جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای طرحواره

نرگس برزگر حسین آبادی، علیرضا سلیمی نیا، عصمت دانش، رقیه نوری پور لیاولی،
دوره 17، شماره 10 - ( 10-1393 )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری سلیاک یک التهاب ایمنی روده کوچک می‌باشد که ناشی از حساسیت به گلوتن در رژیم غذایی و پروتئین‌های مرتبط با آن در افراد به طور ژنتیکی است. این پژوهش با هدف تعیین پنج عامل بزرگ شخصیت و طرحواره‌های ناسازگار اولیه در بیماران دچار سلیاک و افراد سالم انجام شد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه مورد- شاهدی تعداد 108 بیمار مبتلا به سلیاک به روش نمونه‌گیری در دسترس و 108 نفر از افراد غیر بیمار از 4 دانشکده پرستاری، روان‌شناسی، ادبیات و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی کرج به صورت نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. هر دو گروه پرسش‌نامه‌های نسخه کوتاه پنج عاملی شخصیت نئو و طرحواره‌های ناسازگار یانگ را پاسخ دادند. داده‌ها با استفاده از آزمون تی مستقل، آزمون تجزیه و تحلیل واریانس و تجزیه و تحلیل واریانس چند متغیره، آزمون بن فرونی و آزمون لاندای ویکلز و در نرم افزار SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‌ها: نتایج نشان داد که از میان پنج عامل بزرگ شخصیت، نمره روان آزرده‌گی بیماران دچار سلیاک بیشتر از افراد سالم بود. هم‌چنین نمره‌های بیماران در مولفه‌های طرحواره‌های ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی، بی‌اعتمادی، نقص/ شرم، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، وابستگی/ بی‌کفایتی، آسیب‌پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خود تحول نیافته/ گرفتار، شکست، استحقاق/ بزرگ منشی، خویشتن – داری و خود انضباطی ناکافی، اطاعت، ایثار، معیارهای سرسختانه/ عیب جویی افراطی و بازداری هیجانی در مقایسه با افراد سالم، بالاتر بود.

نتیجه‌گیری: این بررسی نشان داد که با توجه به تأثیر پذیری بیماری سلیاک از طرحواره‌های ناسازگار اولیه، می‌توان از دوره‌های آموزشی روان‌شناختی و طرحواره درمانی در بهبود الگوهای هیجانی و شناختی این بیماران استفاده کرد.


جمال عاشوری،
دوره 18، شماره 2 - ( 2-1394 )
چکیده

زمینه و هدف: «فراشناخت درمانی» و «طرحواره درمانی» دو روش مهم درمان اختلال‌های روانی به ویژه درمان اضطراب و افسردگی هستند. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی فراشناخت درمانی و طرحواره درمانی در کاهش علائم اضطراب و افسردگی دانشجویان پرستاری و مامایی انجام شد.

مواد و روش‌ها: این پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پی‌گیری 2 ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانشجویان دختر دانشکده پرستاری و مامایی مراجعه کننده به مرکز مشاوره دانشگاه آزاد اسلامی مشهد بود. در مجموع 60 دانشجوی مبتلا به اضطراب و افسردگی با روش نمونه‌گیری در دسترس، انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه جایگزین شدند. گروه‌های آزمایش در 10 جلسه 70 دقیقه‌ای روش‌های فراشناخت درمانی و طرحواره درمانی را آموزش دیدند. همه گروه‌ها پرسش‌نامه‌های اضطراب کتل و افسردگی بک را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 و با روش کوواریانس چند متغیره (مانکووا) تحلیل شدند.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد در مرحله پس آزمون، طرحواره درمانی برخلاف فراشناخت درمانی باعث کاهش معنی‌دار علائم اضطراب و افسردگی شده است. اما در مرحله پی‌گیری هر دو روش طرحواره درمانی و فراشناخت درمانی به طور معنی‌داری باعث کاهش اضطراب و افسردگی شده‌اند و در مرحله پی‌گیری تفاوت معنی‌داری بین دو روش وجود نداشت(05/0>p).

نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد گرچه تاثیر طرحواره درمانی زودتر از فراشناخت درمانی نمود می‌یابد، اما در بلندمدت تفاوت معنی‌داری میان این دو روش درمانی وجود ندارد. بنابراین مشاوران و درمان‌گران برای کاهش علائم اضطراب و افسردگی می‌توانند از فراشناخت درمانی و طرحواره درمانی استفاده کنند.


الهام سیدمورتی، فرنگیس دمهری، سلیمه قارونی فردی، محسن سعیدمنش،
دوره 27، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بررضایت زناشویی و سلامت روان خانم‌های تحت جراحی هیسترکتومی انجام شد.
روش کار: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نوع تحقیقات، کمی و از نظر روش گردآوری داده‌ها از نوع پژوهش‌های نیمه تجربی با دو گروه آزمایش و گواه همراه با پیش‌آزمون و پس‌آزمون بود. جامعه آماری متشکل از تمامی زنان 30 تا50 سال تحت جراحی هیسترکتومی در سال 1402 استان یزد بود. در این مطالعه 30 آزمودنی واجد شرایط به روش در دسترس انتخاب شدند و شرکت‌کنندگان به طورتصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. برای گروه آزمایش برنامه طرحواه درمانی در 10 جلسه 50 دقیقه‌ای اجرا شد. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه‌های سلامت روان Goldberg و پرسشنامه رضایت زناشویی Inrich استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج آزمون تحلیل کواریانس نشان داد که استفاده از رویکرد طرحواره درمانی باعث افزایش رضایت زناشویی و سلامت روان خانم های تحت جراحی هیسترکتومی می‌شود (0/001 P).
نتیجه‌گیری: بنابراین استفاده از جلسات طرحواره درمانی در مراکز درمانی برای افرادی که تحت جراحی هیسترکتومی قرار گرفتند، برای کاهش مشکلات زناشویی پیشنهاد می‌گردد.
نرگس میرانی سرگزی، مینا دهنو خلجی، سیده فاطمه مرشدی شعرباف، لیلا سماوی، مائده بینا،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: مشکلات موجود در حیطه عملکرد جنسی و شخصیت که اکثر زنان مبتلا به واژینیموس با آن روبه‌رو می‌باشند، لزوم پژوهش و افزایش توجه به این حیطه را روشن می‌کند. بنابراین هدف از این پژوهش، مقایسه اثربخشی طرحواره‌درمانی ‌هیجانی و روان‌درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد به روش ماتریکس بر عملکرد جنسی و اختلالات شخصیت در زنان مبتلا به واژینیموس بود.
روش کار: در این مطالعه نیمه‌تجربی، جامعه آماری شامل تمامی زنان واژینیموس شهر البرز، کرمانشاه و تربت جام بود. از میان آن‌ها 60 نفر به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و گواه (هر گروه20 نفر) جایگزین شدند. برای جمع‌آوری داده‌ها از پرسشنامه عملکرد جنسی زنان (روزن، 1997) و پرسشنامه اختلال شخصیت (کوهل و کازن، 2009) استفاده شد. گروه آزمایش اول تحت مداخله طرحواره‌درمانی هیجانی (10 جلسه) و گروه آزمایش دوم تحت روان‌درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد به روش ماتریکس (6 جلسه) قرار گرفتند و گروه کنترل در لیست انتظار قرار گرفتند. برای تحلیل داده‌های پژوهش از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تحلیل واریانس و آزمون T استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج حاکی از آن بود که بین طرحواره‌درمانی ‌هیجانی و روان‌درمانی‌گروهی مبتنی ‌بر پذیرش و تعهد و گروه ‌کنترل در پس‌آزمون متغیر عملکرد جنسی (0/001 = P، 53/26 = F) و اختلالات شخصیت (0/001 = P، 27/7 = F) تفاوت معنی‌داری وجود دارد. همچنین اندازه اثر برای متغیر عملکرد جنسی و اختلالات شخصیت  در دو گروه مداخله اول و دوم و گروه‌کنترل به ترتیب 49/7 و 33/9 درصد است.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد، مداخله طرحواره‌درمانی ‌هیجانی نسبت به گروه‌درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد به روش ماتریکس، تأثیر بیشتری بر عملکرد جنسی و گروه‌درمانی گروهی مبتنی بر پذیرش و تعهد به روش ماتریکس نسبت به طرحواره‌درمانی هیجانی، تأثیر بیشتری بر اختلالات شخصیت زنان واژینیموس دارد.
مهناز شهبازپور، سیده مریم موسوی، سامره اسدی مجره،
دوره 29، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی طرحواره‌درمانی مبتنی بر آموزش مادران بر شایستگی هیجانی- اجتماعی در نوجوانان دختر دارای رفتارهای جامعه‌ستیز انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمه‌آزمایشی، با استفاده از طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری دو ماهه با یک گروه آزمایشی و یک گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش‌آموزان 4 مدرسه دولتی دخترانه دوره متوسط دوم ساکن شهر کرج در سال 1402- 1403 تشکیل دادند. شرکت‌کنندگان این پژوهش شامل 20 نوجوان دختر دارای رفتارهای جامعه‌ستیز و مادران‌ آنها بودند که از میان 520 دانش‌آموز پایه‌های دهم و یازدهم شناسایی شدند. شرکت‌کنندگان بر اساس نمونه‌گیری هدفمند انتخاب و به‌طور تصادفی در دو‌گروه طرحواره‌درمانی و کنترل (هر کدام 10 نفر) جای‌دهی شدند. ابزارهای سنجش متغیرهای پژوهش شامل پرسشنامه جامعه‌ستیزی Levenson و پرسشنامه شایستگی هیجانی- اجتماعی Zhou & Ee بود. برای گروه آزمایش برنامه طرحواره درمانی، 12 جلسه 90 دقیقه‌ای بر روی مادران انجام شد، در حالی که مادران گروه کنترل در فهرست انتظار قرار گرفت. ابزارها در مراحل پیش‌آزمون و پس‌آزمون توسط فرزندان نوجوانان آن‌ها تکمیل شد.
یافته‌ها: نتایج تحلیل واریانس آمیخته نشان داد، بین گروه آزمایش و کنترل در پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری تفاوت وجود دارد
(0/05 >
P). به عبارت دیگر، طرحواره‌درمانی مبتنی بر آموزش مادران در افزایش شایستگی هیجانی- اجتماعی مؤثر بود، به عبارت دیگر، طرحواره‌درمانی مبتنی بر آموزش مادران به‌طور مؤثری شایستگی هیجانی- اجتماعی نوجوانان را افزایش داد.

نتیجه‌گیری: پیشنهاد می‌شود که از طرحواره‌درمانی مبتنی بر آموزش مادران به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش‌ها برای مقابله با مشکلات روانشناختی و افزایش شایستگی هیجانی- اجتماعی در دانش‌آموزان دارای رفتارهای جامعه‌ستیز استفاده کرد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb