جستجو در مقالات منتشر شده


10 نتیجه برای صدرنیا

وحید گوهریان، محمد صادق رجائی، سعید صدرنیا،
دوره 2، شماره 7 - ( تابستان 1378 )
چکیده

هدف از انجام این تحقیق بررسی توزیع فراوانی مصرف مواد سیگاری و علل تمایل به مصرف آنها در دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد. این مطالعه توصیفی با روش نمونه گیری آسان انجام گرفت. کلیه دانشجویان پسر دانشگاه علوم پزشکی اراک که در سال 78-77 بطور روزانه در این دانشگاه تحصیل می کنند مورد بررسی قرار گرفتند. جهت جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده به عمل آمده است. از افراد مورد مطالعه 34/3% مواد سیگاری مصرف می کردند. در بین افرادی که به نماز اهمیت می دادند مصرف موارد سیگاری یک چهارم بقیه دانشجویان پسر بود. در افراد متاهل و کسانی که در بستگان درجه اول استعمال مواد سیگاری وجود نداشت بطور معنی داری کاهش در مصرف این مواد مشاهده گردید. بیشترین علل تمایل به مصرف مواد سیگاری ارتطاطات دوستانه، استرس زندگی و الگوپذیری از دیگران بوده است. با توجه به علل شایع تمایل به مصرف این مواد برنامه ریزی در جهت اشاعه فرهنگ اهیمت دادن به نماز و ازدواج برخورد صحیح با استرس های زندگی و تععین الگوهای مناسب رفتاری و اجتماعی و آگاهی دادن به دانشجویان جهت انتخاب صحیح دوستان احساس میشود.

سعید صدرنیا، علی چهریی،
دوره 9، شماره 3 - ( فصلنامه 1385 )
چکیده

مقدمه: افزایش فشارخون شریانی، یک بیماری شایع, بدون علامت و معمولاً به آسانی قابل درمان است. این موضوع که عوامل ژنتیک، اجتماعی و تغذیه‌ای که در الگوی ابتلا به فشار خون بالای شریانی موثرند، در جوامع مختلف متفاوت می‌باشند، انجام تحقیقی که درآن فاکتورهای آزمایشگاهی، به عنوان عامل خطر ساز ایجاد فشار خون بالا، در تعیین مدل ابتلا به فشار خون در شهر اراک مورد بررسی قرار گیرند، ضروری می‌باشد. روش کار: این یک بررسی مورد-شاهدی است. حجم نمونه برابر با 1000 نفر(‌263‌ مبتلا به فشار خون بالای اولیه و 737 نفر غیر مبتلا) بود. نمونه ها با رعایت نسبت جمعیتی در شهر و روستا در هر دو گروه مورد و شاهد و به روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب گردیدند. در بررسی، یافته‌های آزمایشگاهی و نوار قلب ثبت می‌گردید. در آنالیز داده‌ها از شاخص‌های آمار توصیفی و اصول مقایسه میانگین‌ها و نسبت‌ها و در آنالیز چند متغیره از رگرسیون لجستیک استفاده شد. نتایج: در این تحقیق افراد مبتلا به فشارخون بالای اولیه با افراد غیر مبتلا مقایسه شدند. در مورد عوامل خطر موجود در این تحقیق می‌توان به هیپرتروفی بطن چپ(LVH)( 001/0 < p)، تری گلیسرید بالا، کلسترول بالا و قندخون بالا اشاره کرد. جهت پیش بینی ابتلا یا عدم ابتلا به فشارخون بالا نیز در این تحقیق مدلی بر اساس نوار قلب و یافته‌های آزمایشگاهی طراحی گردید. نتیجه‌گیری: در این تحقیق با توجه به تعیین بعضی عوامل خطر براساس خصوصیات آزمایشگاهی و نوار قلبی می‌توان با اطلاع رسانی از طریق رسانه‌ها و اطلاع رسانی به پزشکان در مورد این عوامل خطر و کنترل بهتر و دقیق‌تر این عوامل، ابتلا به هیپرتانسیون و عوارض قلبی، مغزی، کلیوی و چشمی ناشی از آن را کاهش داد. از طرف دیگر می توان در درمانگاه‌ها و مطب‌ها نیز از مدل های به دست آمده برای فشار خون بالای سیستمیک، جهت تعیین احتمال عدم ابتلا در افراد دارای سابقه خانوادگی مثبت استفاده نمود.
سعید صدرنیا، علی چهرئی،
دوره 11، شماره 1 - ( 1-1387 )
چکیده

مقدمه: هیپر تروفی بطن چپ(LVH) یکی از عوارض قلبی فشارخون بالا است که در آن احتمال بروز آریتمی ‌های قلبی و حوادث عروق قلبی افزایش می‌یابد. برخی از محققین علاوه برفشارخون بالا عوامل دیگری مانند اختلال لیپیدهای خون، قندخون بالا و نارسایی کلیوی را نیز در بروز هیپر تروفی بطن چپ مؤثر می‌دانند. این مطالعه به منظور تعیین اثر شاخص توده بدنی و بعضی از عوامل آزمایشگاهی بر هیپرتروفی بطن چپ در بیماران با فشارخون بالا صورت گرفته است. روش کار: این مطالعه یک مطالعه مورد- شاهدی است که طی آن بیماران گروه مورد (بیماران با فشارخون بالا و دچار هیپرتروفی بطن چپ) با بیماران گروه شاهد (بیماران با فشارخون بالا و بدون هیپرتروفی بطن چپ)، از نظر شاخص توده بدنی، لیپیدهای سرم، قندخون، اوره و کراتی نین؛ مورد مقایسه قرار گرفتند. اطلاعات به دست آمده به وسیله آزمون آماری کای دو و رگرسیون لجستیک تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: در این مطالعه؛ شاخص توده بدنی، گلوکز بالا، BUN و کراتی نین بالا بر روی ظهور LVH در بیماران با فشارخون بالا اثر قابل توجه‌ای داشته‌اند اما اختلال لیپیدهای خون بر ظهور LVH اثر قابل توجهی نداشته است. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این مطالعه مشخص می‌شود که علاوه بر هیپر تانسیون؛ شاخص توده بدن بالا ، قندخون بالا و هم‌چنین بالا بودن اوره و کراتی نین بر ظهور LVH مؤثر می‌باشند. لذا لازم است که در بیماران با هیپر تانسیون این فاکتورها با دقت کنترل شده و جهت اصلاح آنها اقدام گردد.
رضا شاه میرزایی، سعید صدرنیا، حسن صلحی، علی قاسمی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: تغییرات مثبت نوار قلب در بیمارانی که با آنژین ناپایدار و سکته قلبی بدون بالا رفتن قطعهST مراجعه می‌کنند به خوبی شناخته شده هستند، اما مشکل زمانی رخ می‌دهد که هیچ تغییری در نوار قلب این بیماران نباشد. هدف از این مطالعه ارزیابی شیوع تغییرات نواری در این گونه بیماران در اورژانس قلب بیمارستان امیرکبیر اراک می‌باشد. مواد و روش‌ها: این مطالعه به صورت مقطعی بر روی 124 بیمار که با آنژین ناپایدار و سکته قلبی بدون بالا رفتن قطعهST در اورژانس قلب بیمارستان امیرکبیر بستری شدند، صورت گرفت. تغییرات نواری و آنزیم‌های قلبی در بدو مراجعه و 12 ساعت بعد بررسی شدند. یافته ها: با استناد به تغییرات آنزیم‌های قلبی و شرح حال از 124 بیمار، 64 نفر دچار سکته قلبی بدون بالا رفتن قطعه ST شده بودند که 5/98 درصد تغییرات نوار قلب داشتند و 5/1 درصد تغییر نداشتند. بیمارانی که با آنژین ناپایدار بستری شدند 60 نفر بودند که 90 درصد تغییرات نواری داشتند و 10 درصد این تغییر را نداشتند. نتیجه‌گیری: در مقایسه با تحقیقات معتبر که حاکی از این امر است که در آنژین ناپایدار و سکته قلبی بدون بالا رفتن قطعهST، در 50 درصد موارد نوار قلب تغییری ندارد، درصد بالایی از بیمارانی که با درد قفسه سینه به اورژانس قلب بیمارستان امیرکبیر مراجعه نموده‌اند و در نوار قلب خود تغییرات نداشته‌اند، بستری نشده‌اند.
سعید صدرنیا،
دوره 15، شماره 4 - ( ماهنامه شهریور 1391 )
چکیده

