جستجو در مقالات منتشر شده


106 نتیجه برای Ast

داود شمسی، محسن محمدیان ساروی، خلیل علی محمدزاده، آزاده اشرفی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: حکمرانی خوب به‌عنوان یکی از مفاهیم اساسی در مدیریت نظام‌های سلامت، نقشی کلیدی در ارتقای کارایی، اثربخشی و عدالت در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ایفا می‌کند. این مفهوم با تأکید بر اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی، مشارکت و قانون‌مندی، به‌عنوان چارچوبی برای بهبود سیاست‌گذاری و مدیریت در نظام سلامت ایران مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف طراحی و ارائه مدل حکمرانی خوب در نظام سلامت با بهره‌گیری از رهیافت ترکیبی تحلیل مضمون و روش حداقل مربعات جزئی در سال 1403 انجام شده است.
روش کار: روش تحقیق شامل دو بخش کیفی و کمی بود. در بخش کیفی، جامعه پژوهش مدیران، صاحب‌نظران حوزه بهداشت و درمان، خبرگان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، و صاحب‌نظران دانشگاهی را شامل می‌شد. نمونه‌گیری به روش هدفمند و گلوله برفی انجام شد و ۱۷ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) برای برازش مدل استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل کلیه کارشناسان و مدیران حوزه بهداشت و درمان ایران بود که بر اساس فرمول کوکران حداقل حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین گردید.
یافته‌ها: نتایج تحلیل مضمون داده‌های کیفی و برازش مدل پژوهش نشان داد که مدل نهایی حکمرانی خوب در نظام سلامت از هفت بعد اصلی تشکیل شده است: اثربخشی، کارآیی، عدالت، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت، قانون‌مندی و رهبری. هر یک از این ابعاد به مؤلفه‌های خاصی تفکیک شدند که اهمیت هر کدام در تقویت حکمرانی خوب مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: این مقاله با ارائه مدلی جامع از حکمرانی خوب در نظام سلامت، چارچوبی برای بهبود سیاست‌گذاری، مدیریت و عملکرد در این حوزه پیشنهاد می‌کند. مدل ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و بهبود ساختارهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد.
صفیه آزادی فرد، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: از آنجا که تمرین استقامتی و رژیم روزه‌داری در کاهش علائم بیماری‌های قلبی مؤثر است، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی همراه با تحریک الکتریکی بر بیان ژن‌های (Intercellular Adhesion Molecule 1) ICAM و
 (
Vascular cell adhesion molecule-1) VCAM در بافت قلب موش‌های روزه‌دار چاق بود.

روش کار: در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (8 هفته‌ای با میانگین وزن 19±200 گرم) پس از القای چاقی و افزایش وزن به طور تصادفی به 5 گروه7تایی (کنترل چاق، روزه‌دار، روزه‌دار و تمرین استقامتی، روزه‌دار و تحریک الکتریکی و روزه‌دار، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی) تقسیم شدند. روزه‌داری به صورت پروتکل 8/16برای تمامی گروه‌ها بجز کنترل چاق انجام شد. پروتکل تمرین استقامتی به مدت 4 هفته و 5 جلسه در هفته با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اول شروع و در هفته چهارم به 65 درصد رسید. همچنین تحریک الکتریکی با (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلی‌آمپر و 20 دقیقه) انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی پس از بیهوشی کامل، بافت قلب برداشته شد. مقادیر بیان ژن ICAM-1 و VCAM-1 قلب به روش Real time PCR اندازه‌گیری شد. از روش آماری آنالیز واریانس دو راهه همراه با آزمون تعقیبی Tukeyبرای تجزیه و تحلیل داده در سطح معنی‌داری (05/0 P) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد، روزه‌داری متناوب، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی هر کدام به تنهایی باعث کاهش معنادار بیان ژن ملکول‌های چسبان عروقی در بافت قلب موش‌های صحرایی می‌شود (0/001 = P). این در حالی است که به نظر می‌رسد ترکیب سه مداخله اثرگذاری بیشتری بر کاهش سطح بیان ژن ملکول‌های چسبان عروقی در بات قلب موش‌های صحرایی چاق شود (0/001 = P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، انجام تمرینات استقامتی همراه با روزه‌داری و تحریک الکتریکی، اثر بسزایی در کاهش بیان VCAM و ICAM در بافت قلب دارد. با این حال هنوز نمی‌توان با قطعیت سمت و سوی اثر روزه‌داری، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی فوت شوک را بر مولکول‌های چسبان درشرایط چاقی و روزه‌داری متناوب تعیین نمود.
مریم موبدی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: باکلوفن، آگونیست گیرنده‌های گابا در نورون‌های پیش و پس سیناپسی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی است. قطع ناگهانی باکلوفن باعث فعال شدن گیرنده‌های دوپامین و نورآدرنرژیک می‌شود، علائم 1 تا 3 روز پس از قطع ناکهانی یا کاهش دوز، در بیمارانی که باکلوفن خوراکی یا داخل نخاعی مصرف می‌کنند ایجاد می‌شوند، مانند تغییر وضعیت ذهنی، تشدیداسپاستیسیتی، تب، ضعف، بی‌ثباتی اتونومیک، تشنج، سندرم نورولپتیک بدخیم، تظاهرات عصبی- روانی و وضعیت تهدیدکننده حیات. باکلوفن داروی رایج در بیماران مبتلا به اسپاسم عضلانی است. علائم بیماری ریفلاکس معده را نیزتسکین می‌دهد.
شرح مورد: در این مقاله، وضعیت یک پسر ایرانی چهار ماهه با تکامل نرمال را گزارش می‌شود، که به دلیل تحریک‌پذیری، گریه‌های شدید، تغذیه ضعیف، بی‌خوابی، خیره شدن و تشنج به اورژانس آورده شد. وی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد، در ارزیابی اولیه علائم حیاتی (تاکی‌کاردی، تاکی‌پنه و تب خفیف)، تست‌های آزمایشگاهی، (کم خونی)، توموگرافی کامپیوتری مغز و نوار مغزی غیر تشخیصی بود. مننژیت رد شد. درمان با سرم، آنتی‌بیوتیک و فنوباربیتال وریدی شروع شد، اما علائم و نشانه‌ها به طور کامل بهبود نیافت و بیمار تحریک‌پذیر بود و تغذیه ضعیف او ادامه یافت. شرح حال تکمیلی نشان‌دهنده بیماری ریفلاکس معده به مری در بیمار بود که به مدت سه ماه تحت درمان با باکلوفن خوراکی بوده و از 3 روز پیش قطع شده بود. باکلوفن با همان دوز قبل از قطع شروع شدو علایم بیماربهبود یافت. بیمار به بخش نورولوژی منتقل و با باکلوفن خوراکی و فنوباربیتال و حال عمومی خوب ترخیص شد. دوز فنوباربیتال به تدریج کاهش و پس از دو هفته بدون عود تشنج قطع شد.
نتیجه‌گیری: پس از چهار ماه پیگیری، وضعیت بیمار عادی بود. طبق اطلاع نگارنده، هیچ موردی از تشنج پس از قطع باکلوفن در شیرخواران ایرانی زیر شش ماه مبتلا به GERD گزارش نشده است.
مهتاب فراهانی، فاطمه مهرابی، محمد علی مردم، عبداله ابولفتحی، زهرا برزابادی فراهانی، فاطمه رفیعی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر آموزش براساس مدل خودکارآمدی بر راهبردهای مقابله‌ای و امید در بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی‌درمانی بود.
روش کار: این مطالعه بر روی 62 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی‌درمانی انجام شد. گروه مداخله به مدت 4 جلسه، آموزش مؤلفه‌های عوارض شیمی‌درمانی و راهکارهای بهبود آن را بر اساس مدل خودکارآمدی دریافت نمودند. بیماران گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند و تحت مراقبت‌های روتین قبل بودند. پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک، مهارت مقابله‌ای Billings و Moss و امید Schneider بلافاصله قبل از شروع مداخله و پس از پایان مداخله توسط بیماران هر دو گروه تکمیل شدند و نتایج حاصل از آن توسط آزمون‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین امید در دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله کم و بعد از مداخله، در گروه کنترل همچنان کم و در گروه مداخله زیاد و معنی‌دار است (0/05 > P). آزمون‌های آماری نشان داد که بین میانگین کل امید به زندگی با سن و اقتصاد و تحصیلات آنها ارتباط معنی‌داری وجود دارد (0/05 > P). همچنین قبل از مداخله میزان استفاده از راهبردهای مقابله‌ای در هر دو گروه مداخله و کنترل کم و بعد از مداخله آموزشی در گروه کنترل کم و در گروه مداخله در حد زیاد بود.
نتیجه‌گیری: مداخله آموزش خودکارآمدی سبب افزایش امید به زندگی و راهبردهای مقابله‌ای در بیماران مبتلا به سرطان پستان، تحت شیمی‌درمانی شد.
مهری رستم نژاد، جواد خلعتبری، محمدرضا زربخش،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: سرطان پستان، از جمله بیماری‌های مزمنی است که ارتباط تنگاتنگی با عوامل روانشناختی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایت‌اجتماعی ادراک‌شده و خودشفقتی در رابطه بین سبک‌های مقابله‌ای و کیفیت‌زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان (پس از جراحی ماستکتومی) انجام شد.
روش کار: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه، زنان مبتلا به سرطان سینه و ماستکتومی شده بودند که به بیمارستان‌های استان مازندران (ساری و بابل) در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کردند. حجم نمونه براساس نظر کلاین (2014) 480 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده‌های پژوهش پرسشنامه کیفیت ‌زندگی (سازمان اروپایی، 2006)، پرسشنامه راهبرد‎های مقابله‎ای (لازاروس فولکمن، 2001)، پرسشنامه حمایت‌اجتماعی ادراک‌شده (زیمت و دیگران، 1988) و پرسشنامه خودشفقتی (ریس، 200) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از مدل‌یابی معادلات رگرسیونی ساختاری استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سبک‌های مقابله‌ای با میانجی‌گری حمایت‌اجتماعی ادراک‌شده و خودشفقتی با کیفیت‌زندگی در بیماران مبتلا به سرطان سینه رابطه وجود دارد. حد پایین فاصله اطمینان برای دو متغیر خودشفقتی و حمایت‌اجتماعی ادراک‌شده به عنوان متغیر میانجی بین سبک‌های مقابله‌ای و کیفیت‌زندگی 0/4687 و حد بالای آن 0/6523 است.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌ها، توجه به متغیرهای حمایت‌اجتماعی ادراک‌شده، خودشفقتی، سبک‌های مقابله‌ای و کیفیت‌زندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان توصیه می‌شود.
مهسا سلطانی، الهام شجاع فر، علی اصغر غفاری زاده، اعظم مسلمی، مریم باعزم،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: انجماد اسپرم، یکی از روش‌های مهم حفظ باروری در بیماران مبتلا به آستنوتراتواسپرمی است. با این وجود، این فرایند به دلیل تولید رادیکال آزاد و آسیب به غشای سلول سبب کاهش پارامترهای اسپرم می‌شود. جهت جلوگیری از آسیب سلولی مواد مختلفی به محیط انجمادی استفاده می‌شود. در این مطالعه جهت بهبود پارامترهای اسپرم پس از انجماد ازپلاسمای غنی از پلاکت که حاوی فاکتورهای رشد و مولکول‌های فعال زیستی است استفاده شد.
روش کار: نمونه سمن 20 مرد مبتلا به آستنوتراتوواسپرمی به 5 گروه تقسیم شد: کنترل (فاقد PRPPRP50، PRP100، PRP200 و PRP400.PRP  به صورت همولوگ تهیه و به نمونه‌ها اضافه شد. اسپرم‌ها منجمد و در تانک نیتروژن نگهداری شدند. 20 روز بعد از انجام انجماد، نمونه‌ها ذوب و میزان حیات اسپرم، تحرک، مورفولوژی، سطح MDA و میزان شکست DNA اسپرم با استفاده از کیت‌های مربوطه مورد ارزیابی قرارگرفت. یافته‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و سپس آزمون تعقیبی Tukey ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انجماد باعث کاهش قابل توجهی در تمامی پارامترهای اسپرم در گروه کنترل می‌شود. افزودن PRP در غلظت‌های 50 و 400 در بین غلظت‌های مورد استفاده موجب افزایش معنی‌داری در تحرک کلی، تحرک پیشرونده و غیر پیشرونده، زنده‌مانی اسپرم‌ها و کاهش اسپرم‌های غیر متحرک، شکست DNA و سطح MDA نسبت به گروه کنترل شد (0/05 > P).
نتیجه‌گیری: انجماد و ذوب می‌تواند تأثیرات منفی بر عوامل بیولوژیکی در نمونه‌های اسپرم ایجاد کند. از این‌رو، اضافه کردنPRP  به عنوان یک ماده محافظت‌کننده به صورت وابسته به دوز می‌تواند یک راهکار امیدوارکننده برای کاهش اثرات منفی انجماد بر نمونه‌های آستنوتراتواسپرمی باشد.

صفحه 6 از 6    
6
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb