31 نتیجه برای مراقب
حمید دالوند، مهدی رصافیانی، سید علی حسینی، سید علی صمدی، حمیدرضا خانکه،
دوره 18، شماره 12 - ( 12-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: هندلینگ مادری، نقش مهمی را در زندگی روزمره کودکان فلج مغزی و مادرانشان ایفا میکند، به نحوی که بیشترین میزان هندلینگ کودک فلج مغزی توسط مادر و در منزل انجام میشود. بنابر این، هدف از این مطالعه، تبیین فرآیند هندلینگ مادری کودکان فلج مغزی در منزل بود.
مواد و روشها: این تحقیق کیفی به شیوه نظریه بسترزاد در شهر تهران انجام گرفت. روش نمونهگیری در ابتدا هدفمند بود و در ادامه از نمونهگیری نظری استفاده شد. انتخاب مشارکت کنندگان تا اشباع نظری ادامه یافت. مشارکت کنندگان 26 نفر و شامل 15 مراقب، 3 کودک مبتلا به فلج مغزی، 5 کاردرمانگر، یک فیزیوتراپیست و 3 مدیر توانبخشی بودند. منبع اصلی جمعآوری دادهها، مصاحبههای عمیق و نیمه ساختاری بودند. دادهها بر اساس رویکرد کوربین و اشتروس (2008) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: شش طبقه/درونمایه اصلی شامل مراقبت مادرانه، مواجهه با هَماکارهای نامعمول، سردرگمی در ایفای نقش، تکاپو برای ویژهیاری، راهبری پویای هندلینگ و استمرار مراقبت از دادهها استخراج شد. طبقهی مواجهه با هماکارهای نامعمول درونمایه اصلی پژوهش بود که همهی طبقات دیگر به آن مربوط بودند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش میتواند ارائهگر دید وسیعی به درمانگران، مدیران و سیاستگذاران توانبخشی در زمینهی درک نیازها، رفع چالشها و دغدغههای مادران و کودکان فلج مغزی جهت برنامهریزی جامع در خصوص فرایند هندلینگ کودک فلج مغزی در منزل باشد و به توانمندی آنها در جهت رسیدن به مدیریت صحیح و اثر بخش هندلینگ کمک کند.
احمد راهبر، لیلا ریاحی، علی ابرازه، سیامک محبی، عاطفه کشوری، فرشته همتیان، ذبیح اله قارلی پور، زهرا فقرا اردستانی،
دوره 19، شماره 9 - ( 9-1395 )
چکیده
زمینه و هدف : رضایت مشتری طی چند دهه اخیر بعنوان یک شاخص مهم جهت ارزیابی کیفیت خدمات ارائه شده جایگاه ویژه ایی پیدا کرده است. هدف اصلی این مقاله مقایسه رضایت مندی مراجعین به پایگاهای بهداشتی دولتی و پایگاه های بهداشتی برون سپاری شده تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1393 می باشد.
مواد و روش :
این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی و بصورت مقطعی می باشد که بر روی 216 مراجعه کننده به ده پایگاه بهداشتی دولتی و برون سپاری شده در استان قم انجام گرفته است. پایگاه های بهداشتی به روش نمونه گیری خوشه ایی و از مناطق مختلف شهری انتخاب و مراجعه کنندگان به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردیده اند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته با طیف پنج درجه ایی لیکرت می باشد،که روایی آن از طریق پانل خبرگان و پایایی آن از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفته است. داده ها پس از جمع آوری با نرم افزار SPSS 20و به کمک روش های آمار توصیفی، آزمون من ویتنی وکای اسکویر،و در سطح معنی داری 05. مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها :
از مجموع 60 پایگاه موجود 20 پایگاه(33.33 درصد) برون سپاری شده و 40 پایگاه (66.66 درصد)دولتی بودند، نتایج نشان داد که در بخش مراقبت از کودک و بخش واکسیناسیون و بخش مادران باردار، در پایگاه های بهداشتی واگذارشده رضایتمندی کل به ترتیب 64.5 و55.42و67.43 درصد و در پایگاه های دولتی به ترتیب 35.5و44.58 و37.66 درصد بدست آمد ه و این اختلاف معنی دار است. در پایگاه های دولتی رضایتمندی مراجعین از خدمات واکسیناسیون (57.1 درصد) بیشتر از پایگاه های واگذار شده(47.2 درصد) می باشد، همچنین در پایگاه های بهداشت دولتی میزان رضایت از مهارت علمی کارکنان(55.1 درصد) بیشتر از پایگاه های واگذار شده (44.9 درصد) می باشد و این اختلاف معنی دار است.
نتیجه گیری :
یافته های پژوهش فعلی نشان داد که تفاوت معنی داری در رضایتمندی مراجعین به پایگاه های دولتی و واگذار شده وجود دارد ، توجه ویژه به برنامه های آموزشی پرسنل از طرف مدیران و همچنین لحاظ نمودن نتایج رضایتمندی مراجعین در ارزشیابی عملکرد پرسنل در مراکز بهداشتی و درمانی ضروری به نظر می رسد.
نادر زرین فر، مریم ولیخانی، بهمن صادقی، معصومه صوفیان، مجید اکبری،
دوره 19، شماره 11 - ( 11-1395 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: پروبیوتیکها به عنوان عامل پیشگیری در بیماریهای عفونی نظیر عفونت ادراری استفاده میشوند. هدف از این تحقیق، بررسی اثرات مفید پروبیوتیک لاکتوکر بر عفونت ادراری در بیماران با کاتتر ادراری در بخش مراقبتهای ویژه بود.
مواد و روشها: در این مطالعه کار آزمایی بالینی سه سو کور، 125 بیمار با کاتتر ادراری در بخشهای مراقبت ویژه به شکل تصادفی انتخاب شده و به دو گروه مورد و شاهد تقسیم شدند. گروه درمانی(63 نفر) از نظر سن، جنس و مدت پذیرش به شکل مناسب با گروه پلاسبو (62 نفر) همسان بود. گروه مورد به مدت 10 روز روزانه یک عدد کپسول لاکتوکر و گروه کنترل نیز به مدت 10 روز روزانه یک عدد کپسول پلاسبو دریافت نمودند. هر دو گروه در شروع مطالعه و در روز بیستم تست آنالیز کامل ادرار و کشت ادرار به روش مشابه سنجیده شدند و در نهایت دادهها با آزمون تی تحلیل شدند.
یافتهها: بروز عفونت ادراری بین دو گروه مورد و شاهد( به ترتیب 4/17 درصد و 5/22 درصد) تفاوت آماری معنی دار نداشت(672/0=p). اما به تفکیک جنس، تفاوت معنیداری در شرایط بروز عفونت ادراری زنان نسبت به مردان مشاهده شد(002/0=p). در گروه مورد با کاتتریزاسیون طولانی مدت، بروز عفونت ادراری از تفاوت معنیداری برخوردار بود(041/0=p).
نتیجهگیری: تجویز کپسول لاکتوکر در پیشگیری از عفونت ادراری در بیماران مورد و شاهد بخشهای مراقبت ویژه اثری نداشت. ولی در مقایسه زنان با مردان با کاتتر ادراری و دریافت کننده پروبیوتیک، عفونت ادراری در زنان بیشتر کاهش داشت. پروبیوتیک تاثیر پیشگیرانهای بر روی کاتتریزاسیون طولانی مدت داشت.
حمیرا اکبرزاده، عباس علیپور، ابوالفضل فیروزیان، هادی درویشی خضری، قهرمان محمودی،
دوره 19، شماره 12 - ( 12-1395 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: پنومونی ناشی از تهویه مکانیکی(VAP) یکی از مهمترین علل مرگ و میر در بیماران ترومایی دارای لوله تراشه بستری در ICU است. هدف از مطالعه حاضر، تعیین ارتباط بین تزریق فرآوردههای خونی با بروز VAP در بیماران ترومایی تحت تهویه مکانیکی در ICU بود.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی آینده نگر بود. مطالعه حاضر برروی بیماران ترومایی تحت تهویه مکانیکی بستری در بخشهای ICU بیمارستان امام خمینی(ره) شهرستان ساری، از مهر 94 تا مهر 95 انجام شد. علاوه بر اطلاعات جمعیت شناختی، اطلاعات بالینی بیماران نیز به صورت روزانه ثبت شد.
یافتهها: از مجموع 2304 بیمار بستری شده در ICU، 186 بیمار ترومایی تحت تهویه مکانیکی طولانیتر از 48 ساعت تحت بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. در میان بیماران مبتلا به VAP، 36 نفر تزریق فرآوردههای خونی قبل از بروز VAP را داشتند(8/87 درصد). تزریق فرآوردههای خونی(قبل یا بعد از 48 ساعت) بالاترین نسبت خطر تعدیل شده را در بروز VAP داشت (نسبت شانس= 58/3). همچنین، میزان گلبول قرمز فشرده و پلاکت تزریق شده به طور معنیداری در بیماران مبتلا به VAP بالاتر بود(005/0>p).
نتیجهگیری: با توجه به افزایش قابل توجه میزان بروز VAP به دنبال تزریق فرآوردههای خونی و ارتباط آن با میزان PRBC و پلاکت تزریق شده، در نظر گرفتن این عوامل خطر قابل تعدیل جهت کنترل و پیشگیری از بروز VAP در بیماران ترومایی تحت تهویه مکانیکی در ICU ضروری و منطقی است.
زهرا زری مقدم، حسین داوودی، خلیل غفاری، حمیدرضا جمیلیان،
دوره 24، شماره 1 - ( 1-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: رشد و بالندگی هر جامعهای مرهون نظام آموزشی آن جامعه است. نظام آموزشی زمانی میتواند کارآمد و موفق باشد که به عملکرد تحصیلی یادگیرندگان را در دورههای مختلف توجه کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودمراقبتی روانی بر سلامت روان و اشتیاق تحصیلی دانشآموزان انجام شد.
مواد و روش ها: طرح این پژوهش از نوع نیمهآزمایشی با گروه کنترل و آزمایش نابرابر بود. جامعه آماری این پژوهش، دانشآموزان مراجعهکننده به مشاوره مدرسه بودند که چهل نفر از آنها (بیست نفر گروه کنترل و بیست نفر گروه آزمایش) به صورت نمونهگیری تصادفی انتخاب شدند. برای جمعآوری اطلاعات از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس dass-21 و اشتیاق تحصیلی استفاده شد. آموزش خودمراقبتی روانی طی ده جلسه دو ساعته به گروه آزمایش ارائه شد. سپس از هر دو گروه پسآزمون گرفته شد. روش تحلیل دادهها در سطح استنباطی با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره انجام شد.
ملاحظات اخلاقی: این مقاله دارای کد اخلاق IR.IAU.ARAK.REC.1399.001 است.
یافته ها: یافتهها حاکی از آن است آموزش خودمراقبتی روانی بر سلامت روان دانشآموزان اثربخش بوده (0/05>P) و همچنین یافتهها نشان داد آموزش خودمراقبتی روانی بر اشتیاق تحصیلی دانشآموزان مؤثر نبوده است.
نتیجه گیری: میتوان نتیجه گرفت آموزش خودمراقبتی روانی برای بهبود سلامت روان استفاده شود و همچنین آموزش خودمراقبتی روانی بر اشتیاق تحصیلی اثری نداشته است.
خانم راضیه پیغمبردوست، خانم ثریا سهیلی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: نوزادان کم وزن، گروه در معرض خطرات زیادی نسبت به نوزادان طبیعی هستند و برای کسب روند رشد طبیعی نیازمند مراقبت هستند. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مراقبت پیگیرپس از زایمان، در منزل بر رشد و تکامل نوزادان کم وزن انجام شده است.
روش کار: مطالعه حاضر نوع کارآزمایی بالینی یک سویه کور بود که برای 90 نوزاد کم وزن انجام گرفت. ابزار گردآوری دادهها شامل برگه ثبت اطلاعات دموگرافیک و فرم ثبت شاخصهای رشد و پرسشنامه تکامل نوزاد کم وزن بود. تجزیه وتحلیل دادهها بهوسیله نرمافزار SPSS نسخه 20 و با استفاده از آزمونهای آماری توصیفی و استنباطی انجام شد. سطح معناداری 05/0>P میباشد. ملاحظات اخلاقی: این مطالعه دارای کد اخلاق به شماره 4217/4/5 از دانشگاه علوم پزشکی تبریز است.
یافتهها: میانگین وزن نوزادان گروه مداخله 12/223±08/2313 و گروه کنترل 61/247 ± 84/2308 گرم بود. بعد از مداخله میانگین وزن و دور سر نوزادان در دو گروه اختلاف معنیداری نداشتند؛ اما میانگین قد و دور سینه در دو گروه مداخله و کنترل در ماه دوم و سوم اختلاف معنادار آماری داشت (05/0>P). همچنین میانگین امتیاز کل تکامل (0001/0P<) نوزادان کم وزن در ماه سوم بر اساس فرم (ASQ Ages Stages Questionnaires) در دو گروه تفاوت معنا دار داشت، به طوری که میانگین امتیاز حیطه حل مسئله، حیطه شخصی و اجتماعی و میانگین امتیاز تکامل نوزادان در ماه سوم در گروه مداخله بیشتر از کنترل بود.
نتیجه گیری: مراقبت پیگیر بس از زایمان باعث رشد شاخصهای تکامل نوزادان کم وزن میشود.
خانم نفیسه محمدی فارسانی، دکتر ابراهیم نصیری فرمی، خانم زهره خدادادی جهرمی،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1401 )
چکیده
مقدمه: دوره اپیدمی کووید 19 وضعیت بحرانی میباشد که پرسنل اتاق عمل در خط مقدم قرار دارند و در مواجههی بیشتری با بیمارمبتلا و مجاری تنفسی وی دارند. هدف از انجام این مطالعه تعیین رفتارهای پیشگیریکننده پرسنل اتاقعمل بیمارستانهای آموزشی اصفهان در دوره اپیدمی کووید 19 میباشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی از 100 نفر پرسنل اتاقعمل بیمارستانهای آموزشی اصفهان در سال 1400-1399 مورد بررسی قرارگرفتند. اطلاعات مورد نیاز به کمک پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی استاندارد سؤالات اختصاصی مرتبط با رفتارهای پیشگیریکننده جمعآوری شد. جمع آوری اطلاعات از اسفند 99 تا خرداد 1400 انجام شد سپس توسط نرمافزار آمـاری SPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ساری این مطالعه را با کد IR.MAZUMS.REC.1400.115 به ثبت رسانده است.
یافتهها: به صورت میانگین میزان رعایت رفتارهای پیشگیریکننده در پرسنل اتاقعمل، 53/64 درصد بوده است که بالاتر از سطح متوسط بود. بالاترین میزان رعایت، رفتارهای پیشگیریکننده در بعد از خروج بیمار مبتلا به کرونا از اتاقعمل (50/84 درصد) بودهاست. در این پژوهش، 100 نفر از پرسنل بهداشتی درمانی اتاقهای عمل در مطالعه شرکت کردند. جنسیت اکثریت آنها (74 درصد) زن بود و 63 درصد از آنها در محدوده سنی زیر 30 سال بودند شرکتکنندگان، بیان کردند که بعد از خروج بیمار مبتلا به کرونا از اتاقعمل، غالباً یا همیشه دفع وسایل مصرفی بیمار به نحو صحیح (85 درصد)، ضدعفونی کامل با مواد دترجنت (87 درصد)، استفاده از اشعهی UV (86 درصد)، نگهداری و انتقال نمونهها در ظروف مخصوص دولایه و با رعایت کامل اصول بهداشتی (83 درصد)، انجام میشد.
نتیجه گیری: نتایج بهدستآمده نشان داد که در زمان پذیرش بیمار غیرمبتلا به کووید 19، پروتکلهای پیشگیرانه به میزان کمتری، نسبت به زمانی که بیمار مبتلا به کووید پذیرش میشد، رعایت میگردید. رفتارهای پیشگیریکننده و دانش و آگاهی پرسنل در مورد استفادهی صحیح از وسایل حفاظت شخصی میتواند نقش موثری در کاهش ابتلای آنان ایفا کند.
دکتر مینو متقی، دکتر بهزاد همدانی، دکتر پروانه خراسانی، آقای احمد بهرامی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده
مقدمه: امروزه افزایش شیوع دیابت و عوارض آن در سالمندان بهعنوان یکی از مشکلات چالش برانگیز بخش سلامت است. از مهمترین استراتژیها مدیریت دیابت در سالمندان آموزش رفتارهای خود مراقبتی میباشد که نیازمند پرستاران توانمند در زمینه آموزش دیابت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانمندسازی پرستاران بر خود مراقبتی و کنترل HbA1c سالمندان مبتلابه دیابت نوع دو مقیم در مراکز سالمندی انجام شد.
روش کار: پژوهش نیمه تجربی حاضر به صورت تک گروهی بر روی 32 نفر از پرستاران و 30 نفر از سالمندان مبتلابه دیابت نوع دو مقیم در سرای سالمندان به شیوه نمونهگیری در دسترس انجام شد. پرستاران در کارگاه یک روزه توانمندسازی در زمینه دیابت نوع دو شرکت کردند. ابزار جمعآوری دادهها پرسشنامه محقق ساخته از محتوای کارگاه جهت سنجش توانمندی پرستاران، پرسشنامه خود مراقبتی توبرت و گلاسکو و شاخص آزمایشگاهی HbA1c برای سالمندان بود. دادهها با استفاده از Spss نسخه 20 در سطح معناداری 05/0 تجزیهوتحلیل شدند. پژوهش حاضر با کد اخلاق IR.IAU.KHUISF.REC.1398.190 در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی - واحد اصفهان (خوراسگان) به ثبت رسیده است.
یافتهها: بر اساس یافتهها میزان توانمندی پرستاران بعد از کارگاه نسبت به قبل از آن دارای تفاوت آماری معنیدار بود (001/0P=). میانگین نمرات سالمندان قبل و سه ماه بعد از توانمندسازی پرستاران از نظر رفتارهای خود مراقبتی (000/0P=) و شاخص HbA1c (000/0P=) معنیداری بود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد کـه توانمندســازی پرستاران دارای پتانسیلهای مطلــوبی جهت تغییر برآیندهای خود مراقبتی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو مقیم در سرای سالمندان است و بـا تمرکـز بـر رویکرد توانمندسازی پرستاران میتوان گامهای مثبتـی در مدیریت دیابت و HbA1c این گروه برداشت.
خانم الهام محمدی، دکتر اکرم بیاتی، دکتر شراره خسروی، دکتر فخرالدین شریعتمداری،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
مقدمه: تشنج ناشی از تب شایعترین اختلال نورولوژیک در کودکان 6 تا 60 ماه است که اضطراب زیادی را در والدین خصوصاً مادر ایجاد میکند. کنترل اضطراب از عوامل مهم در مدیریت تشنج کودک است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر الگوی خود مراقبتی اورم بر اضطراب مادران دارای فرزند مبتلا به تشنج ناشی از تب انجام شد.
روش کار: در این کارآزمایی بالینی 70 مادر دارای کودک مبتلا به تشنج ناشی از تب در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. مادران گروه آزمون، مداخلهای بر مبنای الگوی اورم و مادران گروه کنترل، مراقبتهای معمول را دریافت کردند. اضطراب مادران در فاصله یک روز پس از بستری کودک و سه هفته بعد با پرسشنامه اشپیل برگر تعیین و مقایسه شد. دادهها با استفاده از آمار توصیفی و استناطی (کای اسکوئر و آزمون فیشر و آنالیز کواریانس) در نرم افزار SPSS نسخه 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که یک روز پس از بستری نمره کلی اضطراب مادران در گروه آزمون 68/101 و در گروه کنترل 25/106 بود سه هفته بعد نمره کل اضطراب گروه آزمون 97/68 و گروه کنترل 34/96 بود و این کاهش در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل معنیدار بوده است (000/0=P).
نتیجه گیری: انجام خودمراقبتی منجر به کاهش اضطراب مادران میشود؛ بنابراین پیشنهاد میشود از این روش در مراقبت کودکان بستری استفاده گردد.
دکتر سینا بنی جمالی، دکتر آلدوز آلوش، دکتر واهان مرادیانس، دکتر طیب رمیم، دکتر هاله افشار،
دوره 26، شماره 3 - ( 6-1402 )
چکیده
مقدمه: بیماران مبتلا به COVID-19 میتوانند اختلالات انغقادی مختلف و پیچیدهای داشته باشند که بررسی نقش آنتی کواگولان ها با دوز های مختلف در outcome بیماران مبتلا به کووید 19 ضروری به نظر میرسد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین وضعیت فاکتورهای پیشگویی کننده شدت بیماری از جمله تعداد لنفوسیتها،LDH و وضعیت بهبودی بیماران انجام شد.
روش کار: مطالعه در بیماران مبتلا به COVID-19 بستری دربخش مراقبتهای ویژه بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) انجام شد. زمان شروع آنتی کواگولان، نوع و دوز آنتی کواگولان دریافتی و مدت زمان مصرف ثبت شد. بیماران بر اساس دوز آنتی کواگولان در یافتی به دو گروه دوز پروفیلاکسی، دوز بالاتر از پروفیلاکسی (دوز متوسط و دوز درمانی) تقسیم شدند.
یافتهها: از مجموع بیماران مراجعه کننده به بیمارستان رسول اکرم 90 نفر (شامل 43 نفر زن (47.8%) و 47 نفر مرد (52.22%) وارد مطالعه شدند. میانگین روزهای بستری در بخش ICU 12.39 ± 13.50 روز و در بیمارستان 13.36 ± 17.18 روز بود. همچنین مدت زمان استفاده از آنتی کوآگولان برای بیماران 13.38 ± 17.13 روز بود. 53 بیمار (58.9%) دوز پروفیلاکسی، 28 بیمار (31.1%) دوز درمانی و 9 بیمار (10%) دوز متوسط آنتی کوآگولان دریافت کردند. نوع آنتی کوآگولان دریافتی در 74 بیمار (82.2%) از نوع هپارین تجزیه نشده (unfractionated heparin) و در 16 مورد (17.8%) از نوع هپارین با وزن مولکولی پائین (low molecular weight) بود. تغییرات LDH، تعداد لنفوسیت، دی دایمر، فیبرینوژن، فریتین و FDP برحسب دوز آنتی کوآگولان دریافتی در سه گروه پروفیلاکسی، درمانی و متوسط اختلاف آماری معنی داری نداشت.
نتیجه گیری: در نهایت یافتههای بدست آمده از مطالعه نشان داد که استفاده از دوزهای متفاوت آنتی کواگولان تفاوتی در سطح LDH، تعداد لنفوسیت، فریتین و FDP در زمانهای مختلف و همچنین زمان اقامت در بیمارستان و زمان بستری در بخش مراقبتهای ویژه اندازه گیری ایجاد نمیکند.
نجمه حجازی، فرید زند، سید جلیل معصومی، مرضیه اکبرزاده، زهرا سهرابی، زهرا موسوی شیرازی فرد،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر، بررسی ارتباط وضعیت تغذیه بیماران با متدهای مختلف در روز پذیرش و دریافت غذایی در طول دوره اقامت با میزان مرگ و میر در بخش مراقبتهای ویژه بود.
روش کار: در این مطالعه کوهورت آیندهنگر 125 بیمار از زمان پذیرش تا ترخیص در 8 بخش مراقبتهای ویژه مورد بررسی قرار گرفتند. در زمان پذیرش وضعیت تغذیهای بیماران با استفاده از پرسشنامه (Subjective Global Assessment) SGA، اندازهگیریهای آنتروپومتری، شاخصهای بیوشیمیایی و نشانگرهای ترکیب بدن ارزیابی و نمره ارزیابی اختلال عملکرد ارگانی (SOFA) و شدت بیماری (Acute Physiologic Assessment and Chronic Health Evaluation ) APPACHE ثبت گردید. رژیم غذایی تجویزی و دریافتی بیماران طی اقامت ثبت گردید. با ثبت موارد مرگ و میر این بخش نیز عوامل مرتبط با وضعیت تغذیه اثرگذار بر آن مشخص گردید.
یافتهها: بر اساس پرسشنامه SGA، میزان سوء تغذیه در روز پذیرش 28/8 درصد بود و 29/6 درصد بیماران طی دوره اقامت در بخش مراقبتهای ویژه فوت کردند، همچنین معلوم شد یک واحد افزایش در سطح سرمی IL-6 و نمره SOFA در بدو پذیرش، خطر مرگ را طی دوره اقامت در بخش، به ترتیب 1/008 و 1/14 برابر میکند (0/003 = P و 0/01 = P) و با افزایش یک گرم در پروتئین دریافتی خطر مرگ طی دوره اقامت در بخش، 8 درصد کاهش مییابد (0/001 > P).
نتیجهگیری: این مطالعه نشان داد که افزایش سطح سرمی اینترلوکین-6 و نمره SOFA در زمان پذیرش با افزایش مرگ و میر و افزایش میزان پروتئین دریافتی طی اقامت در بخش با کاهش مرگ و میر مرتبط با دوره اقامت در بخش مراقبتهای ویژه همراه میباشند.