11 نتیجه برای وکیل
کتایون وکیلیان،
دوره 5، شماره 1 - ( بهار 1381 )
چکیده
مقدمه: زمان بلافاصله پس از زایمان به نام دوره ی احساس نامگذاری شده است و توصیه گردیده که تماس بین والد و نوزاد در طی این زمان اتفاق بیفتد. لمس نوزاد و تماس پوست به پوست بلافاصله پس از تولد سبب می شود که الگوی دلبستگی بسیار قوی بین مادر و نوزاد ایجاد گردیده و این امر سبب افزایش قابل توجهی در مراقبت مادر از طفل می شود.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی است. نمونه گیری به روش تصادفی با حجم 86 نفر می باشد. ابزار گرداوری داده های پرسشنامه فرم جمع اوری اطلاعات بود که توسط مشاهده گر تکمیل گردید. در یک گروه نوزاد بلافاصله پس از مراقبت اولیه به آغوش مادر داده می شد به طوریکه تماس پوستی و چشمی بین مادر و نوزاد برقرار می گشت و شیرخوار به مدت 15 دقیقه از هر پستان تغذیه شده و سپس از مادر جدا می شد. در گروه دیگر چنین تماسی انجام نمی یافت. سپس در بخش، پس از زایمان و یک ماه پس از آن با مراجعه به منازل واحدهای پژوهش، رفتار احساسی مادر توسط مشاهده گر در هنگام شیردادن به نوزاد ارزیابی شده و نتایج داده ها توسط آمار توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل گردید.
نتایج: میانگین سنی مادران گروه دارای تماس پوستی 20/76 سال و شاهد 20/37 سال بود. 15/2 مادران گروه دارای تماس پوستی و 35/5% گروه شاهد از جنس نوزاد خود اطلاع داشتند. در هر دو گروه نوزادان پسر بیش تر بود. از نظر رفتارهای احساسی قبل از ترخیص بیش ترین میانگین در دو گروه مربوط به نگاه کردن به نوزاد و کم ترین رفتار بوسیدن بود. ازمون اختلاف معنی داری را در نوازش کردن (p=0/01) ، صحبت کردن (p=0/02) بین دو گروه نشان داد و همچنین ازمون اختلاف معنی داری را در کل رفتارهای احساسی در گروه دارای تماس نشان داد. (p=0/01)
نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که رفتارهای احساسی مادران گروه تماس بیش تر از مادران گروه شاهد بوده است. لذا دقایق و ساعات اولیه زندگی نوزاد دوره احساسی است که لازم است این تماس برقرار شود و ماماها به عنوان اولین سطح برخورد با نوزاد بهتر است زمان بیش تری را جهت ارتباط اولیه مادر و نوزاد فراهم کنند و اجازه دهند مراحل آشنایی و تعامل اولیه در اتاق زایمان صورت گیرد.
علی اکبر عبدالهی، بیژن آریا، محمدجعفر گل علی پور، محمدعلی وکیلی،
دوره 6، شماره 3 - ( پائیز 1382 )
چکیده
مقدمه: یکی از شکایات بیمار پس از اعمال جراحی، درد می باشد. جهت تسکین درد از داروهای مختلفی از جمله داروهای ضد التهابی غیراستروئیدی (NSAID) و داروهای مخدر استفاده می گردد. در مورد کاربرد داروهای (NSAID) در تسکین درد گزارش های متفاوتی ارائه شده است. این مطالعه جهت ارزیابی اثرات ضد درد شیاف ایندومتاسین ودیکلوفناک سدیم با پتیدین تزریقی در تسکین درد بعد از عمل جراحی فتق مغبنی طراحی شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی بالینی یک سوکور بود. این بررسی روی 55 بیمار 17 تا 60 ساله متعاقب عمل جراحی فتق مغبنی یک طرفه انجام پذیرفت. طی این پژوهش بیماران مورد مطالعه به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند. در گروه ایندومتاسین (17 نفر)، هر 8 ساعت یک عدد شیاف 100 میلی گرمی استفاده شد. در گروه دیکلوفناک سدیم (18 نفر)، هر 8 ساعت یک شیاف 100 میلی گرمی مورد استفاده قرار گرفت. در گروه پتیدین (20 نفر)، که به عنوان گروه شاهد مطالعه در نظر گرفته شده بودند، هر 8 ساعت نیم میلی گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن آمپول پتیدین به صورت عضلانی تزریق شد. سپس به مدت 24 ساعت شدت درد بیماران با نمودار مقیاس بصری هر 2 ساعت اندازه گیری شده میانگین شدت درد در طول 24 ساعت در فواصل زمانی هر 6 ساعت بین سه گروه مقایسه گردید.
نتایج: میانگین و انحراف معیار شدت درد در کل 24 ساعت بعد از عمل در گروه ایندومتاسین معادل 23±12، در گروه پتیدین معادل 31±9 و در گروه دیکلوفناک سدیم معادل 27±12 ساعت محاسبه گردید. بین میانگین شدت درد در سه گروه مورد مطالعه اختلاف آماری معنی داری مشاهده نشد.
نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که شیاف های ایندومتاسین و دیکلوفناک سدیم می توانند داروهای مناسبی جهت جایگزینی پتیدین تزریقی در فواصل زمانی 6 ساعته در طول 24 ساعت اول بعد از عمل جراحی فتق مغبنی باشند.
کتایون وکیلیان،
دوره 7، شماره 3 - ( پائیز 1383 )
چکیده
مقدمه: بسیاری از زنان در مرحله اول زایمان از درد قسمت تحتانی کمر رنج می برند. با توجه به اینکه روش های دارویی موجود با عوارض تنفسی برای نوزاد و مرگ و میر مادر همراه بوده است، لذا امروزه بر استفاده از روشهای جایگزین تسکین درد تاکید می شود. یکی از روش های کاهش درد استفاده از تزریق محلول های مختلف زیر جلدی یا داخل جلدی در دردناک است که روشی ساده، بدون خطر برای مادر و جنین و ارزان می باشد. با توجه به نتایج ضد و نقیضی که در کشورهای مختلف بیان شده بررسی تاثیر این روش به نظر ضروری می رسد.
روش کار: این تحقیق یک مطالعه کارآزمایی بالینی تصادفی یک سوکور بود که تعداد 140 داوطلب به روش نمونه گیری تصادفی اسان وارد مطالعه شدند. 70 نفر به طور تصادفی در گروه مورد و 70 نفر در گروه شاهد قرار گرفتند. قبل از شرکت در تحقیق فرم رضایت نامه کتبی توسط داوطلبان امضا شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه، خط کش درد، سرنگ انسولین، آب مقطر و چک لیست درد بود. پس از تعیین محل تزریق در چهار ناحیه ساکروم در گروه مورد در هر ناحیه تزریق آب مقطر و در گروه شاهد تزریق خشک انجام شد. سپس شدت درد در دقیقه 10، 30، 45 و 90 پس از تزریق در هر دو گروه با استفاده از مقیاس عددی دیداری درد، ارزیابی شد. برای تحلیل داده از آزمون تی، تی زوج و کای دو با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد.
نتایج: یافته ها نشان داد میانگین شدت درد در دقیقه 10 پس از تزریق در گروه آب مقطر با همین دقیقه در گروه شاهد به طور معنی داری افزایش یافته بود (0/001=P)، در دقیقه 30 نیز افزایش درد گروه آب مقطر در مقایسه با گروه شاهد معنی دار بود (0/004=p). همچنین آزمون تی زوج نشان می دهد که میانگین درد قبل از تزریق گروه آب مقطر یا پس از تزریق در همین گروه در دقایق 45 و 90 معنی دار بود (0/005=P).
نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که تزریق زیر جلدی آب مقطر درد ناحیه ساکروم را کاهش نداده و فقط سیر افزایش درد را کندتر کرده بود. با توجه به اینکه فاکتورهای زیادی مثل محیط زایمان، فرهنگ، آموزش دوران بارداری و اضطراب مادر بر درک درد تاثیر دارند، لذا بهره گیری از یک روش خاص برای کاهش درد ممکن است موثر واقع نشود و شاید بتوان گفت ترکیبی از روش های جایگزین کاهش درد با توجه به عوامل زمینه ای مختلف باید در نظر گرفته شود.
حسین یوسفی، نیلوفر وکیل، هدایت اله شیرزاد،
دوره 10، شماره 4 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: مطالعات و آمارهای مختلف نشان میدهد که در کشورهای پیشرفته بیماریهای عفونی و انگلی در صد کمی از علل مرگ و میر را به خود اختصاص میدهند و در مقابل سرطانها از اصلیترین علل مرگ و میر دراین کشورها میباشند. در کشورهای در حال توسعه الگوی مرگ و میر متفاوت است به این صورت که بیمارهای عفونی وانگلی سبب مرگ و میر بیشتری نسبت به سرطانها میگردند. اگر چه عوامل متعددی در تفاوت این دو الگوی مرگ و میر در جوامع پیشرفته و در حال توسعه نقش دارند اما شواهد مدللی وجود دارد که احتمالاً آلودگی به عوامل عفونی و انگلی به صورت غیر اختصاصی میتواند در رشد سلولهای بدخیم تأثیر گذار باشد. لذا در این مطالعه تأثیر آلودگی انگل لیشمانبا ماجور بر رشد سلولهای بدخیم در مدل حیوانی مورد بررسی قرار گرفته است. روش کار: در این مطالعه تجربی یک گروه شش تایی از موشهای کوچک آزمایشگاهی Balb/c به عنوان گروه مورد با انگل لیشمانیای ماجور آلوده شدند. یک ماه بعد موشهای فوق همراه با یک گروه شش تایی دیگر از موشهای کوچک آزمایشگاهی Balb/c به عنوان گروه شاهد از راه تزریق زیرجلدی در معرض سلولهای سرطانی فیبر و سارکوسا قرار گرفتند. این سلولها از بانک سلولی انسیتو پاستور ایران خریداری شدند. رشد توده های سرطانی در موشهای گروه مورد و شاهد از راه اندازهگیری قطر تومورها تا دو هفته بعد از تزریق بررسی شد. در این مدت اندازه تومورها در پنج دفعه در روزهای 5 ،7، 11، 13 و16 بعد از تزریق سلولهای سرطانی اندازهگیری شد. با استفاده از قطرهای اندازهگیری شده تومورها مساحت هر تومور اندازه گیری شد. دادهها با استفاده از آزمون تی- تجزیه و تحلیل شد. نتایج: نتایج این بررسی نشان داد که در سه مرحله اول اندازهگیری، میانگین اندازه تومور در موشهای گروه مورد کمتر از موشهای گروه شاهد بوده است. اما در اندازهگیریهای نوبت چهارم و پنجم میانگین مساحت تومور در موشهای گروه مورد بیشتر از موشهای گروه شاهد بوده است. در هیچکدام از موارد فوق اختلاف اندازه تومورها از نظر آماری معنیدار نبوده است. نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان میدهد که اختلاف میانگین مساحت تومورها در گروهای شاهد و مورد از نظر آماری معنیدار نمیباشد. لذا برای بررسی بیشتر فرضیه این تحقیق پیشنهاد میگردد آزمایشهای مذکور با استفاده از انگلهای بافتی دیگر و ردههای سلولهای سرطانی بیشتر مورد تحقیق قرار گیرد.
مهتاب عطارها، کتایون وکیلیان ،
دوره 15، شماره 3 - ( ماهنامه مرداد 1391 )
چکیده
زمینه و هدف: کنژونکتیویت از دلایل شایع مراجعه به پزشک اطفال و بیمارستانهای عمومی است. معمولترین روش درمان تجویز آنتیبیوتیکهاست، با توجه به عوارض و احتمال افزایش مقاومت میکروبی علیه آنها بر آن شدیم تا تاثیر آب جوشیده به عنوان درمان کمکی را با آنتی بیوتیک به تنهایی بر شدت کنژونکتیویت شیرخواران مقایسه کنیم. مواد و روشها: در طی یک مطالعه کارآزمایی بالینی، 110 شیرخوار مراجعه کننده به کلینیک اطفال بیمارستان امیر کبیر اراک به طور تصادفی در یکی از دو گروه آب جوشیده به علاوه پماد اریترومایسین چشمی 5/0 درصد و قطره سولفاستامید 10 درصد چهار بار در روز و یا آنتیبیوتیک به تنهایی قرار گرفتند. شدت کنژونکتیویت در روزهای اول (ویزیت)، سوم و هفتم درمان بین دو گروه با یکدیگر مقایسه شد. یافتهها: روز سوم درمان در گروه آب جوشیده همراه با آنتیبیوتیک بهبودی در 2/18 درصد و در گروه آنتیبیوتیک به تنهایی در 1/9 درصد موارد دیده شد، که از لحاظ آماری متفاوت نبود(44/0=p). روز هفتم، درصد بهبودی در گروهها به ترتیب به 7/32 و 5/34 درصد ارتقاء یافت(05/0
معصومه داودآبادی فراهانی، کتایون وکیلیان، نفیسه سیدزاده اقدم،
دوره 15، شماره 5 - ( ماهنامه مهر 1391 )
چکیده
زمینه وهدف: اندازهگیری فشار متوسط شریانی نسبت به فشار خون سیستولیک یا فشار خون سیستولیک و دیاستولیک، فاکتور پیشبینی کننده بهتری برای افزایش فشارخون بارداری است. با توجه به فرضیه " اثر محافظتی مکمل روغن ماهی بر فشارخون بارداری " و اهمیت کنترل فشارخون در بارداری، مطالعه حاضر برای بررسی اثر مصرف مکمل روغن ماهی بر فشار متوسط شریانی در حاملگی انجام شده است. مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمای بالینی، 120 مادر باردار سالم به طور تصادفی به دو گروه 60 نفره تقسیم شدند. در حالی که مراقبت بارداری برای هر دو گروه یکسان انجام میشد، فقط به گروه مداخله، از هفته 16 تا انتهای بارداری، روزانه یک کپسول 1000 میلیگرمی روغن ماهی سالمون داده شد. فشارخون سیستول و دیاستول در هر دو گروه، هر 4 هفته یک بار تا 28 هفتگی، هر 2 هفته یک بار از 28 تا 36 هفتگی و هفتهای 1 بار از 36 هفتگی تا پایان بارداری اندازهگیری و متوسط فشارخون شریانی نیز محاسبه شد. با استفاده از نرم افزار SPSS ، دادهها با آزمون تحلیلی تی تست و من ویتنی آنالیز شد. یافتهها: میانگین فشار متوسط شریانی در گروه کنترل و مداخله به ترتیب 50/4± 46/78 و 50/5±76/80 میلیمتر جیوه بود. آزمون تی، اختلاف معنیداری بین دو گروه را نشان نداد (05/0p>). نتیجهگیری: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که افزودن مکمل روغن ماهی به رژیم غذایی مادران باردار تاثیری در کاهش فشار متوسط شریانی آنها ندارد.
ابوالفضل مظفری، محمد وکیل علی آبادی، سیامک محبی،
دوره 16، شماره 4 - ( 4-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: اختلالات رفتاری حرکتی خواب از شیوع نسبتاً بالایی در کودکان برخوردار است و تاثیر بسزایی در کارهای روزمره و کیفیت زندگی دارد. از طرفی خرخر در کودکان یکی از مهمترین دلایل اختلالات خواب میباشد. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین خرخر و اختلالات رفتاری حرکتی خواب در کودکان 2-12 ساله شهر قم صورت گرفت.
مواد و روشها: در این مطالعه که به صورت مورد شاهد در طی سه ماه صورت گرفته، 100 کودک مبتلا به خرخر و 100 کودک غیر مبتلا به خرخر به روش نمونهگیری در دسترس مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده دو پرسشنامه استاندارد برلین و Childhood Sleep بود. اطلاعات توسط مصاحبه سازمان یافته از والدین کودکان گردآوری شد. اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 18 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین اختلالات رفتاری حرکتی در گروه مورد و شاهد به ترتیب 15/3 ± 78/13و 72/3 ± 45/11 بود. آزمون تی مستقل اختلاف معنیداری را بین میانگین نمره اختلالات رفتاری حرکتی بین دو گروه مورد و شاهد نشان داد(001/0>p). همچنین رابطه معنیداری بین خرخر و سابقه بزرگی آدنوئید (001/0>p) و آپنه و اختلالات رفتاری حرکتی (036/0=p) مشاهده گردید. ولی بین سن کمتر و بیشتر از 7 سال با اختلالات رفتاری حرکتی (231/0=p) و شدت خرخر با اختلالات رفتاری حرکتی (202/0=p) رابطه معنیداری دیده نشد.
نتیجه گیری: این مطالعه اهمیت اختلالات خواب به ویژه خرخر و اختلالات رفتاری حرکتی و ارتباط این دو را نشان میدهد. اهمیت دادن به این موضوعات موجب آگاهی والدین و همکاران در جهت تشخیص و درمان به موقع اختلالات خواب خواهد شد. واژگان کلیدی: خرخر، اختلالات رفتاری حرکتی خواب، کودکان
حسن ایزانلو، محمد احمدی جبلی، شهرام نظری، نوید صفوی، حمید رضا تشیعی، غریب مجیدی، محمد خزائی، وحید وزیریراد، بهنام وکیلی، حسین آقابابایی،
دوره 17، شماره 9 - ( آذر 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از این مطالعه بررسی اثر ضد باکتریایی دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 بر باکتریهای اشرشیاکلی، آنتروباکتر کلواکه، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه تجربی اثرات ضد باکتریایی دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 به روش انتشار دیسک و رقت لولهای بررسی شد. غلظتهای مختلفی از دندریمر پلیآمیدوآمین-G4 بر روی دیسکهای بلانک تلقیح شده و در محیط کشت مولر هینتون آگار قرار داده شدند. با تلقیح باکتریها مطابق با غلظت استاندارد 5/0 مک فارلند، هالههای عدم رشد بررسی گردید. حداقل غلظت بازدارندگی و کشندگی دندریمر پلیآمیدوآمین–G4، به روش رقت لولهای در محیط کشت نوترینت براث تعیین گردید.
یافتهها: قطر هاله عدم رشد در غلظت 500 میکروگرم بر میلیلیتر از دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 برای اشرشیاکلی، آنتروباکتر کلواکه، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس به ترتیب برابر 14، 0، 35 و 29 میلیمتر بود. درمورد قطر هاله عدم رشد در باکتریهای گرم منفی با باکتریهای گرم مثبت اختلاف معنیداری مشاهده شد(05/0p<). حداقل غلظت بازدارندگی دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 برای اشرشیاکلی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس به ترتیب برابر1250، 5/2 و 1 میکروگرم بر میلیلیتر بود. حداقل غلظت کشندگی دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 برای اشرشیاکلی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس به ترتیب برابر 2500، 5 و 5 میکروگرم بر میلیلیتر بود. دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 بر آنتروباکتر کلواکه اثر بازدارندگی و کشندگی نداشت.
نتیجهگیری: دندریمر پلیآمیدوآمین–G4 برای حذف اشرشیاکلی، استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سوبتیلیس موثر است. در ادامه این تحقیقات پیشنهاد میشود که سمیت احتمالی ترکیبات نانوساختار در آب شرب بررسی شده و در صورت عدم ممنوعیت استفاده، بررسیهای اقتصادی برای سنتز و استعمال آنها به عمل آید.
حسن ایزانلو، شهرام نظری، محمد احمدی جبلی، سودابه علیزاده متبوع، حمید رضا تشیعی، بهنام وکیلی، محمد رجبی، حسین آقابابایی، غریب مجیدی،
دوره 18، شماره 6 - ( شهریور 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: دندریمرها زیر مجموعهای از ساختارهای شاخهدار هستند که نظم ساختاری مشخصی دارند. هدف از انجام این تحقیق بررسی کارایی دندریمر پلیپروپیلن ایمین- G2 در حذف باکتری های اشرشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس از محلول آبی می باشد.
مواد و روش ها: در این مطالعه آزمایشگاهی، ابتدا از هر سویه باکتری رقت 103 واحد تشکیل دهنده کلونی در میلی لیتر تهیه شد. سپس غلظت های مختلفی (5/0، 5، 50 و 500 میکروگرم بر میلی لیتر) از دندریمر به نمونه آب اضافه شد. به منظور تعیین کارایی دندریمر در حذف باکتری ها، نمونه برداری در زمان های مختلف (0، 10، 20، 30، 40، 50 و 60 دقیقه) انجام گردید و بر روی محیط نوترینت آگار کشت داده شد. نمونه ها به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتی گراد قرار گرفتند و پس از آن تعداد کلونی ها شمارش شدند.
یافته ها: با افزایش غلظت دندریمر و زمان تماس، تعداد باکتری ها در محلول آبی کاهش یافت. در زمان های 40، 50 و 60 دقیقه و غلظت های 50 و 500 میکروگرم بر میلی لیتر، تمامی انواع باکتری های موجود در محلول آبی حذف شدند. غلظت 5/0 میکروگرم بر میلی لیتر از دندریمر تاثیری در کاهش تعداد باکتری های اشرشیاکلی و پروتئوس میرابیلیس نداشت. تاثیر دندریمر بر باکتری های گرم منفی ضعیف تر از باکتری های گرم مثبت بود.
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که دندریمر پلی پروپیلن ایمین- G2 قادر به حذف اشریشیاکلی، پروتئوس میرابیلیس، استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سوبتیلیس در محلول آبی است. با این حال استفاده از دندریمر برای گندزدایی آب آشامیدنی نیازمند مطالعات بیشتر و وسیع تر می باشد.
جواد وکیلی، وحید ساری صراف، توحید خانواری،
دوره 24، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: چاقی وضعیتی بالینی است که سیستم هورمونی مرتبط با رشد را مخصوصاً در نوجوانان تحت تأثیر قرار میدهد. شاید تمرینات تناوبی با شدت بالا بتواند این آثار مخرب را کاهش دهد.
مواد و روش ها: به همین منظور در یک طرح تحقیقی نیمهتجربی از میان پسران نوجوان (سن: 18-13 سال، میانگین قد: 8±154 سانتیمتر، شاخص توده بدن: 1/4±27/05 کیلوگرم بر مترمربع)، سی نفر به صورت داوطلبانه انتخاب و در سه گروه تمرین تناوبی کوتاهمدت، طولانیمدت و گروه کنترل قرار گرفتند. گروه تمرین کوتاهمدت نُه وهله سی ثانیهای با 150 ثانیه استراحت بین وهلهها و گروه تمرین بلندمدت چهار وهله 150 ثانیهای با 240 ثانیه استراحت بین وهلهها را سه جلسه در هفته به مدت هشت هفته انجام دادند. ترکیب بدنی و نمونههای خونی 48 ساعت قبل و بعد از پروتکل تمرینی برای اندازهگیری شاخصهای مد نظر اخذ شد. تغییرات هریک از شاخصها با آزمون تحلیل واریانس با اندازهگیری مکرر 2×2 و در سطح معناداری (P<0/05) بررسی شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه دارای کد اخلاق به شماره IR.TABRIZU.REC.1398.021 از دانشگاه تبریز است.
یافته ها: پس از هشت هفته تمرین، هورمون رشد در هر دو گروه تمرینی افزایش و دور ران، دور بازو و درصد چربی کاهش پیدا کرد (P<05/0)، اما هیچ تغییری در عامل رشد شبه انسولینی، شاخص توده بدنی و وزن آزمودنیها مشاهده نشد (0/05
نتیجه گیری: تمرینات کوتاه و بلندمدت تناوبی با شدت بالا پتانسیل بالقوهای برای بهبود وضعیت هورمون رشد و ترکیب بدنی نوجوانان دارای اضافه وزن دارد.
بهروز کریمی، مریم شکرپوررودباری، کتایون وکیلیان، محمدجواد قنادزاده، مرجان مهلوجی،
دوره 28، شماره 6 - ( 11-1404 )
چکیده
مقدمه: مواجهه با فلزات سنگین در دوران بارداری با پیامدهای نامطلوبی برای سلامت مادر و جنین همراه است. این مطالعه با هدف بررسی تأثیر مواجهه مادران باردار با فلزات سنگین بر پیامدهای بارداری انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی، روی ۲۷۰ زن باردار طی سالهای ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ در شهر اراک انجام شد. نمونههای ادرار از ۱۲۷ نفر پیش از هفته ۲۸ بارداری و از ۱۴۳ نفر پس از هفته ۲۸ تا زمان زایمان جمع شد. غلظت فلزات سنگین شامل سرب، کادمیوم، جیوه، آرسنیک، کروم، نیکل و روی با روش اسپکترومتری جرمی پلاسمای القایی (ICP-MS) که دقت، صحت، تکرارپذیری بالایی در اندازهگیری همزمان عناصر است، تعیین شد. وزن تولد، نوزادان کوچکتر از سن جنینی (SGA) و بزرگتر از سن جنینی (LGA) بررسی شد. رگرسیون خطی چندمتغیره پس از کنترل عوامل مخدوشگر مانند سن مادر، شاخص توده بدنی، تحصیلات، و مصرف سیگار برای بررسی رابطه بین غلظت فلزات و وزن تولد استفاده شد. برای بررسی ارتباط غلظت فلزات با احتمال وقوع SGA و LGA از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شد.
یافتهها: یافتهها: میانگین غلظت سرب در ادرار مادران باردار از 0/7 به 65/0µg/L کاهش و جیوه از 1/95 به 7/2µg/L افزایش کادمیوم ثابت بود (46/0µg/L). افزایش غلظت سرب، کادمیوم و نیکل با کاهش معنادار وزن تولد (بتا برای سرب: 34/0-، 0/002 = P؛ کادمیوم: 21-، 0/005 = P؛ نیکل: 44-، 0/01 = P) و افزایش خطر SGA همراه بود (OR برای سرب: 1/04، 0/03 = P؛ کادمیوم: 1/03، 0/042 = P؛ نیکل: 1/12، 0/03 = P). جیوه و روی با افزایش احتمال LGA مرتبط بودند (1/07 = OR، 0/018 = P؛ روی 1/011 = OR، 0/012 = P). آرسنیک و کروم ارتباط معنادار نداشتند.
نتیجهگیری: مواجهه با فلزات سنگین با افزایش خطر پیامدهای نامطلوب مانند SGA و کاهش وزن تولد مرتبط است. نتایج بر لزوم پایش زیستی فلزات سنگین، آموزش مادران در معرض خطر و سیاستگذاری برای کاهش آلودگی صنعتی تأکید دارد.