1431 نتیجه برای نوع مطالعه: پژوهشي اصیل
صفیه آزادی فرد، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: از آنجا که تمرین استقامتی و رژیم روزهداری در کاهش علائم بیماریهای قلبی مؤثر است، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی همراه با تحریک الکتریکی بر بیان ژنهای (Intercellular Adhesion Molecule 1) ICAM و
(Vascular cell adhesion molecule-1) VCAM در بافت قلب موشهای روزهدار چاق بود.
روش کار: در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (8 هفتهای با میانگین وزن 19±200 گرم) پس از القای چاقی و افزایش وزن به طور تصادفی به 5 گروه7تایی (کنترل چاق، روزهدار، روزهدار و تمرین استقامتی، روزهدار و تحریک الکتریکی و روزهدار، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی) تقسیم شدند. روزهداری به صورت پروتکل 8/16برای تمامی گروهها بجز کنترل چاق انجام شد. پروتکل تمرین استقامتی به مدت 4 هفته و 5 جلسه در هفته با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اول شروع و در هفته چهارم به 65 درصد رسید. همچنین تحریک الکتریکی با (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20 دقیقه) انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی پس از بیهوشی کامل، بافت قلب برداشته شد. مقادیر بیان ژن ICAM-1 و VCAM-1 قلب به روش Real time PCR اندازهگیری شد. از روش آماری آنالیز واریانس دو راهه همراه با آزمون تعقیبی Tukeyبرای تجزیه و تحلیل داده در سطح معنیداری (05/0 ≥ P) استفاده شد.
یافتهها: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد، روزهداری متناوب، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی هر کدام به تنهایی باعث کاهش معنادار بیان ژن ملکولهای چسبان عروقی در بافت قلب موشهای صحرایی میشود (0/001 = P). این در حالی است که به نظر میرسد ترکیب سه مداخله اثرگذاری بیشتری بر کاهش سطح بیان ژن ملکولهای چسبان عروقی در بات قلب موشهای صحرایی چاق شود (0/001 = P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، انجام تمرینات استقامتی همراه با روزهداری و تحریک الکتریکی، اثر بسزایی در کاهش بیان VCAM و ICAM در بافت قلب دارد. با این حال هنوز نمیتوان با قطعیت سمت و سوی اثر روزهداری، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی فوت شوک را بر مولکولهای چسبان درشرایط چاقی و روزهداری متناوب تعیین نمود.
علی قاسمی کهریزسنگی، مهرداد نجفی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه دیابت یکی از مشکلات اصلی در جهان میباشد. دیابت نوع ۲ در افراد چاق و دارای اضافه وزن بیشتر دیده میشود و چاقی نیز بعنوان یک مشکل جدی سلامتی مطرح است. علاوه بر اهمیت فعالیت ورزشی در دیابت، مصرف برخی مکملها میتواند بر عوامل التهابی مؤثر باشد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر، تعیین تأثیر ۸ هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل دانه گیاه خرفه روی فاکتورهای پیشالتهابی IL-6 و CRP مردان مبتلا به دیابت نوع-۲ میانسال در آستانه چاقی بود.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی روی ۴۰ بیمار مرد مبتلا به دیابت نوع ۲ با میانگین سنی 40-65 و قند خون ناشتایی بالای ۱۲۰ انتخاب شده، سپس به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفره شامل: گروه کنترل، تمرین، تمرین+مکمل و گروه مکمل تقسیم شدند. آزمودنیها، سابقه فعالیت ورزشی منظم (به مدت 6 ماه قبل) و مصرف گیاه خرفه را نداشتند و در آستانه چاقی بودند (شاخص توده بدنی بین 28 تا 30). آزمودنیها ۳ جلسه در هفته و هر جلسه یک ساعت پیاده روی بدون استراحت انجام میدادند. مدت زمان هر جلسه تمرینی از ۳۰ دقیقه در هفته اول شروع شد و در هفته هشتم به ۴۵ دقیقه رسید، همچنین شدت تمرین معادل۵۰ تا۷۰ درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره رسید. گروه مکمل، دانه گیاه خرفه به میزان 7/5 گرم در روز را به مدت ۸ هفته مصرف کردند. گروه کنترل طی ۸ هفته تمرین نداشتند و مکملی دریافت نکردند. برای مقایسه نتایج قبل و بعد از آزمون t زوجی استفاده شد. برای بررسی اختلاف معنیداری بین چهار گروه از آزمون تحلیل کوواریانس و در صورت مشاهده تفاوت معنیدار از آزمون تعقیبی Bonferroni جهت تعیین محل اختلاف بین گروهی در سطح معنیداری (0/05 > P) استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس، تفاوت معنیدار CRP را نشان داد (0/001 = P). نتایج آزمون تعقیبی Bonferroni حاکی از تفاوت بین دو گروه تمرین- مکمل و تمرین دارونما نسبت به گروه کنترل بود (0/05 P <). در مقادیر IL-6 تفاوتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد مصرف دانه گیاه خرفه همراه با فعالیت ورزشی، موجب بهبود شاخص التهابی CRP شده و لذا میتواند باعث کاهش مشکلات قلبی شود. در نتیجه استفاده از مکمل دانه خرفه چنانچه همزمان با تمرین ورزشی باشد میتواند روشی مؤثر برای مردان مبتلا به دیابت نوع دو میانسال در آستانه چاقی باشد، اما تأثیر تمرین استقامتی مؤثرتر از مکمل دانه خرفه بود.
