123 نتیجه برای Tat
بهروز کریمی، مریم شکرپوررودباری، کتایون وکیلیان، محمدجواد قنادزاده، مرجان مهلوجی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با فلزات سنگین در دوران بارداری با پیامدهای نامطلوبی برای سلامت مادر و جنین همراه است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مواجهه مادران باردار با فلزات سنگین بر پیامدهای بارداری انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی، روی ۲۷۰ زن باردار طی سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ در شهر اراک انجام شد. نمونههای ادرار از ۱۲۷ نفر پیش از هفته ۲۸ بارداری و از ۱۴۳ نفر پس از هفته ۲۸ تا زمان زایمان جمع شد. غلظت فلزات سنگین شامل سرب، کادمیوم، جیوه، آرسنیک، کروم، نیکل و روی با روش اسپکترومتری جرمی پلاسمای القایی (ICP-MS) که دقت، صحت، تکرارپذیری بالایی در اندازهگیری همزمان عناصر است، تعیین شد. وزن تولد، نوزادان کوچکتر از سن جنینی (SGA) و بزرگتر از سن جنینی (LGA) بررسی شد. رگرسیون خطی چندمتغیره پس از کنترل عوامل مخدوشگر مانند سن مادر، شاخص توده بدنی، تحصیلات، و مصرف سیگار برای بررسی رابطه بین غلظت فلزات و وزن تولد استفاده شد. برای بررسی ارتباط غلظت فلزات با احتمال وقوع SGA و LGA از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافتهها: یافتهها: میانگین غلظت سرب در ادرار مادران باردار از 0/7 به 65/0µg/L کاهش و جیوه از 1/95 به 7/2µg/L افزایش کادمیوم ثابت بود (46/0µg/L). افزایش غلظت سرب، کادمیوم و نیکل با کاهش معنادار وزن تولد (بتا برای سرب: 34/0-، 0/002 = P؛ کادمیوم: 21-، 0/005 = P؛ نیکل: 44-، 0/01 = P) و افزایش خطر SGA همراه بود (OR برای سرب: 1/04، 0/03 = P؛ کادمیوم: 1/03، 0/042 = P؛ نیکل: 1/12، 0/03 = P). جیوه و روی با افزایش احتمال LGA مرتبط بودند (1/07 = OR، 0/018 = P؛ روی 1/011 = OR، 0/012 = P). آرسنیک و کروم ارتباط معنادار نداشتند.
نتیجهگیری: مواجهه با فلزات سنگین با افزایش خطر پیامدهای نامطلوب مانند SGA و کاهش وزن تولد مرتبط است. نتایج بر لزوم پایش زیستی فلزات سنگین، آموزش مادران در معرض خطر و سیاستگذاری برای کاهش آلودگی صنعتی تأکید دارد.
ریحانه خدادادی، سحر بیات، سمانه ساداتی، میلاد غلامی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: آدرنولکودیستروفی، یک اختلال نورودژنراتیو پیشرونده است که معمولاً به صورت وابسته به کروموزوم X به ارث میرسد. این بیماری شایعترین اختلال پراکسیزومی است و در نتیجه جهش در ژن ABCD1 ایجاد میشود. تظاهرات بیماری بر اساس سن شروع ابتلا، بسیار متفاوت است. بروز تقریبی آن حدود ۱ در هر ۱۷000 تولد زنده تخمین زده شده است. هدف از این مطالعه، بررسی ژنتیکی یک فرد مبتلا به آدرنولکودیستروفی وابسته به کروموزوم Xبود.
روش کار: نمونه خون محیطی از بیماری با علائم بالینی منطبق با آدرنولکودیستروفی جمعآوری شد. DNA ژنومی استخراج و سپس توالییابی کل اگزوم به منظور شناسایی واریانتهای ژنتیکی احتمالی انجام شد. بعد از تحلیل دادهها، واریانت شناسایی شده جهت تأیید با روش سنگر مورد بررسی قرار گرفت. همچنین مادر فرد بیمار جهت وضعیت ناقل بودن مورد بررسی قرار گرفت. تمام اصول اخلاقی مطابق با دستورالعملهای کمیته ملی اخلاق در پژوهشهای زیستپزشکی و استانداردهای COPE رعایت شدهاند.
یافتهها: در این مطالعه، یک واریانت بیماریزای همیزیگوت در ژن ABCD1 با مشخصات (NM_000033.4): c.1777G>T (p.Gly593Ter) و به صورت بیمعنی در بیمار شناسایی شد و در نتیجه تشخیص آدرنولکودیستروفی وابسته به X-ALD) X در وی تأیید گردید. همچنین مادر جهت واریانت شناسایی شده ناقل است.
نتیجهگیری: جهش همیزیگوت در ژن ABCD1 با استفاده از روش توالییابی کل اگزوم شناسایی شد. جهش در این ژن منجر به بروز بیماری آدرنولکودیستروفی وابسته به X میشود.
ناهید چزانی شراهی، سید مجتبی حسینی، خلیل علی محمدزاده، علی حسن شعبان خمسه، محمدکریم بهادری،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: برنامهریزی در نظام سلامت به عنوان یکی از ارکان کلیدی حکمرانی سلامت، نقش تعیینکنندهای در تخصیص منابع، بهبود عملکرد و ارتقای عدالت دارد. با وجود پیشرفتهای اخیر، شواهد نشان میدهد فرایندهای برنامهریزی در نظام سلامت ایران همچنان با چالشهایی ساختاری، مدیریتی و اجرایی مواجهاند. این مطالعه با هدف شناسایی و تبیین چالشهای اصلی برنامهریزی در نظام سلامت ایران انجام شد.
روش کار: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) انجام گرفت. مشارکتکنندگان شامل 17 نفر از مدیران، معاونان، اعضای هیأت علمی و کارشناسان حوزه برنامهریزی سلامت در سطوح ملی و دانشگاهی بودند که بهصورت هدفمند و با حداکثر تنوع انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبه نیمهساختاریافته و طی هشت ماه جمعآوری و سپس با نرمافزار MAXQDA نسخه 20 تحلیل شد. برای اطمینان از روایی و پایایی از معیارهای اعتبار، انتقالپذیری، وابستگی و تأییدپذیری استفاده گردید.
یافتهها: تحلیل دادهها منجر به استخراج 160 کد اولیه، 36 مضمون سازمانیافته و 9 مضمون فراگیر شد. چالشهای شناساییشده در قالب محورهای اصلی زیر طبقهبندی گردیدند: منابع انسانی، هدایت و رهبری، روشها و فرایندها، ارتباطات بینبخشی، بودجه و تأمین مالی، فضا و تجهیزات، فناوری و اطلاعات سلامت، تدارک خدمات، و سیاست، فرهنگ و اقتصاد جامعه. ضعف در شفافیت مدیریتی، عدم هماهنگی بینبخشی، محدودیت منابع مالی، و نبود نظام پایش و ارزیابی مستمر از مهمترین چالشهای برنامهریزی در نظام سلامت کشور بودند.
نتیجهگیری: نظام برنامهریزی سلامت در ایران از تمرکزگرایی، ابهام ساختاری، ضعف در مشارکت ذینفعان و ناکارآمدی نظامهای اطلاعاتی رنج میبرد. بازنگری در ساختار حکمرانی برنامهریزی، تقویت رویکردهای شواهدمحور و افزایش شفافیت و پاسخگویی در سطوح مختلف مدیریتی میتواند به ارتقای کارآیی و اثربخشی برنامههای سلامت کمک کند.