جستجو در مقالات منتشر شده



فاطمه تحسینی، علی حیدریان پور، الناز شکری،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: اضافه وزن با افزایش ترشح کورتیزول و به همراه آن افزایش اضطراب و افسردگی همراه است. هدف از این مطالعه، مقایسه اثر شش هفته تمرین همزمان استقامتی-تداومی (MICT) و استقامتی- تناوبی (HIIT) با تمرین HIIT به تنهایی بر ترکیب بدن، سطوح پلاسمایی کورتیزول و سطح اضطراب و افسردگی در دانش آموزان پسر دارای اضافه‌وزن بود.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، 27 نفر از دانش‌آموزان دارای اضافه‌وزن، انتخاب شدند و به‌صورت تصادفی به 3 گروه 9 نفری، تمرین همزمان MICT+HIIT و تمرین HIIT و گروه شاهد تقسیم شدند. تمرین MICT (15 دقیقه در روز با شدت 65 - 60 درصد ضربان قلب بیشینه و با اضافه‌بار 5 دقیقه‌ای در هر دو هفته) تمرین HIIT (3 دقیقه دویدن با شدت 75-70 درصد ضربان قلب بیشینه، 3 دقیقه استراحت فعال با شدت 50 درصد ضربان قلب بیشینه،3 تکرار در دو هفته اول، 4 تکرار در دو هفته دوم و 5 تکرار در دو هفته آخر) بود.
یافته‌ها: هر دو نوع پروتکل تمرینی منجر به کاهش وزن، شاخص توده بدنی، کلسترول، لیپوپروتئین با چگالی پایین، کورتیزول، اضطراب و افسردگی و افزایش لیپوپروتئین با چگالی بالا شد (0/05 > P) و تفاوتی بین دو نوع تمرین وجود نداشت؛ تنها اکسیژن مصرفی اوج و تری گلیسیرید در گروه MICT+HIIT با تغییرات بهتری همراه بود.
نتیجه‌گیری: برای نوجوانان پسر دارای اضافه وزن با هدف کاهش وزن و بهبود سلامت روان، انجام تمرینات HIIT به تنهایی کفایت می‌کند و افزودن تمرینات MICT از نظر بالینی فواید بیشتری برای آنان به همراه نخواهد داشت.
حدیث طهماسبی ارشلوپور، داریوش خواجوی، فردین فرجی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis) MS، شایع‌ترین اختلال سیستم عصبی در جوانان است و مشکلات تعادلی ناشی از آن می‌تواند باعث ایجاد اختلال در حفظ وضعیت ایستاده، محدودیت در راه رفتن و در نهایت افتادن بیماران مبتلا شود. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مداخله حرکتی و شناختی بر تعادل و اعتماد به تعادل بیماران مولتیپل اسکلروزیس بود.
روش کار: جامعه آماری پژوهش، افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (با دامنه سنی 60-20 و نمره مقیاس ناتوانی بین 4-2) مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر اراک بودند. از بین آنها 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مساوی تجربی و شاهد اختصاص یافتند. آزمودنی‌ها در پیش‌آزمون، آزمون‌های «برخاستن و رفتن زماندار» (TUG) و «ایستادن روی یک پا» را انجام دادند و مقیاس اعتماد به تعادل ویژه فعالیت‌ها را تکمیل کردند. پس از اعمال برنامه مداخله ترکیبی حرکتی و شناختی، پس‌آزمون انجام شد. داده‌ها با آزﻣون تحلیل وواریانس مرکب تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین نمره گروه تجربی در مقایسه با گروه شاهد در آزمون‌های برخاستن و رفتن زماندار (0/002 P ≤) و ایستادن روی یک پا (0/001 P ≤) به طور معنی‌داری بهبود یافت. در پس‌آزمون، بین میانگین نمره مقیاس اعتماد به تعادل ویژه فعالیت‌های دو گروه تجربی و شاهد تفاوتی معنی‌داری مشاهده نشد (0/153P > ).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش، استفاده از برنامه مداخله ترکیبی حرکتی و شناختی بر بهبود چابکی و تعادل پویا و ایستای بیماران مولتیپل اسکلروزیس، پیشنهاد می‌شود. به نظر می‌رسد برای افزایش اعتماد به تعادل بیماران به دلیل ذهنی بودن به مدت زمان بیشتری برای تمرین نیاز است.
شهناز شهرجردی، زهرا گرامی پور،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: هالوکس والگوس، از دفورمیتی‌های شایع پا است که باعث انحراف خارجی نخستین انگشت پا و نیمه دررفتگی پیشرونده مفصل متاتارسو فالانژیال اول می‌شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تأثیر کینزیوتیپ و تمرینات تقویتی مچ پا با توپ بوسو بر درد، تعادل و زاویه شست پای زنان مبتلا به هالوکس والگوس بود.
روش کار: این مطالعه کارآزمائی بالینی با طرح پیش و پس‌آزمون انجام شد. ابتدا 45 زن دارای شست کج به همراه کف پای صاف به روش نمونه‌گیری در دسترس انتخاب، سپس به طور تصادفی به سه گروه کینزیوتیپ (4 هفته، سه جلسه در هفته، هر جلسه به مدت 24 ساعت)، کینزیوتیپ به همراه تمرینات تقویتی مچ پا با توپ بوسو (4 هفته، سه جلسه در هفته، هر جلسه به مدت 30 دقیقه تمرینات و 24 ساعت اعمال تیپ) و گروه شاهد (هیچ مداخله‌ای دریافت نکردند) تقسیم شدند. ابزارهای پژوهش شامل شاخص (Visual Analogue Scale)VAS ، تست لک‌لک و گونیامتر به ترتیب برای اندازه‌گیری درد، تعادل و زاویه شست پا استفاده شد. تحلیل داده‌ها با آزمون ANOVA یک طرفه در سطح معنی‌داری (0/05 P) انجام گرفت.
یافته‌ها: پس از انجام تمرینات، مقایسه داده‌های بین دو گروه تفاوت معنی‌داری را در قبل و بعد از 4 هفته در مورد متغیرهای درد، تعادل و میزان زاویه هالوکس والگوس در دو گروه کینزیوتیپ و کینزیوتیپ به همراه تمرینات تقویتی باتوپ بوسو نسبت به گروه شاهد نشان داد (0/001 = P).
نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد که جهت اصلاح شست کج و بهبود درد و تعادل در زنان می‌توان از برنامه ترکیبی تیپ و تمرینات تقویتی مچ پا با توپ بوسو استفاده کرد.
سیدعبدالله محمودی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: امروزه کاهش جمعیت و عدم تمایل خانواده ها به دلایل مختلف در فرزندآوری هم افراد و هم جوامع را دچار چالش کرده است. از عوامل دخیل در فرزندآوری نگرش افراد به این مهم است. یکی از اساسی‌ترن نگرش‌ها، دیدگاه‌ها و اعتقادات دینی است. چنانچه دین مبین اسلام در آیات و روایات متعدد به این قضیه اشاره کرده است. در همین راستا، این تحقیق می‌کوشد دیدگاه‌های شاخص منابع دینی اسلام در این حیطه بررسی نماید.
روش کار: مطالعه حاضر با تکیه بر جستجو در مستندات کتابخانه‌ای و اصیل و نیز داده‌های پایگاه‌های اطلاعاتی نظیر PubMed، Scopus، Science Direct و موتورهای جستجوگر مانند Google Scholar و غیره انجام گرفته است.
 نتایج نشان می‌دهد که در دین اسلام علاوه بر آیات متعدد در قرآن، در کتب مربوط به ائمه همچون نهج البلاغه و صحیفه سجادیه، موکداً فرزندآوری و افزایش جمعیت مورد تشویق بوده است و در مقابل کاهش جمعیت مذمت شده است. در این منابع به به طورکلی چهار عامل فردی، اقتصادی، نظام سیاسی و وضعیت اجتماعی و فرهنگی در افزایش یا کاهش جمعیت‌اثر گذار است.
نتیجه‌گیری: با توجه به منابع ارزشمند اسلام در حیطه فرزندآوری و چالش های موجود در جوامع در رابطه با کاهش و پیری جمعیت، می‌توان در راستای تقویت سبک زندگی اسلامی و باورهای دینی، گام‌های ارزشندی در جهت اصلاع نگرش افراد و خانواده‌ها در حیطه فرزندآوری نمود.
داود شمسی، محسن محمدیان ساروی، خلیل علی محمدزاده، آزاده اشرفی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: حکمرانی خوب به‌عنوان یکی از مفاهیم اساسی در مدیریت نظام‌های سلامت، نقشی کلیدی در ارتقای کارایی، اثربخشی و عدالت در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ایفا می‌کند. این مفهوم با تأکید بر اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی، مشارکت و قانون‌مندی، به‌عنوان چارچوبی برای بهبود سیاست‌گذاری و مدیریت در نظام سلامت ایران مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف طراحی و ارائه مدل حکمرانی خوب در نظام سلامت با بهره‌گیری از رهیافت ترکیبی تحلیل مضمون و روش حداقل مربعات جزئی در سال 1403 انجام شده است.
روش کار: روش تحقیق شامل دو بخش کیفی و کمی بود. در بخش کیفی، جامعه پژوهش مدیران، صاحب‌نظران حوزه بهداشت و درمان، خبرگان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، و صاحب‌نظران دانشگاهی را شامل می‌شد. نمونه‌گیری به روش هدفمند و گلوله برفی انجام شد و ۱۷ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) برای برازش مدل استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل کلیه کارشناسان و مدیران حوزه بهداشت و درمان ایران بود که بر اساس فرمول کوکران حداقل حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین گردید.
یافته‌ها: نتایج تحلیل مضمون داده‌های کیفی و برازش مدل پژوهش نشان داد که مدل نهایی حکمرانی خوب در نظام سلامت از هفت بعد اصلی تشکیل شده است: اثربخشی، کارآیی، عدالت، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت، قانون‌مندی و رهبری. هر یک از این ابعاد به مؤلفه‌های خاصی تفکیک شدند که اهمیت هر کدام در تقویت حکمرانی خوب مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجه‌گیری: این مقاله با ارائه مدلی جامع از حکمرانی خوب در نظام سلامت، چارچوبی برای بهبود سیاست‌گذاری، مدیریت و عملکرد در این حوزه پیشنهاد می‌کند. مدل ارائه‌شده می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای تصمیم‌گیری‌های استراتژیک و بهبود ساختارهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد.
علی جلالوند،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: این مطالعه با هدف بررسی تأثیر پروتکل تمرینی گیت به عقب بر نوسانات پاسچری (وضعیتی) و تعادل مردان سالمند با سابقه زمین خوردن انجام شد.
روش کار: ﺗﻌﺪاد 28 نفر سالمند سالم و با سابقه زمین خوردن در ایﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺷﺮﮐﺖ ﮐﺮدﻧﺪ. پروتکل گیت به عقب به عنوان متغیر مستقل و میانگین پارامترهای انحرافات وضعیتی دامنه، جابجایی مرکز فشار، سرعت مرکز فشار و شتاب مرکز فشار به عنوان متغیرهای وابسته مورد بررسی قرار می‌گیرد. از فورس پلیت کیستلر برای ارزیابی نوسانات وضعیتی استفاده شد. آزمون تحلیل واریانس اندازه‌های تکراری طرح مختلط در سطح معنی‌داری 0/05 استفاده گردید.
یافته‌ها: تفاوت معنی‌داری در دامنه قدامی- خلفی و شتاب داخلی- خارجی مرکز فشار بین افراد سالمند سالم با افراد دارای سابقه زمین خوردن وجود ندارد (0/05 > P). افراد دارای سابقه زمین خوردن از دامنه داخلی- خارجی، جابجایی قدامی-خلفی، سرعت و شتاب قدامی- خلفی مرکز فشار بیشتری برخوردار بودند (0/001 = P)، ولیکن از جابجایی داخلی- خارجی (0/001 = P) و سرعت داخلی- خارجی مرکز فشار (0/005 = P) پایین‌تری برخوردار بودند.
نتیجه‌گیری: تغییر در پارامترهای مرکز فشار ممکن است پیش‌بینی کننده خطر سقوط در سالمندان باشد. پارامترهای مرکز فشار از حساسیت متفاوتی برای شناسایی تفاوت‌های ظریف در کنترل وضعیت برخوردار هستند. پاسخ پارامترهای مختلف تحت تأثیر مکانیزم‌های جبرانی، ضعف و اختلالات تعادلی قرار می‌گیرند. پروتکل گیت به عقب یک مداخله هدفمند برای بهبود تعادل و پایداری سالمندان مبتلا به سقوط است.
رحمت الله فتاحیان، بهناز کریمی، سیدرضا حسینی، کیانوش فروهر مجد، آیت‌اله حاتم پور،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده

مقدمه: این پژوهش، به بررسی اثر تیامین بر بافت کلیه موش‌هایی که با نانوذرات اکسید مس مواجه شده‌اند، می‌پردازد. این مطالعه ارتباط بین تیامین و میزان آسیب دیدگی کلیه‌ها در اثر ورود نانوذرات بررسی شد.
روش کار: در این مطالعه تجربی، 40 موش صحرایی نر بالغ ویستار به طور تصادفی در چهار گروه (در هر گروه 10 موش) قرار گرفتند. 2 گروه از موش‌ها به عنوان گروه شاهد ((I و گروه تیامین (II) در نظر گرفته شدند. به موش‌های گروه III مقدار 25 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن از نانوذرات اکسیدمس را به مدت 14 روز به شکل داخل صفاقی تزریق شد. موش‌های گروهIV همین میزان از نانوذرات اکسیدمس همراه با تیامین (30 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن) دریافت کردند.
یافته‌ها: نتایج بافت‌شناسی نشان‌دهنده، بر هم خوردن نظم لوله‌های پیچ خورده و از هم گسیخته شدن آن‌ها و گشاد شدن لومن لوله‌ای، جدا شدن سلولی و نکروز توبولی در اکثر توبول‌های کلیوی در گروه III بود. در گروه دریافت‌کننده نانوذرات اکسید مس به همراه تیامین ((IV، تغییرات پاتولوژیک اندک بود و اکثر لوله‌ها ساختار طبیعی خود را حفظ کرده بودند. اختلافات آماری معنی‌داری در مقادیر برخی از فاکتورهای بیوشیمیایی سرم (کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، TBARS و TAC) در گروه‌های III و IV در روز 14 نسبت به گروه شاهد مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که تیامین می‌تواند به عنوان یک ترکیب مؤثر در کاهش آسیب‌های ناشی از نانوذرات بر بافت کلیه عمل کند و باعث بهبود قابل توجهی بر سلامت بافت کلیه در افراد مبتلا به آسیب‌های ناشی از این نانوذرات شود.
ابراهیم پیری، امیرعلی جعفرنژاد گرو، سجاد قدیمی خشت‎مسجدی، عباس قدیمی خشت‎مسجدی، محمد اسلام زاده،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده

مقدمه: یکی از پاسچرهای نامطلوب رایج که فقر حرکتی به واسطه رشد چشمگیر تکنولوژی و رواج استفاده از ابزارها و وسایل ارتباطی برای انسان به ارمغان آورده، افزایش بیش ازحد قوس پشتی (هایپر کایفوزیس) و ناهنجاری سر به جلو می‌باشد. لذا هدف از پژوهش حاضر، مروری بر اثرات تمرینات توانبخشی در افراد دارای کایفوز و سر به جلو بود.
روش کار: مطالعه حاضر از نوع مروری سیستماتیک بود، جستجوی مقالات به زبان فارسی و لاتین از ابتدای ماه دسامبر سال 2005 تا ابتدای ماه آپریل 2023 بود، که در پایگاه‌های تخصصی Wos, SID, Magiran, Scopus, ISC, PubMed و Google Scholar انجام گرفت.
یافته‌ها: تعداد 7 مقاله در حوزه تمرینات توانبخشی بیان کردند، انجام تمرینات اصلاحی سبب بهبود عارضه سر به جلو و کایفوز و همچنین بهبود پاسچر می‌شود. یکی از مقالات بیان کرد استفاده از بریس سبب کاهش فعالیت الکتریکی عضله ذوزنقه بیماران مبتلا به کایفوز شد که این امر مدت زمان رسیدن به خستگی را افزایش خواهد داد.
نتیجه‌گیری: مطالعه مروری حاضر نشان داد، انجام پروتکل‌های تمرینی سبب بهبود عارضه کایفوز و سر به جلو و همچنین بهبود درد و حفظ پاسچر مناسب در افراد مبتلا می‌شود.
محمد پرستش، زهرا یوسف وند، بهزاد آریا، مجید مردانیان قهفرخی، جمیله احمدی،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده

مقدمه: سیس‌پلاتین، یک عامل شیمی درمانی است که بهصورت گسترده مورد استفاده قرار گرفته و مزایای درمانی را برای درمان سرطان ارائه میدهد، اما اغلب منجر به اثرات نامطلوب بر نوروژنز و استرس اکسیداتیو میشود. از طرفی، فعالیت بدنی به‌عنوان یک استراتژی بالقوه برای مقابله با این عوارض جانبی پیشنهاد شده است، از این رو هدف از پژوهش حاضر، بررسی یک دوره تمرین استقامتی بر شاخصهای استرس اکسیداتیو بافت مغزی موش‏های صحرایی تحت القاء پلاتینول، بود.
روش کار: در این پژوهش، 32 سر موش صحرایی نر با میانگین وزنی 220 گرم به چهار گروه: کنترل سالم، گروه کنترل تحت تزریق سیس پلاتین، گروه تمرین استقامتی و گروه سیس پلاتین + تمرین استقامتی، تقسیم شدند. پس از 8 هفته تمرین استقامتی تشریح موش‌ها انجام شد و سرم خون جهت اندازه‌گیری عوامل اکسیدانی و آنتی اکسیدانی جدا سازی؛ همچنین تحت شرایط استریل مغز حیوان برای بررسی شاخصهای مورد نظر از جمجمه خارج شد. داده‌ها با آزمون‌ آماری آنالیز واریانس یک طرفه تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، سیس‌پلاتین باعث کاهش معنی‌دار MDA و افزایش معنی‌دار TAC و CAT در گروه کنترل دریافت کننده سیس‌پلاتین شد. از طرفی انجام ۸ هفته تمرین استقامتی توانست، باعث کاهش معنی‌دار  MDAو افزایش معنی‌دار TAC و CAT، شود. علاوه بر این هیچ تغییر معنی‌داری در سطح سرمی SOD مشاهده نشد. همچنین در بافت مغز، میزان MDA در گروه دریافت‌کننده سیس‌پلاتین افزایش معنی‌دار و میزان TAC، CAT و SOD کاهش معنی‌داری را به‌همراه داشت. در مقابل، انجام ۸ هفته تمرین استقامتی باعث کاهش میزان MDA و افزایش میزان TAC، CAT و SOD شد.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش حاضر به ‌نظر می‌رسد، فعالیت ورزشی دارای اثرات محافظتی در برابر استرس اکسیداتیو ناشی از پلاتینول در مغز موش است که ممکن است به قابلیت‌های آنتی اکسیدانی آن نسبت داده شود.
سید سرمد زحمت کشان، حمید رجبی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی ارتباط بین سطوح آدروپین سرم با نشانگرهای عملکرد کلیوی در افراد جوان فعال و غیرفعال بود.
روش کار: پژوهش حاضر به روش همبستگی انجام شد. پنجاه نفر مرد و زن جوان با میانگین سنی 2/28 ± 28/23 سال، قد 9 ± 170 سانتی‌متر و شاخص توده بدنی 884 ± 24/71 کیلوگرم بر مترمربع در پژوهش حاضر شرکت کردند. آزمودنی‌ها بر اساس پرسش‌نامه بک به دو گروه فعال و غیرفعال تقسیم شدند و مقدار 3 سی‌سی خون از ورید بازویی آن‌ها گرفته و سطوح آدروپین، اوره، اوریک اسید، کراتینین،  نیتروژن اوره، آلبومین و پروتئین تام سرم آنها اندازه‌گیری شد. نرمال بودن داده‌ها از طریق آزمون کولموگروف اسمیرنوف تعیین و برای مقایسه میانگین داده‌ها از آزمون Independent sample T-test استفاده و برای تعیین همبستگی هم از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد.
یافته‌ها: هر چند همبستگی قوی، مثبت (0/78 + = r) و معنی‌داری (0/05 < P) بین آدروپین و فعالیت بدنی مشاهده شد اما نشانگرهای عملکرد کلیوی تفاوت معنی‌داری را بین دو گروه فعال و غیرفعال نشان نداد. همبستگی معنی‌داری نیز بین نشانگرهای عملکرد کلیوی و سطوح آدروپین و بین نشانگرهای عملکرد کلیوی با فعالیت بدنی نیز مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: با افزایش فعالیت بدنی، مقادیر آدروپین افزایش می یابد اما این افزایش، تغییری در سطوح نشانگرهای عملکرد کلیوی افراد سالم ایجاد نمی کند. بنابراین به نظر می‌رسد ارتباطی بین سطوح آدروپین و نشانگرهای عملکرد کلیوی در جوانان سالم وجود ندارد.
صفیه آزادی فرد، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: از آنجا که تمرین استقامتی و رژیم روزه‌داری در کاهش علائم بیماری‌های قلبی مؤثر است، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی همراه با تحریک الکتریکی بر بیان ژن‌های (Intercellular Adhesion Molecule 1) ICAM و
 (
Vascular cell adhesion molecule-1) VCAM در بافت قلب موش‌های روزه‌دار چاق بود.

روش کار: در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (8 هفته‌ای با میانگین وزن 19±200 گرم) پس از القای چاقی و افزایش وزن به طور تصادفی به 5 گروه7تایی (کنترل چاق، روزه‌دار، روزه‌دار و تمرین استقامتی، روزه‌دار و تحریک الکتریکی و روزه‌دار، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی) تقسیم شدند. روزه‌داری به صورت پروتکل 8/16برای تمامی گروه‌ها بجز کنترل چاق انجام شد. پروتکل تمرین استقامتی به مدت 4 هفته و 5 جلسه در هفته با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اول شروع و در هفته چهارم به 65 درصد رسید. همچنین تحریک الکتریکی با (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلی‌آمپر و 20 دقیقه) انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی پس از بیهوشی کامل، بافت قلب برداشته شد. مقادیر بیان ژن ICAM-1 و VCAM-1 قلب به روش Real time PCR اندازه‌گیری شد. از روش آماری آنالیز واریانس دو راهه همراه با آزمون تعقیبی Tukeyبرای تجزیه و تحلیل داده در سطح معنی‌داری (05/0 P) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد، روزه‌داری متناوب، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی هر کدام به تنهایی باعث کاهش معنادار بیان ژن ملکول‌های چسبان عروقی در بافت قلب موش‌های صحرایی می‌شود (0/001 = P). این در حالی است که به نظر می‌رسد ترکیب سه مداخله اثرگذاری بیشتری بر کاهش سطح بیان ژن ملکول‌های چسبان عروقی در بات قلب موش‌های صحرایی چاق شود (0/001 = P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج بدست آمده، انجام تمرینات استقامتی همراه با روزه‌داری و تحریک الکتریکی، اثر بسزایی در کاهش بیان VCAM و ICAM در بافت قلب دارد. با این حال هنوز نمی‌توان با قطعیت سمت و سوی اثر روزه‌داری، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی فوت شوک را بر مولکول‌های چسبان درشرایط چاقی و روزه‌داری متناوب تعیین نمود.
