10 نتیجه برای محقق
فتح اله محقق، بابک عشرتی، لعبت مجیدی،
دوره 10، شماره 4 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: اختلالات اندوکرینی پس از پرتو درمانی در بیماران مبتلا به تومورهای مغزی از عوارض مهم درمان میباشد. هدف از این مطالعه بررسی میزان اختلال ترشح پرولاکتین در بیمارانی که تحت رادیوتراپی مغز (هیپوفیز و هیپوتالاموس) قرار گرفتهاند، میباشد. روش کار: این مطالعه توصیفی بر روی 42 بیمار مبتلا به تومورهای مغزی مراجعه کننده به مرکز رادیوتراپی آنکولوژی همدان در سال 83 تا 85 انجام شده است. آزمایش اندازهگیری سطح سرمی پرولاکتین در شروع درمان، یک ماه بعد، سه ماه بعد، شش ماه بعد و یک سال پس از پایان پرتو درمانی انجام گردیده است. جهت ارائه اطلاعات از آمار توصیفی استفاده شده است. نتایج: از 42 بیمار مورد مطالعه 6 بیمار از مطالعه حذف شدند که 1 مورد به علت سابقه پرتو درمانی قبلی به ناحیه هیپوتالاموس و هیپوفیز، سه مورد به علت عدم مراجعه منظم برای پیگیری و دو مورد نیز به علت داشتن سابقه اختلال آندوکرینی در گذشته بود. از بیمارانی که درمان را طبق پروتکل به پایان رساندند، 11 درصد در عرض شش ماه و 22 درصد در پایان یک سال دچار هایپر پرولاکیتنمی شدند که این در خانم ها 37 درصد و در آقایان 15 درصد بوده است. نتیجه گیری: اختلال ترشح پرولاکتین از عوارض دیررس رادیوتراپی مغز میباشد و درصد قابل توجهی از بیماران پس از رادیوتراپی مغز (ناحیه هیپوفیز و هیپوتالاموس) دچار اختلال در ترشح پرولاکتین (هاپیر پرولاکتینمی) میشوند که این عارضه در افزایش میزان دوز اشعه دریافتی بیشتر دیده می شود و در زنان شایعتر است.
فتح اله محقق،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده
مقدمه: ادنوکارسینومای اولیه آپاندیس، سرطانی نادر است که تعداد معدودی در جهان گزارش شده است. حدود یک صدم تا دو دهم درصد از سرطانها وکمتر از نیم درصد از سرطانهای دستگاه گوارش را شامل میگردد. در این مقاله یک مورد آدنوکارسینوم اولیه ناحیه آپاندیس معرفی می شود. مورد: بیمار، مرد 38 سالهای است که با درد شکم و تندرنس در ناحیه مک بورنی و در ربع تحتانی راست شکم، حدود 8 ماه پیش در بیمارستان بستری و با تشخیص آپاندیسیت حاد تحت عمل جراحی آپاندکتومی اورژانس قرار گرفته است. پاتولوژیست، ادنوکارسینوم آپاندیس را گزارش نمود که تومور تا ناحیه سروز آپاندیس گسترش داشته است. پس از جراحی، بیمار از پیگیری منظم امتناع میورزد و شش ماه بعد با تنگی نفس و درد شکم مراجعه، و براساس سونوگرافی و گرافیهای انجام شده، دارای آسیت وسیع شکمی بوده است. بیمار با تشخیص آدنوکارسنوم آپاندیس و درگیری پریتوئن جهت ادامه درمان به بخش آنکولوژی بیمارستان ولی عصر اراک ارجاع گردید. نتیجه گیری: در بیماران آپاندیس حاد، باید احتمال ادنوکارسینوم آپاندیس را نیز در نظر گرفت
فتح الله محقق، احمد همتا، سید محمد علی شریعت زاده،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1387 )
چکیده
مقدمه: براساس آخرین بررسیهای آماری و اپیدمیولوژیک در ایران بعد از بیماریهای قلبی و عروقی و حوادث، سرطانها سومین عامل مرگ و میر به حساب میآیند. در چنین شرایطی برنامهریزی کنترل سرطانها یک ضرورت بهداشتی کشور میباشد. در این رابطه فعالیت ثبت سرطانها به عنوان جزء اساسی برنامه کنترل سرطان مطرح است زیرا اطلاعات حاصل از آن در حوزههای گوناگون از جمله بررسیهای اتیولوژیک، برنامهریزیهای بهداشتی برای پیشگیری در سطوح اولیه و ثانویه و درمانهای مراقبتی بیماران، کاربرد فراگیری دارد. روش کار: در این پژوهش توصیفی با توجه به گزارش کشوری ثبت موارد سرطانها در سالهای گذشته، آمار مختلف سرطانها در سالهای 1385-1380 در استان مرکزی از مرکز بهداشت استان مرکزی تهیه و مورد بررسی قرار داده شد. در این رابطه اطلاعات دموگرافیک، شیوع و بروز سرطانها، سرطانهای شایع در گروههای جنسی مختلف و زمینههای مطالعات اپیدمیولوژیک تعیین گردید . نتایج: در این پژوهش مشخص گردید که ده سرطان شایع در بین زنان ساکن در استان مرکزی به ترتیب عبارتند از: 1- پستان 2- پوست 3- معده 4- کولورکتال 5- ریه 6- رحم 7- مثانه 8- لمفوما 9- تیروئید 10- مری. همچنین ده سرطان شایع بین مردان ساکن استان مرکزی عبارت بودند از: 1- پوست 2- مثانه 3- معده 4- ریه 5- پروستات 6- کولورکتال 7- مری 8- لمفوما 9- بیضه 10- کیسه صفرا. نتیجه گیری: در این پژوهش علاوه بر تعیین ده سرطان شایع در استان مرکزی براساس جنسیت، شایعترین سرطانها در زنان و مردان ساکن استان مرکزی با ده سرطان شایع درکشور مقایسه شد که بیان کننده آن بود که در برخی از سالها فراوانی شماری از سرطانها در استان با آمار کشوری تطبیق نمیکند و این مسئله با توجه به عوامل مختلف محیطی و اپیدمیولوژیکی تقریبا توجیه پذیر میباشد.
محمود رضا باغی نیا، فتح اله محقق، محمد رفیعی،
دوره 12، شماره 3 - ( 8-1388 )
چکیده
مقدمه: سرطان پروستات شایعترین بدخیمی در مردان آمریکایی و شایعترین بدخیمی پس از پوست در مردان میباشد. هدف از این پژوهش مقایسه مشخصات دموگرافیک بیماران مبتلا به کانسرپروستات پیشرفته تحت درمان ارکیکتومی جراحی و مدیکال میباشد. روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی- تحلیلی گذشتهنگر روی 53 بیمار مرد با بیماری کانسر پروستات پیشرفته موضعی و متاستاتیک (مراحل 3-4) که جهت انجام درمان ادجوانت شیمی درمانی و یا پرتو درمانی به بخش انکولوژی بیمارستان بوعلی در همدان و بیمارستان ولی عصر اراک طی سالهای 82 تا 86 مراجعه کرده بودند انجام گرفت. مشخصات دموگرافیک از نظر سن، مرحله بیماری، وضعیت فرهنگی، محل زندگی، وضعیت اجتماعی - اقتصادی و پذیرش نوع درمان بیماران مبتلا به کانسر پروستات پیشرفته تحت درمان ارکیکتومی جراحی و مدیکال (هورمون تراپی) مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. نتایج: اختلاف معنیداری بین میانگین سنی افراد ارکیکتومی شده و گیرندگان هورمون وجود داشت(007/0=p). همچنین توزیع وضیت اجتماعی- اقتصادی در دو گروه متفاوت بود(025/0=p). توزیع مرحله بیماری، سطوح فرهنگی و محل سکونت در دو گروه درمانی یکسان بود (به ترتیب 207/0=p، 617/0=p و 272/0=p). نتیجه گیری: افراد تمایل کمتری به انجام ارکیکتومی نسبت به هورمون تراپی دارند. همچنین در وضعیت اجتماعی - اقتصادی بهتر و سنین بالاتر تمایل بیشتری در پذیرش ارکیکتومی به طریق جراحی وجود دارد.