مقدمه: شریان اصلی کرونر چپ به دو شاخه نزولی قدامی چپ و چرخشی چپ تقسیم می‌شود. انسداد شریان اصلی چپ بدون انفارکتوس وسیع قلبی و شوک کاردیوزنیک یک پدیده نادر است. گزارش مورد: بیمار آقای 50 ساله‌ای است که به دلیل درد قفسه صدری فعالیتی، از دو ماه قبل به صورت سرپایی مراجعه کرده‌اند. بیمار سابقه درد قفسه صدری در حال استراحت نداشته‌اند. سابقه مصرف سیگار و سابقه خانوادگی مثبت برای بیماری عروق کرونر دارند. برای بیمار آزمون ورزش با نوار قلب انجام شد که تغییرات قابل توجه به صورت نزول قطعه ST ظاهر شد. سپس برای بیمار کرونری آنژیوگرافی انجام شد که در آن انسداد کامل شریان اصلی چپ و جدا شدن شریان چرخشی از کرونر راست مشخص شد. بیمار کاندید پیوند عروق کرونر شد. نتیجه گیری: انسداد شریان اصلی چپ بدون انفارکتوس وسیع قلبی و شوک کاردیوژنیک یک پدیده نادر است و این حالت وقتی اتفاق می‌افتد که انسداد به طور تدریجی ایجاد شود و به دنبال آن کولترال از شریان کرونر راست توسعه یابد که در این حالت آنژین پایدار می‌تواند ظاهر شود. درمان اصلی این بیماری جراحی پیوند عروق کرونر است.
نوید رضا مشایخی، سعید صدرنیا ، علی چهریی، جواد جواهری، مجتبی احمدلو،
دوره 16، شماره 6 - ( ماهنامه شهریور 1392 )
چکیده

مقدمه: امروزه ریسک ابتلا به حوادث عروق کرونر با اندازه گیری میزان کلسترول وتری گلیسیرید تخمین زده می شود. مطالعه حاضر سعی دارد با اندازه گیری میزان اپولیپوپروتِئین آ_ یک و ب و بررسی ارتباط انها باشدت بیماری عروق کرونر معیارهای بهتری از اندازه گیری کلسترول وتری گلیسیرید برای کشف بیماران در معرض ابتلا به بیماریهای عروق کرونر را پیدا کند.

 مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که روی بیماران بخش آنژیوگرافی قلب بیمارستان امیرالمومنین اراک انجام شده است . سطح سرمی لیپوپروتئین آ_ یک، لیپوپروتئین ب ، کلسترول، تری گلیسیرید، VLDL, HDL,LDL و قند خون ناشتا اندازه گیری شد. نتایج آنژیوگرافی توسط دو متخصص قلب به طور جداگانه تفسیر شد . میزان گرفتاری بیماری عروق کرونر توسط معیار شدت گرفتگی جنسینی (Gensini Score) تعیین شد . اطلاعات با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.

یافته ها: بین معیار جنسینی و سطح آپو-ب ( ApoB ) همبستگی آماری معنا داری وجود داشت (047/0 p= و 127/0 r = ). از بین متغیرهای مختلف وارد شده به مدل رگرسیون لجستیک تنها متغیرهای آپو- ب و جنسیت به عنوان متغیرهای پیش گویی کننده معنی دار بودند(002/0p= ، 001/0p=). در مقایسه با آنژیوگرافی ،تحلیل ROC نشان داد سطح آپو-ب می تواند تست آزمایشگاهی مفیدی در تشخیص بیماری عروق کرونر باشد (023/0p=).

نتیجه گیری: به نظر می رسد اندازه گیری آپو-ب علاوه بر تست های معمول لیپیدهای پلاسما در افراد در معرض خطر بروز بیماری عروق کرونر مفید بوده و می تواند به عنوان یک ریسک فاکتور مستقل در ابتلا به بیماری عروق کرونر در نظر گرفته شود


مریم صدرنیا، محمد ارجمندزادگان،
دوره 17، شماره 6 - ( شهریور 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: امروزه با توجه به گسترش مقاومت‌های داروئی، استفاده از گیاهان داروئی مورد توجه محققین قرار گرفته است. در این طرح اثر انواع عصاره‌های آلوئه ورا روی سویه‌های جدا شده از بیماران بررسی شده است.

مواد و روش‌ها: سه نوع عصاره آلوئه ورا شامل اسانس، عصاره بدون اسانس و نیزعصاره کامل شامل عصاره و اسانس با کمک روش پرکولاسیون از کل بخش‌های گیاه آلوئه ورا تهیه گردیدند. ارزیابی میکروب‌شناسی اثرعصاره‌ها به دو روش کربی بائر با کمک دیسک و نیز حداقل غلظت مهار کننده باکتری با روش میکروپلیت دایلوشن روی دو باکتری گرم مثبت سویه‌های استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس، استافیلوکوکوس آرئوس و دو گرم منفی کلبسیلا پنومونیه و اشرشیاکلی جدا شده از بیماران و نیز سویه استافیلوکوکوس آرئوسATCC 25923 انجام پذیرفت. تعیین کدورت میکروپلیت با دستگاه خوانش الایزا انجام شد.

یافته‌ها: عصاره کامل آلوئه وراروی کلبسیلا دارای قطر هاله معادل 2±32 میلی‌متردرغلظت 7/285 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر با حداقل غلظت مهار کنندگی معادل 23/2 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر به روش میکروپلیت دایلوشن بود. قطر هاله و حداقل غلظت مهار کنندگی روی استافیلوکوکوس آرئوس معادل 2±30 میلی‌متر و 23/2 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر، استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس 5±30 میلی‌متر و 46/4 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و اشرشیاکلی 85/17 میلی‌متر و 85/17 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر بود. تشابه اثر غلظت 85/17 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر آلوئه ورا با هاله تشکیل شده توسط دیسک mc/ml 10 جنتامایسین نشان داده شد. مشابه این اثر برای سایر باکتری‌ها روی آنتی بیوتیک‌های جنتامایسین،کلیندامایسین، اریترومایسین و سفکسیم در قیاس با عصاره آلوئه ورا اثبات گردید. اسانس تهیه شده از یک برگ کامل آلوئه ورا اثرات مشابه با عصاره کامل داشت ولی عصاره بدون اسانس، روی باکتری‌های مورد مطالعه بی اثر بود.

نتیجه‌گیری: در این تحقیق تشابه اثر و در برخی موارد فزونی اثرعصاره آبی آلوئه ورا با آنتی بیوتیک‌های رایج روی باکتری‌های عفونت زا اثبات گردید. لذا با ساخت داروی مناسب با منشاء گیاهی می‌توان به درمان عفونت‌های مقاوم امیدوار بود.


مریم صدرنیا،
دوره 21، شماره 1 - ( فروردین ماه 1397 1397 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: آفلاتوکسین‌ها سموم قارچی طبیعی هستند که توسط گونه‌های قارچ آسپرژیلوس تولید شده و می‌توانند مسمومیت،نکروز بافتی وسرطان کبد ایجاد کنند. هدف از این مطالعه، امکان سنجی کنترل تولید آفلاتوکسین B1 قارچ آسپرژیلوس فلاوس توسط عصاره ها و اسانس­های گیاهی می باشد.
مواد و روش­ ها: عصاره های آبی با کمک روش حرارت دهی مستقیم و اسانس با دستگاه کلونجر، تهیه گردیدند. فعالیت ضدقارچی اسانس و عصاره آبی مرزه و پونه در غلظت­های کاهشی متوالی به روش­های انتشاردیسک و میکروپلیت دایلوشن تعیین گردید. سپس در غلظت­های کمتر از حداقل غلظت ممانعت از رشد، اثر اسانس و عصاره آبی پونه و مرزه بر کنترل میزان تولید آفلاتوکسین B1، با روش HPLC مورد بررسی قرار گرفت.
یافته­ ها: بیشترین هاله ممانعت از رشد قارچ مربوط به اسانس10 درصد مرزه و عصاره آبی آن به ترتیب با قطر هاله 26 و 12 میلی متر بود. این مقادیر برای اسانس10 درصد و عصاره آبی پونه به ترتیب 18 و 8 میلی متر بود. MIC عصاره آبی مرزه و پونه به ترتیب 031/0و063/0 و اسانس 1 درصد مرزه و پونه به ترتیب 039/0و 078/0 میلی­گرم برمیلی­لیتر بود. میزان آفلاتوکسین B1 تولید شده در معرض اسانس مرزه با غلظت­های 1 ،2 و10 درصد به ترتیب113،122و134 واحد در بیلیون و درمعرض اسانس پونه با همین غلظت­ها به ترتیب 163، 168 و 171 واحد در بیلیون بود. عصاره آبی 1 درصد مرزه تولید سم را به مقدار 1/58 درصد و عصاره آبی 1 درصد پونه تولید سم را به مقدار 6/39 درصد کاهش داد.
نتیجه گیری: یافته های این تحقیق نشان داد که دو گیاه مرزه و پونه دارای توانایی ممانعت از رشد قارچ آسپرژیلوس فلاوس و کنترل تولید آفلاتوکسین B1 در غلظت­های پایین می باشند. این محصولات گیاهی جهت مطالعات بیشتر برای کنترل این قارچ پیشنهاد می شوند.

 

مریم صدرنیا، قاسم حبیبی، محمد ارجمندزادگان،
دوره 21، شماره 3 - ( دوماهنامه خرداد و تیر 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: این مطالعه اثر عصاره گیاه مورد بر روی 25 سویه دو گونه بیماری­زای استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی­سیلین (MRSA) و اشرشیا کلیESBL جدا شده از بیماران را با دو روش مقایسه نمود.
مواد و روش­ ها: در این مطالعه، 15سویه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متی­سیلین(MRSA) و ده سویه اشرشیاکلی ESBL مورد استفاده قرار گرفتند. برگ گیاه مورد به صورت تازه از مزرعه گیاهان دارویی تهیه گردید. عصاره­ گیری با استفاده از دستگاه رفلاکس به روش تقطیر انجام شد. اثر غلظت­ های 100-195/0 میکروگرم بر میلی ­لیتر عصاره روی سویه ­ها، در روش انتشار دیسک در مقایسه با روش میکروبراث دایلوشن با کدورت سنجی و نیز با روشMTT در دستگاه خوانش الیزا با طول موج 545 نانومتر مورد بررسی قرار گرفت.
یافته­ ها: قطر هاله عدم رشد برای حداقل غلظت موثر 50 میکروگرم بر میلی لیتر، در سویه ­های مختلفESBL و MRSA به صورت میانگین به میزان 1±8 و 1 ±11 میلی­متر بود. حداقل غلظت مهار رشد (MIC) 25/6 میکروگرم برمیلی­لیتر و حداقل غلظت کشندگی (MBC ) 5/12 میکروگرم بر میلی­لیتر برای اشرشیا کلی ESBLتعیین شد. به علاوه، حداقل غلظت مهار رشد (MIC) 5/12 میکروگرم بر میلی ­لیتر و حداقل غلظت کشندگی (MBC) 25 میکروگرم بر میلی لیتر برای استافیلوکوکوس اورئوس MRSA تعیین گردید.
نتیجه­ گیری: نتایج این مطالعه عدم انطباق دقیق دو روش را در سویه­ های کلینیکی مقاوم به دارو اثبات نمود. اثبات گردید که روش انتشار دیسک، محدوده غلظت را مشخص نموده و روش میکروپلیت، غلظت موثر را با دقت تعیین می­ نماید. پیشنهاد می­شود در مطالعات طب سنتی، روش انتشار در محیط جامد مبنای تصمیم گیری قرار نگیرد. رفتار باکتری در محیط مایع و به­ ویژه تعیین نقطه مرگ، دقت نتایج را بسیار افزایش می­ دهد.

احمد صاحب الزمانی، دکتر مریم صدرنیا، دکتر مجید اکبری، دکتر ساسان ساکی،
دوره 25، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1401 )
چکیده

زمینه و هدف پمپ افلاکس در سودوموناس آئروجینوزا باعث مقاومت آنتی‌بیوتیک‌های خانواده کینولون‌ها با اخراج آن از سلول سودوموناس می‌شود؛ بنابراین مهار این پمپ با کمک ترکیبات شیمیایی غیر‌فعال‌کننده فعالیت پمپ می‌تواند باعث مقابله با مقاومت دارویی باکتری شود. هدف از این پژوهش، ارزیابی استفاده از سرترالین به ‌عنوان مهارکننده پمپ افلاکس در سودوموناس آئروجینوزا برای کاهش مقاومت دارویی است.
مواد و روش ها سویه‌های سودوموناس آئروجینوزای ارزیابی‌شده در این پژوهش از نمونه‌های بالینی بیماران جداسازی و پس از شناسایی آن‌ها با روش‌های میکروب‌شناسی، ‌مقاومت آن‌ها نسبت به سیپروفلوکساسین با روش کربی بائر ارزیابی شد. حداقل غلظت ممانعت‌کننده سیپروفلوکساسین با روش سریال رقتی محیط مایع در میکروپلیت و حداقل غلظت کشنده دارو با کشت و نیز روش‌ MTT برای سویه‌های مقاوم به داروی سودوموناس آئروجینوزا و سوش استاندارد سودوموناس آئروجینوزای 25873 ‌تعیین شد. بررسی شکست مقاومت با اضافه کردن سرترالین به محیط مولر هینتون آگار و تعیین قطر هاله سیپروفلوکساسین انجام شد. حضور پمپ افلاکس به روش فنوتیپی با استفاده از ماده دارویی سرترالین و روش سریال رقتی محیط مایع در میکروپلیت، روی سویه‌های مقاوم به سیپروفلوکساسین ارزیابی شد. وجود ژن مولد این پمپ به روش ژنوتایپی در سویه‌های مقاوم با انجام PCR تعیین شد. از سویه استاندارد PAO1 سودوموناس آئروجینوزا به عنوان کنترل مثبت استفاده شد.  
ملاحظات اخلاقی این پژوهش با کد اخلاق IR.IAU.B.REC.1401.011 به تصویب کمیته اخلاق دانشکده علوم‌پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بروجرد رسید.
یافته ها بر اساس نتایج کربی بائر،  3 سویه مقاوم به سیپروفلوکساسین در نظر گرفته شد.  حداقل غلظت ممانعت‌کننده سویه‌های مقاوم به دارو بین 32 تا 64 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر و حداقل غلظت کشنده دارو بین 16 تا 32 میلی‌گرم بر میلی‌لیتر بود. با انجام الکتروفورز روی محصولات PCR مشخص شد سویه‌های مورد آزمایش، حاوی ژن mexA ‌کد‌کننده پمپ افلاکس هستند. در محیط آگار‌دار بدون سرترالین، قطر هاله اطراف دیسک سیپروفلوکساسین صفر بود، اما پس از افزودن سرترالین، قطر هاله به 25 میلی‌متر افزایش یافت. همچنین حداقل غلظت ممانعت‌کننده از رشد سیپروفلوکساسین در سویه‌ها قبل از اضافه‌ کردن 2 درصد سرترالین، 128 میکروگرم بر میلی‌لیتر بود که پس از اضافه کردن سرترالین به 4 میکرو‌گرم بر میلی‌لیتر تبدیل شد. 
نتیجه گیری سرترالین باعث کاهش حداقل غلظت ممانعت‌کننده دارو از طریق کاهش کارایی پمپ افلاکس در باکتری سودوموناس آئروجینوزا می‌شود و مقاومت باکتری را نسبت به آنتی‌بیوتیک سیپروفلوکساسین کاهش می‌دهد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb