72 نتیجه برای Mohamad
نرگس علی نیا، علیرضا علمیه، محمدرضا فدائی چافی،
دوره 23، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1399 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماری کبد چرب غیرالکلی نوعی تجمع چربی در سلولهای کبدی است. ازآنجاکه گیاه خرفه دارای ویژگی هیپولیپدمیک است، هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین ترکیبی و مصرف مکمل خرفه بر غلظت پلاسمایی چربیهای خون و سونوگرافی کبد در زنان چاق مبتلا به کبد چرب غیرالکلی است.
مواد و روش ها: جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان چاق ۶۰-۴۰ سال مبتلا به کبد چرب غیرالکلی تشکیل دادند. ۴۰ زن چاق مبتلا به کبد چرب غیرالکلی به صورت تصادفی انتخاب و در ۴ گروه تمرین + مکمل (۱۰=n) ، دارونما (۱۰=n)، تمرین (۱۰=n) و مکمل (۱۰=n) قرار گرفتند. پیش و پس از مداخله، سونوگرافی از کبد و آزمایش خون انجام شد. از آزمون تی همبسته، آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی توکی نیز استفاده شد. سطح معنیداری ۰۵/۰> p در نظر گرفته شد.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با کد IR. IAU.RASHT.REC.۱۳۹۷.۰۳۴ در کمیته اخلاق دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت تأیید شده و دارای ثبت ﮐﺎرآزﻣــﺎیﯽ ﺑــﺎﻟﯿﻨﯽ ایﺮان به شماره .IRCT۲۰۱۹۰۳۰۹۰۴۲۹۸۷N۱ است.
یافته ها: ۱۲ هفته مصرف مکمل خرفه و تمرین ترکیبی باعث کاهش معنیدار در غلظت پلاسمایی کلسترول (۰۰۱/۰=P)، تری گلیسیرید (۰/۰۰=P)، (۰/۰۰=P) LDL و افزایش معنیدار در سطح سرمی (۰/۰۰=P) در HDL در گروههای تمرین + مکمل، گروه تمرین و گروه مکمل شد (۰/۰۵>P). همچنین نمای سونوگرافی کبد در گروه تمرین + مکمل (۰/۰۲=P) و گروه تمرین (۰/۰۰=P) بهبود یافت (۰/۰۵>P).
نتیجه گیری: مصرف مکمل خرفه همراه با تمرینات ترکیبی میتواند در کاهش غلظت پلاسمایی چربیهای خون و بهبود سونوگرافی کبد در زنان چاق مبتلا به کبد چرب غیرالکلی مؤثر باشد.
راحیل میرزایی، مهدی جواد چاوش، مهدی رجب نیا، ولی الله آرش، علی بیژنی، میثم میرزایی، محمد مهدی نقیبی سیستانی،
دوره 24، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: به منظور جلوگیری از پوسیدگی ناشی از دمینرالیزاسیون مینای اطراف اتصالات ارتودنسی ثابت با باکتریهای شایع پوسیدگیزا نظیر استرپتوکوکوس موتانس و سوبرینوس و عدم وجود تحقیقات کافی در زمینه سمانهای مورد استفاده در ارتودنسی بر آن شدیم تا خواص ضدباکتریایی سه سمان شایع در ارتودنسی (گلاس آینومر، زینک فسفات و پلی کربوکسیلات) را روی دو باکتری شایع پوسیدگیزا (استرپتوکوکوس موتانس و سوبرینوس) بررسی کنیم.
مواد و روش ها: در این مطالعه آزمایشگاهی بعد از کشت دو سویه استاندارد باکتریهای استرپتوکوکوس موتانس و سوبرینوس و تغلیظ و به رقت رساندن آنها، از تست تماس مستقیم برای بررسی خواص ضدباکتریایی سمانها استفاده شد. گروهها (5=n) شامل: سه نوع سمان گلاس آینومر Resilience، زینک فسفات Hoffman’s و پلی کربوکسیلات Hoffman’s و سه سمان گلاس اینومر، زینک فسفات و کربوکسیلات از کارخانه آریا دنت ایران بودند. دادههای حاصل با نرمافزار SPSS نسخه 20 تجزیه و تحلیل شدند.
ملاحظات اخلاقی: مطالعه حاضر با کد اخلاقی 7/1391.MUBABOL.REC در دانشگاه علوم پزشکی بابل ثبت شد.
یافته ها در هر دو نوع محیط کشت حاوی باکتریهای استرپتوکوک موتانس و استرپتوکوک سوبرینوس میان محیطهای کشت حاوی سه گروه سمانها از نظر قطر هاله عدم رشد باکتری، تفاوت آماری معنادار مشاهده شد (P<0/001). به طور کلی میانگین قطر هاله عدم رشد در سمان پلی کربوکسیلات ایرانی از نوع خارجی آن بیشتر بود (P<0/001).
نتیجه گیری: اثر آنتی باکتریال سمان گلاس آینومر بیشتر از دو نوع سمان زینک فسفات و پلی کربوکسیلات بود. اثر آنتیباکتریال سمانهای مورد بررسی بر باکتری استرپتوکوک سوبرینوس قوی تر از باکتری استرپتوکوک موتانس بوده است. همچنین به نظر میرسد سمان پلی کربوکسیلات ایرانی در هر دو نوع محیط کشت، نسبت به نوع خارجی آن اثر آنتیباکتریال بهتری دارد.
محمدرضا عرب، عبدالرضا یاوری، مرضیه بابایی، فرهاد فاتحی،
دوره 24، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلال در بلع یک مشکل ثابت و متداول در افراد مبتلا به سندرم داون است. در روش آزمایشگاهی جهت ارزیابی جویدن می توان از الکترومیوگرافی استفاده نمود. هدف از این مطالعه بررسی الکترومیوگرافی عضلات ماستر و تمپورال در هنگام جویدن در کودکان مبتلا به سندرم داون 2 تا 12 ساله شهر اراک بود.
مواد و روش ها: این مطالعه از نوع توصیفی- تحلیلی و مورد شاهدی است، که با هدف بررسی الکترومیوگرافی عضلات ماستر و تمپورال در موقع جویدن بر روی 15 کودک از نمونه های در دسترس 2 تا 12 ساله مبتلا به سندرم داون و 15 نفر از آن هایی که طبق روش همسان سازی فرد به فرد از نظر سنی و جنسیتی با نمونه های مبتلا به سندرم داون مطابقت داشتند صورت گرفت.
ملاحظات اخلاقی: در این مطالعه از همه والدین رضایت آگاهانه اخذ گردید و هیچ آسیب جسمی متوجه افراد نبود.
یافته ها:در مورد مقایسه میانگین دامنه (شدت) سیگنال الکتریکی عضله بین دو گروه به غیر از عضله گیجگاهی راست در هنگام جویدن و در مورد میانگین بسامد میانگین در هنگام جویدن به غیر از عضله گیجگاهی چپ، در بقیه موارد تفاوت معنادار بود. در مورد مقایسه میانگین بسامد میانه سیگنال الکتریکی عضله در اکثر عضلات تفاوت ها غیر معنادار بود.
نتیجه گیری: میانگین دامنه (شدت) و بسامد میانگین سیگنال الکتریکی عضله در حالت جویدن در اکثر عضلات بین دو گروه مبتلا به سندرم داون و طبیعی متفاوت ولی در مورد میانگین بسامد میانه در اکثر عضلات تفاوت ها غیر معنادار بود.
خانم نفیسه محمدی فارسانی، دکتر ابراهیم نصیری فرمی، خانم زهره خدادادی جهرمی،
دوره 25، شماره 4 - ( مهر و آبان 1401 )
چکیده
مقدمه: دوره اپیدمی کووید 19 وضعیت بحرانی میباشد که پرسنل اتاق عمل در خط مقدم قرار دارند و در مواجههی بیشتری با بیمارمبتلا و مجاری تنفسی وی دارند. هدف از انجام این مطالعه تعیین رفتارهای پیشگیریکننده پرسنل اتاقعمل بیمارستانهای آموزشی اصفهان در دوره اپیدمی کووید 19 میباشد.
روش کار: در این مطالعه توصیفی مقطعی از 100 نفر پرسنل اتاقعمل بیمارستانهای آموزشی اصفهان در سال 1400-1399 مورد بررسی قرارگرفتند. اطلاعات مورد نیاز به کمک پرسشنامههای اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامهی استاندارد سؤالات اختصاصی مرتبط با رفتارهای پیشگیریکننده جمعآوری شد. جمع آوری اطلاعات از اسفند 99 تا خرداد 1400 انجام شد سپس توسط نرمافزار آمـاری SPSS مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی ساری این مطالعه را با کد IR.MAZUMS.REC.1400.115 به ثبت رسانده است.
یافتهها: به صورت میانگین میزان رعایت رفتارهای پیشگیریکننده در پرسنل اتاقعمل، 53/64 درصد بوده است که بالاتر از سطح متوسط بود. بالاترین میزان رعایت، رفتارهای پیشگیریکننده در بعد از خروج بیمار مبتلا به کرونا از اتاقعمل (50/84 درصد) بودهاست. در این پژوهش، 100 نفر از پرسنل بهداشتی درمانی اتاقهای عمل در مطالعه شرکت کردند. جنسیت اکثریت آنها (74 درصد) زن بود و 63 درصد از آنها در محدوده سنی زیر 30 سال بودند شرکتکنندگان، بیان کردند که بعد از خروج بیمار مبتلا به کرونا از اتاقعمل، غالباً یا همیشه دفع وسایل مصرفی بیمار به نحو صحیح (85 درصد)، ضدعفونی کامل با مواد دترجنت (87 درصد)، استفاده از اشعهی UV (86 درصد)، نگهداری و انتقال نمونهها در ظروف مخصوص دولایه و با رعایت کامل اصول بهداشتی (83 درصد)، انجام میشد.
نتیجه گیری: نتایج بهدستآمده نشان داد که در زمان پذیرش بیمار غیرمبتلا به کووید 19، پروتکلهای پیشگیرانه به میزان کمتری، نسبت به زمانی که بیمار مبتلا به کووید پذیرش میشد، رعایت میگردید. رفتارهای پیشگیریکننده و دانش و آگاهی پرسنل در مورد استفادهی صحیح از وسایل حفاظت شخصی میتواند نقش موثری در کاهش ابتلای آنان ایفا کند.
فاطمه ثعلبی، مهسا لاری بقال، عبد الرحمن کردزنگنه، علی محمدیان،
دوره 26، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1402 )
چکیده
مقدمه: عقرب Androctonus crassicauda متعلق به خانواده بوتیده دارای سم قوی و کشنده برای انسان است و سالیانه مواردی از مرگ و میر ناشی از گزش با این گونه عقرب گزارش میشود. هدف از انجام این مطالعه، ارزیابی بیولوژیکی زهر این عقرب، تولید پادزهر مونووالان علیه آن و ارزیابی کارایی پادزهر تولید شده میباشد.
روش کار: عقربهای A. crassicauda از شهرهای مختلف استان خوزستان جمعآوری و سمگیری از آنها با استفاده از شوک الکتریکی انجام شد. در تحقیق حاضر میزان پروتئین سم، متوسط دوز کشندگی (LD50)، پاسخ ایمنی اسبها، خالص سازی آنتیبادی، میزان اثربخشی پادزهر (ED50)، میزان خنثی سازی زهر با پادزهر و اثر پادزهر مونووالان در خنثی سازی فعالیت آنزیم هیالورونیداز مورد ارزیابی قرار گرفتند. این پژوهش با کد IR.RVSRI.REC.1401.017 به تصویب کمیته اخلاق موسسه تحقیقات واکسن و سرم سازی رازی رسیده است.
یافتهها: مقدار پروتئین و LD50 زهر خام عقرب مورد مطالعه به ترتیب 78 میلیگرم بر میلیلیتر و 27/11 میکروگرم به ازای هر موش محاسبه شدند. نتایج حاصل از سنجش تیتر آنتیبادی در زمانهای مختلف تزریق زهر نشان دهنده افزایشی بودن روند پاسخ ایمنی اسبها نسبت به زهر بود. مقدار ED50 تقریباً 9 برابر LD50 و 22/92 میکروگرم به ازای هر موش بدست آمد. بر اساس نتایج زهر عقرب دارای فعالیت آنزیم هیالورونیداز است و مقدار 10 میکرولیتر از پادزهر خالص تولید شده قادر به خنثی سازی 100 درصدی فعالیت هیالورونیداز زهر گردید.
نتیجه گیری: در این پروژه زهر استحصال شده و پادزهر تولیدی کارامدی خود را نشان دادند. پادزهر تولید شده، در موش قادر به خنثی سازی زهر بوده و مانع از مرگ موشهایی که با زهر مسموم شده بودند گردید.
انسیه عباسپور نادری، محمدعلی بپوئی، مهزاد دیار، متین محمدی، محمد هدایتی، مهدی شهریاری نور،
دوره 26، شماره 4 - ( مهر و آبان 1402 )
چکیده
مقدمه : عفونت مجاری ادراری (UTI) یکی از مهم ترین و شایع ترین عفونت ها در کودکان است. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی ژن های qnrB و qnrS در سویه های اشرشیا کلی و کلبسیلا پنومونیه های جدا شده از کودکان با عفونت ادراری در بیمارستان 17 شهریور رشت بود.
مواد و روش ها : در این مطالعه توصیفی-مقطعی، 49 سویه اشرشیا کلی و کلبسیلا پنومونیه از بیمارستان 17 شهریور از شهر رشت جداسازی و به کمک روش های بیوشیمیایی تعیین هویت شدند. حساسیت و مقاومت سویه ها به آنتی بیوتیک ها به روش های کربی بور و براث دایلوشن تعیین گردید. برای ارزیابی فراوانی ژن های qnrS و qnrB در جدایه ها از روش PCR استفاده شد.
نتایج : در این مطالعه ، بیشترین مقاومت در جدایه های اشریشیا کلی به پیپراسیلین (81.5%) و سفازولین (88.9%) و در جدایه های کلبسیلا پنومونیه به سفازولین (90.9%) و آموکسی سیلین (95.5%) مشاهده شد. از 49 جدایه، 73.4% موارد دارای ژن qnrB و 97.9% موارد دارای ژن qnrS بودند.
نتیجه گیری: به نظر می رسد یک از علت های افزایش مقاومت چند دارویی در جدایه های بیمارستانی عفونت مجاری ادراری (UTI) در رشت، افزایش انتقال ژن های پلاسمیدی بین این جدایه ها باشد.
علی جدیدی، سلیمان زند، علی خانمحدی هزاوه، نگین حسینی،
دوره 27، شماره 1 - ( 1-1403 )
چکیده
مقدمه: کیفیت زندگی، یکی از مهمترین مسائلی است که میتواند فرد را به ادامه زندگی شاد و سالم تشویق کند. از طرفی سلامت معنوی، یکی از ابعاد سلامتی بوده و در واقع یک حس ارتباط هماهنگ بین خود، دیگران، طبیعت و ماوراء میباشد و منجر به درک هدف و معنی غایی در زندگی میشود. هدف از انجام این مطالعه، تعیین ارتباط سلامت معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان دانشگاههای شهر اراک میباشد. از نتایج این مطالعه میتوان جهت تدوین برنامههای راهبردی با هدف ارتقاء سلامت معنوی و کیفیت زندگی در دانشجویان بهره برد.
روش کار: ابتدا جمعیت هر کدام از دانشگاههای شهر اراک سنجیده شده و با در نظر گرفتن جمعیت آنها و برقرار کردن تناسب بین حجم نمونه مطالعه و جمعیت هر کدام از دانشگاهها، افرادی که مشخصه ورود به مطالعه را داشتند وارد مطالعه شدند. حجم نمونه مطالعه،
400 نفر بود که بر روی دانشجویانی انجام شد که حداقل شش ماه از تحصیلشان در دانشگاه گذشته باشد. پس از کسب رضایت از شرکتکنندگان، پژوهشگران از طریق مصاحبه با دانشجویان اقدام به پر کردن پرسشنامه کردند. پرسشنامهها شامل دو ابزار پرسشنامه سلامت معنوی و پرسشنامه کیفیت زندگی ۳۶ سؤالی بودند.
یافتهها: بین نمره سلامت معنوی با متغیرهای جمعیتشناختی از جمله سن و وضعیت تأهل، ارتباط معنیداری مشاهده نشد. همینطور نمره کیفیت زندگی نیز با متغیرهای جمعیتشناختی ارتباط معنیداری نداشت. آنالیز دادههای مطالعه نشان داد که بین کیفیت زندگی با سلامت معنوی دانشجویان همبستگی مثبت وجود دارد (0/05 > P).
نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، بین کیفیت زندگی و سلامت معنوی دانشجویان دانشگاههای شهر اراک، ارتباط وجود دارد. لذا میتوان با تأمین نیازهای معنوی دانشجویان و ارتقاء سلامت معنوی آنان نسبت به بهبود کیفیت زندگی آنان اقدام کرد.
علیرضا رضایی آشتیانی، علی جدیدی، علی خانمحمدی هزاوه، سیدمحمد آقاییپور،
دوره 27، شماره 4 - ( 7-1403 )
چکیده
مقدمه: یکی از تظاهرات بالینی بیماری کروناویروس، علائم نورولوژیک میباشد. با اینحال به دلیل نوظهور بودن این ویروس، اطلاعات چندانی در خصوص علائم آن در دسترس نیست. لذا مطالعه حاضر با هدف بررسی توصیفی شیوع علائم نورولوژیک در بیماران مبتلا به کرونا ویروس در بیمارستانهای شهرستان اراک انجام شد.
روش کار: در این مطالعه، تمام بیماران بستری مبتلا به کرونا در دو مرکز درمانی شهرستان اراک که حاضر به شرکت در مطالعه بودند، به صورت سرشماری انتخاب شدند. پرسشنامهها شامل دو قسمت اطلاعات دموگرافیک و شیوع و شدت علائم نورولوژیک بود که توسط مصاحبه با بیماران تکمیل شدند.
یافتهها: 208 نفر از بیماران مبتلا با میانگین سنی 14/1 ± 60/5 سال در مطالعه شرکت کردند. از 20 مورد علامت نورولوژیک مورد بررسی فقط دو مورد (گزگز اطراف دهان و فلج اعصاب جمجمه) در بیماران وجود نداشت. بیشترین علائم شایع نورولوژیک در بیماران بستری به ترتیب شامل سردرد (82/5 درصد)، خستگی (81 درصد) و درد عضلانی (74/9 درصد) بود. از طرفی بر اساس مقیاس بصری، بیشترین شدت علائم مربوط به سردرد با میانگین شدت 7/5، خستگی با میانگین شدت 7/03 و ضعف عضلانی با شدت 6/9 به دست آمد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه نشان داد، شایعترین علائم نورولوژیک در بیماران مبتلا به کرونا شامل سردرد، خستگی و درد عضلانی و شدیدترین علائم نورولوژیک در این بیماران سردرد، خستگی و ضعف عضلانی میباشد. با توجه به یافتههای حاصل از این مطالعه، میتوان از این نتایج در تشخیص بیماران و پیگیری آنها بهره برد.
عاطفه خاکی، مریم باعزم، محمد بیات،
دوره 27، شماره 5 - ( 10-1403 )
چکیده
مقدمه: گلیفوسیت، یکی از معروفترین علفکشهایی است که استفاده از آن به دلیل استفاده زیاد از گیاهان زارعی مقاوم به گلیفوسیت رو به افزایش است. این ماده اثرات مخربی مانند اثرات سمی بر بافت عصبی، سلولها و دستگاه تولیدمثل از خود نشان میدهد. هدف از این مطالعه، بررسی اثرات سمی این ماده بر بافت تخمدان موشها و لقاح آزمایشگاهی تخمکها به دنبال تحریک تخمکگذاری بود.
روش کار: در این مطالعه، 32 موش ماده NMRI، به صورت تصادفی به گروههای زیر تقسیم شدند: شاهد، گلیفوسیت، تحریک تخمکگذاری، تحریک تخمکگذاری-گلیفوسیت. گلیفوسیت (0/5 درصد) از طریق اضافه شدن به آب آشامیدنی به مدت سه هفته به حیوانات داده شد. جهت تحریک تخمکگذاری حیوانات از هورمون های HMG و HCG استفاده شد. تخمکها از ناحیه آمپول جمعآوری شدند و بعد از بررسی کمیت و کیفیت آنها، بلوغ آزمایشگاهی انجام شد. در پایان این مطالعه، هیستوپاتولوژی تخمدان مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج ما نشان داد که تعداد فولیکولهای ثانویه و گراف در گروه گلیفوسیت بهصورت معنیداری کمتر از گروه شاهد بود درحالیکه تعداد فولیکولهای آترتیک افزایش یافت (0/05 > P). تعداد تخمکها در مرحله شکست ژرمینال وزیکول و متافاز 2 در گروه تحریک تخمکگذاری- گلیفوسیت در مقایسه با گروه تحریک تخمکگذاری کاهش یافت. بعد از بلوغ آزمایشگاهی هم تعداد تخمکها در مرحله شکست ژرمینال وزیکول و متافاز 2 در گروه تحریک تخمکگذاری-گلیفوسیت در مقایسه با گروه تحریک تخمکگذاری کاهش یافت.
نتیجهگیری: گلیفوسیت منجر به اثرات مخرب بر بافت تخمدان میشود. همچنین گلیفوسیت باعث نقص در اووژنز و لقاح آزمایشگاهی میشود.
داود شمسی، محسن محمدیان ساروی، خلیل علی محمدزاده، آزاده اشرفی،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: حکمرانی خوب بهعنوان یکی از مفاهیم اساسی در مدیریت نظامهای سلامت، نقشی کلیدی در ارتقای کارایی، اثربخشی و عدالت در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی ایفا میکند. این مفهوم با تأکید بر اصولی همچون شفافیت، پاسخگویی، مشارکت و قانونمندی، بهعنوان چارچوبی برای بهبود سیاستگذاری و مدیریت در نظام سلامت ایران مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف طراحی و ارائه مدل حکمرانی خوب در نظام سلامت با بهرهگیری از رهیافت ترکیبی تحلیل مضمون و روش حداقل مربعات جزئی در سال 1403 انجام شده است.
روش کار: روش تحقیق شامل دو بخش کیفی و کمی بود. در بخش کیفی، جامعه پژوهش مدیران، صاحبنظران حوزه بهداشت و درمان، خبرگان وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، و صاحبنظران دانشگاهی را شامل میشد. نمونهگیری به روش هدفمند و گلوله برفی انجام شد و ۱۷ نفر تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. در بخش کمی از روش حداقل مربعات جزئی (PLS) برای برازش مدل استفاده شد. جامعه آماری این بخش شامل کلیه کارشناسان و مدیران حوزه بهداشت و درمان ایران بود که بر اساس فرمول کوکران حداقل حجم نمونه ۳۸۴ نفر تعیین گردید.
یافتهها: نتایج تحلیل مضمون دادههای کیفی و برازش مدل پژوهش نشان داد که مدل نهایی حکمرانی خوب در نظام سلامت از هفت بعد اصلی تشکیل شده است: اثربخشی، کارآیی، عدالت، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت، قانونمندی و رهبری. هر یک از این ابعاد به مؤلفههای خاصی تفکیک شدند که اهمیت هر کدام در تقویت حکمرانی خوب مورد تأیید قرار گرفت.
نتیجهگیری: این مقاله با ارائه مدلی جامع از حکمرانی خوب در نظام سلامت، چارچوبی برای بهبود سیاستگذاری، مدیریت و عملکرد در این حوزه پیشنهاد میکند. مدل ارائهشده میتواند بهعنوان ابزاری برای تصمیمگیریهای استراتژیک و بهبود ساختارهای مدیریتی مورد استفاده قرار گیرد.
محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، محمد ارجمندزادگان، مونا مقدسی، آرش پروین،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده
مقدمه: در دنیای امروز، با گسترش فناوریهای الکترونیکی و تجهیزات تولیدکننده میدانهای الکترومغناطیسی، انسانها و سایر موجودات زنده بهطور مداوم در معرض این میدانها قرار دارند. این مواجهه میتواند تأثیرات بیولوژیکی قابلتوجهی بر رشد و عملکرد موجودات زنده داشته باشد. این پژوهش به ارزیابی تأثیر میدانهای مغناطیسی متناوب با شدتها و فرکانسهای مختلف بر میزان رشد باکتریهای اشریشیا کلی (Escherichia coli) به عنوان یک باکتری گرم منفی و استافیلوکوکوس اورئوس (Staphylococcus aureus) به عنوان یک باکتری گرم مثبت، پرداخته است.
روش کار: این مطالعه، اثر میدانهای مغناطیسی متناوب با شدتهای ۱ و ۲ میلیتسلا و فرکانسهای ۵۰، ۷۵، ۱۰۰ و ۱۵۰ هرتز بر رشد باکتریهای اشریشیا کلی و استافیلوکوکوس اورئوس مورد بررسی قرار گرفت. برای این منظور، از تکنیک شمارش صفحات استاندارد استفاده شد. نمونهها در دمای ۳۷ درجه سانتیگراد به مدت ۲۴ ساعت انکوبه شدند و تعداد کلونیها به صورت واحدهای تشکیلدهنده کلونی (CFU/ml) شمارش شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که تعداد کلونیهای اشریشیا کلی تحت تأثیر میدانهای مغناطیسی بهطور معنیداری بیشتر از گروه کنترل بود (0/05 > P). درمقابل، تعداد کلونیهای استافیلوکوکوس اورئوس پس از مواجهه با میدان مغناطیسی کاهش معنیداری (0/05 > P) را نشان داد.
نتیجهگیری: نتایج این مطالعه نشان داد که میدانهای مغناطیسی متناوب میتوانند تأثیرات متفاوتی بر رشد باکتریهای مختلف داشته باشند. طبق این نتایج، کاهش در تعداد کلونیها بر اثر اعمال میدان مغناطیسی در استافیلوکوکوس اورئوس مشاهده شد، در حالی که افزایش تعداد کلونیها در اشریشیا کلی دیده شد. این یافتهها میتوانند در توسعه روشهای جدید برای کنترل رشد باکتریها و کاربردهای بیوتکنولوژی مورد استفاده قرار گیرند.
علیرضا امانی، ملیحه صفری، قدرت اله روشنایی، علیرضا محمدی، امیر همتا، آیدین شاکری، یاسمن پوراندیش، سحر بیات، درسا بیگی، سعید جعفری،
دوره 28، شماره 6 - ( در حال تکمیل 1404 )
چکیده
مقدمه: بخش اورژانس، جزء ضروری سیستم مراقبتهای بهداشتی در هر کشوری است. بخش اورژانس در هر بیمارستان در طول 24 ساعت در روز آماده سرویسدهی به بیمارانی است که نیاز به مراقبت فوری پزشکی، جراحی یا سایر موارد هستند. هدف اصلی مطالعه حاضر، تعیین ویژگیهای اپیدمیولوژیک بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس در مرکز ریفرال در شهر اراک بود.
روش کار: مطالعه حاضر، یک مطالعه مقطعی است که بر روی 226127 بیمار مراجعهکننده به بخش اورژانس طی سالهای 1398-1401 انجام شد. اطلاعات مورد بررسی در این مطالعه بر اساس سامانه ثبت مربوط به بیماران مراجعهکننده به بخش اورژانس بیمارستان ولیعصر اراک انجام شد. تحلیل دادهها با استفاده از آمار توصیفی و آزمونهای آماری T-test و Chi-square مورد تجزیه تحلیل آماری قرار گرفت. سطح معنیداری آزمونها 0/05 > P در نظر گرفته شد.
یافتهها: میانگین (انحراف معیار) سن بیماران 36/3 (20/5) سال با دامنه سنی (1-103) بود. 147088 بیمار مرد بود (65 درصد). 2633 (1/2 درصد) بیماران فوت شدند. بیش از 50 درصد بیماران بین ساعت 8-16 مراجعه کرده بودند. 32/1 درصد بیماران مراجعه کننده بستری شدند. 63 درصد بیماران نیاز به جراحی داشتند. بین جنسیت، سن، سال مراجعه، فصل، ساعت مراجعه و اقدامات جراحی با نوع پذیرش و وضعیت بیمار در زمان ترخیص رابطه آماری معنیدار مشاهده شد (0/05 > P).
نتیجهگیری: آگاهی از اپیدمیولوژی و ویژگیهای دموگرافی و بالینی بیماران میتواند به تسهیل برنامهریزی به موقع برای استقرار کارکنان و تخصیص منابع برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد، بهبود نتایج درمان بیماران و افزایش رضایت بیماران از طریق مدیریت به موقع کمک کند.