4 نتیجه برای عالی
علیرضا شهاب جهانلو، علیرضا سبحانی، نادر عالیشان،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: در دهههای اخیر، کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوم مهم در پژوهشهای پزشکی مطرح گردیده است. دو پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی برای ارزیابی وجوه شخصیتی بیماران انتخاب شدند. نخستین پرسشنامه مربوط به سازمان بهداشت جهانی و دیگری پرسشنامه ایرانی سنجش کیفیت زندگی بیماران دیابتیک میباشد. هدف اصلی این مطالعه، مقایسه دو پرسشنامه از نظر ارزیابی ارتباط وجوه شخصیتی و نحوه کنترل قند در بیماران مبتلا به دیابت میباشد. مواد و روشها: این بررسی تحلیلی مقطعی بر روی 256 بیمار دیابت نوع دو با سابقه بیش از یک سال بیماری انجام گرفت. روایی و پایایی هر دو پرسشنامه مشخص گردید. هموگلوبین A1c به روش کالری متری سنجیده شد. یافتهها: میانگین امتیاز بعد جسمانی در پرسشنامه ایرانی کیفیت زندگی به طور معنیدار کمتر از پرسشنامه دیگر است. تفاوت معنیداری ما بین سایر ابعاد دو پرسشنامه دیده نشد. همبستگی مثبت بین بعدهای مختلف هر پرسشنامه با سایر ابعاد همان پرسشنامه دیده شد. همبستگی بالایی بین ابعاد هر پرسشنامه و کیفیت زندگی مربوط به همان پرسشنامه وجود دارد. همبستگی بین کنترل قند و ابعاد مختلف کیفیت زندگی در هر دو پرسشنامه دیده نشد. نتیجه گیری: پایایی در هر دو پرسشنامه برای کل کیفیت زندگی وجود دارد ولی نحوه توزیع سوالات در پرسشنامه ایرانی کیفیت زندگی همگن نیست. کیفیت ارزیابی وجوه شخصیتی بیماران، توسط این پرسشنامه کمتر از پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی میباشد. هیچ کدام از دو پرسشنامه ارتباطی را ما بین وجوه شخصیتی بیماران و کنترل قند نشان ندادند.
بهمن عالی زاده، نازنین دوستی خواه، فرزاد محمدی،
دوره 21، شماره 7 - ( دو ماهنامه بهمن و اسفند 1397 )
چکیده
زمینه و هدف: کودکان کمتوان ذهنی در رشد مهارتهای حرکتی کنترل شی دارای تأخیر هستند. هدف این مطالعه، بررسی اثر مداخله تمرینات بدنی منتخب بر مهارتهای کنترل شی کودکان 7 تا 10 ساله دارای کمتوانی ذهنی بود.
مواد و روشها: در این مطالعه نیمهتجربی، 30 کودک 7 تا 10 ساله کمتوان ذهنی در مراکز کمتوان ذهنی شهر اهواز به روش نمونهگیری زمانی در دسترس انتخاب و بـه شکل تـصادفی به دو گروه تجربی (قد: 8/14±8/128، وزن: 12/9±29) و کنترل (قد: 7/15±5/126، وزن: 2/12±28/31) تقسیم شدند. سپس، آزمودنیها توسط آزمون رشد حرکتـی درشـت در مرحله پیش آزمون ارزیابی شدند. آزمودنیهای گروه تجربی به مدت 8 هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه 45 دقیقه در مداخلات تمرینی مهارتهـای حرکتـی شرکت کردند. آزمودنیهای گروه کنترل نیز فعالیتهای عـادی مدرسـه را انجام دادند و فعالیت منظم ورزشی نداشتند. پس از اتمام دوره تمرینی از تمامی آزمودنیها پس آزمون بهعمل آمد. برای تحلیل دادهها از روشهای آماری تحلیل واریانس یکطرفه و تی وابسته با نرمافزار SPSS نسخه 20 استفاده شد. سطح آلفای کوچکتر از 05/0 به عنوان سطح معنیدار در نظر گرفته شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد IR.SSRI.REC.1397.390 توسط کمیته اخلاق پژوهشی پژوهشگاه علوم ورزشی به تصویب رسیده است.
یافتهها: یافتهها نشان داد که هشت هفته تمرینات جسمانی منتخب تـأثیر معنیداری بر متغیرهای کنترل شی مانند ضربه زدن با دست (001/0 = p)، دریبل کـردن (001/0 = p)، دریافـت کـردن (001/0 = p) و پرتـاب توپ (001/0 = p) داشت، اما تأثیر معنیداری بر متغیرهای ضربه زدن با پا (001/0 = p)، و غلتاندن توپ (001/0 = p) نـداشت.
نتیجهگیری: بـر اسـاس نتایج این پژوهش، مداخله تمرینات بدنی میتواند باعث بهبود مهارتهای کنتـرل شـی در کودکـان کمتوان ذهنی شود.
مریم بهشتی فرد، دکتر سعید عالی نژاد، دانیال حبیبی، یزدان قندی،
دوره 24، شماره 4 - ( مهر و آبان 1400 )
چکیده
زمینه و هدف: مجرای شریانی باز به عنوان یکی از مشکلات شایع در نوزادان پرهترم شناخته شده و تشخیص زودهنگام و درمان به موقع آن اهمیت ویژهای دارد. یکی از روشهای غیرتهاجمی که برای درمان مجرای شریانی باز وجود دارد، دارودرمانی با ایبوپروفن است؛ بنابراین این مطالعه با هدف بررسی اثربخشی رژیم ایبوپروفن خوراکی در بستن مجرای شریانی در نوزادان پرهترم انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعهی نیمهتجربی روی چهل نوزاد با سن تولد کمتر از 28 روز و مبتلا به مجرای باز شریانی (تشخیص توسط اکوکاردیوگرافی) مراجعهکننده به بیمارستان امیرکبیر اراک در سال 1398 انجام شد. در این نوزادان پرهترم رژیم ایبوپروفن خوراکی (روز اول، ده و روزهای دوم و سوم، پنج میلیگرم / کیلوگرم / روز) استفاده شد. در پایان دوره درمانی سه روزه، میزان مجاری باز شریانی ارزیابی و در صورت عدم پاسخ درمانی در دوره اول، یک دوره دیگر با همان دوز و با همان روش دوره درمانی تکرار شده است.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه مورد تایید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی اراک به شماره IR.ARAKMU.REC.1396.265 قرار گرفته است.
یافته ها: 32 بیمار (80 درصد) در اولین دوره دریافت ایبوپروفن بهبود داشتند و هشت بیمار (20درصد) نیاز به تکرار دوره درمانی ایبوپروفن داشتند. بین دورههای مصرف ایبوپروفن با سن بارداری (0/06=P)، وزن هنگام تولد (0/08=P)، نوع زایمان (0/068=P) و چندقلویی (0/061=P) ارتباط معنادار وجود نداشت.
نتیجه گیری: بر اساس یافتههای مطالعه حاضر، بیشتر نوزادان پرهترم مبتلا به مجرای باز شریانی در اولین نوبت استفاده از ایبوپروفن به این دارو پاسخ دادند، همچنین تمامی نوزادان پرهترم، درنهایت به این دارو پاسخ درمانی دادند؛ بنابراین این دارو احتمالاً در بهبود نوزادان پرهترم مبتلا به این بیماری مؤثر است.
حسام الدین مدیر، آیدین شاکری، علیرضا غفوری، غلامحسن چایچی نصرتی، شیوا عالیخانی، آیدا خمری،
دوره 28، شماره 2 - ( 2-1404 )
چکیده
مقدمه: برخی از جراحیهای داخل جمجمهای میبایست در حالت بیداری بیمار انجام شود. کرانیوتومی بیدار یک روش جراحی داخل جمجمه میباشد که در حالیکه عمل جراحی انجام میشود بیمار در حالت هوشیاری نسبی نگهداشته میشود. هدف این مطالعه، به منظور ارائه یک مورد جراحی داخل جمجمه برای برداشتن تومور در کورتکس فرونتال راست با روش کرانیوتومی بیدار بود.
گزارش مورد: در این گزارش، بیهوشی در جراحی کرانیوتومی به روش بیداری کامل در آقای 22 ساله مورد بررسی قرار گرفت. این بیمار که اولین مورد انجام کرانیوتومی با روش کاملاً بیدار (از ابتدا تا انتهای عمل) در دانشگاه علوم پزشکی اراک و بیمارستان ولیعصر (عج) اراک بود پس از آمادهسازی بیمار و مصاحبه قبل از عمل، در محلهای مورد نظر بلوک اعصاب جمجمهای مربوط به پوست وعضلات سر ( بلوک اسکالپ) انجام شد. پس از ایجاد تسکین خفیف اکسیزیون جراحی داده شد. ضایعه در حالت بیداری بررسی و در شرایط بیداری کامل از ابتدا تا انتها، عمل جراحی انجام شد و تومور مغزی بیمار با ایمنی کامل خارج گردید. ترکیبی از لوکال و رژیونال آنستزی و بیهوشی وریدی سبک در بیمار استفاده شد. برای انجام بیحسیها از دو نوع لوکال انستتیک لیدوکائین 5/1 درصد و بوپیواکائین 5/2 درصد و همچنین برای ایجاد تسکین در بیماران از انواع داروهای تسکیندهنده و بیهوشکننده وریدی مانند پروپوفول و رمیفنتانیل و دکسمدتومیدین استفاده گردید. در سرتاسر طول عمل بیمار بیدار بوده وتنفس خودبخودی داشت و عملکرد اعصاب مغزی در حین عمل قابل ارزیابی بود. نهایتاً عمل جراحی بیمار بدون هیچ عارضه و در شرایط کاملاً مطلوب انجام و بیمار با حال عمومی خوب و بیدار و کاملاً هوشیار به بخش مراقبت ویژه انتقال داده شد.
نتیجهگیری: اگرچه حفظ بیدردی و ثبات همودینامیک و تهویه ای در شرایط کرانیوتومی کاملاً بیدار یک چالش محسوب میشود اما با توجه به ضرورت انجام این روش به خاطر نیاز به بررسی عملکرد اعصاب کرانیال در حین عمل و پیشگیری از هر گونه آسیب عصبی و عملکردی، با استفاده از انجام دقیق بلوک اعصاب مورد نظر در اسکالپ و تجویز مقدار جزئی داروی تسکینی (پروپوفول، رمیفنتانیل، دکسمدتومیدین) توانستیم شرایطی ایجاد نماییم که در بیداری کامل، عمل با موفقیت انجام شود. در این روش هم از عوارض احتمالی جراحی پیشگیری میگردد و هم برای بیمار بیدردی رضایت بخشی حاصل میشود. انجام این تکنیک برای بیمار ما رضایتبخش بود.