جستجو در مقالات منتشر شده


68 نتیجه برای مقاومت

حشمت الله علی کرمی، سعیده طهماسبی، محمد فتحی، راضیه رضایی،
دوره 26، شماره 6 - ( 12-1402 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: تمرینات مقاومتی(RT) بخش مهمی از تمرینات آماده‌سازی ورزشکاران با هدف تقویت آمادگی جسمانی، ایجاد سازگاری‌های عصبی- عضلانی و ارتقاء عملکرد ورزشی محسوب می‌شوند. هدف این مطالعه بررسی اثر تمرینات مقاومتی با وزنه بر NCV اعصاب تیبیال و پرونئال، توان عضلانی، چابکی، انعطاف‌پذیری و اجرای مهارت‌های نیم پشتک، نیم وارو و تعادلی فرشته در کودکان ژیمناست هفت تا ده سال بود.
روش‌ها: در این مطالعه نیمه تجربی، 24 کودک با دو سال سابقه فعالیت در رشته ژیمناستیک(سن: 5/1±5/8 سال، وزن: 40/9±10/32 کیلوگرم، قد: 13±135 سانتی‌متر) به‌طور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنی‌ها به صورت تصادفی در دو گروه شامل تمرین ژیمناستیک و تمرین ژیمناستیک + تمرین مقاومتی با وزنه قرار گرفتند. و به مدت 10هفته به تمرین پرداختند. در طول تحقیق یک گروه تمرینات عمومی ژیمناستیک را انجام می‌دادند، و گروه دیگر علاوه بر تمرینات ژیمناستیک سه جلسه در هفته به تمرین مقاومتی با وزنه پرداختند. قبل و بعد از تمرینات، آزمایش NCV، آزمون‌های توان عضلانی پرش سارجنت، چابکی دوی رفت و برگشت 9*4 متر، انعطاف‌پذیری ولز و اجرای مهارت‌های  نیم‌پشتک، نیم‌وارو و تعادلی فرشته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون t مستقل استفاده ‌شد. و سطح معناداری P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که NCV در اعصاب تیبیال و پرونئال در گروه تمرین مقاومتی با وزنه نسبت به گروه تمرین عمومی ژیمناستیک به‌طور معناداری افزایش یافت. همچنین توان عضلانی در پرش سارجنت، چابکی در دوی رفت و برگشت 9*4 متر و اجرای مهارت‌های نیم‌پشتک و نیم‌وارو به صورت معناداری افزایش یافت(P<0.05). اما در انعطاف‌پذیری با آزمون ولز(P=0.870) و اجرای مهارت‌ تعادلی فرشته(P=0.552) تغییر معناداری مشاهده نشد.
بحث و نتیجه‌گیری: 10 هفته تمرین مقاومتی با وزنه سازگاری‌های عصبی- عضلانی،NCV، توان عضلانی، چابکی و اجرای مهارت های نیم‌پشتک و نیم‌وارو را به‌طور معناداری در کودکان ژیمناست افزایش می‌دهد. بنابراین پیشنهاد می‌شود برای ارتقاء عملکرد کودکان ورزشکار در رشته ژیمناستیک و رشته‌هایی که سرعت هدایت عصبی، توان عضلانی و چابکی در موفقیت ورزشکاران موثر است، از تمرینات مقاومتی با وزنه استفاده شود.
واژگان کلیدی: تمرینات مقاومتی، سرعت هدایت عصبی، تیبیال، پرونئال، کودکان ژیمناست.

هادی گودرزی، علی حیدریان پور، مریم کشوری،
دوره 27، شماره 2 - ( 3-1403 )
چکیده

مقدمه: بیماری کبد چرب غیرالکلی (Non-alcoholic Fatty Liver Disease) NAFLD شایع‌ترین اختلال کبدی در جوامع صنعتی می‌باشد. نسفاتین1 به عنوان یک عامل بازدارنده اشتها و تنظیم کننده تعادل انرژی، نقش مهمی در پاتوژنز ناهنجاری‌های مرتبط با چاقی دارد، این مطالعه با هدف تعیین اثرات 12 هفته تمرین ترکیبی (مقاومتی و تناوبی با شدت بالا (HIIT)) بر سطوح سرمی نسفاتین1 و برخی آنزیم‌های کبدی مردان مبتلا به NAFLD انجام گردید.
روش کار: در این مطالعه نیمه تجربی، 20 مرد میانسال دارای NAFLD به صورت تصادفی به دو گروه تمرین و شاهد تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل 12 هفته تمرین ترکیبی بود که 2 جلسه در هفته تمرینات مقاومتی و یک جلسه HIIT بود، وزن بدن، شاخص توده بدنی و پپتید نسفاتین1 و آنزیم‌های کبدی ALT، AST، ALP، پروفایل لیپیدی، اکسیژن مصرفی بیشینه، درصد چربی بدن در ابتدا و پس از 12 هفته ارزیابی شدند و از آزمون Paired T-test و Independent sample T-test برای ارزیابی تفاوت درون و بین‌گروهی و سطح معنی‌داری 05/0 > P تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: هفته تمرین ترکیبی مقاومتی و HIIT سبب افزایش نسفاتین و کاهش آنزیم‌های کبدی ALT، AST، ALP گروه تمرین نسبت به گروه شاهد و مرحله قبل از تمرینات شد (05/0 > P). همچنین ما شاهد افزایش VO2max و کاهش وزن، شاخص توده بدنی، درصد چربی بدن و LDL افراد گروه تمرین نسبت به قبل از اجرای پروتکل تمرینی بودیم (0/05 > P).
نتیجه‌گیری: از نتایج تحقیق حاضر می‌توان اظهار داشت که اجرای تمرینات ترکیبی ورزشی به مدت 12 هفته، موجب افزایش در پلی پپتید نسفاتین1 و کاهش میزان آنزیم‌های کبدی ‌شد و به عنوان یکی از روش‌های درمانی مقرون به صرفه به بیماران NAFLD توصیه می‌شود.
زهرا یوسف وند، مسعود رحمتی، رحیم میرنصوری،
دوره 27، شماره 3 - ( 5-1403 )
چکیده

مقدمه: با توجه به سنتز و آزادسازی میوکین‌ها از بافت عضلانی در جریان اجرای تمرینات ورزشی و ارتباط میوکین‌ها با توسعه قدرت و افزایش حجم عضلانی، هدف از مطالعه حاضر، بررسی 12 هفته تمرین مقاومتی بر سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 مردان میانسال بود.
روش کار: در مطالعه‌ی نیمه‌تجربی، 40 نفر از مردان میانسال شهرستان اراک (میانگین سنی 6/02 ± 38/27 سال، وزن 11/23 ± 77/12 کیلوگرم، قد 7/22 ± 174/05 سانتی‌متر) انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه تمرین مقاومتی (20 نفر) و شاهد (20 نفر) قرار گرفتند. گروه تمرینی 12 هفته تمرینات مقاومتی را به‏ صورت 3 جلسه در هفته و با شدت 65 تا 80 درصد قدرت بیشینه اجرا کردند. 48 ساعت قبل و پس از مداخله از تمامی آزمودنی‌ها خونگیری انجام و سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 به روش الایزا اندازه‌گیری شد. پس از بررسی نرمال بودن داده‌ها، به ترتیب از آزمون t همبسته و t مستقل در سطح معنیداری کمتر از 05/0 برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شد.
یافته‌ها: تمرین مقاومتی باعث افزایش معنی‌داری در سطح سرمی مایونکتین (0/001 = P)، سطح سرمی FGF-21 (0/001 = P) و همچنین کاهش درصد چربی (0/417 = P) مردان میانسال شد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه بهنظر میرسد، تمرین مقاومتی میتواند با ایجاد سازگاری مثبت توسط افزایش سطوح سرمی مایونکتین و FGF-21 در تنظیم توده عضلانی، فرایند هیپرتروفی، فرایند رگ‌زایی و بهبود متابولیسم بدن نقش داشته باشد.
پریان آزاد درخت، محمد فتحی، رحیم میرنصوری، راضیه رضایی،
دوره 27، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: فعالیت ‌بدنی با تأثیر بر برخی فاکتورهای فیزیولوژی، زمینه‌ی تغییرات مثبت را فراهم می‌کند. مایوستاتین و فولستاتین از جمله این فاکتورها است که میزان آنها علاوه بر فعالیت‌ بدنی، تحت تأثیر جنسیت نیز قرار دارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تمرین مقاومتی سنتی (Resistance training) RT و تمرین عملکردی شدید (High functional training) HIFT بر سطوح سرمی مایوستاتین و فولیستاتین در زنان ‏جوان انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه نیمهتجربی، 30 زن جوان به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب و در سه گروه تمرینات عملکردی شدید، تمرینات مقاومتی سنتی و شاهد قرار گرفتند. خون‌گیری 24 ساعت قبل و 48 ساعت ‏پس از پایان مداخله‌ها برای سنجش سطوح سرمی مایوستاتین و فولستاتین انجام شد.‏ پروتکل‌های تمرین به مدت هشت هفته، هر هفته 3 روز و هر روز به مدت 60 دقیقه اجرا شد. در پایان داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از روش آماری ANOVA با در نظر گرفتن 05/0 > P ارزیابی شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سطح فولیستاتین در دو گروه RT و HIFT نسبت به گروه شاهد، به طور معنی‌داری بیشتر بود (0/001 = P). همچنین میزان فولیستاتین گروه HIFT نسبت به گروه RT به طوری معنی‌داری بیشتر بود (0/01 = P). نتایج نشان داد که سطح مایوستاتین در گروه RT و HIFT نسبت به گروه شاهد به طور معنی‌داری کمتر بود (0/001 = P) و میزان این فاکتور در گروه HIFT نسبت به گروه RT به طوری معنی‌داری کمتر بود (0/01 = P).
نتیجه‌گیری: بطور کلی یافته‌های مطالعه حاضر نشان می‌دهد انجام تمرینات مقاومتی و عملکردی شدید موجب تغییر مطلوبی در بیان عوامل فیزیولوژیکی مرتبط با رشد عضلات در زنان می‌شود به نظر می‌رسد که تأثیر تمرینات عملکردی شدید بیشتر از تمرینات مقاومتی است.
حمید مقومی، صادق عباسیان، محمد علی سردار،
دوره 27، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده

مقدمه: کاهش فعالیت بدنی و دریافت کالری بیش از نیاز بدن، باعث افزایش چاقی و اختلالات مرتبط با آن نظیر سندرم متابولیک می‌شود. لذا، هدف از مطالعه حاضر، تعیین اثر هشت هفته تمرینات تناوبی شدید و مقاومتی بر AKT2 بافت مغزی و مقاومت انسولینی در رت‎های چاق ویستار بود.
روش کار: 30 رت نر با میانگین وزنی 160 تا 185 گرم، به مدت 12 هفته تحت رژیم غذایی پرچرب قرار گرفتند. پس از تأیید پروتکل چاقی مبنی بر افزایش وزن رت‎ها به بیش از 300 گرم، رت‎ها به سه گروه شاهد (10 سر)، تمرین تناوبی شدید (10 سر) و تمرین مقاومتی (10 سر) تقسیم شدند و تا انتهای مداخله تمرینی، استفاده از رژیم غذایی پرچرب را ادامه دادند. تمرینات تناوبی شدید به مدت هشت هفته و پنج جلسه در هفته، با شدت 80 تا 95 درصد اکسیژن مصرفی بیشینه روی تردمیل انجام شد. همچنین تمرین مقاومتی با 40 تا
60 درصد یک تکرار بیشینه بر روی نردبان انجام شد. پس از هشت هفته مداخله تمرینی، میزان بیان ژن
AKT2 در بافت مغز به روش Real Time-PCR اندازه‎گیری شد.

یافته‌ها: نتایج تحقیق حاضر بیانگر افزایش معنی‎دار بیان ژن AKT2 در دو گروه تمرین تناوبی شدید و مقاومتی نسبت به گروه شاهد بود (0/05 > P). همچنین، نتایح نشان داد که مقاومت انسولینی رت‎های چاق در هر دو گروه تمرین تناوبی شدید و مقاومتی نسبت به گروه شاهد به طور معنی‎داری کاهش یافت (0/05 > P).
نتیجه‌گیری: با توجه به یافته‎های تحقیق حاضر می‎توان چنین نتیجه‎گیری کرد که احتمالاً تمرینات تناوبی شدید و مقاومتی باعث افزایش در بیان ژن AKT2 شده و احتمالاً در کاهش مقاومت انسولینی و بهبود پروفایل گلوکز می‎تواند مؤثر باشد.
محمدعلی قرائت، سجاد کرمی،
دوره 28، شماره 1 - ( 1-1404 )
چکیده

مقدمه: روش‌های مختلف تمرین، افزون بر بهبود عملکردی دارای اثرات متابولیکی بر ارگان‌های بدن هستند. هدف این پژوهش، مقایسه اثر تمرین استقامتی و قدرتی بر شاخص های آنتروپومتریک، تغییرات متابولیسم گلوکوز و چربی و آیریزین سرمی دانشجویان جوان پسر بود.
روش کار: 36 دانشجوی چاق (سن: 2/43 ± 21/19 سال؛ وزن: 6/20 ± 88/59 کیلوگرم؛ قد: 12/96 ± 175/41 سانتی‌متر؛ شاخص توده بدنی: 30/45؛ درصد چربی: 25/73) در گروه شاهد، تمرین استقامتی و قدرتی بطور تصادفی قرار گرفتند. گروه قدرتی 8 هفته 3 جلسه 4 سِت، 10 تکرار (از 50 تا 70 درصد قدرت بیشینه)، گروه استقامتی 8 هفته 3 جلسه به مدت 30 دقیقه تمرین هوازی (ضربان قلب 60 تا 80 درصد ضربان بیشینه) به تمرین پرداختند. میزان آیریزین، گلوکوز، انسولین، مقاومت انسولینی، درصد چربی، شاخص توده بدن، وزن، دور کمر و دور باسن اندازه‌گیری شد. داده‌ها با تحلیل واریانس یک سویه و آزمون Tukey در سطح 0/05 تحلیل گردید.
یافته‌ها: وزن (0/03 = P)، درصد چربی (0/04 = P) و شاخص توده بدنی (0/04 = P) در پس آزمون گروه تمرین استقامتی نسبت به شاهد، کاهش معنی‌داری داشت. میزان آیریزین در پس آزمون در گروه شاهد تفاوت معنی‌دار با تمرین استقامتی و قدرتی (0/01 = P و 0/02 = P) داشت. غلظت انسولین در پس‌آزمون گروه شاهد با گروه استقامتی و قدرتی تفاوت معنی‌دار داشت (0/006 = P و 0/01 = P). میزان مقاومت انسولینی در پس‌آزمون گروه استقامتی و قدرتی نسبت به گروه شاهد با تفاوت معنی‌دار داشت (0/01 = P و 0/01 = P).
نتیجه‌گیری: 8 هفته تمرین هوازی تردمیل و تمرین قدرتی با وزنه می‌تواند سبب بهبود ترکیب بدن همراه با افزایش سطوح آیریزین شده، ضمن اینکه مقاومت انسولینی را در جوانان چاق کاهش دهد.
مصطفی بیگلری، علیرضا بهرامی، تورج سپهوند،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

مقدمه: انتخاب سبک زندگی فعال یا غیرفعال، می‌تواند پیامدهای جسمانی و شناختی مهمی داشته باشد که لزوم توجه بیشتر به جنبه شناختی در تحقیقات وجود دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه کارکردهای اجرایی در ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر، یک مطالعه توصیفی و دارای طرح علی- مقایسه‌ای بود. جامعه آماری پژوهش شامل مردان سنین 20 الی 35 سال شهر فامنین (استان همدان) بودند که از بین آنان 80 نفر در 4 گروه ورزشکاران استقامتی، ورزشکاران مقاومتی، غیرورزشکاران و افراد چاق (هر گروه 20 آزمودنی) انتخاب شدند. برای اندازه‌گیری کارکردهای اجرایی، از آزمون‌های رایانه‌ای برج لندن و N-back استفاده شد که آزمون‌های مذکور به‌ترتیب برای اندازه‌گیری مؤلفه‌های برنامه‌ریزی، حل مسأله و حافظه‌کاری مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل آماری دادهها با استفاده از آزمونهای تحلیل واریانس یکسویه و تعقیبی توکی در سطح 0/05>p انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد در کارکردهای اجرایی بین گروه‌های مختلف، تفاوت معنی‌دار وجود دارد. در مؤلفه برنامه‌ریزی و حل مسأله، و نیز حافظه‌کاری آزمودنی‌های گروه‌های غیرورزشکار، مقاومتی و استقامتی بهتر از گروه چاق بودند و گروه ورزشکاران مقاومتی و استقامتی از گروه غیرورزشکار عملکرد بهتری داشتند. بعلاوه، گروه استقامتی  فقط در مؤلفه برنامه‌ریزی و حل مسأله بهتر از گروه مقاومتی بود و در حافظه کاری تفاوتی بین آنها وجود نداشت
نتیجه‌گیری: کنترل وزن و اجرای ورزش‌های استقامتی و مقاومتی می‌تواند از بعد شناختی برای افراد مفید و شاید در برخی حیطه‌های شناختی، ورزش استقامتی مفیدتر از ورزش مقاومتی باشد.
صدف عطائی علمداری، محمد ارجمندزادگان، مونا نساج مانیزانی، اعظم احمدی،
دوره 29، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

مقدمه: انتروکوک‌های مقاوم به ونکومایسین (Vancomycin-resistant enterococci) VRE از عوامل شایع عفونت‌های بیمارستانی هستند و تشکیل بیوفیلم در آنها می‌تواند با افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی همراه باشد. این مطالعه با هدف بررسی توانایی بیوفیلم‌سازی ایزوله‌های VRE و الگوی مقاومت دارویی آنها انجام شد.
روش کار: تعداد 70 نمونه مدفوع از بیماران مبتلا به سرطان جمع‌آوری شد. سویه‌های مشکوک به  انتروکوکوس با انجام تست‌های بیوشیمیایی شامل تست کاتالاز (منفی)، رشد در محیط حاوی 5/6 درصد NaCl، تست PYR (مثبت) و توانایی هیدرولیز اسکولین در حضور صفرا مورد بررسی قرارگرفتند. در نهایت، ۲۲ ایزوله انتروکوکوس تأیید و برای بررسی‌های بیشتر نگهداری شدند. مقاومت جدایه‌ها به آنتی‌بیوتیک وانکومایسین با استفاده از روش براث میکرودایلوشن طبق دستورالعملCLSI  انجام شد. تشکیل بیوفیلم به روش میکروپلیت بررسی گردید. شناسایی ژن‌های مرتبط با بیوفیلم‌سازی شامل gelE و cylA با استفاده از واکنش زنجیره‌ای پلیمراز (PCR) انجام شد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که 68/2 درصد جدایه‌ها قادر به تشکیل بیوفیلم بودند. بر اساس میزان جذب نوری در آزمون میکروتیتر پلیت، 2/27 درصد بیوفیلم قوی، 13/6 درصد بیوفیلم با شدت متوسط و 27/2 درصد بیوفیلم ضعیف تشکیل دادند. همچنین 31/8 درصد فاقد توانایی تشکیل بیوفیلم بودند. در بررسی ژنوتیپی با استفاده از روش PCR، ژن‌های gelE و cylA در ایزوله‌های VRE مورد ارزیابی قرار گرفتند نتایج نشان دادند که از مجموع 22 ایزوله، ژن‌های gelE و  cylAبه ترتیب (77/3 و 63/6 درصد) وجود داشتند.
نتیجه‌گیری: تشکیل بیوفیلم می‌تواند نقش مهمی در افزایش مقاومت آنتی‌بیوتیکی ایزوله‌های VRE ایفا می‌کند. شناسایی فاکتورهای بیوفیلم‌سازی می‌تواند در طراحی استراتژی‌های درمانی مؤثر علیه این باکتری‌ها سودمند باشد.

صفحه 4 از 4    
4
بعدی
آخرین
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb