14 نتیجه برای کرمی
حمیرا عظیمی، مینو رفیعی، پرتو کبیری، علی کرمی،
دوره 2، شماره 6 - ( بهار 1378 )
چکیده
امروزه با پیشرفات قابل توجه علوم بهداشتی و پزشکی و پیشگیری از بیماریهای عفونی و رفع سوء تغذیه، بیماریهای ارثی و معلولیت های ناشی از آن بخصوص در کشورهای پیشرفته نمود بیشتری پیدا کرده است. در کشور ما سالیانه حدود 30 تا 40 هزار کودک معلول و معیوب به دنیا می آید که تعدا قابل توجهی از آنان با تحمل مشقت فراوان به زندگی نباتی خود ادامه می دهند. با وجود این با پیشرفت قابل ملاحظه ای که در زمینه پیشگیری، تشخیص و درمان بیماری های ارثی صورت گرفته است بسیاری از این بیماری ها در دوران جنینی قابل تشخیص بوده و در نتیجه با انجام اقدامات مناسب می توان از تولد فرزندان معلول جلوگیری نمود. از آنجا که در دانشگاه های علوم پزشکی کشور به دروس ژنتیک بالینی و سندرم های ژنتیکی اهمیت چندانی داده نمی شود یک مورد سندرم نادر که به مرکز مشاوره پزشکی – ژنتیک بهزیتی استان مرکزی مراجعه کرده و در این مرکز تشخیص نهایی داده شده بود، گزارش می کنیم:
در این مطالعه یک پسر 4 ساله مبتلا به سندرم کوکایین که حاصل ازداج فامیلی درجه 3 (دختردائی- پسر عمه) و توارث اتوزوم مغلوب می باشد معرفی می گردد:
برخی از علائم این سندم شامل کوتاهی قد، عقب ماندگی ذهنی حرکتی، گوش های بزرگ و برجسته، چشم های فرورفته، بینی نوک منقاری، دندان های خراب، التهاب رنگدانه ای شبکیه، تحلیل رفتگی شبکیه، راش های بال پروانه ای روی صورت و حساسیت به نور، پیری زودرس می باشد. اشکال در مرحله ی رونویسی DNAاست. هدف از گزارش این مورد آشنایی بیشتر با این سندرم نادر و نکات تشخیصی و اهمیت مشاوره ژنتیک قبل از ازدواج و نیز بعد از به دنیا آمدن کودک ناهنجار می باشد و نیز آشنایی هر چه بیشتر دانشچویان و پزشکان با مبحث ژنتیک بالینی می باشد.
حمیدرضا نیک بین، جمال فلاحتی، علی اکبر کرمی،
دوره 3، شماره 1 - ( بهار 1379 )
چکیده
اشک ریزش یا Tearing از مهم ترین شکایات بیماران چشمی است که یکی از علل آن اختلال در درناژ یا تخلیه اشک می باشد که به این حالت اپی فورا گفته می شود. سیستم تخلیه اشک در هر چشم شامل پونکتوم فوقانی و تحتانی است که توسط کانالیکول در ناحیه کانتوس داخلی به کانالیکول مشترک می پیوندند. کانالیکول مشترک به کیسه اشکی و کیسه اشکی هم از طریق مجرای نازولاکریمال به مآتوس تحتانی حفره بینی ختم می شود. انسداد در هر سطح از هر کدام از این قسمت ها می تواند موجب اپی فورا شود که شایع ترین محل آن در سطح مجرای نازولاکریمال است. مطالعه انجام شده بر روی 2500 نفر از جمعیت شهری اراک در طی سال های 76-75 از طریق نمونه گیری چند مرحله ای (Multistage Sampling) انجام شده در مجموعه افراد معاینه شده 26 نفر مبتلا به اختلال در سیستم تخلیه اشک بودند که اکثر افراد مبتلا در گروه های سنی 9-0 سال و 69-60 سال قرار داشتند. 18 نفر از بیماران زن (69/3%) و 8 نفر مرد بودند (30/769%) و 21 نفر گرفتاری یک طرفه (80/76%) و 5 نفر (19/23%) گرفتاری دو طرفه داشتند. 22 نفر (82%) انسداد در سطح کانالیکول مشترک و یک نفر از بیماران در سطح پونکتوم ها داشتند.
افسانه کرمی، احمدرضا مبین، منیژه جزپناهی، معصومه ساروخانی،
دوره 14، شماره 7 - ( ویژه نامه بروسلوز 1390 )
چکیده
زمینه و هدف: بروسلوز در کشور ما یک بیماری اندمیک میباشد و درمان آن به عنوان یک مشکل بهداشتی مطرح است. این مطالعه با هدف ارزیابی تاثیر تجویز استروئید بر روی علائم بیماری افراد مبتلا به بروسلوز حاد، تحت حاد و مزمن طراحی شده است.
مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی کنترل شده تصادفی، تعداد 48 بیمار مبتلا به بروسلوز به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول شامل 30 نفر تحت درمان با رژیم استاندارد به علاوه دگزامتازون (4 میلیگرم 3 بار در روز به مدت 5 روز) و گروه دوم شامل 18 نفر تنها تحت درمان با رژیم استاندارد قرار گرفتند. نتایج تجویز کورتیکواستروئید با تکیه برعواملی نظیر وضعیت بالینی بیماران، طول مدت بستری، طول دوره بیماری، شدت درد و استفاده از مسکن مورد ارزیابی قرار گرفت. اطلاعات جمعآوری شده با استفاده از آزمونهای مجذور کای، فیشر، تی مستقل و من- ویتنی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: اختلاف آماری معنیداری بین میانگین طول مدت بستری در بیمارستان، طول دوره بیماری و استفاده از مسکن خوراکی و تزریقی بیماران دو گروه مشاهده نشد(05/0>p). همچنین، تفاوت آماری معنیداری بین میانگین کاهش شدت درد در بیماران گروه 1 و 2 مشاهده نشد(05/0>p).
نتیجه گیری: با توجه به یافتههای مطالعه به نظر نمیرسد که کورتیکواستروئید موجب تغییر معنیدار دوره بالینی بیماری بروسلوز شود. با وجود این، توصیه میشود در کارآزمائیهای کنترل شده با حجم نمونه بیشتری مورد بررسی قرار گیرد.
محمد شایسته پور، محمد کاظم شاه کرمی، عباس شفیعی، محمد تقویان، راضیه کمالی جمیل، فاطمه اثنی عشری، اشرف محمدی، رضا شهبازی،
دوره 15، شماره 4 - ( ماهنامه شهریور 1391 )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به حساسیت ویروس سرخک به دما و نور، حفظ پایداری ﺁن در واکسن زنده بسیار با اهمیت است. هدف این تحقیق، بررسی پایداری واکسن سرخک تولید شده با سویه AIK-Cمیباشد. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، 3 ویال واکسن لیوفیلیز به مدت 1 هفته در دمای 37 درجه سانتیگراد نگهداری و میزان پایداری ﺁن به روش ﺁزمون تسریع شده بررسی گردید. همچنین واکسن محلول شده در دماهای 4، 25 و 37 درجه سانتیگراد نگهداری و در زمانهای 0 ،4، 8 ،12و 16 ساعت پس از محلول کردن، میزان باقیمانده ویروس عفونی به روش میکروتیتراسیون با محاسبه CCID50 ارزیابی شد. بر اساس ﺁنالیز رگرسیون خطی، نیمه عمر واکسن محلول شده سرخک، محاسبه گردید. یافتهها: وقتی واکسن محلول شده در دماهای 4، 25 و 37 درجه سانتیگراد نگهداری شد کاهش تیتر واکسن به ترتیب 05/0، 1/0 و 2/0 Log10 CCID50 در ساعت بود. همچنین نیمه عمر این واکسن در دماهای مذکور، به ترتیب 31/5، 61/2 و 36/1 ساعت بود. نتیجهگیری: میزان کاهش تیتر واکسن سرخک تهیه شده با سویه AIK-C پس از نگهداری در دمای 37 درجه سانتیگراد به مدت یک هفته log33/0 بود در حالی که برای واکسنهای تجاری Mevilin-L، Attenuvax، Edmonston- Zagreb وRimevax، به ترتیب 7/0، 7/0، 1 و 78/0 گزارش شده است. واکسن لیوفیلیز و محلول شده حاوی سویهAIK-C در مقایسه با سویههای ادمونستون ب، شوارتز، بکن کام و لنینگراد پایدارتر است در حالی که در حالت محلول شده و در دمای 37 درجه سانتیگراد میزان پایداری مشابه سویه موراتن دارد.
لیلا کرمی، احمد مجد، صدیقه مهرابیان، محمد نبیونی، سعید آیریان، ماندانا صالحی،
دوره 15، شماره 8 - ( ماهتامه دی 1391 )
چکیده
زمینه و هدف: گیاه حرا مشهور به مانگروی خاکستری، متعلق به خانواده اوسنیاسه میباشد که در گذشته برای درمان بیماریهای مختلف نظیر زخم معده و پوست به کار میرفته است. در مطالعه حاضر فعالیتهای ضد جهشی عصارههای برگ جوان و بالغ گیاه حرا بر روی باکتری جهش یافته سالمونلا تیفی موریم TA100 مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روشها: در این مطالعه تجربی، سوش باکتری برای ژنوتیپهای مورد نظر بررسی شد. برگها پس از جمعآوری، خشک و پودر شده و عصارهگیری با اتانول 80 درصد و یا آب با دستگاه سوکسله انجام شد. فعال کننده متابولیکی از کبد هموژنیزه موش نر تهیه گردید و اثرضد جهشی عصاره در حضور ماده جهش زا با استفاده از تست ایمز سنجش شد. یافتهها: تعداد کلونیهای جهش یافته در حضور هر دو عصاره آبی و اتانولی با فعال کننده متابولیکی و بدون آن کاهش یافتند. عصاره اتانولی نسبت به عصاره آبی فعالیت ضد جهشی بالاتری را نشان داد. هیچ تفاوتی در حضور مخلوط S9 در بین سنجشها دیده نشد. بالاترین (71 درصد) و پایینترین (24درصد) میزان بازدارندگی بر روی باکتری جهش یافته سالمونلا تیفی موریوم به ترتیب در عصاره اتانولی برگ بالغ منطقه بردخون و عصاره آبی برگ جوان عسلویه دیده شد. نتیجهگیری: یافتههای مطالعه اخیر پیشنهاد میکند که عصاره برگ گیاه حرا ممکن است حاوی ترکیبات فعال زیستی بوده که موجب ممانعت از جهش در باکتری جهش یافته میشود و احتمالاً استرسهای زیستی و غیر زیستی میتوانند پتانسیل ضد جهشی عصارههای برگ را در بین دو ناحیه تحت تاثیر قرار دهند.
منیژه جزپناهی، افسانه کرمی، فیروزه سلیمی،
دوره 16، شماره 11 - ( 11-1392 )
چکیده
زمینه وهدف: عفونتهای مرتبط با عروق از عوامل مهم عوارض و مرگ و میر در بیماران با زمینه نقص ایمنی و همودیالیزی محسوب میشوند. استافیلوکوکوس اورئوس شایعترین و مهمترین عامل عفونی است که باعث ورود باکتری به خون و عوارض آن میگردد. این ارگانیسم به صورت ناقلی وجود داشته و بینی شایعترین محل استقرار آن است. این بررسی با هدف تعیین شیوع ناقلی بینی استافیلوکوک در بیماران همو دیالیزی زنجان انجام و با گروه شاهد مقایسه شد.
مواد و روشها: این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی بیماران مبتلاء به نارسایی مزمن کلیهی مراجعه به بخشهای همو دیالیز زنجان انجام گردید. نمونههای بینی توسط سوآب استریل گرفته شده و پس از انتقال به محیط آگار خونی تلقیح شده و در دمای 37-35 درجه به مدت 48-24 ساعت انکوبه شدند. همین روش در گروه کنترل(افراد سالم همراه بیماران) انجام گردید. اطلاعات جمع آوری شده بررسی و پس از استخراج نتایج در هر دو گروه، توسط نرم افزارSPSS و با آزمون آماری کای اسکوئر آنالیز شدند.
یافتهها: بر اساس این مطالعه 4/7 درصد از بیماران و 1/11 درصد از گروه کنترل، ناقل استافیلوکوکوس اورئوس بودند. اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه وجود نداشت. از موارد مثبت، تنها در مورد استافیلوکوکوس همولیتیکوس اختلاف معنی داری بین گروه کنترل و شاهد گزارش شد. در زنان بیمار نیز شیوع ناقلی بیش از گروه شاهد گزارش شد.
نتیجهگیری: بر اساس این مطالعه شیوع ناقلی استافیلوک اورئوس در بیماران همو دیالیزی پایین گزارش شده و به نظر نمیرسد ناقلی با این ارگانیسم، معضل مهم بهداشتی باشد.
سجاد کرمی، مجید کاشف، یعقوب مهری الوار،
دوره 17، شماره 10 - ( دی 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: پروتئین شوک گرمایی (HSP) میتواند از طریق تسهیل در بازسازی پروتئینهای دناتوره شده به عنوان محافظ سلولی عمل کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر محافطتی گلوتامین در برابر استرس ناشی از فعالیت ورزشی و ارتباط آن با پاسخ HSP70 و کورتیزول میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی 28 فوتبالیست در چهار گروه برابر کنترل، مکمل، مکمل– فعالیت ورزشی و فعالیت ورزشی، تقسیم شدند. مکمل و دارونما را به مقدار 5/0 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و حجم 5 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن یک ساعت قبل از اجرای فعالیت ورزشی مصرف کردند. فعالیت ورزشی شامل 3 مرحله دویدن 20 دقیقهای با شدت 80 درصد ضربان قلب بیشینه و استراحت فعال 5 دقیقهای بود. نمونه خونی پایه، پس آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون گرفته و HSP70 سرم و کورتیزول به ترتیب با استفاده از روش الایزا و RIA سنجیده شد. دادهها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس در اندازهگیری مکرر چند متغیره در سطح 05/0 p&le تحلیل شد.
یافتهها: در مقادیر HSP70 بین گروه مکمل و مکمل فعالیت ورزشی نسبت به گروه کنترل (019/0 p&le و 09/0p&le) و گروه مکمل با مکمل فعالیت ورزشی (032/0p&le) و همچنین بین مراحل پس آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون نسبت به مرحله پایه (06/0p&le و 08/0p&le) و بین مرحله پس آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون (030/0p&le) تفاوت معنی دار وجود داشت. مقادیر کورتیزول بین مراحل پایه و 90 دقیقه پس از آزمون (026/0p&le) تفاوت معنیدار نشان داد.
نتیجهگیری: مکمل گلوتامین محرک بیان HSP70 بوده و ترکیب مکمل– فعالیت ورزشی پاسخ بزرگتری از HSP70 را شامل میشود لذا به ورزشکارانی که قصد شرکت در تمرینات شدید را دارند مصرف گلوتامین توصیه میشود.
فریال سواری، احمد علی معاضدی، محمد کاظم غریب ناصری، محمد رضا زاد کرمی،
دوره 19، شماره 10 - ( دی ماه 1395 1395 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: جعفری یکی از گیاهان دارویی مورد مصرف در اختلالات گوارشی است. اگر چه فعالیت ضد انقباضی عصاره جعفری به اثبات رسیده است، اما اطلاعات محدودی از مکانیسم اثر ضد انقباضی عصاره جعفری وجود دارد. بر این اساس، هدف از این تحقیق، بررسی نقش گیرنده GABAA بر فعالیت ضد انقباضی عصاره هیدروالکلی بذر جعفری در ایلئوم جدا شده از موشصحرایی است.
مواد و روشها: در این مطالعه، بخش انتهایی ایلئوم (2 سانتیمتر) جدا شد و در حمام بافت حاوی محلول تایرود اکسیژنه (4/7 pH=، دمای 37 درجه سانتی گراد) قرار گرفت. انقباض ایلئومی القاء شده با کلرور پتاسیم(60 میلی مولار) تحت یک گرم کشش اولیه، به صورت ایزوتونیک ثبت گردید. اثرات غلظتهای غیرتجمعی عصاره(1/0 تا 5/0 میلیگرم در میلیلیتر) بر انقباضات القاء شده با کلرور پتاسیم بررسی گردید. به دنبال ارزیابی اثر آگونیست و آنتاگونیست گیرنده GABAA ، اثر عصاره جعفری در حضور موسیمول و بیکوکولین(به ترتیب به عنوان آگونیست و آنتاگونیست GABAA) بررسی شد.
یافتهها: عصاره بذر جعفری، انقباض ایلئومی القاء شده با کلرور پتاسیم را به روش وابسته به غلظت کاهش داد (001/0, p<7n=). موسیمول و بیکوکولین هر دو اثر شلکنندگی بر انقباض ایلئومی اعمال کردند (05/0p<، 01/0p<، 7n=). همچنین، موسیمول و بیکوکولین اثر ضد انقباضی عصاره را (2/0میلیگرم در میلیلیتر) تقویت کردند. در مجموع، اثر ضد انقباضی عصاره در حضور آنتاگونیست GABAA کاهش نیافت.
نتیجه گیری: به نظر میرسد که گیرنده GABAA در فعالیت ضد انقباضی عصاره بذر جعفری بر ایلئوم موش صحرایی دخالت ندارد.
سعید اسماعیلی، وازگن میناسیان، محمد بیات، هادی کرمی،
دوره 21، شماره 3 - ( دوماهنامه خرداد و تیر 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع 2، یکی از عوامل موثر و بازدارنده کنترل گلوکز خون و ایجاد اختلالات عروقی است. هدف از مطالعه حاضر، بررسی تغییرات در بیان ژن عامل رشد اندوتلیال عروقی و گیرنده نوع 1 آن در بافت قلبی رتهای نر دیابتی نوع 2 متعاقب سه شیوه مختلف تمرینی است.
مواد و روش ها: در این مطالعه، 60 سر رت به شکل تصادفی در 5 گروه: کنترل سالم، کنترل دیابتی و گروههای دیابتی با تمرین استقامتی، مقاومتی و ترکیبی تقسیم شدند. القای دیابت از طریق تزریق درون صفاقی استرپتوزوسین صورت گرفت و تمرینات 5 جلسه در هفته، به مدت 8 هفته انجام شد. بررسی سطوح بیان ژن عامل رشد اندوتلیال عروقی و گیرنده 1 آن از طریق آزمایش RT-qPCR انجام شد.
یافته ها: نتایج حاکی از کاهش معنیدار بیان عامل رشد اندوتلیال عروقی در گروههای کنترل دیابتی، تمرین استقامتی، تمرین مقاومتی و افزایش معنیدار در بیان گیرنده 1 آن در گروه کنترل دیابتی و تمام گروههای تمرینی نسبت به گروه کنترل سالم بود (001/0p<). مقایسه های انجام شده با گروه کنترل دیابتی نشان داد که در تمام گروههای تمرینی بیان ژن عامل رشد اندوتلیال عروقی افزایش، اما در گیرنده 1 آن کاهش معنیداری ایجاد شده است (001/0p<).
نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که شیوههای تمرینی مختلف در بهبود رگزایی موثرند، اما تمرینات ترکیبی در مقایسه با دیگر روش های تمرینی دارای برتری خاصی می باشند.
سارا ولی زاده، پژمان معتمدی، هادی کرمی، حمید رجبی،
دوره 21، شماره 6 - ( دو ماهنامه آذر و دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: دیابت نوع دو اثرات ضد آنژیوژنزی در بافت قلب اعمال میکند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن VEGF و VEGFR2 در بافت قلب رتهای نر ویستار دیابتی نوع دوم بود.
مواد و روشها: 36 سر رت نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به سه گروه دیابتی با تمرین استقامتی (DET)، گروه کنترل دیابتی (DC) و گروه کنترل سالم (HC) تقسیم شدند. القای دیابت نوع دوم از طریق تزریق درون صفاقی STZ صورت گرفت. پروتکل تمرین شامل 10 هفته تمرین استقامتی، 5 جلسه در هفته به مدت 20 تا 30 دقیقه و با سرعت 27 متر بر دقیقه و شدت 75 درصد VO2max در هفته اول بود که به تدریج به 60 دقیقه با سرعت 27 متر بر دقیقه و شدت 75 درصد VO2max در هفته دهم رسید. بیان ژن و پروتئین VEGF و VEGFR2 با روش Real-Time PCR و وسترن بلات بررسی شد.
یافتهها: بر طبق نتایج Real-Time PCR، تمرین استقامتی باعث افزایش بیان ژن VEGF (05/0>p) و VEGFR2 (05/0>p) در مقایسه با گروه DC شد. نتایج وسترن بلات نیز نشان داد که تمرین استقامتی موجب افزایش بیان پروتئین VEGF (05/0>p) در مقایسه با گروه DC میشود و تغییری در بیان پروتئین VEGFR2 وجود ندارد (05/0<p).
نتیجهگیری: دیابت نوع دو فرآیند آنژیوژنز در قلب دیابتی را مختل میکند. به نظر میرسد تمرین استقامتی دارای اثر مثبت بر آنژیوژنز است و میتواند باعث بهبود قلب دیابتی شود.
علی اصغر قربانعلی پور، پژمان معتمدی، حمید رجبی، هادی کرمی،
دوره 21، شماره 7 - ( دو ماهنامه بهمن و اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: ژن eNOS مسئول تولید نیتریک اکساید و آنژیوستاتین، مهارکننده آنژیوژنز میباشد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر تمرین استقامتی بر بیان ژن آنژیوستاتین و eNOS در بافت قلب رتهای نر ویستار دیابتی نوع دوم بود.
مواد و روشها: در یک مطالعه تجربی، 36 سر رت نر نژاد ویستار بهطور تصادفی به سه گروه دیابتی با تمرین استقامتی (12= n، DET)، گروه کنترل دیابتی (12= n، DC) و گروه کنترل سالم (12= n، HC) تقسیم شدند. القای دیابت نوع 2 از طریق تزریق درون صفاقی STZ صورت گرفت. پروتکل تمرین شامل 10 هفته تمرین استقامتی، 5 جلسه در هفته به مدت 15 دقیقه و با سرعت 27 متر در دقیقه در هفته اول بود که بهتدریج به مدت 60 دقیقه با سرعت 27 متر در دقیقه در هفته نهم رسید. حیوانات 24 ساعت پس از آخرین جلسه تمرین قربانی شدند و نمونهها از بافت قلب گرفته شد. بیان ژنهای آنژیوستاتین و eNOS با روش Real-Time PCR بررسی شدند. جهت تجزیه و تحلیل دادهها از تحلیل واریانس یک طرفه استفاده گردید. سطح معنیداری 05/0>p در نظر گرفته شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد 329 .1394 IR.ARAKMU.REC. به تصویب کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک رسیده است.
یافتهها: بیان ژن آنژیوستاتین و eNOS در گروه DC در مقایسه با گروه HC افزایش معنیداری را نشان داد (000/0=p). تمرین استقامتی موجب کاهش معنیدار بیان ژن آنژیوستاتین و eNOS در مقایسه با گروه DC شد (000/0=p).
نتیجهگیری: به نظر میرسد بیان ژن آنژیوستاتین و eNOS بافت قلب دیابتی تحت تاثیر مثبت تمرین استقامتی قرار میگیرد.
خانم محبوبه کربلایی، جهانگیر کرمی، پروانه کریمی،
دوره 24، شماره 5 - ( آذر و دی 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: نوع ریتمهای شبانهروزی فرد در حفظ سلامت جسم و روان و همچنین بهبودی از بیماری اهمیت زیادی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش ریتمهای شبانهروزی بر کیفیت خواب و اضطراب کرونا در زنان و مردان است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علیمقایسهای است. جامعه آماری شامل کلیه افراد 18 تا 50ساله بود که به صورت اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت نمونهگیری افرادی که پرسشنامه را به صورت آنلاین تکمیل کردند، انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ریتمهای شبانهروزی هورن و استبرگ (1976)، پرسشنامه کیفیت خواب پتزبورگ (1989) و پرسشنامه اضطراب کرونا علیپور و همکاران (1398) بود. جهت تحلیل دادهها از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون شفه استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: پژوهش حاضر دارای نامه تأییدیه اخلاق از مرکز رشد واحدهای فناوری دانشگاه رازی، مؤسسه مطالعاتی روانپویش به شماره 99133 است.
یافته ها: نتایج نشان داد که میانگین اضطراب روانی و اضطراب بدنی کرونا در زنان و مردان با تیپ شامگاهی بالاتر از سایر تیپهاست. زنان و مردان با تیپ شامگاهی کیفیت خواب پایینتری نسبت به تیپ صبحگاهی و تیپ میانی دارند. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت بین گروهها بر حسب اضطراب کرونا و کیفیت خواب و جنس در سطح معنادار است و تفاوت میانگین تیپ صبحگاهی با تیپ شامگاهی بیشتر از سایر تفاوت میانگینهاست.
نتیجه گیری: تفاوتهای فردی در تیپهای صبحگاهی-شامگاهی نقش مهمی در کیفیت خواب وتجربه اضطراب کرونا دارد.
خانم شهرزاد عدیلی، خانم زهره رئیسی، خانم ناهید اکرمی، خانم زهره رنجبرکهن،
دوره 26، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1402 )
چکیده
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی فیلیال تراپی بر مقبولیت اجتماعی و حساسیت اضطرابی کودکان با علائم بی نظمی خلق ایذائی انجام گرفت. مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری بود. جامعه آماری شامل کودکان با علائم اختلال بی نظمی خلقی ایذائی 9-12 ساله شهر اصفهان بودند.
روش کار: تعداد 30 کودک با علائم اختلال بی نظمی خلقی ایذائی و مادرانشان با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروههای آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش مداخله بازی درمانی فیلیال لندرث (1390) را طی دوماه در 8 جلسه 60 دقیقهای دریافت نمودند.
یافتهها: ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه مقبولیت اجتماعی فورد و رابین (1970) و حساسیت اضطرابی تسائو و همکاران (2006) بود. دادههای حاصل از پژوهش به شیوه تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-29 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مداخله فیلیال ترپی بر مقبولیت اجتماعی و حساسیت اضطرابی کودکان با علائم اختلال بی نظمی خلقی ایذائی تأثیر معنادار داشت (001/0>P).
نتیجه گیری: بدین صورت که این مداخله توانسته منجر به بهبود مقبولیت اجتماعی و کاهش حساسیت اضطرابی این کودکان شود. بر اساس یافتهها میتوان چنین نتیجه گرفت که فیلیال تراپی با بهره گیری از فنونی همانند سخنرانی، بحث، ایفای نقش، فرایندهای گروهی و نظارت میتواند به عنوان یک درمان کارآمد جهت بهبود مقبولیت اجتماعی و کاهش حساسیت اضطرابی کودکان با علائم بی نظمی خلق ایذائی مورد استفاده قرار گیرد.
حشمت الله علی کرمی، سعیده طهماسبی، محمد فتحی، راضیه رضایی،
دوره 26، شماره 6 - ( بهمن و اسفند 1402 )
چکیده
چکیده
زمینه و هدف: تمرینات مقاومتی(RT) بخش مهمی از تمرینات آمادهسازی ورزشکاران با هدف تقویت آمادگی جسمانی، ایجاد سازگاریهای عصبی- عضلانی و ارتقاء عملکرد ورزشی محسوب میشوند. هدف این مطالعه بررسی اثر تمرینات مقاومتی با وزنه بر NCV اعصاب تیبیال و پرونئال، توان عضلانی، چابکی، انعطافپذیری و اجرای مهارتهای نیم پشتک، نیم وارو و تعادلی فرشته در کودکان ژیمناست هفت تا ده سال بود.
روشها: در این مطالعه نیمه تجربی، 24 کودک با دو سال سابقه فعالیت در رشته ژیمناستیک(سن: 5/1±5/8 سال، وزن: 40/9±10/32 کیلوگرم، قد: 13±135 سانتیمتر) بهطور داوطلبانه شرکت کردند. آزمودنیها به صورت تصادفی در دو گروه شامل تمرین ژیمناستیک و تمرین ژیمناستیک + تمرین مقاومتی با وزنه قرار گرفتند. و به مدت 10هفته به تمرین پرداختند. در طول تحقیق یک گروه تمرینات عمومی ژیمناستیک را انجام میدادند، و گروه دیگر علاوه بر تمرینات ژیمناستیک سه جلسه در هفته به تمرین مقاومتی با وزنه پرداختند. قبل و بعد از تمرینات، آزمایش NCV، آزمونهای توان عضلانی پرش سارجنت، چابکی دوی رفت و برگشت 9*4 متر، انعطافپذیری ولز و اجرای مهارتهای نیمپشتک، نیموارو و تعادلی فرشته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمون t مستقل استفاده شد. و سطح معناداری P<0.05 در نظر گرفته شد.
نتایج: نتایج نشان داد که NCV در اعصاب تیبیال و پرونئال در گروه تمرین مقاومتی با وزنه نسبت به گروه تمرین عمومی ژیمناستیک بهطور معناداری افزایش یافت. همچنین توان عضلانی در پرش سارجنت، چابکی در دوی رفت و برگشت 9*4 متر و اجرای مهارتهای نیمپشتک و نیموارو به صورت معناداری افزایش یافت(P<0.05). اما در انعطافپذیری با آزمون ولز(P=0.870) و اجرای مهارت تعادلی فرشته(P=0.552) تغییر معناداری مشاهده نشد.
بحث و نتیجهگیری: 10 هفته تمرین مقاومتی با وزنه سازگاریهای عصبی- عضلانی،NCV، توان عضلانی، چابکی و اجرای مهارت های نیمپشتک و نیموارو را بهطور معناداری در کودکان ژیمناست افزایش میدهد. بنابراین پیشنهاد میشود برای ارتقاء عملکرد کودکان ورزشکار در رشته ژیمناستیک و رشتههایی که سرعت هدایت عصبی، توان عضلانی و چابکی در موفقیت ورزشکاران موثر است، از تمرینات مقاومتی با وزنه استفاده شود.
واژگان کلیدی: تمرینات مقاومتی، سرعت هدایت عصبی، تیبیال، پرونئال، کودکان ژیمناست.