مریم موبدی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: باکلوفن، آگونیست گیرنده‌های گابا در نورون‌های پیش و پس سیناپسی در سیستم عصبی مرکزی و محیطی است. قطع ناگهانی باکلوفن باعث فعال شدن گیرنده‌های دوپامین و نورآدرنرژیک می‌شود، علائم 1 تا 3 روز پس از قطع ناکهانی یا کاهش دوز، در بیمارانی که باکلوفن خوراکی یا داخل نخاعی مصرف می‌کنند ایجاد می‌شوند، مانند تغییر وضعیت ذهنی، تشدیداسپاستیسیتی، تب، ضعف، بی‌ثباتی اتونومیک، تشنج، سندرم نورولپتیک بدخیم، تظاهرات عصبی- روانی و وضعیت تهدیدکننده حیات. باکلوفن داروی رایج در بیماران مبتلا به اسپاسم عضلانی است. علائم بیماری ریفلاکس معده را نیزتسکین می‌دهد.
شرح مورد: در این مقاله، وضعیت یک پسر ایرانی چهار ماهه با تکامل نرمال را گزارش می‌شود، که به دلیل تحریک‌پذیری، گریه‌های شدید، تغذیه ضعیف، بی‌خوابی، خیره شدن و تشنج به اورژانس آورده شد. وی در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شد، در ارزیابی اولیه علائم حیاتی (تاکی‌کاردی، تاکی‌پنه و تب خفیف)، تست‌های آزمایشگاهی، (کم خونی)، توموگرافی کامپیوتری مغز و نوار مغزی غیر تشخیصی بود. مننژیت رد شد. درمان با سرم، آنتی‌بیوتیک و فنوباربیتال وریدی شروع شد، اما علائم و نشانه‌ها به طور کامل بهبود نیافت و بیمار تحریک‌پذیر بود و تغذیه ضعیف او ادامه یافت. شرح حال تکمیلی نشان‌دهنده بیماری ریفلاکس معده به مری در بیمار بود که به مدت سه ماه تحت درمان با باکلوفن خوراکی بوده و از 3 روز پیش قطع شده بود. باکلوفن با همان دوز قبل از قطع شروع شدو علایم بیماربهبود یافت. بیمار به بخش نورولوژی منتقل و با باکلوفن خوراکی و فنوباربیتال و حال عمومی خوب ترخیص شد. دوز فنوباربیتال به تدریج کاهش و پس از دو هفته بدون عود تشنج قطع شد.
نتیجه‌گیری: پس از چهار ماه پیگیری، وضعیت بیمار عادی بود. طبق اطلاع نگارنده، هیچ موردی از تشنج پس از قطع باکلوفن در شیرخواران ایرانی زیر شش ماه مبتلا به GERD گزارش نشده است.
جمال رضایی اوریمی، بیتا قاضی زاده، اعظم خسروی، سید امیرحسین لطیفی، مهدی صالحی، محمدحسین اسدی، سیدعبدالله محمودی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: مطالعات مرتبط با تولیدات علمی دیدگاه‌های ارزشمندی درباره توسعه و رشد پژوهش‌های علمی فراهم می‌کنند. هدف این مقاله، ارزیابی پایان‌نامه‌های تحصیلات تکمیلی حوزه تاریخ پزشکی در ایران از سال 1380-1400 با تمرکز بر روندهای پژوهشی، سهم دانشگاه‌ها و موسسات علمی و الگوهای فعالیت علمی بود.
روش کار: این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی صورت گرفته است. جامعه آماری پژوهش از 558 پایان‌نامه تشکیل شده که در دانشگاه‌ها و مراکز علمی کشور منتشر شده‌اند. داده‌های تحقیق با بکارگیری چک‌لیست تحلیل‌محتوا گردآوری و با استفاده از آمار توصیفی مورد تحلیل قرار گرفته‌اند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، دانشگاه‌ تهران با 66، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی با 49 و دانشگاه پیام نور با 36 عنوان بیشترین تعداد پایان‌نامه‌ها را در این حوزه تولید نموده‌اند. بیشترین تعداد پایان‌نامه در سال 1396 نگارش یافته (9/67 درصد)  و کمترین تعداد مربوط به سال 1382 بوده است. همچنین، رشته‌های تاریخ با 160، دکترای حرفه‌ای با 78 و زبان و ادبیات فارسی با 46 عنوان بیشترین تعداد پایان‌نامه را در این حوزه منتشر نموده‌اند.
نتیجه‌گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که تاریخ پزشکی در ایران در دو دهه گذشته رشدی چشمگیر داشته است. این رشد با افزایش تعداد پایان‌نامه‌ها، تنوع گرایش‌ها، و همچنین افزایش مشارکت دانشگاه‌ها و مراکز علمی مشهود است.
حبیب رضایی، سعاد محفوظ پور، سمیه حسام، ایروان مسعودی اصل،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: سازمان‌های مختلفی در هر یک از سطوح پیشگیری از بروز حوادث ترافیکی مشارکت دارند و همکاری هرچه بیشتر این سازمان‌ها با یکدیگر موجب می‌شود تا پیشگیری از حوادث ترافیکی در سطوح مختلف بیشترین کارسازی و سودمندی را داشته باشد. لذا این پژوهش با هدف بررسی وضعیت همکاری بین بخشی در پیشگیری از حوادث ترافیکی در کشورهای منتخب انجام گردید.
روش کار: این پژوهش، یک مطالعه تطبیقی است که در سال 1401 انجام شد. در این مطالعه، نمونه‌گیری به صورت هدفمند بود. کشورهای مورد مقایسه شامل؛ مصر، ترکیه، ایالات متحده، استرالیا، سوئد، انگلیس، نروژ، دانمارک و ایران بودند که به دلیل داشتن تجربه موفق و شاخص‌های مثبت در زمینه پژوهش وارد مطالعه شدند. برای گردآوری داده‌ها از پایگاه‌های اطلاعاتی معتبر و سایر منابع مرتبط در زمینه موضوع پژوهش استفاده شد. در این مطالعه، یافته‌های به دست آمده در قالب جدول تطبیقی مورد مقایسه قرارگرفتند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش حاکی از این بود که میزان حوادث ترافیکی در بین مردان بیشتر از زنان و میزان این حوادث در ایران بیشترین و در نروژ نیز کمترین میزان را دارد. همچنین نتایج نشان داد که سازمان‌ها و نهادهایی چون؛ راه و شهرسازی، آموزش و پرورش، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، وزارت کشور، صدا و سیما، پلیس راهنمایی و رانندگی، اقتصاد و دارایی و وزارت رفاه مهم‌ترین نقش و اهمیت را در زمان قبل از وقوع حوادث، حین و بعد از حوادث ترافیکی دارند.
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های پژوهش تدوین و طراحی یک مدل یکپارچه همکاری بین بخشی در جهت پیشگیری و کنترل حوادث ترافیکی به منظور کاهش تلفات و حوادث ترافیکی در کشور ایران پیشنهاد می‌گردد.
میترا رحیم زاده، نوشین قویدل، بهروز کاوه ئی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: با کاهش مرگ و میر، ساختار سنی جامعه تغییر کرده است. با افزایش سالمندان، توجه به نیازهای جسمی، روانی و اجتماعی آنها از موضوعات ضروری در جامعه می‌باشد. داشتن یک ابزار پایا و روا برای ارزیابی وضعیت سلامت و بهداشت این گروه از افراد برای تدوین سیاست‌ها و برنامه‌ریزی مداخلات بهداشتی- درمانی ضروری است. این مطالعه در نظر دارد روان‌سنجی پرسشنامه لعلی برای سبک زندگی سالم را با نظریه سؤال-پاسخ در سالمندان شهرستان کرج مورد بررسی قرار دهد.
روش کار: جمع‌آوری اطلاعات از طریق توزیع پرسشنامه و مصاحبه با مراجعین به پایگاه‌های بهداشتی شهر کرج انجام شد. برای جمع‌آوری اطلاعات علاوه بر اطلاعات دموگرافیک از پرسشنامه سبک زندگی سالم (لَعلی 1391) استفاده شد.
یافته‌ها: میانگین (انحراف معیار) سنی افراد شرکت کننده در مطالعه 66/82 (6/59) سال بود. بر اساس معیار برازش مدل آکائیک، از بین مدل‌های متداول در نظریه سؤال- پاسخ برای پرسشنامه‌ها با پاسخ‌های طیف لیکرت مدل پاسخ اسمی (NRM) برازش بهتری به داده‌ها داشت. بر اساس این مدل از بین 54 گویه مورد استفاده، 6 گویه حد نصاب قابل قبول برای شاخص تمیز را کسب نکردند و از پرسشنامه حذف گردیدند. بر اساس تابع آگاهی‌بخشی کل پرسشنامه در بازه توانایی (2/5 و 1/5-) بطور مناسبی قابلیت تفکیک افراد را دارد.
نتیجه‌گیری: استفاده از نظریه سؤال- پاسخ در روان‌سنجی پرسشنامه‌ها موجب کاهش تعداد گویه‌های غیر مرتبط و افزایش دقت ابزار اندازه‌گیری می‌شود.
امیرحسین حرمتی اوغول بیگ، ابراهیم پیری، امیرعلی جعفرنژادگرو، ساناز علایی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: اختلاف ارتفاع ناشی از قوس‌های کف‌پایی در افراد دارای کف پای گود بر پارامترهای حرکت‌های انتقالی اثرگذار است و ممکن است خطر آسیب‌دیدگی را افزایش دهد. لذا هدف از مطالعه حاضر، بررسی تمرین‌های توانبخشی بر مکانیک حرکت‌های انتقالی در افراد دارای کف‌پای گود بود.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع مطالعه مروری بود. برای جستجوی مقالات مورد استفاده به زبان فارسی و لاتین از ابتدای ماه آپریل 2015 تا سپتامبر 2024، که در پایگاه‌های اطلاعاتی Scopus،PubMed ، Sid،JCR ، Google Scholar،WOS  وScience Direct  استفاده شد. 68 عنوان مقاله با در نظر گرفتن معیارهای ورود و خروج انتخاب گردید. پس از بعد از بررسی دقیق 58 مقاله که فاقد معیارهای انتخابی بودند حذف گردید و 10 مقاله جهت آنالیز نهایی انتخاب شدند.
یافته‌ها: یافته‌های 5 مطالعه نشان داد که تمرین‌های اصلاحی و تمرین‌های طناب‌زنی منجر به بهبود کنترل و تعادل می‌شود، یافته‌های 2 مطالعه‌ی دیگر نیز نشان داد که فعالیت درمانده‌ساز، پیاده‌روی و دویدن می‌تواند از بروز آسیب‌های اندام تحتانی جلوگیری کند. یافته‌های یک مطالعه دیگر نیز نشان داد که ترکیب کشش استاتیک و تحریک الکتریکی می‌تواند در بهبود عارضه کف‌پای گود مفید باشد. نتایج حاکی از آن است که اثربخشی تحرک مفصل تالوناویکولار و اولین حرکت مفصل متاتارسوفالانژیال در بهبود دردهای ناشی از این عارضه مفید می‌باشد.
نتیجه‌گیری: به‌نظر می‌رسد که تمرین‌های توانبخشی با رویکرد بهبود تعادل افراد دارای کف‌پای گود می‌تواند منجر به بهبود حرکت‌های انتقالی، کنترل وضعیت قامتی و کاهش نرخ آسیب‌های اندام تحتانی گردد.
علی جدیدی، میترا جرس، بهمن توان، سلیمان زند،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: نماز، یکی از مهم‌ترین مظاهر تجلی روح توحید در زندگی می‌باشد. با وجود اهمیت نماز در زندگی به نظر می‌رسد در دانشگاه علوم پزشکی اراک با توجه به تعداد دانشجویان موجود میزان مشارکت آنان در نماز جماعت چندان پررنگ نیست. لذا این مطالعه با هدف تبیین موانع شرکت در نماز جماعت از دیدگاه دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک انجام شد.
روش کار: این مطالعه، یک تحقیق کیفی است که جمع‌آوری داده‌ها توسط یک پژوهشگر آموزش دیده و مطلع به روش نیمه ساختار یافته با استفاده از تعدادی سؤال راهنما انجام شد. تعداد 10 نفر از دانشجویان با گرایش‌های مختلف تحصیلی در این مطالعه شرکت کردند. پس از کسب رضایت از مشارکت‌کنندگان مبنی بر ضبط مصاحبه، از آنان خواسته شد چالش‌های فردی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی شرکت در نماز جماعت را بیان کنند. پس از اینکه داده‌ها به حد اشباع رسید داده جدیدی حاصل نشد، مصاحبه‌ها را خاتمه یافته و پیاده‌سازی متن مصاحبه ها انجام شد. تجزیه تحلیل داده‌ها با استفاده از روش تحلیل کیفی محتوا انجام شد.
یافته‌ها: در این مطالعه 10 نفر از دانشجویان علوم پزشکی با میانگین سنی 20/6 سال شرکت کردند که 5 نفر از آنان مرد و مابقی زن بودند. پس از تجزیه تحلیل مصاحبه ها در مجموع 232 کد، 11زیرطبقه و 2 طبقه اصلی، موانع (محیطی، ماهیت نماز جماعت، رسانه‌‌ای، شناختی، سیاسی، بهداشتی،رفاهی، فردی و خانوادگی، فرهنگی و مذهبی) و تسهیل کننده‌ها (ویژگی‌های فردی، ویژگی‌های شخصیتی امام جماعت) حاصل شد.
نتیجه‌گیری: با رفع تداخل زمان کلاس‌های آموزشی با زمان برگزاری نماز، گسترش فعالیت‌های فرهنگی متولیان امور فرهنگی دانشگاه در راستای تبیین جایگاه نماز، فراهم آوردن زمینه مناسب جهت افزایش حضور مسئولان، اساتید و کارکنان دانشکده‌ها، یافتن راه‌های افزایش انگیزه در دانشجویان، استفاده از تبلیغات دینی مستمر در سطح دانشگاه و تشویق و تقدیر از دانشجویان و کارکنان فعال در انجام این فریضه الهی می‌توان تأثیر بسزایی در برپایی نماز با شکوه جماعت داشت.
علی زند، سعادت الله صالحی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: گسترش ورزش و فعالیت‌های مربوط به آن، باعث شده است امروزه این نوع فعالیت‌ها به عنوان یکی از جذاب‌ترین فعالیت‌های پذیرفته شده در سطح جهان باشد. بر این اساس، پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی تأثیر حضور ملی‌پوشان در باشگاه‌های ورزشی بر میزان انگیزه ورزشی جوانان شهر اراک انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و جامعه پژوهش شامل جوانان ورزشکار بود. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه انگیزه ورزش و پرسشنامه انگیزه مشارکت ورزشی بود. برای این منظور تعداد 141 نفر از ورزشکاران مراجعه‌کننده به باشگاه‌های ورزشی شهر اراک به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
یافته‌ها: یافته‌ها حاکی از آن بود که، حضور ورزشکاران ملی‌پوش، دیدن تمرین ملی‌پوشان، باشگاهی که ملی‌پوش دارد، الگو بودن ملی‌پوشان و.... با مقدار سطح معنی‌داری، می‌تواند بر انگیزه ورزشی و انگیزه مشارکت ورزشی جوانان شهر اراک تأثیرگذار باشد (0/001 < P). همچنین نتایج نشان داد که بین انگیزه مشارکت ورزش و انگیزه ورزشی با جنس، تفاوت معنی‌داری وجود ندارد (0/001> P). نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که بیان نمرات انگیزه مشارکت ورزشی و انگیزه ورزشی افراد با سن تفاوت معنی‌دار و معکوس وجود دارد (0/001< P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می‌توان گفت که حضور، دیدن تمرین و یا مسابقه ورزشکاران ملی‌پوش بر انگیزه ورزشی جوانان شهر اراک تأثیرگذار است. در نهایت تأکید می‌شود که سیاست‌گذاران ورزش باید از حضور فعال ملی‌پوشان در سطوح باشگاهی برای بالا بردن انگیزه و مشارکت ورزشی جوانان بهره گیرند.
میرامیرحسین سیدنظری، حامد قلیزادگوگجه یاران، امین سهیلی، امیرمحمد درستی، رسول اصغری،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

ادغام سریع هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) AI در علوم پزشکی، هرچند با وعده‌های تحول‌آفرین در تشخیص زودهنگام و درمان‌های شخصی‌سازی‌شده همراه است (1)، اما یک چالش اخلاقی و حقوقی عمیق را به همراه دارد: مدیریت حجم عظیم، حساس و بی‌سابقه داده‌های سلامت و حفظ حریم خصوصی بیماران. ماهیت این داده‌ها، که شامل سوابق بالینی، تصاویر رادیولوژی، داده‌های ژنتیکی و حتی اطلاعات پوشیدنی‌های سلامت فردی است (2)، فراتر از اطلاعات هویتی سنتی است و قابلیت بازسازی پروفایل کامل یک فرد را داراست؛ امری که هویت‌زدایی کامل و دائم آن‌ها را عملاً ناممار می‌سازد (1).
این حجم گسترده از اطلاعات به سوخت اصلی الگوریتم‌های یادگیری عمیق تبدیل شده است، اما هر گونه نقض یا افشا، می‌تواند منجر به تبعیض جدی در دسترسی به بیمه، استخدام و حتی تصمیم‌گیری‌های قضایی شود (2). فقدان شفافیت (Transparency) در مورد چگونگی پردازش و تحلیل این داده‌ها توسط الگوریتم‌ها، که اغلب به صورت «جعبه سیاه» عمل می‌کنند، اعتماد بیماران و پزشکان را تضعیف می‌کند (3). کادر درمان نمی‌توانند فرآیند تصمیم‌گیری هوش مصنوعی را درک کنند، و این مسئله نه تنها مانع از پذیرش بالینی می‌شود، بلکه یک منطقه خاکستری حقوقی در مورد مسئولیت‌پذیری در صورت بروز خطای تشخیصی یا درمانی ایجاد می‌کند (4).
چالش حقوقی موجود در این است که قوانین فعلی حریم خصوصی برای مواجهه با الگوریتم‌های پیشرفته و جمع‌آوری داده‌های لحظه‌ای طراحی نشده‌اند (1، 4). هوش مصنوعی با ایجاد روش‌های نوین استخراج دانش از داده‌های خام، دائماً از چارچوب‌های قانونی موجود پیشی می‌گیرد. علاوه بر این، ابزارهای هوش مصنوعی به دلیل اتکا به شبکه‌های داده‌ای بزرگ، در معرض حملات سایبری پیشرفته قرار دارند، که می‌تواند منجر به افشای گروهی داده‌های محرمانه شود (5). در نتیجه، در غیاب یک چارچوب حکمرانی داده‌های محکم و به‌روز، پتانسیل هوش مصنوعی برای بهبود سلامت عمومی با خطر تضعیف کرامت انسانی و نقض حقوق بنیادی بیمار همراه است (6).
برای تضمین اینکه نوآوری‌های هوش مصنوعی با رعایت اصول اخلاقی و حقوقی پیش می‌رود، ضروری است که اقداماتی عاجل در جهت ایجاد یک چارچوب نظارتی جامع صورت پذیرد. این امر نیازمند تدوین یک مدل جدید و پویا از رضایت آگاهانه است که فراتر از رضایت یک‌باره باشد و به بیماران اجازه دهد تا بر نحوه استفاده از داده‌هایشان در مراحل مختلف آموزش و به‌کارگیری هوش مصنوعی کنترل مستمر و آگاهانه داشته باشند. همزمان، باید توسعه‌دهندگان را موظف کرد که حفاظت از حریم خصوصی را در هسته طراحی هر ابزار هوش مصنوعی قرار دهند، که به معنای استفاده از تکنیک‌های پیشرفته حفظ حریم خصوصی مانند حریم خصوصی تفاضلی و یادگیری فدرال برای پردازش داده‌ها در محل است. علاوه بر این، باید با تشکیل یک نهاد نظارتی چند رشته‌ای متشکل از متخصصان اخلاق، حقوق، علوم کامپیوتر و بالینی، هر ابزار هوش مصنوعی قبل از ورود به محیط بالینی، تحت یک فرآیند ارزیابی و تأیید اخلاقی و فنی دقیق و شفاف قرار گیرد تا از تعصبات احتمالی و خطاهای الگوریتمی جلوگیری شود.این اقدامات نه تنها بیماران را در برابر سوءاستفاده محافظت می‌کند، بلکه اعتماد لازم برای پیشبرد پایدار و ایمن این فناوری حیاتی را نیز در جامعه فراهم می‌آورد.
 
محمد پرستش، علی یساولی شراهی، جلیل مرادی، بهزاد آریا،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: آمادگی جسمانی و شناختی در فوتسال اهمیت زیادی دارد و شناسایی روش‌های تمرینی مؤثر ضروری است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر دو روش تمرینی تناوبی شدید (High-Intensity Interval Training)  HIITبر سطح پلاسمایی فاکتور نورون‌زایی مشتق‌شده از مغز (BDNF)، حافظه کاری و برخی فاکتورهای آمادگی جسمانی (توان هوازی و بی‌هوازی) فوتسالیست‌های نوجوان انجام شد.
روش کار: این پژوهش به‌صورت نیمه‌تجربی انجام شد. جامعه آماری فوتسالیست‌های نوجوان ۱۵ تا ۱۶ ساله شهر اراک با حداقل سه سال سابقه بازی در باشگاه‌های فوتسال بود. در این مطالعه ۲۴ نفر به‌صورت تصادفی انتخاب و در دو گروه تمرینی HIIT1 و HIIT2  قرار گرفتند. گروه HIIT1 ده وهله یک‌دقیقه‌ای با استراحت‌های یک‌ دقیقه‌ای و گروه HIIT2 سه وهله چهار‌ دقیقه‌ای با استراحت‌های دو ‌دقیقه‌ای را به مدت هشت هفته انجام دادند. قبل و بعد از تمرین توان هوازی، توان بی‌هوازی، سطح BDNF پلاسما و حافظه کاری اندازه‌گیری شد. برای تحلیل داده‌ها از آزمون‌های تی زوجی و تی مستقل استفاده شد. تحلیل‌ها با سطح معنی‌داری 0/05 > P انجام شد.
یافته‌ها: توان هوازی (0/001 = P) و سطح BDNF (0/001 = P) در گروه HIIT1 نسبت به زمان قبل از تمرین افزایش معنی‌داری داشت. همچنین توان هوازی (001/0 = P)، توان بی‌هوازی (0/014 = P) و سطح BDNF (0/001 = P) در گروه HIIT2 نسبت به زمان قبل از تمرین افزایش معنی‌داری را نشان داد. حافظه کاری گروه‌های تمرینی نسبت به زمان قبل تمرین تغییر معنی‌داری نداشت و در مقایسه بین گروهی بین گروه‌های تمرینی نیز تفاوت معنی‌داری مشاهده نشد (0/780 = P).
نتیجه‌گیری: دو روش تمرینی HIIT1 و HIIT2 به‌طور معنی‌داری توان هوازی و سطح BDNF را بهبود بخشیدند، اما تنها روش HIIT2 تأثیری مثبت بر توان بی‌هوازی داشت. هیچ یک از تمرین‌ها تأثیر معنی‌داری بر حافظه کاری نداشتند. به‌طور کلی، تمرینات تناوبی شدید می‌توانند به‌عنوان روشی مؤثر برای بهبود فاکتورهای آمادگی جسمانی و فیزیولوژیکی در فوتسالیست‌های نوجوان استفاده شود.

صفحه 26 از 27     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb