13 نتیجه برای نخاع
افسانه نوروزی،
دوره 5، شماره 1 - ( 1-1381 )
چکیده
مقدمه: بیحسی نخاعی از روش های متداول بیهوشی در عمل سزارین می باشد که در طی دهه گذشته بسیار مورد توجه متخصصین بیهوشی قرار گرفته است. هیپوتانسیون از عوارض شایع (45تا 100%) بیحسی نخاعی می باشد که در صورت عدم کنترل به موقع، می تواند منجر به عوارض در مادر و جنین شود. جلوگیری از افت فشار خون و به حداقل رساندن نوسانات آن به دنبال بیحسی نخاعی از مهم ترین دغدغه های متخصصین بیهوشی می باشد.
روش کار: دو گروه از بیماران به صورت اتفاقی انتخاب شدند که در یک گروه از 500 میلی لیتر محلول رینگر جهت پیش مایع درمانی استفاده شد و در گروه دوم علاوه بر پیش مایع درمانی با محلول رینگر، 10 میلی گرم افدرین وریدی قبل از بیحسی تجویز شد.
نتایج: با توجه به یافته های آماری، اختلاف معنی داری بین فشار خون در طی 5 دقیقه اول بعد از بیحسی نخاعی در دو گروه وجود دارد. (P<0/0001)
نتیجه گیری: تجویز افدرین وریدی قبل از بیحسی نخاعی می تواند در جلوگیری از بروز هیپوتانسیون و نوسانات شدید و ناگهانی در فشار خون در طی 5 دقیقه اول بعد از بیحسی نخاعی موثر باشد.
افسانه نوروزی، هوشنگ طالبی، فرزانه جهانی،
دوره 8، شماره 1 - ( 1-1384 )
چکیده
مقدمه: برای بهبود کیفیت بی دردی حین عمل و افزایش مدت زمان بلوک و همچنین بی دردی بیش تر پس از عمل سزارین در روش بیحسی نخاعی، به داروی بلوک کننده اصلی مخدرهایی چون فنتانیل به یکی از روش های داخل وریدی و داخل نخاعی اضافه می گردد. هدف از این پژوهش مقایسه اثرات تزریق داخل وریدی فنتانیل با تزریق داخل نخاعی آن در بیماران سزارین انتخابی بود.
روش کار: در این کارآزمایی بالینی دوسویه کور 50 بیمار که قرار بود تحت عمل سزارین انتخابی قرار گیرند به طور تصادفی به دو گروه 25 نفره تقسیم شدند و به هر گروه 100-75 میلی گرم لیدوکایین به عنوان داروی بلوک کننده به صورت داخل نخاعی تزریق شد. همچنین به یک گروه 12/5 میکروگرم فنتانیل به صورت وریدی و به گروه دیگر به همین میزان فنتانیل به شکل داخل نخاعی تجویز شد. سپس علایم حیاتی بیمار و برخی عوارض از جمله تهوع، استفراغ، خارش و لرزتا 6 ساعت و افت فشار خون به زیر 90 میلی متر جیوه تا 30 دقیقه ثبت شدند. جهت مراعات اخلاق در پژوهش مجوز لازم از کمیته پژوهش دانشگاه اخذ شد. نتایج با استفاده از آزمون تی، کای دو و تست دقیق فیشر توسط نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: در بیماران مورد مطالعه مدت زمان اثر بی دردی داروی فنتانیل به روش داخل نخاعی 135/4 دقیقه و در گروه داخل وریدی 106/2 دقیقه بوده است (0/05>p). در گروه داخل نخاعی و گروه وریدی به ترتیب 72 درصد و 56 درصد فشار خون سیستولیک پائین تر از 90 میلی متر جیوه، 52 درصد و 32 درصد تهوع، 20 درصد و 12 درصد استفراغ و 16 و 12 درصد لرز مشاهده شد. خارش در هیچ گروهی دیده نشد.
نتیجه گیری: میانگین مدت زمان اثر بی دردی فنتانیل به روش داخل نخاعی به صورت معنی داری از مصرف داخل وریدی آن بیش تر بوده است. میزان تهوع، استفراغ، افت فشار خون سیستولیک به زیر 90 میلی متر جیوه و لرز در گروه داخل نخاعی بیش تر بود ولی تفاوت معنی داری با گروه داخل وریدی نداشت.
شیرین پازوکی، مهری اسکندری، ساره معماری، افسانه نوروزی، افسانه زرگنج فر،
دوره 9، شماره 3 - ( 7-1385 )
چکیده
مقدمه: بیحسی نخاعی شیوهای متداول جهت بیهوشی در سزارین است که تهوع و استفراغ حین عمل (IONV) از مشکلات شایع این فرآیند به شمار میرود. جهت پیشگیری از این عارضه و خطرات آن، از داروهای ضد استفراغ استفاده میشود. متوکلوپرامید متداولترین دارو در جلوگیری از IONV میباشد اما احتمال بروز عوارض اکستراپیرامیدال در آن و همچنین وجود خواص ضد تهوع و استفراغ در پروپوفول و دگزامتازون، باعث شد این مطالعه جهت مقایسه اثر این داروها انجام شود. روش کار: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی میباشد. 144 خانم باردار که تحت عمل سزارین اورژانس قرار گرفتند و ناشتا نبودند، به صورت تصادفی به چهار گروه تقسیم شدند. گروه اول متوکلوپرامید 1/0 میلیگرم بر کیلوگرم به صورت وریدی، گروه دوم دگزامتازون 150 میکروگرم بر کیلوگرم به صورت وریدی، گروه سوم پروپوفول 1/0 میلیگرم بر کیلوگرم هر پنج دقیقه از زمان بستن بند ناف تا پایان عمل و گروه چهارم 2 میلی لیتر آب مقطر دریافت کردند. در مدت عمل بیماران از نظر شدت تهوع، وجود استفراغ و اوغ زدن بررسی شدند. تجزیه و تحلیل دادهها از طریق آزمون کراسکال والیس و آنالیز واریانس یک طرفه انجام گرفت. نتایج: میزان بروز تهوع در پروپوفول کمترین و در دگزامتازون بیشترین مقدار بود. بین دگزامتازون و دارونما تفاوت آماری معنیداری وجود نداشت. کمترین درصد بروز استفراغ مربوط به متوکلوپرامید و پروپوفول بود و بین این دو گروه تفاوت معنیدار آماری وجود نداشت. همچنین کمترین درصد اوغ زدن حین سزارین اورژانس مربوط به گروه دریافت کننده پروپوفول بود. نتیجهگیری: بر اساس نتایج این مطالعه اثرات ضد استفراغ پروپوفول و متوکلوپرامید مشابه بودند. تأثیر پروپوفول در کاهش اوغ زدن تا حدودی بیشتر از متوکلوپرامید بود. اما شیوه تجویز پروپوفول ساده و ارزان و بدون عوارض جانبی است. مصرف این دارو حین سزارین اورژانس توصیه میشود
حامد ریحانی کرمانی، آزاده حقیری،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده
مقدمه: زخم بستر، یک آسیب بافتی است که به واسطه فشار ایجاد میشود و میتواند پوست، عضله، بافت نرم، غضروف و استخوان را درگیر کند. هدف از این مطالعه تعیین عوامل خطر ایجاد زخم بستر در بیماران آسیب مغزی- نخاعی بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه میباشد. روش کار: این مطالعه مقطعی- تحلیلی با نمونهگیری سرشماری بر روی بیماران آسیب نخاعی و مغزی انجام شد. بیماران با استفاده از معیارهای بریدن (درک حسی، رطوبت، حرکت، فعالیت، تغذیه، اصطکاک و سائیدگی) ارزیابی میشدند، به طوری که در بدو پذیرش از نظر وجود زخم بستر معاینه شده و سپس هر 48 ساعت از نظر ایجاد، پیشرفت زخم و عوامل موثر؛ مورد بررسی مجدد قرار می گرفتند. رابطه بین زخم بستر و معیارهای بریدن (به عنوان عامل خطر ایجاد کننده زخم بستر)، نوع تشک مورد استفاده، سن، محل آسیب اولیه (مغز یا ستون فقرات ) و سطح هوشیاری بیمار (براساس معیار کمای گلاسگو ) از طریق آزمونهای تی، کای دو و همچنین رگرسیون لوجیستیک مورد تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: از 198 بیمار مورد مطالعه 7/86 درصد مرد بودند و متوسط سن بیماران 3/19±4/31 بود. میانگین سن مردان و زنان تفاوت معنی داری نداشت . 8/83 درصد بیماران به علت آسیب مغزی و 2/16 درصد بیماران به علت ضایعه ستون مهرهای و نخاعی بستری شده بودند. چهل و پنج (7/22 درصد) بیمار، دچار 67 زخم بستر در 13 موضع متفاوت شدند. شایعترین محل زخم شکاف اینترگلوتئال (3/33 درصد) و سپس ساکروم (9/28 درصد) بود. بررسی معیارهای بریدن به عنوان عوامل ایجاد کننده خطر در دو متغیر کاهش درک حس (3/3 = RR و 3/3=OR) و اختلال حرکت (13/10 = OR و 46/7= RR) تفاوت معنیداری داشت (005/0 p<) لذا به عنوان عامل خطر شناخته شد اما متغیرهای سن، رطوبت، فعالیت، تغذیه و نوع تشک در دو گروه بیماران تفاوت معنیدار نداشت. مدت زمان بستری در بیمارانی که دچار زخم شده بودند از کسانی که زخم نداشتند به طور معنیداری بیشتر بود (00001/0 p<). بیماران ضربه مغزی که در کما به سر میبردند ( GCS هشت یا کمتر) خطر اهمیتدار بیشتری برای زخم بستر داشتند (00001/0=p ، 4/4 = RR و 1/6 = OR) بنابر این به عنوان عامل خطر شناخته شد. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که عوامل خطر بروز زخم بستر در بیماران جراحی مغز و اعصاب و ستون فقرات بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه شامل کاهش درک حس، اختلال حرکتی، کاهش سطح هوشیاری و مدت زمان بستری میباشند.
افسانه نوروزی، شیرین پازوکی، مینا دارابی،
دوره 10، شماره 2 - ( 4-1386 )
چکیده
مقدمه: انتخاب نوع بیهوشی از نظر سلامت مادر و نوزاد بسیار مهم است. در مورد تأثیر بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بر آپگار نوزادان در مطالعات مختلف اختلاف نظر وجود دارد. این پژوهش به منظور تعیین اثر بیهوشی عمومی و بیحسی نخاعی بر آپگار نوزادان متولد شده به روش سزارین انتخابی صورت گرفته است. روش کار: این تحقیق به صورت کارآزمایی بالینی انجام گرفت و 168 خانم حامله ترم کاندید عمل سزارین انتخابی به صورت تخصیصی در دو گروه بیحسی نخاعی و بیهوشی عمومی قرار گرفتند و نمره آپگار دقیقه اول، پنجم و بیستم نوزادان ثبت گردید. همچنین سن مادر، علت سزارین، جنس نوزاد و مدت زمان سزارین یادداشت شد. اطلاعات توسط آزمون های آماری تی و کای دو تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: متــوسط آپگــار دقیقه اول و پنجم و بیستم در بیهوشی عمومی 68/0±66/8 و 41/0±8/9 و 15/0±97/9 و در بیحسی نخاعی 38/0±9 و 32/0±88/9 و 10 گزارش شد که از لحاظ آماری تفاوت معنیداری بین آپگار دقیقه اول در دو گروه وجود داشت (001/0 p<) و در زمانهای دیگر تفاوت معنیداری بین آپگار دو گروه وجود نداشت. نتیجهگیری: آپگار دقیقه اول نوزادان به دنیا آمده از مادرانی که تحت بی حسی نخاعی قرار گرفتند بیشتر از نوزادانی بوده است که مادران آنها بیهوشی عمومی دریافت کرده بودند اما آپگار دقیقه پنجم در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت.
مریم طهرانی پور، جواد بهار آرا، مریم مصطفایی،
دوره 12، شماره 3 - ( 8-1388 )
چکیده
چکیده مقدمه: مایع مغزی نخاعی جنینی باعث تکثیر و تمایز سلولهای عصبی میشود. این مایع همچنین حاوی ترکیبات با ارزشی جهت حفاظت از سلولهای آسیب دیده سیستم عصبی است. در این پژوهش، اثر نوروپروتکتیو تزریق داخل صفاقی مایع مغزی نخاعی بر دژنراسیون نورونهای حرکتی آلفا نخاع پس از کمپرسیون عصب سیاتیک در رت تعیین گردیده است. روش کار: در این تحقیق تجربی آزمایشگاهی 18رت نر نژاد ویستار به طور تصادفی در سه گروه مساوی کنترل، کمپرسیون و تجربی تقسیم شدند. در گروه کمپرسیون و گروه تجربی، عصب سیاتیک راست تحت کمپرسیون قرار گرفت. تزریق مایع مغزی نخاعی جنینی هر سه روز یک بار برای گروه تجربی انجام شد. پس از یک مراقبت یک ماهه، رتها با فرمالین 10درصد تحت پرفیوژن قلبی قرار گرفتند و از نخاع مهره 4 تا 6 ناحیه کمری نمونهبرداری شد و با آماده سازی بافتی برشهای سریال7 میکرونی از بلوکهای پارافینی تهیه شد. برشها با آبی تولوئیدین رنگ آمیزی شدند و شمارش نورونهای حرکتی شاخ قدامی نخاع به روش استریولوژی (دایسکتور) انجام شد. آنالیز دادههای کمی با آزمون تی انجام شد. نتایج: کاهش معنیدار تعداد نورونهای آلفا در گروه کمپرسیون (26±470) در مقایسه با گروه کنترل (78±1739) مشاهده شد. همچنین با مقایسه گروه کمپرسیون و گروه تجربی (141±992) اختلاف معنیداری بین دانسیته نورونی در این دو گروه به دست آمد(005/0=p). نتیجه گیری: تزریق داخل صفاقی مایع مغزی نخاعی می تواند در ترمیم نورونهای آسیب دیده مفید باشد.
ملک سلیمانی مهرنجانی، حمید رضا مومنی، محمد حسین آبنوسی، پروا نسیمی،
دوره 12، شماره 3 - ( 8-1388 )
چکیده
چکیده مقدمه: کشت قطعات نخاع گرفته شده از پستانداران بالغ میتواند به عنوان یک مدل آزمایشگاهی مناسب جهت ارزیابی قابلیت حیات سلولی، بررسی آسیبهای نخاعی و مکانیسمهای دخیل در مرگ سلولی در نظر گرفته شود. در پژوهش حاضر قطعات نخاع موش بالغ مورد استفاده قرار گرفت تا به بررسی نحوه مرگ نورونهای حرکتی در قطعات کشت شده بپردازد. روش کار: طی یک مطالعه تجربی- آزمایشگاهی حاضر ناحیه سینهای نخاع 4 موش بالغ Balb/c توسط دستگاه قطعه کننده بافت به قطعات 400 میکرونی بریده و این قطعات برای دورههای زمانی متفاوت کشت و در انکوباتور دیاکسیدکربن دار در درجه حرارت 37 درجه سانتیگراد انکوبه شد. سپس قطعات تازه تهیه شده (لحظه زمانی صفر) و قطعات کشت شده فیکس و توسط کرایوستت برشگیری شد. برای مطالعه جنبههای مورفولوژیکی و بیوشیمیایی مرگ سلولی، از روشهای رنگ آمیزی فلئورسنت، تکنیک تانل و الکتروفورز ژل آگارز استفاده شد. نتایج: در نورونهای حرکتی قطعات تازه تهیه شده هیچ گونه آثار آپوپتوزیس مشاهده نشد، در حالی که 6 ، 12 و 24 ساعت پس از کشت، این نورونها نشانههای آپوپتوزیس شامل چروکیدگی سلول، متراکم شدن هسته و کروماتین را به نمایش گذاشتند. همچنین 6 و 12 ساعت پس از کشت تانل مثبت بودند. علاوه بر آن DNA استخراج شده از قطعات کشت شده برای 24 ساعت فراگمنتهای نوکلئوزومی DNA را برروی ژل آگارز نشان داد. نتیجه گیری: نتایج موید وقوع آپوپتوزیس در نورونهای حرکتی قطعات کشت شده نخاع موش بالغ می باشد.
اسماعیل مشیری، افسانه نوروزی، شیرین پازوکی، نفیسه گازرانی، مصطفی چقایی،
دوره 14، شماره 2 - ( 3-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: درد پس از عمل جراحی، آثار نامطلوبی از جمله عوارض طبی، افزایش هزینههای درمانی و تجویز مخدرها را در پیدارد. این مطالعه با هدف تعیین اثر دوز کم کتامین وریدی (15/0میلی گرم به ازای هر کیلو گرم) در مقایسه با دارونما بر کاهش نیاز به مسکن پس از عمل جراحی انجام شد.
مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 120 خانم حامله که تحت عمل سزارین انتخابی قرار گرفتند، به صورت تصادفی ساده به دو گروه 60 نفری تقسیم شدند. بیماران گروه مداخله و شاهد بلافاصله پس از بیحسی نخاعی، به ترتیب 15/0 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن کتامین و به همان حجم دارونما (نرمال سالین) دریافت کردند. تکنیک جراحی و بیحسی نخاعی در دو گروه یکسان بود. آنالیز دادهها با استفاده از از نرم افزار SPSS نسخه 11 ، انجام شد.
یافتهها: متوسط سنی در گروه کتامین 81/4±85/28 و در گروه کنترل 62/5±87/28 بود. میزان مصرف مسکن، شدت درد، علایم همودینامیکی، خواب آلودگی مادر و آپگار نوزاد پس از سزارین در هر دو گروه یکسان بود و تفاوتی بین گروه مشاهده نشد( 05/0p>). البته فشار متوسط شریانی در ساعات اولیه پس از عمل در گروه کتامین (02/8±22/80 )کاهش قابل توجهای نسبت به پلاسبو( 16/9±33/83 )نشان داد(03/0p>). میانگین زمان اولین درخواست مسکن پس از عمل در گروه کتامین و پلاسبو به ترتیب 88/68±75/99 دقیقه و 59/52±1/96 دقیقه به دست آمد(05/0p>).
نتیجه گیری : به نظر میرسد دوز 15/0 میلی گرم به ازای هر کیلو گرم وزن بدن کتامین در این مطالعه تاثیر قابل ملاحظهای در کاهش درد پس از سزارین ندارد. بنابر این توصیه میشود جهت دستیابی به اثر کاهنده درد این دارو مطالعات بیشتر با میزان دوز بیشتر و یا استفاده ترکیبی این دارو با داروهای مخدر دیگر صورت گیرد.
ناهید منوچهریان، نگار سیدنا، مهشید نیکوسرشت، علیرضا کمالی،
دوره 14، شماره 3 - ( 5-1390 )
چکیده
زمینه و هدف :کاهش فشار خون از شایعترین عوارض بیحسی نخاعی میباشد. افدرین داروی مقلد سمپاتیک (وازوپرسور) انتخابی در مامایی است. هدف این مطالعه، مقایسه دوزهای مختلف افدرین در پیشگیری از فشار خون ناشی از بی حسی نخاعی می باشد.
مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تصـادفی دو سو کور، 120 بیمار با ASA کلاس I و II که در سال 1387 جهت انجام عمل سزارین به بیمارستان فاطمیه همدان مراجعه کرده و تحت بی حسی نخاعی قرار گرفتند وارد مطالعه شدند. بیماران به سه گروه مساوی تقسیم شدند. بلافاصله پس از انجام بی حسی نخاعی، به طور تصادفی به بیماران یکی از 3 دارو (افدرین 10 میلی گرم ، 20 میلی گرم و دارونما) به صورت داخل وریدی تزریق شد و سپس علائم حیاتی بیماران هر یک دقیقه تا 5 دقیقه و پس از خروج نوزاد هر 10 دقیقه تا پایان عمل جراحی ثبت گردید.
یافتهها: در گروه افدرین 10 میلی گرم ، 5/37 درصد بیماران، در گروه افدرین 20 میلیگرم ، 5/12 درصد و درگروه شاهد، 85 درصد دچار فشار خون شده بودند. اختلاف شیوع فشار خون در سه گروه معنیدار بود (05/0p<) و در مقایسه دو به دو با آزمون کای دو گروه پلاسبو نسبت به افدرین 10 و گروه افدرین 10 نسبت به افدرین 20 بیشتر دچار افت فشار خون شده بودند (05/0p<).
نتیجه گیری: تزریق افدرین وریدی با دوز 10 و 20 میلیگرم باعث کاهش بروز فشار خون در بیماران کاندید سزارین میشود که این کاهش با دوز 20 میلی گرم افدرین محسوستر میباشد.
علیرضا کمالی، مریم شکرپور، خاطره وطن پور،
دوره 15، شماره 5 - ( 7-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: درد یک مشکل پیچیده طبی است، که میتواند وضعیت فیزیکی و روحی بیماران را تحت تاثیر قرار دهد. کنترل ناکافی درد پس از عمل اثرات نامطلوبی بر وضعیت فیزیولوژیکی، متابولیکی و روحی بیمار دارد. افزودن مکملهای جدید منجر به افزایش مدت بیدردی میشود. هدف این مطالعه مقایسه نئوستیگمین و میدازولام داخل نخاعی در افزایش مدت بیدردی بعد از عمل میباشد. مواد و روشها: این مطالعه کـارآزمـایی بـالــینی دو سو کور، بر روی زنان 50-35 سال ASA کلاس 1 و 2 کاندید جراحی کولپورافی الکتیو انجام گرفت که در آن تعداد 60 بیمار به طور تصادفی در سه گروه میدازولام، نئوستیگمن و شاهد تقسیم شدند. در گروه اول به لیدوکائین هیپربار 1 میلیگرم میدازولام، گروه دوم 50 میکروگرم نئوستیگمین و گروه سوم 5/0 سیسی نرمال سالین اضافه گردید، سپس بر اساس معیار VAS نمره درد بیماران و مدت بیدردی بیماران، با یکدیگر و با استفاده از نرم افزار SPSS مقایسه شد. یافتهها: مدت بیدردی در بیماران گروه میدازولام 2/18±4/98، در گروه نئوستیگمین 6/32±5/74 و در گروه شاهد 9/9±5/64 دقیقه بود که میانگین مدت بیدردی در گروه میدازولام بیشتر از دو گروه دیگر بود(001/0>p). میانگین دوز مصرفی مسکن در 24 ساعت بعد از عمل به طور معنیداری طبق001/0p< در گروه میدازولام کمتر از دو گروه دیگر بود(001/0>p). نتیجه گیری: میدازولام و نئوستیگمین داخل نخاعی منجر به افزایش مدت بیدردی بعد از عمل میشوند که میدازولام موثرتر از نئوستیگمین میباشد.
بیتا ملکیان زاده، پوران حاجیان، ناهید منوچهریان، صدیقه خزایی،
دوره 17، شماره 8 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بیحسی نخاعی یک روش مؤثر برای فراهم آوردن بیحسی حین عمل و یک جایگزین مناسب برای بیهوشی عمومی بیماران سزارینی است. علیرغم مزیتهایی آن، دارای اثرات جانبی مثل عوارض قلبی، عروقی و غیره است. اندانسترون یک آنتاگونیست گیرنده 5HT3 با اثرات شناخته شده روی پیشگیری از تهوع و استفراغ و ممکن است با بلوک کردن گیرنده 5HT3 در انتهای عصبی واگ و اثر بر رفلکس بزولد جاریش (BJR)، باعث پیشگیری از افت فشار خون و ضربان قلب شود.
مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 102 زن باردار سالم کاندید سزارین الکتیو مراجعه کننده به بیمارستان فاطمیه همدان طی سه ماه در سال 1390 وارد مطالعه شدند. به طور تصادفی در 2 گروه اندانسترون (4 میلیگرم داخل وریدی) و گروه پلاسبو (2 میلیلیتر آب مقطر) قرار گرفتند. فشار خون و ضربان قلب بلافاصله قبل و پس از انجام بیحسی نخاعی اندازهگیری و ثبت شدند در صورت افت فشار خون 10-5 میلیگرم افدرین تجویز میشد. خارش و تهوع هر 10 دقیقه طی عمل با مشاهده و پرسش از بیمار ثبت شدند.
یافتهها: تفاوت واضحی در میزان فشار خون وخارش در دو گروه وجود نداشت. در دو گروه مورد مطالعه از نظر تهوع، استفراغ و میزان مصرف افدرین اختلاف آماری معنیدار مشاهده شد: (به ترتیب 001/0p= و 009/0p=).
نتیجهگیری: اندانسترون وریدی با دوز ضد تهوع (4 میلیگرم) میزان متوسط افدرین مصرفی و بروز تهوع استفراغ پس از بیحسی نخاعی را کاهش داد ولی روی فشار خون و ضربان قلب و خارش تأثیر نداشت.
شیرین ایرانی، محمدرضا فیروزی فر، فرخ حیدری، حامد عبداللهی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
بیماری کووید-19 در اثر کروناویروس 2 ایجاد میشود و توسط سازمان بهداشت جهانی بعنوان پاندمی معرفی شد. یکی از بررسیهای تشخیصی انجام تست با سواب از نازوفارنکس میباشد که احتمال عارضه دارد. در این مقاله به معرفی یک بیمار میپردازیم که بعد از تست کووید دچار نشت مایع مغزی نخاعی از بینی شدند. خانم 54 ساله با شکایت رینوره یکطرفه بینی بعد از انجام تست که در سیتی اسکن دیفکت مشخص شد. توسط روش اندسکوپیک ترمیم توسط بافت فیبروفتی دور ناف انجام شد. این مطالعه نشان میدهد که نیاز به استانداردسازی پروتکلهای انجام تست سواب داریم.
زهرا نانوا، حمیرا حاتمی نعمتی، حاتم احمدی، رقیه خاکپای،
دوره 29، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: متامفتامین داروی محرک روانی قوی است که در سالیان اخیر به طور گسترده مورد سوء مصرف قرار گرفته است. بوپره نورفین بهعنوان مشتقات الکالوئیدی مورفینی در درمان وابستگی به اوپیوئیدها اثربخش است.
روش کار: در این مطالعه تجربی که بر روی 8 گروه آزمایشی 7تایی از موشهای صحرایی نر صورت گرفت، اثر تزریق درون صفاقی 5 روزه متآمفتامین، بوپرهنورفین، برهم کنش داروها و ترک مصرف متآمفتامین برتغییرات بیان ژنهای هیستامین و هیستامین N- متیل ترانسفراز در قطعه کمری نخاع بررسی شد. تحلیل دادهها به کمک آزمون آنالیز واریانس یک طرفه صورت گرفت.
یافتهها: تزریق درون صفاقی دوز 10 میلیگرم بر کیلوگرم متآمفتامین و دوزهای 6 و 10 میلیگرم بر کیلوگرم بوپرهنورفین در طی دوره 5 روزه تغییری در بیان ژنهای هیستامین و هیستامین N- متیل ترانسفراز در قطعهی کمری نخاع موشهای صحرایی نر ایجاد نکرد. محرومیت از داروی اعتیادآور متآمفتامین موجب افزایش بیان هر دو ژن در این ناحیه شد (0/01 > P). همچنین آزمایش بررسی برهمکنش اثر دو دارو نشان داد که بیان ژن هیستامین N- متیل ترانسفراز درگروه متآمفتامین + دوز 10 میلیگرم بر کیلوگرم بوپره نورفین نسبت به گروه متآمفتامین افزایش معنیداری یافت (0/01 > P).
نتیجهگیری: بر پایه نتایج این مطالعه و مکانیسمهای مطرح شده در مطالعات پیشین، به نظر میرسد ترک مصرف متآمفتامین و/یا بهکارگیری بوپرنورفین بهعنوان رویکرد درمانی امکانپذیر، با افزایش موقت هیستامین مغزی میتواند به تثبیت تعادل فیزیولوژیک دستگاه عصبی مرکزی منجر شود و در نتیجه به کاهش عوارض سوءمصرف متآمفتامین کمک کند.