مهتاب فراهانی، فاطمه مهرابی، محمد علی مردم، عبداله ابولفتحی، زهرا برزابادی فراهانی، فاطمه رفیعی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر آموزش براساس مدل خودکارآمدی بر راهبردهای مقابلهای و امید در بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمیدرمانی بود.
روش کار: این مطالعه بر روی 62 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمیدرمانی انجام شد. گروه مداخله به مدت 4 جلسه، آموزش مؤلفههای عوارض شیمیدرمانی و راهکارهای بهبود آن را بر اساس مدل خودکارآمدی دریافت نمودند. بیماران گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند و تحت مراقبتهای روتین قبل بودند. پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، مهارت مقابلهای Billings و Moss و امید Schneider بلافاصله قبل از شروع مداخله و پس از پایان مداخله توسط بیماران هر دو گروه تکمیل شدند و نتایج حاصل از آن توسط آزمونهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین امید در دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله کم و بعد از مداخله، در گروه کنترل همچنان کم و در گروه مداخله زیاد و معنیدار است (0/05 > P). آزمونهای آماری نشان داد که بین میانگین کل امید به زندگی با سن و اقتصاد و تحصیلات آنها ارتباط معنیداری وجود دارد (0/05 > P). همچنین قبل از مداخله میزان استفاده از راهبردهای مقابلهای در هر دو گروه مداخله و کنترل کم و بعد از مداخله آموزشی در گروه کنترل کم و در گروه مداخله در حد زیاد بود.
نتیجهگیری: مداخله آموزش خودکارآمدی سبب افزایش امید به زندگی و راهبردهای مقابلهای در بیماران مبتلا به سرطان پستان، تحت شیمیدرمانی شد.
جمال رضایی اوریمی، بیتا قاضی زاده، اعظم خسروی، سید امیرحسین لطیفی، مهدی صالحی، محمدحسین اسدی، سیدعبدالله محمودی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: مطالعات مرتبط با تولیدات علمی دیدگاههای ارزشمندی درباره توسعه و رشد پژوهشهای علمی فراهم میکنند. هدف این مقاله، ارزیابی پایاننامههای تحصیلات تکمیلی حوزه تاریخ پزشکی در ایران از سال 1380-1400 با تمرکز بر روندهای پژوهشی، سهم دانشگاهها و موسسات علمی و الگوهای فعالیت علمی بود.
روش کار: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش از 558 پایاننامه تشکیل شده که در دانشگاهها و مراکز علمی کشور منتشر شدهاند. دادههای تحقیق با بکارگیری چکلیست تحلیلمحتوا گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفتهاند.
یافتهها: یافتههای پژوهش نشان میدهد، دانشگاه تهران با 66، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با 49 و دانشگاه پیام نور با 36 عنوان بیشترین تعداد پایاننامهها را در این حوزه تولید نمودهاند. بیشترین تعداد پایاننامه در سال 1396 نگارش یافته (9/67 درصد) و کمترین تعداد مربوط به سال 1382 بوده است. همچنین، رشتههای تاریخ با 160، دکترای حرفهای با 78 و زبان و ادبیات فارسی با 46 عنوان بیشترین تعداد پایاننامه را در این حوزه منتشر نمودهاند.
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که تاریخ پزشکی در ایران در دو دهه گذشته رشدی چشمگیر داشته است. این رشد با افزایش تعداد پایاننامهها، تنوع گرایشها، و همچنین افزایش مشارکت دانشگاهها و مراکز علمی مشهود است.
رویا فاطمی نژاد، محمد رضا دایر، مهران درست قول، محمدرضا پریشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئین نوروتوکسین بوتولینیوم (بوتاکس)، جهت زیباسازی و کاهش چین و چروک صورت بدون توجه به خطرات بالقوه آن بطور وسیعی استفاده میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات بوتاکس بر عوامل بیوشیمیایی خون و نیز ساختار بافتی کلیه موشهای صحرایی ماده انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، تعداد 28 عدد موش صحرایی ماده بالغ از نژاد ویستار انتخاب و بطور تصادفی به چهار گروه هفتتایی تقسیم شدند. به سه گروه اول تا سوم به ترتیب بوتاکس با دوزهای 4، 6 و 8 تزریق و به گروه چهارم یا گروه شاهد سالین به صورت داخل صفاقی (یک سوم پایینی شکم و یک سانتیمتر زیر ناف سمت چپ) تزریق شد. سپس به مدت سه ماه با دسترسی کامل به غذا و آب در شرایط دمایی 22 درجه سانتیگراد و چرخه روشنایی و تاریکی 12 ساعته در خانه حیوانات نگهداری شدند. در پایان دوره، حیوانات بعد از 24 ساعت گرسنگی توسط اتر بیهوش و از ناحیه قلب آنها خونگیری شد. سپس حیوانات آسانکشی شده و نمونههای بافتی کلیه آنها جهت بررسیهای بافت شناختی استخراج گردید.
یافتهها: نتایج بیوشیمایی حاکی از افزایش معنیدار کراتینین خون بدنبال تزریق بوتاکس در مقادیر 6 و 8 واحد بود که نشاندهنده آسیب کلیوی است. اگرچه افزایش در میزان اسید اوریک خون در مقایسه با گروه کنترل در سطح 95 درصد معنیدار نبود ولی در سطح 94 درصد اختلاف معنیداری را نشان داد که حاکی از آسیب اولیه به کلیهها میباشد. مطالعات بافت شناختی نشان داد که تزریق داخل صفاقی بوتاکس در دوز 8 واحد، در بافت کلیه تغییرات ساختاری پراکنده و محدود در برخی از نواحی کلیه شامل دژنرسانس واکوئلر سلولهای اپیتلیال ایجاد میکند.
نتیجهگیری: بنابر نتایج مطالعه حاضر، استفاده از بوتاکس در دورههای طولانی و تکرار شونده، علاوه برآسیبهای موضعی ممکن است باعث آسیبهای جدی به کلیهها شده و زندگی فرد را تهدید نماید.
حسن رحمانی، فائزه عسگری، عابد عسگری، حبیب الله رحیمی، لیلا قنبری افرا،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: : حفظ سلامت عمومی و دوری از فرسودگی شغلی، دو مؤلفه اساسی زندگی افراد است و هر یک میتواند بر دیگری تأثیرگذار باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط فرسودگی شغلی و سلامت عمومی در پرسنل پیشبیمارستانی انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی بر روی 150 نفر از پرسنل پیشبیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال 1399 انجام گردید. نمونهگیری به روش تصادفی ساده انجام شد. ابزار جمعآوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و سلامت عمومی گلدبرگ بود. تجزیه تحلیل دادهها با استفاده از آزمونهای توصیفی و Pearson انجام شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر، متوسط سن شرکتکنندگان 8/09 ± 35/14 بود. متوسط نمره فرسودگی شغلی و سلامت عمومی به ترتیب شغلی 19/28 ± 57/98 و 10/97 ± 48/26 بود. نتایج آزمون همبستگی Pearson نشان داد فرسودگی شغلی با سلامت عمومی رابطه معنیدار داشتند (001/ 0= P، 0/613 = r).
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه نشان دادند که فرسودگی شغلی و سلامت عمومی پرسنل پیشبیمارستانی در سطح متوسط قرار دارند. افزایش نمره فرسودگی شغلی، موجب تشدید اختلال سلامت عمومی در پرسنل پیش بیمارستانی میگردد؛ به نظر میرسد گزینش دانشجو از بین علاقمندان به حرفه پیشبیمارستانی باعث بهبود وضعیت این احساس در افراد شاغل گردد. بعلاوه لازم است مدیران پیشبیمارستانی برای کمک به بهبود کیفیت خدمات پرسنل پیشبیمارستانی، به فرسودگی شغلی و سلامت عمومی توجه نمایند.
محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، محمد ارجمندزادگان، مونا مقدسی، آرش پروین،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: در دنیای امروز، با گسترش فناوریهای الکترونیکی و تجهیزات تولیدکننده میدانهای الکترومغناطیسی، انسانها و سایر موجودات زنده بهطور مداوم در معرض این میدانها قرار دارند. این مواجهه میتواند تأثیرات بیولوژیکی قابلتوجهی بر رشد و عملکرد موجودات زنده داشته باشد. این پژوهش به ارزیابی تأثیر میدانهای مغناطیسی متناوب با شدتها و فرکانسهای مختلف بر میزان رشد باکتریهای اشریشیا کلی (Escherichia coli) به عنوان یک باکتری گرم منفی و استافیلوکوکوس اورئوس (Staphylococcus aureus) به عنوان یک باکتری گرم مثبت، پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، اثر میدانهای مغناطیسی متناوب با شدتهای ۱ و ۲ میلیتسلا و فرکانسهای ۵۰، ۷۵، ۱۰۰ و ۱۵۰ هرتز بر رشد باکتریهای اشریشیا کلی و استافیلوکوکوس اورئوس مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، از تکنیک شمارش صفحات استاندارد استفاده شد. نمونهها در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد به مدت ۲۴ ساعت انکوبه شدند و تعداد کلونیها به صورت واحدهای تشکیلدهنده کلونی (CFU/ml) شمارش شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تعداد کلونیهای اشریشیا کلی تحت تأثیر میدانهای مغناطیسی بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (0/05 > P). درمقابل، تعداد کلونیهای استافیلوکوکوس اورئوس پس از مواجهه با میدان مغناطیسی کاهش معنیداری (0/05 > P) را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میدانهای مغناطیسی متناوب میتوانند تأثیرات متفاوتی بر رشد باکتریهای مختلف داشته باشند. طبق این نتایج، کاهش در تعداد کلونیها بر اثر اعمال میدان مغناطیسی در استافیلوکوکوس اورئوس مشاهده شد، در حالی که افزایش تعداد کلونیها در اشریشیا کلی دیده شد. این یافتهها میتوانند در توسعه روشهای جدید برای کنترل رشد باکتریها و کاربردهای بیوتکنولوژی مورد استفاده قرار گیرند.
الهام محمدی، نازنین امینی، صفورا امیدوار، اعظم مسلمی، مائده سادات الحسینی، فائزه وابک،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: کاتاراکت، یکی از علل شایع ناتوانی در سالمندان است. بیماران کاندید عمل جراحی کاتاراکت، مانند هر نوع جراحی دیگر، اضطراب فراوانی را تجربه میکنند و این اضطراب، بر ابعاد روانی، فیزیولوژیکی و بهبودی پس از عمل در آنان تأثیر نامطلوبی دارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش قبل از عمل بر میزان اضطراب بیماران کاندید جراحی کاتاراکت انجام گرفت.
روش کار: در این کار آزمایی آموزشی، 80 بیمار کاندید جراحی کاتاراکت به روش نمونهگیری تصادفی ساده در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. بیماران در گروه آزمون، مداخله آموزشی را دریافت کردند و بیماران گروه کنترل، مراقبتهای معمول بخش را دریافت نمودند. اضطراب دو گروه در زمان بستری و پس از جراحی و ورود به بخش با پرسشنامه Spielberger، تعیین و در دو گروه مقایسه شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون Fisher's exact test، Levin و Chi-square و T-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج اختلاف آماری معنیداری را بین گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله آموزشی از نظر نمرهی اضطراب آشکار و پنهان را نشان نداد (0/05 < P) اما پس از اجرای مداخله آموزشی نتایج اختلاف آماری معنیداری را بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین اضطراب آشکار و پنهان(0/05 > P) نشان داد.
نتیجهگیری: اجرای مداخله آموزشی قبل از عمل منجر به کاهش اضطراب بیماران بعد از عمل میشود، از اینرو پیشنهاد میشود که آموزش به عنوان روشی کم هزینه و اثربخش در مراقبتهای قبل از عمل انجام شود.
مژگان محمدی فر، فرشته بهمنی، علیرضا عابد، غلامعلی حمیدی، محمد حسین اعرابی، سید علیرضا طلائی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: اثرات ضددردی اسانس رزماری و نعناعفلفلی در مطالعات زیادی نشان داده شده است. حلالیت پایین اسانسها در آب و فراهمیزیستی پایین مصرف آنها را محدود کرده و نانوذرات میتوانند در رفع این محدودیتها کمک کنند. این مطالعه با هدف بررسی اثر ضددردی نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در موشهای صحرایی مبتلا به درد نوروپاتیک انجام شد.
روش کار: 40 سر موش صحرائی نر به چهار گروه زیر اختصاص داده شدند: کنترل (CON)، درد نوروپاتیک دریافتکننده نرمالسالین (NPS)، نانوامولسیون (NPN) یا گاباپنتین (NPG). درد نوروپاتیک با استفاده از مدل CCI ایجاد شد. حیوانات، نانوامولسیون حاوی 10 درصد عصاره رزماری و اسانس نعناعفلفلی را از طریق گاواژ دریافت کردند. آزمایشات رفتاری (هایپرآلژزی حرارتی، آلودینیای حرارتی و آلودینیای مکانیکی) در روزهای 1، 4، 7، 14 و 21 مطالعه انجام شد. در پایان، آزمایشات بیوشیمیایی روی بافت عصب سیاتیک انجام شد.
یافتهها: موشهای NPS افزایش قابلتوجهی در آستانه درد در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند (0/001 > P). بهعلاوه، پتانسیل ضددرد نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در آزمایشهای آلودینیا و هایپرآلژزی دیده شد. بررسیهای بیوشیمیایی نشان داد که CCI ظرفیت آنتیاکسیدان کل، و فعالیت آنزیمهای سوپراکسیددیسموتاز و گلوتاتیونپراکسیداز را کاهش داده و سطح MDA را در عصب سیاتیک موشها افزایش میدهد (0/001 > P برای همه مقایسهها). تجویز نانوامولسیون تمام تغییرات پارامترهای بیوشیمیایی را معکوس کرد (0/001 > P).
نتیجهگیری: تجویز نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع برای موشهای صحرایی، میتواند علائم درد نوروپاتیک را از طریق ایجاد تعادل در سیستمهای اکسیدانی و آنتیاکسیدانی عصب سیاتیک آنها کاهش دهد.
حبیب رضایی، سعاد محفوظ پور، سمیه حسام، ایروان مسعودی اصل،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سازمانهای مختلفی در هر یک از سطوح پیشگیری از بروز حوادث ترافیکی مشارکت دارند و همکاری هرچه بیشتر این سازمانها با یکدیگر موجب میشود تا پیشگیری از حوادث ترافیکی در سطوح مختلف بیشترین کارسازی و سودمندی را داشته باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی وضعیت همکاری بین بخشی در پیشگیری از حوادث ترافیکی در کشورهای منتخب انجام گردید.
روش کار: این پژوهش، یک مطالعه تطبیقی است که در سال 1401 انجام شد. در این مطالعه، نمونهگیری به صورت هدفمند بود. کشورهای مورد مقایسه شامل؛ مصر، ترکیه، ایالات متحده، استرالیا، سوئد، انگلیس، نروژ، دانمارک و ایران بودند که به دلیل داشتن تجربه موفق و شاخصهای مثبت در زمینه پژوهش وارد مطالعه شدند. برای گردآوری دادهها از پایگاههای اطلاعاتی معتبر و سایر منابع مرتبط در زمینه موضوع پژوهش استفاده شد. در این مطالعه، یافتههای به دست آمده در قالب جدول تطبیقی مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از این بود که میزان حوادث ترافیکی در بین مردان بیشتر از زنان و میزان این حوادث در ایران بیشترین و در نروژ نیز کمترین میزان را دارد. همچنین نتایج نشان داد که سازمانها و نهادهایی چون؛ راه و شهرسازی، آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت کشور، صدا و سیما، پلیس راهنمایی و رانندگی، اقتصاد و دارایی و وزارت رفاه مهمترین نقش و اهمیت را در زمان قبل از وقوع حوادث، حین و بعد از حوادث ترافیکی دارند.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش تدوین و طراحی یک مدل یکپارچه همکاری بین بخشی در جهت پیشگیری و کنترل حوادث ترافیکی به منظور کاهش تلفات و حوادث ترافیکی در کشور ایران پیشنهاد میگردد.
مصطفی بیگلری، علیرضا بهرامی، تورج سپهوند،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: انتخاب سبک زندگی فعال یا غیرفعال، میتواند پیامدهای جسمانی و شناختی مهمی داشته باشد که لزوم توجه بیشتر به جنبه شناختی در تحقیقات وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای اجرایی در ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و دارای طرح علی- مقایسهای بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان سنین 20 الی 35 سال شهر فامنین (استان همدان) بودند که از بین آنان 80 نفر در 4 گروه ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق (هر گروه 20 آزمودنی) انتخاب شدند. برای اندازهگیری کارکردهای اجرایی، از آزمونهای رایانهای برج لندن و N-back استفاده شد که آزمونهای مذکور بهترتیب برای اندازهگیری مؤلفههای برنامهریزی، حل مسأله و حافظهکاری مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس یکسویه و تعقیبی توکی در سطح 0/05>p انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد در کارکردهای اجرایی بین گروههای مختلف، تفاوت معنیدار وجود دارد. در مؤلفه برنامهریزی و حل مسأله، و نیز حافظهکاری آزمودنیهای گروههای غیرورزشکار، مقاومتی و استقامتی بهتر از گروه چاق بودند و گروه ورزشکاران مقاومتی و استقامتی از گروه غیرورزشکار عملکرد بهتری داشتند. بعلاوه، گروه استقامتی فقط در مؤلفه برنامهریزی و حل مسأله بهتر از گروه مقاومتی بود و در حافظه کاری تفاوتی بین آنها وجود نداشت
نتیجهگیری: کنترل وزن و اجرای ورزشهای استقامتی و مقاومتی میتواند از بعد شناختی برای افراد مفید و شاید در برخی حیطههای شناختی، ورزش استقامتی مفیدتر از ورزش مقاومتی باشد.
مهری رستم نژاد، جواد خلعتبری، محمدرضا زربخش،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سرطان پستان، از جمله بیماریهای مزمنی است که ارتباط تنگاتنگی با عوامل روانشناختی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایتاجتماعی ادراکشده و خودشفقتی در رابطه بین سبکهای مقابلهای و کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان (پس از جراحی ماستکتومی) انجام شد.
روش کار: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه، زنان مبتلا به سرطان سینه و ماستکتومی شده بودند که به بیمارستانهای استان مازندران (ساری و بابل) در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کردند. حجم نمونه براساس نظر کلاین (2014) 480 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادههای پژوهش پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان اروپایی، 2006)، پرسشنامه راهبردهای مقابلهای (لازاروس فولکمن، 2001)، پرسشنامه حمایتاجتماعی ادراکشده (زیمت و دیگران، 1988) و پرسشنامه خودشفقتی (ریس، 200) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از مدلیابی معادلات رگرسیونی ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سبکهای مقابلهای با میانجیگری حمایتاجتماعی ادراکشده و خودشفقتی با کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به سرطان سینه رابطه وجود دارد. حد پایین فاصله اطمینان برای دو متغیر خودشفقتی و حمایتاجتماعی ادراکشده به عنوان متغیر میانجی بین سبکهای مقابلهای و کیفیتزندگی 0/4687 و حد بالای آن 0/6523 است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، توجه به متغیرهای حمایتاجتماعی ادراکشده، خودشفقتی، سبکهای مقابلهای و کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان توصیه میشود.
میترا رحیم زاده، نوشین قویدل، بهروز کاوه ئی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: با کاهش مرگ و میر، ساختار سنی جامعه تغییر کرده است. با افزایش سالمندان، توجه به نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی آنها از موضوعات ضروری در جامعه میباشد. داشتن یک ابزار پایا و روا برای ارزیابی وضعیت سلامت و بهداشت این گروه از افراد برای تدوین سیاستها و برنامهریزی مداخلات بهداشتی- درمانی ضروری است. این مطالعه در نظر دارد روانسنجی پرسشنامه لعلی برای سبک زندگی سالم را با نظریه سؤال-پاسخ در سالمندان شهرستان کرج مورد بررسی قرار دهد.
روش کار: جمعآوری اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه با مراجعین به پایگاههای بهداشتی شهر کرج انجام شد. برای جمعآوری اطلاعات علاوه بر اطلاعات دموگرافیک از پرسشنامه سبک زندگی سالم (لَعلی 1391) استفاده شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 66/82 (6/59) سال بود. بر اساس معیار برازش مدل آکائیک، از بین مدلهای متداول در نظریه سؤال- پاسخ برای پرسشنامهها با پاسخهای طیف لیکرت مدل پاسخ اسمی (NRM) برازش بهتری به دادهها داشت. بر اساس این مدل از بین 54 گویه مورد استفاده، 6 گویه حد نصاب قابل قبول برای شاخص تمیز را کسب نکردند و از پرسشنامه حذف گردیدند. بر اساس تابع آگاهیبخشی کل پرسشنامه در بازه توانایی (2/5 و 1/5-) بطور مناسبی قابلیت تفکیک افراد را دارد.
نتیجهگیری: استفاده از نظریه سؤال- پاسخ در روانسنجی پرسشنامهها موجب کاهش تعداد گویههای غیر مرتبط و افزایش دقت ابزار اندازهگیری میشود.
فاطمه السادات فاطمی، اعظم وزیری نسب، فرشید خسروپور،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه خیانت زناشویی، شیوع قابل ملاحظهای در بین زوجین دارد و برای پیشگیری از این رفتار مخرب مهارتها و مداخلات مناسب لازم است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکرد واقعیت درمانی و پذیرش و تعهد بر افسردگی و اضطراب زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمهآزمایشی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان آسیبدیده از خیانت زناشویی مراجعهکننده به مراکز مشاوره شهر کرمان در نیمه اول سال 1403 بودند. از بین این زنان، 45 نفر به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و به طور تصادفی و با روش قرعهکشی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایشی اول مداخله واقعیت درمانی و گروه دوم مداخله (Acceptance and Commitment Therapy) ACT را طی 8 جلسه 60 دقیقهای دریافت کردند. ابزارهای پژوهش، پرسشنامههای افسردگی و اضطراب لوویبوند ولوویبوند (1995) بود. دادهها با تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی Bonferoni تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که واقعیت درمانی و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش افسردگی و اضطراب، مؤثر بود. همچنین درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر افسردگی و اضطراب زنان آسیبدیده از خیانت اثربخشتر از واقعیت درمانی بود (0/001 > P).
نتیجهگیری: یافتههای پژوهش حاضر نشان داد درمان ACT رویکرد مناسبتری در کاهش آسیبهای ناشی از خیانت زناشویی در زنان است. تأکید اصلی این درمان بر گسلش شناختی است که تمارین آن باعث می شوند افکار کمتر اضطرابزا باشند.
کاملیا احمدی، علی زینالی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: خیانت اینترنتی، یکی از مهمترین آسیبهایی است که در سالهای اخیر انسجام خانوادهها را تهدید میکند. شناسایی و عوامل مرتبط با خیانت زناشویی اهمیت بسزایی دارد چراکه میتواند خطر فروپاشی خانواده را کاهش دهد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش قدرتطلبی، استقلالخواهی و وظیفهشناسی در پیشبینی خیانت اینترنتی در زنان متأهل شاغل بود.
روش کار: این مطالعه با استفاده از روش مدلیابی معادلات ساختاری انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل شاغل در ادارات، مراکز درمانی، و مراکز آموزشی شهر ارومیه در سال 1403 بود. حجم نمونه 250 نفر تعیین شد و نمونهگیری به روش غیرتصادفی هدفمند انجام شد. به این صورت که از میان زنان شاغل، زنان متاهلی که از اینترنت (شبکهها و رسانهها) استفاده میکردند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامههای قدرتطلبی، استقلالخواهی، وظیفهشناسی و خیانت اینترنتی بود.
یافتهها: دادهها با استفاده از مدلیابی معادلات ساختاری مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفتند. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخصهای برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازهگیری برازش دارد. نتایج نشان داد که قدرتطلبی و استقلالخواهی با خیانت اینترنتی رابطه مثبت و معناداری دارند، در حالی که وظیفهشناسی تأثیر منفی بر این پدیده دارد. بهویژه، قدرتطلبی با ضریب بتای 0/16 = β بهعنوان پیشبین قویتری برای خیانت اینترنتی شناسایی شد.
نتیجهگیری: یافتهها نشان دادند که قدرتطلبی و استقلالخواهی میتوانند پیشبینیکننده مناسبی برای خیانت اینترنتی در زنان متأهل شاغل باشند و به عنوان شاخصهای معتبر در شناسایی این پدیده کاربرد داشته باشند.
علی جدیدی، میترا جرس، بهمن توان، سلیمان زند،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: نماز، یکی از مهمترین مظاهر تجلی روح توحید در زندگی میباشد. با وجود اهمیت نماز در زندگی به نظر میرسد در دانشگاه علوم پزشکی اراک با توجه به تعداد دانشجویان موجود میزان مشارکت آنان در نماز جماعت چندان پررنگ نیست. لذا این مطالعه با هدف تبیین موانع شرکت در نماز جماعت از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد.
روش کار: این مطالعه، یک تحقیق کیفی است که جمعآوری دادهها توسط یک پژوهشگر آموزش دیده و مطلع به روش نیمه ساختار یافته با استفاده از تعدادی سؤال راهنما انجام شد. تعداد 10 نفر از دانشجویان با گرایشهای مختلف تحصیلی در این مطالعه شرکت کردند. پس از کسب رضایت از مشارکتکنندگان مبنی بر ضبط مصاحبه، از آنان خواسته شد چالشهای فردی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی شرکت در نماز جماعت را بیان کنند. پس از اینکه دادهها به حد اشباع رسید داده جدیدی حاصل نشد، مصاحبهها را خاتمه یافته و پیادهسازی متن مصاحبه ها انجام شد. تجزیه تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل کیفی محتوا انجام شد.
یافتهها: در این مطالعه 10 نفر از دانشجویان علوم پزشکی با میانگین سنی 20/6 سال شرکت کردند که 5 نفر از آنان مرد و مابقی زن بودند. پس از تجزیه تحلیل مصاحبه ها در مجموع 232 کد، 11زیرطبقه و 2 طبقه اصلی، موانع (محیطی، ماهیت نماز جماعت، رسانهای، شناختی، سیاسی، بهداشتی،رفاهی، فردی و خانوادگی، فرهنگی و مذهبی) و تسهیل کنندهها (ویژگیهای فردی، ویژگیهای شخصیتی امام جماعت) حاصل شد.
نتیجهگیری: با رفع تداخل زمان کلاسهای آموزشی با زمان برگزاری نماز، گسترش فعالیتهای فرهنگی متولیان امور فرهنگی دانشگاه در راستای تبیین جایگاه نماز، فراهم آوردن زمینه مناسب جهت افزایش حضور مسئولان، اساتید و کارکنان دانشکدهها، یافتن راههای افزایش انگیزه در دانشجویان، استفاده از تبلیغات دینی مستمر در سطح دانشگاه و تشویق و تقدیر از دانشجویان و کارکنان فعال در انجام این فریضه الهی میتوان تأثیر بسزایی در برپایی نماز با شکوه جماعت داشت.
هانا اسدی، حسین قمری کیوی، زهرا اخوی ثمرین،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف این مطالعه، بررسی تجربیات روانشناختی دختران نوجوان در مواجهه با سندرم پیش از قاعدگی و تحلیل تأثیرات روانی و عاطفی این سندرم بر کیفیت زندگی آنان است. این تحقیق به دنبال درک بهتر تغییرات روانی ناشی از (Premenstrual syndrome) PMS و تأثیر آن بر روابط اجتماعی، تحصیلی و کلیت زندگی دختران نوجوان میباشد.
روش کار: این پژوهش بهصورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. 18 دختر نوجوان که حداقل یکبار تجربه سندرم پیش از قاعدگی را داشتهاند، در این مطالعه شرکت کردند. از روش نمونهگیری هدفمند برای انتخاب مشارکتکنندگان استفاده شده است. دادهها از طریق مصاحبههای نیمهساختار یافته جمعآوری و با استفاده از روش هفت مرحلهای کلایزی تحلیل شدند.
یافتهها: یافتههای پژوهش چهار مضمون اصلی و دوازده مضمون فرعی را نشان داد. تأثیرات روانشناختی شامل کاهش تمرکز، دشواری در تصمیمگیری منطقی و خستگی ذهنی بودند. در بعد عاطفی، احساس افسردگی، اضطراب، تحریکپذیری و نوسانات خلقی گزارش شد. تأثیرات اجتماعی شامل کنارهگیری از جمع، پنهانکاری علائم و کاهش تعامل با اعضای خانواده بود. همچنین، شرکتکنندگان از راهبردهایی مانند آرامسازی، مدیریت استرس و دریافت حمایت اجتماعی برای کنار آمدن با علائم استفاده میکردند.
نتیجهگیری: یافتههای این مطالعه نشان داد که دختران نوجوان، سندرم پیش از قاعدگی را بهعنوان تجربهای روانی، عاطفی و اجتماعی درک میکنند که جنبههای مختلف زندگی روزمره آنها را تحت تأثیر قرار میدهد. درک این تجربههای زیسته میتواند مبنایی برای آگاهسازی، حمایتهای روانی- اجتماعی و سیاستگذاری های آموزشی در محیط خانواده و مدرسه فراهم کند.
عاطفه صادقی، هادی حسنی، مبینا کاویانی، رامین محمدی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: با پیشرفت علم و دانش در دنیا، چالشهای مسائل اخلاقی رو به افزایش است و عدم توانایی روبرو شدن با این چالشها بر کیفیت مراقبتهای بهداشتی تأثیر بسزایی دارد. شجاعت اخلاقی در پرستاران، باعث غلبه برترس و ارزشهای غیراخلاقی میشود و پیچیدگی کار پرستاری بر سلامت معنوی تأثیر میگذارد و باعث میشود پرستاران نتوانند سازگاری مطلوب با چالشهای پرستاری داشته باشند.
