پرنیان حکمت پو، مریم قنبری صفری، میلاد غلامی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت بارداری به عنوان هایپرگلیسمی با شروع یا اولین تشخیص در دوران بارداری، با فراوانی کمتر از دیابت عمومی تعریف میشود. اضافه وزن و چاقی، سن بالا در زمان باروری، سابقه قبلی دیابت بارداری، سابقه خانوادگی دیابت نوع 2 و نژاد، از عوامل خطر دیابت بارداری است. اخیراً ارتباط بین دو پلیمورفیسم ژن FTO (rs9939609، و rs1421085) و خطر دیابت بارداری در مطالعات با نتایج متناقض بررسی شده است. هدف ما از مطالعه حاضر، بررسی همراهی ژنتیکی دوrs1421085 و rs9939609 از ژن FTO بر روی دیابت بارداری بود.
روش کار: در این مطالعه موردی- شاهدی، خون محیطی به میزان 5 سیسی از 100 فرد مبتلا به دیابت بارداری و 116 خانم باردار شاهد از بیمارستان طالقانی شهر اراک اخذ و سپس DNA استخراج شد. پس از طراحی پرایمرهای اختصاصی، با روش Tetra ARMS-PCR ژنوتیپها را مشخص شد. اطلاعات دموگرافیک و ژنوتیپها بین دو گروه با استفاده از نرمافزار SNPSTAT مقایسه شد.
یافتهها: همراهی معنیداری 0001/0 = P بین شاخصهای چاقی، (Body mass index) BMI قبل و حین بارداری، سطوح HbA1c، FBS، کلسترول، تریگلیسرید در بین مادران مبتلا به دیابت باداری نسبت به مادران باردار سالم مشاهده شد. با توجه به تجزیه و تحلیل دادهها، همراهی معنیداری بین دو rs1421085 و rs9939609 از ژن FTO با دیابت دوران بارداری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج متناقص بین همراهی پلیمورفیسمهای ژن FTO با دیابت بارداری جهت شناسایی و درک بهتر پاتوژنز بیماری مطالعات بیشتری با تعداد نمونه بالاتر و گروههای نژادی بیشتر نیاز است. با شناسایی پروفایل و جایگاههای استعداد دهنده ژنتیکی به دیابت بارداری در آینده میتوان جهت مدیریت بیماران استفاده کرد.
امیر نجفی، محمد امین مومنی مقدم، داود سالارباشی، نرگس امینی بیدختی، مرضیه رحمانی، میلاد خراسانی،
دوره 27، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: دیابت نوع 2، یکی از بیماریهای غیرواگیر است که سالانه بار مالی بسیاری را بر سیستم بهداشت درمان تحمیل میکند. مطالعات متعددی، نقش عوامل التهابی را در ایجاد و پیشرفت این بیماری نشان داده است. هدف از مطالعه حاضر، مقایسه پلیمورفیسم ژن آنتاگونیست گیرنده اینترلوکین-1 در مبتلایان به دیابت نوع 2 و گروه شاهد بود.
روش کار: بعد از تأیید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی گناباد، از 100 نفر از افراد مراجعهکننده به بیمارستان علامه بهلول گنابادی که در دو گروه مورد (مبتلا به دیابت نوع دو) و شاهد (سالم) تقسیم شدند، نمونه خون کامل دریافت گردید. استخراج DNA با استفاده از روش Salting out انجام شد. جهت بررسی پلیمورفیسم، با استفاده از پرایمرهای اختصاصی قطعه مورد نظر ابتدا به روش PCR تکثیر شده و در نهایت با استفاده از الکتروفورز آللها شناسایی گردید. دادهها با استفاده از آزمون Chi-Square در سطح معنیداری کمتر از
5 درصد مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج بررسی پلیمورفیسم نشاندهنده تفاوت معنیدار گروه مورد در ژنوتایپ 1/2 (0/001 = P) و 2/2 (0/004 = P) با افراد سالم بود. به طوری که ژنوتایپ 1/2 باعث افزایش احتمال ابتلا به دیابت نوع دو تا 15 برابر میشد.
نتیجه گیری: در جامعه مورد مطالعه، پلیمورفیسم ژن آنتاگونیست گیرنده اینترلوکین-1 به صورت معنیداری در ابتلا به دیابت نوع دو نقش داشته و خطر ابتلا به این بیماری را افزایش میدهد به نحوی که افراد دارای آلل 2 احتمال ابتلا به دیابت نوع دو بیشتری دارند.
ملیحه کیخاپور، جواد بهارآرا، حامد حاتمی، مریم لطفی، سجاد فرخ یار،
دوره 27، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده
مقدمه: هارمین، یک آلکالوئید از دسته کربولین از خانواده اسپند و گیاهی است که در طب سنتی کاربرد فراوانی دارد. مطالعات متعددی بر اثرات ضد سرطانی آن تأکید میکند. از آنجایی که فرایندهای بیولوژیکی تحت تأثیر میدانهای الکترومغناطیسی میباشند، در مطالعه حاضر اثرات ضد سرطانی هارمین و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس کم بر بیان ژنهای COX2، A VEGF و MMP-2 در رده سلولی A2780 بررسی شد.
روش کار: در این پژوهش تجربی- آزمایشگاهی، رده سلولی سرطان تخمدان در 4 گروه شاهد، هارمین با غلظتهای (6، 12، 24، 48، 96، 192 میکرومولار)، میدان الکترومغناطیسی با فرکانس کم و شدت 50 گوس و هارمین با غلظت 48 میکرو مولار و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس کم و شدت 50 گاوس به صورت تصادفی تقسیم شدند. سمیت آنها با آزمون MTT، تغییرات ریختشناسی هسته با رنگآمیزی DAPI، اثرات آپوپتوزیس این ترکیبات با اندازهگیری نیتریک اکساید NO)) و تغییرات بیان ژنها نیز به روش Real Time PCR بررسی گردید. دادههای کمی با استفاده از آزمون آماری ANOVA در سطح 0/05 > P تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: مقایسه دادههای کمی این پژوهش نشان داد که هارمین و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس کم و شدت 50 گوس به صورت وابسته به غلظت باعث کاهش زیستپذیری در سلولهای سرطان تخمدان شد و همچنین در تست نیتریک اکساید گروه شاهد با گروههای تیماربا غلظت 48 میکرومولار و همافزایی با میدان الکترومغناطیسی با فرکانس 50 گوس کاهش معنیدار یافته است (0/05 > P)، بیان ژنهای فوق در سلولهای تحت تیمار کاهش معنیدار نشان داد و تیمار سلولهای سرطان تخمدان با هارمین و کاربرد توأم آن باعث تغییرات ریختشناسی هسته ازجمله تراکم کروماتین، تشکیل اجسام آپوپتوزی و چروکیدگی غشای سلول شد.
نتیجه گیری: کاربرد توأم هارمین و میدان الکترومغناطیسی با فرکانس کم، باعث القای آپوپتوزیس در سلولهای سرطانی A2780 و سبب کاهش بیان ژنهای COX2 وA VEGF و MMP-2 شد. در نتیجه کاربرد توأم هارمین با میدان الکترومغناطیسی با فرکانس کم به دلیل داشتن سمیت سلولی مؤثر در مهار تکثیر و القا آپوپتوز میتواند کاندیدای مناسبی جهت مطالعات کلینیکی باشد.
رعنا نوروزی کمارعلیا، سیما نصری، صمد فراشی بناب، فرشته دادفر، نعیمه دهقانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: سرطان پستان، از جمله شایعترین سرطانها و علت اصلی مرگ و میر در زنان میباشد. یکی از مکانیسمهای سلولهای سرطانی برای عدم دسترسی سیستم ایمنی به آنها، تولید ترکیبات سرکوبکننده از قبیل اینترلوکین-10 است. از طرف دیگر فاکتور رشد اندوتلیال عروقی با اتصال به گیرندههای خود در سطح سلولهای اندوتلیال نقش مهمی در نفوذپذیری عروق و رگزایی تومور ایفا میکند. در این مطالعه بیان ژن اینترلوکین-10 و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در بافت تومور پستان در مدل تجربی تومور بررسی شد.
روش کار: ابتدا در موشهای نژاد بالب/سی به طور تجربی تومور پستان ایجاد شد و از بافت تومور RNA استخراج شد. از RNAهای استخراج شده cDNA تولید شد و میزان بیان ژنهای 10-IL و VEGF با روشRT-PCR ارزیابی شد.
یافتهها: آنالیز دادهها نشان داد که بیان ژن 10-IL و VEGF بافت تومور نسبت به سلولهای گروه شاهد بیشتر بود، اما این افزایش بیان از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: به طور کلی سطح بیان ژنهای اینترلوکین-10 و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در مدل تجربی تومور افزایش داشت، اما تحقیقات وسیعتر و ارتباط با سایر فاکتورهای دخیل ضروری به نظر میرسد.
عاطفه خاکی، مریم باعزم، محمد بیات،
دوره 27، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: گلیفوسیت، یکی از معروفترین علفکشهایی است که استفاده از آن به دلیل استفاده زیاد از گیاهان زارعی مقاوم به گلیفوسیت رو به افزایش است. این ماده اثرات مخربی مانند اثرات سمی بر بافت عصبی، سلولها و دستگاه تولیدمثل از خود نشان میدهد. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات سمی این ماده بر بافت تخمدان موشها و لقاح آزمایشگاهی تخمکها به دنبال تحریک تخمکگذاری بود.
روش کار: در این مطالعه، 32 موش ماده NMRI، به صورت تصادفی به گروههای زیر تقسیم شدند: شاهد، گلیفوسیت، تحریک تخمکگذاری، تحریک تخمکگذاری-گلیفوسیت. گلیفوسیت (0/5 درصد) از طریق اضافه شدن به آب آشامیدنی به مدت سه هفته به حیوانات داده شد. جهت تحریک تخمکگذاری حیوانات از هورمون های HMG و HCG استفاده شد. تخمکها از ناحیه آمپول جمعآوری شدند و بعد از بررسی کمیت و کیفیت آنها، بلوغ آزمایشگاهی انجام شد. در پایان این مطالعه، هیستوپاتولوژی تخمدان مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج ما نشان داد که تعداد فولیکولهای ثانویه و گراف در گروه گلیفوسیت بهصورت معنیداری کمتر از گروه شاهد بود درحالیکه تعداد فولیکولهای آترتیک افزایش یافت (0/05 > P). تعداد تخمکها در مرحله شکست ژرمینال وزیکول و متافاز 2 در گروه تحریک تخمکگذاری- گلیفوسیت در مقایسه با گروه تحریک تخمکگذاری کاهش یافت. بعد از بلوغ آزمایشگاهی هم تعداد تخمکها در مرحله شکست ژرمینال وزیکول و متافاز 2 در گروه تحریک تخمکگذاری-گلیفوسیت در مقایسه با گروه تحریک تخمکگذاری کاهش یافت.
نتیجهگیری: گلیفوسیت منجر به اثرات مخرب بر بافت تخمدان میشود. همچنین گلیفوسیت باعث نقص در اووژنز و لقاح آزمایشگاهی میشود.
محمدرضا پورمحمد، جینا خیاط زاده، بیبی فاطمه مظلوم، مریم طهرانی پور، ناصر مهدوی شهری،
دوره 27، شماره 6 - ( 11-1403 )
چکیده
مقدمه: درماتوگلیفیک، علمی است که به مطالعه صحیح و اصولی خطوط پوستی موجود در کف دست، پا میپردازد. آرتریت روماتوئید یک بیماری التهابی مزمن با پاتوژنز خودایمنی است. هدف از انجام مطالعه حاضر، بررسی خصوصیات کمی و کیفی درماتوگلیفیک در افراد مبتلا به آرتریت روماتوئید در مقایسه با گروه شاهد بود.
روش کار: این مطالعه مورد- شاهدی بر روی 50 بیمار مبتلا به آرتریت روماتوئید و 50 نفر در گروه شاهد ساکن در شهر مشهد انجام گرفت. اثر انگشت شست دست توسط اسکنر ثبت شد. نحوه توزیع فراوانی الگوهای اثر انگشت شامل کیسهای، کمانی و پیچی همراه با شمارش خطوط اثر انگشت در هر دو گروه بررسی گردید. در نهایت، دادههای به دست آمده با استفاده از آزمونهای ANOVA و X2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: طبق نتایج بدست آمده، حداکثر فراوانی الگوهای درماتوگلیفیک در هر دو دست مربوط به نوع کیسهای اولنار بود. پس از آن به ترتیب در گروه بیمار الگوهای پیچی ساده و پیچی غیر ساده و در گروه سالم الگوهای پیچی غیر ساده و پیچی ساده بیشترین فراوانی را داشتند. بین متوسط خط شماری در دست راست افراد سالم با دست راست افراد بیمار و دست چپ افراد سالم با دست چپ افراد بیمار تفاوت معنیداری در سطح خطای 0/05 درصد مشاهده شد.
نتیجهگیری: بنظر میرسد این تفاوت بتواند بهعنوان یک نشانگر تشخیصی بیولوژیک، برای غربالگری افراد مستعد به آرتریت روماتوئید استفاده شود. این اطلاعات میتواند در پیشآگهی تشخیصهای روانپزشکی، پزشکی، برنامههای درمانی، مسائل مربوط به انسانشناسی و علوم اجتماعی نیز کاربرد داشته باشد.
روح الله همتی بوشهری، محمودرضا جعفری، قاسم مسیبی، علی قضاوی، علی گنجی،
دوره 27، شماره 6 - ( 11-1403 )
چکیده
مقدمه: امروزه ترکیبات گیاهی به عنوان درمان مکمل، بهطور گسترده در درمانهای پزشکی مورد استفاده قرار میگیرند. این ترکیبات گیاهی، دارای مزایایی مانند عوارض جانبی و مقاومت داروئی کم، و متابولیسم مناسب هستند. رزماری، یکی از این گیاهان است که اثر ضد رگزایی، ضد توموری و ضدالتهابی دارد. با این حال، حلالیت و فراهمی زیستی کم، منجر به محدود کردن استفاده از این ترکیب میشود. جهت غلبه بر این محدودیت، استفاده از لیپوزوم ها مفید است.. لیپوزوم باعث کاهش سمیت و عوارض جانبی، و افزایش کارآیی دارو میشود. بنابراین، این مطالعه با هدف تهیه لیپوزوم حاوی عصاره الکلی رزماری برای به دست آوردن بهترین فرمولاسیون با بهترین ویژگی، جهت استفاده در مطالعات سرطانی انجام شد.
روش کار: لیپوزوم به روش Thin Film Hydration در فرمولاسیون های مختلف (F1-F6) عصاره الکلی رزماری، فسفاتیدیلکولین هیدروژنه شده سویا (HSPC)، کلسترول و پلیاتیلنگلیکول mPEG2000 تهیه شد. ویژگیهای نانولیپوزوم شامل اندازه، شاخص پراکندگی (Poly dispercity index) PDI پتانسیل زتا، میزان کپسوله سازی و نرخ آزادسازی اندازهگیری شد.
یافتهها: نتایج نشان داد میانگین اندازه ذرات و پتانسیل زتا به ترتیب 4/113 نانومتر و 8/10- میلیطولت بود. میزان کپسولهسازی در محدوده 60 تا 90 درصد بود. متوسط نرخ آزادسازی عصاره حدود 60 درصد بود. همچنین نتایج نشان داد که فرمول F1 شفاف و دارای ویژگیهای مناسب بوده و رسوب نمیکند. فرمول F2 شفاف نبود. فرمولاسیون F3 و F4، رسوب دادند. فرمولاسیونهای F5 و F6 اندازه مناسب را به دست نیاوردند.
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که فرمولاسیون F1 در نسبت 55:30:5 HSPC/chol/mPEG2000، بهترین فرمولاسیون برای تهیه نانولیپوزوم حاوی عصاره الکلی رزماری برای دستیابی به بهترین ویژگی و کارایی جهت استفاده در مطالعات سرطانی است.
پرتو حکمت پو، پرنیان حکمت پو، فریده جلالی مشایخی، سحر بیات، میلاد غلامی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده
مقدمه: آلبینیسم چشمی- پوستی، یک بیماری ارثی با الگوی مغلوب اتوزومی است. میزان بروز این بیماری در حدود 1 در هر 17 هزار تولد است. اغلب افراد مبتلا در ایران، حاصل ازدواج خویشاوندی میباشند. موی سفید، پوست روشن و کاهش رنگدانههای عنبیه از تظاهرات اصلی این بیماری است. همچنین در معرض نور خورشید بودن، استعداد ابتلا به سرطان پوست را در این افراد افزایش میدهد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی علت ژنتیکی یک فرد مبتلا به زالی چشمی- پوستی از طریق روش توالییابی کل اگزوم بود.
روش کار: از یک کودک مبتلا به آلبینیسم پوستی با الگوی توارث اتوزوم مغلوب، نمونه خون محیطی به مقدار 6 سیسی تهیه، DNA استخراج و توالییابی کل اگزوم انجام شد. پس از آنالیز دادههای توالییابی اگزوم، جهش بیماریزا شناسایی شد. سپس جهت تأیید و تفکیک در فرد مبتلا و والدین او از روش توالییابی سنگر استفاده شد.
یافتهها: فرد مبتلا جهش بیماریزا (NM_000372.5):c.286dupA p.(Met96AsnfsTer73) را در اگزون شماره 1 ژن TYR به صورت هموزیگوت نشان داد. با توجه به ژن جهش یافته نوع بیماری، آلبینیسم چشمی- پوستی IA تعیین شد. همچنین والدین فرد مبتلا برای جهش مذکور هتروزیگوت بودند.
نتیجهگیری: با استفاده از روش توالییابی کل اگزوم با کارآیی بالا و سپس تائید جهش از طریق توالییابی سنگر، جهش مسبب بیماری آلبینیسم چشمی- پوستی در فرد مبتلا شناسایی شد. با توجه به ازدواج خویشاوندی والدین، ناقل بودن و خطر تکرار 25 درصدی برای فرزندان آینده، از این یافته میتوان برای اقدامات پیشگیرانه در آینده استفاده کرد.
ناصر پولادی، نرمین جوادی، سما دیده ور تبریزی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: سرطان تیروئید، یکی از شایعترین انواع بدخیمیهای غدد درونریز است. FAS یکی از مهمترین لیگاندهای آپوپتوز است که توسط لنفوسیتهای مهاجم تومور بیان میشود. این لیگاند مرگ از طریق القای آپوپتوز در مسیر Fas/FasL نقش مهمی را در حذف سلولهای سرطانی با بازی میکند و اختلال در آن موجب القای تومورزایی میشود. این مطالعه همراهی چندشکلی ژن
FASL - INV2nt-124A/G (rs5030772) با خطر ابتلا به سرطان تیروئید را در منطقه آذربایجان شرقی مورد بررسی قرار داد.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی، 115 بیمار مبتلا به سرطان تیروئید و 125 فرد سالم بدون سابقه خانوادگی سرطان از شهر تبریز به عنوان گروه شاهد مورد بررسی قرار گرفتند. 5 میلیلیتر خون محیطی از هر یک از این شرکتکنندگان جمعآوری شد. برای استخراج DNA از روش پروتئیناز K استفاده شد و چندشکلی ژن FASL (rs5030772) با تکنیک ARMS-PCR تحلیل گردید. نتایج بهدستآمده با استفاده از نرمافزار آنلاین Javastat statistics package مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: فراوانی ژنوتیپی AA، AG و GG در افراد بیمار به ترتیب 40/35، 49/12 و 10/53 درصد و در گروه شاهد به ترتیب 41/6، 52/8 و 5/6 درصد به دست آمد. فراوانی ژنوتیپی و آللی تفاوت معنیداری در بین گروههای بیمار و شاهد نشان نداد (0/05 < P). با بررسی ویژگیهای کلینیکی- پاتولوژیکی بیماران، ارتباط معنیداری بین مشخصات بالینی بیماران و توزیع ژنوتیپهای این چندشکلی دیده نشد (0/05 > P).
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که چندشکلی ژن FASL -INV2nt-124A/G (rs5030772) نمیتواند به عنوان یک عامل خطر برای ابتلا به سرطان تیروئید در جمعیت مورد بررسی در استان آذربایجان شرقی تلقی شود.
قدرت عبادی مناس،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده
مقدمه: مانکوزب، به عنوان یک قارچکش، به طور گستردهای برای محافظت از میوهها، سبزیجات و محصولات زراعی استفاده میشود. این ماده اثرات سمی مختلف بر روی انسان دارد. هدف مطالعه حاضر، بررسی اثرات قرار گرفتن در معرض مانکوزب بر تخمدان موشهای کوچک آزمایشگاهی بود.
روش کار: تعداد 24 موش نابالغ کوچک سفید آزمایشگاهی به طور تصادفی به دو گروه کنترل و مانکوزب تقسیم شدند که هر گروه شامل 12 موش بود. هر گروه به سه زیرگروه روزهای 17، 24 و 31 تقسیم شد. موشهای گروه مانکوزب به مدت 14 روز، دوز 100 میلیگرم بر کیلوگرم مانکوزب و موشهای گروه کنترل به همان میزان آب مقطر را از طریق گاواژ به صورت روزانه دریافت کردند. در روز 28، موشها برای جمعآوری تخمدانها بیهوش و از تخمدانها مقاطع میکروسکوپی تهیه و رنگآمیزی شدند. بررسی هیستومورفومتری با شمارش و اندازهگیری فولیکولها انجام گرفت.
یافتهها: یافتهها نشان داد که مانکوزب باعث کاهش تعداد فولیکولهای بالغ و افزایش فولیکولهای نابالغ میشود و همچنین باعث کاهش قطر انواع فولیکولهای گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل میگردد.
نتیجهگیری: مانکوزب به عنوان یک قارچکش، با تداخل در تکامل فولیکولها، موجب کاهش باروری در موشهای ماده میشود.
مرضیه پولادی، سهیلا مددی، مریم باعزم، اعظم مسلمی، احسان گلچینی، یوسف عباسی،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده
مقدمه: مجرای سینوسی و مجاری فرعی منشعب شده از آن در نژادهای مختلف جهت به حداقل رساندن عوارض عصبی- عروقی در ایمپلنت دندانی دارای اهمیت است.
روش کار: این مطالعه به صورت یک بررسی گذشتهنگر انجام شد و از تصاویر مقطع نگاری کامپیوتری با تابش مخروطی (Cone Beam Computed Tomography) CBCT 174 بیمار مراجعهکننده به مرکز رادیولوژی خصوصی فک و صورت اراک از سال 1399-1397 استفاده شد. تصویر CBCT با استفاده از نرم افزار Romexis مورد بررسی قرار گرفت. متغیرهای کمی به صورت انحراف معیار ± میانگین و متغیرهای کیفی با درصد فراوانی گزارش شد. میانگین داده ها از روش آزمون Independent sample T-test مقایسه شد. رابطه بین دادههای کمی توسط ضریب همستگی Pearson و رگرسیون لجستیک ارزیابی شد و برای بررسی متغیرهایی مانند گروه های سنی و محل قرارگیری مجاری فرعی ازآنالیز واریانس یکطرفه استفاده شد.
یافتهها: 5/65 درصد از افراد دارای مجرای سینوسی بودند که نشاندهنده میزان شیوع بالای مجرای سینوسی در جمعیت مورد بررسی بود. سن و جنسیت ارتباط معنیداری با شیوع مجرای سینوسی و فرعی نداشتند (0/05 < P). با این وجود، بین میانگین قطر مجرای سینوسی در جنس مذکر و مؤنث تفاوت معنیداری مشاهده شد (0/01 = P). شایعترین مکان انتهای مجاری فرعی در سمت چپ در افراد مؤنث، در پشت دندان پیش جانبی (48/3 درصد) و در افراد مذکر، در پشت دندان پیش مرکزی (45/8 درصد) و همچنین در سمت راست در افراد مؤنث (45/5 درصد) و افراد مذکر (36/4 درصد) پشت دندانهای پیش مرکزی بود.
نتیجهگیری: شیوع مجاری سینوسی و فرعی در جمعیت و نژادهای مختلف، بیشتر با حجم نمونه و نژاد ارتباط دارد و برای کاهش عوارض عصبی- عروقی نیازمند بررسی در نژادهای مختلف است.
رویا فاطمی نژاد، محمد رضا دایر، مهران درست قول، محمدرضا پریشانی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: پروتئین نوروتوکسین بوتولینیوم (بوتاکس)، جهت زیباسازی و کاهش چین و چروک صورت بدون توجه به خطرات بالقوه آن بطور وسیعی استفاده میشود. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثرات بوتاکس بر عوامل بیوشیمیایی خون و نیز ساختار بافتی کلیه موشهای صحرایی ماده انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه، تعداد 28 عدد موش صحرایی ماده بالغ از نژاد ویستار انتخاب و بطور تصادفی به چهار گروه هفتتایی تقسیم شدند. به سه گروه اول تا سوم به ترتیب بوتاکس با دوزهای 4، 6 و 8 تزریق و به گروه چهارم یا گروه شاهد سالین به صورت داخل صفاقی (یک سوم پایینی شکم و یک سانتیمتر زیر ناف سمت چپ) تزریق شد. سپس به مدت سه ماه با دسترسی کامل به غذا و آب در شرایط دمایی 22 درجه سانتیگراد و چرخه روشنایی و تاریکی 12 ساعته در خانه حیوانات نگهداری شدند. در پایان دوره، حیوانات بعد از 24 ساعت گرسنگی توسط اتر بیهوش و از ناحیه قلب آنها خونگیری شد. سپس حیوانات آسانکشی شده و نمونههای بافتی کلیه آنها جهت بررسیهای بافت شناختی استخراج گردید.
یافتهها: نتایج بیوشیمایی حاکی از افزایش معنیدار کراتینین خون بدنبال تزریق بوتاکس در مقادیر 6 و 8 واحد بود که نشاندهنده آسیب کلیوی است. اگرچه افزایش در میزان اسید اوریک خون در مقایسه با گروه کنترل در سطح 95 درصد معنیدار نبود ولی در سطح 94 درصد اختلاف معنیداری را نشان داد که حاکی از آسیب اولیه به کلیهها میباشد. مطالعات بافت شناختی نشان داد که تزریق داخل صفاقی بوتاکس در دوز 8 واحد، در بافت کلیه تغییرات ساختاری پراکنده و محدود در برخی از نواحی کلیه شامل دژنرسانس واکوئلر سلولهای اپیتلیال ایجاد میکند.
نتیجهگیری: بنابر نتایج مطالعه حاضر، استفاده از بوتاکس در دورههای طولانی و تکرار شونده، علاوه برآسیبهای موضعی ممکن است باعث آسیبهای جدی به کلیهها شده و زندگی فرد را تهدید نماید.
محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، محمد ارجمندزادگان، مونا مقدسی، آرش پروین،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: در دنیای امروز، با گسترش فناوریهای الکترونیکی و تجهیزات تولیدکننده میدانهای الکترومغناطیسی، انسانها و سایر موجودات زنده بهطور مداوم در معرض این میدانها قرار دارند. این مواجهه میتواند تأثیرات بیولوژیکی قابلتوجهی بر رشد و عملکرد موجودات زنده داشته باشد. این پژوهش به ارزیابی تأثیر میدانهای مغناطیسی متناوب با شدتها و فرکانسهای مختلف بر میزان رشد باکتریهای اشریشیا کلی (Escherichia coli) به عنوان یک باکتری گرم منفی و استافیلوکوکوس اورئوس (Staphylococcus aureus) به عنوان یک باکتری گرم مثبت، پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، اثر میدانهای مغناطیسی متناوب با شدتهای ۱ و ۲ میلیتسلا و فرکانسهای ۵۰، ۷۵، ۱۰۰ و ۱۵۰ هرتز بر رشد باکتریهای اشریشیا کلی و استافیلوکوکوس اورئوس مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، از تکنیک شمارش صفحات استاندارد استفاده شد. نمونهها در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد به مدت ۲۴ ساعت انکوبه شدند و تعداد کلونیها به صورت واحدهای تشکیلدهنده کلونی (CFU/ml) شمارش شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تعداد کلونیهای اشریشیا کلی تحت تأثیر میدانهای مغناطیسی بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (0/05 > P). درمقابل، تعداد کلونیهای استافیلوکوکوس اورئوس پس از مواجهه با میدان مغناطیسی کاهش معنیداری (0/05 > P) را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میدانهای مغناطیسی متناوب میتوانند تأثیرات متفاوتی بر رشد باکتریهای مختلف داشته باشند. طبق این نتایج، کاهش در تعداد کلونیها بر اثر اعمال میدان مغناطیسی در استافیلوکوکوس اورئوس مشاهده شد، در حالی که افزایش تعداد کلونیها در اشریشیا کلی دیده شد. این یافتهها میتوانند در توسعه روشهای جدید برای کنترل رشد باکتریها و کاربردهای بیوتکنولوژی مورد استفاده قرار گیرند.
مژگان محمدی فر، فرشته بهمنی، علیرضا عابد، غلامعلی حمیدی، محمد حسین اعرابی، سید علیرضا طلائی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: اثرات ضددردی اسانس رزماری و نعناعفلفلی در مطالعات زیادی نشان داده شده است. حلالیت پایین اسانسها در آب و فراهمیزیستی پایین مصرف آنها را محدود کرده و نانوذرات میتوانند در رفع این محدودیتها کمک کنند. این مطالعه با هدف بررسی اثر ضددردی نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در موشهای صحرایی مبتلا به درد نوروپاتیک انجام شد.
روش کار: 40 سر موش صحرائی نر به چهار گروه زیر اختصاص داده شدند: کنترل (CON)، درد نوروپاتیک دریافتکننده نرمالسالین (NPS)، نانوامولسیون (NPN) یا گاباپنتین (NPG). درد نوروپاتیک با استفاده از مدل CCI ایجاد شد. حیوانات، نانوامولسیون حاوی 10 درصد عصاره رزماری و اسانس نعناعفلفلی را از طریق گاواژ دریافت کردند. آزمایشات رفتاری (هایپرآلژزی حرارتی، آلودینیای حرارتی و آلودینیای مکانیکی) در روزهای 1، 4، 7، 14 و 21 مطالعه انجام شد. در پایان، آزمایشات بیوشیمیایی روی بافت عصب سیاتیک انجام شد.
یافتهها: موشهای NPS افزایش قابلتوجهی در آستانه درد در مقایسه با گروه کنترل نشان دادند (0/001 > P). بهعلاوه، پتانسیل ضددرد نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع فلفلی در آزمایشهای آلودینیا و هایپرآلژزی دیده شد. بررسیهای بیوشیمیایی نشان داد که CCI ظرفیت آنتیاکسیدان کل، و فعالیت آنزیمهای سوپراکسیددیسموتاز و گلوتاتیونپراکسیداز را کاهش داده و سطح MDA را در عصب سیاتیک موشها افزایش میدهد (0/001 > P برای همه مقایسهها). تجویز نانوامولسیون تمام تغییرات پارامترهای بیوشیمیایی را معکوس کرد (0/001 > P).
نتیجهگیری: تجویز نانوامولسیون حاوی اسانس رزماری و نعناع برای موشهای صحرایی، میتواند علائم درد نوروپاتیک را از طریق ایجاد تعادل در سیستمهای اکسیدانی و آنتیاکسیدانی عصب سیاتیک آنها کاهش دهد.
عبدالطیف معینی، سعید پژوهان،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: بیماری مزمن انسدادی ریه (Chronic Obstructive Pulmonary Disease) COPD یک بیماری شایع است که با کاهش جریان هوای ریه همراه است با مشکلات تنفسی و قلبی متعددی همراه است. هدف از این مطالعه، بررسی تغییرات ضربان نبض و شاخصهای پیچیدگی سیگنال نبض در بیماران مبتلا به COPD در وضعیت بستری و مقایسه آن با افراد سالم بود.
روش کار: در این مطالعه، تجزیه و تحلیل تغییرپذیری سریهای زمانی فواصل بین نبض در دوره 30 دقیقهای ثبت نبض با استفاده از روش آنالیز آنتروپی چند مقیاس و تحلیل نوسانات بدون روند انجام شد. دادههای پالساکسیمتری 15 بیمار مبتلا به COPD در وضعیت بستری و ترخیص تجزیه و تحلیل گردید و با دادههای 21 نفر از افراد گروه کنترل که از نظر سن و جنس با گروه بیماران همسان بودند، مقایسه شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تعداد ضربان نبض در بیماران مبتلا به COPD در هر دو وضعیت بستری و ترخیص بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (0/001 > P). همچنین، شاخصهای پیچیدگی مانند آنتروپی (0/05 > P و همبستگی فرکتالی 0/01> P) در این بیماران کاهش یافت. این تغییرات در زمان بستری، زمانی که بیماران دچار تشدید علائم بودند، و در زمان ترخیص که وضعیت بالینی بیماران به حالت پایدار بازگشته بود، معنیدار بود.
نتیجهگیری: یافتهها نشان داد که سیگنال ضربان نبض در بیماران مبتلا به COPD از پیچیدگی و انعطافپذیری کمتری برخوردار میباشد. ارزیابی تغییرات پیچیدگی این سیگنالها ممکن است بهعنوان ابزاری مفید برای پایش و مدیریت وضعیت بیماران در مراحل مختلف بیماری مورد استفاده قرار گیرد. این روشها احتمالاً قادر به شناسایی زودهنگام تشدید بیماری و مشکلات قلبی هستند و میتوانند به بهبود روند درمان و کاهش عوارض ناشی از بیماری کمک کنند.
علیرضا امانی، ملیحه صفری، قدرت اله روشنایی، علیرضا محمدی، امیر همتا، آیدین شاکری، یاسمن پوراندیش، سحر بیات، درسا بیگی، سعید جعفری،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: بخش اورژانس، جزء ضروری سیستم مراقبتهای بهداشتی در هر کشوری است. بخش اورژانس در هر بیمارستان در طول 24 ساعت در روز آماده سرویسدهی به بیمارانی است که نیاز به مراقبت فوری پزشکی، جراحی یا سایر موارد هستند. هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس در مرکز ریفرال در شهر اراک بود.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی است که بر روی 226127 بیمار مراجعهکننده به بخش اورژانس طی سالهای 1398-1401 انجام شد. اطلاعات مورد بررسی در این مطالعه بر اساس سامانه ثبت مربوط به بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس بیمارستان ولیعصر اراک انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری T-test و Chi-square مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنیداری آزمونها 0/05 > P در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سن بیماران 36/3 (20/5) سال با دامنه سنی (1-103) بود. 147088 بیمار مرد بود (65 درصد). 2633 (1/2 درصد) بیماران فوت شدند. بیش از 50 درصد بیماران بین ساعت 8-16 مراجعه کرده بودند. 32/1 درصد بیماران مراجعه کننده بستری شدند. 63 درصد بیماران نیاز به جراحی داشتند. بین جنسیت، سن، سال مراجعه، فصل، ساعت مراجعه و اقدامات جراحی با نوع پذیرش و وضعیت بیمار در زمان ترخیص رابطه آماری معنیدار مشاهده شد (0/05 > P).
نتیجهگیری: آگاهی از اپیدمیولوژی و ویژگیهای دموگرافی و بالینی بیماران میتواند به تسهیل برنامهریزی به موقع برای استقرار کارکنان و تخصیص منابع برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد، بهبود نتایج درمان بیماران و افزایش رضایت بیماران از طریق مدیریت به موقع کمک کند.
مهسا سلطانی، الهام شجاع فر، علی اصغر غفاری زاده، اعظم مسلمی، مریم باعزم،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: انجماد اسپرم، یکی از روشهای مهم حفظ باروری در بیماران مبتلا به آستنوتراتواسپرمی است. با این وجود، این فرایند به دلیل تولید رادیکال آزاد و آسیب به غشای سلول سبب کاهش پارامترهای اسپرم میشود. جهت جلوگیری از آسیب سلولی مواد مختلفی به محیط انجمادی استفاده میشود. در این مطالعه جهت بهبود پارامترهای اسپرم پس از انجماد ازپلاسمای غنی از پلاکت که حاوی فاکتورهای رشد و مولکولهای فعال زیستی است استفاده شد.
روش کار: نمونه سمن 20 مرد مبتلا به آستنوتراتوواسپرمی به 5 گروه تقسیم شد: کنترل (فاقد PRP)، PRP50، PRP100، PRP200 و PRP400.PRP به صورت همولوگ تهیه و به نمونهها اضافه شد. اسپرمها منجمد و در تانک نیتروژن نگهداری شدند. 20 روز بعد از انجام انجماد، نمونهها ذوب و میزان حیات اسپرم، تحرک، مورفولوژی، سطح MDA و میزان شکست DNA اسپرم با استفاده از کیتهای مربوطه مورد ارزیابی قرارگرفت. یافتهها با استفاده از آنالیز واریانس یک طرفه و سپس آزمون تعقیبی Tukey ارزیابی شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که انجماد باعث کاهش قابل توجهی در تمامی پارامترهای اسپرم در گروه کنترل میشود. افزودن PRP در غلظتهای 50 و 400 در بین غلظتهای مورد استفاده موجب افزایش معنیداری در تحرک کلی، تحرک پیشرونده و غیر پیشرونده، زندهمانی اسپرمها و کاهش اسپرمهای غیر متحرک، شکست DNA و سطح MDA نسبت به گروه کنترل شد (0/05 > P).
نتیجهگیری: انجماد و ذوب میتواند تأثیرات منفی بر عوامل بیولوژیکی در نمونههای اسپرم ایجاد کند. از اینرو، اضافه کردنPRP به عنوان یک ماده محافظتکننده به صورت وابسته به دوز میتواند یک راهکار امیدوارکننده برای کاهش اثرات منفی انجماد بر نمونههای آستنوتراتواسپرمی باشد.
علیرضا خداوندی، فهیمه علیزاده، پریسا راستگو،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: ظهور مقاومت ضدقارچی در کاندیدا آلبیکانس یک تهدید جدی برای سلامت جهانی است. این امر، توسعه رویکردهای درمانی جدید را ضروری میسازد. مطالعه حاضر به بررسی اثرات ضدقارچی و ضد ریسهای عصارههای آویشن معمولی (Thymus vulgaris) و شنبلیله (Trigonella foenum-graecum)، بهتنهایی و ترکیبی، بر کاندیدا آلبیکانس میپردازد.
روش کار: عصاره گیاهان آویشن معمولی و شنبلیله با آب داغ (60 درجه سلسیوس) و استخراج سوکسله با متانول (10 درصد) تهیه شد. آزمون حساسیت کاندیدا آلبیکانس با استفاده از روشهای دیسک دیفیوژن و میکرودایلوشن براث طبق دستورالعملهای مؤسسه استاندارد آزمایشگاهی و بالینی (CLSI) انجام شد. مدل ریسه در حضور عصارههای الکلی آویشن معمولی و شنبلیله بهتنهایی و در ترکیب ایجاد شد. مهار رشد ریسه از طریق رنگآمیزی کریستال ویولت، مشاهده میکروسکوپی و تجزیه و تحلیل بیان ژن SAP1 ارزیابی شد.
یافتهها: ۹۰ درصد از جدایههای کاندیدا آلبیکانس مورد آزمایش، مقاومت به فلوکونازول را نشان دادند. ترکیب عصارههای آبی و الکلی آویشن با عصارههای شنبلیله اثرات همافزایی، همافزایی جزئی و افزایشی ضدقارچی را نشان داد. بهطور خاص، عصارههای الکلی آویشن و شنبلیله، بهتنهایی و در ترکیب، فعالیت ضد ریسهای قابلتوجهی را نشان دادند. این فعالیت با کاهش درصد ریسههای تشکیل شده، کاهش تعداد سلولهای پلانکتونی، مهار تبدیل سلولهای پلانکتونی به ریسه و کاهش بیان ژن SAP1 مشخص شد.
نتیجهگیری: این یافتهها نشان میدهد که عصارههای آویشن، به ویژه در ترکیب با شنبلیله، به عنوان یک رویکرد جایگزین امیدوارکننده برای مبارزه با عفونتهای مقاوم کاندیدا آلبیکانس و مهار رشد ریسه مطرح میشوند. فزونبر این، ژن SAP1 میتواند به عنوان یک هدف بالقوه برای اثر همافزایی مشاهده شده بین عصارههای الکلی آویشن و شنبلیله علیه ریسههای کاندیدا آلبیکانس در نظر گرفته شود.
ریحانه خدادادی، سحر بیات، سمانه ساداتی، میلاد غلامی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: آدرنولکودیستروفی، یک اختلال نورودژنراتیو پیشرونده است که معمولاً به صورت وابسته به کروموزوم X به ارث میرسد. این بیماری شایعترین اختلال پراکسیزومی است و در نتیجه جهش در ژن ABCD1 ایجاد میشود. تظاهرات بیماری بر اساس سن شروع ابتلا، بسیار متفاوت است. بروز تقریبی آن حدود ۱ در هر ۱۷000 تولد زنده تخمین زده شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ژنتیکی یک فرد مبتلا به آدرنولکودیستروفی وابسته به کروموزوم Xبود.
روش کار: نمونه خون محیطی از بیماری با علائم بالینی منطبق با آدرنولکودیستروفی جمعآوری شد. DNA ژنومی استخراج و سپس توالییابی کل اگزوم به منظور شناسایی واریانتهای ژنتیکی احتمالی انجام شد. بعد از تحلیل دادهها، واریانت شناسایی شده جهت تأیید با روش سنگر مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مادر فرد بیمار جهت وضعیت ناقل بودن مورد بررسی قرار گرفت. تمام اصول اخلاقی مطابق با دستورالعملهای کمیته ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی و استانداردهای COPE رعایت شدهاند.
یافتهها: در این مطالعه، یک واریانت بیماریزای همیزیگوت در ژن ABCD1 با مشخصات (NM_000033.4): c.1777G>T (p.Gly593Ter) و به صورت بیمعنی در بیمار شناسایی شد و در نتیجه تشخیص آدرنولکودیستروفی وابسته به X-ALD) X در وی تأیید گردید. همچنین مادر جهت واریانت شناسایی شده ناقل است.
نتیجهگیری: جهش همیزیگوت در ژن ABCD1 با استفاده از روش توالییابی کل اگزوم شناسایی شد. جهش در این ژن منجر به بروز بیماری آدرنولکودیستروفی وابسته به X میشود.
علی گنجی، ایمان فراهانی، محمد رضا بیاتیانی، قاسم مسیبی، محمد حسن سخایی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: انسفالومیلیت اتوایمیون تجربی، یک مدل التهابی مولتیپل اسکلروز وابسته به سیستم ایمنی بوده که تخریب میلین، از بین رفتن اکسونهای عصبی و ناتوانی حرکتی را به همراه دارد. میدانهای الکترومغناطیس قابلیتهای بیولوژیک متعددی داشته که سیستم عصبی را متأثر میکند. هدف از انجام مطالعهی حاضر، بررسی اثرات میدان الکترومغناطیس کم فرکانس با شدت پایین بر علائم بالینی، ساختار بافتی و میزان بیان ژنی در بافت کورتکس مغز موش ماده نژاد C57BL/6 است.
روش کار: 48 سر موش نژاد C57BL/6 در این مطالعه استفاده شد. متعاقب القاء مدل با ایمیونیزه کردن موشها با گلیکوپروتئین میلین اولیگودندروسیتی (MOG)، حیوانات بصورت روزانه و بمدت2 هفته در معرض میدان الکترو مغناطیس (با شدت 1 میلی تسلا، 50 هرتز) قرار گرفتند. بعد از انجام آزمایشات، وزن حیوانات، نمرهی بالینی (درجه فلجی) و میزان ارتشاح لنفوسیتی درقشر مغز در گروههای مورد مطالعه ارزیابی گردید. علاوه بر ان سطح بیان mRNA در ژنهای BDNF, Bcl2 و Nrf2 با استفاده از ریل تایم PCR مطالعه گردید.
یافتهها: میدان الکترو مغناطیس بطور معنیداری نمرهی علائم بالینی و میزان ارتشاح لنفوسیتی را کاهش دادند. کاربرد این میدانهای الکترومغناطیس همچنین میزان بیان ژنهای Bcl2،BDNF و Nrf2 در قشر مغز را نسبت به گروه مدل افزایش دادند.
نتیجهگیری: روی هم رفته، مطالعهی حاضر نشان داد که میدانهای الکترو مغناطیس بعنوان درمان مکمل از طریق مهار استرس اکسیداتیو و کاهش التهاب بافت عصبی خواص محافظت نورونی قابل توجهی در مدل EAE دارد.