مرضیه اکبرزاده، بتول بنیاد پور، دکتر کیوان پاک شیر، دکتر عبدالعلی محقق زاده،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: واژینیت کاندیدایی دومین علت شایع عفونت مجاری تناسلی در زنان است که اغلب به وسیله قارچ کاندیدا آلبیکانس ایجاد میشود. این مطالعه با هدف تعیین علایم بالینی و ارتباط آن با انواع گونههای کاندیدا در مبتلایان به واژینیت کاندیدایی در زنان مراجعه کننده به درمانگاههای دانشگاه علوم پزشکی شیراز طرحریزی شده است. مواد و روشها: در یک مطالعه تحلیلی و در طول مدت 7 ماه نمونهگیری، با ارزیابی شرح حال 1100 مراجعه کننده، 450 بیمار با شکایت مرتبط با عفونتهای تناسلی شناسایی و از 280 نفر از این افراد بر اساس شرح حال و ویژگیهای ترشحات، نمونهگیری انجام گردید و 105 بیمار مبتلا به عفونت کاندیدایی تشخیص داده شد. تفکیک گونهها بر اساس آزمایش لوله زایا و تست کلامیدوسپور صورت گرفت. یافتهها: میزان خارش دستگاه تناسلی در 8/ 43 درصد موارد شدید بود. ترشحات سفید دستگاه تناسلی بیش از سایر علایم ( 6/88 درصد) رویت شد. در نمونههای کشت منفی کاندیدا نیز 23 درصد خارش شدید و 8/80 درصد ترشح سفید و 5/43 درصد سوزش گزارش گردید. کاندیدا آلبیکانس 70 درصد نمونهها را به خود اختصاص داد. در 3/54 درصد از محیط های کورن میل آگار، کلامیدوسپور مشاهده گردید. تعداد کلنی در 5/49 درصد از کل نمونهها بین 51 تا 500 عدد بود. بین روشهای پیشگیری از حاملگی و شدت خارش و سایر علایم با تعداد کلنی نمونههای مورد آزمایش، ارتباط معنیداری وجود نداشت. نتیجه گیری: به دلیل عدم تشخیص قطعی بیماری بر اساس علایم بالینی همچنین تداوم و مقاومت گونههای قارچی، استفاده از کشت قارچ به عنوان یک روش تشخیصی استاندارد توصیه میشود.
سمیه سعادتمند، احمد همتا، عبدالرحیم صادقی، فتح الله محقق،
دوره 17، شماره 12 - ( اسفند 1393 )
چکیده
زمینه و هدف: هورمون استروژن تنظیم کننده فیزیولوژیکی تکثیر بافت پستان محسوب میشود. شواهد نشان میدهد که تغییرات در مسیرهای سیگنالینگ استروژن، از جمله گیرنده آلفای آن، در طول سرطان پستان و پیشرفت آن اتفاق میافتد. گیرنده آلفا استروژن (ESR&alpha) در بیشتر تومورهای پستان بیان شده و ارتباطش با پیشرفت تومورهای درجه پایین به اثبات رسیده است. پلی مورفیسمهای تک نوکلئوتیدی (SNPs) در ژنها میتوانند به تفاوت در استعداد ابتلا به سرطان و پاسخ متفاوت به درمان در جمعیتهای مختلف منجر شوند. در مطالعه حاضر بررسی همراهی پلی مورفیسم تک نوکلئوتیدی rs2234693:C/T در ژن ESR&alpha، با سرطان پستان بررسی شد.
مواد و روشها: در این پژوهش مورد- شاهدی، 150 خانم مبتلا به سرطان پستان و 142خانم سالم بدون سابقه خانوادگی سرطان پستان وارد مطالعه شدند. استخراج DNA از نمونههای خون انجام شد. بعد از طراحی پرایمرها، تکنیک PCR-RFLP استفاده شد و با الکتروفورز ژل اکریل آمید، نمونهها ژنوتایپ شدند. از نرم افزار SPSS نسخه 20 و تست کای اسکوئر جهت بررسی آماری استفاده شد.
یافتهها: ژنوتیپهای TTو CT نسبت به CC در جایگاه rs2234693:C/T به ترتیب افزایش خطر 5/5 و 5/1 برابری را نشان دادند. بین دو گروه بیمار و سالم در برخی از ویژگیهای بالینی از جمله پستان فیبروکیستیک و سن منارک تفاوت معنیدار آماری مشاهده شد.
نتیجهگیری: یافتههای ما حاکی از عدم ارتباط معنیدار بین پلی مورفیسم C/T و سرطان پستان است اما ارتباط ژنوتیپهای CC و TT این پلی مورفیسم در ژن گیرنده آلفای استروژن با سرطان پستان وجود دارد که با مطالعات برخی محققین دیگر مطابقت دارد.
فتح الله محقق، مجتبی احمدلو،
دوره 18، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم، سومین سرطان شایع دستگاه تناسلی زنان است. در بسیاری از کشورهای درحال پیشرفت، شیوع این بدخیمی بالاست. این مطالعه با هدف تعیین شیوع سرطان دهانه رحم در زنان شهرستان اراک طراحی گردید.
مواد و روشها: این پژوهش از نوع مقطعی- تحلیلی است که بر روی۱۰۰۰ زن متاهل انجام شد. اطلاعات دموگرافیک نظیرسن، تحصیلات، سابقه هیسترکتومی، وضعیت تغذیه، سن ازدواج، سابقه سقط و مصرف سیگار و غیره توسط پرسشگران تکمیل گردید. سپس از همه افراد وارد شده در طرح، آزمایش پاپ اسمیر به عمل آمده و نمونهها به آزمایشگاه پاتولوژی فرستاده شدند. سپس اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.
یافتهها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 1/10±38/39 سال، بیشترین فراوانی تعداد دفعات ازدواج یک بار 459 نفر (45 درصد)، میانگین سن ازدواج 3/10±9/17 سال، میانگین سن اولین تماس جنسی 1/15 سال (2/9 درصد)، بیشترین فراوانی تعداد دفعات حاملگی 258 نفر (8/25 درصد) و بیشترین فراوانی تعداد دفعات سقط یک بار 153 نفر (3/15 درصد) بود. شیوع سرطان دهانه رحم در این مطالعه 004/0(4 نفر در هزار نفر) برآورد گردید. ارتباط آماری معنیداری بین سن، هیسترکتومی، تعداد دفعات ازدواج و مقاربت دردناک با سرطان دهانه رحم مشاهده گردید(005/0>p). ولی ارتباط آماری بین مصرف سیگار، رژیم غذایی، مصرف قرصهای بارداری و سایر متغیرهای مطالعه سرطان رحم معنیدار نبود(005/0)
فتح الله محقق، مهران محسنی، نسرین رباط میلی، محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، نیرسادات مصطفوی،
دوره 21، شماره 6 - ( دو ماهنامه آذر و دی 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: پرتودرمانی، نابودی سلولهای سرطانی است و در تمام بیماران مبتلا به سرطان پستان باعث کاهش عود مجدد در آینده، تسکین درد در تومورهای موضعی و علائم متاستازها میشود. روشهای درمانی مختلفی مانند فیلدهای الکترونی یا فوتونی یا ترکیبی از هر دو نوع فیلد وجود دارد.
مواد و روشها: در این مطالعه برای درمان غدد لنفاوی ناحیهای سوپراکلاویکل از دو روش درمانی 1) درمان فوتون و 2) ترکیب فوتون–الکترون در پرتودرمانی استفاده شد. 30 بیمار مبتلا به سرطان پستان (راست) همراه با درگیری غدد لنفاوی ناحیهای انتخاب شدند. با استفاده از نرمافزار ایزوگری اطلاعات طراحی درمان بیماران با دو روش مذکور بهدست آمد.
یافتهها: ماکزیمم و میانگین دوز رسیده به سوپراکلاویکل در روش اول 64/1±08/52 و 51/59±0/42 گری و برای روش دوم 64/1±24/54 و 43/0±67/43 گری گزارش شد. V90 (درصدی از حجم سوپراکلاوکل که 90 درصد دوز تجویزی را دریافت کرده است) در روش اول 94/1±74/59 درصد و در روش دوم 94/0±26/70 درصد محاسبه و مقدار p، 004/0 گزارش شد. ماکزیمم دوز رسیده به نخاع در دو روش اول 9/1±66/14 و 92/22±0/10 و برای تیروئید به ترتیب 1/3±62/42 و 02/5±67/37 گری بود.
نتیجهگیری: طبق نتایج ماکزیمم دوز رسیده به نخاع و تیروئید در روش جدید با سطح معنیداری کاهش داشت. ماکزیمم و میانگین دوز رسیده به سوپراکلاویکل در درمان جدید افزایش داشت. پوشش دهی حجم تومور در روش جدید بهینهتر گزارش شد.
معصومه صوفیان، الهه اقبال، احسان الله غزنوی راد، آمیتیس رمضانی، پگاه محقق،
دوره 22، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده
زمینه و هدف کلستریدیوم دیفیسیل عامل اصلی اسهال ناشی از آنتیبیوتیک در بیمارستانهاست و امروزه استفاده از پروبیوتیک برای پیشگیری و درمان اسهال و کولیت ناشی از آنتیبیوتیک در حال افزایش است. در این مطالعه تأثیر ماست پروبیوتیک در فراوانی کلستریدیوم دیفیسیل بررسی شده است.
مواد و روش ها در این کارآزمایی بالینی، 132 بیمار سالمند بستری در بخش عفونی بیمارستان ولیعصر اراک که تحت درمان آنتیبیوتیکی بودند، به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (ماست پروبیوتیک، 200میلیگرم در روز به مدت هشت روز) و گروه کنترل (ماست معمولی) تقسیم شدند. به همه بیماران اطلاعاتی از علائم کولیت داده شد و علائم کولیت و نتایج تست بررسی کلستریدیوم در مدفوع بیماران با PCR در دو گروه آزمایش و کنترل ثبت و مقایسه شد. بعد از جمعآوری دادهها، اطلاعات توسط نسخه ۱۶ نرمافزار آماری SPSS و با استفاده از آزمونهای آماری مناسب تجزیه و تحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی این پژوهش با کد اخلاق 10-165-93 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک تأیید و با کد IRCT2016092229915N1 در مرکز ثبت کارآزمایی بالینی ثبت شده است.
یافته ها در بدو بستری، کلستریدیوم دیفیسیل درگروه آزمایش و کنترل به ترتیب در چهار نفر(6/1 درصد) و 1 نفر (1/5 درصد) مثبت بود و بعد از مداخله تعداد نمونههای مدفوع آلوده به کلستریدیوم دیفیسیل و تعداد موارد ابتلا به علائم کولیت ناشی از آنتیبیوتیک بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنیداری نداشت (0/05>P).
نتیجه گیری استفاده از ماست پروبیوتیک در مقایسه با ماست معمولی تأثیر معنیداری در کاهش شیوع کلستریدیوم دیفیسیل ندارد.
سید محسن مدنی، زهرا سالمی، محمد رضا رضوانفر، پگاه محقق،
دوره 25، شماره 5 - ( آذر و دی 1401 )
چکیده
مقدمه: فتوئین-آ یک پروتئین ترشحی از کبد است که از طریق مقاومت به انسولین و ایجاد التهاب در ایجاد اختلالات میکروواسکولار بیماری دیابت نقش دارد. هدف این پژوهش بررسی میزان فتوئین-آ در بیماران دیابتی فاقد ابتلا و مبتلا به اختلالات میکروواسکولار میباشد.
روش کار: تعداد 90 نفر در 4 گروه کنترل دیابتی, نفروپاتی, رتینوپاتی و رتینوپاتی-نفروپاتی در این پژوهش شرکت داشتند. دادهها با استفاده آزمونهای آماری کروسکال والیس و همبستگی پیرسون تحلیل شد. اندازه گیری پارامترهای VEGF، اینترلوکین 6، انسولین، اینترلوکین 8 و فتوئین-آ به روش الایزا انجام شد. غلظت پروتئین واکنشگر C (CRP) به روش نفلومتریک اندازه گیری شد. ملاحظات اخلاقی: این مطالعه پس از تأیید پروتکل در کمیته اخلاق در پژوهش و دریافت کد اخلاقی به شماره IR.ARAKMU.REC.1400.250 و با توجه به بیانیه هلسینکی انجام شد.
یافتهها: نتایج به دست آمده نشان داد, همبستگی بین میزان فتوئین-آ و VEGF در گروه کنترل غیر معنی دار (0.234=P)، درگروه نفروپاتی معنی دار (01/0 >P)، درگروه رتینوپاتی معنی دار (01/0 >P) و در گروه رتینوپاتی-نفروپاتی معنی دار (0.032=P) بود. همچنین همبستگی بین فتوئین-آ, اینترلوکین 6 در گروه نفروپاتی غیر معنی دار (0.285=P)، در گروه رتینوپاتی غیر معنی دار (75/0 >P)، در گروه رتینوپاتی غیر معنی دار (0.059 >P) و درگروه رتینوپاتی-نفروپاتی غیرمعنی دار (0.113=P) بود. همبستگی بین فتوئین-آ اینترلوکین 8 درگروه کنترل غیرمعنی دار (0.592=P)، در گروه نفروپاتی غیرمعنی دار (0.592=P)، در گروه رتینوپاتی غیر معنی دار (0.314=P) و در گروه رتینوپاتی-نفروپاتی غیرمعنی دار (0.362=P) بود. همبستگی بین فتوئین-آ و مدل هموستاتیک مقاومت به انسولین در تمامی گروهها معنی دار بود (01/0 >P). میزان فتوئین-آ و VEGF در سه گروه نفروپاتی، رتینوپاتی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار داشته است. میزان اینترلوکین 6، اینترلوکین 8 و مدل هموستاتیک مقاومت به انسولین در گروههای نفروپاتی، رتینوپاتی و رتینوپاتی-نفروپاتی نسبت به گروه کنترل افزایش معنی دار داشته است.
نتیجه گیری: به دلیل ارتباط مستقیم فتوئین-آ با مقاومت به انسولین و تولید VEGF، کنترل آن میتواند در جلوگیری از ایجاد و کنترل میزان پیشرفت اختلالات میکروواسکولار به ویژه در مراحل اولیه بیماری دیابت تأثیر داشته باشد. اگرچه نتایج به دست آمده نشان داد که میزان فتوئین-آ ارتباط معنی داری با عوامل التهابی مانند اینترلوکین 6 و اینترلوکین 8 به ویژه در گروه رتینوپاتی-نفروپاتی ندارد، اما افزایش معنی دار اینترلوکین 6، اینترلوکین 8 و CRP در بیماران دارای اختلالات میکروواسکولار نسبت به گروه کنترل دیابتی نشان دهندهی اهمیت التهاب در ایجاد و پیشرفت اختلالات میکروواسکولار و اهمیت کنترل آن در بیماران دیابتی است.