روش کار: این مطالعه از نوع همبستگی و روش نمونهگیری دردسترس از پرستاران شاغل در بیمارستان امیرالمومنین در سال 1403 انتخاب شدند و حجم نمونه 221 برآوارد شد. ابزارهای مورد استفاده شجاعت اخلاقی سکرکاو سلامت معنوی الیسون و پولوتزین بود.
یافتهها: 186 پرستار در مطالعه شرکت کردند که از این میان 119 نفر زن و 67 مرد بودند. میانگین نمرات شجاعت اخلاقی حاکی از آن بود که نمره شجاعت اخلاقی در زنان و همچنین کسانی که مدرک تحصیلی بالاتری دارند بالاتر میباشد. همچنین سن و سلامت وجودی از عوامل مهم در پیشبینی شجاعت اخلاقی هستند، در حالی که سلامت مذهبی تأثیر قابلتوجهی ندارد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد که شجاعت اخلاقی و سلامت معنوی، بهویژه در ابعاد وجودی، نقش مهمی در تصمیمگیریهای اخلاقی ایفا میکنند. و همچنین جنسیت و سن از جمله عواملی هستند که میتوانند بر میزان شجاعت اخلاقی تأثیرگذار باشند.
عبدالطیف معینی، سعید پژوهان،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماری مزمن انسدادی ریه (Chronic Obstructive Pulmonary Disease) COPD یک بیماری شایع است که با کاهش جریان هوای ریه همراه است با مشکلات تنفسی و قلبی متعددی همراه است. هدف از این مطالعه، بررسی تغییرات ضربان نبض و شاخصهای پیچیدگی سیگنال نبض در بیماران مبتلا به COPD در وضعیت بستری و مقایسه آن با افراد سالم بود.
روش کار: در این مطالعه، تجزیه و تحلیل تغییرپذیری سریهای زمانی فواصل بین نبض در دوره 30 دقیقهای ثبت نبض با استفاده از روش آنالیز آنتروپی چند مقیاس و تحلیل نوسانات بدون روند انجام شد. دادههای پالساکسیمتری 15 بیمار مبتلا به COPD در وضعیت بستری و ترخیص تجزیه و تحلیل گردید و با دادههای 21 نفر از افراد گروه کنترل که از نظر سن و جنس با گروه بیماران همسان بودند، مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تعداد ضربان نبض در بیماران مبتلا به COPD در هر دو وضعیت بستری و ترخیص بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (0/001 > P). همچنین، شاخصهای پیچیدگی مانند آنتروپی (0/05 > P و همبستگی فرکتالی 0/01> P) در این بیماران کاهش یافت. این تغییرات در زمان بستری، زمانی که بیماران دچار تشدید علائم بودند، و در زمان ترخیص که وضعیت بالینی بیماران به حالت پایدار بازگشته بود، معنیدار بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که سیگنال ضربان نبض در بیماران مبتلا به COPD از پیچیدگی و انعطافپذیری کمتری برخوردار میباشد. ارزیابی تغییرات پیچیدگی این سیگنالها ممکن است بهعنوان ابزاری مفید برای پایش و مدیریت وضعیت بیماران در مراحل مختلف بیماری مورد استفاده قرار گیرد. این روشها احتمالاً قادر به شناسایی زودهنگام تشدید بیماری و مشکلات قلبی هستند و میتوانند به بهبود روند درمان و کاهش عوارض ناشی از بیماری کمک کنند.
علی زند، سعادت الله صالحی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: گسترش ورزش و فعالیتهای مربوط به آن، باعث شده است امروزه این نوع فعالیتها به عنوان یکی از جذابترین فعالیتهای پذیرفته شده در سطح جهان باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی تأثیر حضور ملیپوشان در باشگاههای ورزشی بر میزان انگیزه ورزشی جوانان شهر اراک انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و جامعه پژوهش شامل جوانان ورزشکار بود. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه انگیزه ورزش و پرسشنامه انگیزه مشارکت ورزشی بود. برای این منظور تعداد 141 نفر از ورزشکاران مراجعهکننده به باشگاههای ورزشی شهر اراک به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
یافتهها: یافتهها حاکی از آن بود که، حضور ورزشکاران ملیپوش، دیدن تمرین ملیپوشان، باشگاهی که ملیپوش دارد، الگو بودن ملیپوشان و.... با مقدار سطح معنیداری، میتواند بر انگیزه ورزشی و انگیزه مشارکت ورزشی جوانان شهر اراک تأثیرگذار باشد (0/001 < P). همچنین نتایج نشان داد که بین انگیزه مشارکت ورزش و انگیزه ورزشی با جنس، تفاوت معنیداری وجود ندارد (0/001> P). نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بیان نمرات انگیزه مشارکت ورزشی و انگیزه ورزشی افراد با سن تفاوت معنیدار و معکوس وجود دارد (0/001< P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به دست آمده میتوان گفت که حضور، دیدن تمرین و یا مسابقه ورزشکاران ملیپوش بر انگیزه ورزشی جوانان شهر اراک تأثیرگذار است. در نهایت تأکید میشود که سیاستگذاران ورزش باید از حضور فعال ملیپوشان در سطوح باشگاهی برای بالا بردن انگیزه و مشارکت ورزشی جوانان بهره گیرند.