما تاثیر نوع وشدت تمرین بر آن همچنان نامشخص باقی­مانده است. هدف این پژوهش بررسی تاثیر دو نوع فعالیت حاد اکسنتریک و کانسنتریک بر میزان آیریزین سرم ومقاومت به انسولین زنان چاق غیرفعال بود.

مواد و روش­ها: پژوهش حاضر از نوع بررسی نیمه تجربی بود. تعداد 15دانشجوی دختر با نمایه توده بدنی بالای 30کیلوگرم برمترمربع و سن2.87±24.86 سال در تحقیق شرکت کردند. بعد از اندازه­گیری حداکثر اکسیژن مصرفی آزمودنی­ها، دریک طرح متقاطع به فاصله 10روز به دو نوع فعالیت حاد اکسنتریک وکانسنتریک بر روی تردمیل پرداختند. پس ازحداقل 8 ساعت ناشتایی نمونه­های خونی قبل و بلافاصله پس از هرنوع فعالیت برای اندازه­گیری سطوح آیریزین، گلوکز و انسولین جمع­آوری شد. داده­ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند و برای بررسی ارتباط بین متغیرهای تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.پژوهش حاضر از نوع بررسی نیمه تجربی بود. تعداد 15دانشجوی دختر با نمایه توده بدنی بالای 30کیلوگرم برمترمربع و سن87/2±86/24سال در تحقیق شرکت کردند. بعد از اندازه­گیری حداکثر اکسیژن مصرفی آزمودنی­ها، دریک طرح متقاطع به فاصله 10روز به دو نوع فعالیت حاد اکسنتریک وکانسنتریک بر روی تردمیل پرداختند. پس ازحداقل 8 ساعت ناشتایی نمونه­های خونی قبل و بلافاصله پس از هرنوع فعالیت برای اندازه­گیری سطوح آیریزین، گلوکز و انسولین جمع­آوری شد. داده­ها با استفاده از آزمون t وابسته و تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر تجزیه وتحلیل شدند و برای بررسی ارتباط بین متغیرهای تحقیق از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شد.

یافته ها: : سطح آیریزین بعد از هردو نوع فعالیت به طور معنی­داری افزایش یافت (0/05>P) و این افزایش بعد از فعالیت کانسنتریک بیشتر از اکسنتریک بود. میزان مقاومت انسولینی بلافاصله پس از هر دو نوع فعالیت افزایش یافت که این افزایش در فعالیت کانسنتریک به لحاظ آماری معنی دار بود(0/05>P).

نتیجه گیری: فعالیت اکسنتریک و کانسنتریک صرف­نظر از عدم بهبود مقاومت به انسولین، محرک خوبی جهت ترشح آیریزین به حساب می­آیند.


زهرا سبحانی، حسن احدی، صدراله خسروی، حمید پورشریفی، محمد رضا صیرفی،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: عمل جراحی چاقی مؤثرترین روش مداخله برای درمان چاقی شدید است و پای‌بندی افراد به رفتارهای خود- مدیریتی برای کاهش عوارض بعد از عمل جراحی ضروری می‌باشد. هدف از این پژوهش، تبیین شاخص‌های روان‌سنجی پرسش‌نامه رفتارهای خود - مدیریتی پس از عمل جراحی چاقی در جمعیت ایرانی بود.

مواد و روشها: جامعه آماری بیماران چاقی بودند که از ابتدای دی ماه 1394 لغایت پایان خرداد ماه 1395 در بیمارستان مادر و کودک غدیر شیراز تحت عمل جراحی چاقی قرار گرفتند و با روش نمونه‌گیری در دسترس تعداد 201 نفر از آن‌ها(149 زن و 52 مرد) انتخاب شده و به پرسش‌نامه‌های مشخصات جمعیت شناختی، رفتارهای خود - مدیریتی پس از عمل جراحی چاقی و مقیاس‌های پیروی کلی و پیروی اختصاصی پاسخ دادند. برای تعیین روایی پرسش‌نامه از روش‌های روایی محتوایی، روایی سازه (تحلیل عاملی و تحلیل هم‌بستگی)، روایی هم‌زمان و برای تعیین پایایی از روش‌های تنصیف کردن و ثبات درونی به شیوه آلفای کرونباخ استفاده گردید.

یافتهها: بر اساس نتایج تحلیل عامل اکتشافی 6 عامل رفتارهای خوردن، فعالیت فیزیکی، مصرف میوه‌ها، سبزیجات، غلات و پروتئین، مصرف مایعات و مدیریت سندرم دامپینگ استخراج شد که این 6 عامل 54/61 درصد واریانس رفتارهای خود- مدیریتی را تبیین کردند. نمره کل ماتریس هم‌بستگی کل پرسش‌نامه رفتارهای خود - مدیریتی با مقیاس‌های پیروی کلی و اختصاصی به ترتیب 363/0 و 702/0 به دست آمد. پایایی کلی پرسش‌نامه به روش آلفای کرونباخ برابر 90/0 و ضریب گاتمن برای پایایی به روش دو نیمه کردن 78/0 بود.

نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که پرسشنامه رفتارهای خود - مدیریتی پس از عمل جراحی چاقی از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردار است و میتوان از آن برای ارزیابی رفتارهای خود - مدیریتی پس از عمل جراحی چاقی در جمعیت ایرانی استفاده کرد. 


حمید علی زاده، علی رضا صفرزاده، الهه طالبی گرکانی،
دوره 20، شماره 7 - ( 7-1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: تغییر فنوتیپ بافت چربی بر اثر تمرین تئوری جدیدی است که به تازگی مطرح گردیده است، با این وجود شناسایی سازوکار سلولی – مولکولی آن در حال بررسی است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر شش هفته تمرین مقاومتی بر غلظت سرمی هورمون شبه متئورین و شاخص مقاومت به انسولین پسران دارای اضافه ‌وزن بود.
مواد و روش‌ها: 20 پسر نوجوان دارای اضافه ‌وزن با میانگین سن 1±5/18 سال، وزن 5/4±1/81 کیلوگرم و شاخص توده­ی بدن 7/0±7/27 کیلوگرم بر مترمربع در این تحقیق شرکت کرده و به دو گروه کنترل (10نفر) و تمرین مقاومتی (10نفر) تقسیم شدند. آزمودنی­های گروه تمرین مقاومتی، شش هفته تمرین مقاومتی را سه روز در هفته انجام دادند. شاخص­های پیکرسنجی، سطوح ناشتای هورمون شبه متئورین، انسولین و گلوکز سرمی در ابتدا و پایان مطالعه اندازه­گیری شد.
یافته‌ها: غلظت سرمی هورمون شبه متئورین در گروه کنترل کاهش معنی­دار (008/0= p) و در گروه تمرین افزایش غیرمعنی­داری را نشان داد (311/0p=). هم­چنین، تغییرات سطوح هورمون شبه متئورین بین دو گروه تفاوت معناداری داشت (004/0= p). تغییرات مقاومت انسولینی در هر دو گروه افزایش یافت که این افزایش برای گروه کنترل از لحاظ آماری معنی‌دار(032/0p=) و برای گروه تمرین غیرمعنی‌دار (632/0= p) بود. به علاوه، ارتباط بین تغییرات غلظت سرمی هورمون شبه متئورین  با تغییرات شاخص مقاومت به انسولین غیرمعنی­دار بود (273/0= p).
نتیجه‌گیری: یافته‌های پژوهش حاضر نشان داد که شش هفته تمرینِ مقاومتی ایستگاهی نمی‌تواند سطح سرمی هورمون شبه متئورین را افزایش و شاخص مقاومت به انسولین و ترکیب بدنی را در پسران نوجوان دارای اضافه‌ وزن بهبود بخشد.
 

اعظم زرنشان، محمدرضا ذوالفقاری، مهدیا غلام نژاد، مهدی یوسفی،
دوره 20، شماره 8 - ( 8-1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: اینترلوکین 4 نقش کلیدی در پاتوژنز آسم دارد و افزایش سطح سرمی آن با شدت آسم و چاقی ارتباط دارد. اینترلوکین 4 باعث ترشح IgE توسط سلول­ های B می‌گردد. مطالعات قبلی حاکی از اثر ضد التهابی تمرینات ورزشی بر
 ریه­های مبتلا به آسم می‌باشد. هدف مطالعه حاضر بررسی اثر12 هفته تمرینات هوازی منظم بر سطح سرمی اینترلوکین 4 و
IgE در زنان مبتلا به آسم دارای اضافه وزن و چاق است.
مواد و روش ­ها: 21 زن مبتلا به آسم دارای اضافه وزن و چاق انتخاب شدند و به دو گروه تجربی(12 نفر) و کنترل(9 نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی در برنامه تمرینی هوازی، سه روز در هفته و هر جلسه 60 دقیقه شرکت کردند. نمونه­های خونی ناشتا قبل و دو روز بعد از 12 هفته دوره تمرینی جمع آوری شد، داده­ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه22 تحلیل شدند.
 یافته­ ها: بعد از 12 هفته تمرینات، کاهش معنا­داری در اینترلوکین 4 سرم(015/0=p، 68/2-=t)، شاخص توده بدنی(014/0=p، 72/2-=t) و وزن (001/0=p، 99/3-=t) گروه تجربی در مقایسه با گروه کنترل مشاهده شد. ارتباط
معنا­داری بین تغییرات چاقی و تغییرات مارکرهای التهابی وجود نداشت(05/0<
p).
نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که برنامه تمرینی هوازی مستقل از تغییرات چاقی منجر به کاهش سطح سرمی اینترلوکین 4 زنان مبتلا به آسم دارای اضافه وزن و چاق می گردد.
 

علی کاظمی رضایی، سحر خوش سرور، ربابه نوری،
دوره 22، شماره 4 - ( 7-1398 )
چکیده

زمینه و هدف چاقی یک عامل تهدیدکننده بهداشت عمومی و همراه با مشکلات جسمی و روانی متعدد است. از این رو، این پژوهش با هدف بررسی نقش تشخیصی باورهای فراشناختی، دشواری در تنظیم هیجان و هم‌وابستگی در زنان مبتلا به چاقی انجام شد.
مواد و روش ها در قالب یک طرح علّی‌ـ‌ مقایسه‌ای، 40 نفر از افراد مبتلا به چاقی (شاخص توده بدنی ≥۳۰) و 40 نفر از افراد بهنجار به صورت در دسترس انتخاب شدند و از طریق پرسش‌نامه فراشناخت، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان و فرم فارسی ابزار سنجش هم‌وابستگی ارزیابی شدند. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل تابع تشخیصی استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی کسب رضایت آگاهانه و در اختیار قراردادن نتایج از اصول اخلاقی در این پژوهش بود. این مطالعه با کُد IR.KHU.REC.1397.41 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه خوارزمی تهران رسیده است.
یافته ها نتایج تابع تشخیصی با سه متغیر باورهای فراشناختی، دشواری در تنظیم هیجان و هم‌وابستگی توانست 95 درصد از افراد چاق و 97/5 درصد از افراد بهنجار را درست گروه‌بندی کند؛ به عبارت دیگر به طور کلی 96/25 درصد از کل شرکت‌کنندگان، درست طبقه‌بندی شدند.
نتیجه گیری در تفکیک و تشخیص دو گروه افراد چاق و افراد بهنجار، متغیرهای باورهای فراشناختی، دشواری در تنظیم هیجان و هم‌وابستگی نقش معناداری دارند؛ بنابراین، توجه به این متغیرها به عنوان عوامل روان‌شناختی مؤثر بر چاقی در پیشگیری و درمان آن پیشنهاد می‌شود.

شهره مرتضایی شمیرانی، باقر ثنایی ذاکر، بیوک تاجری، شیدا سوداگر، فرحناز مسچی،
دوره 23، شماره 6 - ( 9-1399 )
چکیده

زمینه و هدف: با وجود پیشرفت‌های فراوان در درمان بسیاری از بیماری‌ها و افزایش امیدبه‌زندگی، چاقی اولین علت کاهش امید خواهد بود. پژوهش حاضر با هدف تعیین تفاوت اثربخشی گروه‌درمانی مبتنی‌بر پذیرش ‌و ‌تعهد و گروه‌درمانی شناختی رفتاری بر عادات‌زندگی، رفتار خوردن آشفته و سبک ‌زندگی ارتقادهنده سلامت در زنان مبتلا به چاقی انجام ‌شد.
مواد و روش ها: این پژوهش از نوع نیمه‌آزمایشی با طرح پیش‌‌آزمون و پس‌آزمون و گروه کنترل، با پیگیری دوماهه انجام شد. جامعه‌آماری شامل کلیه زنان مراجعه‌کننده به کلینیک‌های چاقی منطقه 2 شهر تهران در سال 1398 بود. از میان مراجعه‌کنندگان، به ‌روش نمونه‌گیری دردسترس 45 نفر انتخاب‌شده و در سه گروه پانزده‌نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) به صورت تصادفی جایگزین ‌شدند. شرکت‌کنندگان با پرسش‌نامه‌های ارزیابی عادات‌زندگی (2005)، بازخورد خوردن گارنر و گارفینکل (1979) و سبک‌ زندگی ارتقادهنده سلامت والکر (1977) مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس شرکت‌کنندگان گروه‌درمانی مبتنی‌‌بر پذیرش ‌و ‌تعهد نُه جلسه 90دقیقه‌ای و گروه‌درمانی شناختی رفتاری هشت جلسه 90‌دقیقه‌ای مورد آموزش ‌قرار گرفتند. گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. داده‌ها با استفاده از طرح آمیخته به وسیله نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه ‌‌و‌ تحلیل قرار گرفت.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با شناسه IR.IAU.K.REC.1398.039 به‌ تصویب کمیته ‌اخلاق در پژوهش دانشگاه‌ آزاد اسلامی واحد کرج رسیده ‌است. 
یافته ها: نتایج تحقیق نشان ‌داد که گروه‌درمانی مبتنی ‌بر پذیرش ‌و ‌تعهد و گروه‌درمانی شناختی رفتاری بر عادات‌زندگی، رفتار خوردن آشفته و سبک‌زندگی ارتقادهنده سلامت در افراد مبتلا به چاقی اثربخش ‌بوده و تغییر ایجادشده در مرحله ‌پیگیری همچنان پایدار بود (0/001 نتیجه گیری: با ‌توجه به ‌تأثیر معناداری گروه درمانی مبتنی ‌بر پذیرش ‌و ‌تعهد و گروه‌درمانی شناختی رفتاری، پیشنهاد می‌شود از این ‌روش در جهت افزایش سلامت ‌روان افراد چاق استفاده شود.
یزدان قندی، نوشین سجادی، سید مجتبی هاشمی، جواد فراهانی،
دوره 24، شماره 2 - ( 3-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: با توجه به اهمیت چاقی کودکان و همچنین اصلاح آسان‌تر عوامل مرتبط با آن در این دوره سنی، مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش برخی از عوامل مربوط به خانواده، تغذیه و سبک زندگی بر چاقی کودکان انجام شد.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مورد شاهدی همسان‌شده سنی است که بر 150 کودک چاق و 150 کودک با وزن طبیعی 2 تا 15 سال مراجعه‌کننده به بیمارستان امیرکبیر شهر اراک انجام شده است. چاقی بر اساس شاخص توده بدنی محاسبه شد. اطلاعات مورد نیاز شامل اطلاعات مربوط به عوامل خانواده، عوامل تغذیه‌ای و عوامل مربوط به سبک زندگی از طریق یک چک‌لیست جمع‌آوری شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه دارای کد اخلاق از کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک به شماره IR.ARAKMU.REC.1396.119 است.
یافته ها: نتایج نسبت شانس برای سن 25 تا 35 و بیشتر از 35 سال پدر 0/24، اضافه وزن و چاقی پدر به ترتیب 3/87 و 3/57، اضافه وزن و چاقی مادر به ترتیب 3/81 و 5/57، تعداد بیشتر از سه فرزند خانوار 3/33، مصرف کم و زیاد میوه و سبزی به ترتیب 0/3 و 0/19، خوردن صبحانه 0/43، مصرف مکمل غذایی 2/68، خوردن فست فود 3/98، بازی رایانه‌ای بیش از دو ساعت 3/5، خوب جویدن غذا 0/38، استفاده از غذا به شکل جایزه 1/89 و مشارکت در تهیه و چیدن غذا 3/14 به دست آمد.
نتیجه گیری: چاقی با برخی از عوامل مربوط به خانواده، تغذیه، انجام بازی‌های رایانه‌ای و عوامل مربوط به سبک زندگی ارتباط دارد. با توجه به وجود داشتن عوامل مختلف خطر و محافظت‌کننده تعدیل‌شونده لازم است آموزش صحیح به خانواده‌ها و کودکان در راستای کاهش چاقی داده شود.

فاطمه دهقانی یونارتی، وازگن میناسیان،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف کلی پژوهش حاضر بررسی اثر زمان‌بندی فعالیت ورزشی بر سطوح افزایش‌یافته گلوکز بعد از وعده غذایی، قبل از وعده غذایی و متعاقب تمرینات تناوبی کوتاه‌مدت در زنان چاق بود.
مواد و روش ها: تعداد10 زن مبتلا به چاقی (میانگین±انحراف معیار سن: 3/97±40/41 سال، وزن: 7/26±86/60 کیلوگرم و شاخص توده بدن: 2/20±33/22 کیلوگرم/ مترمربع) به شکل متقاطع در چهار گروه شامل: 1. فعالیت ورزشی قبل از وعده غذایی؛ 2. فعالیت ورزشی بعد از وعده غذایی؛ 3. فعالیت ورزشی تناوبی؛ 4. کنترل شرکت داشتند. فعالیت ورزشی قبل و بعد از وعده غذایی شامل30 دقیقه راه رفتن با شدت متوسط روی نوارگردان قبل و بعد از هر وعده غذایی اصلی (یک دقیقه تمرین، 30 ثانیه استراحت) و فعالیت ورزشی تناوبی کوتاه‌مدت شامل سه تکرار یک دقیقه‌ای فعالیت، هر30 دقیقه برای20 مرتبه طی روز بود. مقادیر12ساعته پایش مداوم قندخون و غلظت قندخون پس از وعده غذایی دو‌ساعته برای بررسی تغییرات گلوکز خون ثبت شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با اخذ مجوز و دریافت کد اخلاق پژوهشی IR.UI.REC.1397.119 از کمیته اخلاق در پژوهش دانشگاه اصفهان شروع و اجرا شد. استاندارد‌های اصول اخلاق در پژوهش‌های پزشکی شامل موضوعات انسانی که در اعلامیه هلسینکی مشخص شده است رعایت شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که فعالیت ورزشی تناوبی منجر به کاهش معنی‌دار پایش مداوم قندخون و غلظت قندخون پس از وعده غذایی، نسبت به گروه کنترل و همچنین فعالیت ورزشی قبل از وعده غذایی شد (0/05˂P). در حالی که بین اثر فعالیت ورزشی قبل و بعد از وعده غذایی تفاوت معنی‌داری در پایش مداوم قندخون مشاهده نشد (0/05˂P). همچنین، فعالیت ورزشی بعد از وعده غذایی، منجر به کاهش قندخون پس از وعده غذایی نسبت به گروه کنترل شد (0/05˂P).
نتیجه گیری: به نظر می‌رسد اجرای فعالیت ورزشی تناوبی می‌تواند اثرات مفیدی بر سطوح گلوکز خون بعد از وعده غذایی داشته باشد که احتمالاً به‌ واسطه بهبود متابولیسم گلوکز در نتیجه تمرین ورزشی است.

اسما سلیمانی، محمد فتحی،
دوره 25، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف به تازگی مایوکاینی به نام آیریزین کشف شده که ازطریق قهوه‌ای کردن بافت چربی سفید و گرمازایی برچاقی، متابولیسم و هموستازگلوکز اثرمی‌گذارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر 4 هفته مصرف مکمل زنجبیل بر آیریزین، شاخص مقاومت انسولین و نیمرخ لیپیدی زنان چاق به دنبال فعالیت حاد برون‌گرا و درون‌گرا بود.
مواد و روش ها تعداد40دختر با نمایه توده بدنی بالای30 کیلوگرم بر مترمربع، سن 2/87±24/86سال، قد 4/20±159/66 سانتی‌متر و وزن 4/61±87/42 کیلوگرم درتحقیق شرکت کردند. بعد از اندازه‌گیری حداکثر اکسیژن مصرفی، آزمودنی‌ها به‌طورتصادفی به 5 گروه مکمل و دارونما تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 2 جلسه فعالیت حاد فعالیت حاد (برون‌گرا و درون‌گرا) اجراشد.گروه مکمل روزانه 2 گرم پودرزنجبیل را به‌مدت 4 هفته مصرف می‌کردند. نمونه‌های خونی قبل و بلافاصله پس از هر نوع فعالیت جمع‌آوری شد. داده‌ها بااستفاده ازآزمون تی وابسته وتحلیل واریانس یک‌طرفه تجزیه‌وحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی این تحقیق باکد IRCT201104246178N1 در سامانه کارآزمایی بالینی ایران ثبت شد و ازکلیه شرکت‌کنندگان برای شرکت درمطالعه رضایت‌نامه کتبی دریافت شد.
یافته ها با‌توجه‌به نتایج آزمون آماری مشخص شدکه میزان آیریزین، انسولین بین 2 نوع فعالیت برون‌گرا و درون‌گرا همراه با مصرف زنجبیل در همه گروه‌ها به‌ترتیب افزایش معنادار و میزان گلوکز کاهش معناداری یافته است (0/05>P). همچنین مشخص شد شاخص مقاومت به انسولین بین 2 نوع تمرین همراه با مصرف زنجبیل در همه گروه‌ها افزایش جزئی و غیرمعناداراست (0/05>P). علاوه‌براین براساس نتایج تحلیل واریانس یک‌طرفه در بین 2 تمرین همراه با مصرف زنجبیل در همه گروه‌ها سطوح چربی باچگالی بالا افزایش غیرمعنادار (0/05>P) و سطوح تری‌گلیسیرید وکلسترول با چگالی کم کاهش معناداری یافته است (0/05>P). همچنین نتایج نشان داد تغییرات سطوح کلسترول تام در بین 2 نوع تمرین همراه با مصرف زنجبیل درگروه‌های تمرین کاهش غیرمعنادار (0/05>P)وگروه‌های مکمل کاهش معنادار یافته است (0/05>P).
نتیجه گیری ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪ‌دﺳﺖ‌آﻣﺪه ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد می‌ﺷﻮد ﻣﺼﺮف ﻃﻮﻻنی ﻣﺪت زﻧﺠﺒﻴﻞ به همراه ﺗﻤﺮﻳﻨﺎت ورزشی مداوم می‌ﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻴﻮه درﻣﺎنی ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮای کاهش گلوکز و ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻄﻠﻮب در آیریزین، ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﻪ اﻧﺴﻮﻟﻴﻦ و نیمرخ‌های لیپیدی در زنان چاق ﺑﺎﺷﺪ.


صفحه 1 از 2    
اولین
قبلی
1
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb