جستجو در مقالات منتشر شده


72 نتیجه برای Mohamad

شاهین فاتح، محمد بهگام شادمهر،
دوره 16، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: تیموس در ایجاد بعضی از اختلالات و بیماریها نقشی اساسی دارد . درمان بعضی از این اختلالات ( بطور مشخص نئوپلاسم ها و میاستنی گراویس ) با برداشتن کامل تیموس امکان پذیر است.

مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی و گذشته نگر در یک دوره یازده ساله، کلیه موارد تایمکتومی انجام شده در دپارتمان جراحی توراکس دانشگاه شهید بهشتی را از نظر متغیرهایی چون سن ، جنس ، تشخیص اولیه ، تکنیک عمل جراحی ، عوارض ایجاد شده و نتایج عمل جراحی بیماران بررسی کرده است.

یافته ها: تعداد کل بیماران50 نفر( 46% مرد و 54% زن ) با متوسط سن بیماران 85/14 ± 46/41 سال بود. 40% موارد با تشخیص اولیه میاستنی گراو و 42% تیموما تحت عمل جراحی قرار گرفته و شایعترین علت مراجعه بیماران علائم میاستنی بود (50%). در 64% موارد تایمکتومی رادیکال انجام شد. تب و آتلکتازی (10%) ونارسایی تنفسی (12%) شایعترین عارضه و میزان مورتالیتی بعد از عمل 4% بود. شایعترین پاتولوژی گزارش شده تیموما (64%) و هیپرپلازی تیموس (20%) بود. در 40% بیماران بعد از عمل علائم بالینی از بین رفته یا کاهش زیادی یافته بود که اکثریت آنها مربوط به بیماران با تشخیص اولیه میاستنی گراویس (36%) بود. 50% بیماران پیگیری شده و میانگین زمان پیگیری در این بیماران 32/20 ± 36/41 ماه بوده است.

نتیجه گیری : عمل جراحی تایمکتومی با عوارض و مرگ ومیر کم ، امکان درمان ضایعات تیموس و در راس آنها Thymoma و میاستنی گراویس را فراهم می کند.


پوران کریمی، روشنک بیات ماکو، پروین دهقان، محمدرضا سلیمی موحد،
دوره 17، شماره 1 - ( فروردین 1393 )
چکیده

زمینه: سلنیوم عنصر منحصر به فردی است که دربهبود بیماریهای التهابی اثرمثبت دارد مسیر التهابی MAPK )پروتئین کینارهای فعال شونده با میتوژن( اعمال سلولی شامل پرولیفراسیون ،تمایز، مهاجرت،و آپوپتوز را تنظیم میکند .. هدف از این مطالعه پیدا کردن مکانیسم اثر سلنیوم بروقایع التهابی در پلاکتها یی است که در معرض استرس اکسیداتیو یا عوامل ترومبوتیک قرار میگیرند .

مواد وروش ها: این مطالعه یک مطالعه پایه ای –تجربی می باشد که روی پلاکتهای انسانی بدست آمده از 30 نفر فرد سالم (سن 12±35) انجام شده است در این پلاکتها تغییرات سطح فسفوریلاسیون سه پروتئین مهم مسیرMAPK یعنی p38 ، c-JNK) (c-jun kinase و ERK1/2 (Extracellular signal-regulated kinases1/2) . و میزان بیان P- سلکتین پلاکتی در حضورو عدم حضور سلنیوم باروش الایزای ساندویچی مورد اندازه گیری قرار گرفت. مهار دارویی برای مقایسه اثر سلنیوم با مهار کننده های کلاسیک کینازهای مربوط به فسفریلاسیون p38، ERK1/2 و JNK اعمال شد. نسبت درصد فسفریله به توتال برای نرمالیزه کردن نتایج فسفریلاسیون پروتئینها محاسبه ودر ارائه نتایج مورد استفاده واقع شد.

یافته ها: سلنیوم بیان P- سلکتین و سطح فسفریلاسیون p38، JNKوERK1/2 پلاکتی را بطور معنی دار در پلاکتهای تحریک شده با ox-LDL کاهش داد(05/0> p ). سلنیوم نتوانست سطح P- سلکتین پلاکتی را علی رغم کاهش درسطح فسفریلاسیون p38، JNK وERK1/2 در پلاکتهای فعال شده با ترومبین بطور معنی دارکاهش دهد.

نتیجه گیری: یافته های ما نشان دادند که سلنیوم میتواند التهاب را از طریق کاهش سرکوب مسیر پیام رسانی وابسته به p38 اعمال کند. این نتایج باعث توسعه دیدگاه سلنیوم درمانی درتخفیف التهاب ناشی از استرس اکسیداتیو در بیماریهای قلبی عروقی میشود.


محمدرضا ایمانی، عدنان تیزمغز، میراحمد سلماسی،
دوره 17، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده

مقدمه و هدف: کیست هیداتید یک بیماری انگلی به وسیله کرم نواری پهن بنام اکینوکوکوس گرانولوزوس می‎باشد. انسان میزبان واسطه یا تصادفی این انگل می‎باشد و به وسیله مصرف سبزیجات و گیاهان آلوده به مدفوع سگ و سگ سانان آلوده می‎شود. 65 الی 70 درصد موارد کیست‎ها در کبد تشکیل می‎شوند و در بقیه موارد درگیری ریه‎ها را شاهد هستیم و به ندرت نیز از سایر نقاط نظیر طحال، عضلات، استخوان‎ها و مغز نیز گزارش شده است. در ادامه این مقاله به صورت گزارش مورد، به یک تظاهر نادر بیماری کیست هیداتید می‎پردازیم.

گزارش مورد: خانم 41 ساله بارداری با تورم، قرمزی، درد ناگهانی توده قبلی از یک سال پیش در ران و زیر منطقه کشاله مراجعه کرده بود. در معاینه بالینی توده نرم به ابعاد 20 در 40 میلی‎متر با گرمی و قرمزی و در 4 سانتی‎متری زیر رباط اینگوینال در اندام تحتانی راست دیده ‎شد. در یافته‎های حین عمل، هنگام آسپیراسیون توده مایع سفید شیری رنگ خارج شد. سپس با برش جراحی، کیست هیداتید از زیر جلد به طور کامل خارج شد و به آزمایشگاه آسیب شناسی ارسال گردید. در سونوگرافی کبدی و گرافی قفسه سینه که متعاقب آن به عمل آمد، اثری از کیست هیداتید کبد و ریه یافت نشد.

نتیجه‎گیری: کیست هیداتید می‎تواند هر جایی از بدن انسان را درگیر کند اما اغلب موارد در کبد و ریه مشاهده می‎شود. اطلاعاتی از نحوه درگیر شدن اندام تحتانی بدون درگیری کبد و ریه در دست نیست. اما ممکن است این آلودگی از طریق لنفاتیک گوارش به لنفاتیک ناحیه اینگوینال سرایت کند و لذا در این موارد، درگیری کبد و ریه وجود نداشته باشد.


احد شفیعی، محمدرضا کردی، عباسعلی گائینی، مسعود سلیمانی، امین نکویی، وحید حدیدی،
دوره 17، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: Mir-210، میکروRNA پروآنژیوژنزی سلول‎های اندوتلیال می‎باشد. این میکرو RNA، از طریق سرکوب برخی هدف‎های ژنی و پروتئینی باعث فرآیند آنژیوژنز می‎شود. هدف از این مطالعه، تعیین چگونگی اثرگذاری تمرین تناوبی خیلی شدید بربیان ژن‎های Mir-210 و گیرنده EphrinA3 عضله نعلی رت‎های نر سالم بود.

مواد و روش‎ها: در این پژوهش تجربی- آزمایشگاهی12 سر رت نر نژاد ویستار در سن هشت هفتگی با میانگین وزن77/9±5/210 گرم انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل و تمرین تقسیم شدند. تمرین تناوبی خیلی شدید در پنج روز در هفته و در مجموع به مدت هشت هفته شامل سه تناوب (چهار دقیقه با شدت 90 تا 100 درصد VO2max و دو دقیقه با شدت 50 تا 60 درصد VO2max) بود. 24 ساعت پس از اتمام پروتکل تمرینی، رت‎ها تشریح و عضله نعلی آنها جدا شد. میزان بیان ژن‎های Mir-210 و گیرنده EphrinA3 با تکنیک Real time-PCR انجام گرفت. میزان بیان ژن‎های Mir-210 و گیرنده EphrinA3 با استفاده از روش∆∆CT-2 محاسبه شد. برای تعیین معنی‎دار بودن متغییرها بین گروه‎های تحقیق از آزمون آماری تی مستقل استفاده شد.

یافته‎ها: نتایج نشان داد، اجرای تمرینات تناوبی خیلی شدید موجب تغییر معنی‎داری بر بیان ژن Mir-210 نشد(16/0p=) ولی بیان ژن EphrinA3در گروه تمرین نسبت به گروه کنترل معنی‎دار شد(000/0p=).

نتیجه‎گیری: به نظر می‎رسد افزایش هرچند غیر معنی‎دار Mir-210 و کاهش بیان ژن EphrinA3 باعث عملکرد پروآنژیوژنزی سلول‎های اندوتلیالی می‎شود و افزایش VO2max رت‎ها در پی هشت هفته اجرای تمرینات تناوبی خیلی شدید می‎تواند ناشی از افزایش فرآیند آنژیوژنز باشد.


بهفر پاکباز، نوید رضا مشایخی، علیرضا علی سعیدی، محمدرضا طاهری نژاد، رضا شاه میرزایی،
دوره 17، شماره 5 - ( مرداد 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: بر قراری اولیه، کامل و پایدار جریان خون کرونری مهم‌ترین معیار برای درمان استاندارد بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST به شمار می‌رود. هدف از مطالعه حاضر ارزیابی ایمنی و اثر بخشی داروی اینتگریلین به عنوان مهار کننده گیرنده گلیکوپروتئین IIb/IIIa در بیماران مبتلا به انفارکتوس میوکارد با بالا رفتن قطعه ST است که تحت PCI اولیه قرار می‌گیرند.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی 106 بیمار مبتلا به انفارکتوس حاد میوکارد با صعود قطعه ST که با شکایت درد حاد قفسه سینه به اورژانس بیمارستان امیرالمومنین اراک مراجعه کردند وارد مطالعه شدند. بیماران به صورت تصادفی ساده به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با اینتگریلین بلافاصله قبل از انجام آنژیوپلاستی قرار گرفتند. گروه دوم نیز تحت درمان با آنژیوپلاستی عروق کرونر به روش معمول انجام گرفت.

یافته‌ها: پس از دریافت دارو و انجام آنژیوپلاستی میانگین TIMI Frame Count در گروه اول برابر با 04/8±7/15 و در گروه دوم برابر 4/5±2/14 بود که اختلاف معنی‌داری بین دو گروه وجود نداشت (4/0p=). میزان کسر جهشی بیماران دریافت کننده اینتگریلین در ماه‌های اول (043/0p=) و سوم (012/0p=) پس از درمان به طور معنی‌داری بیشتر از گروه شاهد بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج مطالعه حاضر به نظر می‌رسد استفاده از داروی اینتگریلین در زمان استاندارد، موجب سود بلند مدت بیماران و کاهش آسیب‌های وارده به دیواره قلب خواهد شد.


هما محسنی کوچصفهانی، مینا میرزامحمدی، داود سهرابی،
دوره 17، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: نانو ذرات می‌توانند با داشتن اندازه کوچک بر سد خونی بیضه‌ای غلبه کرده و بر فرایند اسپرماتوژنز تاثیر گذارند. هدف از این مطالعه بررسی اثرات نانو ذرات مولیبدن بر تغییرات روند اسپرماتوژنز و بافت بیضه در رت نر بالغ ویستار می‌باشد.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی 30رت نر بالغ ویستار به طور تصادفی به 5 گروه شش تایی شامل یک گروه کنترل، دو گروه شم و دو گروه تجربی تقسیم شدند. گروه کنترل تیماری دریافت نکرد. دو گروه تجربی دوز 5 و 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم نانو ذرات مولیبدن تری اکسید(20نانومتر) و دو گروه شم، سرم فیزیولوژی به صورت تزریق درون صفاقی دریافت نمودند. بعد از 28 روز، بیضه رت‌ها خارج شد و جهت بررسی‌های بافت‌شناسی در محلول ثابت کننده بوئن تثبیت گردید. برش‌های 5 میکرومتری با هماتوکسیلین-ائوزین رنگ آمیزی شدند.

یافته‌ها: در گروه تجربی که دوز 5 میلی‌گرم بر کیلوگرم نانو ذره دریافت کردند، کمی به هم ریختگی در سلول‌های اسپرماتوژنیک در تعدادی از لوله‌ها مشاهده شد. در گروه تجربی که دوز 10 میلی‌گرم بر کیلوگرم نانو ذره دریافت کردند، به علاوه در تعداد سلول‌های اسپرماتوژنیک و سرتولی در مقایسه با گروه کنترل کاهش معنی‌داری مشاهده شد.

نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج این تحقیق، مواجهه با مقادیر زیاد نانو ذرات مولیبدن، سیستم تولید مثلی نر را از طریق وابسته به دوز به هم می‌ریزد. بنابراین در استفاده از این نانو ذرات باید احتیاط شود.


علیرضا کمالی، مریم شکرپور، شیرین پازوکی، اسماعیل مشیری، محمدرضا طاهری نژاد، نیلوفر داداش پور، مجید گلستانی عراقی،
دوره 17، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده

زمینه وهدف: عارضه ناخوشایند آگاهی و بیداری در طی بی‌هوشی عمومی به طور بالقوه به عنوان یک نگرانی مهم و قابل توجه در بیماران محسوب می‌شود. بیمار ممکن است در حین بی‌هوشی به خواب رود اما به دلیل عدم سرکوب درد و درک حسی حین عمل، درد بکشد. هدف ما در این مطالعه تعیین اثر مانیتورینگ BIS بر سطح آگاهی حین بی‌هوشی در زنان کاندید سزارین غیر اورژانس است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی تـــصــادفــی دوسو کور، 214 بیمار ASA 1 و 2، بالای 15 سال کاندید سزارین انتخابی وارد مطالعه شدند. بیماران به طور تصادفی به دو گروه دریافت کننده بی‌هوشی بدون BIS و دریافت کننده بی‌هوشی با BIS تحت مانیتورینگ تقسیم شدند. بلافاصله پس از عمل، 24 ساعت بعد از عمل و 6-3 روز بعد از عمل میزان بیداری بیمار در حین عمل ارزیابی گردید. یافته‌ها: از 107 بیمار بدون مانیتور BIS ، 8 نفر (4/7 درصد) دچار آگاهی حین بی‌هوشی شده بودند و اسکور بیداری در آنها 2 و بیشتر از آن بود. این درحالی است که در گروه بی‌هوشی با مانیتور BIS هیچ یک از بیماران دچار آگاهی حین بی‌هوشی نشده بودند. میزان آگاهی حین بی‌هوشی در گروه کنترل به طور معنی‌داری بیشتر از گروه BIS بود (000/0p<). نتیجه گیری: بروز اگاهی حین بی‌هوشی در گروه با مانیتور BIS نسبت به گروه کنترل به طور چشم‌گیری کمتر میباشد.


احمدرضا باغستانی، محمودرضا گوهری، آرزو اروجی، محمدامین پورحسینقلی،
دوره 18، شماره 1 - ( فروردین 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان کولورکتال شایع‌ترین سرطان دستگاه گوارش می‌باشد. بررسی عوامل مؤثر بر زمان بقای این بیماران حائز اهمیت است. هدف از این پژوهش مقایسه مدل‌های پارامتری با برآورد خطای پیش‌بینی و شناسایی عوامل مؤثر بر زمان بقای بیماران مبتلا به سرطان روده بزرگ است.

مواد و روش‏ها: مطالعه حاضر از نوع مطالعات هم‌گروهی بود. در این مطالعه 600 بیمار مبتلا به سرطان روده بزرگ طی سال‌های 1380 تا 1385 به بیمارستان طالقانی شهر تهران مراجعه نمودند و حداقل 5 سال پی‌گیری شدند. برای تعیین عوامل مؤثر بر زمان بقای بیماران مدل‏های پارامتری وایبل، نمایی و لگ-لجستیک به داده‏ها برازش داده شد و این مدل‏ها با برآورد خطای پیش‌بینی به روش زیان آشکار با یکدیگر مقایسه شدند.

یافته‏ها: از 600 بیمار، 344(3/57 درصد) نفر مرد و 256(7/42 درصد) نفر زن بودند. از کل بیماران 151(2/25 درصد) نفر فوت کردند که 3/62 درصد آنها مرد بودند. در حالت تک متغیره زمان بقای بیماران با عوامل مرحله بیماری، شاخص توده بدنی، محل سرطان و جنسیت بیمار ارتباط معنی‌دار داشت اما در حالت چند متغیره تنها مرحله بیماری و شاخص توده بدنی عوامل مؤثر بر بقای این بیماران بودند. با استفاده از برآورد خطای پیش‌بینی به روش زیان آشکار، مدل لگ لجستیک بهترین مدل بود.

نتیجه‌گیری: با توجه به این که پیش‌بینی زمان بقای بیماران از اهمیت بالایی برخوردار است، لذا می‌توان نتیجه گرفت برای مقایسه مدل‌ها از برآورد خطای پیش‌بینی استفاده شود. علاوه بر آن از آنجایی که مرحله بیماری و شاخص توده بدنی از عوامل مؤثر در زمان بقای بیماران شناخته شد می‌توان با تشخیص به موقع و رعایت رژیم غذایی مناسب زمان بقای بیماران را افزایش داد.


احمد سروریان، محمد حسینی، مجتبی احمدلو،
دوره 18، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: «فیکوامولسیفیکاسیون» روش مدرن جراحی کاتاراکت است که این جراحی را از یک عمل با برش بزرگ به عملی با برش کوچک ارتقاء داده و موجب ترمیم سریع‌تر زخم و بازگشت بینایی می‌شود. بنابر این هدف از انجام این مطالعه مقایسه کارآیی و عوارض دو برش 2/3 میلی‌متری و 65/2 میلی‌متری در فیکوامولسیفیکاسیون می‌باشد.

مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی که در بیمارستان امیر کبیر اراک صورت گرفت، 78 بیمار با کاتاراکت وابسته به سن به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. نیمی از آنها تحت برش 2/3 میلی‌متری(گروه اول) و بقیه تحت برش 65/2 میلی‌متری (گروه دوم) قرار گرفتند. به رغم استفاده از استرومال هیدراتاسیون و در صورت باقی ماندن نشت، بالافاصله بعد از عمل، یک سوچور در بیماران تعبیه می‌گردید. روز بعد از عمل، بیماران از لحاظ پرولاپس عنبیه بررسی می‌شدند و در صورت وجود آن، یک عدد سوچور تعبیه می‌شد.

یافته‌ها: نشت مایع زلالیه از اتاق قدامی در گروه‌های اول و دوم به ترتیب 7/7 درصد و 6/2 درصد بود. دو گروه اول و دوم به ترتیب به 1/5 درصد و 2/3 درصد استرومال هیدراتاسیون نیاز داشتند که در حقیقت نیاز به سوچور در دو گروه اول و دوم به ترتیب 6/2 درصد و 0 درصد بود. در هیچ یک از دو گروه پرولاپس عنبیه رخ نداد.

نتیجه‌گیری: اختلاف آماری معنی‌داری از نظر نشت زخم و نیاز به سوچور و میزان پرولاپس عنبیه وجود نداشت(05/0p>). هم‌چنین در نوکلئوس‌های با سختی متوسط و پایین، برش کوچک‌تر و در نتیجه پایدارتر (یعنی 65/2 میلی‌متری) ارجح بود.


فاطمه اسکندری، شهره زارع کاریزی، محمد تقی اکبری،
دوره 18، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: در پاتوژنز سقط‏های مکرر جنین عوامل متعدد ژنتیکی و محیطی دخیل می‏باشند. تغییر فاکتورهای انعقادی خون طی دوران بارداری نقش مهمی در رخداد سقط مکرر جنین دارد. اخیرا ترومبوفیلی ارثی به عنوان عاملی برای سقط مکرر جنین شناخته شده ‏است. بنابر این در این مطالعه ارتباط میان چندشکلی فاکتور V (G1691A) و فاکتور II (G20210A) با سقط مکرر جنین در بیماران ایرانی بررسی شد.

مواد و روش ‏ها: در مجموع 203 زن در این مطالعه شرکت داشتند؛ 105 نفر با حداقل 2 سقط با علت ناشناخته به عنوان مورد و 98 نفر با حداقل 2 تولد موفق به عنوان شاهد مطالعه شدند. DNA ژنومی هر فرد از لوکوسیت‏های موجود در خون محیطی استخراج شد. وجود یا عدم جهش در ژن‏های فاکتور V (G1691A) و فاکتور II (G20210A) با روش PCR-RFLP و با استفاده از آنزیم‏های محدودالاثر Mnl1 و HindIII بررسی شد. در نهایت، اطلاعات با استفاده از آزمون آماری مربع کای ارزیابی شد.

یافته‏ ها: نتایج به دست آمده نشان داد شیوع چند شکلی‏‏های فاکتور V (G1691A) و فاکتور II (G20210A) در دو گروه شاهد و مورد از لحاظ آماری تفاوت معنی‏داری ندارد.

نتیجه‏ گیری: با توجه به نتایج این بررسی، چندشکلی‏‏های مذکور نقشی در اتیولوژی سقط مکرر جنین در جمعیت مورد مطالعه ندارند.


محمدرضا هاشم زاده، مجتبی سعادتی، محمدرضا باغبان اسلامی نژاد، رضا افلاطونیان، مختار زارع،
دوره 18، شماره 3 - ( خرداد 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: شیگلا عامل شیگلوز انسان است و لیپوپلی ساکارید آن به کمک TLR4 شناسایی می‏شود. TLR4 از خانواده گیرنده‏های شبه TOLL بوده و بسیاری از مسیرهای ایمنی با تحریک این گیرنده‏ها راه اندازی می‏شوند. تحقیقات بسیاری افزایش بیان TLR4 در سلول‏های بنیادی مزانشیمی تحت تاثیر لیپوپلی ساکارید را نشان می‏دهد. هدف مهم این مطالعه شناسایی لیپوپلی ساکارید مناسب سویه‏های شیگلا از طریق تحریک سیستم ایمنی برای مطالعات واکسن می‏باشد.

مواد و روش‏ها: در این مطالعه تجربی، سلول بنیادی مزانشیمی انسانی مشتق از مغز استخوان از طریق سه رقت 1/0، 01/0 و 001/0 عصاره سویه‏های شیگلا (فلکسنری، دیسانتری و سونئی) که حاوی لیپوپلی ساکارید می‏باشد تیمار شد. سپس بیان TLR4 در سطح RNA با تکنیک‏های RT-PCR و Q-PCR ارزیابی گردید. سلول‏های تیمار شده با فسفات بافر سالین به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند.

یافته‏ها: بیان TLR4 در همه گروه‏های تیمار به جز گروه‏های تیمار با غلظت نسبی 001/0 سونئی و دیسانتری و هم چنین گروه کنترل مشاهده شد. تغییرات بیان TLR4 در همه گروه‏های تیمار وابسته به دوز بود. بیشترین بیان مربوط به تیمار با عصاره شیگلا فلکسنری و کم ترین آن مربوط به شیگلا سونئی بود. استفاده از لیپوپلی ساکارید خالص باکتری اشرشیاکلی به عنوان کنترل مثبت نشان داد که لیپوپلی ساکارید موجود در عصاره شیگلا مسئول افزایش بیان TLR4 می‏باشد.

نتیجه‏گیری: با توجه به افزایش بیان TLR4 از طریق عصاره شیگلا، این عصاره برای افزایش بازدهی واکسن توصیه می‏شود.


ساره محمدی، زهرا اسلامی راد، رضا حاجی حسین، مجتبی دیده دار،
دوره 18، شماره 12 - ( اسفند 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: توکسوکاریازیس بیماری انگلی ناشی از حضور لارو انگل توکسوکارا در بدن انسان است. خاک به عنوان مخزن نگه‌داری تخم‌های انگل توکسوکارا اهمیت ویژه‌ای در انتشار این بیماری دارد، زیرا سگ و گربه تخم انگل را همراه مدفوع خود به داخل خاک می‌ریزند. با وجود تعداد زیاد سگ و گربه ولگرد در اماکن شهری مانند اراک داشتن اطلاعات در زمینه میزان آلودگی خاک اماکن عمومی شهر حائز اهمیت است. از این رو، در این مطالعه به بررسی میزان آلودگی خاک پارک‌های عمومی اراک با تخم توکسوکارا پرداختیم.

مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، 60 نمونه خاک از 15 پارک عمومی شهر اراک در طی تابستان سال 1394 جمع‌آوری شد. این خاک‌ها به روش شناورسازی آماده شده و از طریق میکروسکوپ مطالعه شدند.

یافته ها: نتایج مطالعه نشان داد که 4 پارک(6/26 درصد) از 15 پارک مورد مطالعه آلودگی به تخم توکسوکارا را داشتند. بیشترین میزان آلودگی در محل قدم زدن و نشیمن پارک‌ها مشاهده شد. هم‌چنین در این مطالعه 2 پارک آلوده در مرکز و 2 پارک در جنوب شرقی شهر اراک قرار داشتند.

نتیجه گیری: با توجه به زیاد بودن میزان آلودگی خاک پارک‌های اراک لازم است که مسئولان بهداشتی این شهر برنامه‌هایی در جهت پیش‌گیری از آلودگی انسان طراحی و اجرا نمایند.


زهرا عبدالعلیان، محمد رفیعی، احمدرضا باغستانی، محمد امین پورحسینقلی، طهورا دانشور،
دوره 19، شماره 9 - ( آذر95 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: مدل های شفایافته برای تحلیل داده های بقا در حضور افراد با بقای طولانی مدت ارائه شده است. مدل های شفایافته مدل هایی از بقا هستند که در ان فرض می شود نسبتی از افراد هرگز رخداد را دریافت نکنند. در نتیجه منحنی بقا در نهایت مسطح می شود. از اینرو استفاده از مدل های بقای استاندارد مناسب نیست چون در این روش ها احتمال شفایافتگی محاسبه نمی شود. هدف از این تحقیق استفاده از مدل شفایافته غیر امیخته و کاربرد ان بر روی داده های سرطان کولورکتال است

روش بررسی:: در این پژوهش اطلاعات مربوط به 232 بیمار مبتلا به سرطان کولورکتال از مرکز تحقیقات گوارش و کبد بیمارستان طالقانی تهران ثبت گردید. اطلاعات این بیماران طی سال های 1366 تا 1391 ثبت شده است و بیماران تا سال 1392 پیگیری شده اند. اثر متغیرهای سن، جنس، سابقه خانوادگی، شاخص توده بدنی و محل درگیری مورد بررسی قرار گرفت. در تحلیل داده ها از روش کاپلان مایر و مدل شفایافته غیرآمیخته استفاده شد.

یافته ها: بقای 10 ساله بیماران بعد از تشخیص 64% بوده است. از بین افراد حاضر در مطالعه 60 نفر(25.8%) به علت سرطان کولورکتال فوت کردند. میانگین سنی بیماران 51.6 سال بود. بر اساس مدل شفایافته غیر امیخته رده سنی 45 تا 65 سال و شاخص توده بدنی معنادار شد.

نتیجه گیری: هنگامی که جامعه مورد بررسی به دو گروه مستعد و ایمن تقسیم می شود استفاده از مدل نیمه پارامتری کاکس موجب کم براوردی تابع بقا می شود. از اینرو باید از مدل های شفایافته استفاده نمود.

کلید واژه: تحلیل بقا، مدل شفایافتگی غیرآمیخته، سرطان کولورکتال


شیرین عبدالوند، مهدی مغنی باشی، پریسا محمدی نژاد،
دوره 20، شماره 3 - ( خردادماه 1396 1396 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: شیوع سرطان معده در دو جنس متفاوت و به نسبت ۲ به ۱ در مردان شایعتر است. مهم‌‌ترین دلیل بیولوژیکی آن تفاوت هورمونهای جنسی میباشد که میتواند منجر به تفاوت بیان ژنها در دو جنس گردد و این به نوبه خود باعث تفاوت بروز بیماریها در دو جنس میشود. اخیرا‍‍ مطالعات نشان دادهاند که miRNAها در تفاوت بیان ژنها نقش دارند. با توجه به وجود دو شکلی جنسیتی در بروز سرطان معده و عناصر پاسخ دهنده به هورمونهای جنسی در ناحیه تنظیمی ژنهای  miR-146aو miR-148a ، در این مطالعه بیان این دو ژن در معده مردان و زنان سالم در گروههای سنی مختلف مقایسه شد.

مواد و روشها: با استفاده از آندوسکوپی از ناحیه آنتروم معده ۳۵ زن و ۳۵ مرد سالم نمونهگیری شد. پس از استخراج RNA و سنتز cDNA (Complementary DNA)، بیان ژنهای miR-146a و miR-148a در دو جنس با استفاده از تکنیک Real-time RT-PCR مقایسه شد و دادهها با آزمونهای آماری تی مستقل و آنووا تجزیه و تحلیل گردید.

یافتهها: بیان ژنهای miR-146a و miR-148a در مردان و زنان تفاوت معنیداری را نشان نداد. بیان ژنmiR-146a در مردان زیر ۴۵ سال به طور معنیداری بیشتر از مردان بالای ۴۵ سال بود (p=0.017، 14 df= و t=1.47) و بیان ژن miR-148a در مردان بالای ۴۵ سال به طور معنیداری بیشتر از مردان زیر ۴۵ سال بود (p=0.001، df= 12 و t=1.28); در حالی که بیان هر دو ژن در زنان زیر ۴۵ سال و زنان بالای ۴۵ سال اختلافی را نشان نداد.

نتیجهگیری: بیان ژن miR-146a در معدهی مردان با افزایش سن کاهش مییابد، در حالی که بیان ژن miR-148a در معدهی مردان با افزایش سن افزایش مییابد.


احمد خواجه گندمانی، رحمت الله فتاحیان دهکردی، محمد سعید حیدرنژاد، محسن جعفریان دهکردی،
دوره 20، شماره 5 - ( مردادماه 1396 1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: در این پژوهش، اثر نانوذره‌ی‌‌ اکسید روی (ZnO NPs) و تیامین بر عملکرد بیوشیمیایی سرم و هیستوپاتولوژی کلیه به دنبال دیابت تجربی در موش بررسی شد.
مواد و روش‌ها: برای این منظور، 56 سر موش به طور تصادفی در 8 گروه 7 تایی قرار گرفتند. دو گروه از حیوانات به عنوان گروه کنترل (A) و گروه تیامین (G) در نظر گرفته شدند. سایر گروه‌ها از طریق آلوکسان با دوز 180 میلی گرم بر کیلوگرم دیابتی شدند. موش‌های گروه B به عنوان گروه دیابتی تنها در نظر گرفته شدند. غلظت های 1/0 و 5/0 میلی گرم بر کیلوگرم نانوذره‌ی‌‌ اکسید روی به ‌صورت درون صفاقی به گروه های C و D تزریق گردید. غلظت های 1/0 و 5/0 میلی گرم بر کیلوگرم نانوذره‌ی‌ اکسید روی همراه با تیامین (30 میلی گرم بر لیتر) به گروه های E و F تزریق شد. به موش‌های گروه H فقط نانوذره‌‌ با غلظت 1/0 میلی گرم بر کیلوگرم تزریق گردید. تغییرات ایجاد شده در بافت کلیه همراه با برخی فاکتورهای بیوشیمیایی اندازه‏گیری شد.
یافته‌ها: نتایج حاصله نشان داد که دیابت سبب تغییر میزان برخی فاکتورهای بیوشیمیایی سرم خون (آنزیم GGT، BUN و کراتینین) موش گردید (05/0p<). اما تجویز نانوذرات و تیامین کاهش این اثرات منفی را به همراه داشت. ابتلا به دیابت سبب تغییر بافت کلیه موش ها به صورت آشفتگی انسجام بافت داربست، از هم گسیختگی برخی از لوله‌های پیچ‌خورده و پر‌خونی در داخل بافت هم‌بندِ داربست شد.
نتیجه‌گیری: درمان موش های دیابتی با نانوذره ZnO NPs و تیامین موجب بهبودی نسبی در ساختار هیستوپاتولوژی کلیه و سطوح بیوشیمیایی خون گردید.
 
بیتا کاویانی، حسین سازگار، نوشا ضیاء جهرمی، فرزانه محمدی فارسانی،
دوره 20، شماره 11 - ( بهمن ماه 1396 1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه، بررسی نقش پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی rs137852599 موجود در ژن کد کننده‌ی گیرنده‌ی آندروژن بر مقاومت دارویی بیماران دارای سرطان پروستات به داروی انزالوتامید است.
مواد و روش‌ها: در پژوهش مورد- شاهدی حاضر، آنالیز ARMS-PCR بر روی ژن کدکننده‌ی گیرنده‌ی آندروژن در ۵۰ بیمار مبتلا به سرطان پروستات دارای مقاومت به دارو و ۵۰ بیمار مبتلا به سرطان پروستات بدون مقاومت دارویی انجام گرفت. تحلیل‌های آماری با استفاده از سرور GeNePop صورت گرفت و نتایج به دست آمده از طریق سرور SISA مورد بررسی قرار گرفت.
یافته‌ها: فراوانی آللی در rs137852599 برای آلل‌های A و C در گروه مقاوم به دارو برابر با 78/۰ و 22/۰ و در گروه غیر مقاوم به دارو برابر با 94/۰ و 06/۰ بود. نتایج نشان می‌دهد که ارتباط معناداری بین وجود مقاومت دارویی و پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی rs137852599 وجود دارد (02/0 = p).
نتیجه­گیری: وجود پلی‌مورفیسم‌های تک نوکلئوتیدی می‌تواند باعث ایجاد مقاومت‌های دارویی در افراد مبتلا به سرطان پروستات گردد. در نتیجه، بررسی وجود این پلی‌مورفیسم‌ها می‌تواند در تجویز داروی مناسب در این بیماران تأثیرگذار باشد.
 

آصفه ده مرده قلعه نو، مریم قوی دل علی آبادی، زینب شاه محمدی، ملیحه مهرشاد، محمدعلی آموزگار، ابوالقاسم دانش،
دوره 20، شماره 12 - ( اسفندماه 1396 1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: امروزه، با توجه به رشد روزافزون مقاومت ضدمیکروبی، کشف و تولید داروهای ضدمیکروبی جدید مورد تأکید است. هدف از این مطالعه، بررسی باکتریهای هالوفیل یا هالوتالرنت تولیدکنندهی آندوسپور جداشده از مناطق مختلف ایران به‌منظور غربال­گری گونه‌های تولیدکننده مواد فعال ضدمیکروبی است.
مواد و روش‌ها: تعداد 62 ایزوله از دریاچه‌های شور مختلف ایران جداسازی شدند، تولید آندوسپور مورد بررسی قرار گرفت و شناسایی تکمیلی با استفاده از توالی‌یابی ژن 16S rRNA انجام شد. غربال­گری به روش دو لایه در محیط‌کشت آگار به‌گونه‌ای انجام شد که دو باکتری اندیکاتور باسیلوس سرئوس (ATCC 14579) و اشرشیا کلی (PTCC 1330) در لایه‌ی بالایی تلقیح شدند. در انتها تولید ماده‌ی فعال ضدمیکروبی در یک دوره زمانی هفت روزه مورد بررسی قرار گرفت و در ادامه اثر غلظت آگار در لایه‌ی پایینی بر انتشار متابولیت ضدباکتریایی مطالعه شد.
یافته‌ها: سویه‌های  WT6و R4A19 با تولید ماده ضدمیکروبی رشد هر دو باکتری باسیلوس سرئوس و ایشرشیا کلی را مهار کردند. هاله‌ی عدم رشد فقط بر علیه اشرشیا کلی، زمانی‌که سویه‌ی R4A20 در لایه‌ی پایینی کشت داده شده بود، مشاهده شد؛ درحالی‌که چهار سویه R4S2، LbS2، RF1 و WT19 فقط توانستند رشد باسیلوس سرئوس را مهار کنند. حداکثر تولید ماده فعال ضد‌میکروبی برای سویه WT6 علیه باسیلوس سرئوس و اشرشیا کلی به‌ترتیب بعد از روز سوم و چهارم به‌دست آمد، درحالیکه سویه‌ی R4A20 ماده‌ی فعال را پس از 5 روز به تولید بهینه رساند. در اندازه شعاع هاله عدم‌ رشد در غلظت‌های متفاوت آگارِ موجود در لایه‌ی پایه، تفاوت معناداری مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: باکتری‌های هالوفیل یا هالوتالرنت تولید‌کننده آندوسپور جداشده از نقاط مختلف ایران به عنوان میکروارگانیسم­ های ضدباکتریایی جالب، ارزش بررسی و تحقیق بیشتری دارند.

سعید محمدی مولود، علی حیدریان پور، الناز شکری،
دوره 21، شماره 2 - ( ارديبهشت ماه 1397 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تمرینات ورزشی زیر بیشینه بر غلظت سرمی عامل نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و عملکرد توجه پسران دبستانی مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی (ADHD) انجام شد.
مواد و روش­ها: روش پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش­آموزان پسر مقطع ابتدایی بودند که در بررسی­های اولیه دارای علائم نقص توجه و بیش فعالی تشیخص داده شده و جهت بررسی بیشتر و درمان در سال تحصیلی 96-95 به هسته مشاوره و روانشناسی آموزش پرورش منطقه سردرود ارجاع داده شده بودند. از جامعه مذکور، 30 پسر 7 تا 12 ساله به عنوان نمونه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل و آزمایش گمارده شدند. برای تشخیص نقص توجه از پرسشنامه کانرز نسخه والدین و مصاحبه بالینی، جهت سنجش میزان توجه از آزمون عملکرد توجه پیوسته(CPT) و برای اندازه­گیری سطوح سرمی BDNF از کیت شرکت استوبیوفارم استفاده شد. آزمودنی­های گروه آزمایش به مدت 12 هفته و در قالب 36 جلسه تمرینی 25 تا 75 دقیقه­ای به تمرینات هوازی با شدت 45 تا 75 درصد حداکثر ضربان قلب پرداختند. داده­ها با روش تحلیل کواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل گردید.
یافته­ها: نتایج نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از لحاظ سطوح سرمی BDNF و عملکرد توجه پیوسته تفاوت معنادار وجود دارد (001/0>p).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج حاضر می­توان گفت تمرینات زیربیشینه باعث افزایش BDNF و در نتیجه بهبود توجه در دانش­آموزان پسر دارای اختلال نقص توجه/بیش فعالی می­گردد.

فاطمه سیف، محمدرضا بیاتیانی،
دوره 21، شماره 4 - ( دوماهنامه مرداد و شهریور 1397 )
چکیده

رشد غیرطبیعی و مهارنشده سلولها میتواند منجر به سرطان شود. در کشورهای پیشرفته، سرطان دومین عامل مرگ و میر و در کشور ما سومین عامل مرگ و میر (بعد از بیماریهای قلبی، عروقی و سوانح وتصادفات) است. طبق آمار منتشر شده توسط «موسسه ارزشیابی و سلامت» (در سال 2015) در بررسی 32 سرطان در 195 کشور بین سالهای 2005 تا 2015 ابتلا به سرطان 33 درصد افزایش یافته است (1).
پرتودرمانی یکی از رایجترین روشهای درمان سرطان است که میتواند به تنهایی یا همراه با سایر روشهای درمانی مانند جراحی، شیمیدرمانی یا هورموندرمانی مورد استفاده قرار گیرد. تقریباً 52 درصد از بیماران مبتلا به سرطان در طول دوره درمان خود تحت پرتودرمانی قرار میگیرند که سهم آن در درمان 50 درصد است (2). در پرتودرمانی از تابش پرتوهای گاما یا ایکس و یا ذرات شتابدار برای از بین بردن سلولهای تومورال استفاده میشود (3). در گذشته، پرتودرمانی به صورت دوبعدی با استفاده از میدان‌های مستطیلی و بر اساس تصویربرداری معمولی انجام میشد که امروزه با «رادیوتراپی سهبعدی تطبیقی» جایگزین شده است. در درمان سهبعدی بر اساس سیتیاسکن و دیگر روشهای تصویربرداری، حجمهای درمانی مانند: «حجم تومور اصلی» (GTV)، «حجم هدف با درنظر گرفتن گسترش میکروسکوپی تومور و شرایط بالینی» (CTV)، «حجم هدف با در نظر گرفتن حرکات داخلی بدن» (ITV)، «حجم هدف بر اساس شرایط ست آپ» (PTV) و همچنین ارگانهای حساس مربوطه با دقت بالا برای طراحی درمان استفاده میشود (4).
در سالهای اخیر با پیشرفت علوم کامپیوتری در طراحی درمان و نیز تجهیزات شتابدهندهها در نحوه واگذاری دوز به بیمار، درمان به سمت «پرتودرمانی با شدت تعدیل شده» (IMRT) رفته است. در IMRT هر میدان تابشی از تعدادی زیرمیدان تابش تشکیل میشود و اشعهای با شدت متفاوت ایجاد میگردد. این درمان به ویژه برای نواحی دارای انحنا و هنگامی که ارگانهای در معرض خطر در مجاورت تومور قرار دارند کاربرد دارد. انجام IMRT میتواند به صورت استاتیک، داینامیک، IMRT با پرتوهای مخروطی چرخشی، IMRT با پرتوهای بادبزنی چرخشی یا توموتراپی باشد (5). هنگام استفاده از مارژین برای کانتور حجمهای مختلف درمانی لازم است به این نکته توجه شود که کوچک لحاظکردن مارژین ممکن است سبب ازدست دادن ناحیه تومورال شود و ازطرفی زیاد لحاظکردن مارژین میتواند سبب آسیب به بافتهای سالم شود. استفاده از «پرتودرمانی با هدایت تصویربرداری» (IGRT) سبب کاهش اینگونه خطاها و افزایش دقت در درمان میشود. امروزه، در کشورهای پیشرفته، برای از بین بردن تومورهای غیرقابل جراحی مانند برخی از تومورهای مغزی از «پرتودرمانی استریوتاکتیک» (SRT) استفاده میشود. در این روش درمانی، دوز تجویز شده معمولاً تا پنج جلسه به تومور واگذار میگردد. نکته مهم در این روش درمانی استفاده از وسایل بیحرکتسازی بیمار است که معمولا فریمهای مربوطه بهکار برده میشوند (6). در این راستا میتوان از «سایبرنایف» نام برد که درواقع یک سیستم استریوتاکتیک است که در آن منبع تولید اشعه ایکس بر روی یک ربات نصب شده و امکان دستیابی به زوایای مختلف را میدهد. درمان در این روش بر پایه تصویربرداری سه بعدی استوار است که با کمک تصاویر میتوان تومور را به طور دقیق شناسایی نمود. از سایبرنایف میتوان برای درمان تومورهای کوچک با دقت بالا استفاده کرد (7).
علاوه بر درمان بهوسیله تابش پرتوهای ایکس میتوان از تابش یونها مانند پروتون جهت از بین بردن سلولهای سرطانی استفاده نمود. یکی از ویژگیهای مهم درمان با پروتون نحوه واگذاری دوز جذبی این ذرات در بافت است. منحنی درصد دوز جذبی این پرتو در بافت بسته به انرژی مورد استفاده، دارای یک قله ماکزیمم در عمق مشخص به نام پیک براگ است که میتواند بیشترین دوز اشعه را در محل تومور واگذار نماید (8).
در سالهای اخیر، پیشرفتهای زیادی در زمینه رادیوتراپی در ایران انجام شده است، اما هنوز برخی از تجهیزات مربوط به درمانهای پیشرفته وجود ندارد. از طرفی، با توجه به آمار قابلتوجه سرطان در کشور لازم است در ابتدا اطلاعات درستی درمورد میزان ابتلا به سرطان وجود داشته باشد. بایستی توجه داشت که استفاده از سیستمهای ثبت فقط مبتنی بر اطلاعات آزمایشگاهی (پاتولوژی) باعث کمشماری در آمار سرطان میشود که در ایران ثبت آمار بدین روش است. این در حالی است که سیستم ثبت سرطان کشورهای توسعه یافته علاوه بر جمعآوری اطلاعات آزمایشگاهی به جمع‌آوری اطلاعات بالینی و مرگ و میر بیماران نیز می‌پردازد. عامل دیگری که سبب ایجاد خطا در آمار ثبت سرطان میشود پوشش جمعیتی ثبت سرطان است؛ برای مثال، میزان پوشش جمعیتی در ایالات متحده 99 درصد، استرالیا و نیوزلند 86 درصد و اتحادیه اروپا 57 درصد است؛ در حالی که میزان پوشش در کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی تنها 21 درصد و در کشورهای آفریقایی و کشورهای آسیایی به ترتیب 11 و 8 درصد است (1). بنابراین به نظر میرسد که در کشور ما ابتدا باید ثبت درستی از سرطان صورت گیرد و سپس بر اساس نیازسنجی مربوط به مناطق مختلف، در خصوص تاسیس و تجهیز مراکز پرتودرمانی اقدام گردد.
 

فتح الله محقق، مهران محسنی، نسرین رباط میلی، محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، نیرسادات مصطفوی،
دوره 21، شماره 6 - ( دو ماهنامه آذر و دی 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پرتودرمانی، نابودی سلولهای سرطانی است و در تمام بیماران مبتلا به سرطان پستان باعث کاهش عود مجدد در آینده، تسکین درد در تومورهای موضعی و علائم متاستازها میشود. روشهای درمانی مختلفی مانند فیلدهای الکترونی یا فوتونی یا ترکیبی از هر دو نوع فیلد وجود دارد.
مواد و روشها: در این مطالعه برای درمان غدد لنفاوی ناحیهای سوپراکلاویکل از دو روش درمانی 1) درمان فوتون و 2) ترکیب فوتون–الکترون در پرتودرمانی استفاده شد. 30 بیمار مبتلا به سرطان پستان (راست) همراه با درگیری غدد لنفاوی ناحیهای انتخاب شدند. با استفاده از نرم‌افزار ایزوگری اطلاعات طراحی درمان بیماران با دو روش مذکور بهدست آمد.
یافتهها: ماکزیمم و میانگین دوز رسیده به سوپراکلاویکل در روش اول 64/1±08/52 و 51/59±0/42 گری و برای روش دوم 64/1±24/54 و 43/0±67/43 گری گزارش شد. V90 (درصدی از حجم سوپراکلاوکل که 90 درصد دوز تجویزی را دریافت کرده است) در روش اول 94/1±74/59 درصد و در روش دوم 94/0±26/70 درصد محاسبه و مقدار p، 004/0 گزارش شد. ماکزیمم دوز رسیده به نخاع در دو روش اول 9/1±66/14 و 92/22±0/10 و برای تیروئید به ترتیب 1/3±62/42 و 02/5±67/37 گری بود.
نتیجهگیری: طبق نتایج ماکزیمم دوز رسیده به نخاع و تیروئید در روش جدید با سطح معنیداری کاهش داشت. ماکزیمم و میانگین دوز رسیده به سوپراکلاویکل در درمان جدید افزایش داشت. پوشش دهی حجم تومور در روش جدید بهینهتر گزارش شد.


صفحه 3 از 4     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb