7 نتیجه برای مرگ و میر
رحمت اله جدیدی، افسانه نوروزی، اسماعیل مشیری،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
مقدمه: شناخت عوامل مرتبط با مرگ بیماران در بخشهای مراقبت ویژه میتواند منجربه افزایش کارایی و اثر بخشی آنها شود. این پژوهش با هدف تعیین ارتباط منابع انسانی و ساختار فیزیکی این بخشها با میزان مرگ و میر انجام شد. روش کار: در این مطالعه مقطعی جامعه پژوهش، کلیه بخش های مراقبت ویژه بیمارستانهای استان مرکزی و ابزار جمعآوری دادهها، پرسشنامهها و چک لیستهای ارزشیابی منابع انسانی، فیزیکی وآموزشی بودکه اعتبار و پایایی آن مورد تأیید وزارت بهداشت میباشد. میزان مرگ و میر بعد از 24ساعت مرتبط با منابع و فعالیتهای بیمارستانی بررسی گردید. برای آنالیز دادهها از آزمونهای آماری استفاده شد. نتایج: مجموع امتیاز منابع انسانی، فیزیکی وآموزشی در بخشهای مراقبت ویژه بیمارستانهای استان مرکزی 55 درصد میزان نرمال استاندارد کشوری بود. نسبت مرگ و میر بعد از 24 ساعت به کل بستری شدگان در بخش مراقبت ویژه بیمارستان ولیعصر اراک بیشترین میزان (25 درصد) و در بیمارستان شهید چمران ساوه کمترین میزان (5 درصد) بود. اختلاف معنیداری از نظر میزان مرگ و میر بعد از 24 ساعت بین بیمارستانها وجود نداشت. بین میزان امتیاز هر یک از منابع انسانی، فیزیکی و آموزشی در بیمارستانهای تابعه دانشگاه، بیمارستانهای وابسته به تامین اجتماعی و بیمارستان قدس با میزان مرگ و میر بعد از 24 ساعت ارتباط معنیداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: هر چند منابع انسانی، فیزیکی وآموزشی در کاهش مرگ و میر بعد از 24 ساعت بخشهای مراقبت ویژه به طور مستقیم تاثیر ندارد ولی بستر لازم برای ارائه خدمات با کیفیتتر را فراهم میکند، لذا ارتقای کمی و کیفی این منابع ضروری است.
لطیف معینی، علی فانی، بابک پیروشعبانی، محمودرضا باغی نیا،
دوره 14، شماره 4 - ( 7-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: معیار امتیاز دهی آپاچی 4 از معتبرترین معیارهای بررسی کیفیت خدمات ارائه شده در بخش مراقبت های ویژه میباشد. هدف این مطالعه بررسی کیفیت ارائه خدمات درمانی در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان امیر المؤمنین (ع) و ولیعصر (عج) اراک می باشد. مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی بر روی100 بیمار بستری شده در بخش مراقبت های ویژه بیمارستان های ولیعصر (ع) و امیرالمؤمنین (ع) انجام شد. در ابتدا احتمال مرگ و میر و مدت اقامت بیماران در مراقبت های ویژه توسط معیار آپاچی 4 محاسبه شد سپس مرگ و میر و مدت اقامت واقعی آنها در مراقبت های ویژه ثبت شد و یافتهها بوسیله نرم افزار آماری SPSS و آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: مرگ و میر واقعی در مردان 2/67% و در زنان 9/61% بود. مدت اقامت واقعی بیماران در مراقبت های ویژه در مردان 58/11 روز و در زنان 62/11 روز بود. مرگ و میر پیش بینی شده توسط معیارآپاچی 4 در مردان 72/23% و در زنان 1/24% و مدت اقامت پیش گویی شده توسط معیارآپاچی 4 در مردان 02/15 روز و در زنان 64/16 روز بود، که تفاوت آماری معنی دار بین مرگ و میر واقعی با مرگ و میر پیش بینی شده مشاهده شد (001/0 = p). نتیجه گیری: یافتهها حاکی از فاصله کیفیت خدمات درمانی ارائه شده در مراقبت های ویژه بیمارستانهای امیرالمؤمنین (ع) و ولیعصر (عج) اراک با استانداردهای جهانی میباشد.
نادر زرین فر، بابک عشرتی، شهلا خرمی ، مجتبی احمدلو، زهره عنبری، حسین دهقان،
دوره 14، شماره 6 - ( 11-1390 )
چکیده
زمینه و هدف: آنفولانزا یک بیماری حاد دستگاه تنفسی است که در اثر ویروس آنفولانزا ایجاد میشود. همهگیریهای آنفولانزا هر ساله گزارش میشوند و پاندمی با فواصل متغیر اتفاق میافتد. اکثر موارد مرگ و میر، ناشی از بیماری زمینهای و عوارض آنفولانزا است. در این مطالعه به بررسی ده مورد مرگ ناشی از آنفولانزای نوع A (H1N1) در پاندمی 2010-2009 پرداختهایم.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع بررسی علت مرگ و میر میباشد و بر اساس اطلاعات بیماران حاصل شده است. متغیرها شامل اطلاعات دموگرافیک بیماران، بیماری زمینهای، عفونت ثانویه، تاخیر شروع درمان، عدم تجویز دارو بوده است. دادههای جمعآوری شده با محاسبات شاخصهای مرکزی و پراکندگی با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: از ده مورد مرگ ثابت شده با ویروس H1N1 استان مرکزی، میانه سنی 30 سال و از نظر بیماریهای زمینهای 90 درصد موارد مرگ و میر واجد بیماری زمینهای و 10 درصد بدون بیماری زمینهایاند. تاریخ فوت 90 درصد بیماران در مهر و آبان و10 درصد در آذر و دی میباشد. بیشترین میزان مرگ و میر در استان مرکزی میانه سنی 30 سال مبین وجود مرگ و میر بیشتر در گروه سنی بالغین بوده است.
نتیجه گیری: مهمترین عامل فوت، تاخیر در شروع درمان ضد ویروس میباشد که نشانه اهمیت شروع به موقع دارو میباشد و پزشکان در صورت شک بالینی برای گروههای پر خطر باید درمان اختصاصی را هر چه سریعتر شروع کنند تا میزان مرگ و میر کاهش یابد.
لطیف معینی، ابوالفضل مظفری، بابک پیر شعبانی،
دوره 17، شماره 2 - ( 2-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه اندازه گیری سطح لیپیدها در بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه، پیامدهای بالینی آن به ویژه میزان مرگ و میر بیماران و ارتباط میزان لیپیدها با معیار آپاچی 4 میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه مقطعی، توصیفی و تحلیلی بر روی 100 بیمار بستری در بخش مراقبتهای ویژه انجام شد. از بیماران، در روز اول و دوم سطح کلسترول تام، لیپوپروتئین با دانسیته پایین و دانسیته بالا و تری گلیسیرید اندازه گیری شد. سپس پیامد بالینی به صورت مرگ و میر، مدت اقامت واقعی و پیش بینی شده آنها بر اساس معیار آپاچی 4 ثبت و یافتهها به کمک نرم افزارSPSS و آزمون پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین کلسترول تام، لیپوپروتئین با دانسیته پایین و دانسیته بالا کمتر از میزان طبیعی و به ترتیب در روز اول 38/131، 97/67، 16/33و در روز دوم 88/119، 99/54، 63/23 بود. میانگین امتیاز آپاچی4، 72/67 بود. براساس آزمون همبستگی پیرسون بین سطح کلسترول و لیپوپروتئین با دانسیته پایین روز اول و دوم و لیپوپروتئین با دانسیته بالا در روز دوم (p<0/05) با معیار آپاچی4 ارتباط معناداری وجود داشت. همچنین بین سطح کلسترول و لیپوپروتئین با دانسیته پایین روز اول و دوم و لیپوپروتئین با دانسیته بالا روزدوم (p<0/05) با میزان مرگ و میر واقعی ارتباط معنا داری وجود داشت. بین سطح کلسترول و لیپوپروتئین با دانسیته پایین روز اول و روز دوم و لیپوپروتئین با دانسیته بالا روز اول (p<0/05) با مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه پیش بینی شده توسط آپاچی4 ارتباط معناداری وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط معنادار بین سطح لیپوپروتئینهای سرم و امتیاز آپاچی4 پیشنهاد میشود از سطح لیپیدهای سرم در کنار سایر پارامترهای فیزیولوژیک برای پیش بینی پیامد بالینی از جمله میزان مرگ و میر بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه استفاده شود.
بهفر پاکباز، نوید رضا مشایخی، علیرضا علی سعیدی، محمدرضا طاهری نژاد، رضا شاه میرزایی،
دوره 17، شماره 5 - ( 5-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: بر قراری اولیه، کامل و پایدار جریان خون کرونری مهمترین معیار برای درمان استاندارد بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST به شمار میرود. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی ایمنی و اثر بخشی داروی اینتگریلین به عنوان مهار کننده گیرنده گلیکوپروتئین IIb/IIIa در بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST است که تحت PCI اولیه قرار میگیرند.
مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 106 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد با صعود قطعه ST که با شکایت درد حاد قفسه سینه به اورژانس بیمارستان امیرالمومنین اراک مراجعه کردند وارد مطالعه شدند. بیماران به صورت تصادفی ساده به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با اینتگریلین بلافاصله قبل از انجام آنژیوپلاستی قرار گرفتند. گروه دوم نیز تحت درمان با آنژیوپلاستی عروق کرونر به روش معمول انجام گرفت.
یافتهها: پس از دریافت دارو و انجام آنژیوپلاستی میانگین TIMI Frame Count در گروه اول برابر با 04/8±7/15 و در گروه دوم برابر 4/5±2/14 بود که اختلاف معنیداری بین دو گروه وجود نداشت (4/0p=). میزان کسر جهشی بیماران دریافت کننده اینتگریلین در ماههای اول (043/0p=) و سوم (012/0p=) پس از درمان به طور معنیداری بیشتر از گروه شاهد بود.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر میرسد استفاده از داروی اینتگریلین در زمان استاندارد، موجب سود بلند مدت بیماران و کاهش آسیبهای وارده به دیواره قلب خواهد شد.
علی عبدی تازه،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده
مقدمه: مطالعه حاضر با هدف تحلیل مرگهای افزوده در دوران پاندمی کووید-19 در جمعیت تحت پوشش دانشکده علوم پزشکی مراغه انجام گرفت.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی که تعداد مرگهای ثبت شده و اطلاعات آن شامل سن، جنس و تاریخ فوت به تفکیک از سال 1399 تا 1400 از سامانه نظام ثبت و طبقهبندی علل مرگ و میر در شهرستان مراغه استخراج گردید. تعداد مرگهای مورد انتظار در سالهای 1399 و 1400 بر اساس تعداد مرگهای ثبت شده سال 1397 و 1398 محاسبه شد. بدین صورت که تعداد مرگ و میر به تفکیک سن، جنس و تاریخ فوت در سالهای 1397 و 1398 از سامانه ثبت و طبقه بندی علل مرگ و میر استخراج و بعد از استانداردسازی، میزانهای مرگ و میر مورد محاسبه قرار گرفت. سپس این میزانها به تعداد جمعیت سالهای 1399 و 1400 تطبیق داده شد تا تعداد مرگ مورد انتظار برای این دو سال برآورد گردد.
یافتهها: از فروردینماه 1399 تا اسفندماه 1400، تعداد 3821 مرگ در سامانه علیتی ثبت شده، که با توجه به 2958 مورد مرگ مورد انتظار، 863 مورد (29/17 درصد) مرگ اضافی اتفاق افتاده است. میزان مرگ افزوده در مردان 24/59 درصد و در زنان 35/41 درصد بوده و گروه سنی 60 تا 69 سال دارای بیشترین میزان مرگ افزوده بوده است. 96/06 درصد (829 مورد) از مرگهای افزوده در این دو سال منتسب به بیماری کووید-19 بوده که در مردان و زنان به ترتیب 97/85 و 94/36 درصد بوده است. بیشترین میزان مرگ افزوده در سه ماهه سوم سال 1399 اتفاق افتاده که 72/17 درصد بیشتر از مرگ مورد انتظار در این بازه زمانی بوده است.
نتیجهگیری: میزان مرگ افزوده در گروههای سنی بالا و در گروه جنسی زنان بیشتر بوده و همچنین تعداد مرگهای افزوده در زمان رخداد موجهای بیماری کووید-19 بیشتر اتفاق افتاده است. بنابراین با اتخاذ سیاستهای درست و منطقی با جلوگیری از وقوع موجهای بیماری و شیوههای مراقبتی و درمانی در گروههای سنی بالا از وقوع تعداد زیادی از مرگهای افزوده جلوگیری خواهد شد.
علیرضا امانی، ملیحه صفری، قدرت اله روشنایی، علیرضا محمدی، امیر همتا، آیدین شاکری، یاسمن پوراندیش، سحر بیات، درسا بیگی، سعید جعفری،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بخش اورژانس، جزء ضروری سیستم مراقبتهای بهداشتی در هر کشوری است. بخش اورژانس در هر بیمارستان در طول 24 ساعت در روز آماده سرویسدهی به بیمارانی است که نیاز به مراقبت فوری پزشکی، جراحی یا سایر موارد هستند. هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس در مرکز ریفرال در شهر اراک بود.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی است که بر روی 226127 بیمار مراجعهکننده به بخش اورژانس طی سالهای 1398-1401 انجام شد. اطلاعات مورد بررسی در این مطالعه بر اساس سامانه ثبت مربوط به بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس بیمارستان ولیعصر اراک انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری T-test و Chi-square مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنیداری آزمونها 0/05 > P در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سن بیماران 36/3 (20/5) سال با دامنه سنی (1-103) بود. 147088 بیمار مرد بود (65 درصد). 2633 (1/2 درصد) بیماران فوت شدند. بیش از 50 درصد بیماران بین ساعت 8-16 مراجعه کرده بودند. 32/1 درصد بیماران مراجعه کننده بستری شدند. 63 درصد بیماران نیاز به جراحی داشتند. بین جنسیت، سن، سال مراجعه، فصل، ساعت مراجعه و اقدامات جراحی با نوع پذیرش و وضعیت بیمار در زمان ترخیص رابطه آماری معنیدار مشاهده شد (0/05 > P).
نتیجهگیری: آگاهی از اپیدمیولوژی و ویژگیهای دموگرافی و بالینی بیماران میتواند به تسهیل برنامهریزی به موقع برای استقرار کارکنان و تخصیص منابع برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد، بهبود نتایج درمان بیماران و افزایش رضایت بیماران از طریق مدیریت به موقع کمک کند.