22 نتیجه برای سرطان پستان
مهتاب فراهانی، فاطمه مهرابی، محمد علی مردم، عبداله ابولفتحی، زهرا برزابادی فراهانی، فاطمه رفیعی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر آموزش براساس مدل خودکارآمدی بر راهبردهای مقابلهای و امید در بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمیدرمانی بود.
روش کار: این مطالعه بر روی 62 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمیدرمانی انجام شد. گروه مداخله به مدت 4 جلسه، آموزش مؤلفههای عوارض شیمیدرمانی و راهکارهای بهبود آن را بر اساس مدل خودکارآمدی دریافت نمودند. بیماران گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند و تحت مراقبتهای روتین قبل بودند. پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک، مهارت مقابلهای Billings و Moss و امید Schneider بلافاصله قبل از شروع مداخله و پس از پایان مداخله توسط بیماران هر دو گروه تکمیل شدند و نتایج حاصل از آن توسط آزمونهای آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین امید در دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله کم و بعد از مداخله، در گروه کنترل همچنان کم و در گروه مداخله زیاد و معنیدار است (0/05 > P). آزمونهای آماری نشان داد که بین میانگین کل امید به زندگی با سن و اقتصاد و تحصیلات آنها ارتباط معنیداری وجود دارد (0/05 > P). همچنین قبل از مداخله میزان استفاده از راهبردهای مقابلهای در هر دو گروه مداخله و کنترل کم و بعد از مداخله آموزشی در گروه کنترل کم و در گروه مداخله در حد زیاد بود.
نتیجهگیری: مداخله آموزش خودکارآمدی سبب افزایش امید به زندگی و راهبردهای مقابلهای در بیماران مبتلا به سرطان پستان، تحت شیمیدرمانی شد.
مهری رستم نژاد، جواد خلعتبری، محمدرضا زربخش،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: سرطان پستان، از جمله بیماریهای مزمنی است که ارتباط تنگاتنگی با عوامل روانشناختی دارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی حمایتاجتماعی ادراکشده و خودشفقتی در رابطه بین سبکهای مقابلهای و کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان (پس از جراحی ماستکتومی) انجام شد.
روش کار: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه، زنان مبتلا به سرطان سینه و ماستکتومی شده بودند که به بیمارستانهای استان مازندران (ساری و بابل) در سال 1403 جهت پیگیری درمان مراجعه کردند. حجم نمونه براساس نظر کلاین (2014) 480 نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادههای پژوهش پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان اروپایی، 2006)، پرسشنامه راهبردهای مقابلهای (لازاروس فولکمن، 2001)، پرسشنامه حمایتاجتماعی ادراکشده (زیمت و دیگران، 1988) و پرسشنامه خودشفقتی (ریس، 200) بود. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بدست آمده از مدلیابی معادلات رگرسیونی ساختاری استفاده شد.
یافتهها: نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که بین سبکهای مقابلهای با میانجیگری حمایتاجتماعی ادراکشده و خودشفقتی با کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به سرطان سینه رابطه وجود دارد. حد پایین فاصله اطمینان برای دو متغیر خودشفقتی و حمایتاجتماعی ادراکشده به عنوان متغیر میانجی بین سبکهای مقابلهای و کیفیتزندگی 0/4687 و حد بالای آن 0/6523 است.
نتیجهگیری: بر اساس یافتهها، توجه به متغیرهای حمایتاجتماعی ادراکشده، خودشفقتی، سبکهای مقابلهای و کیفیتزندگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان توصیه میشود.