جستجو در مقالات منتشر شده


88 نتیجه برای شنا

سید صادق حسینی، محمد رضا یمقانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: امروزه استفاده از هوش مصنوعی و یادگیری ماشین در تمام علوم، تأثیر گذاشته است. استفاده از آن برای شناسایی احساسات افراد با ادغام داده‌های صوت و متن و تصویر دقت بالاتری را نسبت به سایر روش‌ها نشان می‌دهد و این تشخیص کاربردهای زیادی برای روانشناسان و تعامل ماشین و انسان خواهد داشت. شناسایی احساسات انسان و واکنش افراد یکی از نکات مهم در روانشناسی و روان‌درمانی می‌باشد. شناسایی احساسات تاکنون بصورت فردی و بوسیله بررسی واکنش چهره، نوع سخن گفتن و یا دست‌نوشته‌های اشخاص به محرک‌های و رویدادها شناسایی، بررسی و تجزیه و تحلیل می‌شود. با توجه به شرایط فرد آنالیز شونده و یا شرایط فرد آنالیز‌کننده ممکن است از دقت لازم برخوردار نباشد. این مقاله سعی دارد با توجه به روش‌های هوش مصنوعی و یادگیری ماشین بتواند با دقت بالایی این تشخیص را از داده‌های صوت و متن و تصویر استخراج نماید
روش کار: این پژوهش از حیث روش از نوع همبستگی بین احساسات و داده‌های ورودی و بر اساس روش‌های یادگیری ماشین و تحلیل رگرسیون برای پیش‌بینی یک متغیر ملاک بر اساس چند متغیر پیش‌بین می‌باشد (متغیر ملاک طبقه احساسی ویژگی‌ها و متغیرهای پیش‌بین صوت و تصویر و متن می‌باشند) جامعه آماری پژوهش مجموعه دادگان IEMOCAP و از حیث نوع داده این پژوهش، آمیخته کمی- کیفی می‌باشد.
یافته‌ها: نتایج به‌دست‌آمده نشان داد ترکیب اطلاعات صوت و تصویر و متن برای تشخیص احساسات چند حالته انسانی نسبت به تشخیص احساسات از هرکدام از داده‌ها بصورت تنها از دقت بسیار بالاتری برخوردار است.دقت این پژوهش عدد 9/82 را در مجموعه دادگان مبنا نشان می‌دهد.
نتیجه گیری: نتایج حاکی از دقت قابل قبول نسبت به تشخیص ادغام داده‌های صوت و متن و تصویر نسبت به هر داده بصورت منفرد در تشخیص احساسات انسانی توسط روش یادگیری ماشین و هوش مصنوعی می‌باشد.
سمانه قبادی، کیوان کاکابرایی، محمود گودرزی،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: برای بسیاری از افراد، ناباروری بحرانی بزرگ و عامل استرس روانی است که بسیاری از واکنش‌های روانی منفی را ایجاد می‌کند. هدف از انجام پژوهش، طراحی بسته آموزشی مقابله‌ای شناختی- رفتاری با تنیدگی ناباروری و اثربخشی آن بر امیدواری زنان نابارور بود.
روش کار: پژوهش حاضر به شیوه آمیخته که در بخش کیفی، از نوع تحلیل محتوا و در بخش کمی، نیمه تجربی، از نوع طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون- پیگیری دوماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، زنان نابارور مراجعه‌کننده به مراکز ناباروری و مطب متخصصان زنان و نازایی شهر کرمانشاه در سال 1401 بود. 40 نفر از زنان نابارور با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه (آزمایش و گواه) جایگزین شدند. داده‌ها توسط پرسشنامه استرس ناباروری نیوتن و همکاران (۱۹۹۹) و امیدواری اشنایدر (1991) گردآوری شد. داده‌ها توسط آزمون روایی محتوایی و آزمون آنالیز واریانس اندازه‌گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافته‌ها: بسته آموزشی طراحی شده دارای روایی و کفایت لازم بود. یافته‌ها نشان داد بین پیش‌آزمون، پس‌آزمون و پیگیری در مؤلفه امیدواری تفاوت معنی‌دار بود و این تفاوت تا مرحله پیگیری تداوم داشت.
نتیجه‌گیری: از بسته آموزشی مقابله‌ای شناختی- رفتاری با تنیدگی ناباروری زنان نابارور می‌توان برای کاهش تنیدگی و افزایش امیدواری زنان نابارور بهره گرفت.
حدیث طهماسبی ارشلوپور، داریوش خواجوی، فردین فرجی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده

مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس (Multiple sclerosis) MS، شایع‌ترین اختلال سیستم عصبی در جوانان است و مشکلات تعادلی ناشی از آن می‌تواند باعث ایجاد اختلال در حفظ وضعیت ایستاده، محدودیت در راه رفتن و در نهایت افتادن بیماران مبتلا شود. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر مداخله حرکتی و شناختی بر تعادل و اعتماد به تعادل بیماران مولتیپل اسکلروزیس بود.
روش کار: جامعه آماری پژوهش، افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (با دامنه سنی 60-20 و نمره مقیاس ناتوانی بین 4-2) مراجعه کننده به انجمن مولتیپل اسکلروزیس شهر اراک بودند. از بین آنها 30 نفر به روش در دسترس انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه مساوی تجربی و شاهد اختصاص یافتند. آزمودنی‌ها در پیش‌آزمون، آزمون‌های «برخاستن و رفتن زماندار» (TUG) و «ایستادن روی یک پا» را انجام دادند و مقیاس اعتماد به تعادل ویژه فعالیت‌ها را تکمیل کردند. پس از اعمال برنامه مداخله ترکیبی حرکتی و شناختی، پس‌آزمون انجام شد. داده‌ها با آزﻣون تحلیل وواریانس مرکب تحلیل شدند.
یافته‌ها: میانگین نمره گروه تجربی در مقایسه با گروه شاهد در آزمون‌های برخاستن و رفتن زماندار (0/002 P ≤) و ایستادن روی یک پا (0/001 P ≤) به طور معنی‌داری بهبود یافت. در پس‌آزمون، بین میانگین نمره مقیاس اعتماد به تعادل ویژه فعالیت‌های دو گروه تجربی و شاهد تفاوتی معنی‌داری مشاهده نشد (0/153P > ).
نتیجه‌گیری: بر اساس یافته‌های این پژوهش، استفاده از برنامه مداخله ترکیبی حرکتی و شناختی بر بهبود چابکی و تعادل پویا و ایستای بیماران مولتیپل اسکلروزیس، پیشنهاد می‌شود. به نظر می‌رسد برای افزایش اعتماد به تعادل بیماران به دلیل ذهنی بودن به مدت زمان بیشتری برای تمرین نیاز است.
رحمت الله فتاحیان، بهناز کریمی، سیدرضا حسینی، کیانوش فروهر مجد، آیت‌اله حاتم پور،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده

مقدمه: این پژوهش، به بررسی اثر تیامین بر بافت کلیه موش‌هایی که با نانوذرات اکسید مس مواجه شده‌اند، می‌پردازد. این مطالعه ارتباط بین تیامین و میزان آسیب دیدگی کلیه‌ها در اثر ورود نانوذرات بررسی شد.
روش کار: در این مطالعه تجربی، 40 موش صحرایی نر بالغ ویستار به طور تصادفی در چهار گروه (در هر گروه 10 موش) قرار گرفتند. 2 گروه از موش‌ها به عنوان گروه شاهد ((I و گروه تیامین (II) در نظر گرفته شدند. به موش‌های گروه III مقدار 25 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن از نانوذرات اکسیدمس را به مدت 14 روز به شکل داخل صفاقی تزریق شد. موش‌های گروهIV همین میزان از نانوذرات اکسیدمس همراه با تیامین (30 میلی‌گرم بر کیلوگرم وزن بدن) دریافت کردند.
یافته‌ها: نتایج بافت‌شناسی نشان‌دهنده، بر هم خوردن نظم لوله‌های پیچ خورده و از هم گسیخته شدن آن‌ها و گشاد شدن لومن لوله‌ای، جدا شدن سلولی و نکروز توبولی در اکثر توبول‌های کلیوی در گروه III بود. در گروه دریافت‌کننده نانوذرات اکسید مس به همراه تیامین ((IV، تغییرات پاتولوژیک اندک بود و اکثر لوله‌ها ساختار طبیعی خود را حفظ کرده بودند. اختلافات آماری معنی‌داری در مقادیر برخی از فاکتورهای بیوشیمیایی سرم (کاتالاز، سوپر اکسید دیسموتاز، TBARS و TAC) در گروه‌های III و IV در روز 14 نسبت به گروه شاهد مشاهده شد.
نتیجه‌گیری: این مطالعه نشان داد که تیامین می‌تواند به عنوان یک ترکیب مؤثر در کاهش آسیب‌های ناشی از نانوذرات بر بافت کلیه عمل کند و باعث بهبود قابل توجهی بر سلامت بافت کلیه در افراد مبتلا به آسیب‌های ناشی از این نانوذرات شود.
مصطفی بیگلری، علیرضا بهرامی، تورج سپهوند،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: انتخاب سبک زندگی فعال یا غیرفعال، می‌تواند پیامدهای جسمانی و شناختی مهمی داشته باشد که لزوم توجه بیشتر به جنبه شناختی در تحقیقات وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای اجرایی در ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و دارای طرح علی- مقایسه‌ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان سنین 20 الی 35 سال شهر فامنین (استان همدان) بودند که از بین آنان 80 نفر در 4 گروه ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق (هر گروه 20 آزمودنی) انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری کارکردهای اجرایی، از آزمون‌های رایانه‌ای برج لندن و N-back استفاده شد که آزمون‌های مذکور به‌ترتیب برای اندازه‌گیری مؤلفه‌های برنامه‌ریزی، حل مسأله و حافظه‌کاری مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس یکسویه و تعقیبی توکی در سطح 0/05>p انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد در کارکردهای اجرایی بین گروه‌های مختلف، تفاوت معنی‌دار وجود دارد. در مؤلفه برنامه‌ریزی و حل مسأله، و نیز حافظه‌کاری آزمودنی‌های گروه‌های غیرورزشکار، مقاومتی و استقامتی بهتر از گروه چاق بودند و گروه ورزشکاران مقاومتی و استقامتی از گروه غیرورزشکار عملکرد بهتری داشتند. بعلاوه، گروه استقامتی  فقط در مؤلفه برنامه‌ریزی و حل مسأله بهتر از گروه مقاومتی بود و در حافظه کاری تفاوتی بین آنها وجود نداشت
نتیجه‌گیری: کنترل وزن و اجرای ورزش‌های استقامتی و مقاومتی می‌تواند از بعد شناختی برای افراد مفید و شاید در برخی حیطه‌های شناختی، ورزش استقامتی مفیدتر از ورزش مقاومتی باشد.
کاملیا احمدی، علی زینالی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: خیانت اینترنتی، یکی از مهم‌ترین آسیب‌هایی است که در سال‌های اخیر انسجام خانواده‌ها را تهدید می‌کند. شناسایی و عوامل مرتبط با خیانت زناشویی اهمیت بسزایی دارد چراکه می‌تواند خطر فروپاشی خانواده را کاهش دهد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش قدرت‌طلبی، استقلال‌خواهی و وظیفه‌شناسی در پیش‌بینی خیانت اینترنتی در زنان متأهل شاغل بود.
روش کار: این مطالعه با استفاده از روش مدل‌یابی معادلات ساختاری انجام شده است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بوده و جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل شاغل در ادارات، مراکز درمانی، و مراکز آموزشی شهر ارومیه در سال 1403 بود. حجم نمونه 250 نفر تعیین شد و نمونه‌گیری به روش غیرتصادفی هدفمند انجام شد. به این صورت که از میان زنان شاغل، زنان متاهلی که از اینترنت (شبکه‌ها و رسانه‌ها) استفاده می‌کردند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامه‌های قدرت‌طلبی، استقلال‌خواهی، وظیفه‌شناسی و خیانت اینترنتی بود.
یافته‌ها: داده‌ها با استفاده از مدل‌یابی معادلات ساختاری مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفتند. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص‌های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه‌گیری برازش دارد. نتایج نشان داد که قدرت‌طلبی و استقلال‌خواهی با خیانت اینترنتی رابطه مثبت و معناداری دارند، در حالی که وظیفه‌شناسی تأثیر منفی بر این پدیده دارد. به‌ویژه، قدرت‌طلبی با ضریب بتای 0/16 = β به‌عنوان پیش‌بین قوی‌تری برای خیانت اینترنتی شناسایی شد.
نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان دادند که قدرت‌طلبی و استقلال‌خواهی می‌توانند پیش‌بینی‌کننده مناسبی برای خیانت اینترنتی در زنان متأهل شاغل باشند و به عنوان شاخص‌های معتبر در شناسایی این پدیده کاربرد داشته باشند.
هانا اسدی، حسین قمری کیوی، زهرا اخوی ثمرین،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف این مطالعه، بررسی تجربیات روان‌شناختی دختران نوجوان در مواجهه با سندرم پیش از قاعدگی و تحلیل تأثیرات روانی و عاطفی این سندرم بر کیفیت زندگی آنان است. این تحقیق به دنبال درک بهتر تغییرات روانی ناشی از (Premenstrual syndrome) PMS و تأثیر آن بر روابط اجتماعی، تحصیلی و کلیت زندگی دختران نوجوان می‌باشد.
روش کار: این پژوهش به‌صورت کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام شد. 18 دختر نوجوان که حداقل یک‌بار تجربه سندرم پیش از قاعدگی را داشته‌اند، در این مطالعه شرکت کردند. از روش نمونه‌گیری هدفمند برای انتخاب مشارکت‌کنندگان استفاده شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختار یافته جمع‌آوری و با استفاده از روش هفت‌ مرحله‌ای کلایزی تحلیل شدند.
یافته‌ها: یافته‌های پژوهش چهار مضمون اصلی و دوازده مضمون فرعی را نشان داد. تأثیرات روان‌شناختی شامل کاهش تمرکز، دشواری در تصمیم‌گیری منطقی و خستگی ذهنی بودند. در بعد عاطفی، احساس افسردگی، اضطراب، تحریک‌پذیری و نوسانات خلقی گزارش شد. تأثیرات اجتماعی شامل کناره‌گیری از جمع، پنهان‌کاری علائم و کاهش تعامل با اعضای خانواده بود. همچنین، شرکت‌کنندگان از راهبردهایی مانند آرام‌سازی، مدیریت استرس و دریافت حمایت اجتماعی برای کنار آمدن با علائم استفاده می‌کردند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این مطالعه نشان داد که دختران نوجوان، سندرم پیش از قاعدگی را به‌عنوان تجربه‌ای روانی، عاطفی و اجتماعی درک می‌کنند که جنبه‌های مختلف زندگی روزمره آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. درک این تجربه‌های زیسته می‌تواند مبنایی برای آگاه‌سازی، حمایت‌های روانی- اجتماعی و سیاست‌گذاری های آموزشی در محیط خانواده و مدرسه فراهم کند.
فاطمه شریعتی، مجید پورفرج،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده

مقدمه: دوره نوجوانی، مرحله پرتنشی است که می‌تواند بر سلامت روانی و سازگاری اجتماعی نوجوانان تأثیر بگذارد. هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی رفتاردرمانی شناختی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی و سازگاری اجتماعی نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی بود.
روش کار: طرح پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش‌آزمون- پس‌آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش‌آموزان پسر دارای اضطراب اجتماعی متوسطه دوم مدارس ناحیه یک شهر بابل بودند که در سال تحصیلی 1401-1402 مشغول به تحصیل بودند. از جامعه مذکور با استفاده روش نمونه‌گیری هدفمند تعداد 45 نفر که با ملاک‌های ورودی پژوهش همخوانی داشتند انتخاب شدند و به صورت تصادفی ساده در 3 گروه (15 نفر آزمایش اول، 15 نفر گروه آزمایش دوم و 15 نفر کنترل) قرار گرفتند. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسشنامه سازگاری اجتماعی بل (1961)، تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005) استفاده شد. داده‌ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری
(0/05
< P) تجزیه و تحلیل شد.

یافته‌ها: یافته‌ها نشان داد، رفتاردرمانی شناختی و درمان پذیرش و تعهد، موجب افزایش معنادار تحمل پریشانی و سازگاری اجتماعی نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی شد (0/001 < P) و تفاوت معنی‌داری بین میزان اثربخشی این درمان‌ها بر تحمل پریشانی و سازگاری وجود ندارد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد، میزان اثربخشی رفتاردرمانی شناختی و درمان پذیرش و تعهد بر تحمل پریشانی متفاوت نیست. بنابراین می‌توان این دو روش درمانی را جهت بهبود تحمل پریشانی و سازگاری اجتماعی نوجوانان دارای اضطراب اجتماعی توصیه کرد.

صفحه 5 از 5    
5
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb