جستجو در مقالات منتشر شده



فاطمه کرمانشاهی، مهدی زارع بهرام‌آبادی، حسن حیدری، حسین داودی،
دوره 25، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف سالمندی یکی از مراحل مهم زندگی است که با پیشرفت علم و بهبود شرایط بهداشتی، آمار سالمندان در جوامع گوناگون روبه‌افزایش است. از این‌رو برای ارتقای سازگاری سالمندان، توجه به رضایت از زندگی آنان و نگرش به سالمندی لازم است. بنابراین پژوهش حاضر به‌منظور اثربخشی توانمندسازی روان‌شناختی بر رضایت از زندگی و نگرش به سالمندی زنان سالمند شهر تهران انجام شده است. 
مواد و روش ها جامعه آماری شامل کلیه زنان 60 تا 70 ساله شهر تهران در سال 1400-1399 بود. تعداد 24 نفر (12 نفر گروه کنترل و 12 نفر گروه آزمایش) به شیوه نمونه‌گیری دردسترس به‌صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. با بهره‌گیری از یک طرح آزمایشی پیش‌آزمون-پس‌آزمون با گروه کنترل، سالمندان ابتدا پرسش‌نامه‌های رضایت از زندگی و نگرش به سالمندی را تکمیل کردند؛ سپس کاربندی آزمایشی توانمندسازی روان‌شناختی در 8 جلسه بر روی گروه آزمایش، اجرا و بعد از اتمام جلسات پس‌آزمون برای هر دو گروه ارائه شد. برای تحلیل داده‌ها از روش تحلیل کواریانس چندمتغیری به کمک نسخه 19 نرم‌افزارSPSS استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی کسب رضایت آگاهانه از اصول اخلاقی در این پژوهش بود. این مطالعه با کد IR.IAU.ARAK.REC.1400.027 به تصویب کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک رسیده است.
یافته ها نتایج نشان داد که برنامه آموزشی توانمندسازی روان‌شناختی بر رضایت از زندگی (9/673=F و 0/006=p) و نگرش به سالمندی (8/385=F و 0/009=p) بین دو گروه در دو مرحله ارزیابی تفاوت معنا‌داری ایجاد کرده است؛ به این معنی که برنامه توانمندسازی روان‌شناختی باعث ارتقای رضایت از زندگی و نگرش به سالمندی افراد نمونه شد.
نتیجه گیری براساس نتایج این پژوهش می‌توان گفت، برنامه توانمندسازی روان‌شناختی بر رضایت از زندگی و نگرش به سالمندی زنان سالمند اثربخش بوده و آگاهی متخصصان حوزه‌های مشاوره، سالمندی، روان‌شناسی و سلامت از این آموزش‌ها می‌تواند کمک‌کننده باشد. 

محمود حقیری، وهب حبیب پور، نهال محرک پور، مرتضی قاسمی،
دوره 25، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده

زمینه و هدف پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان استقلال شغلی پرستاران و تأثیر آن بر کیفیت مراقبت انجام شد.
مواد و روش ها این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است و در دسته تحقیقات علّی قرار دارد. جامعه آماری، کادر پرستاری بیمارستان امام خمینی (ره) اراک بودند. پرستاران بخش‌های مراقبت‌های ویژه، داخلی، جراحی، اطفال و نوزادان، زنان، ارتوپدی و اورژانس بستری به ‌عنوان جامعه آماری انتخاب و سایر بخش‌ها به ‌دلیل تفاوت در اجرای کار از مطالعه خارج و تعداد 101 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده‌ها پرسش‌نامه مقیمی و کرامر و چمالنبرگ است. تجزیه‌وتحلیل داده‌ها با نرم‌افزار آماری SPSS انجام شد.
ملاحظات اخلاقی این مقاله با کد اخلاق به شماره IR.IAU.ARAK.REC 1397,66 در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم‌پزشکی اراک به تصویب رسیده است. همه اصول بیانیه هلسینکی، ازجمله دریافت رضایت آگاهانه از شرکت‌کنندگان و محرمانه بودن اطلاعات آن‌ها رعایت شده است.
یافته ها نتایج نشان داد میانگین میزان خودمختاری پرستاران 3/16 با انحراف‌معیار 0/35 بود که به ‌طور معناداری مطلوب بودن سطح خودمختاری پرستاران را نشان داد. خودمختاری محدودشده برای تمام بخش‌ها استفاده می‌شود. در بخش داخلی نوع مختاری به ‌صورت خودمختاری غیرقانونی بود و در بخش جراحی، خودمختاری از نوع مراقبت پرستاری است. الگوی رگرسیون برای تمام بخش‌ها به ‌غیر از بخش داخلی معنادار بود، به ‌نحوی‌ که با افزایش یک واحد در «خودمختاری شغلی محدودشده در بخش مراقبت‌های ویژه»، «خودمختاری شغلی در مراقبت پرستاری در بخش جراحی» و «خودمختاری شغلی محدودشده در بخش‌های اطفال و نوزادان، زنان، ارتوپدی و اورژانس بستری» بین پرستاران بیمارستان امام خمینی (ره) اراک به ‌ترتیب به اندازه 0/253، 0/187، 0/522، 0/205، 0/466 و 0/129 واحد به «کیفیت مراقبت» افزوده شده است.
نتیجه گیری خودمختاری پرستار به ‌عنوان یک ویژگی سازمانی همراه با چند عامل دیگر موجب افزایش کیفیت مراقبت از بیمار می‌شود و برای دست‌یابی به این نتایج سودمند، مدیران پرستاری باید پرستاران را توانمند ساخته و محیطی فراهم کنند تا دانش خود را در تمرین خودمختاری به ‌کار گیرند.

آقای محمدمهدی خشمین، خانم فرحناز حسینی، خانم سمیرا جعفری، خانم سپیده نجف زاده، آقای هومن قاسمی، خانم نیلوفر درویشی، خانم عسل گلچین،
دوره 25، شماره 4 - ( 6-1401 )
چکیده

مقدمه: افسردگی یک آسیب در سیستم عصبی مرکزی است که ناشی از عوامل متعددی است که تعداد زیادی از مردم در سراسر جهان را درگیر کرده است. تنظیم هیجان به فرایندهایی اشاره می‌کند که به وسیله آن ما بر این که چه هیجاناتی را تجربه کنیم، چه موقع آنها را تجربه کنیم و چگونه آنهارا بیان کنیم تأثیر می‌گذارد. این مطالعه با هدف بررسی نقش تنظیم هیجان در پیش بینی نشانه‌های افسردگی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه انجام شد
روش کار: پژوهش حاضر یک پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش تمام دانشجویان دانشکده پرستاری مامایی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در سال تحصیلی 1401-1400. بودند. از میان آنها 305 نفر، به روش نمونه گیری در دسترس و به طور تصادفی، انتخاب شدند. پس از کسب رضایت آگاهانه شرکت کنندگان مقیاس افسردگی بک – ویرایش دوم – (BDI-II) و فرم کوتاه مقیاس تنظیم شناختی هیجان (CERQ-18) را تکمیل کردند. این پژوهش در کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بررسی و با شناسه اخلاقی IR.KUMS.REC.1400.623 مصوب گردید.
یافته‌ها: در این تحقیق، جمعیت مورد مطالعه 305 نفر بوده که 9 مورد به دلیل پاسخ‌های ناقص از تحلیل‌های آماری کنار گذاشته شدند. میانگین سنی کل افراد 191.30 ± 50.08 بود. از این تعداد، 198 نفر (9/66 درصد) زن و 98 نفر (1/33 درصد) مرد بودند. راهبردهای خود سرزنشی (0.001 ≥ P، 0.31 = β)، ارزیابی مجدد مثبت (0.001 ≥ P، 26/0- = β)، فاجعه انگاری (0.001 ≥ P، 26/0 = β)، کم اهمیت شماری (0.001 ≥ P، 12/0- = β) و تمرکز مجدد مثبت (0.001 ≥ P، 10/0- = β) در پنج گام 40% از واریانس افسردگی را پیش بینی می‌کند. به طوری که راهبردهای ناسازگارانه مثل خود سرزنشی و فاجعه انگاری به صورت مستقیم و ارزیابی مجدد مثبت، کم اهمیت شماری و تمرکز مجدد مثبت به طور معکوس پیش بینی کننده افسردگی هستند. جهت بررسی مقادیر پرت چند متغیری از فاصله مهالانوبیس (Mahalanobis distance) استفاده شد. مفروضه‌های آماری با اجرای یک تحلیل رگرسیون اولیه و ارزیابی نمودار پراکندگی باقی مانده‌ها مورد سنجش قرار گرفت. بعد از اطمینان از برقراری مفروضه‌های رگرسیون، داده‌ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
نتیجه گیری: یافته‌های مطالعه ما نشان داد که بین سرزنش خود و فاجعه انگاری به عنوان راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان با افسردگی رابطه مستقیم معناداری وجود دارد. همچنین در مطالعه ما از بین راهبردهای سازگارانه تنظیم هیجان؛ تمرکز مجدد مثبت، ارزیابی مجدد مثبت و کم اهمیت شماری با افسردگی همبستگی منفی معناداری داشتند. به همین دلیل لازم است سیاست گذاران نظام سلامت تقویت راهبردهای سازگارانه‌ی تنظیم هیجان باید در طراحی و اصلاح مداخلات مربوط به افسردگی مورد توجه واقع شود.


دوره 26، شماره 0 - ( 5-1402 )
چکیده


خانم فاطمه جهانشاهی، دکتر مرتضی قاسمی، آقای پویان فلاحی، خانم ندا قاسمی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

مقدمه: پژوهش حاضر با هدف «بررسی نقش کادر درمان در سیاست گذاری‌های حوزه سلامت در دوره پاندمی بیماری کرونا»، انجام شد.
روش کار: این پژوهش ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر روش، از نوع پژوهش‌های اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کادر درمان شهر اراک می‌باشد.
یافته‌ها: از آنجایی که دسترسی به تمامی این افراد امکانپذیر نیست؛ لذا از روش نمونه گیری استفاده می‌شود. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش پرسشنامه بود. این پژوهش با استفاده از مدل تحلیل عاملی انجام شد.
نتیجه‌گیری: داده‌ها و اطلاعات استخراج شده از آزمون تحلیل عاملی نشان داد که: برقراری ارتباط مناسب با بیماران، تعامل با شهروندان و دولت، توجه به قوانین و ترغیب دیگران به رعایت آن، فراگیری آموزش‌های تخصصی برای مهار کرونا، توضیح وضعیت به مردم نگران، رعایت پروتکل‌های بهداشتی و آگاهی بخشی به دیگران، ادراک عدل سازمانی، همسویی بین اهداف فرد و سازمان، انتقال احساس مسئولیت به محیط کار، وجود نظام کارآمد ارزشیابی و تشویق به تزریق واکسن به ترتیب مهم‌ترین نقش کادر درمان در سیاست گذاری‌های حوزه سلامت در دوره پاندمی بیماری کرونا بودند.
 
دکتر مینو متقی، دکتر بهزاد همدانی، دکتر پروانه خراسانی، آقای احمد بهرامی،
دوره 26، شماره 1 - ( 2-1402 )
چکیده

مقدمه: امروزه افزایش شیوع دیابت و عوارض آن در سالمندان به‌عنوان یکی از مشکلات چالش برانگیز بخش سلامت است. از مهم‌ترین استراتژی‌ها مدیریت دیابت در سالمندان آموزش رفتارهای خود مراقبتی می‌باشد که نیازمند پرستاران توانمند در زمینه آموزش دیابت است. مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر توانمندسازی پرستاران بر خود مراقبتی و کنترل HbA1c سالمندان مبتلابه دیابت نوع دو مقیم در مراکز سالمندی انجام شد.
روش کار: پژوهش نیمه تجربی حاضر به صورت تک گروهی بر روی 32 نفر از پرستاران و 30 نفر از سالمندان مبتلابه دیابت نوع دو مقیم در سرای سالمندان به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انجام شد. پرستاران در کارگاه یک روزه توانمندسازی در زمینه دیابت نوع دو شرکت کردند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته از محتوای کارگاه جهت سنجش توانمندی پرستاران، پرسشنامه خود مراقبتی توبرت و گلاسکو و شاخص آزمایشگاهی HbA1c برای سالمندان بود. داده‌ها با استفاده از Spss نسخه 20 در سطح معناداری 05/0 تجزیه‌وتحلیل شدند. پژوهش حاضر با کد اخلاق IR.IAU.KHUISF.REC.1398.190 در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی - واحد اصفهان (خوراسگان) به ثبت رسیده است.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌ها میزان توانمندی پرستاران بعد از کارگاه نسبت به قبل از آن دارای تفاوت آماری معنی‌دار بود (001/0P=). میانگین نمرات سالمندان قبل و سه ماه بعد از توانمندسازی پرستاران از نظر رفتارهای خود مراقبتی (000/0P=) و شاخص HbA1c (000/0P=) معنی‌داری بود.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد کـه توانمندســازی پرستاران دارای پتانسیل‌های مطلــوبی جهت تغییر برآیندهای خود مراقبتی در سالمندان مبتلا به دیابت نوع دو مقیم در سرای سالمندان است و بـا تمرکـز بـر رویکرد توانمندسازی پرستاران می‌توان گام‌های مثبتـی در مدیریت دیابت و HbA1c این گروه برداشت.
 
خانم الهام محمدی، دکتر اکرم بیاتی، دکتر شراره خسروی، دکتر فخرالدین شریعتمداری،
دوره 26، شماره 2 - ( 4-1402 )
چکیده

مقدمه: تشنج ناشی از تب شایعترین اختلال نورولوژیک در کودکان 6 تا 60 ماه است که اضطراب زیادی را در والدین خصوصاً مادر ایجاد می‌کند. کنترل اضطراب از عوامل مهم در مدیریت تشنج کودک است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر الگوی خود مراقبتی اورم بر اضطراب مادران دارای فرزند مبتلا به تشنج ناشی از تب انجام شد.
روش کار: در این کارآزمایی بالینی 70 مادر دارای کودک مبتلا به تشنج ناشی از تب در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. مادران گروه آزمون، مداخله‌ای بر مبنای الگوی اورم و مادران گروه کنترل، مراقبت‌های معمول را دریافت کردند. اضطراب مادران در فاصله یک روز پس از بستری کودک و سه هفته بعد با پرسشنامه اشپیل برگر تعیین و مقایسه شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی و استناطی (کای اسکوئر و آزمون فیشر و آنالیز کواریانس) در نرم افزار SPSS نسخه 25 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که یک روز پس از بستری نمره کلی اضطراب مادران در گروه آزمون 68/101 و در گروه کنترل 25/106 بود سه هفته بعد نمره کل اضطراب گروه آزمون 97/68 و گروه کنترل 34/96 بود و این کاهش در گروه آزمون نسبت به گروه کنترل معنی‌دار بوده است (000/0=P).
نتیجه گیری: انجام خودمراقبتی منجر به کاهش اضطراب مادران می‌شود؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود از این روش در مراقبت کودکان بستری استفاده گردد.

علی رحیمی، بهزاد همدانی، نسرین رسول زاده،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: پرستاران جایگاه برجسته‌ای در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی دارند. بین خودپنداره حرفه‌ای پرستاران با ارائه مراقبت‌ به بیماران رابطه‌ای انکارناپذیری وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین خودپنداره حرفه‌ای با سبک زندگی پرستاران در بیمارستان‌های منتخب شهرهای مازندران انجام شد.
روش کار: این مطالعه توصیفی با استفاده از روش نمونه‌گیری طبقه‌ای با تخصیص متناسب بر روی 200 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان‌های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی مازندران در سال 1394 انجام شد. ابزار گردآوری داده‌ها شامل فرم اطلاعات جمعیت شناختی، پرسش‌نامه خودپنداره حرفه‌ای پرستار و پرسش‌نامه سبک زندگی پرستاران بود. برای تعیین رابطه بین خودپنداره حرفه‌ای و سبک زندگی پرستاران از ضریب همبستگی Pearson استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها در سطح معنی‌داری 0/05 P به دست آمد.
یافته‌ها: میانگین نمره خودپنداره حرفه‌ای و سبک زندگی پرستاران به ترتیب 5/88 ± 216/42 و 19/37 ± 156/55 بود. همچنین رابطه مستقیم معنی‌داری بین خودپنداره حرفه‌ای و سبک زندگی پرستاران وجود داشت.
نتیجه گیری: با توجه به تأیید همبستگی مثبت بین خودپنداره حرفه‌ای و سبک زندگی پرستاران، مدیران پرستاری می‌توانند با ارتقاء خودپنداره حرفه‌ای، سبک زندگی سالم را در پرستاران ارتقاء دهند.
علی جدیدی، سلیمان زند، علی خانمحدی هزاوه، نگین حسینی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده

مقدمه: کیفیت زندگی، یکی از مهم‌ترین مسائلی است که می‌تواند فرد را به ادامه زندگی شاد و سالم تشویق کند. از طرفی سلامت معنوی، یکی از ابعاد سلامتی بوده و در واقع یک حس ارتباط هماهنگ بین خود، دیگران، طبیعت و ماوراء می‌باشد و منجر به درک هدف و معنی غایی در زندگی می‌شود. هدف از انجام این مطالعه، تعیین ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاه‌های شهر اراک می‌باشد. از نتایج این مطالعه می‌توان جهت تدوین برنامه‌های راهبردی با هدف ارتقاء سلامت معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان بهره برد.
روش کار: ابتدا جمعیت هر کدام از دانشگاه‌های شهر  اراک سنجیده شده و با در نظر گرفتن جمعیت آن‌ها و برقرار کردن تناسب بین حجم نمونه مطالعه و جمعیت هر کدام از دانشگاه‌ها، افرادی که مشخصه ورود به مطالعه را داشتند وارد مطالعه شدند. حجم نمونه مطالعه،
400 نفر بود که بر روی دانشجویانی انجام شد که حداقل شش ماه از تحصیل‌شان در دانشگاه گذشته باشد. پس از کسب رضایت از شرکت‌کنندگان، پژوهشگران از طریق مصاحبه با دانشجویان اقدام به پر کردن پرسش‌نامه کردند. پرسش‌نامه‌ها شامل دو ابزار پرسش‌نامه سلامت معنوی و پرسش‌نامه کیفیت زندگی ۳۶ سؤالی بودند.

یافته‌ها: بین نمره سلامت معنوی با متغیرهای جمعیت‌شناختی از جمله سن و وضعیت تأهل، ارتباط معنی‌داری مشاهده نشد. همین‌طور نمره کیفیت زندگی نیز با متغیرهای جمعیت‌شناختی ارتباط معنی‌داری نداشت. آنالیز داده‌های مطالعه نشان داد که بین کیفیت زندگی با سلامت معنوی دانشجویان همبستگی مثبت وجود دارد (0/05 > P).
نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، بین کیفیت زندگی و سلامت معنوی دانشجویان دانشگاه‌های شهر اراک، ارتباط وجود دارد. لذا می‌توان با تأمین نیازهای معنوی دانشجویان و ارتقاء سلامت معنوی آنان نسبت به بهبود کیفیت زندگی آنان اقدام کرد.
محسن کمالی نیا، کیانوش زهراکار، مهدی عرب زاده،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه: تاب‌آوری، به عنوان مؤلفه‌ای که نقش مهمی در تحمل سختی‌های محیط شغلی و زناشویی دارد شناخته می‌شود. لذا به عنوان سازه‌ اصلی شخصیت شناسایی شده، بنابراین شناسایی متغیرهایی که بتوانند تاب‌آوری را پیش‌بینی نمایند مهم است.
روش کار: پژوهش حاضر بر اساس هدف، بنیادی و از نظر روش‌گردآوری داده‌های توصیفی از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری است. جامعه‌ آماری پژوهش را کلیه‌ پرستاران زن متأهل بیمارستان‌ها و مراکز درمانی دولتی استان البرز در سال 1401 تشکیل می‌دهند که با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چند مرحله‌ای 400 نفر از بین واحدها و بخش‌های محتلف درمانی انتخاب شدند. در این تحقیق از پرسش‌نامه تاب‌آوری Conner و Davidson (2003)، مقیاس انعطاف‌پذیری شناختی Dennis و Vanderwaal (2001) و مقیاس صمیمیت زناشویی Bagaroozi (2001) استفاده گردید جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم‌افزار Amos نسخه‌ی 24 استفاده شد.
یافته‌ها: برای مسیر انعطاف‌پذیری شناختی به صمیمیت زناشویی 2/023، برای مسیر انعطاف‌پذیری شناختی به تاب‌آوری 0/986 و برای مسیر صمیمیت زناشویی به تاب‌آوری 0/909 بدست آمد. نسبت بحرانی بین انعطاف‌پذیری شناختی (0/767 = r)؛ صمیمیت زناشویی (0/796 = r) با تاب‌آوری که در سطح معنی‌داری 0/01 رابطه‌ی مثبت و معنی‌داری بدست آمد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که داده‌ها با مدل مفهومی پژوهش برازش دارند. همچنین نقش واسطه‌گری صمیمیت زناشویی؛ بین انعطاف‌پذیری شناختی و تاب‌آوری تأیید شد. باتوجه به نتایج بدست آمده جهت افزایش تاب‌آوری پرستاران زن متأهل به مسئولین درمانی پیشنهاد می‌شود به متغیرهای مختلف شناختی، هیجانی و عاطفی این قشر توجه ویژه داشته باشند.
لیلا قنبری افرا، مینا گائینی، جعفر شهباز پور،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده

مقدمه: نقش بنیادین رضایت زناشویی در تشکیل خانواده و بقای ازدواج، اهمیت بسزایی دارد. نارضایتی زناشویی می‌تواند زوجین را در حل تعارضات خود ناکام کند. نارضایتی زناشویی در کنار استرس‌های شغلی برخی حرف مانند اورژانس پیش‌بیمارستانی، می‌تواند افزایش تعارض در وظایف شغلی را به همراه داشته باشد که همین امر منجر به متضرر شدن پرسنل، بیماران و خانواده‌های آنها می‌گردد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی وضعیت رضایت زناشویی پرسنل اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1402 صورت پذیرفت.
روش کار: این پژوهش به صورت مقطعی بر روی 200 نفر از پرسنل پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1402 انجام شد. روش نمونه‌گیری خوشه‌ای طبقه‌ای بود. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه شامل چک‌لیست اطلاعات جمعیت‌شناختی و پرسشنامه رضایت زناشویی Enrich بود. تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های توصیفی، Independent T-test و رگرسیون انجام شد.
یافته‌ها: متوسط سن شرکت‌کنندگان 7/06 ±37/3 بود. بیش از نیمی از افراد شرکت کننده، تحصیلات کارشناسی داشتند. اکثر افراد دارای شیفت در گردش بودند. متوسط نمره رضایت زناشویی 22/21 ± 145/94 بود. بر اساس نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چند متغیره، متغیرهای تحصیلات، وضعیت استخدام، سابقه کار، نوع شیفت، داشتن شغل دوم و داشتن شغل غیر از کادر درمانی 63 درصد از تغییرات واریانس رضایت زناشویی پرسنل پیش‌بیمارستانی را تبیین می‌کند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته‌های مطالعه حاضر، به طور کلی رضایت زناشویی پرسنل اورژانس پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی قم در سطح متوسط رو به بالا قرار دارد. افراد با شیفت ثابت، دارای شغل دوم، تجربه کاری بالا، فاقد وضعیت شغلی ثابت و کارشناسی و کاردانی رضایت زناشویی کمتری نسبت به سایرین داشتند. لذا ضرورت دارد که مدیران و سیاستگزاران حوزه سلامت توجه بیشتری را به کیفیت زندگی خانوادگی بویژه زندگی زناشویی کارکنان حوزه اورژانس پیش‌بیمارستانی با شرایط ذکر شده، داشته باشند.
سارا درخشان، فاطمه گنجه، کورش رضایی، الهه نوروزی،
دوره 27، شماره 6 - ( 11-1403 )
چکیده

مقدمه: زخم پای دیابتی، یکی از شایع‌ترین علل بستری شدن در بیمارستان در افراد مبتلا به دیابت می‌‌باشد؛ این در حالی است که از عمده‌ترین منابع اضطراب بیماران در زمان ترخیص از بیمارستان است. هدف از این مطالعه، تعیین تأثیر پروتکل ترخیص اسمارت بر اضطراب بیماران زخم پای دیابتی می‌باشد.
روش کار: در مطالعه نیمه تجربی حاضر، تعداد50 بیمار مبتلا به زخم پای دیابتی، بر اساس معیارهای ورود  به صورت تصادفی در دو گروه شاهد (25 نفر) و آزمون (25 نفر) قرار گرفتند. در گروه مداخله، پروتکل ترخیص اسمارت از روز پذیرش و بستری تا روز ترخیص از بیمارستان اجرا شد. برای جمع‌آوری اطلاعات از پرسش‌نامه اطلاعات دموگرافیک و پرسش‌نامه Spielberger برگر برای تعیین اضطراب بیماران استفاده شد. داده‌ها در دو سطح توصیفی و استنباطی مورد بررسی قرار گرفتند.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های به دست آمده، میانگین اضطراب بیماران زخم پای دیابتی در دو گروه قبل از اجرای مداخله تفاوت آماری معنی‌داری نداشت در حالی که بعد از مداخله، میانگین نمره اضطراب در دو گروه با یکدیگر اختلاف معنی‌دار آماری را نشان داد (0/0001 = P).
نتیجه‌گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، اینطور به نظر می‌رسد که پروتکل ترخیص اسمارت بر کاهش اضطراب بیماران زخم پای دیابتی مؤثر بوده است؛ لذا توصیه می‌شود بسترسازی لازم توسط مسئولین و مدیران پرستاری برای اجرای این پروتکل صورت پذیرد.


حمیدرضا زراعت خواه، عطیه بابایی، لیلا قنبری افرا، حانیه ضیابخش،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: تکنسین‌های فوریت پزشکی، به عنوان خط مقدم تیم درمان در مواجهه مداوم با موقعیت‌های تنش‌زا و بحرانی هستند و سرسختی شغلی می‌تواند توانایی و مقاومت آن‌ها در تحمل موقعیت‌های مشکل و سخت و فشارهای جسمی و روانی، افزایش دهد؛ لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان سرسختی شغلی در تکنسین‌های فوریت پزشکی و عوامل مرتبط با آن انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر به روش توصیفی- مقطعی بر روی 216 نفر از تکنسین‌های فوریت‌های پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1403 انجام شده ‌است. نمونه‌گیری به روش طبقه‌ای تصادفی انجام شد. برای تکمیل داده‌ها از چک‌لیست اطلاعات دموگرافیک و شغلی و مقیاس سرسختی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های ANOVA، Independent sample T-test و رگرسیون خطی انجام شد. سطح معنی‌داری کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
یافته‌ها: متوسط سن شرکت‌کنندگان 6/34 ± 32/26 سال بود و بیش از دو سوم افراد شرکت‌کننده دارای تحصیلات کارشناسی و دارای شیفت در گردش بودند. متوسط نمره سرسختی شغلی 5/30 ± 44/67 بدست آمد. بر اساس نتایج حاصل از رگرسیون چند متغیره، متغیرهای وضعیت تحصیلات و تعداد کافی نیرو، 42 درصد از تغییرات واریانس سرسختی شغلی تکنسین‌های فوریت پزشکی را تبیین می‌کند.
نتیجه‌گیری: مطالعه حاضر نشان داد که تکنسین‌های فوریت پزشکی از میزان سرسختی متوسط رو به بالا برخوردار هستند. همچنین کفایت نیرو و میزان تحصیلات بالاتر می‌تواند نمره سرسختی آن‌ها را افزایش دهد.
میر امیرحسین سید نظری، امیرمحمد درستی،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده

در نظام‌های سلامت جهان، پرستاران به عنوان ستون‌های اصلی مراقبت شناخته می‌شوند، اما صدای آن‌ها، با وجود نقش حیاتی‌شان، اغلب در میان انبوهی از سکوت‌های پرهیاهو گم می‌شود. این سکوت، نه به معنای آرامش، بلکه بازتاب فشارهای پنهان، ترس‌های بیان‌نشده، و انفعال تحمیلی در برابر ساختارهایی است که امکان ابراز نظر آزادانه را محدود می‌کنند. «سکوت سازمانی» که سال‌هاست در حوزه‌های مدیریت و روانشناسی سازمانی شناخته شده، در پرستاری به یک بحران جهانی تبدیل شده است. بر اساس یک فراتحلیل کیفی، بیش از ۹۱ درصد از پرستاران حداقل یک بار در دوران حرفه‌ای خود سکوت سازمانی را تجربه کرده‌اند
مهتاب فراهانی، فاطمه مهرابی، محمد علی مردم، عبداله ابولفتحی، زهرا برزابادی فراهانی، فاطمه رفیعی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر آموزش براساس مدل خودکارآمدی بر راهبردهای مقابله‌ای و امید در بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی‌درمانی بود.
روش کار: این مطالعه بر روی 62 نفر از بیماران مبتلا به سرطان پستان تحت شیمی‌درمانی انجام شد. گروه مداخله به مدت 4 جلسه، آموزش مؤلفه‌های عوارض شیمی‌درمانی و راهکارهای بهبود آن را بر اساس مدل خودکارآمدی دریافت نمودند. بیماران گروه کنترل هیچ نوع آموزشی دریافت نکردند و تحت مراقبت‌های روتین قبل بودند. پرسشنامه‌های اطلاعات دموگرافیک، مهارت مقابله‌ای Billings و Moss و امید Schneider بلافاصله قبل از شروع مداخله و پس از پایان مداخله توسط بیماران هر دو گروه تکمیل شدند و نتایج حاصل از آن توسط آزمون‌های آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: میانگین امید در دو گروه مداخله و کنترل قبل از مداخله کم و بعد از مداخله، در گروه کنترل همچنان کم و در گروه مداخله زیاد و معنی‌دار است (0/05 > P). آزمون‌های آماری نشان داد که بین میانگین کل امید به زندگی با سن و اقتصاد و تحصیلات آنها ارتباط معنی‌داری وجود دارد (0/05 > P). همچنین قبل از مداخله میزان استفاده از راهبردهای مقابله‌ای در هر دو گروه مداخله و کنترل کم و بعد از مداخله آموزشی در گروه کنترل کم و در گروه مداخله در حد زیاد بود.
نتیجه‌گیری: مداخله آموزش خودکارآمدی سبب افزایش امید به زندگی و راهبردهای مقابله‌ای در بیماران مبتلا به سرطان پستان، تحت شیمی‌درمانی شد.
حسن رحمانی، فائزه عسگری، عابد عسگری، حبیب الله رحیمی، لیلا قنبری افرا،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: : حفظ سلامت عمومی و دوری از فرسودگی شغلی، دو مؤلفه اساسی زندگی افراد است و هر یک می‌تواند بر دیگری تأثیرگذار باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی ارتباط فرسودگی شغلی و سلامت عمومی در پرسنل پیش‌بیمارستانی انجام شد.
روش کار: مطالعه حاضر به صورت توصیفی- تحلیلی بر روی 150 نفر از پرسنل پیش‌بیمارستانی دانشگاه علوم پزشکی کاشان در سال 1399 انجام گردید. نمونه‌گیری به روش تصادفی ساده انجام شد. ابزار جمع‌آوری اطلاعات در این مطالعه پرسشنامه فرسودگی شغلی مسلش و سلامت عمومی گلدبرگ بود. تجزیه تحلیل داده‌ها با استفاده از آزمون‌های توصیفی و Pearson انجام شد.
یافته‌ها: بر اساس یافته‌های مطالعه حاضر، متوسط سن شرکت‌‌کنندگان 8/09 ± 35/14 بود. متوسط نمره فرسودگی شغلی و سلامت عمومی به ترتیب شغلی 19/28 ±  57/98 و 10/97 ± 48/26 بود. نتایج آزمون همبستگی Pearson نشان داد فرسودگی شغلی با سلامت عمومی رابطه معنی‌دار داشتند (001/ 0= P، 0/613 = r).
نتیجه‌گیری: یافته‌های مطالعه نشان دادند که فرسودگی شغلی و سلامت عمومی پرسنل پیش‌بیمارستانی در سطح متوسط قرار دارند. افزایش نمره فرسودگی شغلی، موجب تشدید اختلال سلامت عمومی در پرسنل پیش بیمارستانی می‌گردد؛ به نظر می‌رسد گزینش دانشجو از بین علاقمندان به حرفه پیش‌بیمارستانی باعث بهبود وضعیت این احساس در افراد شاغل گردد. بعلاوه لازم است مدیران پیش‌بیمارستانی برای کمک به بهبود کیفیت خدمات پرسنل پیش‌بیمارستانی، به فرسودگی شغلی و سلامت عمومی توجه نمایند.
الهام محمدی، نازنین امینی، صفورا امیدوار، اعظم مسلمی، مائده سادات الحسینی، فائزه وابک،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

مقدمه: کاتاراکت، یکی از علل شایع ناتوانی در سالمندان است. بیماران کاندید عمل جراحی کاتاراکت، مانند هر نوع جراحی دیگر، اضطراب فراوانی را تجربه می‌کنند و این اضطراب، بر ابعاد روانی، فیزیولوژیکی و بهبودی پس از عمل در آنان تأثیر نامطلوبی دارد. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر آموزش قبل از عمل بر میزان اضطراب بیماران کاندید جراحی کاتاراکت انجام گرفت.
روش کار: در این کار آزمایی آموزشی، 80 بیمار کاندید جراحی کاتاراکت به روش نمونه‌گیری تصادفی ساده در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. بیماران در گروه آزمون، مداخله آموزشی را دریافت کردند و بیماران گروه کنترل، مراقبت‌های معمول بخش را دریافت نمودند. اضطراب دو گروه در زمان بستری و پس از جراحی و ورود به بخش با پرسشنامه Spielberger، تعیین و در دو گروه مقایسه شد. داده‌ها با استفاده از آمار توصیفی، آزمون Fisher's exact test، Levin و Chi-square و T-test مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج اختلاف آماری معنی‌داری را بین گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله آموزشی از نظر نمره‌ی اضطراب آشکار و پنهان را نشان نداد (0/05 < P) اما پس از اجرای مداخله آموزشی نتایج اختلاف آماری معنی‌داری را بین دو گروه آزمون و کنترل  از نظر میانگین اضطراب آشکار و پنهان(0/05 > P) نشان داد.
نتیجه‌گیری: اجرای مداخله آموزشی قبل از عمل منجر به کاهش اضطراب بیماران بعد از عمل می‌شود، از این‌رو پیشنهاد می‌شود که آموزش به عنوان روشی کم هزینه و اثربخش در مراقبت‌های قبل از عمل انجام شود.
میرامیرحسین سیدنظری، امیرمحمد درستی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

پرستاران به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام سلامت، همواره در خط مقدم ارائه خدمات درمانی قرار داشته‌اند. با این حال، مطالعات اخیر نشان می‌دهد که این گروه حرفه‌ای با چالش‌های جدی در زمینه سلامت روان و رضایت شغلی مواجه هستند که عمدتاً ناشی از شکست‌های ساختاری و سیستمی در محیط‌های کاری است. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده طی همه‌گیری کووید-۱۹، شیوع فرسودگی شغلی در میان پرستاران بسیار بالا گزارش شده است؛ به طوری که 34/1 درصد از پرستاران، خستگی عاطفی و 12/6 درصد، بی‌هویتی حرفه‌ای را تجربه کرده‌اند. این آمار نه تنها نشان‌دهنده بحران موقتی، بلکه بازتابی از نارسایی‌های مزمن در نظام سلامت است.
 
عاطفه صادقی، هادی حسنی، مبینا کاویانی، رامین محمدی،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: با پیشرفت علم و دانش در دنیا، چالش‌های مسائل اخلاقی رو به افزایش است و عدم توانایی روبرو شدن با این چالش‌ها بر کیفیت مراقبت‌های بهداشتی تأثیر بسزایی دارد. شجاعت اخلاقی در پرستاران، باعث غلبه برترس و ارزش‌های غیراخلاقی می‌شود و پیچیدگی کار پرستاری بر سلامت معنوی تأثیر می‌گذارد و باعث می‌شود پرستاران نتوانند سازگاری مطلوب با چالش‌های پرستاری داشته باشند.
روش کار: این مطالعه از نوع همبستگی و روش نمونه‌گیری دردسترس از پرستاران شاغل در بیمارستان امیرالمومنین در سال 1403 انتخاب شدند و حجم نمونه 221 برآوارد شد. ابزارهای مورد استفاده شجاعت اخلاقی سکرکاو سلامت معنوی الیسون و پولوتزین بود.
یافته‌ها: 186 پرستار در مطالعه شرکت کردند که از این میان 119 نفر زن و 67 مرد بودند. میانگین نمرات شجاعت اخلاقی حاکی از آن بود که نمره شجاعت اخلاقی در زنان و همچنین کسانی که مدرک تحصیلی بالاتری دارند بالاتر می‌باشد. همچنین سن و سلامت وجودی از عوامل مهم در پیش‌بینی شجاعت اخلاقی هستند، در حالی که سلامت مذهبی تأثیر قابل‌توجهی ندارد.
نتیجه‌گیری: نتایج مطالعه نشان داد که شجاعت اخلاقی و سلامت معنوی، به‌ویژه در ابعاد وجودی، نقش مهمی در تصمیم‌گیری‌های اخلاقی ایفا می‌کنند. و همچنین جنسیت و سن از جمله عواملی هستند که می‌توانند بر میزان شجاعت اخلاقی تأثیرگذار باشند.
سولماز سیاح نیا، مریم مقیمیان، مریم رادمهر،
دوره 29، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

مقدمه: رفتارهای مراقبتی پرستاران کیفیت خدمات پرستاری را تعیین می‏ کند. این رفتارها تحت تأثیر هیجانات پرستار قرار می‏گیرند. تنظیم هیجان می‌تواند بر عملکرد مراقبتی پرستاران تأثیرگذار باشد. این مطالعه با هدف تعیین تأثیر مهارت‌های تنظیم هیجان بر رفتارهای مراقبتی پرستاران انجام شد.
روش کار: در یک مطالعه نیمه‌تجربی، 50 پرستار بیمارستان ضیاییان تهران بر اساس معیارهای ورود به مطالعه به‏صورت در دسترس انتخاب و با قرعه‌کشی در دو گروه مداخله و کنترل تخصیص یافتند. در گروه مداخله، مهارت‏های تنظیم هیجان در شش جلسه ارائه شد. گروه کنترل تمرینی دریافت نکرد. ابزارگرداوری داده‏ها فرم مشخصات جمعیت‌شناختی و پرسشنامه رفتار مراقبتی Wolff بود که قبل و یکماه بعد از مطالعه تکمیل شد. داده‌ها با آزمون‌های توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
یافته‌ها: مشخصات جمعیت‏شناختی پرستاران در دو گروه اختلاف معنادار نداشت. میانگین نمرات رفتارهای مراقبتی در گروه مداخله و کنترل قبل از مطالعه به ترتیب 149/26 ±‏ 11/82 و 70/10 ± 164/08 بود که اختلاف معنادار نداشت. بعد از مطالعه این میانگین در گروه مداخله به 203/12 ± 9/11 رسید که اختلاف آن با قبل از مطالعه و با گروه کنترل معنادار بود (0/001 > P). در گروه کنترل بعد از مطالعه نمره رفتارهای مراقبتی 14/11 ±147/72 بود که اختلاف آن با قبل از مطالعه و  با گروه مداخله معنادار نبود.
نتیجه‌گیری: مهارت‌های تنظیم هیجان می‌تواند رفتارهای مراقبتی پرستاران را ارتقا دهد. پرستارانی که مهارت بالاتری در مدیریت هیجانات دارند، در موقعیت‌های چالش‌برانگیز حرفه‌ای‌تر عمل می‏کنند. بنابراین تقویت این مهارت‏ها برای توسعه حرفه‏ای پرستاران پیشنهاد می‏شود.

صفحه 2 از 3     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb