جستجو در مقالات منتشر شده



رویا فاطمی نژاد، محمد رضا دایر، مهران درست قول، محمدرضا پریشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: پروتئین نوروتوکسین بوتولینیوم (بوتاکس)، جهت زیباسازی و کاهش چین و چروک صورت بدون توجه به خطرات بالقوه آن بطور وسیعی استفاده می‌شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات بوتاکس بر عوامل بیوشیمیایی خون و نیز ساختار بافتی کلیه موش‌های صحرایی ماده انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، تعداد 28 عدد موش صحرایی ماده بالغ از نژاد ویستار انتخاب و بطور تصادفی به چهار گروه هفت‌تایی تقسیم شدند. به سه گروه اول تا سوم به ترتیب بوتاکس با دوزهای 4، 6 و 8 تزریق و به گروه چهارم یا گروه شاهد سالین به صورت داخل صفاقی (یک سوم پایینی شکم و یک سانتی‌متر زیر ناف سمت چپ) تزریق شد. سپس به مدت سه ماه با دسترسی کامل به غذا و آب در شرایط دمایی 22 درجه سانتی‌گراد و چرخه روشنایی و تاریکی 12 ساعته در خانه حیوانات نگهداری شدند. در پایان دوره، حیوانات بعد از 24 ساعت گرسنگی توسط اتر بیهوش و از ناحیه قلب آنها خونگیری شد. سپس حیوانات آسان‌کشی شده و نمونه‌های بافتی کلیه آنها جهت بررسیهای بافت شناختی استخراج گردید.
یافته‌ها: نتایج بیوشیمایی حاکی از افزایش معنی‌دار کراتینین خون بدنبال تزریق بوتاکس در مقادیر 6 و 8 واحد بود که نشان‌دهنده آسیب کلیوی است. اگرچه افزایش در میزان اسید اوریک خون در مقایسه با گروه کنترل در سطح 95 درصد معنی‌دار نبود ولی در سطح 94 درصد اختلاف معنی‌داری را نشان داد که حاکی از آسیب اولیه به کلیه‌ها می‌باشد. مطالعات بافت شناختی نشان داد که تزریق داخل صفاقی بوتاکس در دوز 8 واحد، در بافت کلیه تغییرات ساختاری پراکنده و محدود در برخی از نواحی کلیه شامل دژنرسانس واکوئلر سلول‌های اپی‌تلیال ایجاد می‌کند.
نتیجه‌گیری: بنابر نتایج مطالعه حاضر، استفاده از بوتاکس در دوره‌های طولانی و تکرار شونده، علاوه برآسیب‌های موضعی ممکن است باعث آسیب‌های جدی به کلیه‌ها شده و زندگی فرد را تهدید نماید.
محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، محمد ارجمندزادگان، مونا مقدسی، آرش پروین،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: در دنیای امروز، با گسترش فناوری‌های الکترونیکی و تجهیزات تولیدکننده میدان‌های الکترومغناطیسی، انسان‌ها و سایر موجودات زنده به‌طور مداوم در معرض این میدان‌ها قرار دارند. این مواجهه می‌تواند تأثیرات بیولوژیکی قابل‌توجهی بر رشد و عملکرد موجودات زنده داشته باشد. این پژوهش به ارزیابی تأثیر میدان‌های مغناطیسی متناوب با شدت‌ها و فرکانس‌های مختلف بر میزان رشد باکتری‌های اشریشیا کلی (Escherichia coli) به عنوان یک باکتری گرم منفی و استافیلوکوکوس اورئوس (Staphylococcus aureus) به عنوان یک باکتری گرم مثبت، پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، اثر میدان‌های مغناطیسی متناوب با شدت‌های ۱ و ۲ میلی‌تسلا و فرکانس‌های ۵۰، ۷۵، ۱۰۰ و ۱۵۰ هرتز بر رشد باکتری‌های اشریشیا کلی و استافیلوکوکوس اورئوس مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، از تکنیک شمارش صفحات استاندارد استفاده شد. نمونه‌ها در دمای ۳۷ درجه سانتی‌گراد به مدت ۲۴ ساعت انکوبه شدند و تعداد کلونی‌ها به صورت واحدهای تشکیل‌دهنده کلونی (CFU/ml)  شمارش شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تعداد کلونی‌های اشریشیا کلی تحت تأثیر میدان‌های مغناطیسی به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه کنترل بود (0/05 > P). درمقابل، تعداد کلونی‌های استافیلوکوکوس اورئوس پس از مواجهه با میدان مغناطیسی کاهش معنی‌داری (0/05 > P) را نشان داد.
نتیجه‌گیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میدان‌های مغناطیسی متناوب می‌توانند تأثیرات متفاوتی بر رشد باکتری‌های مختلف داشته باشند. طبق این نتایج، کاهش در تعداد کلونی‌ها بر اثر اعمال میدان مغناطیسی در استافیلوکوکوس اورئوس مشاهده شد، در حالی که افزایش تعداد کلونی‌ها در اشریشیا کلی دیده شد. این یافته‌ها می‌توانند در توسعه روش‌های جدید برای کنترل رشد باکتری‌ها و کاربردهای بیوتکنولوژی مورد استفاده قرار گیرند.
مژگان محمدی فر، فرشته بهمنی، علیرضا عابد، غلامعلی حمیدی، محمد حسین اعرابی، سید علیرضا طلائی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: اثرات ضددردی اسانس رزماری و نعناع‌فلفلی در مطالعات زیادی نشان داده شده است. حلالیت پایین اسانس‌ها در آب و فراهمی‌زیستی پایین مصرف آنها را محدود کرده و نانوذرات می‌توانند در رفع این محدودیت‌ها کمک کنند. این مطالعه با هدف بررسی اثر ضددردی نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در موش‌های صحرایی مبتلا به درد نوروپاتیک انجام شد.
روش کار: 40 سر موش صحرائی نر به چهار گروه زیر اختصاص داده شدند: کنترل (CON)، درد نوروپاتیک دریافت‌کننده نرمال‌سالین (NPS)، نانوامولسیون (NPN) یا گاباپنتین (NPG). درد نوروپاتیک با استفاده از مدل CCI ایجاد شد. حیوانات، نانوامولسیون حاوی 10 درصد عصاره رزماری و اسانس نعناع‌فلفلی را از طریق گاواژ دریافت کردند. آزمایشات رفتاری (هایپرآلژزی حرارتی، آلودینیای حرارتی و آلودینیای مکانیکی) در روزهای 1، 4، 7، 14 و 21 مطالعه انجام شد. در پایان، آزمایشات بیوشیمیایی روی بافت عصب سیاتیک انجام شد.
یافته‌ها: موش‌های NPS افزایش قابل‌توجهی در آستانه درد در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند (0/001 > P). به‌علاوه، پتانسیل ضددرد نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در آزمایش‌های آلودینیا و هایپرآلژزی دیده شد. بررسی‌‌های بیوشیمیایی نشان داد که CCI ظرفیت آنتی‌اکسیدان کل، و فعالیت آنزیم‌های سوپراکسیددیسموتاز و گلوتاتیون‌پراکسیداز را کاهش داده و سطح MDA را در عصب سیاتیک موش‌ها افزایش می‌دهد (0/001 > P برای همه مقایسه‌ها). تجویز نانوامولسیون تمام تغییرات پارامترهای بیوشیمیایی را معکوس کرد (0/001 > P).
نتیجه‌گیری: تجویز نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع برای موش‌های صحرایی، می‌تواند علائم درد نوروپاتیک را از طریق ایجاد تعادل در سیستم‌های اکسیدانی و آنتی‌اکسیدانی عصب سیاتیک آنها کاهش دهد.
عبدالطیف معینی، سعید پژوهان،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: بیماری مزمن انسدادی ریه (Chronic Obstructive Pulmonary Disease) COPD یک بیماری شایع است که با کاهش جریان هوای ریه همراه است با مشکلات تنفسی و قلبی متعددی همراه است. هدف از این مطالعه، بررسی تغییرات ضربان نبض و شاخص‌های پیچیدگی سیگنال نبض در بیماران مبتلا به COPD در وضعیت بستری و مقایسه آن با افراد سالم بود.
روش کار: در این مطالعه، تجزیه و تحلیل تغییرپذیری سری‌های زمانی فواصل بین نبض در دوره 30 دقیقه‌ای ثبت نبض با استفاده از روش آنالیز آنتروپی چند مقیاس و تحلیل نوسانات بدون روند انجام شد. داده‌های پالس‌اکسیمتری 15 بیمار مبتلا به COPD در وضعیت بستری و ترخیص تجزیه و تحلیل گردید و با داده‌های 21 نفر از افراد گروه کنترل که از نظر سن و جنس با گروه بیماران همسان بودند، مقایسه شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تعداد ضربان نبض در بیماران مبتلا به COPD در هر دو وضعیت بستری و ترخیص به‌طور معنی‌داری بیشتر از گروه کنترل بود (0/001 > P). همچنین، شاخص‌های پیچیدگی مانند آنتروپی (0/05 > P و همبستگی فرکتالی 0/01> P) در این بیماران کاهش یافت. این تغییرات در زمان بستری، زمانی که بیماران دچار تشدید علائم بودند، و در زمان ترخیص که وضعیت بالینی بیماران به حالت پایدار بازگشته بود، معنی‌دار بود.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که سیگنال‌ ضربان نبض در بیماران مبتلا به COPD از پیچیدگی و انعطاف‌پذیری کمتری برخوردار می‌باشد. ارزیابی تغییرات پیچیدگی این سیگنال‌ها ممکن است به‌عنوان ابزاری مفید برای پایش و مدیریت وضعیت بیماران در مراحل مختلف بیماری مورد استفاده قرار گیرد. این روش‌ها احتمالاً قادر به شناسایی زودهنگام تشدید بیماری و مشکلات قلبی هستند و می‌توانند به بهبود روند درمان و کاهش عوارض ناشی از بیماری کمک کنند.
علیرضا امانی، ملیحه صفری، قدرت اله روشنایی، علیرضا محمدی، امیر همتا، آیدین شاکری، یاسمن پوراندیش، سحر بیات، درسا بیگی، سعید جعفری،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: بخش اورژانس، جزء ضروری سیستم مراقبتهای بهداشتی در هر کشوری است. بخش اورژانس‌ در هر بیمارستان در طول 24 ساعت در روز آماده سرویسدهی به بیمارانی است که نیاز به مراقبت فوری پزشکی، جراحی یا سایر موارد هستند. هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین ویژگی‌های اپیدمیولوژیک بیماران مراجعه‌کننده به بخش اورژانس در مرکز ریفرال در شهر اراک بود.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی است که بر روی 226127 بیمار مراجعه‌کننده به بخش اورژانس طی سالهای 1398-1401 انجام شد. اطلاعات مورد بررسی در این مطالعه بر اساس سامانه ثبت مربوط به بیماران مراجعه‌کننده به بخش اورژانس بیمارستان ولیعصر اراک انجام شد. تحلیل داده‏ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری T-test و Chi-square مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنیداری آزمونها 0/05 > P در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: میانگین (انحراف معیار) سن بیماران 36/3 (20/5) سال با دامنه سنی (1-103) بود. 147088 بیمار مرد بود (65 درصد). 2633 (1/2 درصد) بیماران فوت شدند. بیش از 50 درصد بیماران بین ساعت 8-16 مراجعه کرده بودند. 32/1 درصد بیماران مراجعه کننده بستری شدند. 63 درصد بیماران نیاز به جراحی داشتند. بین جنسیت، سن، سال مراجعه، فصل، ساعت مراجعه و اقدامات جراحی با نوع پذیرش و وضعیت بیمار در زمان ترخیص رابطه آماری معنیدار مشاهده شد (0/05 > P).
نتیجه‌گیری: آگاهی از اپیدمیولوژی و ویژگی‌های دموگرافی و بالینی بیماران می‌تواند به تسهیل برنامه‌ریزی به موقع برای استقرار کارکنان و تخصیص منابع برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد، بهبود نتایج درمان بیماران و افزایش رضایت بیماران از طریق مدیریت به موقع کمک کند.
مهسا سلطانی، الهام شجاع فر، علی اصغر غفاری زاده، اعظم مسلمی، مریم باعزم،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: انجماد اسپرم، یکی از روش‌های مهم حفظ باروری در بیماران مبتلا به آستنوتراتواسپرمی است. با این وجود، این فرایند به دلیل تولید رادیکال آزاد و آسیب به غشای سلول سبب کاهش پارامترهای اسپرم می‌شود. جهت جلوگیری از آسیب سلولی مواد مختلفی به محیط انجمادی استفاده می‌شود. در این مطالعه جهت بهبود پارامترهای اسپرم پس از انجماد ازپلاسمای غنی از پلاکت که حاوی فاکتورهای رشد و مولکول‌های فعال زیستی است استفاده شد.
روش کار: نمونه سمن 20 مرد مبتلا به آستنوتراتوواسپرمی به 5 گروه تقسیم شد: کنترل (فاقد PRPPRP50، PRP100، PRP200 و PRP400.PRP  به صورت همولوگ تهیه و به نمونه‌ها اضافه شد. اسپرم‌ها منجمد و در تانک نیتروژن نگهداری شدند. 20 روز بعد از انجام انجماد، نمونه‌ها ذوب و میزان حیات اسپرم، تحرک، مورفولوژی، سطح MDA و میزان شکست DNA اسپرم با استفاده از کیت‌های مربوطه مورد ارزیابی قرارگرفت. یافته‌ها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و سپس آزمون تعقیبی Tukey ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انجماد باعث کاهش قابل توجهی در تمامی پارامترهای اسپرم در گروه کنترل می‌شود. افزودن PRP در غلظت‌های 50 و 400 در بین غلظت‌های مورد استفاده موجب افزایش معنی‌داری در تحرک کلی، تحرک پیشرونده و غیر پیشرونده، زنده‌مانی اسپرم‌ها و کاهش اسپرم‌های غیر متحرک، شکست DNA و سطح MDA نسبت به گروه کنترل شد (0/05 > P).
نتیجه‌گیری: انجماد و ذوب می‌تواند تأثیرات منفی بر عوامل بیولوژیکی در نمونه‌های اسپرم ایجاد کند. از این‌رو، اضافه کردنPRP  به عنوان یک ماده محافظت‌کننده به صورت وابسته به دوز می‌تواند یک راهکار امیدوارکننده برای کاهش اثرات منفی انجماد بر نمونه‌های آستنوتراتواسپرمی باشد.
علیرضا خداوندی، فهیمه علیزاده، پریسا راستگو،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: ظهور مقاومت ضدقارچی در کاندیدا آلبیکانس یک تهدید جدی برای سلامت جهانی است. این امر، توسعه رویکردهای درمانی جدید را ضروری می‌سازد. مطالعه حاضر به بررسی اثرات ضدقارچی و ضد ریسهای عصاره‌های آویشن معمولی (Thymus vulgaris) و شنبلیله (Trigonella foenum-graecum)، بهتنهایی و ترکیبی، بر کاندیدا آلبیکانس می‌پردازد.
روش کار: عصاره گیاهان آویشن معمولی و شنبلیله با آب داغ (60 درجه سلسیوس) و استخراج سوکسله با متانول (10 درصد) تهیه شد. آزمون حساسیت کاندیدا آلبیکانس با استفاده از روش‌های دیسک دیفیوژن و میکرودایلوشن براث طبق دستورالعمل‌های مؤسسه استاندارد آزمایشگاهی و بالینی (CLSI) انجام شد. مدل ریسه در حضور عصارههای الکلی آویشن معمولی و شنبلیله به‌تنهایی و در ترکیب ایجاد شد. مهار رشد ریسه از طریق رنگ‌آمیزی کریستال ویولت، مشاهده میکروسکوپی و تجزیه و تحلیل بیان ژن SAP1 ارزیابی شد.
یافته‌ها: ۹۰ درصد از جدایه‌های کاندیدا آلبیکانس مورد آزمایش، مقاومت به فلوکونازول را نشان دادند. ترکیب عصاره‌های آبی و الکلی آویشن با عصاره‌های شنبلیله اثرات هم‎افزایی، هم‎افزایی جزئی و افزایشی ضدقارچی را نشان داد. بهطور خاص، عصاره‌های الکلی آویشن و شنبلیله، بهتنهایی و در ترکیب، فعالیت ضد ریسهای قابلتوجهی را نشان دادند. این فعالیت با کاهش درصد ریسه‌های تشکیل شده، کاهش تعداد سلول‌های پلانکتونی، مهار تبدیل سلولهای پلانکتونی به ریسه و کاهش بیان ژن SAP1 مشخص شد.
نتیجه‌گیری: این یافته‌ها نشان می‌دهد که عصاره‌های آویشن، به ویژه در ترکیب با شنبلیله، به عنوان یک رویکرد جایگزین امیدوارکننده برای مبارزه با عفونت‌های مقاوم کاندیدا آلبیکانس و مهار رشد ریسه مطرح می‌شوند. فزون‌بر این، ژن SAP1 می‌تواند به عنوان یک هدف بالقوه برای اثر همافزایی مشاهده شده بین عصاره‌های الکلی آویشن و شنبلیله علیه ریسه‌های کاندیدا آلبیکانس در نظر گرفته شود.
ریحانه خدادادی، سحر بیات، سمانه ساداتی، میلاد غلامی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: آدرنولکودیستروفی، یک اختلال نورودژنراتیو پیشرونده است که معمولاً به صورت وابسته به کروموزوم X به ارث می‌رسد. این بیماری شایع‌ترین اختلال پراکسیزومی است و در نتیجه‌ جهش در ژن ABCD1 ایجاد می‌شود. تظاهرات بیماری بر اساس سن شروع ابتلا، بسیار متفاوت است. بروز تقریبی آن حدود ۱ در هر ۱۷000 تولد زنده تخمین زده شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ژنتیکی یک فرد مبتلا به آدرنولکودیستروفی وابسته به کروموزوم  Xبود.
روش کار: نمونه‌ خون محیطی از بیماری با علائم بالینی منطبق با آدرنولکودیستروفی جمع‌آوری شد. DNA ژنومی استخراج و سپس توالی‌یابی کل اگزوم به منظور شناسایی واریانت‌های ژنتیکی احتمالی انجام شد. بعد از تحلیل داده‌ها، واریانت شناسایی شده جهت تأیید با روش سنگر مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مادر فرد بیمار جهت وضعیت ناقل بودن مورد بررسی قرار گرفت. تمام اصول اخلاقی مطابق با دستورالعمل‌های کمیته ملی اخلاق در پژوهش‌های زیست‌پزشکی و استانداردهای COPE رعایت شده‌اند.
یافته‌ها: در این مطالعه، یک واریانت بیماری‌زای همی‌زیگوت در ژن ABCD1  با مشخصات (NM_000033.4): c.1777G>T (p.Gly593Ter)  و به صورت بی‌معنی در بیمار شناسایی شد و در نتیجه تشخیص آدرنولکودیستروفی وابسته به  X-ALD) X در وی تأیید گردید. همچنین مادر جهت واریانت شناسایی شده ناقل است.
نتیجه‌گیری: جهش همی‌زیگوت در ژن ABCD1 با استفاده از روش توالی‌یابی کل اگزوم شناسایی شد. جهش در این ژن منجر به بروز بیماری آدرنولکودیستروفی وابسته به X می‌شود.
علی گنجی، ایمان فراهانی، محمد رضا بیاتیانی، قاسم مسیبی، محمد حسن سخایی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: انسفالومیلیت اتوایمیون تجربی، یک مدل التهابی مولتیپل اسکلروز وابسته به سیستم ایمنی بوده که تخریب میلین، از بین رفتن اکسون‌های عصبی و ناتوانی حرکتی را به همراه دارد. میدان‌های الکترومغناطیس قابلیت‌های بیولوژیک متعددی داشته که سیستم عصبی را متأثر می‌کند. هدف از انجام مطالعه‌ی حاضر، بررسی اثرات میدان الکترومغناطیس کم فرکانس با شدت پایین بر علائم بالینی، ساختار بافتی و میزان بیان ژنی در بافت کورتکس مغز موش ماده نژاد C57BL/6 است.
روش کار: 48 سر موش نژاد C57BL/6 در این مطالعه استفاده شد. متعاقب القاء مدل با ایمیونیزه کردن موش‌ها با گلیکوپروتئین میلین اولیگودندروسیتی (MOG)، حیوانات بصورت روزانه و بمدت2 هفته در معرض میدان الکترو مغناطیس (با شدت 1 میلی تسلا، 50 هرتز) قرار گرفتند. بعد از انجام آزمایشات، وزن حیوانات، نمره‌ی بالینی (درجه فلجی) و میزان ارتشاح لنفوسیتی درقشر مغز در گروه‌های مورد مطالعه ارزیابی گردید. علاوه بر ان سطح بیان mRNA در ژن‌های BDNF, Bcl2 و Nrf2 با استفاده از ریل تایم PCR مطالعه گردید.
یافته‌ها: میدان الکترو مغناطیس بطور معنی‌داری نمره‌ی علائم بالینی و میزان ارتشاح لنفوسیتی را کاهش دادند. کاربرد این میدان‌های الکترومغناطیس همچنین میزان بیان ژن‌های Bcl2،BDNF و Nrf2 در قشر مغز را نسبت به گروه مدل افزایش دادند.
نتیجه‌گیری: روی هم رفته، مطالعه‌ی حاضر نشان داد که میدان‌های الکترو مغناطیس بعنوان درمان مکمل از طریق مهار استرس اکسیداتیو و کاهش التهاب بافت عصبی خواص محافظت نورونی قابل توجهی در مدل EAE دارد.

صفحه 26 از 26    
...
26
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb