علی قاسمی کهریزسنگی، مهرداد نجفی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: امروزه دیابت یکی از مشکلات اصلی در جهان میباشد. دیابت نوع ۲ در افراد چاق و دارای اضافه وزن بیشتر دیده میشود و چاقی نیز بعنوان یک مشکل جدی سلامتی مطرح است. علاوه بر اهمیت فعالیت ورزشی در دیابت، مصرف برخی مکملها میتواند بر عوامل التهابی مؤثر باشد. بنابراین، هدف مطالعه حاضر، تعیین تأثیر ۸ هفته تمرین استقامتی همراه با مصرف مکمل دانه گیاه خرفه روی فاکتورهای پیشالتهابی IL-6 و CRP مردان مبتلا به دیابت نوع-۲ میانسال در آستانه چاقی بود.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی روی ۴۰ بیمار مرد مبتلا به دیابت نوع ۲ با میانگین سنی 40-65 و قند خون ناشتایی بالای ۱۲۰ انتخاب شده، سپس به طور تصادفی به چهار گروه 10 نفره شامل: گروه کنترل، تمرین، تمرین+مکمل و گروه مکمل تقسیم شدند. آزمودنیها، سابقه فعالیت ورزشی منظم (به مدت 6 ماه قبل) و مصرف گیاه خرفه را نداشتند و در آستانه چاقی بودند (شاخص توده بدنی بین 28 تا 30). آزمودنیها ۳ جلسه در هفته و هر جلسه یک ساعت پیاده روی بدون استراحت انجام میدادند. مدت زمان هر جلسه تمرینی از ۳۰ دقیقه در هفته اول شروع شد و در هفته هشتم به ۴۵ دقیقه رسید، همچنین شدت تمرین معادل۵۰ تا۷۰ درصد حداکثر ضربان قلب ذخیره رسید. گروه مکمل، دانه گیاه خرفه به میزان 7/5 گرم در روز را به مدت ۸ هفته مصرف کردند. گروه کنترل طی ۸ هفته تمرین نداشتند و مکملی دریافت نکردند. برای مقایسه نتایج قبل و بعد از آزمون t زوجی استفاده شد. برای بررسی اختلاف معنیداری بین چهار گروه از آزمون تحلیل کوواریانس و در صورت مشاهده تفاوت معنیدار از آزمون تعقیبی Bonferroni جهت تعیین محل اختلاف بین گروهی در سطح معنیداری (0/05 > P) استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحلیل کوواریانس، تفاوت معنیدار CRP را نشان داد (0/001 = P). نتایج آزمون تعقیبی Bonferroni حاکی از تفاوت بین دو گروه تمرین- مکمل و تمرین دارونما نسبت به گروه کنترل بود (0/05 P <). در مقادیر IL-6 تفاوتی مشاهده نشد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد مصرف دانه گیاه خرفه همراه با فعالیت ورزشی، موجب بهبود شاخص التهابی CRP شده و لذا میتواند باعث کاهش مشکلات قلبی شود. در نتیجه استفاده از مکمل دانه خرفه چنانچه همزمان با تمرین ورزشی باشد میتواند روشی مؤثر برای مردان مبتلا به دیابت نوع دو میانسال در آستانه چاقی باشد، اما تأثیر تمرین استقامتی مؤثرتر از مکمل دانه خرفه بود.
مصطفی بیگلری، علیرضا بهرامی، تورج سپهوند،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده
مقدمه: انتخاب سبک زندگی فعال یا غیرفعال، میتواند پیامدهای جسمانی و شناختی مهمی داشته باشد که لزوم توجه بیشتر به جنبه شناختی در تحقیقات وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای اجرایی در ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و دارای طرح علی- مقایسهای بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان سنین 20 الی 35 سال شهر فامنین (استان همدان) بودند که از بین آنان 80 نفر در 4 گروه ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق (هر گروه 20 آزمودنی) انتخاب شدند. برای اندازهگیری کارکردهای اجرایی، از آزمونهای رایانهای برج لندن و N-back استفاده شد که آزمونهای مذکور بهترتیب برای اندازهگیری مؤلفههای برنامهریزی، حل مسأله و حافظهکاری مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس یکسویه و تعقیبی توکی در سطح 0/05>p انجام شد.
یافتهها: نتایج نشان داد در کارکردهای اجرایی بین گروههای مختلف، تفاوت معنیدار وجود دارد. در مؤلفه برنامهریزی و حل مسأله، و نیز حافظهکاری آزمودنیهای گروههای غیرورزشکار، مقاومتی و استقامتی بهتر از گروه چاق بودند و گروه ورزشکاران مقاومتی و استقامتی از گروه غیرورزشکار عملکرد بهتری داشتند. بعلاوه، گروه استقامتی فقط در مؤلفه برنامهریزی و حل مسأله بهتر از گروه مقاومتی بود و در حافظه کاری تفاوتی بین آنها وجود نداشت
نتیجهگیری: کنترل وزن و اجرای ورزشهای استقامتی و مقاومتی میتواند از بعد شناختی برای افراد مفید و شاید در برخی حیطههای شناختی، ورزش استقامتی مفیدتر از ورزش مقاومتی باشد.