30 نتیجه برای عروق
نوید رضا مشایخی، سعید صدرنیا ، علی چهریی، جواد جواهری، مجتبی احمدلو،
دوره 16، شماره 6 - ( 6-1392 )
چکیده
مقدمه: امروزه ریسک ابتلا به حوادث عروق کرونر با اندازه گیری میزان کلسترول وتری گلیسیرید تخمین زده می شود. مطالعه حاضر سعی دارد با اندازه گیری میزان اپولیپوپروتِئین آ_ یک و ب و بررسی ارتباط انها باشدت بیماری عروق کرونر معیارهای بهتری از اندازه گیری کلسترول وتری گلیسیرید برای کشف بیماران در معرض ابتلا به بیماریهای عروق کرونر را پیدا کند.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که روی بیماران بخش آنژیوگرافی قلب بیمارستان امیرالمومنین اراک انجام شده است . سطح سرمی لیپوپروتئین آ_ یک، لیپوپروتئین ب ، کلسترول، تری گلیسیرید، VLDL, HDL,LDL و قند خون ناشتا اندازه گیری شد. نتایج آنژیوگرافی توسط دو متخصص قلب به طور جداگانه تفسیر شد . میزان گرفتاری بیماری عروق کرونر توسط معیار شدت گرفتگی جنسینی (Gensini Score) تعیین شد . اطلاعات با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.
یافته ها: بین معیار جنسینی و سطح آپو-ب ( ApoB ) همبستگی آماری معنا داری وجود داشت (047/0 p= و 127/0 r = ). از بین متغیرهای مختلف وارد شده به مدل رگرسیون لجستیک تنها متغیرهای آپو- ب و جنسیت به عنوان متغیرهای پیش گویی کننده معنی دار بودند(002/0p= ، 001/0p=). در مقایسه با آنژیوگرافی ،تحلیل ROC نشان داد سطح آپو-ب می تواند تست آزمایشگاهی مفیدی در تشخیص بیماری عروق کرونر باشد (023/0p=).
نتیجه گیری: به نظر می رسد اندازه گیری آپو-ب علاوه بر تست های معمول لیپیدهای پلاسما در افراد در معرض خطر بروز بیماری عروق کرونر مفید بوده و می تواند به عنوان یک ریسک فاکتور مستقل در ابتلا به بیماری عروق کرونر در نظر گرفته شود
داوود کاظمی صالح، زهرا جوزانی ، امید آثار، ایمان لطفیان،
دوره 16، شماره 10 - ( 10-1392 )
چکیده
زمینه وهدف: حوادث قلبی ناشی از بیماری عروق کرونر شایعترین علت مرگ و میر در دنیا میباشد. ازطرفی کمبود ویتامین D به عنوان یکی از عوامل موثر در بروز این بیماری مشخص شده است. با توجه به شیوع بالای کمبود این ویتامین در ایران در این مطالعه به بررسی میزان شیوع کمبود ویتامین D در بیماران تحت آنژیوپلاستی، تاثیر جنسیت در این مورد و رابطه آن با شدت بیماری عروق کرونری میپردازیم.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی سطح سرمی 3(OH)D25 در 149 بیمار تحت آنژیوپلاستی طی خرداد تا شهریور 1391 بیمارستان بقیه الله(عج) اندازهگیری شد. بیماران مبتلا به نارسایی کلیوی(Cr>2 میلیگرم بر دسیلیتر)، بیماری کبدی تحت درمان با گلوکوکورتیکوئید یا داروهای ضد صرع از مطالعه حذف شدند. تجزیه و تحلیل آماری دادهها با نرم افزارSPSS نسخه 21 انجام شد. آزمونهای کای اسکوئر و تی تست استفاده گردید و سطح معنی داری نیز کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها: شیوع کمبود ویتامینD در بیماران 2/77 درصد بود(86 درصد مذکر و 5/62 درصد مونث) (0005/0p=). شدت کمبود ویتامینD با تعداد رگ درگیر در جنس مذکر رابطه داشت(046/0p=). در بیمارانی که مورد آنژیوپلاستی کرونر راست قرار گرفته بودند، کمبود ویتامینD با طول استنت ارتباط داشت(041/0p=).
نتیجهگیری: الگوی تاثیر کمبود ویتامین D در مردان و زنان متفاوت به نظر میرسد. انجام تحقیقات تکمیلی در این زمینه کمک کننده خواهد بود.
علی اکبر ویسی رایگانی، مهناز احمدی، منصور رضایی، بهزاد حیدر پور، پروین تقی زاده،
دوره 16، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای عروق کرونر از شایع ترین بیماریهای قلبی هستند که با وجود موثر بودن روش های طبی فعلی در درمان ، ممکن است بسیاری از مبتلایان نیاز به بازسازی عروقی پیدا کنند. از سویی دیگر اضطراب پیامد مشترک تمام اعمال جراحی است . اضطراب در عمل جراحی پیوند عروق کرونر باعث افزایش میزان سوخت و ساز ، کاهش ایمنی بدن ، افزایش فعالیت دستگاه قلب و عروق و گوارش می گردد. مطالعه اخیر با هدف بررسی تاثیر ماساژ بازتابی پا بر میزان اضطراب آشکار بیماران پس از عمل جراحی پیوند عروق کرونر در بیمارستان امام علی (ع) کرمانشاه انجام شده است.
مواد و روش ها: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی است. 88 بیمار به شکل تخصیص تصادفی در دو گروه ازمون و شاهد قرار گرفتند. در گروه آزمون زیر انگشت شست پای راست بیمار به مدت ده دقیقه یک بار در روز در روزهای سوم و چهارم پس از عمل جراحی پیوند عروق کرونر ماساژ داده شد ، در گروه کنترل هیچ گونه اقدامی صورت نگرفت و فقط در زمان های مذکور اضطراب آشکار بیماران با استفاده از پرسشنامه استاندارد اشپیل برگر اندازه گیری شد.
یافته ها: میزان اضطراب آشکار بیماران در گروه مداخله در مقایسه با گروه شاهد کاهش معنادار آماری را در اولین روز مداخله نشان داد، ولی در گروه کنترل تفاوتی دیده نشد.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان می دهد که ماساژ بازتابی کف پا یک مداخله پرستاری موثر و ساده بوده که عوارض و خطرات کمی دارد که می توان از آن در جهت کاهش اضطراب بیماران در مراکز بهداشتی – درمانی استفاده نمود.
مرتضی صادقی، زهره حجتی، کامران قاعدی،
دوره 17، شماره 8 - ( 8-1393 )
چکیده
زمینه و هدف: فاکتور رشد اندوتلیال عروقی یکی از مهمترین تنظیم کنندههای رگزائی است که ارتباط بین افزایش بیان این فاکتور رشد و پیشروی تومور در چندین سرطان گزارش شده است. هدف این مطالعه بررسی میزان بیان چهار ایزوفرم فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در تومور سرطان پستان است.
مواد و روشها: در این مطالعه 25 نمونه تومور سرطان پستان و 25 نمونه بافت سالم مورد استفاده قرار گرفت، از هر نمونه mRNA استخراج شد و سپس cDNA آن ساخته شد. میزان بیان چهار ایزوفرم: 121 , VEGF165, VEGF 183 VEGF و 189 VEGF توسط qRT-PCR و ژل الکتروفورز اندازهگیری شد.
یافتهها: از بین 4 ایزوفرم 165VEGF و 121 VEGF بیشترین و 183 VEGF و 189 VEGF کمترین بیان را در کل نمونهها داشتند. میزان بیان کلی VEGF در نمونههای توموری نسبت به نمونههای کنترل افزایش معنیداری داشت (6/4 برابر، 01/0p<).
نتیجهگیری: ارتباط بسیار معنیداری بین افزایش بیان فاکتور رشد اندوتلیال عروقی و ایجاد تومور سرطان پستان وجود دارد که احتمالا میتوان در آینده از آن به عنوان مارکر تشخیص زود هنگام سرطان پستان استفاده کرد.
نیلوفر داداش پور، اسماعیل مشیری، علیرضا کمالی، علیرضا رستمی، مجید گلستانی عراقی،
دوره 18، شماره 3 - ( 3-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: فیبریلاسیون دهلیزی شایعترین عارضه پس از جراحی بای پس عروق کرونری است و تصریح شده است که باعث افزایش موربیدیتی و مورتالیتی پس از عمل بای پس عروق کرونری میشود و نیز طول مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه و بیمارستان را افزایش میدهد. هدف از این مطالعه بررسی اثر پروفیلاکتیک آمیو دارون در کاهش بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونری میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه کار آزمایی بالینی، 204 بیمار کاندید جراحی بای پس عروق کرونری انتخابی بر اساس معیارهای ورود و خروج وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. بیماران گروه مورد، قبل از بیهوشی داروی آمیودارون را با دوز 300 میلیگرم به صورت داخل وریدی دریافت کردند و گروه شاهد نیز نرمال سالین دریافت نمود. 24 ساعت پس از جراحی بای پس عروق کرونری، میزان بروز فیبریلاسیون دهلیزی در دو گروه ثبت گردید.
یافتهها: میزان فراوانی فیبریلاسیون دهلیزی پس از بای پس عروق کرونری در گروه مورد برابر 16 نفر و در گروه شاهد 35 نفر بود. مقایسه فراوانی فیبریلاسیون دهلیزی بین دو گروه که با استفاده از آنالیز مجذور کای صورت گرفت، نشان دهنده اختلاف معنیداری بود(p=0.037) و بروز فیبریلاسیون دهلیزی به طور معنیداری در گروه آمیودارون کمتر بود.
نتیجهگیری: در مجموع، آمیودارون توانست به طور قابل توجهی از بروز فیبریلاسیون دهلیزی پس از جراحی بای پس عروق کرونری جلوگیری کند. در مطالعه حاضر بیماران این دارو را تنها در 24 ساعت اول پس از دارو دریافت نمودند و این در حالی است که در برخی از مطالعات این دارو حتی تا 14 روز نیز برای بیماران تجویز شده است.
محمدرضا کردی، امین نکویی، احد شفیعی، وحید حدیدی،
دوره 18، شماره 8 - ( 8-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: از جمله سازگاریهای مهمی که همراه با ورزش رخ میدهد، افزایش چگالی مویرگی یا رگزایی است. عامل رشد آندوتلیال عروقی، یک نقش میتوژنیک برای سلولهای آندوتلیال دارد و واسطه مهمی در فرآیند رگزایی به شمار میرود. هدف از تحقیق حاضر، مقایسه تاثیر دو نوع تمرین استقامتی بر میزان بیان ژن عامل رشد آندوتلیال عروقی در رتهای نر سالم بود.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی- آزمایشگاهی، 18 سر رت نر نژاد ویستار در سن هشت هفتگی با میانگین وزن 77/9±5/210 گرم انتخاب شدند و به صورت تصادفی به سه گروه کنترل(6=n)، گروه ET(6=n) و گروه HIIT(6=n) تقسیم شدند. تمرین تداومی هوازی پنج روز در هفته و در مجموع به مدت هشت هفته شامل 30 دقیقه با شدت 70 تا 75 درصد VO2max و تمرین تناوبی شدید شامل سه تناوب به مدت چهار دقیقه با شدت 90 تا 100 درصد VO2max و دو دقیقه با شدت 50 تا 60 درصد VO2max بود. سنجش بیان ژن عامل رشد آندوتلیال عروقی با تکنیک واکنش زنجیرهای پلی مراز زمان - واقعی انجام گرفت. برای تعیین معنیدار بودن متغیرها بین گروههای تحقیق، از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که سطح بیان ژن عامل رشد آندوتلیال عروقی در گروه تمرین هوازی تداومی و تناوبی شدید نسبت به گروه کنترل افزایش داشته است که این افزایش از لحاظ آماری معنیدار بود(006/0p= ، 243/7F= ). تغییرات در دو گروه تمرینات هوازی تداومی و تناوبی شدید نسبت به یکدیگر معنیدار نبوده است.
نتیجهگیری: براساس یافتههای این تحقیق، افزایش سطح بیان ژن عامل رشد آندوتلیال عروقی در هر دو گروه تمرین احتمالاً باعث عملکرد پروآنژیوژنزی سلولهای اندوتلیال میشود و افزایش VO2max رتها در پی هشت هفته میتواند ناشی از افزایش فرآیند رگزایی باشد. تمرین تناوبی شدید ممکن است باعث سازگاریهای سریعتری نسبت به تمرینات تداومی هوازی در بدن موجود زنده شود.
علیرضا رستمی، مهرزاد شریفی، علیرضا کمالی، معصومه کلانتری،
دوره 18، شماره 10 - ( 10-1394 )
چکیده
زمینه و هدف: خون رسانی مجدد میوکارد به دنبال ایسکمی، میتواند پیامد بالینی جراحی قلب را مختل کند و مرگ و میر، طول مدت بستری و هزینهها را افزایش دهد. متعاقب این عارضه، افزایش رادیکالهای آزاد اکسیژن منجر به پراکسیداسیون چربی و اکسیداسیون گروه سولفیدریل میشود. پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آنتی اکسیدانی اناستیل سیستئین و ویتامین سی بر نتایج جراحی پیوند عروق کرونر به روش استفاده از پمپ اجرا شده است.
مواد و روشها: در این کارآزمایی بالینی، بیماران کاندید عمل بای پاس عروق کرونر در 4 گروه شامل دریافت کننده ویتامین سی، اناستیل سیستئین، ترکیب ویتامین سی و اناستیل سیستئین و داروهای معمول CABG بررسی شدند. حجم نمونه در هر گروه 50 نفر بود. اطلاعات بیماران در چک لیست مربوطه ثبت شد و دادهها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: میانگین زمان پمپ، مدت بستری در بخش مراقبتهای ویژه و بیمارستان، توزیع سطح سرمی مثبت تروپونین، بروز آریتمی و نیاز به جراحی مجدد از اختلاف معنیداری بین گروهها برخوردار بودند. توزیع فراوانی جنسیت، میانگین زمان کراس کلامپ، سطح سرمی کراتینین قبل و بعد از جراحی، نیاز به داروی اینوتروپ و سطح دوز مورد نیاز آن اختلاف معنیداری را بین گروهها نشان نداد.
نتیجهگیری: به نظر میرسد ترکیب دو داروی ویتامین سی و اناستیل سیستئین نسبت به دریافت یکی از این داروها به تنهایی، تأثیر قویتری بر بروز تفاوت معنیدار بین میانگین زمان پمپ، تعداد روزهای بستری در بخش مراقبتهای ویژه و بیمارستان داشته است.
مصطفی جانی، بهمن صالحی، سید علی آل یاسین، حسین داوودی،
دوره 20، شماره 3 - ( 3-1396 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: هدف تحقیق حاضر تعیین اثر بخشی گروه درمانی شناختی رفتاری بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی عروقی بود.
مواد و روشها: روش تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه گواه است. جامعه آماری شامل کلیه بیماران مبتلا به بیماری قلبی عروقی مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی امیرکبیر شهر اراک بود و حجم نمونه شامل 30 نفر بود که به طور غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی ساده در دو گروه گواه و آزمایش گمارش شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی مک نیو بود که شرکتکنندگان طی دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون به آن پاسخ دادند و گروه آزمایش نیز طی 9 جلسه در جلسات درمان شناختی رفتاری شرکت کردند. (05/0<p) معنیدار تلقی گردید.
یافتهها :بین میانگین گروه آزمایش و گواه در متغیر کیفیت زندگی و مولفههای آن تفاوت معنیداری وجود داشت(05/0p<).
نتیجه گیری: تحلیل نتایج نشان داد که درمان شناختی رفتاری به شیوه گروهی بر کیفیت زندگی(حیطه عاطفی، فیزیکی و اجتماعی) اثر بخش است.
سعید اسماعیلی، وازگن میناسیان، محمد بیات، هادی کرمی،
دوره 21، شماره 3 - ( 3-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع 2، یکی از عوامل موثر و بازدارنده کنترل گلوکز خون و ایجاد اختلالات عروقی است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تغییرات در بیان ژن عامل رشد اندوتلیال عروقی و گیرنده نوع 1 آن در بافت قلبی رتهای نر دیابتی نوع 2 متعاقب سه شیوه مختلف تمرینی است.
مواد و روش ها: در این مطالعه، 60 سر رت به شکل تصادفی در 5 گروه: کنترل سالم، کنترل دیابتی و گروههای دیابتی با تمرین استقامتی، مقاومتی و ترکیبی تقسیم شدند. القای دیابت از طریق تزریق درون صفاقی استرپتوزوسین صورت گرفت و تمرینات 5 جلسه در هفته، به مدت 8 هفته انجام شد. بررسی سطوح بیان ژن عامل رشد اندوتلیال عروقی و گیرنده 1 آن از طریق آزمایش RT-qPCR انجام شد.
یافته ها: نتایج حاکی از کاهش معنیدار بیان عامل رشد اندوتلیال عروقی در گروههای کنترل دیابتی، تمرین استقامتی، تمرین مقاومتی و افزایش معنیدار در بیان گیرنده 1 آن در گروه کنترل دیابتی و تمام گروههای تمرینی نسبت به گروه کنترل سالم بود (001/0p<). مقایسه های انجام شده با گروه کنترل دیابتی نشان داد که در تمام گروههای تمرینی بیان ژن عامل رشد اندوتلیال عروقی افزایش، اما در گیرنده 1 آن کاهش معنیداری ایجاد شده است (001/0p<).
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که شیوههای تمرینی مختلف در بهبود رگزایی موثرند، اما تمرینات ترکیبی در مقایسه با دیگر روش های تمرینی دارای برتری خاصی می باشند.
احسان صالحی، ابراهیم حاجی زاده، محمد علیدوستی،
دوره 21، شماره 4 - ( 5-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پیشرفت علوم پزشکی طی چند دهه گذشته، تشخیص ریسک فاکتورهایی که ممکن است سبب تسریع بیماری عروقکرونر شود را ممکن ساخته است. ولی این دانش هنوز نتوانسته منجر به کاهش معنادار در بروز بیماری عروق کرونر قلب شود. هدف این پژوهش، ارزیابی ریسک فاکتورهای بیماری عروقکرونر قلب پس از استنتگذاری به کمک روش درخت مخاطرههای رقیب با پیشامدهای مرکب میباشد. با کنترل این عوامل پیش آگهی میتوانیم احتمال بروز این بیماری کاهش دهیم.
مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی شامل همه بیماران قلبیعروقی است که از ابتدای خرداد 1386 لغایت پایان اردیبهشت 1388 در مرکز قلب تهران تحت درمان آنژیوپلاستی عروق کرونر با کاشت حداقل یک استنت قرار گرفتهاند. بیماران را به مدت سه سال مورد پیگیری قرار دادیم. پیشامدهای نیاز به احیای جریان خون، سکته قلبی غیرکشنده و مرگ قلبی به عنوان وقایع مهم قلبیعروقی(برآمد) در نظر گرفته شدند. برای ردهبندی بیماران از درخت تصمیم با مخاطرههای رقیب با پیشامدهای مرکب استفاده کردیم. دادهها با استفاده از نرمافزارهایIBM SPSS Statistics نسخه 24 و R نسخه 3. 3. 3 تحلیل شدند.
یافته ها: چهار فاکتور قندخون، وضعیت دیابت، شاخص تودهبدنی و سن، شش زیرگروه همگن برای بروز سکته قلبی غیرکشنده و نیاز به احیای جریان خون ایجاد کردند. احتمال بروز پیشامد نیاز به احیایجریانخون پس از 50 ماه حداکثر 8/17 درصد و احتمال بروز پیشامد سکته قلبی غیرکشنده حداکثر 7/9 درصد بود.
نتیجه گیری: بیماران مبتلا به بیماری عروقکرونر پس از استنتگذاری میتوانند با کنترل وزن و وضعیت دیابت خود احتمال بروز پیشامدهای ناگوار قلبی را کاهش دهند.
ناهیده طالب زاده، سعید قربیان،
دوره 21، شماره 4 - ( 5-1397 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم متابولیک در واقع مجموعهای از اختلالاتی است که شامل دیابت، پرفشاری خون و چاقی میشود و تأثیر بهسزایی در میزان مرگ و میر ناشی از بیماریهای قلبی عروقی دارد. فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF)، پروتئینی است که باعث تحریک عروق و رگزایی میشود. متیلاسیون نواحی پروموتری ژن، شایعترین تغییرات اپی ژنتیکی است که تنظیم بیان ژن را تغییر میدهد. هدف از این مطالعه، ارزیابی الگوی متیلاسیون مناطق پروموتری ژن VEGF بود- با این احتمال که تغییرات متیلاسیون در این ژن، نقش مهمی در شکلگیری سندرم متابولیک دارد.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی-تحلیلی، از ١٠٠ نفری که مورد ارزیابی قرار گرفتند، ۵٠ نفر مبتلا به سندرم متابولیک و ۵٠ نفر سالم بودند. سپس با استفاده از روش MS- PCR الگوی متیلاسیون پروموتر ژن مورد ارزیابی و نتایج حاصل با آزمون کای مربع و نرم افزار SPSS نسخه 23 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: فراوانی متیلاسیون در گروه بیمار ٣٢ درصد و در گروه سالم٢٠ درصد نشان داده شد که از لحاظ آماری اختلاف معناداری بین این دو گروه مشاهده نشد (239/0p=). از طرف دیگر، اختلاف معناداری در ارتباط با میانگین سطح قند خون (025/0 p=)، تری گلیسیرید (050/0 p=)، کلسترول (046/0 p=) و HbA1C (016/0 p=) بین دو گروه مشاهده شد.
نتیجهگیری: یافتههای مطالعه حاضر حاکی از آن است که تغییرات متیلاسیون در پروموتر ژن VEGF در جمعیت مورد مطالعه نقش مهمی در پیدایش سندرم متابولیک ندارد که تأیید این موضوع مستلزم بررسیهای بیشتری در آینده است.
سید ولی کاظمی رضایی، کیوان کاکابرایی، سعیده السادات حسینی،
دوره 22، شماره 4 - ( 7-1398 )
چکیده
زمینه و هدف عوامل روانشناختی نقش زیادی بهعنوان سببساز و تشدیدکننده بیماریهای قلبی و عروقی دارند. هدف پژوهش حاضر اثربخشی آموزش مهارت نظمجویی هیجان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی در بیماران قلبی و عروقی بود.
مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع طرحهای نیمهتجربی با پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری پژوهش شامل همه بیماران قلبی و عروقی شهر کرمانشاه در سال 1397 بودند که از بین آنها 30 نفر به عنوان شرکتکننده به روش نمونهگیری دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند (هر گروه 15 نفر). مداخله آموزش نظمجویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی برای گروه آزمایش در 8 جلسه 90 دقیقهای اجرا شد، در حالی که گروه کنترل در این مدت هیچگونه مداخلهای دریافت نکرد. برای جمعآوری اطلاعات از فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان و پرسشنامه کیفیت زندگی مک نیو استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره و نسخه 20 نرمافزار SPSS استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی این مطالعه با کد اخلاق IR.KUMS.REC.1397.39 در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به تصویب رسیده است.
یافته ها نتایج نشان داد که نمرات راهبردهای مثبت تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی بیماران قلبی و عروقی پس از آموزش مهارت نظمجویی هیجان مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی در گروه آزمایش، نسبت به گروه گواه به طور معناداری افزایش و همچنین نمرات راهبردهای منفی کاهش یافته است (0/01>P).
نتیجه گیری با توجه به تأثیر آموزش نظمجویی هیجان مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر تنظیم شناختی هیجان و کیفیت زندگی بیماران قلبی و عروقی، به درمانگران پیشنهاد میشود از درمانهای روانشناختی در جایگاه مکمل درمانهای دارویی برای این بیماران استفاده کنند.
محسن خاکی، حمید ابطحی، قاسم مسیبی،
دوره 22، شماره 6 - ( 11-1398 )
چکیده
زمینه و هدف: مهمترین مشکل تولید پروتئینهای نوترکیب در سلولهای پروکاریوتیک، اختلال در عملکرد این پروتئینها به دلیل تغییر ساختار طبیعی آنهاست. هدف این مطالعه انتخاب بهترین مواد شیمیایی به عنوان ترکیبات مکمل بافر دیالیز، جهت اصلاح ساختار فضایی فاکتور رشد اندوتلیال عروقی (VEGF) نوترکیب است.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، با بهرهگیری از نرمافزارها، مواد شیمیایی مکمل مختلف انتخاب شدند. با افزودن این ترکیبات به بافر دیالیز VEGF نوترکیب، عملکرد این مواد در تاخوردگی مجدد پروتئین نوترکیب و ایجاد تمایز در سلولهای پایه مزانشیمال به سلولهای اندوتلیال، با روش فلوسایتومتری، ارزیابی شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با شناسه ARAKMU. REC.۱۳۹۴.۱۹۹، در کمیته پژوهشی دانشگاه علومپزشکی اراک، به ثبت رسیده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که اضافهکردن آرژنین، سیستئین و DDT، باعث افزایش تمایز سلولهای مزانشیمال به اندوتلیال میشود. با حضور آرژنین، سیستئین، DDT و NaCl، در بافر دیالیز، میزان شاخصهای تمایزی اختصاصی (CD) مربوط به سلولهای اندوتلیال (CD۳۱/۱۴۴)، در بالاترین میزان بود.
نتیجه گیری: حضورآرژنین، سیستئین، DDT و NaCl در بافر دیالیز VEGF نوترکیب، بیشترین تأثیر را در تمایز سلول مزانشیمال به اندوتلیال دارد.
فاطمه شهرستان، پروانه جعفری، آرام قره باغی، ایمان خانی فراهانی، اسماعیل شهرستان،
دوره 23، شماره 2 - ( 3-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت یکی از مهمترین عوامل مرگومیر در انسانهاست که با تغییر شیوه زندگی، شیوع آن به سرعت رو به گسترش است. از علائم این بیماری متابولیک، افزایش قند خون و دیسلیپیدمی است. کنترل این بیماری با استفاده از محصولات طبیعی در دنیا بسیار مورد توجه قرار گرفته است. هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر پروبیوتیک بیوفلورا و عصاره آبی دارچین در بهبود سطح گلوکز و دیسلیپیدمی حاصله از دیابت و کاهش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی بود.
مواد و روش ها: 35 رت نر نژاد ویستار به صورت تصادفی در 5 گروه کنترل منفی، کنترل مثبت دیابتی، پروبیوتیک، عصاره دارچین و پروبیوتیک توأم با عصاره دارچین، گروهبندی شدند. القای دیابت با تزریق درون صفاقی استرپتوزوتوسین انجام شد. گروههای تیمار به مدت 30 روز CFUs 108×2/3 پروبیوتیک و یا mg/kg 200 عصاره آبی دارچین دریافت کردند. در پایان دوره آزمون، تغییرات وزنی رتها، قند خون، الگوی لیپیدی، hs-CRP و شاخص آتروژنی به منظور پیشبینی خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی تعیین شد.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با کد اخلاق IR.IAU.ARAK.REC.1397.005 در مرکز پژوهشهای زیستپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی اراک به تصویب رسیده است.
یافته ها: یافتههای پژوهش نشان داد ابتلا به دیابت سبب کاهش شدید وزن رتها شد، اما در گروههای دریافتکننده پروبیوتیک کاهش وزن کمتری مشاهده شد. به کارگیری پروبیوتیک و دارچین به صورت مؤثری سبب کاهش قند خون شد. پروبیوتیک بیوفلورا سبب کاهش میزان تریگلیسرید، کلسترول و LDL-C سرمی خون شد. در گروه تیمارشده با دارچین، تریگلیسرید خون نسبت به گروه کنترل مثبت، کاهش معنیدار داشت. شاخص آتروژنی و مارکر التهابی hs-CRP در گروههای تیمار شده با پروبیوتیک، کاهش معنیداری نسبت به گروه کنترل منفی و مثبت نشان داد. هیچگونه سینرژی در استفاده توأم پروبیوتیک و عصاره آبی دارچین دیده نشد.
نتیجه گیری: بیوفلورا با بهبود الگوی میکروبیوتای روده، کاهش قند خون و بهبود الگوی لیپیدی، به صورت مؤثری از دیسلیپیدی ناشی از دیابت ممانعت میکند و درنتیجه خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی را کاهش میدهد.
سید هادی سیدی، رامبد خواجه ای، امیر رشیدلمیر، محمدرضا رمضان پور، جمشید مهرزاد،
دوره 23، شماره 4 - ( 7-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری عروق کرونر قلب یکی از علل اصلی مرگومیر افراد در جوامع امروز است. فعالیتهای ورزشی سبب افزایش برخی فاکتورهای تأثیرگذار بر این بیماری میشود. هدف از این پژوهش تأثیر هشت هفته تمرین مقاومتی ـ هوازی بر سطوح اندوستاتین در بیماران بایپس عروق کرونر (CABG) بود.
مواد و روش ها: شرکتکنندههای این پژوهش را 24 مرد بیمار تشکیل میدادند که به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (دوازده نفر) و کنترل (دوازده نفر) با میانگین سن 6/90 ± 55/37 سال، وزن 5/87 ± 75/45 کیلوگرم، قد 3/36 ± 173/27 سانتیمتر و شاخص توده بدن1/55 ± 25/11 کیلوگرم / مربع تقسیم شدند. گروه آزمایش هشت هفته تمرین مقاومتی ـ هوازی را با توجه به ارزیابیها (وضعیت قلبیریوی و تست تحمل ورزش) به مدت یک الی یک ساعت و نیم انجام دادند (سه جلسه در هفته) و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. جهت اندازهگیری سطوح اندوستاتین، نمونهگیری خونی 48 ساعت قبل از شروع پروتکل و همچنین 48 ساعت پس از آخرین جلسه پروتکل در حالی که همه آزمودنیها ناشتا بودند، انجام شد. برای تحلیل دادهها از آزمون شاپیرو ویلک جهت نرمال کردن دادهها و از آزمون تیاستودنت در گروههای مستقل و همبسته در سطح معنیداری 0/05 استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش پس دریافت کد اخلاق IR.IAU.NEYSHABUR.REC.1398.018 و همچنین کد بالینیIRCT20191228045916N1 انجام شده است.
یافته ها: پژوهش حاضر نشان داد گروه تمرینات مقاومتی ـ هوازی، کاهش معنیداری در سطوح اندوستاتین (1/672=P=0/001) (T)، در مقایسه با گروه کنترل داشته است.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها، به نظر میرسد که تمرین مقاومتی ـ هوازی سطوح آندوستاتین را کاهش میدهد که به عنوان یک عامل ضدرگزایی شناخته میشود.
مهرداد نصرالله زاده ثابت، محمد خانعلی پور، میلاد غلامی، عبدالعظیم سارلی، عارفه رحیمی خرمی، عمران اسماعیل زاده،
دوره 23، شماره 5 - ( 9-1399 )
چکیده
زمینه و هدف: شیوع کرونا ویروس جدید (Covid-19) در اواخر دسامبر ۲۰۱۹ از ووهان چین باعث ایجاد تهدیدات بهداشتی بزرگی برای سلامت عمومی جهانی شد. از آنجایی که بیماران دارای فشار خون بالا، دیابت و اختلالات قلبی عروقی از گروههای اصلی در معرض خطر ابتلا برای بیماری Covid-19 هستند، این مطالعه با هدف بررسی ارتباط بین شدت بیماری، تظاهرات بالینی و میزان مرگومیر در این بیماران در مقایسه با دیگر افراد مبتلا به بیماری کروناویروس انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه روی ۱۴۰۸ بیمار بستری مبتلا به Covid-19 در بیمارستانهای گلستان، هاجر، خانواده و بعثت شهر تهران انجام شد. دادههای مورد نیاز از قبیل شدت بیماری، تظاهرات بالینی و میزان مرگومیر در بیماران دارای اختلالات زمینهای با دیگر بیماران گردآوری و به کمک نرمافزار SPSS نسخه 26 تجزیه و تحلیل شد. ضریب اطمینان برای تمامی آزمونها 95 درصد و سطح معنیداری 0/05 در نظر گرفته شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه توسط دانشگاه علوم پزشکی ارتش تأیید شده است (کد: IR.AJAUMS.REC.1399.091). اصول اخلاقی مطابق با رهنمودهای کمیته اخلاق ملی و مقررات COPE رعایت شده است.
یافته ها: در این مطالعه 912 مرد (64/8 درصد) و 496 زن (35/2 درصد) شرکت داشتند. دامنه سنی بیماران از 18 تا 98 سال و میانگین سن بیماران 57/8 سال بود. 39/2 درصد سابقه مصرف سیگار داشتند. 27 درصد از بیماران اینتوبه شدند و 21/9 درصد فوت کردند. میزان اکسیژن خون 53/7 درصد از بیماران از 93 میلیگرم در دسیلیتر کمتر بود. 36/1 درصد از بیماران سابقه فشارخون بالا، 24/1 درصد دیابت و 21/7 درصد سابقه بیماری قلبی عروقی داشتند.
نتیجه گیری: شدت بیماری و تظاهرات بالینی و میزان مرگومیر بیماران مبتلا به کرونا در زیرگروههای قلبی عروقی، دیابت و فشار خون بالا نسبت به سایر افراد مبتلا به بیماری کروناویروس دارای اختلاف معنیداری است.
علی خزایی، محمدعلی سپهوندی، فضل اله میردریکوند،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: پیامد اصلی نارسایی قلبی، اختلال در توانایی عملکردی بیماران، ایجاد محدودیت در وظایف شغلی، خانوادگی- اجتماعی و نقص در متغیرهای شناختی، هیجانی و در نهایت افت کیفیت زندگی است. این پژوهش با هدف اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر بهبود کیفیت زندگی و امید به زندگی بیماران قلبی- عروقی مراجعهکننده به مراکز بهداشتی- درمانی شهرستان خرمآباد انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر با استفاده از طرح نیمه تجربی از نوع پیشآزمون- پسآزمون و پیگیری سه ماهه با گروه آزمایش و شاهد انجام شد. جامعه آماری پژوهش، شامل کلیه بیماران مبتلا به بیماریهای قلبی- عروقی مراجعهکننده به مراکز بهداشت شهرستان خرمآباد در سال 1401 بود. از میان جامعه آماری تعداد 40 نفر به روش نمونهگیری درسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش
(20 نفر) و شاهد (20 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقهای تحت آموزش تنظیم هیجان به مدت 8 هفته قرار گرفتند. هر دو گروه پرسشنامههای کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت (WHO-QOL-BREF) و پرسشنامه امید به زندگی Schneider و همکاران (1991) را در پیشآزمون، پسآزمون و پیگیری تکمیل کردند. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری و آزمون تعقیبی Bonferroni استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد آموزش تنظیم هیجان بر بهبود کیفیت زندگی و امید به زندگی بیماران قلبی- عروقی مؤثر است (0/01 > P) و این تأثیر در مرحله پیگیری سه ماهه نیز پایدار مانده است (0/01 > P).
نتیجهگیری: آموزش تنظیم هیجان، موجب بهبود کیفیت زندگی و امید به زندگی آزمودنیهای پژوهش گردید. از اینرو پیشنهاد میشود از آموزش تنظیم هیجان جهت بهبود کیفیت زندگی و امید به زندگی بیماران قلبی- عروقی در مراکز درمانی و بیمارستانها استفاده شود.
رعنا نوروزی کمارعلیا، سیما نصری، صمد فراشی بناب، فرشته دادفر، نعیمه دهقانی،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: سرطان پستان، از جمله شایعترین سرطانها و علت اصلی مرگ و میر در زنان میباشد. یکی از مکانیسمهای سلولهای سرطانی برای عدم دسترسی سیستم ایمنی به آنها، تولید ترکیبات سرکوبکننده از قبیل اینترلوکین-10 است. از طرف دیگر فاکتور رشد اندوتلیال عروقی با اتصال به گیرندههای خود در سطح سلولهای اندوتلیال نقش مهمی در نفوذپذیری عروق و رگزایی تومور ایفا میکند. در این مطالعه بیان ژن اینترلوکین-10 و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در بافت تومور پستان در مدل تجربی تومور بررسی شد.
روش کار: ابتدا در موشهای نژاد بالب/سی به طور تجربی تومور پستان ایجاد شد و از بافت تومور RNA استخراج شد. از RNAهای استخراج شده cDNA تولید شد و میزان بیان ژنهای 10-IL و VEGF با روشRT-PCR ارزیابی شد.
یافتهها: آنالیز دادهها نشان داد که بیان ژن 10-IL و VEGF بافت تومور نسبت به سلولهای گروه شاهد بیشتر بود، اما این افزایش بیان از نظر آماری معنیدار نبود.
نتیجهگیری: به طور کلی سطح بیان ژنهای اینترلوکین-10 و فاکتور رشد اندوتلیال عروقی در مدل تجربی تومور افزایش داشت، اما تحقیقات وسیعتر و ارتباط با سایر فاکتورهای دخیل ضروری به نظر میرسد.
اعظم میوه فروشان، رقیه افسرقره باغ،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: چربی خون بالا یا هیپرلیپیدمی، یک اختلال متابولیکی مزمن با مشخصه افزایش سطح چربیهای خون، نقش مهمی در پاتوفیزیولوژی بیماریهای قلبی- عروقی در افراد مبتلا به دیابت، فشارخون بالا و چاقی ایفا میکند. با وجود وجود داروهای شیمیایی، عواملی مانند عوارض جانبی داروها، هزینهها و رویکرد فزاینده به طب سنتی، مطالعات بر روی پتانسیل درمانی گیاهان دارویی در کاهش سطح چربیهای خون را تقویت کرده است. مطالعه حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی و ایمنی این عوامل گیاهی در کاهش سطح چربیهای خون انجام شده است.
روش کار: جهت انجام این مطالعه مروری، جستجویی جامع در پایگاههای اطلاعاتی معتبر نظیر PubMed، Science Direct، Google Scholar و سایر پلتفرمهای آنلاین مرتبط صورت گرفت. با استفاده از کلید واژههایی همچون «هیپرلیپیدمی»، «طب گیاهی»، «طب سنتی»، «عصاره گیاهی» و «گیاه درمانی» و بدون اعمال محدودیت زمانی تا سال 2024، مقالات پژوهشی مرتبط شناسایی شدند. معیار ورود مطالعات به این بررسی، گزارش اثرات گیاهان دارویی بر تغییرات پروفایل لیپیدی بود.
یافتهها: بر اساس نتایج به دست آمده مشخص شد که گیاه دارویی آویشن معمولی (Thymus vulgare)، کرفس (Apium graveolens)، کاسنی (Cichorium intybus)، شاهتره (Fumaria officinali)، پنجه مرغی (Cynodon dactylon)، گل پر
(Heracleum rawianum)، بابونه قدبلند (Anthemis altissima)، کنگر (Gundelia tourneforttii)، جعفری وحشی جنگلی (Anthriscus sylvestrianum)، تاجریزی (Solanum nigrum)، زرشک معمولی (Berberis vulgaris)، شیرین بیان (Glycyrrhiza glabra)، شیپوری طویل سربریده (Arum elongatum)، ریواس (Rheum ribes)، نعناع (Mentha spicata) و چندین گیاه دارویی دیگر استفاده میشود.
نتیجهگیری: استفاده از گیاهان دارویی بومی ایران برای مدیریت چربی خون، ریشه عمیقی در تاریخ باستانی کشور دارد که تحقیقات علمی معاصر به طور فزایندهای مورد تأیید قرار گرفته است. ترکیبات طبیعی موجود در گیاهان دارویی بومی ایران، از طریق مکانیسمهای مختلفی از جمله مهار جذب چربیها و افزایش سرعت متابولیسم، توانایی کاهش سطح چربیهای خون را دارند. گرایش روزافزون به طب سنتی و گیاهان دارویی، به دلیل مزایای ذاتی آنها مانند کاهش عوارض جانبی در مقایسه با داروهای سنتزی، مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. تحقیقات علمی در حال انجام در این زمینه راههای امیدوارکنندهای را برای توسعه درمانهای گیاهی نوآورانه و مؤثر ارائه میدهد.
صفیه آزادی فرد، مهدی مرادی، محمد ملکی پویا،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: از آنجا که تمرین استقامتی و رژیم روزهداری در کاهش علائم بیماریهای قلبی مؤثر است، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر یک دوره تمرین استقامتی همراه با تحریک الکتریکی بر بیان ژنهای (Intercellular Adhesion Molecule 1) ICAM و
(Vascular cell adhesion molecule-1) VCAM در بافت قلب موشهای روزهدار چاق بود.
روش کار: در این مطالعه تجربی، 35 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار (8 هفتهای با میانگین وزن 19±200 گرم) پس از القای چاقی و افزایش وزن به طور تصادفی به 5 گروه7تایی (کنترل چاق، روزهدار، روزهدار و تمرین استقامتی، روزهدار و تحریک الکتریکی و روزهدار، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی) تقسیم شدند. روزهداری به صورت پروتکل 8/16برای تمامی گروهها بجز کنترل چاق انجام شد. پروتکل تمرین استقامتی به مدت 4 هفته و 5 جلسه در هفته با شدت 50 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی در هفته اول شروع و در هفته چهارم به 65 درصد رسید. همچنین تحریک الکتریکی با (دستگاه فوت شوک برای 5/0 میلیآمپر و 20 دقیقه) انجام شد. 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی پس از بیهوشی کامل، بافت قلب برداشته شد. مقادیر بیان ژن ICAM-1 و VCAM-1 قلب به روش Real time PCR اندازهگیری شد. از روش آماری آنالیز واریانس دو راهه همراه با آزمون تعقیبی Tukeyبرای تجزیه و تحلیل داده در سطح معنیداری (05/0 ≥ P) استفاده شد.
یافتهها: نتایج بدست آمده از مطالعه حاضر نشان داد، روزهداری متناوب، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی هر کدام به تنهایی باعث کاهش معنادار بیان ژن ملکولهای چسبان عروقی در بافت قلب موشهای صحرایی میشود (0/001 = P). این در حالی است که به نظر میرسد ترکیب سه مداخله اثرگذاری بیشتری بر کاهش سطح بیان ژن ملکولهای چسبان عروقی در بات قلب موشهای صحرایی چاق شود (0/001 = P).
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده، انجام تمرینات استقامتی همراه با روزهداری و تحریک الکتریکی، اثر بسزایی در کاهش بیان VCAM و ICAM در بافت قلب دارد. با این حال هنوز نمیتوان با قطعیت سمت و سوی اثر روزهداری، تمرین استقامتی و تحریک الکتریکی فوت شوک را بر مولکولهای چسبان درشرایط چاقی و روزهداری متناوب تعیین نمود.