22 نتیجه برای فانی
علی فانی، عباسعلی محرابیان، اسکویی، داوری،
دوره 1، شماره 3 - ( تابستان 1376 )
چکیده
مطالعه در مورد عوارض پاتوژن دستگاه فوقانی گوارشی انسان از سال 1893 توسط Comelous شروع گردید و تا سال 1984 گزارشات پراکنده ای منتشر گردید. در این سال توسط مارشال و وارن گزارش مبسوطی پیرامون یک نوع ارگانیسم خمیده میله ای شکل تحت عنوان ارگانیسم شبه کامپیلوباکتر منتشر گردید و با کشت و جداسازی این باکتری در محیط های اختصاصی افق جدیدی در مورد پاتوفیزیولوژی بیماری های فوقانی دستگاه گوارش گشوده شد و در کنگره گاستروآنترولوژی سال 1994 حدود 2000 مقاله از سراسر جهان در مورد هلیکوباکترپیلوری و جنبه های بیماری زایی آن در دستگاه گوارشی فوقانی ارائه و اکنون نقش هلیکوباکترپیلوری در پاتوژنز این بیماری ها مسلم و اثبات گردیده است. پژوهش حاضر در زمینه بررسی میزان شیوع هلیکوباکترپیلوری در بیماری های مختلف معده و اثنی عشر نزد بیماران با تظاهرات کلینیکی این بیماری برروی 631 بیمار در شهرستان اراک در سال های 73 و 74 انجام شده است. به طور کلی نتایج بدست آمده از این تحقیق حاکی از شیوع بالای هلیکوباکترپیلوری در بیماری های دستگاه گوارشی فوقانی است. در این بررسی مشخص شد که 45/2% افراد نرمال ، 82% افراد مبتلا به زخم اثنی عشر، 81/4% گاستریت ها، 67/4% زخم های معده، 71/4% دئودنیت ها و 52% کانسرهای معده از نظر وجود هلیکوباکترپیلوری مثبت بوده اند. در این پژوهش از سه روش برای اثبات هلیکوباکترپیلوری (1-اوره آز (سریع و تاخیری ) 2- کشت در محیط اختصاصی هلیکوباکتر، 3- هیستوپاتولوژی) استفاده شده است و با توجه به درجه حساسیت و اختصاصی بودن روش های فوق نتایج حاصله اطمینان بخش بوده و نشانه شیوع بالای هلیکوباکترپیلوری در بیماری های مختلف معده، اثنی عشر در این منطقه است و ضمنا گرچه این مطالعه یک بررسی اپیدمیولوژیک نیست ولی با وجود شیوع 7% کانسر معده در نمونه مورد مطالعه به نظر می رسد که کانسر معده در منطقه از شیوع بالائی برخوردار بوده و باید بررسی اپیدمیولوژیک انجام و فاکتورهای زمینه ساز مورد توجه و مداقه قرار گیرد.
علی فانی،
دوره 2، شماره 8 - ( پائیز 1378 )
چکیده
در این مقاله موارد نارسایی مزمن کلیه Chronic Renal Failure (CRF) از شهرستان های اراک، شازند و آشتیان با جمعیت 769000 نفر که به بیمارستان ولیعصر (عج) (بیمارستان مرجع بیماری های کلیوی) مراجعه کرده اند با روش موردی مشاهده ای طی مدت دو سال (خرداد 76 تا آخر اردیبهشت 78) مورد مطالعه قرار گرفته اند که از 127 مورد بیمار با نارسایی مزمن کلیه 56 نفر (44/1% ) زن و 71 نفر (55/9%) مرد بوده است. میزان بروز سالانه 82/3 در میلیون نفر است. که 21/25% بیماران روستایی و 78/75% بیماران شهری و نسبت درصد جمعیت روستا به شهر 44 به 66 بوده است. به نظر میرسد که درصد کمتر بیماران در جمعیت روستایی ناشی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی در روند بررسی، تشخیص و پیگیری درمانی به خصوص در سنین بالاتر باشد و نشانه شیوع کمتر این بیماری در روستا نسبت به شهر نیست. در این بررسی بالاترین شیوع را گلومرلونفریت ها و در درجه بعد فشار خون و بعد دیابت به خود اختصاص داده است که این روند در مقایسه با کشورهای غربی معکوس است و علت آن احتمالا مشکلات اقتصادی و اجتماعی و عدم اعتقاد و آشنایی بیماران به اهمیت پیگیری و درمان منظم و استفاده از امکانات درمانی تخصصی بویژه در روستاهاست. بیماریهای کلیوی مادری و انسدادی در درجه چهارم اهمیت از نظر علت بروز نارسایی کلیه بوده اند. در این بررسی از نظر جنسیت، گرچه نارسایی کلیه در مردان شایع تر بوده است ولی اختلاف معنی داری بین آنها وجود ندارد.
علی فانی،
دوره 3، شماره 1 - ( بهار 1379 )
چکیده
بیمار خانم م. س 65 ساله با تنگی نفس، تپش قلب، هماتزو ملنا بستری گردید. در معاینه رنگ پریده بی حال، سمع قلب با طپش قلب، ریه کاهش صدای تنفسی در قاعده ریه راست، شکم نرم غیر حساس، بدون توده و بزرگی احشاء، هماتزو دفع خون روشن همراه مدفوع قیری وجود داشت. در پوست صورت و تنه، مخاط دهان دانه های قرمز رنگ پاپول مانند با سطح صاف، غیر محو شونده، که بروز آنها را از یک سال پیش ذکر می کند بتدریج افزایش یافته همراه خونریزی تکراری بینی در طی سال گذشته بوده است. در اندسکپی و کولونوسکپی هم ضایعات فوق به طور وسیح در حلق، مری ، معده، اثنی عشر و سراسر کولون وجود داشت. بیمار طی ده روز درمان حفاظتی کنترل و خونریزی قطع گردید. بررسی آزمایشگاهی کامل جهت بیماری های کلاژن واسکولار (اسکلرودرمی، لوپوس، رماتیسم مفصلی) اختلالات انعقادی، بدخیمی ها انجام و رد گردید. بیماری های آنژیودیسپلازی سنی (معمولا محدود به کولون) با توجه به درگیری پوست دستگاه فوقانی گوارش مطرح نمی باشد. کانسرها، پولیپ ها و هموروئید با توجه به نایج اندوسکوپی و کولونوسکوپی رد گردید. تلانژکتازی خونریزی دهنده ارثی که یک گروه بیماری غیر جنسی غالب با گرفتاری توام پوست مخاط، دهان لوله گوارشی و احشاء پریتوئن مطرح شد. بیماری فوق با درگیری مویرگ های شریانی و وریدی با ایجاد فضاهای خونی بهم پیچیده و شکننده بروز می کند و از سنین کودکی تا پیری می تواند بروز نماید و شایع ترین تظاهر بیماری علاوه بر ضایعات پوستی، خون دماغ، خونریزی شدید گوارشی فوقانی و تحتانی است به طوری که بیماران نیاز به تزریقات مکرر پیدا می کنند. کواگولاسیون ضایعات خونریزی دهنده استفاده از استروژن و پروژسترون، آمینوکاپروئیک اسید جهت جلوگیری از فیبرینولیز و در موارد نادر جراحی می باشد.
علی فانی،
دوره 3، شماره 2 - ( تابستان 1379 )
چکیده
آقای و. مو متوفی در سن 63 سالگی مبتلا به حمله قلبی بوده و همسر وی علائم و نشانه ای از فئو را در ایشان ذکر نمی کند و مادر خانواده 63 ساله در حال حاضر سالم و در شرح حال و معاینه علائمی به نفع فئو ندارد. خانواده دارای 9 فرزند می باشد که از 7 فرزند دختر، دو مورد در دهه دوم زندگی یکی با علائم فئو و کریز فشار خون و سکته مغزی فوت شده و دیگری هنگام عمل جراحی آدرنالکتومی دو طرفه، با تشخیص فئو فوت شده است. دو دختر دیگر در دهه سوم زندگی (بهار و تابستان 78) مورد عمل جراحی آدرنالکتومی دو طرفه با تومورهای حجیم قرار گرفته اند و در حال حاضر با حال عمومی خوب و بدون علائم تحت کنترل اند و مورد سوم فرزند آخر خانواده، 18 ساله با تشخیص فئو دو طرفه با تهاجم به طحال آبان ماه 78 مورد عمل جراحی قرار گرفت. دو دختر دیگر در دهه چهارم و پنج زندگی از لحاظ بالینی سالمند، از دو فرزند پسر یک مورد در سن 12 سالگی با علائم فئو وبا تابلوی نارسایی قلب فوت شده، پسر دیگر 28 ساله در حال حاضر از لحاظ بالینی سالم است.
علی فانی،
دوره 3، شماره 3 - ( پائیز 1379 )
چکیده
نارسایی حاد کلیه یا Acute Renal Failure (ARF) یکی از عوارض شایع در بخش های ICU ، با کاهش فیلتراسیون گلومرولی، افزایش اوره و کراتینین سرم در کوتاه مدت مشخص می شود. در این مطالعه ضمن بررسی شیوع ARF در ICU برخی عوامل زمینه ساز آن نیز مورد توجه و مطالعه قرار گرفته است.
روش مطالعه: این پژوهش از اول بهمن 76 بمدت 20 ماه جمعا 948 بیمار را با روش پر کردن پرسشنامه، معاینه بالینی، تجزیه و تحلیل پاراکلینیکی مورد بررسی قرار داده و بیمارانی که افزایش اوره کراتینین بیش از دو برابر مقادیر نرمال داشته اند به عنوان ARF شناخته و مورد بررسی بیشتر و پیگیری سیر ARF قرار گرفته و نارسایی مزمن کلیه نیز رد شده است. از 948 بیمار مورد مطالعه 360 نفر زن و 587 مرد بوده که از این تعداد 198 نفر درجاتی از ARF را داشته اند و از این تعداد 77 نفر (38/9%) زن و 121 نفر (61/1%) مرد بوده اند.
از نظر علت بستری در ICU 345 مورد به علت آسیب ناشی از حوادث با شیوع ARF 4/23% ، 379 بیمار با علل جراحی غیرتروماتیک با شیوع ARF 20% و 223 مورد با علل بیماریهای داخلی با شیوع ARF 20% بوده است. 110 نفر (56%) بیماران با ARF یکی از آمینوگلیکوزیدها و 66 نفر (33/3%) یک آمینوگلیکوزید و یک سفالوسپورین توام دریافت می کرده اند. در مقایسه با 40 بیمار کارکرد کلیه سالم که آمینوگلیکوزیدسفالوسپورین دریافت می کرده اند. شیوع کلی ARF در این مطالعه 20/9% بود که تفاوتی با گزارش های کشورهای غربی (30-20%) ندارد، هرچند با توجه به حوادث بیشتر برای مردان و میزان بستری بیشتر آنها در ICU ، شیوع ARF با PV=0/45 اختلاف معنی داری بین جنس مونث و مذکر ندارد. از 198 بیمار با ARF ر، 110 نفر (56%) داروی نفروتوکسیک مصرف می کرده اند که به نظر می رسد نقش مساعدکننده ای در بروز ARF داشته است. مرگ و میر در بیماران بدون ARF 24/4% و در بیماران با ARF 55/6% که با P<0/0001 اختلاف معنی داری بین مرگ و میر بیماران با ARF و بدون ARF در بخش ICU وجود دارد.
علی فانی،
دوره 4، شماره 4 - ( زمستان 1380 )
چکیده
مقدمه: بیماری گریوز شایع ترین عامل تیروتوکسیکوز منتشر (80-60%) است و علت آن یک واکنش خود ایمنی است که با تولید IgG و اتصال به گیرنده های TSH سبب هیپرپلازی، هیپرتروفی و افزایش ترشح هورمون تیروئید می شود. ضمنا سلول هایT نیز با ترشح اینترفرون گاما به طور موضعی سبب افزایش گیرنده هایTSH و در واقع افزایش آنتی ژن بافتی و تقویت واکنش خود ایمنی می شود. درمان با داروهای ضد تیروئید، منجر به ایجاد خاموشی طولانی مدت در 40-30% موارد می شود. این مطالعه در صدد بررسی اثر اضافه کردن لووتیروکسین به رژیم درمانی معمول در کاهش عود طولانی مدت تیروکسیکوز است. رژیم درمانی با ید رادیو اکتیو و جراحی عمومی گرچه با درصد بالایی منجر به خاموشی می شود اما به علت عوارض شدید و طولانی کمتر از سوی متخصصین پذیرفته شده است.
روش کار: در این مطالعه که به صورت کارآزمایی بالینی انجام شده، اثر دو رژیم درمانی متی مازول، پروپرانولول و لووتیروکسین (گروه A) با متی مازول و پروپرانولول (گروهB ) در کاهش میزان عود طولانی گردیده بیماری گریوز بررسی و مقایسه شده است و پس از کنترل تظاهرات سمپاتیک پروپرانولول هر دو گروه درمانی قطع شد است.
نتایج: در طول مدت 7 سال 262 بیمار مطالعه را به پایان بردند که با استفاده از جدول اعداد تصادفی 137 نفر در گروه A و 125 نفر در گروه B قرار گرفتند. حداکثر سن شیوع در این مطالعه دهه 5-4 بود و 52/3% بیماران دارای گواتر درجهII بودند. میزان عود 3 سال پس از قطع درمان در گروه A 36/4% و در گروه B 61/6% بود.
نتیجه گیری: اغلب بیماران از نظر سنی در دهه های 5-3 می باشند. سن بیماران در این تحقیق جوان تر از گزارشات غربی (دهه پنجم و ششم) بوده ولی تظاهرات بالینی تفاوت چندانی با گزارش سایر مطالعات ندارد. نتایج حاصله از این مطالعه با دو روش درمانی فوق با استفاده از روش آنالیز Odds Ratio(OR)مورد مقایسه قرار گرفت. با محاسبه (OR) که در گواتر درجه I 27%، درجه II 32%، در سطح خطای 0.05 معنی دار است که نشان از موثر بودن رژیم دارویی A در کاهش عود طولانی مدت بیماری پس از قطع درمان دارد. در گواتر درجه IV شانس عود تفاوت معنی داری ندارد.
علی فانی،
دوره 5، شماره 1 - ( بهار 1381 )
چکیده
مقدمه: بیماری های التهابی روده شامل بیماری کرون و کولیت اولسروز از گروه بیماری های التهابی با علت نامشخص هستند که به طور عمده دستگاه گوارش را درگیر می کنند ولی تظاهرات خارج گوارشی نیز دارند. در غرب شیوع سالانه IBD، 15-3% هزار برآورد شده است. با توجه به اینکهIBD در ایران کم تر بررسی شده و در استان مرکزی مطالعه ای در این زمینه وجود ندارد لذا به بررسی الگوی اپیدمیولوژیک بیماری IBD و شاخص های بالینی آن در شهرستان اراک پرداخته ایم.
روش کار: از فروردین 79 لغایت پایان آبان ماه 80 به مدت 20 ماه سعی شده همه بیماران مشکوک به IBD مراجعه کننده به کلینیک های تخصصی و درمانگاهی مورد بررسی دقیق کلینیکی، پاراکلینیکی، کولونوسکپی و پاتولئژی قرار گیرند و نهایتا تشخیص IBD بر اساس شاخص های کلینیکی، کولونوسکپی و پاتولوژی انجام و مورد آنالیز و تحلیل آماری قرار گرفته است.
نتایج: از 108 بیمار مبتلا به IBD 97 مورد (98/8%) مبتلا به کولیت اولسروز و 11 مورد (10/2%) مبتلا به بیماری کرون بودند. از بیماران مبتلا به کولیت اولسروز 46 نفر (47/4%) زن، 51 مورد (52/6%) مرد و از بیماران مبتلا به بیماری کرون، 8 نفر (82/7%) زن، 3 نفر (3/27%) مرد بودند. در 19 (20/5%) بیمار مبتلا به کولیت اولسروز طول مدت بیماری کم تر از یکسال بود و درگیری رکتوم در 100% آنها وجود داشت. تظاهرات خارج روده ای به جز کم خونی بسیار نادر بود. بیماران مبتلا به بیماری کرون همه زیر سن 30 سالگی بودند و درگیری ایلئوسکال واضح در 8 مورد وجود داشت. تظاهرات عمده بیماری به صورت سندرم سوء جذب و فیستول های مکرر بود که 2 مورد مرگ و میر نیز وجود داشت.
نتیجه گیری: گرچه در این مطالعه سرشماری صورت نگرفته است، سعی شده حداکثر بیمارانIBD شناسایی شوند و با توجه به بروز 19 مورد در یکسال در این مطالعه حداقل بروز سالانه آن نسبت به جمعیت شهرستان اراک 04/3% هزار نفر برآورد می شود. ضمنا عوارض روده ای (کانسر، تنگی، کولون توکسیک) کم تر از غرب به نظر می رسد و در مورد بیماری کرون نسبت به غرب با فراوانی خیلی کم تر ولی عوارض گوارشی جدی تر بروز نموده است لذا به نظر می رسد بیماری های IBD در این منطقه نسبت به غرب نادر نیست، بلکه شاید به علت عدم توجه و گزارش دهی کافی شناخته نمی شوند که باید مورد بررسی و توجه بیش تری قرار گیرند تا الگوی دقیق بیماری در ایران نیز به دست آید.
علی فانی،
دوره 5، شماره 2 - ( تابستان 1381 )
چکیده
مقدمه: خونریزی دستگاه گوارش یکی از علل شایع مراجعه بیماران به کلینیک های گوارش و جراحی عمومی است و از دید بیمار هیچ چیز وحشتناک تر از خون ریزی از راه دهان و مقعد نیست. علت خونریزی تحتانی گوارش می تواند خوش خیم یا بدخیم، ساده یا پیچیده باشد. خونریزی می تواند مخفی، تدریجی و شدید باشد لذا خونریزی تحتانی گوارش باید تا تعیین علت، بررسی کامل شود.
روش کار: این مطالعه به صورت مشاهده ای، توصیفی– تحلیلی و مقطعی از 79/6/1 لغایت 80/5/31 به مدت یکسال انجام شده است. بیماران با دفع خون تازه یا لخته از مقعد از طریق شرح حال، معاینه کامل، آندوسکپی، رکتوسیگموئیدوسکپی و کولونوسکپی مورد بررسی قرار گرفته اند.
نتایج: از 580 بیمار مورد بررسی، 55/6% مرد و 44/8% زن بوده اند و 40/3% با شکایت یبوست و رکتوراژی و 14/7% اسهال و رکتوراژی، 45% اجابت مزاج نرمال داشته اند. از دیدگاه علت شناسی بیماری 20% بیماران هموروئید، 12/4% شقاق مقعدی، 10/2% بیماری های التهابی، 9/65% پولیپ کولون و 9/14% دیورتیکول، 4/3% سرطان کولون، 0/9% اکتازی عروقی و برای 30/4% بیماران علت به خصوص و قطعی به عنوان عامل خونریزی مشخص نشد.
نتیجه گیری: رکتوراژی واضح از علل نسبتا شایع خونریزی گوارش است. در این مطالعه هر چند که شایع ترین علل در مجموع ضایعات خوش خیم است ولی به دلیل وجود ضایعاتی از قبیل بیماری های التهابی روده، پولیپ های کولون و سرطان روده بزرگ که با عوارض جدی و مرگ و میر بالا همراه هستند باید رکتوراژی مورد بررسی کامل قرار گیرد و بیماری های فوق الذکر رد شوند.
علی فانی،
دوره 5، شماره 3 - ( پائیز 1381 )
چکیده
مقدمه: در طول تاریخ پزشکی گواتر به عنوان مهم ترین اختلال آندمیک مطرح گردیده است. تخمین زده می شود که حدود یک میلیارد نفر در دنیا به این بیماری مبتلا باشند. با توجه به این که کشور ما به عنوان یک منطقه اندمیک و هیپراندمیک گواتر شناخته شده است در این مطالعه به بررسی توزیع فراوانی بیماری های مختلف تیروئید در بیماران مبتلا به گواتر استان مرکزی شامل شهرک ولیعصر اراک و شهرستان های محلات، خمین، شازند، ساوه، دلیجان، تفرش و آشتیان در سال 80-1379 پرداختیم.
روش کار: این مطالعه یک مطالعه توصیفی-مقطعی می باشد که به بررسی 2138 بیمار مبتلا به گواتر (1542 زن و 596 مرد) که به صورت تصادفی و با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شده بودند می پردازد. در این مطالعه آزمون غربالگری، با تعیین مقدار TSH- Thyroid Stimulating Hormone سرم بود و در صورتیکه TSH غیر طبیعی بود و سایر آزمایشات تیروئیدی انجام می شد. روش انجام آزمایشات الایزا- ELISA بود که قبلاً صحت آن با روش RIA - Radio Immunoassay چک شده بود. بیماران ابتدا از نظر ابتلا به گواتر و تعیین درجه گواتر معاینه می شدند. اگر بیمار مبتلا به گواتر ندولر بود جهت وی سونوگرافی، اسکن تیروئید و FNA- Fine needle Aspiration انجام می شد، سپس بیماران بر اساس علائم بالینی و نتایج آزمایشگاهی از نظر بیماری های مختلف تیروئید بررسی می شدند.
نتایج: در این مطالعه 2138 بیمار مبتلا به گواتر بررسی شدند که از این میان، 72% افراد (1542) نفر زن و 28% (596) نفر آنها مرد بودند. 83/1% بیماران دارای یک گواتر ساده درستکار -Euthyroid بودند. 6/94% از بیماران هیپوتیروئیدیسم و 3/36% به صورت هیپوتیروئیدی تحت بالینی بودند. 4/8% بیماران دچار هیپرتیروئیدی بالینی و 1/16% نیز دچار هیپرتیروئیدی تحت بالینی بودند. 13 نفر (0/7%) بیماران دارای گواتر ندولر بودند که در یک مورد از آنها کارسینوم پاپیلاری تیروئید یافت شد. 3 نفر از بیماران دارای ندول سرد تیروئید و بقیه ندول متعدد و گواتر منتشر یا ندول گرم داشتند. گواتر درجه IA در 44/3% موارد و درجه IB در 34% موارد یافت شد.
بیش ترین فراوانی سنی بیماران گواتری، در سنین 19-10 سال، (32/5%) بود و کم ترین آن در گروه سنی بالای 70 سال، (1/2%) بود.
نتیجه گیری: گواتر در استان مرکزی اندمیک بوده و شیوع گواتر در موالید جدید رو به کاهش می رود. در دهه های بالاتر، فرم های بالینی و تحت بالینی هیپر و هیپوتیروئیدی شیوع بیش تری دارد. لذا در معاینات و بررسی های بالینی باید مورد توجه بیش تری قرار گیرند. |
|
محمدعلی شریعت زاده، قاسم مسیبی، ناصر مهدوی شهری، احسان اله غزنوی راد، علی فانی، عبدالرحمان دزفولیان، علی چهریی،
دوره 6، شماره 3 - ( پائیز 1382 )
چکیده
مقدمه: دیابت وابسته به انسولین (IDDM) یا دیابت نوع یک، یک بیماری خود ایمنی مختص به عضو است که در آن سلول های سازنده انسولین تخریب می شوند. علت این بیماری مشخص نیست. عوامل محیطی و ژنتیکی در مستعد کردن فرد به دیابت نقش دارند. بین بروز برخی از آنتی ژن های سیستم سازگار نسجی (HLA) و دیابت ارتباط وجود دارد. گزارشاتی نیز مطرح است که بین بروز IDDM و ویژگی های خطوط پوستی دست (درماتوگلیفیک) به نوعی ارتباط وجود دارد. به هر حال این فرضیه مطرح است که بین آنتی ژن های سیستم سازگار نسجی و خصوصیات درماتوگلیفیک در این بیماران ارتباط وجود داشته باشد و با استفاده از این دو خصوصیت بتوان خطر ابتلا به دیابت را مشخص نمود.
روش کار: در این مطالعه فراوانی برخی از آنتی ژن های HLA (با روش میکرولنفوسیتوتوکسی) و ویژگی های خطوط دستی 30 بیمار مبتلا به IDDM و 30 فرد شاهد که از نظر جنس و خصوصیت جغرافیایی (نژاد) با گروه بیمار مشابه بودند مورد مطالعه قرار گرفتند.
نتایج: یافته های این پژوهش نشان داد که درصد فروانی آلل های A2، DR3 و HLA-DQ2 در گروه بیماران در مقایسه با افراد کنترل بیش تر است. همچنین بررسی های خطوط پوستی در دو گروه نشان داد خط شماری ab در زنان و مردان دیابتی نسبت به گروه کنترل کاهش نشان می دهد. براساس منحنی مشخصه عملی گیرنده نقطه مثبت شدن خطوط ab برای دست راست، 34/7 و برای دست چپ، 32/25 به دست آمد.
نتیجه گیری: هرچند در این مطالعه ارتباط معنی داری بین دو روش مشاهده نشد اما با توجه به این که ژن های کد کننده آنتی ژن های HLA و ژن های تعیین کننده ویژگی های خطوط دستی مجزا می باشند، تعیین آنتی ژن های HLA و درماتوگلیفیک ابزار مناسبی جهت تعیین خطر نسبی ابتلا به دیابت خواهد بود. درهر صورت این اولین مطالعه ای است که در خصوص ارتباط این دو دسته ژن در تعیین استعداد ابتلا به بیماری انجام می شود. پیشنهاد می شود مطالعات بیش تری درخصوص روشن شدن ارتباط این دو ویژگی (HLA و درماتوگلیفیک) در مستعد کردن فرد به بیماری های خود ایمن صورت گیرد. |
|
علی فانی، ایمان فانی، رامین قهرمانی، عباس محسنی، حمیدرضا سلطانی،
دوره 7، شماره 2 - ( تابستان 1383 )
چکیده
مقدمه: اگرچه بیش از دو دهه از کشف هلیکوباکترپیلوری و نقش آن در پاتوژنز بیماری های گوارشی می گذرد اما در جهان و ایران تناقضات و نقایص زیادی در برخورد با این بیماری وجود دارد. این تحقیق به منظور تعیین اثر آموزش بر اگاهی، نگرش، پیگیری و درمان هلیکوباکترپیلوری توسط پزشکان شهر اراک طراحی و انجام شده است.
روش کار: این مطالعه به صورت مداخله ای طراحی گردید و با استفاده از متون معتبر داخلی و گوارشی، مقاله فشرده ای در مورد هلیکوباکترپیلوری و بیماری های مرتبط تهیه شد و از این مقاله سی سوال با محتوای ارزیابی دانش، نگرش و عملکرد پزشکان نسبت به پاتوفیزیولوژی، تشخیص و درمان و پیگیری بیماران استخراج گردید. پس از جلب توافق نظر همکاران پزشک ارزیابی اولیه و سپس مقاله جهت آموزش در اختیار آنها قرار گرفت، یکماه بعد ارزیابی دوم انجام و داده ها با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
نتایج: با مطالعه در شهر اراک 349 نفر پزشک عمومی و متخصص دست اندرکار درمان هلیکوباکترپیلوری حضور داشتند که جمعا (87/1%) 304 نفر حاضر به همکاری با طرح شدند. میانگین سطح آگاهی گروه های مختلف پزشکی نسبت به اپیدمیولوژی و بیماری زایی هلیکوباکترپیلوری قبل از آموزش حداقل 49/64 و حداکثر 58/75 ارزیابی شد که پس از آموزش به حداقل 57/94 تا حداکثر 74/14 تغییر یافت (P<0/05) . میانگین سطح نگرش و عملکرد پزشکان در بکارگیری روش های صحیح تشخیص، درمان و پیگیری قبل از آموزش از حداقل 53/01 تا حداکثر 71/61، پس از آموزش به حداقل 61/54 تا حداکثر 80/83 تغییر یافت .(p<0.05)
بحث: با ارزیابی اولیه روشن گردید که از روش تست و درمان ناقص و بدون اندیکاسیون به فراوانی استفاده می شود که ضمن هزینه بری، ضرورت آن جای سوال دارد. این مطالعه ضمن ارزیابی دانش و نگرش و عملکرد پزشکان نسبت به هلیکوباکترپیلوری با مداخله از طریق آموزش به روش ارائه مقاله مکتوب توانست تغییرات قابل توجهی را در آگاهی، نگرش و عملکرد پزشکان ایجاد نماید.
علی فانی، ایمان فانی، فرزانه جهانی، محمود امینی، محمود باغی نیا، محمد رفیعی، تانیا فهیمی،
دوره 7، شماره 4 - ( زمستان 1383 )
چکیده
مقدمه: نارسایی حاد کلیه(ARF) یکی از عوارض نسبتا شایع بخش های جراحی است و بر اساس افزایش اوره و کراتینین سرم و کاهش فیلتراسیون گلومرولی (CRF) تعریف می شود. در این مطالعه شیوع نارسایی حاد کلیه در بیماران بستری در بخش اورژانس جراحی مورد بررسی قرار گرفته است.
روش کار: این بررسی یک مطالعه مقطعی تحلیلی است که طی آن کلیه بیمارانی که با تشخیص اولیه جراحی اورژانس (تروماتیک یا غیر تروماتیک) در بخش اورژانس جراحی بستری شدند به عنوان نمونه وارد طرح شدند. پس از گرفتن شرح حال و معاینه بالینی، بیمارانی که سابقه بیماری کلیوی داشتند از طرح کنار گذاشته شدند و از بیمارانی که وارد طرح می شدند تست کامل ادرار، ازت اوره خون و کراتینین انجام و نتایج در فرم مخصوص ثبت می شد. پس از گردآوری اطلاعات داده ها توسط نرم افزار SPSS مورد آنالیز قرار گرفت.
نتایج: در این مطالعه طی مدت 10 ماه 2100 بیمار (1280 مرد و مابقی زن) بررسی شدند که در مجموع 5/66% آنان دچار درجاتی از ARF بودند. از مجموع بیماران بررسی شده 1136 نفر به علت حوادث و تروما (72% مولتیپل تروما و 28% با یک ضایعه تروماتیک) و 964 نفر با اورژانس های غیر تروماتیک مراجعه نموده و تحت عمل جراحی قرار گرفتند که در گروه اول 6/84% و در گروه دوم 4/25% ARF دیده شد. همچنین شیوع ARF در مردان و زنان به ترتیب 5/6% و 5/7% بوده است.
نتیجه گیری: شیوع کلیس نارسایی حاد کلیه در این مطالعه تفاوت چندانی با شیوع آن در کشورهای توسعه یافته نداشت. همچنین نارسایی حاد کلیه در بیماران تروماتیک، افراد مسن و نیز بیماران مبتلا به چند ضایعه بیش تر بود و با سایر گروه ها اختلاف معنی دار داشت که به نظر می رسد عوامل فوق الذکر بعنوان ریسک فاکتور ARF باید در بخش های اورژانس جراحی مورد ملاحظه قرار گیرد.
دكتر قاسم مسیبی، آقاي احسان اله غزنوی راد، دكتر علی فانی، دكتر سید محمد مؤذنی،
دوره 8، شماره 3 - ( 11-1384 )
چکیده
مقدمه: دیابت وابسته به انسولین یا دیابت نوع1 جزء بیماریهای خود ایمن میباشد. فاکتورهای ژنتیکی از جمله برخی از ژنهای کد کننده آنتی ژن های لکوسیتی در استعداد ابتلا به آن دخالت دارند. البته ارتباط بین دیابت و نوع آنتیژنهای لکوسیتی، به جمعیت (نژاد) مورد مطالعه بستگی دارد. هدف از این مطالعه تعیین آنتی ژنهای لکوسیتی است که در استعداد ابتلا به دیابت وابسته به انسولین در جمعیت این منطقه جغرافیایی(اراک) نقش دارند. روش کار:در این مطالعه توصیفی که در آن از روش نمونهگیری آسان استفاده شده است، فراوانی آنتی ژنهای لکوسیتی کلاس I وII در سال 1382 در31 بیمار مبتلا به دیابت وابسته به انسولین ( مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان ولیعصر اراک) و 57 فرد سالم با زمینه نژادی و جغرافیایی مشابه، با روش میکرولیمفوسیتوتوکسیسیتی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که فراوانی آنتی ژنهای لکوسیتی A2 (04/0p<)، A3 (05/0p<)، B21 (05/0p<)، DR3 (01/0p<) وDQ2(01/0p<) در بیماران مبتلا به دیابت وابسته به انسولین در مقایسه با گروه کنترل به طور معنیداری بیشتر است. در مقابل فراوانی آنتی ژنهای DR2 (04/0p<)،DR7 (05/0p<) و B53 (05/0p<) در گروه کنترل بیشتر از بیماران دیابتی بود. نتیجه گیری: بین بروز آنتی ژن های لکوسیتی A2 ، A3 ، B21 ، DR3 و DQ2 و استعداد ابتلا به دیابت به طور مستقل ارتباط مثبت وجود دارد و خطر نسبی ابتلا به دیابت در افراد واجد این آنتی ژنها بالا است. آنتی ژنهای DR2 ، DR7 و B53 ممکن است در جلوگیری از ابتلا به دیابت وابسته به انسولین در جامعه مورد مطالعه دخالت داشته باشند.
بهنام قلعه نویی، علی فانی، شیما منزوی، معصومه شکری نور عینی،
دوره 10، شماره 4 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده
مقدمه: زخم پپتیک به وجود زخم در معده یا دوازدهه گفته میشود. شیوع آن 10- 5 درصد و در مردان شایعتر از زنان است. از عوامل مؤثر در ابتلا، عفونت با هلیکوباکترپیلوری، مصرف زیاد NSAID، دخانیات و الکل میباشد. فاکتور مستعد کننده دیگر، افراد با گروه خونی O میباشند. از آنجائی که تقریبا تمامی پژوهشهای انجام شده در رابطه با تاثیر گروههای خونی درابتلا به زخم پپتیک در خارج از کشور انجام شده؛ این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین سیستم گروه خونی ABO و Rh با زخم پپتیک انجام شد. روش کار: پژوهش حاضر از نوع مورد – شاهدی بود. حجم نمونه 325 نفر از افرادی بودند که به واسطه علائم سوء هاضمه جهت انجام آندوسکوپی به کلینیکهای گوارشی و بخش آندوسکوپی بیمارستان امام خمینی مراجعه کرده بودند. گروه مورد 110 نفر از بیمارانی بودند که نتیجه آندوسکوپی آنها وجود زخم گوارشی را نشان داده بود.گروه شاهد 215 نفر از افرادی بودند که نتیجه آندوسکوپی آنها هیچگونه زخمی را نشان نداده بود. جهت تعیین گروههای خونی ABO و Rh پس از تهیه 5 سی سی خون وریدی از بیماران، از هر دو روش اسلایدی و لولهای استفاده گردید. ابزار گرد آوری اطلاعات پرسشنامه بود. پس از جمعآوری اطلاعات از محاسبه نسبت شانس، خطر نسبی و آزمون آماری کای دو جهت تجزیه و تحلیل استفاده گردید. نتایج: براساس نتایج به دست آمده از این تحقیق، سن بیماران مورد مطالعه بین 75-18 سال قرارداشت. زنان به دلیل مراجعه بیشتر 6/68 درصد از بیماران را تشکیل میدادند. بین سن و جنس با ابتلا به زخم پپتیک ارتباط معنیدار بود. 5/25 درصد از بیماران مجرد و 5/72 درصد متأهل بودند. از میان کل مراجعه کنندگان 9/32 درصد گروه خونی A، 5/18 درصد گروه خونی B، 1/11 درصد گروه خونی AB ، 5/37 درصد گروه خونی O و 88 درصد دارای Rh مثبت و 12 درصد دارای Rh منفی بودند که هیچگونه ارتباط آماری معنیداری بین گروههای خونی ABO و Rh با زخم پپتیک وجود نداشت. نتیجه گیری: اگرچه در برخی مطالعات بین گروه های خونی و زخم پپتیک به اثبات رسیده است اما مطالعه ما نشان دهنده چنین ارتباطی نبود. این امر ممکن است به دلیل شیوع بالای عفونت هلیکوباکتر پیلوری در بیماران مبتلا به زخم پپتیک باشد که نیازمند مطالعات گسترده تر می باشد. سایر عوامل موثر نیز می تواند سبک و شیوه زندگی و نوع رژیم غذایی باشد.
حسین سرمدیان، نادر زرین فر، علی فانی، فاطمه مرجان موسوی، فرشیده دیدگر، محسن خاکی، آزاده محمد باقری، مریم کریمی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده
مقدمه: مترونیدازول عملکرد آنتی باکتریال و ضد انگلی دارد. همچنین در درمان بیماریهای التهابی روده مثل کرون نیز کار برد دارد. اثر مترونیدازول بر روی چربی های خون انسان به صورت کاهش سطح LDL وVLDI و افزایش سطح HDL قابل بررسی میباشد. با توجه به این که چربی خون بالا میتواند منجربه بیماریهای مرگباری همچون بیماری عروق کرونر شود، ضرورت بررسی اثر این دارو روی هایپر لیپیدمی مشخص میشود. روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی سه سوکور بر روی 100 نفر داوطلب 65-25 ساله مبتلا به هایپرلیپیدمی و بدون هیچگونه عامل خطر انجام شده است. نمونهها در دو گروه 50 نفری قرارگرفتهاند.گروه اول مترونیدازول را 500 میلیگرم دو بار در روز به مدت ده روز و گروه دوم پلاسبو را با همان دوز دریافت کردهاند. لیپیدهای سرم آنها قبل و بعد از مصرف دارو سنجیده و سپس دادهها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان کل کلسترول،LDL و تری گلیسرید در گروهی که مترونیدازول دریافت کرده بودند، به طور معنی داری از گروهی که فقط پلاسبو دریافت کرده بودند، کمتر بود و میزان HDL نیز در گروه مصرف کننده مترونیدازول به طور معنیداری بالاتر از گروه دریافت کننده پلاسبو بود. نتیجه گیری: چون تأثیرمترونیدازول درپایین آوردن لیپیدهای مضرخون وافزایش لیپیدمفیدخون قابل توجه و معنیدار است، شاید بتوان از این دارو با این کاربرد استفاده نمود. البته مطالعات وسیع تری به صورت متا آنالیز لازم است تا این اثر به صورت معتبرتر ارائه گردد.
ندا باغی نیا، شهربانو عریان، علی فانی، علی اکبر ملکی راد،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده
مقدمه: عدم تعادل بین تولید رادیکال آزاد واجزا سیستم دفاع آنتی اکسیدانی بدن منجربه استرس اکسیداتیو میشود. هل، میوهی گیاه التاریا کارداموموم ماتون میباشد که احتمالاخواص آنتی اکسیدانی دارد. هدف از این مطالعه تعیین تأثیر عصاره آبی چای ـ هل بر استرس اکسیداتیو میباشد. روش کار: این پژوهش یک کارآزمایی بالینی است که در آن تعداد 54 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند. ابتدا 5 میلی لیترخون وریدی از آنها گرفته و پارامترهای استرس اکسیداتیو در سرم خون سنجیده شد. سپس به مدت 2 هفته هر روز مقدار 3 گرم هل و 1 گرم چای به صورت 100 میلی لیترعصاره آبی چای ـ هل به افراد داده شد و بعد از 2 هفته، مجدداً 5 میلی لیترخون وریدی ازهمان افراد گرفته شد ودوباره پارامترهای استرس اکسیداتیو در سرم خون اندازه گیری شد و مورد مقایسه و تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: ظرفیت آنتی اکسیدانی تام سرم افراد قبل از مصرف چای ـ هل 64/0±96/1 و بعد از مصرف 46/0±23/2 میکرو مول در میلیلیتر (009/0p=) و میانگین پراکسیداسیون لیپیدی سرم قبل از مصرف چای ـ هل 58/3±97/14 و بعد از مصرف چای ـ هل 91/5±07/12 نانو مول در میلی لیتر بود (002/0p=). همچنین میانگین گروههای تیول سرم قبل از مصرف چای ـ هل 200/0±224/0 و بعد از مصرف آن 166/0±266/0میلی مول بود(141/0p=). نتیجهگیری: به نظر میرسد که عصاره چای ـ هل میزان استرس اکسیداتیو خون را کاهش دهد و در صورت استفاده معمول در رژیم غذایی افراد ممکن است اثرات مفیدی داشته باشد.
علی حکمت نیا، ایمان فانی، علی فانی، مسعود فاضلی، جواد مرعشی،
دوره 12، شماره 4 - ( 12-1388 )
چکیده
مقدمه: استفاده از مواد کنتراست مناسب در بهبود کیفیت تصاویر تشخیصی، از اقدامات مفید است. در این مطالعه، به بررسی اثر آب توت سیاه در pH بالا به کمک امپرازول در کاهش آرتیفکت ناشی از آب موجود در دستگاه گوارش فوقانی در تصاویر کلانژیوپانکراتوگرافی مغناطیسی پرداختهایم. روشکار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی یک سو کور قبل و بعد، با 34 بیمار انجام گرفت. پس از جلب رضایت کتبی و اعمال معیارهای ورود و خروج، هر بیمار روز قبل از مطالعه دو عدد کپسول امپرازول 20 میلیگرمی مصرف کرده و با ناشتایی کامل، روز بعد مورد کلانژیو پانکراتوگرافی قرار گرفتند. 15 دقیقه پس از مصرف 300 سیسی آب توت سیاه، از بیمار مجدداً گرافی به عمل آمد و کلیشههای مربوطه چاپ شد. سه رادیولوژیست به طور جداگانه به ارزیابی کاهش آرتیفکت و کیفیت وضوح تصاویر پرداختند. در پایان میانگین کاهش آرتیفکت در تصاویر قبل و بعد از مصرف آب توت سیاه و میزان وضوح تصاویر با هم مقایسه شد. نتایج: کاهش امتیاز آرتیفکت ناشی از ترشحات گوارشی، قبل از مصرف آب توت سیاه (37/0±97/2) و بعد از مصرف (78/0±89/2) تفاوت معنیدار آماری نشان نداد. همچنین وضوح تصاویر کیسه صفرا، آمپول واتر، مـجرای مشـترک کبـدی، مـجرای داخل کبـدی و سر پانکـراس تـغـییر معـنیدار نـداشت. افت وضوح تصویر در مجرای مشترک صفراوی وجود داشت(01/0=p ). در مورد تنه و دم مجرای پانکراس بهبود کیفیت مشاهده گردید (به ترتیب 04/0=p و 03/0=p). نتیجهگیری: به نظر نمیرسد آب توت سیاه حاوی فلزات پارامگنتیگ کافی بوده و به عنوان کنتراست، باعث بهبود کیفیت تصاویر کلانژیوپانکراتوگرافی گردد.
علی فانی، پریسا فانی، محمد رفیعی، نویدرضا مشایخی، رضا شاه میرزایی، خسرو میناوند،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: آسپرین و هلیکوباکترپیلوری دو عامل مهم شناخته شده در ایجاد زخم پپتیک هستند. این مطالعه بر آن است تا اثر متقابل این دو عامل را درایجاد عوارض گوارشی بررسی کند. مواد و روش ها: گروه هدف شامل بیمارانی بود که با بیماری قلبی تحت درمان آسپرین دوز کم قرارداشتند. افرادی که علایم سوء هاضمه داشتند در گروه مورد و افراد فاقد علامت در گروه شاهد قرار گرفتند. همزمان 5 سی سی خون جهت انجام تست الایزا آنتی بادی هلیکوباکترپیلوری اخذ شد. از بیماران الایزا مثبت آزمون آلودگی به هیلکوباترپیلوری به عمل آمد. افراد آزمون مثبت در گروه هلیکوباکتر مثبت و افراد الایزا منفی و آزمون منفی در گروه هلیکوباکتر منفی قرار گرفتند. در پایان با محاسبه نسبت شانس ارتباط بروز سوء هاضمه با مصرف آسپرین و عفونت هلیکوباکترپیلوری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: 129 نفر در گروه شاهد (سوء هاضمه منفی) و 71 نفر در گروه مورد (سوء هاضمه مثبت)، 72 نفر (36 درصد) آزمون مثبت و بقیه آزمون منفی بودند. 5/35 درصد بیماران مبتلا به سوء هاضمه بودند که بین افراد آزمون مثبت و آزمون منفی با 001/0= pو54/6= ORاختلاف معنیداری وجود داشت. 43 بیمار علایم تشدید سوء هاضمه داشتند، 23 نفر از آنها مورد بررسی آندوسکوپی قرار گرفتند و20 نفر آنها مبتلا به زخم پپتیک شده بودند. از افراد مبتلا به زخم پپتیک 80 درصد هلیکوباکتر مثبت بودند که تفاوت معنیداری با گروه هلیکوباکتر منفی داشت (86/8=OR، 001/0=p). نتیجهگیری: پیشنهاد میشود که بیماران مصرف کننده آسپرین طولانی مدت جهت کاهش عوارض گوارشی از نظر ابتلا به هلیکوباکتر پیلوری و علایم بالینی مورد غربالگری و درمان قرار گیرند.
علی فانی، محسن قاصدی، فاطمه اسماعیلیون، بهروز علیزاده،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: سندرم روده تحریکپذیر شایعترین بیماری گوارشی است که با دردهای مزمن شکمی و تغییرات اجابت مزاج مشخص میشود. زردچوبه یکی از درمانهای طب سنتی است که در درمان بیماریهای گوارشی مورد توجه قرار گرفته است در این مطالعه اثرات زردچوبه بر سندرم روده تحریکپذیر بررسی شده است. مواد و روش ها: در طی یک مطالعه بالینی تصادفی دو سوکور، 140 بیمارمبتلا به سندرم روده تحریکپذیر پس از اعمال معیارهای ورود و خروج با نظر و تشخیص متخصص داخلی بدون توجه به سن و جنس وارد مطالعه شدند. بیماران به صورت تصادفی به دو گروه مورد (زردچوبه) 69 نفر و شاهد (دارونما) 71 نفر تقسیم شدند و در قبل 2 و 4 هفته بعد از شروع درمان فرمهای تغییر علایم بالینی در بیماران بر اساس روش مقیاس امتیاز بصری برای تبدیل معیارهای ذهنی به عینی تکمیل گردید و سپس اطلاعات با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تی مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: استفاده از زردچوبه و دارونما قبل، 2 و 4 هفته بعد از درمان باعث بهبود علای بالینی بیماران به جزء استفراغ شده بود (001/0=p) در حالی که بین میزان تاثیر زردچوبه و دراونما در بهبود علایم بالینی بیماران در هر دو گروه مورد و شاهد تفاوتی مشاهده نشد(05/0
علی اکبر ملکی راد، علی فانی، محمد عبداللهی، شهربانو عریان، وهاب باباپور، سید محمد علی شریعت زاده، مرتضی داودی،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده
مقدمه:سرب یک گزنوبیوتیک محیطی است که در همه جا وجود دارد و می تواند باعث اختلالات زیاد فیزیولوزیکی ،بیوشیمیایی و رفتاری در انسان و حیوانات گردد. متاسفانه مواجهه با سرب اجتناب ناپذیر است، زیرا استفاده از این فلز در زندگی روزمره انسان از محل کار تا خانه وجود دارد ودر محیط تجمع می یابد.هدف از این مطالعه مقایسه پارامترهای خونی و ادراری در کارگران مواجهه یافته با سرب و روی با گروه شاهد می باشد. روش کار:یک مطالعه مقطعی-تحلیلی با تعدادکل134 نفر طراحی شد.از همه نمونه های تحت مطالعه قبل از ورود به مطالعه رضایت کتبی گرفته شد.گروه مورد شامل 67 کارگر مرد بامحدوده سنی 65-22 سال بودند که در معدن سرب و روی امارت واقع در جنوب غربی اراک حداقل به مدت 2 سال و یک شیفت کاری مشغول به کار بودند.گروه کنترل شامل67 کشاورز از روستای نزدیک معدن بودند که از نظر سن و جنس با گروه فوق همسان سازی شدند وهیچ سابقه مواجهه شغلی با سرب و روی و دیگر فلزات نداشتند. اطلاعات سابقه کار،وضعیت اقتصادی اجتماعی(درآمد،میزان تحصیلات) و اطلاعات سبک زندگی(مصرف سیگار،الکل،دارو و ویتامین یا مکمل آنتی اکسیدانی و رژیم غذایی) توسط پرسشسنامه از آنها گرفته شد و با تک تک کارگران توسط یک مصاحبه گر آموزش دیده مصاحبه شد.پارامترهای خونی و ادراری ارزیابی شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی(میانگین و انحراف معیار) و آمار تحلیلی(تی تست) آنالیز شد. نتایج: نتایج این مطالعه نشان داد که میزان گروههای تام تیول در کارگران مواجهه یافته با سرب و روی در مقایسه با گروه شاهد بطور معنی داری کاهش یافته بود غلظت آنتی اکسیدان های تام پلاسما جهت غلبه بر استرس اکسیداتیو بالا رفته بود.مقدار پارامترهای ادراری و خونی در در دو گروه اختلاف معنی داری نشان نداد. نتیجه گیری :مواجهه با سرب و روی در معدن غلطت پلاسمایی سرب و روی را افزایش داده ومیزان گروههای تام تیول در کارگران مواجهه یافته با سرب و روی در مقایسه با گروه شاهد بطور معنی داری کاهش یافته بود غلظت آنتی اکسیدان های تام پلاسما جهت غلبه بر استرس اکسیداتیو بالا رفته است و پارامترهای خونی و ادراری در کارگران با گروه شاهد اختلاف معنی داری نداشت.