45 نتیجه برای کودکان
رحمت اله جدیدی، داود حکمت پو، عزیز اقبالی، فرشته معماری،
دوره 15، شماره 9 - ( 11-1391 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان خون به دلیل شیوع زیاد در کودکان، میزان کشندگی بالا، هزینههای گزاف درمانی، زمان طولانی بستری شدن در بیمارستان، والدین و خانواده را شدیداً تحت تأثیر قرار میدهد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان خون انجام شد. مواد و روشها: این مطالعه به روش کیفی و رویکردآنالیز محتوی انجام و جهت جمعآوری اطلاعات، از مصاحبه استفاده شد. مطالعه با نمونهگیری هدفمند شروع و در طی تکامل طبقات، با نمونهگیری نظری تا اشباع دادهها ادامه یافت. تعداد 22 نفراز والدین به مدت 2 ماه مورد مصاحبه قرار گرفتند. بررسی دادهها به روش تجزیه و تحلیل مداوم مقایسهای انجام گردید. یافتهها: بریدن از زندگی، کوله بار مشکلات، کتمان سرطان از فرزند و دیگران، توکل به خدا، ازخودگذشتگی والدین، سازگاری، قصورات درمانی، تعاملات انسانی اثر بخش و تسهیلات بیمارستانی به عنوان کدهای سطح سوم ناشی از تبیین تجربیات والدین دارای فرزند سرطانی و"به بن بست رسیدن زندگی والدین" به عنوان تم یا درون مایه اصلی پدیدار شدند. نتیجهگیری: دراین پژوهش، تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان با ژرفای بیشتری مورد شناسایی قرارگرفت و در و نمایه اصلی این مطالعه یعنی" به بن بست رسیدن زندگی والدین" لزوم توجه همه جانبه به آنها را مورد تاکید قرار میدهد. از طرفی بهرهگیری بیشتر از تجارب والدین کمک میکند تا با افزایش امیدواری آنها، انجام مراقبتهای درمانی اثر بخشتر شود.
ابوالفضل مظفری، محمد وکیل علی آبادی، سیامک محبی،
دوره 16، شماره 4 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات رفتاری حرکتی خواب از شیوع نسبتاً بالایی در کودکان برخوردار است و تاثیر بسزایی در کارهای روزمره و کیفیت زندگی دارد. از طرفی خرخر در کودکان یکی از مهمترین دلایل اختلالات خواب میباشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین خرخر و اختلالات رفتاری حرکتی خواب در کودکان 2-12 ساله شهر قم صورت گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه که به صورت مورد شاهد در طی سه ماه صورت گرفته، 100 کودک مبتلا به خرخر و 100 کودک غیر مبتلا به خرخر به روش نمونهگیری در دسترس مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده دو پرسشنامه استاندارد برلین و Childhood Sleep بود. اطلاعات توسط مصاحبه سازمان یافته از والدین کودکان گردآوری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین اختلالات رفتاری حرکتی در گروه مورد و شاهد به ترتیب 15/3 ± 78/13و 72/3 ± 45/11 بود. آزمون تی مستقل اختلاف معنیداری را بین میانگین نمره اختلالات رفتاری حرکتی بین دو گروه مورد و شاهد نشان داد(001/0>p). همچنین رابطه معنیداری بین خرخر و سابقه بزرگی آدنوئید (001/0>p) و آپنه و اختلالات رفتاری حرکتی (036/0=p) مشاهده گردید. ولی بین سن کمتر و بیشتر از 7 سال با اختلالات رفتاری حرکتی (231/0=p) و شدت خرخر با اختلالات رفتاری حرکتی (202/0=p) رابطه معنیداری دیده نشد.
نتیجه گیری: این مطالعه اهمیت اختلالات خواب به ویژه خرخر و اختلالات رفتاری حرکتی و ارتباط این دو را نشان میدهد. اهمیت دادن به این موضوعات موجب آگاهی والدین و همکاران در جهت تشخیص و درمان به موقع اختلالات خواب خواهد شد. واژگان کلیدی: خرخر، اختلالات رفتاری حرکتی خواب، کودکان
سمیه قادری، فاطمه علائی کرهرودی، پارسا یوسفی چایجان، نویده نصیری اسکوی،
دوره 16، شماره 10 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بستری شدن کودک در بخش مراقبت ویژه کودکان(PICU) تجربه ای تنش زا برای والدین است. تنش زیاد در پدر می تواند کاهش سازگاری روانی و مشکلات متعاقب را به دنبال داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر مشارکت پدر در مراقبت از کودک بستری در PICU بر تنش و راهبردهای تطابقی وی انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که بر روی 60 پدر دارای کودک بستری در PICU در دو گروه مداخله و کنترل انجام شد. در گروه مداخله مشارکت پدر در مراقبت از کودک طی 5 نوبت در طول 5 روز انجام گردید. میزان تنش و راهبردهای تطابقی پدران گروه مداخله قبل و بعد از دوره مشارکت و گروه کنترل قبل و بعد از یک دوره زمانی 5 روزه، سنجیده شد.
یافته ها: میزان تنش پدران در گروه مداخله بعد از مشارکت به طور معنی داری کاهش یافت(001/0 p˂) اما در گروه کنترل بعد از طی دوره زمانی تفاوت معنی داری دیده نشد. همچنین پدران هر دو گروه از راهبردهای تطابقی مشابهی که اغلب هیجان محور بودند، استفاده نمودند.
نتیجه گیری: پدران کودکان بستری در PICU تنش زیادی را تجربه می کنند. مشارکت آن ها در مراقبت از کودکانشان در کاهش تنش و رسیدن آن ها به حداکثر سازگاری با بیماری، درمان و مراقبت های کودک بسیار موثر است.
محمد مهدی رفیعی، نادر شوندی، عباس صارمی، عباس عبدالملکی،
دوره 17، شماره 4 - ( 4-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهشهای مربوط به بررسی اثر تمرینات ورزشی، به ویژه تمرین همزمان بر تغییرات هورمونی در کودکان بسیار اندک است. از این رو، هدف این پژوهش مقایسه اثر 6 هفته تمرین مقاومتی و تمرین همزمان مقاومتی و استقامتی بر توان هوازی، سطوح استراحتی هورمون رشد و کورتیزول در کودکان سالم بود.
مواد و روشها: آزمودنیهای این پژوهش(که به صورت نیمه تجربی به انجام رسید) 35 پسر سالم 9 تا 11 ساله بودند که به صورت تصادفی به 3 گروه تمرین همزمان (12=n)، تمرین مقاومتی (11=n) و کنترل (12=n) تقسیم شدند.گروههای تمرینی 3 جلسه در هفته و به مدت شش هفته به تمرین پرداختند و گروه کنترل تنها فعالیتهای روزمره خود را انجام میداد. 48 ساعت پیش و پس از اجرای پروتکل 6 هفتهای، آزمون توان هوازی و نمونهگیری از همه آزمودنیها به عمل آمد. سنجش سطوح استراحتی هورمون رشد و کورتیزول با روش الایزا به انجام رسید. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای آماری تحلیل واریانس یک طرفه و تی همبسته استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که توان هوازی و سطوح استراحتی هورمون رشد در گروه تمرین همزمان به گونه معنیداری افزایش یافته است(به ترتیب 001/0=p، 003/0=p). سطوح استراحتی کورتیزول در گروه تمرین همزمان به گونه معنیداری نسبت به دوگروه دیگر پایینتر بود(05/0>p) و در گروه تمرین همزمان و تمرین مقاومتی نیز به گونه معنیداری کاهش یافته بود( به ترتیب 001/0=p، 036/0=p).
نتیجهگیری: به نظر میرسد که با به کارگیری یک دوره تمرین همزمان با روششناسی تمرینی مناسب در مقایسه با تمرین مقاومتی در کودکان بتوان سودمندیهای بیشتری را در خصوص توان هوازی و سطوح استراحتی هورمون رشد وکورتیزول به دست آورد.
مریم فتحی شیخی، محسن شمسی، محبوبه خورسندی، مهدی رنجبران،
دوره 18، شماره 1 - ( 1-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سوانح و حوادث یکی از عوامل اصلی مرگ و ناتوانی در دنیا و از مهمترین علل مراجعه کودکان به بیمارستان میباشد. لذا پژوهش حاضر با هدف سنجش سازههای مدل اعتقاد بهداشتی و عملکرد، در مادران مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر خرم آباد در خصوص رفتارهای پیشگیری کننده از سوانح و حوادث در کودکان صورت پذیرفته است.
مواد و روشها: پژوهش حاضر مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی 261 نفر از مادران دارای کودک کمتر از 5 سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر خرم آباد در سال 1393 میباشد. روش گردآوری اطلاعات پرسشنامه تنظیم شده بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بوده است. اطلاعات جمعآوری شده توسط نرم افزار SPSS نسخه 20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: در این مطالعه میانگین و انحراف معیار سن مادران 37/5±98/28 سال، میانگین نمره عملکرد و خودکارآمدی مادران به ترتیب برابر 74/14±1/59 و 07/11±14/69 مشاهده شد. همچنین میانگین نمرات سایر سازههای مدل اعتقاد بهداشتی شامل حساسیت، شدت، منافع و موانع درک شده نیز بیش از حد متوسط مشاهده شد. بین خودکارآمدی و موانع درک شده همبستگی منفی و معنیدار (r=-0.256 ، P<0.01) و بین موانع درک شده و عملکرد نیز همبستگی منفی و معنیداری (r=-0.391، P<0.01) وجود داشت.
نتیجهگیری: با توجه به میزان میزان عملکرد مادران و سایر سازههای نگرشی مدل اعتقاد بهداشتی، پیشنهاد میشود تا برنامههای آموزشی بر مبنای این مدل به صورت مستقیم و غیر مستقیم در قالب بستههای آموزشی چند رسانهای به منظور ارتقاء رفتارهای پیشگیری کننده از سوانح و حوادث در کودکان صورت گیرد.
فرزاد ابراهیم زاده، ابراهیم حاجی زاده، عبدالکریم شادمهر، نسیم وهابی، عزت اله فاضلی مقدم، جواد ناصریان، مهدی صفری،
دوره 18، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال رشد قد و وزن یکی از مهمترین اختلالات سلامتی کودکان کمتر از 2 سال در کشورهای در حال توسعه است. بیتوجهی به این اختلال میتواند باعث بروز مشکلات جدی همچون افزایش مرگ و نیز انواع معلولیتها در کودکان شود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی عوامل موثر بر رشد قد و وزن کودکان کمتر از 2 سال است.
مواد و روشها: این مطالعه هم-گروهی تاریخی بر روی نمونهای مشتمل بر 2030 کودک زیر 2 سال شهر خرم آباد انجام گرفت که به روش نمونهگیری طبقهای و خوشهای انتخاب شدند. بر اساس پرونده خانوار، وزن و قد کودک به صورت یک متغیر کمی ثبت گردید و در نهایت با استفاده از یک مدل طولی حاشیهای و با در نظر گرفتن تابع ربط همانی و نرم افزار R مدل بندی شد.
یافتهها: بر اساس مدل حاشیهای، اثر متغیرهای سن کودک، جنسیت کودک و سطح تحصیلات مادر بر قد و وزن کودکان و اثر متغیر مرتبه تولد تنها بر قد کودکان کمتر از 2 سال معنیدار بود. با این وجود، متغیر وضعیت انحصاری با شیر مادر در شش ماهه نخست تولد ارتباط معنیداری با وزن و قد کودکان کمتر از 2 سال نداشت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج، توجه ویژه به پایش رشد فرزندان مادران کمسواد، به ویژه کودکان با جنسیت مونث و نیز دارای مرتبه تولد اول، از مهمترین رویکردهای مقابله با اختلال رشد در این جمعیت میباشد.
جمال سرایی، زهرا اسماعیلی، زهرا تجری، شادی خدایارنژاد، عارف نکوفر، مهدیه عباسعلیزاد فرهنگی،
دوره 18، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سوء تغذیه اثرات نامطلوبی بر رشد و نمو کودکان داشته و شیوع آن به ویژه بین کودکان بستری در بیمارستان بالاست. نظر به این که بررسی ناامنی غذایی در جوامع یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی وضعیت سوء تغذیه میباشد، از این رو هدف از مطالعه حاضر، تعیین شیوع ناامنی غذایی و عوامل اجتماعی، اقتصادی و تغذیهای موثر بر آن در کودکان بستری در بیمارستان کودکان تبریز میباشد.
مواد و روشها: این مطالعه مقطعی بر روی 236 کودک بستری در بیمارستان کودکان تبریز انجام گرفت. اطلاعات جمعیت شناختی شامل سن، وزن، قد، بعد خانوار ، رتبه تولد و در آمد خانوار از طریق مصاحبه حضوری با والدین کودک جمعآوری شد و وضعیت امنیت غذایی با استفاده از پرسشنامه امنیت غذایی خانوار بررسی شد. تحلیل آماری دادهها با استفاده از نرم افزارهایExcel 2007، Epi-info و IBM SPSS Statistics 21 صورت گرفت.
یافتهها: شیوع نا امنی غذایی در بین کودکان بستری در بیمارستان کودکان تبریز 9/44 درصد بود که 3/26 درصد دچار ناامنی غذایی متوسط و 6/18 درصد دچار ناامنی غذایی شدید بودند و شیوع آن در دختران بیش از پسران بود. از عوامل مهم تأثیرگذار بر ناامنی غذایی کودکان، درآمد پایین خانوار، سطح تحصیلات والدین، سکونت در روستا و بعد خانوار بود(05/0>p). شاخصهای تعیین وضعیت تغذیهای نیز در کودکان گروه ناامن غذایی کمتر از گروه امن بود، هر چند این اختلاف از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: در مطالعه حاضر، شیوع بالای ناامنی غذایی در کودکان بستری در بیمارستان گزارش شد که انجام مداخلات مناسب جهت کاهش شیوع آن ضروری به نظر میرسد.
سیده مهتاب نوابی، محبوبه خورسندی، نسرین روزبهانی، مهدی رنجبران،
دوره 18، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال رشد یکی از مشکلات شایع و مهم بهداشتی در دوران کودکی میباشد. هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه سازههای مدل اعتقاد بهداشتی با عملکرد مادران در پیشگیری از اختلال رشد کودکان یک تا پنج سال شهرستان شازند در سال 1393 بود.
مواد و روشها: در این پژوهش مقطعی-تحلیلی، 202 نفر از مادران دارای کودک یک تا پنج سال شهرستان شازند به صورت تصادفی انتخاب شدند. اطلاعات به وسیله پرسشنامه محقق ساخته که روایی و پایایی آن تایید گردید، به روش خود گزارش دهی جمعآوری شد. این پرسشنامه شامل مشخصات دموگرافیک مادر، ابعاد مدل اعتقاد بهداشتی و چک لیست عملکرد مادران بود. در نهایت، دادهها با استفاده نرم افزار SPSS نسخهی 20 و از طریق آزمونهای تی، کای مربع، همبستگی، آنووا و رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین سنی مادران مورد مطالعه 28/5±76/28 سال و میانگین سنی کودکان آنها 74/14±49/26 ماه بود. بیشترین میزان تحصیلات مادران(7/76 درصد) دیپلم بود. میانگین نمره عملکرد مادران 65/70 بود و در بین سازهها، خودکارآمدی بیشترین (8/69) و راهنمای عمل خارجی کمترین (91/38) نمره را داشتند. در تحلیل رگرسیونی به منظور پیشگویی رفتار با استفاده از سازههای مدل اعتقاد بهداشتی، متغیرهای خودکارآمدی، منافع درک شده و موانع درک شده به عنوان پیشگویی کننده رفتار تعیین شدند که در مجموع 10 درصد (101/0=R2) از تغییرات رفتار را پیشگویی نمودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه، در طراحی مداخلات آموزشی باید بر سازههای خود کار آمدی، منافع درک شده و موانع درک شده به عنوان مهمترین عوامل پیشبینی کننده رفتار مادران تاکید شود.
علی ناظمی، مهدیه السادات غفاری، محسن دالوندی،
دوره 19، شماره 1 - ( 1-1395 )
چکیده
زمینه و هدف: میلومننگوسل یکی از نقایص شایع مادرزادی در کودکان است. علاوه بر درمانهای معمول این بیماری و اختلالات آن، جراحی ترمیمی میلومننگوسل نیز در بسیاری از موارد انجام میشود. هدف از مطالعه حاضر، بررسی نقش جراحی ترمیمی میلومننگوسل در پیش آگهی کودکان مبتلا به میلومننگوسل بود.
مواد و روشها: این مطالعه مورد – شاهدی در سالهای 1380 تا 1392 بر روی 60 کودک مبتلا به میلومننگوسل در بخش جراحی مغز و اعصاب دو بیمارستان ولی عصر (عج) و امام خمینی (ره) شهرهای اراک و ایلام انجام گرفت. کودکان براساس قابل انجام بودن یا نبودن جراحی ترمیمی میلومننگوسل، به ترتیب در دو گروه 30 نفره قرار گرفتند. پیش آگهی بیماران با استفاده از میزان مرگ و میر و معیار رتبهبندی معلولیت و ناتوانی استارک و دراموند مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت، دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخهی 18 تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: درجات بالاتر معلولیت فیزیکی (003/p=0)، اختلالات سیستم ادراری(006/p=0)، اختلال وضعیت هوشی (001/p=0)، ناتوانی کلی (006/p=0) و میزان مرگ و میر، به شکل معنیداری در گروه کنترل نسبت به گروه مورد بیشتر بود و بین موارد مبتلا به هیدروسفالی نیازمند به درمان (3/p=0)، تفاوت معنیداری بین دو گروه وجود نداشت.
نتیجه گیری: براساس نتایج مطالعه حاضر، مرگ و میر، ناتوانی کلی و پیشآگهی کودکانی که تحت جراحی میلومننگوسل قرار نگرفتهاند، بدتر از کودکانی است که این جراحی در آنها انجام شده است. در نتیجه، عمل جراحی زود هنگام میلومننگوسل در کودکان مبتلا به علت تأثیر آن در بهبود پیشآگهی و کیفیت زندگی بیماران توصیه میشود.
مهتاب نوابی، محبوبه خورسندی، نسرین روزبهانی، مهدی رنجبران،
دوره 20، شماره 1 - ( 1-1396 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: اختلال رشد یکی از مشکلات شایع و مهم بهداشتی در دوران کودکی می باشد. پژوهش حاضربا هدف تعیین تأثیر آموزش بر رفتارهای پیشگیری کننده از اختلال رشد کودکان در مادران بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی صورت گرفت.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع مداخلهای است که در آن 100 نفر از مادران دارای کودک یک تا پنج سال شر کت داشتهاند(نمونهها به دو گروه مورد و شاهد، هر کدام 50 نفر، تقسیم شدند). نمونهگیری به صورت تصادفی ساده انجام گرفت. روش گردآوری اطلاعات، پرسشنامه محقق ساخته بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی و چک لیست عملکرد بود. سپس آموزش برای گروه مورد در طی یک ماه انجام شد و 3 ماه پس از آموزش، اطلاعات گردآوری گردید و با نرم افزارSPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شد. علاوه بر آزمونهای آمار توصیفی از آزمون مجذور کای، آزمون تی زوجی و آزمون تی مستقل استفاده شد.
یافتهها: میانگین سنی مورد و شاهد به ترتیب 51/5±98/29 و 30/5±35/28 سال بود. میانگین سن کودکان به ترتیب 14/13±31/23 و 01/14±55/27 ماه بود. قبل از مداخله آموزشی بین دوگروه اختلاف معنیدار نبود و میانگین نمره شاخصها در گروه مورد قبل از مداخله بدین صورت بود: آگاهی، 24/14±87/31؛ حساسیت، 86/5±23/64؛ شدت، 34/9±41/64؛ منافع، 79/6±75/61؛ موانع، 14/8±91/67؛ خود کارآمدی، 87/7±00/68؛ راهنمای عمل، 82/6±53/44 و عملکرد، 77/9±00/70. پس از آموزش، اختلاف معنیداری در همه متغیرهای ذکر شده بین دو گروه ایجاد شد.
نتیجهگیری: بر طبق نتایج، آموزش مبتنی بر مدل اعتقاد بهداشتی جهت ارتقاء رفتارهای پیشگیری کننده از اختلال رشد توصیه میگردد.
فهیمه امیدی، مصطفی نوکنی، آنیتا علاقمند،
دوره 22، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال بیشفعالی و نقص توجه یک اختلال روانپزشکی شایع در کودکان است و توجه به داروهایی که در این اختلال مورد استفاده قرار میگیرند حائز اهمیت است. این مطالعه اثربخشی ریتالین به تنهایی با ممانتین اضافه شده به ریتالین بر شدت علائم اختلال بیشفعالی و نقص توجه در کودکان را بررسی میکند.
مواد و روشها: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی میباشد. تعداد ۷۶ بیمار دارای ملاکهای تشخیصی اختلال بیشفعالی و نقص توجه از کودکان ۷ تا 12 سال از طریق مصاحبه تشخیصی بر اساس DSM-V در دو گروه کنترل و آزمایش انتخاب شدند. ابتدا هر دو گروه پرسشنامه ارزیابی شدت علایم کانرز والدین را تکمیل کرده، سپس برای بیماران گروه کنترل ریتالین و برای گروه آزمایش همراه با ریتالین داروی ممانتین برای یک ماه تجویز شد. سپس دو گروه مجدداً پرسشنامه را تکمیل کرده و از نظر اثربخشی داروها مقایسه شدند.
ملاحظات اخلاقی: این تحقیق در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک با کد 139510 تصویب گردید و در مرکز ثبت کارآزمایی بالینی با کد IRCT2016080829268N1 به ثبت رسید.
یافتهها: در مقایسه دو گروه بعد از مصرف داروها با توجه به مقدار p این آزمون که برابر با 324/0 و بیشتر از 05/0 است تفاوت معنیداری مشاهده نشد، ولی مقیاس شدت علایم در هر گروه، قبل و بعد از مصرف داروها تفاوت معنیداری داشت.
نتیجه گیری: علیرغم آنکه شدت علایم بیشفعالی کاهش یافت، تفاوت معنیداری بین دو گروه مشاهده نشد و ممانتین اضافه شده به ریتالین در مقایسه با ریتالین اثر ویژهای بر روی کاهش شدت علایم نداشت. میتوان نتیجه گرفت که احتمالاً ریتالین اثر بارزی در کاهش علایم داشته است.
تورج سپهوند،
دوره 22، شماره 2 - ( 3-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: افسردگی و اضطراب اجتماعی اختلالات شایعی در کودکان هستند که با آسیبشناسی شناختی والدین مرتبط میباشند. پژوهش حاضر با هدف مقایسه افسردگی و اضطراب اجتماعی کودکان دبستانی مادران با سطح انعطافپذیری شناختی بالا و پایین انجام شده است.
مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه با طرح علی- مقایسهای بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشآموزان پایه چهارم تا ششم مقطع ابتدایی شهر اراک (و مادران آنها) در سال 96-1395 بودند. به منظور انتخاب نمونه، از روش نمونهگیری در دسترس استفاده شد. بدینترتیب، بر مبنای نمرات مادران در پرسشنامه انعطافپذیری شناختی، دو گروه از مادران با انعطافپذیری شناختی سطح بالا و پایین انتخاب و نمرات کودکان آنها که به پرسشنامههای افسردگی کودکان و اضطراب اجتماعی کودکان و نوجوانان پاسخ داده بودند، با استفاده از تحلیل واریانس چندمتغیره مورد مقایسه قرار گرفت.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1397.298 در دانشگاه علوم پزشکی اراک به تصویب رسیده است.
یافتهها: نتایج حاصل تفاوت معناداری در ترکیب خطی متغیرهای وابسته در دو گروه مورد بررسی نشان داد (892/0 =لامبدا ویلکز، 474/14 =97،2F، 000/0 =p). آزمونهای تکمتغیره تحلیل واریانس نیز نشان داد که کودکان دارای مادران با انعطافپذیری شناختی پایین دارای افسردگی و اضطراب اجتماعی بیشتری نسبت به کودکان دارای مادران با انعطافپذیری شناختی بالا هستند.
نتیجهگیری: بهطور کلی، انعطافپذیری شناختی مادران احتمالا به واسطه توانایی کنترلپذیر دانستن موقعیتهای دشوار، درک تبیینهای جایگزین برای رفتارهای انسان و ایجاد راهحلهای جایگزین برای موقعیتهای دشوار پاسخدهی به کودکان با افسردگی و اضطراب اجتماعی آنها مرتبط است. بنابراین، مادران نیازمند آموزش و اصلاح بیشتری در توانایی انعطافپذیری شناختی خود جهت بهبود بیشتر در افسردگی و اضطراب اجتماعی کودکان هستند.
عزیز اقبالی، حسن طاهراحمدی، شهلا ذبیح زاده، مرتضی موسوی حسن زاده،
دوره 22، شماره 3 - ( 5-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دومین علت مرگومیر کودکان زیر 14 سال محسوب میشود. هدف از این مطالعه بررسی اپیدمیولوژی و عوامل مستعدکننده سرطانهای کودکان میباشد.
مواد و روشها: در یک مطالعهی مشاهدهای-توصیفی 82 کودک مراجعهکننده به بخش انکولوژی بیمارستان امیرکبیر شهر اراک بین سالهای 1390 تا 1395 بررسی شدند. اطلاعات مربوط به سن، جنس، نوع بدخیمی و عوامل مستعدکننده بهصورت مصاحبه حضوری و یا از پرونده بیماران استخراج و در چک لیست وارد شده و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.2.46.87 به تصویب کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک رسیده است.
یافتهها: 1/56 درصد بیماران در دامنه سنی صفر تا 5 سال، 1/74 درصد ساکن شهر و 2/90 درصد آنها زنده، 99 درصد تک قلو، 7/92 درصد ترم، 3/46 درصد آنان فرزند اول و 9/87 درصد وزن هنگام تولد بیش از 2500 داشتند. رابطه معنیداری بین روش زایمان و مشکلات زایمانی، جنس بیماران و عوامل محیطی (همچون مصرف مواد کنسروشده، سوسیس و کالباس، استفاده از حشرهکشها، مصرف دارو هنگام بارداری و میزان ابتلا به بیماریهای عفونی) با ابتلا به سرطان وجود نداشت، اما بین افزایش سن پدر و مادر و بالا بودن سطح
اقتصادی–اجتماعی با ریسک ابتلا به سرطان ارتباط مستقیم دیده شد.
نتیجهگیری: ریسک ابتلا به سرطانهای اطفال در استان مرکزی بیشتر در ارتباط با عوامل ژنتیکی میباشد و عوامل محیطی ایجادکننده سرطانهای اطفال در این مطالعه کمتر دخیل است.
یلدا میرمعینی، حمید سرلک، شیما نورمحمدی، افروز نخستین، زهره سلیمی،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: پذیرش والدین یک اصل مهم در انتخاب روش کنترل رفتاری مناسب در درمان دندانپزشکی کودکان است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر روشهای مختلف آگاهیبخشی بر پذیرش والدین در خصوص روشهای کنترل رفتاری مورد استفاده در دندانپزشکی کودکان بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه نیمه تجربی، 162 نفر از والدین کودکان 7-3 ساله غیرهمکار کاندید درمان دندانپزشکی وارد مطالعه شده و با نمونهگیری تصادفی ساده به 3 گروه تقسیم شدند؛ سپس پذیرش آنها در خصوص 6 تکنیک کنترل رفتاری شامل بیهوشی عمومی، کنترل صدا، جدایی والدین، قرار دادن دست روی دهان کودک، محدودیت فیزیکی فعال و غیرفعال با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. پس از تعیین میزان پذیرش، آگاهیبخشی والدین در مورد روشهای کنترل رفتاری کودکان با استفاده از 3 روش مختلف شامل روشهای کتبی، شفاهی و نمایش فیلم انجام شد و درنهایت پذیرش آنها نسبت به هر تکنیک و دلایل عدم پذیرش آنها مجدداً ارزیابی شد. نتایج پرسشنامهها نیز با استفاده از آزمونهای آماری ANOVA و t-test و نرمافزار SPSS23 آنالیز شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1398.102 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک به ثبت رسیده است.
یافته ها: روشهای آگاهیبخشی به طور معناداری موجب افزایش پذیرش والدین نسبت به روشهای کنترل رفتاری کودکان شد. طبق نتایج حاصل از این مطالعه، تأثیر نمایش فیلم در بیهوشی عمومی به طور معناداری کمتر از سایر روشها بود (P<0.05)؛ درحالیکه در روش محدودسازی فعال، تأثیر نمایش فیلم بیشتر از سایر روشها بود (P<0.05) و در سایر روشهای کنترل رفتاری، تفاوت آماری معناداری بین تأثیر روشهای آگاهیبخشی مختلف مشاهده نشد.
نتیجه گیری: آگاهیبخشی به والدین به طور چشمگیری، پذیرش روشهای کنترل رفتاری را افزایش می دهد. آگاهیبخشی به کمک فیلم در روش کنترل رفتاری محدودسازی فیزیکی، مؤثرترین روش در افزایش پذیرش والدین است، درحالیکه به نظر میرسد در روش کنترل رفتاری بیهوشی عمومی، سایر روش های آگاهیبخشی مؤثرتر هستند.
مژگان هاشمیه،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: در دسامبر 2019 در شهر ووهان چین برای اولینبار ویروس کرونای جدید شناسایی شد و سپس با سرعت زیادی در سراسر جهان انتشار یافت، به طوری که سازمان بهداشت جهانی این بیماری را به عنوان پاندمی گزارش داد. در این مقاله مروری به ذکر یافتههای اپیدمیولوژیک، روشهای انتقال، تظاهرات بالینی، علائم رادیولوژیک، پیشآگهی و درمان کووید 19 در کودکان و همچنین ذکر تفاوتهای ابتلا به این ویروس در بین اطفال و بزرگسالان پرداخته شد.
مواد و روش ها: جستوجو در مدلاین با استفاده ازکلمات کلیدی «کووید 19»، «کرونا»، «کودکان» و «پاندمی» انجام شد.
ملاحظات اخلاقی: تمامی اصول اخلاقی این مطالعه مقاله بر اساس رهنمودهای کمیته اخلاق ملی و مقررات COPE رعایت شده است.
یافته ها: بیشتر دادههایی که در رابطه با این ویروس وجود دارند، مربوط به سیر این بیماری در بالغین هستند و اطلاعات راجع به کودکان محدود است. در حال حاضر اکثر یافتهها حکایت از این نکته دارند که سیر این بیماری در کودکان ملایمتر بوده و عفونت ناشی از این ویروس در اطفال از پیشآگهی بهتری برخوردار است. همچنین با توجه به علائم بالینی خفیف در کودکان، بسیاری از آنان در مراحل اولیه این عفونت تشخیص داده نمیشوند. هماکنون با افزایش تعداد مبتلایان در سراسر جهان مسلماً شیوع این بیماری در کودکان نیز رو به تزاید است.
نتیجه گیری: کووید 19 در کودکان دارای علائم بالینی خفیفتر و همچنین پیشآگهی مطلوبتری است. تا به امروز واکسن ضد این ویروس و درمان اختصاصی آنتیویرال برای این ویروس ابداع نشده است، بنابراین پیشگیری بهترین راهکار است.
صدیقه صفائیان تیتکانلو، تکتم مالکی شاه محمود، زهرا قیومی انارکی، فاطمه حارث آبادی، مجید حدادی اول، محدثه سلطانی، محسن رجعتی حقی،
دوره 23، شماره 6 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: مهارتهای آگاهی واجشناختی به عنوان جزئی از مهارتهای پردازش واجی میتوانند پیشبینیکننده میزان موفقیت در اکتساب مهارتهای نوشتاری و خواندن باشند. آگاهی واجشناختی یکی از حوزههای دارای مشکل در کودکان دروندادی شدید و عمیق است که کمتر در این کودکان مورد پژوهش قرار گرفته است؛ بنابراین هدف از این مطالعه، بررسی این مهارتها در کودکان کاشت حلزون شده و مقایسه با همتایان طبیعی آنها بود.
مواد و روش ها: جمعیت مورد مطالعه این تحقیق شامل 25 کودک کاشت حلزون شده و 25 کودک طبیعی در محدوده سنی چهار تا شش سال و تکزبانه (فارسیزبان) بود. کودکان کاشت حلزون شده به روش نمونهگیری در دسترس از مرکز توانبخشی نغمه مشهد و کودکان طبیعی نیز از مهد کودکهای شهر مشهد انتخاب شدند. پس از انتخاب آزمودنیها، آزمون آگاهی واجشناختی روی هر کودک اجرا شد. سپس میانگین نمرات مربوط به هریک از خردهآزمونها در دو گروه طبیعی و کاشت حلزون شده محاسبه شد و با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 21 و آزمون آماری منویتنی مورد مقایسه قرار گرفت.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.MUMS.REC.1396.263 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علومپزشکی مشهد به ثبت رسیده است.
یافته ها: میانگین امتیازات کودکان کاشت حلزون شده در تمام خردهآزمونهای آگاهی واجشناختی از کودکان طبیعی به طور معنیداری پایینتر بود (P<0/05).
نتیجه گیری: کودکان گروه کاشت حلزون شده، عملکرد ضعیفتری در مهارتهای آگاهی واجشناختی نسبت به کودکان طبیعی داشتند. به نظر میرسد ضعف کودکان کاشت حلزون در مهارتهای آگاهی واجی با محرومیت شنیداری قبل از کاشت حلزون در ارتباط باشد که تسریع در انجام عمل در سنین پایین و اجرای یک برنامه توانبخشی کارآمد را میطلبد.
علی اصغر قلعه نوئی، حسین انصاری، ابوالفضل پاینده، عزیزاله اربابی سرجو، غلامرضا سلیمانی، علی مشکینیان،
دوره 24، شماره 3 - ( 5-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: عوامل ژنتیکی و محیطی جزو فاکتورهای شناختهشده برای ایجاد اگزمای دوران کودکی است. هدف ما ارزیابی عوامل محیطی مرتبط با شیوع اگزما در دانشآموزان زاهدانی با استفاده از پرسشنامه ایساک بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی 1600 نفر از دانشآموزان مقطع ابتدایی دختر و پسر با روش نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای انتخاب و بررسی شدند. دادهها با استفاده از پرسشنامه بینالمللی ISAAC شامل سؤالات جمعیتشناختی و عوامل خطر از طریق مصاحبه در حضور والدین بهویژه مادر دانشآموز جمعآوری شدند. دادهها در نرمافزار SPSS نسخه 19 با استفاده از آزمون مجذورکای و رگرسیون لوجستیک چندگانه تجزیه و تحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.ZAUMS.REC.1397.481 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به ثبت رسید.
یافته ها: شیوع اگزمای فعلی (11/9-8/9=95CI%) 10/4 درصد بود. 82/8 درصد از دانشآموزان با اگزما فعلی، مبتلا به آسم و 74/5 درصد مبتلا به رینیت بودند. در مدل نهایی رگرسیون لوجستیک متغیرهای سابقه آلرژی در اعضای خانواده (OR:2/35 , %95CI=1/3-53/59)، خروپف پدر (OR:3/00 , %95CI=1/4-98/55)، نگهداری هر نوع حیوان در منزل (OR:1/60 , %95CI=1/2-002/58)، بعد خانوار (OR:0/85 , %95CI=0/68-0/95) و قرار گرفتن در معرض دود دخانیات در منزل( OR:2/84 , %95CI=1/6-18/81) رابطه معنیداری را با اگزمای دانشآموزان نشان دادند.
نتیجه گیری: قرار گرفتن در معرض دود دخانیات در منزل و نگهداری هر نوع حیوان از عوامل مؤثر در شیوع اگزما در کودکان بوده و با حذف آن میتوان شیوع این بیماری را کاهش داد. با این حال، مادران مهمترین نقش را در غربالگری و تشخیص به موقع اگزما در کودکان مدرسه از نظر عوامل تعیینکننده در این مطالعه داشتند. با توجه به نتایج این مطالعه، پیشنهاد میشود که با آموزش والدین بهویژه مادران، بر توجه به این عوامل مطلوب تأکید شود.
منیژه زارعی محمودآبادی، طلیعه ظریفیان، رباب تیموری،
دوره 24، شماره 4 - ( 7-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: یکی از معیارهای رشد گفتار، کسب مهارت در تولید جمله است. با افزایش سن و تکامل کودکان شاهد ظهور جملات مرکب در گفتار هستیم. درمان بالینی اختلالات زبانی در ایران، بیشتر بر اساس تجارب درمانگران یا مطابق با هنجارهای زبان انگلیسی است و نیازمند بررسی چگونگی رشد طول گفته و جملات مرکب در زبان فارسی هستیم. این مطالعه با هدف گزارش رشد جملات مرکب و طول گفته کودک فارسی زبان از 15 تا 34 ماهگی انجام شد.
مواد و روش ها: در این مطالعه طولی گزارش موردی، بر اساس مدل توصیفی تکاملی میانگین طول گفته و ظهور جملات ساده و مرکب یک دختر فارسی زبان از 15 تا 34 ماهگی در بافت مکالمات روزمره نمونهگیری و توصیف شد. جهت تحلیل دادهها از نرمافزار R نسخه 4.0.2 استفاده شد. همبستگی سن با متغیرهای زبانی از طریق ضریب همبستگی پیرسون ارزیابی شد.
ملاحظات اخلاقی: در این مطالعه ملاحظات اخلاقی لحاظ شده است.
یافته ها: کودک در سن 21 ماه و 13 روز، اولین جمله ساده دو کلمهای خود را بیان کرد و در سن 26 ماه و 29 روز، ازجمله مرکب چهار کلمهای استفاده کرد. با ظهور جملات مرکب، افزایش میانگین طول گفته سرعت قابلتوجهی به خود گرفته و در فاصله زمانی چند روز شاهد اضافه شدن یک واحد به طول جمله (کلمه) هستیم. ارتباط معناداری بین میانگین طول گفته و سن (P=0/001, r=0/925)، میانگین طول جمله و تعداد کلمات کودک فارسی (P=0/002, r=0/910) و تعداد کلمات خزانه واژگان و سن (P<0/001, r=0/928) مشاهده شد.
نتیجه گیری: اگرچه چندین مطالعه طولی در مورد پیشرفت تعداد کلمات خزانه واژگان کودک و طول جمله و طول گفته در زبانهای دیگر انجام شده است، اما این نوع مطالعات در زبان فارسی کم هستند. انجام این نوع مطالعات برای مقایسههای بین زبانی و مطالعه همگانیهای زبانی و ویژگیهای زبان ویژه مهم است. با افزایش سن، شاهد افزایش تعداد کلمات خزانه واژگان کودک ظهور جملات مرکب و افزایش میاانگین طول گفته هستیم. در سن 27 ماهگی تا 28 ماهگی با ظهور جملات مرکب تحول شگرفی در تکامل زبان بیانی مشاهده میشود. به نظر میرسد با در گذر زمان، شاهد ظهور جملات مرکب در برونداد زبانی هستیم که این موضوع در افزایش طول گفته نیز نقش بسزایی دارد و میتوان در ارزیابیهای بالینی زبان به آن توجه داشت.
دکتر بنفشه قاهری، دکتر شهزاد طهماسبی بروجنی، دکتر مهدی شهبازی، دکتر احمدرضا عرشی،
دوره 24، شماره 6 - ( 11-1400 )
چکیده
زمینه و هدف: ارزیابی تغییرپذیری از جمله راهکارهایی است که میتواند به بررسی فرآیندهای منجر به مشکلات هماهنگی حرکتی کمک نماید. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی هماهنگی حرکتی و تغییرپذیری آن در کودکان با اختلال هماهنگی رشدی (DCD) بود. همچنین تقارن تغییرپذیری هماهنگی در این کودکان و نیز رابطه بین مهارتهای حرکتی با میزان تغییرپذیری مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روشها: پس از ارزیابی مهارتهای حرکتی کودکان 10-7 سال با استفاده از مجموعه آزمون ارزیابی حرکت کودکان، 15 کودک DCD و 20 کودک غیر DCD یک تکلیف هماهنگی دست و پای مخالف را اجرا کردند. حرکات با استفاده از سیستم آنالیز حرکت ثبت و ارزیابی هماهنگی حرکتی و تغییرپذیری به ترتیب با محاسبه فاز نسبی پیوسته و انحراف معیار آن صورت گرفت.
ملاحظات اخلاقی: مطالعه حاضر با کد IR.UT.SPORT.REC.1396030در کمیته اخلاق پژوهش دانشکده تربیتبدنی و علوم ورزشی دانشگاه تهران تصویب شده است.
یافتهها: کودکان DCD به طور معنادار تغییرپذیری بیشتری نشان دادند. اگرچه این تفاوت در اجرای تکلیف هماهنگی مشاهده نشد. به علاوه، در تغییرپذیری هماهنگی حرکتی کودکان DCD عدم تقارن مشاهده شد. در نهایت، تغییرپذیری بیشتر با نمره کمتر در مهارتهای حرکتی شرکتکنندگان همراه بود.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر لزوم به کارگیری اندازهگیریهای مرتبط با فرآیندهای زیربنایی هماهنگی حرکت از جمله تغییرپذیری را نشان میدهد که شناخت جامعتری از الگوهای حرکتی کودکان DCD و استراتژیهای مورد استفاده آنها در تولید و اجرای حرکت به دست میدهد.
اعظم ناظمی هرندی، شادی جزایری، هایده صابری،
دوره 25، شماره 2 - ( 3-1401 )
چکیده
زمینه و هدف مشکلات هیجانیاجتماعی کودکان با شاخصهای اصلی بزهکاری در نوجوانان، خشونت در بزرگسالان و اختلالات اضطرابی همراه است. این پژوهش با هدف بررسی نقش استرس والدین و حمایت اجتماعی ادراکشده در پیشبینی مشکلات هیجانیاجتماعی کودکان انجام شد.
مواد و روش ها پژوهش حاضر، کاربردی و از نوع توصیفیهمبستگی است. جامعه آماری در این پژوهش شامل همه والدین (به همراه کودکان) مراجعهکننده به مراکز بهداشتی و درمانی شهر پردیس تهران در سال 1399 دارای فرزند زیر 5 سال بود که از بین آنها با روش نمونهگیری در دسترس 230 نفر انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامه استرس والدین (آبدین، 1990)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (زیمت و همکاران، 1988) و پرسشنامه مشکلات هیجانیاجتماعی راتر و همکاران (1975) بود. برای تحلیل دادهها از رگرسیون چندگانه همزمان استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی این مقاله در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران با کد 99527 تصویب و تأیید شد.
یافته ها از بین آزمودنیها، 42/6 درصد را زنان شاغل و 57/4 درصد را زنان خانهدار تشکیل دادند. میانگین سنی زنان 12/5±28/42 بود. نتایج نشان داد مؤلفههای استرس والدینی و حمایت اجتماعی سهم معناداری در پیشبینی مشکلات هیجانیاجتماعی کودکان داشتند، به طوری که به ترتیب 44/7 درصد و 8/9 درصد از واریانس مشکلات هیجانیاجتماعی کودکان توسط استرس والدینی و حمایت اجتماعی تبیین شد.
نتیجه گیری نتایج این تحقیق نشاندهنده آن است که مؤلفههای استرس والدینی و منبع حمایتی دوستان میتواند در پیشبینی مشکلات هیجانیاجتماعی مؤثر باشد.