72 نتیجه برای Mohamad
علیرضا سوسن آبادی، محمد جواد باقری، امراله چیت سازان،
دوره 4، شماره 4 - ( زمستان 1380 )
چکیده
مقدمه: تهوع و استفراغ از تظاهرات شایع بسیاری از اختلالات عضوی و عملکردی است که به طور مکرر بعد از اعمال جراحی و بیهوشی عمومی ایجاد می شود. این حالت علاوه بر اینکه برای بیماران ناخوشایند می باشد ممکن است سبب ایجاد عوارضی برای ایشان گردد. در این مطالعه استفاده از یک روش غیر دارویی و غیر تهاجمی تحت عنوان طب فشاری (که خود یکی از روش های از طب سوزنی است) با تزریق وریدی متوکلوپرامید جهت جلوگیری از تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی و بیهوشی عمومی مورد مقایسه قرار گرفت.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه تجربی در سطح کارآزمایی بالینی است که به شکل کنترل دار و به منظور مقایسه اثر کلینیکی متوکلوپرامید وریدی و طب فشاری جهت جلوگیری از تهوع و استفراغ بعد از اعمال جراحی و بیهوشی عمومی در اتاق عمل بیمارستان ولی عصر (عج) با استفاده از نمونه گیری تصادفی انجام شده است. نمونه های پژوهش تعداد 420 بیمار بودند که جهت اعمال جراحی شکم (لاپاراتومی) به اتاق عمل بیمارستان ولیعصر(عج) مراجعه نموده بودند. بیماران در سه گروه 140 نفره شامل گروه طب فشاری، متوکلوپرامید و شاهد گنجانده شده و مطالعه به صورت مقایسه ای و جمع آوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و تجزیه و تحلیل آماری صورت گرفت.
نتایج: بیمارانی که طب فشاری و یا متوکلوپرامید در خلال بیهوشی عمومی برای اعمال جراحی شکم دریافت کرده بودند نسبت به گروه شاهد تهوع و استفراغ کم تری داشتند. در وقوع تهوع و استفراغ بین دو گروه بیمارانی که طب فشاری و متوکلوپرامید دریافت کرده بودند اختلاف معنی داری وجود نداشته و تقریبا تاثیر یکسانی داشتند. با توجه به جداول و محاسبه آماری و به دست آوردن Odds-Ratio برابر (OR=0/6) بین دو گروه متوکلوپرامید و طب فشاری اختلاف معنی داری به لحاظ بروز تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی و بیهوشی عمومی دیده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، استفاده از طب فشاری به عنوان یک روش غیر تهاجمی و غیر دارویی، کم هزینه و بدون عارضه جانبی، جهت جلوگیری یا کاهش تهوع و استفراغ بعد از اعمال جراحی و بیهوشی عمومی پیشنهاد می شود.
محمدرضا رضوانفر، آزاده غفاری،
دوره 4، شماره 4 - ( زمستان 1380 )
چکیده
مقدمه: کتواسیدوز دیابتی(DKA) از عوارض حاد بیماران مبتلا به دیابت وابسته به انسولیم می باشد که عدم درمانه به موقع آن توام با مورتالیتی بالائی خواهد بود.
روش کار: این مطالعه به منظور بررسی در علائم بالینی، یافته های آزمایشگاهی و فاکتورهای مساعد کنندهDKA بیماران دیابتی بستری در بیمارستان حضرت ولی عصر (عج) اراک انجام شد. این مطالعه که از نوع توصیفی و به شکل مقطعی می باشد با روش نمونه گیری پواسن بستری به مدت 2 سال روی 30 بیمار مبتلا به DKA بستری شده در بیمارستان ولیعصر انجام گرفته است .
نتایج: از مجموع بیماران 20% را پسران و 80% را دختران تشکیل می دادند. غالب بیماران (83/3%) از قبل انسولین دریافت می کردند، در حالیکه در 16/6% بیماران، اولین شناسائی آنها به صورتDKA بوده است. شایع ترین عامل بروزDKA در این مطالعه قطع انسولین بوده (50%) و اکثر مواردDKA در دو روز اول قطع انسولین اتفاق افتاده بود. (60%) شایع ترین علامت بالینی در بیماران DKAَ ضعف و بی حالی بود که در 100% بیماران وجود داشت و در درجه بعدی علائم گوارشی و ریوی (تنفس اسیدوتیک) بودند که در 96/6% بیماران مشاهده شد. کاهش سطح هوشیاری نیز در 60% بیماران موقع مراجعه وجود داشت. در 20% بیماران هیپرکالمی و تنها در 3/3% بیماران هیپوکالمی وجود داشت. در هیچ یک از بیماران هیپرناترمی وجود نداشت و هیپوناترمی فقط در یک بیمار وجود داشت.
نتیجه گیری: تلاش در جهت آموزش بیماران و آگاهی دادن در مورد علائم اولیه و شایعDKA نقش مهمی در کاهش مورتالیتی این بیماری خواهد داشت.
محمد رضا پالیزوان، احسان اله غزنوی راد،
دوره 8، شماره 2 - ( 5-1384 )
چکیده
مقدمه: صرع یکی از اختلالات عصبی مزمن در انسان است که از مهمترین کانونهای ایجاد کننده آن میتوان به آمیگدال اشاره نمود. این ناحیه از مهمترین مناطق مغزی دخیل در شرطی شدن نسبت به ترس است و به نظر می رسد اختلال در مدار های نورونی این ناحیه میتواند زمینه ساز ابتلاء حیوان به تشنج باشد. هدف از این تحقیق پاسخ به این سوال است که آیا اختلال در یادگیری میتواند نشان دهنده اختلال در مدارهای نورونی این ناحیه و در نتیجه زمینه ساز استعداد حیوانات برای تشنج باشد. روش کار: 20 موش صحرایی نر از نژاد ویستار برای ایجاد شرطی شدن احترازی فعال دو طرفه تحت آزمایش شاتل باکس قرار گرفته و بر اساس پاسخ های ارائه شده توسط حیوان به دو گروه دیر یاد گیر و زود یاد گیر تقسیم شدند. سپس جهت ایجاد کیندلینگ تحت تزریق داخل صفاقی پنتیلن تترازول قرار گرفته و پاسخهای تشنجی حیوان ثبت و مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون توکی و آزمون من ویتنی یو انجام گرفت.
نتایج: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که طی روند کیندلینگ موش های گروه دیر یادگیر نسبت به موشهای گروه زود یادگیر استعداد بیشتری برای بروز تشنج از خود نشان داده و اختلاف معنی داری در مرحله حمله و مدت زمانی که طول می کشد تا حیوان به مرحله دوم تشنج برسد بین دو گروه وجود داشت(P<0/05).
نتیجه گیری: با استناد به نتایج فوق میتوان میزان استعداد موش های صحرایی نر را برای کیندلینگ از روی میزان اختلال در یاد گیری شرطی شدن نسبت به ترس که نشان دهنده میزان اختلال در مدار های نورونی آمیگدال میباشد حدس زد.
محمدرضا پالیزوان، اعظم امینی کمیجانی، احسان اله غزنوی راد،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1384 )
چکیده
مقدمه: تحقیقات نشان داده است که به دنبال صرع خود به خودی در موشهای صحرایی میزان نفوذ پذیری نورون های ناحیه CA1 هیپوکمپ نسبت به کلسیم افزایش پیدا میکند. در این تحقیق نقش کانالهای کلسیمی حساس به ولتاژ ناحیه CA1هیپوکمپ بر روی کیندلینگ ایجاد شده با پنتیلن تترازول مورد بررسی قرار گرفته است. روش کار: در این تحقیق تجربی ابتدا حیوانات به شکل تصادفی به دو گروه تقسیم بندی شدند. در گروه تحت آزمایش داروی وراپامیل (4میکروگرم در 4 دقیقه) به داخل هیپوکمپ تزریق شد و پس از 20 دقیقه به منظور ایجاد کیندلینگ شیمیایی، پنتیلن تترازول با غلظتهایی که در ابتدا تشنج زا نیستند (5/37 میلی گرم بر کیلوگرم, داخل صفاقی) به موشها تزریق گردید. پس از تزریق دارو رفتار های حیوان به مدت 20 دقیقه تحت نظر گرفته شد و پاسخهای تشنجی بر اساس معیار پنج رتبهای طبقهبندی گردید. حیوانات گروه کنترل از نظر سن و روند ایجاد کیندلینگ همانند گروه آزمون بودند به جز اینکه در این گروه به جای وراپامیل از حلال آن یعنی مایع مغزی نخاعی مصنوعی استفاده شد.
نتایج: وراپامیل به شکل معنی داری (0/01>P)تعداد تحریکات لازم برای رسیدن حیوانات از مرحله صفر به مرحله پنج تشنج را کاهش داد. از سوی دیگر وراپامیل به شکل معنیداری مدت زمانی که حیوان در مرحله پنجم تشنج بسر می برد را افزایش داد(0/05>P). همچنین این دارو مدت زمانی که طول میکشد که حیوان به مرحله پنج تشنج برسد را کاهش داد ولی این کاهش معنیدار نبود.
نتیجهگیری: تزریق موضعی وراپامیل به داخل هیپوکمپ روند ایجاد کیندلینگ شیمیایی با پنتیلن تترازول را تسهیل کرده ولی بر روی کیندلینگ ایجاد شده اثر مهاری داشت.
فرزانه زمان سلطانی، علیرضا محمودیان، محمد آهی،
دوره 9، شماره 3 - ( فصلنامه 1385 )
چکیده
مقدمه: در مورد ماهیت و ترکیب ترشحات مجاری آوران اطلاعات کمی در دست است. از آنجائی که اهمیت گلیکوکانجوگیتها در تولید و تکامل اسپرمها در مطالعات فراوانی مورد تأیید قرار گرفته است، این بررسی با هدف شناسائی گلیکوکانجوگیتهای موجود در اپیتلیوم مجاری آوران و تعیین الگوی توزیع آنها با روش لکتین هیستوشیمی انجام شد. روش کار: در این مطلعه توصیفی، نمونه بافت از 30 موش نر بالغ/c BALB تهیه و پس از فیکساسیون و طی مراحل معمول آزمایشگاهی، از بلوکهای پارافینی به دست آمده مقاطع بافتی با ضخامت 5 میکرومتر آماده شد. لامها با روش لکتین هیستوشیمی تحت تأثیر لکتینهای مختلف قرار گرفتند. با استفاده از میکروسکپ نوری، شدت واکنشها در سلولهای مختلف و براساس مطالعات قبلی ارزیابی و رتبهبندی شد. یافتهها توسط آزمون آماری کراسکال- والیس و دان با یکدیگر مقایسه شدند. نتایج: میانگین شدت واکنش به لکتینهای مختلف در اپیتلیوم مجاری آوران با یکدیگر تفاوت معنیدار آماری(05/0 p<) نشان داد. شدیدترین واکنشها به لکتین WGA مشاهده شد و پس از آن به ترتیب در لکتینهای SBA ، VVAوPNA مشاهده گردید. در مورد لکتین GSA-I واکنشی مشاهده نشد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده نشان میدهند که سلولهای اپیتلیوم مجرای آوران موش در ساخت و ترشح گلیکوکانجوگیتهای مرتبط با بلوغ و تکامل اسپرمی دخالت داشته و انواع مختلفی از این ترکیبات را در مقادیر متفاوتی میسازند. قندهای اسید سیالیک، دی ساکارید گالاکتوز- ان استیل گالاکتوز آمین و منوساکارید ان استیل گالاکتوز آمین به ترتیب فراوانترین این ترکیبات بودند. عدم ردیابی گالاکتوز میتواند نشان دهنده عدم نقش آن در فرآیند بلوغ اسپرمی باشد.
مهدی مسیبی، احسان اله غزنوی راد، عبدالحسین دلیمی اصل، سید محمد موذنی، قاسم مسیبی، محمودرضا خزایی،
دوره 9، شماره 3 - ( فصلنامه 1385 )
چکیده
مقدمه: تفاوت در حساسیت و مقاومت به ابتلا و عود در بیماریهای عفونی از جمله کیست هیداتیک و آلوئولار در حیوانات وانسان دیده شده است که به دلیل تفاوت در فاکتورهای فردی و پاسخهای ایمنی، مبتنی بر تفاوت در ژنهای کد کننده آنتی ژنهای لوکوسیتهای انسان(HLA) و یا حیوان، میباشد. هدف از این تحقیق شناسایی HLA در منطقه است که در ایجاد مقاومت یا حساسیت به آلودگی کیست هیداتیک نقش دارند. روش کار: در این مطالعه تحلیلی (مورد - شاهدی) از 60 بیمار مبتلا به کیست هیداتیک که کیست های تشخیص داده شده و یا جراحی شده داشتند و 30 فرد سالم خونگیری به عمل آمد و نمونهها به روش لنفوسیتو توکسیسیته آزمایش شدند. ابتدا کیتهای تشخیصی با آنتی سرمهای اختصاصی هر آنتی ژن (28 آنتی ژن) توسط محقق تهیه و سپس لنفوسیتها جداسازی گردید. برای شناسایی آنتی ژنهای کلاس II با استفاده از ستون نایلون وول لنفوسیتهای B جدا گردیدند. پس از اتمام مراحل مختلف واکنش و رنگ پذیری و تثبیت با فرمالین و بر اساس مورفولوژی سلولها نتایج با میکروسکوپ Invert خوانده شد. تجزیه و تحلیل دادهها با محاسبه نسبت شانس (OR)، خطر نسبی (RR)، کسر پیشگیری کننده (PF)، کسر علیتی (AF) و آزمون کای دو صورت گرفت. نتایج: HLA کلاس I به تعداد 18 آنتی ژن و HLA کلاس II به تعداد 10 آنتی ژن در دو گروه بیمار و سالم بررسی شد. نتایج حاصله نشان داد که HLA-A1 با اختلاف معنیداری در گروه بیماران بالاتر است(05/0 p<) و دارندگان این آنتی ژن استعداد بیشتری در ابتلا و رشد کیست دارند. در مقابل فراوانی HLA-A10 در افراد سالم شیوع بالاتری داشت(05/0p<) که نشان دهنده نقش پیشگیرنده آن در ابتلا افراد به بیماری کیست هیداتیک است. سایر آنتی ژنهای بررسی شده در دو گروه علیرغم تفاوت در برخی از آنها، اختلاف معنی دار نداشتند و برای بررسی دقیقتر مطالعات مولکولی لازم است. نتیجه گیری: در دارندگان آلل HLA-A1 امکان استقرار و رشد کیست در صورت مواجهه با عامل بیماری بیشتر از افراد فاقد این آلل میباشد و این افراد استعداد بیشتری در ابتلا به کیست هیداتیک دارند. در حالی که در دارندگان HLA-A10 امکان استقرار و رشد کیست در صورت مواجهه با عامل بیماری کمتر از افراد فاقد این آلل میباشد و این آنتی ژن در این افراد نقش پیشگیرنده در برابر کیست هیداتیک دارد.
مسعود ناظم، پروین ساجدی، وحید گوهریان، محمدرضا شیروانی،
دوره 9، شماره 3 - ( فصلنامه 1385 )
چکیده
مقدمه: استفاده از یک بار تزریق بوپیواکائین زیر جلدی ممکن است بتواند کودکان را از دریافت استامینوفن رکتال در دفعات مختلف بی نیاز کند. در این بررسی اثر تزریق بوپیواکائین زیر جلدی در مقایسه با شیاف استامینوفن در کاهش درد بعد از عمل در اطفال مطالعه شده است. روش کار: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی، 141 کودک زیر 3 سال در تابستان 1381 در بیمارستان آیت ا.. کاشانی مورد مطالعه قرار گرفتند. کودکان کاندید عمل هرنی یک یا دو طرفه و عدم نزول بیضه یک یا دوطرفه، در دو گروه دریافت کننده شیاف استامینوفن و دریافت کننده بوپیواکائین قرار داده شدند. کودکان مورد بررسی در ساعتهای 3، 6، 12 و 24 بعد از عمل از نظر میزان درد با ابزار رتبهبندی چهرهای درد (FPRS) ارزیابی شدند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمونهای فریدمن و تی دانش آموزی تجزیه و تحلیل شدند. 05/0p< معنیدار تلقی گردید. نتایج: مقایسه امتیازات، در ساعتهای مختلف نشان داد که در 6 ساعت اول، درد کودکان در گروه بوپیواکائین به طور معنیداری کمتر از گروه مصرف کننده شیاف استامینوفن بود(05/0p<). اما در ساعتهای 12 و 24، در دو گروه تفاوت معنیدار نداشت. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه و اثر ضد درد قابل قبول بوپیواکائین، به خصوص در 6 ساعت اول بعد از عمل، در مقایسه با استامینوفن و تحمل راحتتر آن نسبت به تجویز هر 4 ساعت شیاف استامینوفن، پیشنهاد میشود که در شروع عمل، جهت کنترل درد بعد از عمل جراحی در اطفال از تزریق بوپیواکائین زیر جلدی استفاده شود.
فرشاد ملک پور، فرید ابولحسنی، محسن تقوی، کاظم محمد، رضا مجد زاده، کوروش هولاکویی،
دوره 10، شماره 1 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: امید زندگی یکی از اندازه های خلاصه سلامت جمعیت است که مقادیر و روند تغییرات آن در طول زمان نتیجه اصلی عملکرد نظام سلامت را نشان میدهد. برآورد امید زندگی به روشهای مستقیم و یا مبتنی بر مدل صورت میگیرد. در این بررسی برآورد امید زندگی مردم ایران به روش مستقیم در سال 1382 صورت گرفته است. روش کار: در یک مطالعه اکولوژیک، جهت محاسبه جدول عمر دورهای خلاصه سال 1382 برای 23 استان از 28 استان کشور، تعداد موارد مرگ ثبت شده برای گروههای سنی و جنسی در این 23 استان در سال 1382 از نظام ثبت مرگ وزارت بهداشت مورد استفاده قرار گرفت. کم شماری مرگ بالای 4 سال به روش تعادل رشد براس برآورد و اصلاح شد. برای میزانهای مرگ زیر یکسال و 4-1 سال از مقادیر آنها با مخرج موالید زنده طبق مطالعه جمعیت و سلامت سال 1379 استفاده شد. برای مقدار کل جمعیت 23 استان از اطلاعات وزارت بهداشت استفاده شد. توزیع جمعیت بر حسب سن و جنس یک بار مشابه با توزیع جمعیت سال 79 مطالعه جمعیت و سلامت و بار دیگر بر اساس پیشبرد جمعیت کل کشور از سرشماری سال 75 در نظر گرفته شد. جمعیت 23 استان معادل 73 درصد جمعیت کل 28 استان کشور در سال 1382 بود. با استفاده از جمعیت و مرگ به دست آمده، امید زندگی بر حسب سن و جنس برای 23 استان برآورد شد. فرض شد که توزیع جمعیت و مرگ 23 استان با کل 28 استان کشور در سال 1382 برابر است و بنابر این امید زندگی به دست آمده برای 23 استان برابر با امید زندگی کل کشور است. حساسیت نتایج نسبت به فرضهای مطالعه سنجیده شد. حدود اطمینان 95 درصد به روش مونت کارلو محاسبه شدد. نتایج: امید زندگی در بدو تولد برای مردم ایران در سال 1382 بر اساس دادههای وزارت بهداشت، 56/71 سال برای کل جمعیت (حدود اطمینان 95 درصد: 62/71 - 52/71)، 09/70 سال برای مردان (16/70 - 02/70) و 17/73 سال برای زنان (24/73 - 10/73) برآورد شد. حساسیت نتایج نسبت به فرضهای مطالعه کمتر از نیم درصد بود. نتیجه گیری: برآورد امید زندگی برای جمعیت ایران در سال 1382 به روش مستقیم از مقادیر برآورد با روشهای مبتنی بر مدل توسط مرکز آمار ایران 8/0 سال و توسط آژانس های سازمان ملل 5/2-1 سال بالاتر میباشد که به دلیل تفاوت در روش برآورد میزانهای اختصاصی سنی و جنسی مرگ می باشد.
مهرداد روغنی، توراندخت بلوچ نژاد مجردی، مریم فلاح محمدی،
دوره 10، شماره 2 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: کاهش دادن سطح گلوکز و لیپیدهای نامطلوب سرم در بیماران دیابتی با استفاده از گیاهان دارویی از اهمیت بالینی زیادی برخوردار میباشد. در این راستا گیاه ماریتیغال دارای خاصیت کاهش دهندگی پراکسیداسیون لیپیدی و سطح لیپیدهای سرم در مدل تجربی هیپرلیپیدمی میباشد. لذا در بررسی حاضر اثر مصرف خوراکی و مزمن این گیاه بر میزان گلوکز، تری گلیسیرید، کلسترول توتال، کلسترول LDL و HDL موش صحرایی دیابتی مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه تجربی موشهای صحرایی ماده (36=n) به طور تصادفی به چهار گروه کنترل، کنترل تحت تیمار با ماریتیغال، دیابتی، و دیابتی تحت درمان با ماریتیغال تقسیمبندی شدند. دو گروه تحت تیمار با ماریتیغال، پودر گیاه مخلوط شده با غذای استاندارد موش (25/6 درصد) را به مدت 4 هفته دریافت نمودند. میزان گلوکز، تری گلیسیرید، کلسترول تام، کلسترول LDL و HDL سرم قبل از مداخله و در هفتههای دوم و چهارم پس از مداخله تعیین گردید. اطلاعات توسط آزمونهای آماری آنالیز واریانس با اندازهگیری مکرر، تی دانش آموزی و زوج، آنالیز واریانس یک طرفه و توکی تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان گلوکز سرم در گروه دیابتی افزایش معنیداری را در هفته چهارم در مقایسه با هفته قبل از مداخله نشان داد (001/0p<) و در گروه دیابتی تحت درمان با ماریتیغال کاهش مختصر و غیر معنیدار در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد. به علاوه سطح تری گلیسیرید در گروه دیابتی افزایش معنیداری را در هفته چهارم نسبت به هفته قبل از بررسی (05/0p<) نشان داد و سطح تری گلیسیرید در هفته چهارم در گروه دیابتی تحت درمان با ماریتیغال در مقایسه با گروه دیابتی به طور معنیداری پائینتر بود (05/0p<). همچنین یک کاهش معنیدار در سطح کلسترول سرم در گروه دیابتی تحت درمان با ماریتیغال در هفته چهارم در مقایسه با گروه دیابتی مشاهده شد (05/0p<). از طرف دیگر، میزان کلسترول HDL و LDL در گروه دیابتی تحت تیمار در همین هفته در حد معنیدار و به ترتیب بیشتر و کمتر از گروه دیابتی بود (05/0p<). نتیجه گیری: مصرف خوراکی و درازمدت بخش هوائی گیاه ماریتیغال در مدل تجربی دیابت قندی اثر هیپوگلیسمیک نداشته و موجب تغییرات مطلوب و سودمند در سطح لیپیدهای خون میگردد.
محمد یاوری، جمال فلاحتی، مهری محمدی،
دوره 10، شماره 2 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: کاتاراکت یکی از بیماریهای مهم و عمده در انسان است. میزان شیوع کاتاراکت در سنین 74-65 سالگی به 50 درصد و در بالای 75 سالگی به حدود 70 درصد میرسد. درمان قطعی کاتاراکت جراحی است که به روشهای مختلف اینتراکپسولار، اکستراکپسولار و فیکو انجام میشود. جراحی کاتاراکت عوارض مختلفی از جمله خونریزی، گلوکوم، تیرگی کپسول خلفی و آستیگماتیسم بعد از عمل را به دنبال دارد. این مطالعه جهت مقایسه آستیگماتیسم حاصل از دو روش جراحی فیکو و اکستراکپسولار طراحی شده است. روش کار: این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی دو سویه کور است. 112 بیمار با تشخیص کاتاراکت به صورت تصادفی در دو گروه A و B تحت عمل جراحی قرار گرفتند. در گروه A جراحی به روش فیکو انجام شد که برش کوچک در حدود 2/3 میلیمتر روی قرنیه داده شده و نیاز به بخیه ندارد اما در روش اکستراکسپولار برش10-9 میلی متر داده شده و احتیاج به بخیه زدن دارد. سپس این بیماران در سه نوبت قبل از عمل ، یک هفته و دو ماه بعد از عمل جراحی، کراتومتری شده و میزان آستیگماتیسم آنها تعیین شد. تجزیه و تحلیل دادهها توسط آزمون تی مستقل و تی زوج صورت گرفت و 05/0p< معنیدار تلقی شد. نتایج: از 112 بیمار مورد بررسی 56 بیمار تحت عمل جراحی به روش فیکو (گروه A) و 56 بیمار تحت عمل جراحی به روش اکستراکپسولار (گروه B) قرار گرفتند. میانگین آستیگماتیسم قبل از عمل جراحی به روش فیکو D 71/0±79/0 و در گروه اکستراکسپولارD 55/0±9/0 بود(05/0p>). میانگین آستیگماتیسم یک هفته بعد از عمل جراحی در گروه فیکو D 72/0±11/1 (05/0p<) و در گروه اکستراکسپولارD 46/1±99/3 بود (05/0p<) و میانگین آستیگماتیسم دو ماه بعد از عمل جراحی در گروه فیکو D 71/0±0/1 و در گروه اکستراکسپولارD 29/1± 28/3 به دست آمد(05/0 p<). نتیجه گیری: میزان آستیگماتیسم ایجاد شده دو ماه بعد از عمل در گروه فیکو D21/0 و در گروه اکستراکپسولار D38/2 بود که دارای اختلاف معنیدار میباشد. سایر متغیرها از جمله سن، شماره لنز ، جنسیت و چشم تحت عمل جراحی (راست یا چپ) در ایجاد آستیگماتیسم تأثیر ندارد.
مسعود معتمدی، عباس عطاری، منصور سیاوش، فرشته شکیبایی، محمد مسعود ازهر،
دوره 10، شماره 4 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: بررسی ارتباط بین فاکتورهای بیولوژیک و رفتارهای تخریبی در کودکان و نوجوانان دارای اهمیت میباشد. رفتارهای ضد اجتماعی، پرخاشگرانه و بزهکارانه در بزرگسالان اغلب در اوایل زندگی شروع میشود. کورتیزول پایه یک مشخصه بیولوژیک با ارزش برای کودکان با اختلال رفتار تخریبی (DBD) میباشد. در این مطالعه تاثیر آموزش والدین بر روی کورتیزول پایه کودکان مبتلا به DBD ارزیابی شده است. روش کار: این مطالعه یک کار آزمایی بالینی خود شاهد شده می باشد که در آن کورتیزول پایه در 19 کودک 13- 8 ساله مبتلا به DBD قبل از درمان ( آموزش والدین) و دو ماه بعد از درمان و نمره رفتار تخریبی آنها نیز قبل و بعد از درمان (2 ماه بعد از آن) با استفاده از چک لیست رفتاری کودکان (CBCL) سنجیده شد. پس از پایان مطالعه مقایسه میزان کورتیزول و نمره رفتار قبل و بعد از آموزش والدین صورت گرفت. اطلاعات به دست آمده از طریق آمار توصیفی و آزمون تی زوج و ضریب همبستگی پیرسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان کورتیزول بزاق قبل از آموزش والدین 9/7 ± 6/4 و بعد از درمان 84/3 ± 46/10 نانومول در لیتر بود که اختلاف آن با 001/0>p از نظر آماری معنیدار بود و نمره رفتار براساس CBCL نیز قبل و بعد از درمان به ترتیب 11/10±05/72 و 89/11± 36/49 نانومول در لیتر بود که با 0001/0>p معنیدار بود. همچنین علایم کودکان با کورتیزول پایه پایینتر پاسخ بهتری به درمان آموزش والدین دادند. نتیجه گیری: آموزش والدین یک روش مؤثر برای اصلاح رفتار در کودکان مبتلا به DBD است و کورتیزول را میتوانیم به عنوان یک عامل پیشگویی کننده رفتار تخریبی همچنین پاسخ به درمان آموزش والدین در کودکان مبتلا به DBD به کار ببریم.
اسماعیل مشیری، بیژن یزدی، محمد خلیلی،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1388 )
چکیده
مقدمه: اضطراب قبل از عمل رخداد شایعی است. برای رفع آن از روشهای گوناگون، نظیر ویزیت قبل از عمل، اطمینان بخشی توسط روانشناس و یا پیش داروی آرامبخش استفاده میگردد.این مطالعه با هدف تعیین اثر دو داروی پروپوفول و میدازولام به عنوان پیش داروی بیهوشی بر اضطراب بیمارقبل از بیهوشی انجام گردیده است. روش کار: این مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکوربوده که درآن 60 بیمار با کلاس 1 معیار انجمن متخصصین بیهوشی امریکا کاندید عمل جراحی انتخابی شکم انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه 20 نفره پروپوفول (4/0 میلیگرم در هر کیلو گرم وریدی)، میدازولام ( 04/0 میلی گرم در هر کیلو گرم وریدی) و پلاسبو (5 سی سی نرمال سالین وریدی) تقسیم شدند. برای سنجش درجه اضطراب از دو معیار سنجش بصری و روش نمره دهی بالینی عینی استفاده گردید. ضربان قلب، فشار نبض، تعداد تنفس و میزان اشباع اکسیژن شریانی، قبل از تجویزدارو و پس از آن در سه نوبت به فواصل5/2 دقیقه اندازه گیری شدند. یافتهها با آزمونهای آنووا، توکی و 2 آنالیز گردیدند. نتایج: گروهها از نظر متغیرهای زمینهای اختلافی نداشتند. هردو داروی پروپوفول و میدازولام در کمک به کاهش اضطراب بیماران نسبت به پلاسبو مؤثرتر بودند. از این نظر دو دارو اثر یکسانی داشته و بین آنها تفاوت معنیداری وجود نداشت. در اثر برروی علایم حیاتی (فشار خون نبض وتعداد تنفس و میزان اشباع اکسیژن شریانی) بین دو دارو تفاوت معنیداری وجود نداشت(05/0p>). نتیجه گیری:هر دو دارو در کاهش اضطراب از پلاسبو مؤثرتر بودند و از این نظر برتری خاصی بر یکدیگر نداشتند. ملاحظات اقتصادی میتواند باعث ترجیح میدازولام گردد.
مریم تاجآبادی ابراهیمی، محمد امین حجازی، رضا غفاری، پروانه جعفری،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
مقدمه: هدف این بررسی مطالعه فعالیت ضد میکروبی 22 سویه لاکتوباسیل مقاوم به شرایط اسیدی و املاح صفراوی جدا شده از محصولات لبنی تخمیری لیقوان و شناسایی بیوشیمیایی و ملکولی سویههای منتخب بهمنظور انتخاب سویههای دارای پتانسیل پروبیوتیک بومی است. روش کار: در یک مطالعه بنیادی- کاربردی ارزیابی فعالیت ضدمیکروبی این سویهها با دو روش دولایه و حفرهای علیه باکتریهای بیماریزا اشرشیا کلی، لیستریا اینوکوا، یرسینیا انتروکولیتیک، لیستریا مونوسایتوژن و استافیلوکوک اورئوس انجام گرفت. شناسایی این سویهها با دو روش بیوشیمیایی و تعیین ترادف ناحیه S rDNA16 صورت گرفت. نتایج: در روش دولایه براساس قطر هاله عدم رشد ایجاد شده، سویههای مورد آزمایش در سه گروه بازدارنده، نیمه بازدارنده و غیر بازدارنده قرار گرفتند. در روش حفرهای اطراف چاهکهای حاوی عصاره اسیدی سویههای C5i4,Y1l4,K2l3,C4i2,C6l2 و عصاره خنثی سویه C5i4 هاله عدم رشد مشاهده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، ترادف ناحیه S rDNA16 چهار سویهC4i2, C1d2, Y2c4, D3b1 که بالاترین درصد بازدارندگی باکتریهای اندیکاتور (بالای80 درصد) را نشان میدادند تکثیر و توالییابی شد. بر این اساس چهار سویه به ترتیب لاکتوباسیلوس پنتوسوس، لاکتوباسیلوس برویس، لاکتوباسیلوس پنتوسوس و لاکتوباسیلوس پاراپلانتاروم شناسایی شدند. نتیجه گیری: باکتریهای بومی جدا شده از فراوردههای لبنی ایران بالقوه پروبیوتیک بوده و میتوانند گزینه مناسبی به عنوان نگهدارنده طبیعی برای ممانعت از آلایندههای مواد غذایی باشند
محسن خاکی، علی قضاوی، کیوان قسامی، محمد رفیعی، محمد علی پایانی، قاسم مسیبی،
دوره 12، شماره 2 - ( 7-1388 )
چکیده
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس از بیماریهای خود ایمنی سیستم اعصاب مرکزی است. علل ایجاد این بیماری ناشناخته است ولی عوامل محیطی از جمله عفونتهای ویروسی در ایجاد آن نقش دارند. در این مطالعه بیماران مبتلا مولتیپل اسکلروزیس در استان مرکزی از نظر میزان آنتی بادی علیه هرپس ویروس انسانی تیپ 6 مورد بررسی قرار گرفتند. روش کار: در مطالعه مورد شاهدی حاضر 31 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس که در مراحل اولیه تشخیص بودند و هیچ گونه برنامه درمانی خاصی روی آنها انجام نشده بود و 60 فرد سالم با شاخصهای دموگرافیک نظیر سن، جنس و محل سکونت همسان با گروه بیمار، از نظر آنتی بادی G و M ضد هرپس ویروس انسانی تیپ 6 با روش الیزا و ایمونوفلورسانس مورد ارزیابی قرار گرفتند. دادههای حاصله با استفاده از رگرسیون لجستیک و نسبت شانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: 2/74 درصد از گروه مورد و 2/34 درصد گروه شاهد از نظر آنتی بادی M ضد هرپس ویروس انسانی تیپ-6 مثبت بودند و این تفاوت از نظر آماری معنیدار بود(001/0=p). احتمال وقوع مولتیپل اسکلروزیس در موارد مثبت حضور آنتی بادی M ضد هرپس ویروس انسانی تیپ-6 بیش از 5 برابر افراد فاقد این آنتی بادی بود. همچنین از نظر میانگین تیتر آنتی بادی G علیه این ویروس در بین دو گروه اختلاف آماری معنیدار مشاهده شد(019/0=p). نتیجه گیری: عفونت حاد هرپس ویروس انسانی تیپ 6 میتواند عاملی برای ایجاد مولتیپل اسکلروزیس باشد.
ابوالفضل محمدبیگی، علی قضاوی، نرگس محمدصالحی، فرهاد قمری، عاطفه سعیدی،
دوره 12، شماره 4 - ( ويژه نامه پژوهش در آموزش 1388 )
چکیده
چکیده مقدمه: امروزه اعتیاد به اینترنت یکی از مشکلات معمول میباشد که به صورت استفاده نادرست از کامپیوتر و اطلاعات اینترنت تعریف میشود. در دانشجویان معتاد به اینترنت انواع متفاوتی از مشکلات مرتبط با تحصیل ایجاد میشود. این پژوهش به منظور تعیین تاثیر وابستگی به اینترنت بر وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال 88 انجام گردید. روش کار: در یک مطالعه مقطعی- تحلیلی بر روی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک در بهار 88 که حداقل یک ترم از کل دوره تحصیل را گذرانده بودند، 426 نفر با روش نمونهگیری طبقهای تناسبی و اتفاقی وارد مطالعه شدند. جمعآوری دادهها با استفاده از پرسشنامه استاندارد اعتیاد به اینترنت یانگ انجام شد و پس از ورود دادهها به کامپیوتر با نرم افزار SPSS در سطح معنیداری 05/0 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: میانگین و انحراف معیار سنی، معدل و نمره اعتیاد به اینترنت آزمون یانگ شرکت کنندگان به ترتیب برابر با 41/1±95/20 و 38/1±13/16 و 52/14±74/32 به دست آمد. وابستگی به اینترنت با تعداد واحدهای افتاده، تعداد واحدهای گذرانده، افت معدل کل در ترمهای اخیر ، ترم تحصیلی و مشروطی در طول دوره تحصیل ارتباط معنیداری نشان داد(05/0>p). اما با رشته، مقطع و دانشکده محل تحصیل مرتبط نبود(05/0
فاطمه دره، طلعت محمدی،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریابی کم کاری مادرزادی تیروئید از سال 1385در اراک شروع شده است. هدف از این مطالعه بررسی میزان فراخوان و بروز بیماری در این شهر میباشد. مواد و روش ها: در این پژوهش توصیفی با توجه به دستورالعمل کشوری غربالگری، از تمامی نوزادان متولد شده از مرداد 1385، در روزهای 5-3 تولد نمونه خون پاشنه روی کاغذ فیلتر مخصوص جمع آوری و مقادیر TSH به روش الایزا اندازهگیری شد. < TSH5 میلی واحد در لیتر فراخوان شدند و آزمونهای عملکرد تیروئید (TSH , T4 ,T3RUP) بر سرم خون وریدی انجام و به روش الایزا سنجیده شد. نوزادان با TSH>10 میلی واحد در لیتر و >T45/6 میکروگرم در دسی لیتر بیمار در نظر گرفته شدند. اطلاعات مربوط به نوزادان متولد شده تا پایان سال 87 در فرمهای مخصوص ثبت گردید. یافتهها: از 25685 نوزاد غربالگری شده 608 مورد فراخوان شدند. میزان فراخوان 36/2 درصد برآورد گردید. TSH در 78/3 درصد <5 ، در 55/83 درصد 9/9-5 ، در 56/7 درصد 9/19-10 و در 09/5 درصد 20≤ میلی واحد در لیتر بود. 86 نوزاد هایپوتیروئید بودند (1/300 تولدهای زنده). میزان بیماری در نوزادان فراخوان شده 2/14 درصد بود. نمونه گیری در 26/80 درصد نوزادان فراخوان شده در 5-3 روزگی، 5/18 درصد در 21-6 روزگی و در 1/1 درصد در بیشتر از 22 روزگی انجام شد. نتیجه گیری: بروز کم کاری مادرزادی تیروئید در اراک به طور قابل توجهی از مقادیر کشوری و جهانی بالاتر میباشد. میزان فراخوان از میزان جهانی بالاتر و از میزان کشوری پایینتر است. همچنین نسبت بیماری به نوزادان فراخوان شده پایین میباشد.
بهروز کاوه ئی، سقراط فقیه زاده، فرزاد اسکندری، انوشیروان کاظم نژاد، طوبی غضنفری، محمد رضا سروش،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سلاحهای شیمیایی از غیر انسانیترین جنگ افزارهای ساخته دست انسان میباشند. این گازها میتوانند ناراحتیهایی از قبیل اختلالات تنفسی و سایر بیماریهای جدی را ایجاد نمایند. به طوری که در 80 درصد از جانبازان شیمیایی ایران عوارض سهگانه سرفه، ترشعات و تنگی نفس وجود دارد. هدف از این مطالعه استفاده از نتایج قابل اندازهگیری عوامل تنفسی که از تستهای ارزان قیمت هستند، برای محاسبه احتمال وجود بیماری در افراد مورد مواجهه میباشد. مواد و روشها: در این مطالعه تحلیلی- مقطعی اطلاعات مربوط به 1865 نفر از مصدومین شیمیایی شهر سردشت که تحت تاثیر گاز خردل قرار گرفته بودند، از طریق قراعت پروندههای پزشکی موجود در بنیاد جانبازان جمعآوری شد و برای محاسبات آماری از روش رگرسیون لجستیک و برای ارزیابی اعتبار مدل از آماره هازمر-لمشو استفاده گردید. دستگاه اسپیرومتری مورد استفاده در این تحقیق از نوع Chest HI801 ساخت کشور ژاپن بوده است. یافتهها: در میان افراد انتخاب شده 6/23 درصد از مصدومین را زنان و 4/76 درصد دیگر را مردان، 7/48 درصد را افراد زیر 40 سال و 3/51 درصد را افراد 40 سال و بالاتر تشکیل می دادند. همچنین متوسط سن مردان (27/11) 72/45 سال و زنان (43/14) 53/48 سال بوده است. درصد افراد بیمار در نمونه 6/48 درصد و درصد افراد سالم 4/51 بود. میانگین آزمون حجم بازدم فعال در ثانیه اول (FEV1) کل افراد (81/21) 78/81 محاسبه شد. پارامترهای مدل رگرسیون نیز به صورت: مقدار ثابت 456/10، ضریب جنس: 478/0- ، ضریب سن: 29/0 و ضریب FEV1 برابر 128/0- محاسبه شدهاند. نتیجه گیری: با مدل به دست آمده میتوان به جای آزمایشهای پر هزینه و گهگاه تهاجمی، با کمترین هزینه احتمال وجود بیماری را در اشخاص دارای مواجهه با گاز جنگی خردل محاسبه کرد.
محمد مهدی هزاوه ای، محمد علی عروجی، عبدالرحمان چرکزی، اکبر حسن زاده،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: مصرف روغنهای جامد گیاهی به دلیل این که حاوی مقادیر بالایی از اسیدهای چرب اشباع و ترانس هستند، یکی از مهمترین ریسک فاکتورهای بیماریهای قلبی و عروقی به حساب میآیند. هدف از این مطالعه اصلاح الگوی مصرف روغن بر اساس الگوی پرسید در خانوارهای تحت پوشش مراکز بهداشتی و درمانی شهر خمین می باشد. مواد و روشها: این مطالعه به صورت نیمه تجربی مورد- شاهدی می باشد. جمعیت مورد مطالعه 136نفر از زنان خانوار شهرهای خمین و محلات بودند که به طور تصادفی در دو گروه مورد و شاهد قرار گرفتند. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بر اساس سازههای الگوی پرسید بود. مداخله آموزشی در طی سه جلسه، به صورت یک بار در هفته و به مدت 60 الی 90 دقیقه بر اساس سازههای مدل پرسید صورت گرفت و نمونههای پژوهش به مدت 2 ماه پیگیری شدند. یافتهها: میانگین نمرات عوامل مستعد کننده(آگاهی و نگرش)، عوامل تقویت کننده، عوامل قادر ساز در گروه مداخله نسبت به گروه کنترل تفاوت معنیدار آماری را نشان داد(05/0>p). همچنین میزان مصرف روغن جامد از 72 درصد به63 درصد کاهش و روغن مایع از28درصد به 37درصدافزایش نشان داد(05/0>p). نتیجه گیری: طراحی و اجرای برنامه آموزشی بر اساس الگوی پرسید میتواند در کاهش مصرف روغنهای جامد موثر باشد.
علی زارعی، سعید چنگیزی آشتیانی، فاطمه راسخ، علی اصغر محمدی، ایوب جباری،
دوره 14، شماره 2 - ( دو ماهنامه خرداد و تیر 1390 )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش چربی خون یک فاکتور خطر مهم برای بیماریهای قلبی عروقی میباشد. در تحقیق حاضر اثر عصاره گیاه عروسک پشت پرده (کاکنج) بر روی میزان کلسترول، لیپوپروتئینهای با چگالی کم، لیپوپروتئینهای با چگالی بالا و تری گلسیریدها مورد بررسی قرار گرفته است.
مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی 50 سر رت نژاد ویستار در 5 گروه ده تایی انتخاب شدند، گروه کنترل با رژیم غذایی عادی، گروه شاهد تحت رژیم غذای چرب که روزانه 2/0 میلیلیتر حلال عصاره (نرمال سالین) به صورت داخل صفاقی به مدت 21 روز دریافت میکردند و به طور مشابه گروههای تجربی دریافت کننده عصاره با دوز حداکثر (4/0 گرم/کیلوگرم)، دوز متوسط (2/0 گرم/کیلوگرم) و دوز حداقل (1/0 گرم/کیلوگرم) و تحت تیمار با غذای چرب تقسیمبندی شدند. بعد از پایان دوره، خونگیری انجام و اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: بر اساس نتایج به دست آمده، غلظت کلسترول و لیپوپروتئین با چگالی پایین کاهش معنیدار (05/0p<) یافته است در حالی که در غلظت پلاسمایی لیپوپروتئین با چگالی بالا و تری گلیسیرید تغییرات معنیدار مشاهده نشد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان میدهد که تغییرات فوق الذکر، بیشتر مربوط به لیکوپن موجود در گیاه باشد،که یک آنتی اکسیدان بسیار قوی و مانع ایجاد کلسترول بد خون شده و احتمالاً مواد دفعی را از طریق آزاد ساختن کلسترول افزایش و لذا میزان کلسترول خون را کاهش میدهد و به علاوه سنتز کلسترول را مهار میکند.
زهرا ادگی، افسانه طلایی، مهناز محمدی کلیشادی،
دوره 14، شماره 2 - ( دو ماهنامه خرداد و تیر 1390 )
چکیده
زمینه و هدف: هیرسوتیسم در خانمها با افزایش رشد مو در نواحی از پوست که حساس به آندروژن باشد، مشخص میشود. شایعترین علل هیرسوتیسم، سندرم تخمدان پلی کیستیک و هیرسوتیسم ایدیوپاتیک میباشند. نقش مقاومت به انسولین و افزایش انسولین خون به عنوان یکی از مهمترین مکانیسمهای ایجاد تخمدان پلی کیستیک کاملاً شناخته شده است ولی در مورد نقش آن در هیرسوتیسم ایدیوپاتیک اطلاعات کافی وجود ندارد.
مواد و روشها: این مطالعه مقطعی-تحلیلی در بین خانمهای 16 تا 40 ساله مبتلابه هیرسوتیسم انجام گرفته است. شرح حال و معاینه فیزیکی از بیماران مبتلا به تخمدان پلی کیستیک و هیرسوتیسم ایدیوپاتیک انجام گردید. آزمایشات هورمونی و سونوگرافی برای آنان انجام و مقاومت به انسولین با استفاده از فرمول HOMA-IR در هر دو گروه بررسی و در تحلیل نتایج از نرم افزار SPSS نسخه 17 استفاده گردید.
یافتهها: میانگین سطح سرمی انسولین در گروه تخمدان پلی کیستیک، 4/1±04/16 و در گروه هیرسوتیسم ایدیوپاتیک 85/6±32/7 میکرو یونیت بر میلیلیتر(001/0p<) و میزان HOMA-IR در گروه تخمدان پلی کیستیک 36/3±7/3 و در گروه ایدیوپاتیک 75/1±67/1 (001/0p<) و میانگین سطح سرمی دهیدرواپی آندروسترون - سولفات در گروه تخمدان پلی کیستیک 1±48/2 و در گروه ایدیوپاتیک 46/0±84/1 نانوگرم بر میلیلیتر(001/0p<) میباشد که نشان دهنده اختلاف معنیدار بین دو گروه میباشد. اگر چه در مورد سطح سرمی گلوکز، تستوسترون، آندروستندیون، هورمونهای فولیکولار تفاوت معنیدار بین دو گروه تخمدان پلی کیستیک وهیرسوتیسم ایدیوپاتیک مشاهده نشد.
نتیجه گیری: به نظر میرسد که هیرسوتیسم در هر دو گروه تخمدان پلی کیستیک وهیرسوتیسم ایدیوپاتیک با مقاومت به انسولین ارتباط دارند. گرچه این مقاومت در گروه تخمدان پلی کیستیک به طور مشخص بیشتر است.