68 نتیجه برای مقاومت
حمید معتمدی، ساناز ده باشی، حامد طهماسبی، محمد رضا عربستانی،
دوره 21، شماره 5 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس دارای عوامل بیماریزای متعددی است. مقاومتهای آنتیبیوتیکی ممکن است میزان تهاجم این باکتری را افزایش دهد. هدف از این مطالعه، تعیین نقش و اثر برخی مقاومتهای آنتیبیوتیکی در گسترش سویههای استافیلوکوکوس اورئوس بیماریزا در نمونههای بالینی مختلف میباشد.
مواد و روشها: 95 ایزوله بالینی استافیلوکوکوس اورئوس از نمونههای بالینی مختلف جمعآوری شد. الگوی مقاومت آنتیبیوتیکی با روش دیسک دیفیوژن (کربی-بایر) برای 6 کلاس مختلف تعیین گردید. شناسایی ژنهای عامل چسبندگی در ایزولههای بهدست آمده با استفاده از روش Multiplex PCR و پرایمرهای اختصاصی انجام گرفت. برای تجزیه و تحلیل نتایج بهدستآمده از نرمافزار GraphPad Prism نسخه 6 و آزمونهای آماری کای دو استفاده گردید. 05/0p≤ معنیدار در نظر گرفته شد.
یافتهها: از 95 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس، 29 ایزوله (52/30 درصد) مقاوم به متیسیلین، 12 ایزوله (63/12 درصد) مقاوم به کلیندامایسین، 48 ایزوله (52/50 درصد) مقاوم به گاتیفلوکساسین، 88 ایزوله (63/92 درصد) مقاوم به جنتامایسین، 57 ایزوله (60 درصد) مقاوم به اریترومایسین و 79 ایزوله (15/83 درصد) مقاوم به تتراسیاکلین بودند. ژنهای fnbA در 14 ایزوله (73/14 درصد)،fnbB در 29 ایزوله (52/30 درصد)،fib در 21 ایزوله (10/22 درصد) ،clfA در 17 ایزوله (89/17 درصد) و clfB در 19 ایزوله (20 درصد) حضور داشتند. ارتباط معنیداری بین مقاومت به آنتیبیوتیکهای ماکرولیدی، تتراسایکلینی، بتالاکتامی، لینکوزامیدی و آمینوگلیوزیدی و عوامل بیماریزا دیده شد.
نتیجهگیری: عوامل چسبندگی در استافیلوکوکوس اورئوس احتمالاً سبب برخی تغییرات ساختاری و زمینهساز بروز مقاومت به کلاسهای مختلف آنتیبیوتیک میشود.
محسن ثالثی، محمد مهرتاش، فرهاد دریانوش، نادر تنیده،
دوره 21، شماره 5 - ( 7-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: تجمع بیش از حد چربی یکی از مهمترین مکانیسمهای ابتلا به دیابت نوع 2 و ایجاد مقاومت به انسولین است. بر همین اساس، در این مطالعه تأثیر محدودیت کالری بر پروتئینهای پوششدهنده بافت چربی که از لیپولیز بافت چربی جلوگیری میکنند را مورد بررسی قرار میدهیم.
مواد و روشها: در این مطالعه، از 30 سر رت نر بالغ نژاد اسپراگوداولی (وزن 20±200) استفاده شد. ابتدا رتها به دو گروه (غذایی استاندارد و رژیم غذایی پرکالری) تقسیم شدند. سپس گروه رژیم غذایی پرکالری پس از 8 هفته بهصورت تصادفی در دو زیرگروه کنترل و محدودیت کالری قرار گرفتند. در نهایت، مقدار بیان ژن پریلیپین 1 و 5 به روش Pcr و مقاومت به انسولین نیز با استفاده از شاخص هما مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافتهها: وزن و مقاومت به انسولین گروه غذای پرچرب افزایش معنیداری نسبت به گروه محدودیت کالری و غذای استاندارد داشت (005/0p≤). مقاومت به انسولین بین گروه محدودیت کالری و غذای استاندارد اختلاف معنیداری نداشت (394/0=p). بیان ژن پریلیپین 1 در بافت چربی گروه پرکالری بهصورت معنیداری بیشتر از گروه محدودیت کالری بود (005/0p≤). بیان ژن پریلیپین 1 در بافت عضلانی در گروه غذای پرچرب نسبت به گروه محدودیت کالری و غذای استاندارد افزایش معنیداری داشت (005/0p≤). گروه محدودیت کالری از بیان ژن پریلیپین 5 بیشتری نسبت به گروه غذای پرچرب و گروه غذای استاندارد برخوردار بود (005/0 p≤).
نتیجهگیری: محدودیت کالری احتمالاً از طریق تأثیر بر پروتئینهای پوششدهنده بافت چربی و درنتیجه کاهش تجمع چربی میتواند از ایجاد مقاومت به انسولین جلوگیری کند.
بهنوش سادات خلیلی، جواد حامدی، ستاره حقیقت،
دوره 21، شماره 7 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: استفاده گسترده از آنتی بیوتیکها منجر به افزایش باکتریهای مقاوم به آنتیبیوتیک و نرخ بالای مرگومیر در اثر بیماریهای عفونی شده است.
Pseudomonas aeruginosa یکی از مهمترین عوامل ایجادکننده عفونتهای بیمارستانی است که به طیف وسیعی از آنتی بیوتیکها مقاوم است. بنابراین یافتن منبع جدید ترکیبات ضدمیکروبی برای غلبه بر بیماریهای عفونی مقاوم به آنتی بیوتیک کاملاً حیاتی است. غربالگری اکتینوباکترهای بومی راهکاری موثر به منظور یافتن ترکیبات ضدمیکروبی جدید است. هدف پژوهش حاضر جداسازی، غربالگری و شناسایی اکتینوباکترهای نادر و بومی ایران به منظور یافتن سویههای اکتینوباکتر مولد ترکیبات ضدمیکروبی علیه P. aeruginosa است.
مواد و روشها: 30 نمونه آب و رسوب از خلیجفارس و دریایعمان جمعآوری و برای جداسازی اکتینوباکترها در محیط مناسب کشت شد. جدایههای اکتینوباکتر تخلیص شدند و پس از استخراج متابولیتها، فعالیت آنها بر علیهP. aeruginosa بررسی شد. حداقل غلظت مهارکننده رشد (MIC) عصاره برتر با روش میکرودایلوشن براث تعیین و در نهایت سویه برتر شناسایی شد.
ملاحظات اخلاقی: در مطالعه حاضر، تمامی اصول ایمنی زیستی و اخلاق زیستی رعایت شده است.
یافتهها: 50 اکتینوباکتر از رسوبات مورد بررسی جداسازی شدند. نتایج نشان داد که 5 جدایه دارای فعالیت ضدمیکروبی قابلتوجهی هستند. MIC عصاره برتر علیه
P. aeruginosa، 100 میکروگرم در میلیلیتر بود. آنالیز مولکولی ژن SrRNA16 نشان داد که جدایه دارای موثرترین عصاره متعلق به جنس Micromonospora بوده و 8/99 درصد شباهت بهM. chalcea دارد.
نتیجهگیری: این پژوهش نشان داد که آبهای جنوب ایران و رسوبات موجود در آنها منابع نویدبخشی از اکتینوباکترهای نادر توانمند در تولید ترکیبات میکروبی علیه P. aeruginosa میباشند.
هیوا ساکی، اعظم حدادی، محمود شوندی،
دوره 21، شماره 7 - ( 11-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: مقاومت چندگانه آنتیبیوتیکی در سالهای اخیر در ایزولههای کلبسیلا افزایش یافته است. هدف از این مطالعه، بررسی حضور ژن اینتگرون و رابطه آن با مقاومت آنتیبیوتیکی درایزولههای بالینی کلبسیلا مولد عفونت ادراری بود.
مواد و روشها: در این مطالعه که از خرداد 94 تا اردیبهشت 95 به طول انجامید، 129 ایزوله بالینی از نمونههای ادراری در مراکز درمانی و بیمارستانهای کرج جداسازی گردید. جامعه آماری شامل 6/80 درصد زن و 4/19 درصد مرد بود. برای تمام ایزولهها تست آنتیبیوگرام با روش دیسک دیفیوژن انجام شد. توانایی تولید ESBLs سنجیده شد و ایزولهها از نظر حضور ژن اینتگرون با روش PCR بررسی شدند.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد IR.IAU.K.REC.1396.16 به تصویب کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی کرج رسیده است.
یافتهها: بیشترین حساسیت آنتیبیوتیکی به افلوکساسین (1/89 درصد) و کمترین حساسیت به آموکسیسیلین (2/6 درصد) گزارش شد. از این تعداد 9/82 درصد ایزولهها به بیش از دو آنتیبیوتیک از کلاس متفاوت مقاوم بودند. از میان 129 ایزوله پس از بررسی مولکولی، 3/19 درصد حاوی ژن اینتگرون تشخیص داده شد و شیوع مقاومت چندگانه آنتیبیوتیکی (MDR) در بین ایزولههای حاوی اینتگرون 100 درصد بود. همچنین از این تعداد، 3/71 درصد ایزولهها توانایی تولید ESBLs را داشتند و 7/28 درصد فاقد این توانایی بودند.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد اینتگرونها در بین ایزولههای MDR شایع میباشند. ژنهای مقاومت وابسته به اینتگرون میتوانند مخزنی برای شیوع مقاومت چندگانه آنتیبیوتیکی در بین ایزولههای بالینی باشند و اینتگرونها میتوانند به عنوان مارکری برای شناسایی ایزولههای MDR استفاده شوند. نتایج از فراوانی ESBLs در بین ایزولههای بالینی کلبسیلا و عدم کارآمدی آنتیبیوتیکهایی نظیر آمپیسیلین-کلاونیک اسید و آموکسیسیلین در درمان عفونتهای ادراری حکایت دارد.
مهدی رستمی زاده، علیرضا علمیه، فرهاد رحمانی نیا،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: فعالیت بدنی، با ایجاد بار مکانیکی بر سطح استخوان، باعث ترشح شاخصهای بازجذب استخوانی به گردش خون میشود که در تعامل با آدیپوکینها میتواند باعث کاهش چاقی و پیشگیری از عوارض آن شوند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر تمرینات هوازی و مقاومتی بر شاخصهای تن سنجی، سطوح استئوکلسین، لپتین و آدیپونکتین در مردان دارای اضافه وزن انجام شد.
مواد و روشها: 40 مرد دارای اضافه وزن (96/0±67/28=شاخص توده بدنی و 23/2±50/31=سن) انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه تمرین هوازی (13نفر)، تمرین مقاومتی (13نفر) وگروه شاهد (14نفر) قرارگرفتند. تمرین هوازی با شدت 60 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب و تمرین مقاومتی با شدت 55 تا 75 درصد یک تکرار بیشینه، 8 هفته، 3 جلسه در هفته به مدت60 دقیقه انجام شد. ترکیب بدن و نمونه خونی به صورت ناشتا برای اندازهگیری سطح استئوکلسین، لپتین و آدیپونکتین در ابتدا و پس از 8 هفته تمرین ارزیابی شد. دادهها با استفاده از آزمون آماری تی زوجی و آنالیز واریانس تحلیل شدند.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با کد IR.IAU.RASHT.REC.1396.124 در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت مورد تایید قرار گرفته است و دارای ثبت کارآزمایی بالینی ایران به شماره IRCT20180226038876N1 میباشد.
یافتهها: تمرین هوازی و مقاومتی به ترتیب باعث کاهش شاخصهای تنسنجی (05/0>p)، لپتین(001/0>p، 001/0=p) و افزایش سطح استئوکلسین (001/0p=، 001/0>p) و آدیپونکتین (001/0p=، 001/0>p) شد. در مقایسه بین دو روش تمرینی تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد (05/0<p).
نتیجهگیری: با توجه به اثرات مطلوب تمرین هوازی و مقاومتی بر سطح استئوکلسین و آدیپوکینها، به نظر میرسد هر دو روش تمرینی با افزایش بار مکانیکی بر توده استخوانی باعث ایجاد تغییراتی در متابولیسم انرژی و وزن بدن میشود که میتواند فاکتور مهمی در پیشگیری از عوارض چاقی باشد.
سحر پارسه، سعید شاکریان، علی اکبر علی زاده،
دوره 22، شماره 1 - ( 1-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم تخمدان پلی کیستیک از شایعترین اختلالات غدد درون ریز است که مقاومت به انسولین و چاقی از عوامل اصلی آن است. تحقیق حاضر با هدف بررسی تاثیر تمرینات مزمن هوازی و مقاومتی همراه با مصرف مکمل دارچین بر مقاومت به انسولین زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلی کیستیک شهر اهواز در سال 1396 انجام گرفته است.
مواد و روشها: در این مطالعه نیمه تجربی، 40 زن مبتلا با دامنه سنی 18 تا 30 سال (24 ≥ BMI)، به طور تصادفی به 4 گروه تقسیم شدند. گروه مداخله، تمرین هوازی- مقاومتی را 6 هفته، 3 جلسه در هفته با شدت 50 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب به مدت 50 تا 85 دقیقه انجام دادند. سطوح سرمی انسولین، گلوکز و شاخصهای ترکیب بدنی ارزیابی شد. از روش آماری t همبسته و کواریانس استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد EE/ 96.24.3.77886/Scu.ac.ir در کمیته پژوهشی دانشگاه شهید چمران اهواز به ثبت رسیده است.
یافتهها: آنالیز دادهها نشان داد که شاخص توده بدنی، درصد چربی و مقاومت به انسولین در گروه تمرین و تمرین- مکمل کاهش یافت (05/0 ≥ p). همچنین مصرف دارچین همراه با تمرینات در شاخصهای ترکیب بدنی و مقاومت به انسولین موثر بود (05/0 ≥ p). تغییرات در توده بدون چربی در هیچ یک از گروهها معنی دار نبود (05/0 ≥ p).
نتیجهگیری: به نظر میرسد این کاهش در تفاوت مقاومت به انسولین بیشتر ناشی از تمرین ترکیبی بوده و با توجه به تاثیر مثبت دارچین در کاهش شاخص توده بدنی، احتمالا استفاده از آن در طولانی مدت بر مقاومت به انسولین اثرگذار باشد.
افسانه طلایی، مهدی محمود پور، مریم شهدوست،
دوره 22، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به وجود نتایج ضد و نقیض مطالعات در مورد تاثیر آتورواستاتین بر روی قند خون و کنترل دیابت، در این مطالعه اثرات آتورواستاتین بر روی قند و مقاومت به انسولین را بررسی کردیم.
مواد و روشها: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی دو سو کور کنترل شده با پلاسبو، 88 بیمار دیابتی نوع دو که تحت درمان با داروهای خوراکی کاهنده قند خون بودند، بهصورت تصادفی به دو گروه 44 تایی تقسیم شدند. گروه مداخله، روزانه 40 میلیگرم آتورواستاتین و گروه کنترل، دارونما به مدت 3 ماه دریافت کردند و قند خون ناشتا، انسولین، مقاومت به انسولین، HbA1C، پروفیل لیپید، قبل و بعد از سه ماه در دو گروه سنجیده و مقایسه شد و دادهها با استفاده از آزمونهای آماری تی زوجی و تی استیودنت تجزیه و تحلیل شدند.
ملاحظات اخلاقی: مطالعه حاضر با کد IR.ARAKMU.REC.90.108.10 توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.
یافتهها: بعد از سه ماه در گروه مداخله، انسولین، مقاومت به انسولین و HbA1C در مقایسه با گروه کنترل بهطور قابل ملاحظهای کاهش یافت، در حالی که قند خون ناشتا کاهش قابل ملاحظهای نداشت. سطح کلسترول کل و کلسترول LDL (Low Density Lipoprotein) نیز کاهش معناداری در گروه مداخله داشت.
نتیجهگیری: به نظر میرسد آتورواستاتین در بهبود کنترل قند خون و کاهش مقاومت به انسولین در بیماران دیابتی نقش موثری دارد.
محمدرضا اسد، شکوفه خردمند، نرگس خردمند،
دوره 22، شماره 5 - ( 9-1398 )
چکیده
زمینه و هدف فعالیت ورزشی به دلیل اینکه منجر به کاهش در سطوح برخی آدیپوکاینها از جمله کمرین میشود، باعث بهبود در حساسیت به انسولین میشود؛ اما تأثیر تمرین استقامتی وتناوبی شدید بر سطوح کمرین و مقاومت به انسولین در موشهای چاقشده ناشناخته است.
مواد و روش ها در این مطالعه 27 سر موش نر، به طور تصادفی به چهار گروه کنترل پایه (6=n)، تمرین استقامتی (8=n)، تمرین تناوبی شدید (8=n) و کنترل چاق بدون مداخل (5=n) تقسیم شدند. گروه استقامتی و تناوبی شدید به مدت هشت هفته به فعالیت پرداختند و سطوح کمرین پلاسما به روش الایزا اندازهگیری شد.
ملاحظات اخلاقی تمامی مراحل اجرای پژوهش شامل نگهداری، اجرای پروتکل تمرین، کشتار رتها و خونگیری بر اساس ضوابط کمیته اخلاقی انجام شد. این تحقیق در دانشکده تربیتبدنی و علوم ورزشی دانشگاه تهران تصویب شد و در مرکز کمیته اخلاق پژوهشگاه علوم ورزشی با کد IR.SSRI.REC.1398/559 به ثبت رسید.
یافته ها نتایج نشان داد که کمرین در گروه استقامتی نسبت به گروه موشهای چاقشده بدون مداخله کاهش معنیداری داشت (0/01>P)، ولی نسبت به گروه کنترل پایه تغییر معنیداری نداشت. همچنین، اختلاف معنیداری بین کمرین گروه تناوبی شدید با گروه موشهای چاقشده بدون مداخله و گروه کنترل پایه وجود نداشت (0/05
P). اختلاف معنیداری بین مقاومت به انسولین در گروه تناوبی شدید نسبت به تمرین استقامتی وجود نداشت (0/05
P).
نتیجه گیری به نظر میرسد تمرین استقامتی و تناوبی شدید باعث کاهش مقاومت به انسولین میشود که این کاهش در تمرین استقامتی احتمالاً به واسطه کاهش وزن و کمرین سرمی اتفاق میافتد.
مریم قانع، فریبا ادهم،
دوره 22، شماره 6 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: در سالهای اخیر، افزایش سویههای اشرشیاکلی تولیدکننده بتالاکتامازهای وسیعالطیف (ESBL) منجر به محدودشدن گزینههای درمانی شده است. این مطالعه به منظور یافتن ژنهای blaTEM و blaPER در ایزولههای ادراری اشرشیاکلی مولد ESBL و تعیین الگوی مقاومت آنها انجام شد.
مواد و روش ها: از بهمن ۱۳۹۴ تا اسفند ۱۳۹۵، ۹۷۲ نمونه از بیماران مشکوک به عفونت ادراری از سه بیمارستان اصلی و آزمایشگاههای شهرستان کرج جمعآوری شدند. شناسایی باکتریها، آزمون حساسیت میکروبی و تولید ESBL با استفاده از آزمونهای استاندارد انجام شد. از واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) برای تشخیص ژنهای بتالاکتاماز TEM و PER استفاده شد
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد IR.IAU.TMU.REC.۱۳۹۶.۲۷۴ به تصویب کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علومپزشکی آزاد اسلامی تهران رسیده است.
یافته ها: از بین ۹۷۲ نمونه ادراری، ۵۰۰ ایزوله اشرشیاکلی جدا شد. ۱۸۰ ایزوله ( ۳۶ درصد) تولیدکننده ESBL بودند. در میان سویههای ESBL مثبت، بیشترین حساسیت نسبت به آمیکاسین و ایمی پنم (به ترتیب ۸۰ و ۶۰ درصد ( مشاهده شد. مقاومت به کوتریموکسازول، سیپروفلوکساسین، تتراسایکلین و جنتامیسین به ترتیب ۷/۹۲، ۹/۷۸، ۱/۶۶ و ۸/۵۷ درصد بود. همه سویههای ESBL مثبت مقاومت چنددارویی داشتند. در میان سویههای ESBL مثبت، ژن blaTEM در ۸۵ ایزوله ( ۷۲/۴۴ درصد) مشاهده شد، ولی ژن blaPER در هیچیک از ایزولهها یافت نشد.
نتیجه گیری: نتایج، شیوع بالایی از سویههای اشرشیاکلی تولیدکننده ESBL و دارو چند مقاوم را نشان داد. نظارت مداوم بر باکتریهای مولد ESBL و تعیین الگوهای مقاومتی آنها میتواند به کاهش انتشار این گونههای مقاوم در جامعه کمک کند.
محمد پرستش، زهرا نادی،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعه حاضر اثر ۱۰ هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، سطوح سرمی آنزیمهای کبدی، رزیستین و کمرین موشهای صحرایی دیابتی نوع ۲ را بررسی کرده است.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی ۴۰ سر موش صحرایی از نژاد ویستار در محدوده وزنی ۴۸ ±۲۰۰ به چهار گروه (کنترل سالم، کنترل دیابتی، دیابتی تمرین مقاومتی و سالم تمرین مقاومتی) به طور تصادفی تقسیم شدند. گروههای تمرینی به مدت ۱۰ هفته تمرینات مقاومتی منظم را به وسیله نردبان انجام دادند. ۲۴ ساعت بعد از آخرین جلسه تمرین، سرم خون موشهای صحرایی برای بررسی رزیستین، کمرین، انسولین و آنزیمهای کبدی جمعآوری شد. دادهها ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از آزﻣﻮن ﺗﺤﻠﯿﻞ واریﺎﻧﺲ یﮏﻃﺮﻓﻪ و آزمون تعقیبی توکی و تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح معناداری ۵ درصد بررسی شدند.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد IR.ARAKMU.REC.۱۳۹۴.۳۲۹ در کمیته پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.
یافتهها: القاء دیابتی موجب افزایش معنادار شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، سطوح سرمی آنزیمهای کبدی، رزیستین و کمرین در گروه کنترل دیابتی نسبت به گروه کنترل سالم شد (۰/۰۵>P). همچنین تمرین مقاومتی موجب کاهش معنادار شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، سطوح سرمی آنزیمهای کبد، رزیستین و کمرین در گروه دیابتی تمرین مقاومتی نسبت به گروه کنترل دیابتی شد (۰/۰۵>P).
نتیجه گیری: به نظر میرسد تمرین مقاومتی از طریق کاهش شاخص مقاومت به انسولین (HOMA-IR)، سطوح سرمی کمرین و رزیستین، آنزیمهای کبدی در موشهای دیابتی نوع ۲ را بهبود میبخشد.
قاسم محمدنژاد، حسن متین همائی، فرشاد غزالیان،
دوره 23، شماره 1 - ( 1-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: تاندون امتداد ماتریکس خارج سلولی عضله است که به صورت مکانیکی و ساختاری با بار مکانیکی سازگاری مییابد. سازوکارهای سلولی و مولکولی مربوط به این سازگاری به طور کامل شناخته نشده است؛ ازاینرو هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر ۶ هفته تمرین مقاومتی بر بیان ژنهای TGF-β۱ و میوستاتین در تاندون عضلات تند و کند انقباض بود.
مواد و روش ها: بدین منظور تعداد ۱۲ سر رت نر بالغ نژاد ویستار ۸ هفتهای به روش تصادفی ساده به ۲ گروه ورزش (تعداد = ۶ سر) و شاهد (تعداد = ۶ سر) تقسیم شدند. گروه ورزش به مدت ۶ هفته و ۵ بار در هفته، تمرین مقاومتی (حمل وزنه با ۴۰ الی ۱۶۰ درصد وزن بدن روی نردبان) را اجرا کردند. ۴۸ ساعت بعد از آخرین جلسه تمرینی، تمامی رتها کشته شدند و تاندون عضلات سولئوس و بازکننده بلند انگشتان (EDL) استخراج شد. بیان mRNA ژنهای TGF-β۱ و میوستاتین با استفاده از روش RealTime-PCR سنجیده شد و برای تجزیهوتحلیل آماری از آزمون t مستقل استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: کلیه مراحل مطالعه با توجه به دستورالعمل اخلاقی و مجوز معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی با شماره IR.IAU.PS.REC.۱۳۹۸.۲۹۶ انجام شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که بیان ژن TGF-β۱ در تاندون عضلات EDL (۰/۰۰۱≥P) و سولئوس (۰/۰۱≥P) به طور معنیداری افزایش یافت، درحالیکه بیان ژن میوستاتین در تاندون عضلات EDL (۰/۰۰۱≥P) و سولئوس (۰/۰۵≥P) به طور معنیداری کاهش یافت.
نتیجه گیری: به نظر میرسد که تمرین مقاومتی باعث تنظیم مثبت سطوح پایه ژن TGF-β۱ و تنظیم منفی سطوح پایه ژن میوستاتین در تاندون عضلات تند و کند انقباض میشود و این اثرات در تاندون عضله تند انقباض به طور قابلتوجهی بیشتر است.
آذر حمیدی، امیر رشیدلمیر، رامبد خواجه ای، مهدی زارعی، احمد زنده دل،
دوره 23، شماره 3 - ( 5-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر قلب از مهمترین علل مرگومیر است. فعالیتهای ورزشی بعد از عمل بایپس عروق کرونر، باعث افزایش چگالی مویرگی عضله قلبی با عنوان آنژیوژنز و بهبود عملکرد قلبیعروقی میشود. عامل رشد فیبروبلاست پایه، از خانواده عوامل رشدی است و در آنژیوژنز، درمان زخمها، توسعه جنینی و فرایندهای گسترش و تمایز نقش کلیدی دارد. هدف مطالعه حاضر، تأثیر تمرینات هوازی قاومتی بر سطوح پلاسمایی فاکتور رشدی فیبروبلاست پایه در بیماران پیوند بایپس عروق کرونری است.
مواد و روش ها: نمونههای این پژوهش را سی نفر از مردان با محدوده سنی 60-45 سال که تحت عمل جراحی بایپس قرار گرفتند، تشکیل میدادند که به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (پانزده نفر) و گروه کنترل (پانزده نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش به مدت هشت هفته تمرین مقاومتی هوازی را انجام دادند (سه جلسه در هفته ) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازهگیری در لنفوسیت، نمونهگیری خونی 24 ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالی که همه آزمودنیها ناشتا بودند به عمل آمد. به منظور اندازهگیری BFGF از روش آزمایشگاهی الایزا استفاده شد. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری تی استودنت مستقل و همبسته و از آزمون شاپیرو ویلک جهت نرمال کردن دادهها در سطح معنیداری 0/05 در نرمافزار SPSS نسخه 21 استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور تأیید و در سامانه کارآزمایی بالینی ایران با شماره
IRCT20191228045919N1 ثبت شده است.
یافته ها: هشت هفته تمرین مقاومتی هوازی سبب افزایش معنیداری در سطوح BFGF در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل شد (0/002=P). همچنین تغییرات قبل و بعد آزمودنیها در گروه آزمایش نیز افزایش معناداری را در سطوح پلاسمایی BFGF نشان داد (0/002=P) که در گروه کنترل معنادار نبو د (0/758=P).
نتیجه گیری: براساس یافتههای پژوهش حاضر میتوان چنین نتیجهگیری کرد که تمرین ترکیبی (مقاومتی هوازی) ممکن است با افزایش سطوح پلاسمایی BFGF سبب افزایش رگزایی و تراکم مویرگی در بیماران پس از CABG شود.
سید هادی سیدی، رامبد خواجه ای، امیر رشیدلمیر، محمدرضا رمضان پور، جمشید مهرزاد،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر قلب یکی از علل اصلی مرگومیر افراد در جوامع امروز است. فعالیتهای ورزشی سبب افزایش برخی فاکتورهای تأثیرگذار بر این بیماری میشود. هدف از این پژوهش تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی ـ هوازی بر سطوح اندوستاتین در بیماران بایپس عروق کرونر (CABG) بود.
مواد و روش ها: شرکتکنندههای این پژوهش را 24 مرد بیمار تشکیل میدادند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (دوازده نفر) و کنترل (دوازده نفر) با میانگین سن 6/90 ± 55/37 سال، وزن 5/87 ± 75/45 کیلوگرم، قد 3/36 ± 173/27 سانتیمتر و شاخص توده بدن1/55 ± 25/11 کیلوگرم / مربع تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت هفته تمرین مقاومتی ـ هوازی را با توجه به ارزیابیها (وضعیت قلبیریوی و تست تحمل ورزش) به مدت یک الی یک ساعت و نیم انجام دادند (سه جلسه در هفته) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. جهت اندازهگیری سطوح اندوستاتین، نمونهگیری خونی 48 ساعت قبل از شروع پروتکل و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه پروتکل در حالی که همه آزمودنیها ناشتا بودند، انجام شد. برای تحلیل دادهها از آزمون شاپیرو ویلک جهت نرمال کردن دادهها و از آزمون تیاستودنت در گروههای مستقل و همبسته در سطح معنیداری 0/05 استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش پس دریافت کد اخلاق IR.IAU.NEYSHABUR.REC.1398.018 و همچنین کد بالینیIRCT20191228045916N1 انجام شده است.
یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد گروه تمرینات مقاومتی ـ هوازی، کاهش معنیداری در سطوح اندوستاتین (1/672=P=0/001) (T)، در مقایسه با گروه کنترل داشته است.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها، به نظر میرسد که تمرین مقاومتی ـ هوازی سطوح آندوستاتین را کاهش میدهد که به عنوان یک عامل ضدرگزایی شناخته میشود.
محمد پرستش، جلیل مرادی،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری ویروس جدید کرونا (کووید 19) تأثیر عمدهای بر فعالیتهای بدنی افراد در کل دنیا گذاشته است. این شرایط باعث شده میزان فعالیتهای بدنی در بسیاری از افراد کاهش پیدا کند. هدف از این پژوهش، ارائه یک راهنمای کاربردی برای اجرای فعالیتهای بدنی در خانه بود.
مواد و روش ها: روش کار به صورت کتابخانهای بود و کتابها و مقالات جدید در مورد اجرای فعالیتهای بدنی در خانه بررسی شد و سعی شد مبانی علمی اجرای فعالیتهای بدنی در خانه ارائه شود. نحوه اجرای فعالیتهای بدنی مختلف با استفاده از دستگاههای موجود در منازل و همچنین اجرای تمرینات بدون استفاده از دستگاه بررسی شد.
ملاحظات اخلاقی: این مقاله یک مقاله مروری است و هیچ نمونه انسانی و حیوانی ندارد.
یافته ها: پیشنهادات کاربردی برای فعال ماندن در خانه، همراه با تمرین ورزشی هوازی شامل راه رفتن، دویدن روی تردمیل، استفاده صحیح از دوچرخه ثابت و تمرینات مقاومتی با وزن بدن است تا بتوان با عوارض جانبی جسمی و روانی ویروس جدید کرونا (کووید 19) مقابله کرد.
نتیجه گیری: این راهنما اطلاعات مفیدی را در مورد فعالیت بدنی در منزل برای افراد کمتحرک ارائه میدهد که میتواند در طول بیماریهای همهگیر انجام شود.
وحید فکری کورعباسلو، علی فکوریان، محسن حیدریان، سید مسعود کشفی،
دوره 24، شماره 5 - ( 9-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون میتواند اثرات مشابه با تمرین مقاومتی سنتی داشته باشد. هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر شش هفته تمرین مقاومتی منتخب با استراحت فعال و غیرفعال، با و بدون محدودیت جریان خون بر سطوح پروتیئن واکنشگر C و لاکتات دهیدروژناز و استقامت عضلانی مردان جوان بود.
مواد و روش ها: از نمونههای دردسترس و داوطلب، 24 سرباز جوان سالم نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در سه گروه هشت نفره (تمرین مقاومتی سنتی، تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون و استراحت غیرفعال، و تمرین مقاومتی با محدودیت جریان خون و استراحت فعال قرار گرفتند. برنامه تمرینی به مدت شش هفته، سه جلسه در هفته با شدت 70-80 درصد یک تکرار بیشینه برای گروه مقاومتی سنتی (سه ست دهتایی)، 20-30 درصد یک تکرار بیشینه برای گروه محدودیت با استراحت غیرفعال(30-15-15-15) و 20-30 درصد یک تکرار بیشینه برای گروه محدودیت با استراحت فعال (30-7-15-7-15) اجرا شد. قبل و بعد از شش هفته شاخصهای فیزیولوژیکی، انتروپومتریکی، استقامت عضلانی و سطوح هورمونی از آزمودنیها گرفته و نمونههای خونی به شیوه الایزا و رنگسنجی آنزیمی اندازهگیری شد. برای تجزیهوتحلیل دادهها از آزمون کوواریانس و آزمون تعقیبی بونفرویی و برای مقایسه درونگروهی از تحلیل تی زوجی استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: در انجام پژوهش، اصول بیانیه هلسینکی، راهنمای عمومی اخلاق در پژوهشهای دارای آزمودنی انسانی و مقررات حاکم بر آن رعایت شده و کد اخلاق به شناسه IR.SSRC.REC.1398.129 از سوی پژوهشگاه تربیتبدنی و علوم ورزشی و کد کارآزمایی بالینی به شناسه IRCT20191207045644N1 از سوی مرکز ثبت کارآزمایی بالینی ایران صادر شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که شش هفته تمرین اثر متفاوت و معناداری بر استقامت عضلانی (0/001=P) دارد، اما بر سطوح پروتئین واکنشگر C (0/43=P) و لاکتات دهیدروژناز (0/44=P) اثر متفاوت و معناداری ندارد.
نتیجه گیری: با توجه نتایج این تحقیق به نظر میرسد ترکیب تمرینات مقاومتی با محدودیت جریان خون و اینتروال (استراحت فعال) میتواند جایگزین مناسبی برای تمرینات سنتی و همچنین در مواردی جایگزین تمرینات مقاومتی با محدودیت و استراحت غیرفعال شود.
اسما سلیمانی، محمد فتحی،
دوره 25، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف به تازگی مایوکاینی به نام آیریزین کشف شده که ازطریق قهوهای کردن بافت چربی سفید و گرمازایی برچاقی، متابولیسم و هموستازگلوکز اثرمیگذارد. هدف این پژوهش بررسی تأثیر 4 هفته مصرف مکمل زنجبیل بر آیریزین، شاخص مقاومت انسولین و نیمرخ لیپیدی زنان چاق به دنبال فعالیت حاد برونگرا و درونگرا بود.
مواد و روش ها تعداد40دختر با نمایه توده بدنی بالای30 کیلوگرم بر مترمربع، سن 2/87±24/86سال، قد 4/20±159/66 سانتیمتر و وزن 4/61±87/42 کیلوگرم درتحقیق شرکت کردند. بعد از اندازهگیری حداکثر اکسیژن مصرفی، آزمودنیها بهطورتصادفی به 5 گروه مکمل و دارونما تقسیم شدند. پروتکل تمرینی شامل 2 جلسه فعالیت حاد فعالیت حاد (برونگرا و درونگرا) اجراشد.گروه مکمل روزانه 2 گرم پودرزنجبیل را بهمدت 4 هفته مصرف میکردند. نمونههای خونی قبل و بلافاصله پس از هر نوع فعالیت جمعآوری شد. دادهها بااستفاده ازآزمون تی وابسته وتحلیل واریانس یکطرفه تجزیهوحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی این تحقیق باکد IRCT201104246178N1 در سامانه کارآزمایی بالینی ایران ثبت شد و ازکلیه شرکتکنندگان برای شرکت درمطالعه رضایتنامه کتبی دریافت شد.
یافته ها باتوجهبه نتایج آزمون آماری مشخص شدکه میزان آیریزین، انسولین بین 2 نوع فعالیت برونگرا و درونگرا همراه با مصرف زنجبیل در همه گروهها بهترتیب افزایش معنادار و میزان گلوکز کاهش معناداری یافته است (0/05>P). همچنین مشخص شد شاخص مقاومت به انسولین بین 2 نوع تمرین همراه با مصرف زنجبیل در همه گروهها افزایش جزئی و غیرمعناداراست (0/05>P). علاوهبراین براساس نتایج تحلیل واریانس یکطرفه در بین 2 تمرین همراه با مصرف زنجبیل در همه گروهها سطوح چربی باچگالی بالا افزایش غیرمعنادار (0/05>P) و سطوح تریگلیسیرید وکلسترول با چگالی کم کاهش معناداری یافته است (0/05>P). همچنین نتایج نشان داد تغییرات سطوح کلسترول تام در بین 2 نوع تمرین همراه با مصرف زنجبیل درگروههای تمرین کاهش غیرمعنادار (0/05>P)وگروههای مکمل کاهش معنادار یافته است (0/05>P).
نتیجه گیری ﺑﺮاﺳﺎس ﻧﺘﺎﻳﺞ ﺑﻪدﺳﺖآﻣﺪه ﭘﻴﺸﻨﻬﺎد میﺷﻮد ﻣﺼﺮف ﻃﻮﻻنی ﻣﺪت زﻧﺠﺒﻴﻞ به همراه ﺗﻤﺮﻳﻨﺎت ورزشی مداوم میﺗﻮاﻧﺪ ﺷﻴﻮه درﻣﺎنی ﻣﺆﺛﺮی ﺑﺮای کاهش گلوکز و ﺗﻐﻴﻴﺮات ﻣﻄﻠﻮب در آیریزین، ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﺑﻪ اﻧﺴﻮﻟﻴﻦ و نیمرخهای لیپیدی در زنان چاق ﺑﺎﺷﺪ.
علی مرادپور شمامی، معصومه انوری، هادی صدیق ابراهیم-سرائی، سیده طوبی شفیقی،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه: با توجه به اهمیت عفونتهای دستگاه ادراری ناشی از اشریشیا کلی اوروپاتوژنیک در حوزه پزشکی، این مطالعه با هدف بررسی سروگروه های O25 و O16 و الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی در بین ایزولههای اشریشیا کلی اوروپاتوژنیک به دست آمده از بیماران بستری مبتلا به عفونت ادراری در بیمارستانهای رشت انجام شد.
روش کار: در مجموع 110 نمونه ادرار از بیماران مبتلا به عفونت ادراری مراجعه کننده به بیمارستانهای منتخب رشت در یک دوره ماهه جمع آوری گردید. مطابق با توصیههای موسسه استانداردهای بالینی و آزمایشگاهی، از روش انتشار دیسک برای تعیین الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی استفاده شد. با استفاده از پرایمرهای خاص، سروگروه های O25 و O16 شناسایی گردیدند. طرح مربوط به این مقاله در سامانه ملی اخلاق در پژوهشهای زیست پزشکی ایران ثبت شده است (IR.IAU.LIAU.REC.1399.068).
یافتهها: در بین نمونههای مورد مطالعه، 4/36 درصد (110/40) مربوط به مردان و 6/63 درصد (110/70) مربوط به زنان بود. بر اساس الگوی حساسیت آنتی بیوتیکی، سطح بالایی از مقاومت آنتی بیوتیکی در برابر نالیدیکسیک اسید (8/81 درصد) و کوتریموکسازول (2/78 درصد) مشاهده شد، در حالی که موثرترین آنتی بیوتیک ها آمیکاسین (5/85 درصد) و نیتروفورانتوئین (6/83 درصد) بودند. علاوه بر این، فنوتیپ مقاوم به چند دارو در 7/72 درصد (80/110) از ایزولههای اشریشیا کلی اوروپاتوژنیک یافت شد. بر اساس نتایج PCR، فراوانی سروگروه های O25 و O16 به ترتیب 4/36 درصد و 3/17 درصد بود. هر دو سروگروه بیشترین مقاومت را به نالیدیکسیک اسید و کوتریموکسازول داشتند، در حالی که کمترین مقاومت در سروگروه O25 در برابر نیتروفورانتوئین (20 درصد) و آمیکاسین (3/14 درصد) و در سروگروه O16 در برابر ایمی پنم (3/5 درصد) و نیتروفورانتوئین (5/10 درصد) بود.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد شیوع بالای سویههای MDR در بین سویههای اشریشیا کلی اوروپاتوژنیک بسیار نگران کننده است و متخصصان باید در زمینه تجویز انتی بیوتیک برای بیماران بسیار محتاتانه عمل کنند. در این مطالعه هم مانند اکثر مطالعات فراوانی سروگروه O25 بالا بود و احتمالاً این سروگروه میتواند در ایجاد عفونتهای ادراری و مقاومت آنتی بیوتیکی سویههای اشریشیا کلی اوروپاتوژنیک نقش داشته باشد.
سید محسن مدنی، زهرا سالمی، محمد رضا رضوانفر، پگاه محقق،
دوره 25، شماره 5 - ( 9-1401 )
چکیده
مقدمه: فتوئین-آ یک پروتئین ترشحی از کبد است که از طریق مقاومت به انسولین و ایجاد التهاب در ایجاد اختلالات میکروواسکولار بیماری دیابت نقش دارد. هدف این پژوهش بررسی میزان فتوئین-آ در بیماران دیابتی فاقد ابتلا و مبتلا به اختلالات میکروواسکولار میباشد.
روش کار: تعداد 90 نفر در 4 گروه کنترل دیابتی, نفروپاتی, رتینوپاتی و رتینوپاتی-نفروپاتی در این پژوهش شرکت داشتند. دادهها با استفاده آزمونهای آماری کروسکال والیس و همبستگی پیرسون تحلیل شد. اندازه گیری پارامترهای VEGF، اینترلوکین 6، انسولین، اینترلوکین 8 و فتوئین-آ به روش الایزا انجام شد. غلظت پروتئین واکنشگر C (CRP) به روش نفلومتریک اندازه گیری شد. ملاحظات اخلاقی: این مطالعه پس از تأیید پروتکل در کمیته اخلاق در پژوهش و دریافت کد اخلاقی به شماره IR.ARAKMU.REC.1400.250 و با توجه به بیانیه هلسینکی انجام شد.
یافتهها: نتایج به دست آمده نشان داد, همبستگی بین میزان فتوئین-آ و VEGF در گروه کنترل غیر معنی دار (0.234=P)، درگروه نفروپاتی معنی دار (01/0 >P)، درگروه رتینوپاتی معنی دار (01/0 >P) و در گروه رتینوپاتی-نفروپاتی معنی دار (0.032=P) بود. همچنین همبستگی بین فتوئین-آ, اینترلوکین 6 در گروه نفروپاتی غیر معنی دار (0.285=P)، در گروه رتینوپاتی غیر معنی دار (75/0 >P)، در گروه رتینوپاتی غیر معنی دار (0.059 >P) و درگروه رتینوپاتی-نفروپاتی غیرمعنی دار (0.113=P) بود. همبستگی بین فتوئین-آ اینترلوکین 8 درگروه کنترل غیرمعنی دار (0.592=P)، در گروه نفروپاتی غیرمعنی دار (0.592=P)، در گروه رتینوپاتی غیر معنی دار (0.314=P) و در گروه رتینوپاتی-نفروپاتی غیرمعنی دار (0.362=P) بود. همبستگی بین فتوئین-آ و مدل هموستاتیک مقاومت به انسولین در تمامی گروهها معنی دار بود (01/0 >P). میزان فتوئین-آ و VEGF در سه گروه نفروپاتی، رتینوپاتی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار داشته است. میزان اینترلوکین 6، اینترلوکین 8 و مدل هموستاتیک مقاومت به انسولین در گروههای نفروپاتی، رتینوپاتی و رتینوپاتی-نفروپاتی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار داشته است.
نتیجه گیری: به دلیل ارتباط مستقیم فتوئین-آ با مقاومت به انسولین و تولید VEGF، کنترل آن میتواند در جلوگیری از ایجاد و کنترل میزان پیشرفت اختلالات میکروواسکولار به ویژه در مراحل اولیه بیماری دیابت تأثیر داشته باشد. اگرچه نتایج به دست آمده نشان داد که میزان فتوئین-آ ارتباط معنی داری با عوامل التهابی مانند اینترلوکین 6 و اینترلوکین 8 به ویژه در گروه رتینوپاتی-نفروپاتی ندارد، اما افزایش معنی دار اینترلوکین 6، اینترلوکین 8 و CRP در بیماران دارای اختلالات میکروواسکولار نسبت به گروه کنترل دیابتی نشان دهندهی اهمیت التهاب در ایجاد و پیشرفت اختلالات میکروواسکولار و اهمیت کنترل آن در بیماران دیابتی است.
خانم شیوا مولوی، آقای محمد پرستش، آقای عباص صارمی، آقای محمد رضا بیاتیانی،
دوره 25، شماره 6 - ( 12-1401 )
چکیده
مقدمه: در طی سالیان اخیر استفاده از پرتو ایکس در پزشکی و صنعت گسترش چشمگیری داشته است. این پرتو میتواند موجب ایجاد عوامل استرس اکسیداتیو شده و در کلیه نیز اثرات مخربی القا کند. از طرفی اثبات شده است که بر طبق تئوری هورمسیس تمرینات مقاومتی دارای اثرات آنتیاکسیدانی هستند که ممکن است بتوان از این خواص در کاهش اثرات مخرب پرتو ایکس استفاده کرد. هدف از این پژوهش نیز بررسی تأثیر تمرین مقاومتی بر سطح سرمی عوامل استرس اکسیداتیو، ظرفیت آنتیاکسیدانی و تغییرات ساختاری بافت کلیه در موشهای صحرایی تحت تابش پرتو ایکس میباشد.
روش کار: در این پژوهش 24 سر موش صحرایی به چهار گروه تقسیم شدند. دو گروه تحت تابش Gy 4 پرتو ایکس قرار گرفتند. گروههای تمرینی 5 بار در هفته به مدت 10 هفته تمرین کردند. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین، تشریح موشها انجام شد و سرم خون جهت اندازهگیری عوامل اکسیدانی و آنتیاکسیدانی و بافت کلیه جهت مطالعات استریولوژیک جداسازی شدند. دادهها با آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه در نرمافزار SPSS 20 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: در این پژوهش تابش پرتو ایکس به کل بدن موشهای صحرایی موجب افزایش معنادار حجم کلیه (003/0P=)، حجم کورتکس (02/0P=)، حجم گلومرول (039/0P=) و سطح سرمی MDA (03/0P=) شد. همچنین انجام پروتکل تمرینات مقاومتی در موشهای تحت تابش پرتو ایکس موجب کاهش معنادار حجم کلیه (03/0P=)، حجم کورتکس (04/0P=)، حجم گلومرول (033/0P=) و سطح سرمی MDA (02/0P=) شد.
نتیجهگیری: براساس این پژوهش به نظر میرسد تمرینات مقاومتی میتواند از طریق ایجاد سازگاری و افزایش دفاع آنتیاکسیدانی و تغییر در همودینامیک کلیهها منجر به کاهش فیلتراسیون گلومرولی و به تبع آن کاهش حجم و تعداد گلومرول، کاهش حجم کورتکس و کلیه شده و بر بهبود ساختار بافت کلیه در موشهای تحت تابش پرتو ایکس مؤثر باشد.
ندا کافی، آمنه برجسته یزدی، رامبد خواجه ای، محمدرضا حسین آبادی،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده
مقدمه: دیسمنوره اولیه سبب اختلالات در سبک زندگی افراد شدهو موجب افت در عملکرد و استرسهای روانی روزانه دختران میگردد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثر یک دوره تمرین مقاومتی و مصرف ملاتونین بر سطوح هورمونهای جنسی، شدت درد و کیفیت خواب دختران با دیسمنوره اولیه بود.
روش کار: بدین منظور 60 نفر از دختران با اختلال دیسمنوره اولیه متوسط (نمره 4-7) به طور تصادفی در 4 گروه تمرینات مقاومتی+ملاتونین، تمرینات مقاومتی+دارونما، گروه مکمل ملاتونین و گروه کنترل قرار داده شدند. شدت درد توسط پرسشنامه مک گیل و کیفیت خواب توسط پرسشنامه پیتزبورگ ارزیابی شد. روزانه 10 میلی گرم ملاتونین در دو کپسول 5 میلیگرمی مصرف گردید و گروه دارونما همین میزان کربوهیدرات در کپسول مشابه دریافت کردند. تمرینات با وزنه سه روز در هفته و به مدت هشت هفته بود. این تمرین به صورت دایرهای در 9 ایستگاه و با شدت 30-65 درصد یک تکرار بیشینه در هر ایستگاه بود. نمونه خون صبح ناشتا و 5 سیسی از ورید بازویی از دست چپ و در وضعیت نشسته گرفته شد. دادهها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در سطح 05/0
یافتهها: افزایش معنادار سطح استروژن (001/0
نتیجه گیری: به نظر میرسد همافزایی تمرین و ملاتونین بر سطح هورمونهای جنسی تاثیرگذار بوده است. همچنین ملاتونین احتمالا از طریق تعدیل هورمونهای جنسی متعاقب دیسمنوره به بهبود کیفیت خواب و شدت درد آزمودنیها کمک نموده است. همچنین تمرین احتمالا با ترشح بتا-اندروفین ها و تاثیرات تمرین به چرخه قاعدگی بر شدت درد و کیفیت خواب موثر بوده است گرچه یافته ها مبهم است.