10 نتیجه برای سرمدیان
فرزانه گل آقایی، حسین سرمدیان، محمد رفیعی، نازی نجات،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1387 )
چکیده
مقدمه: انتظار اصلی جامعه از بخشهای فوریتها، ارائه مداخلات درمانی فوری و متناسب با شدت وضعیت بالینی مراجعه کنندگان میباشد. زمان انتظار و مدت اقامت مراجعه کنندگان در بخش فوریتها یک عامل کلیدی در ارزیابی کیفیت مراقبت دربخشهای فوریتهاست. این مطالعه با هدف تعیین زمان انتظار و مدت اقامت مراجعهکنندگان به فوریتها برحسب شدت وضعیت بالینی در مرکز درمانیـ آموزشی ولیعصر شهر اراک درسال 1385 صورت گرفت. روشکار: این مطالعه تحلیلی مقطعی در دو مرحله صورت گرفت. درمرحله اول که از 20 تیر تا 30 مرداد 1385 صورت گرفت، مراجعه کنندگان به بخش فوریتها در نوبت کاری عصرتوسط یک پرستار آموزش دیده و با تائید پزشک عمومی مقیم فوریتها، با استفاده از مقیاس سه دستهای ارائه شده در دستور العمل معاونت سلامت وزارت بهداشت و درمان (1380) بر حسب شدت وضعیت بالینی دستهبندی شدند. همچنین زمان انتظار مراجعهکنندگان از ورود به فوریتها تا معاینه توسط پزشک عمومی مقیم از طریق مشاهده و زمان سنجی ثبت شد. در مرحله دوم یک صد پرونده از بیماران دسته یک و دو، که جهت ارزیابی تخصصی در فوریتها بستری شده بودند از نظر زمان اولین معاینه توسط متخصص و مدت اقامت در بخش فوریتها مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین زمان انتظار بیماران برحسب شدت وضعیت بالینی و تخصص اولین پزشک معاینه کننده با استفاه از آزمون تی و آنالیز واریانس و با در نظر گرفتن 05/0= تجزیه و تحلیل شد. نتایج: در مدت 6 هفته از بین 1963 مراجعه کننده درنوبت عصر، 1393 نفر (71 درصد) از نظرشدت وضعیت بالینی در دسته سه یعنی بیماران سرپایی، 179 نفر(1/9 درصد) در دسته یک یا بیماران فوری و 391 نفر(9/19 درصد) در دسته دو یا بیماران سریع دستهبندی شدند. بررسی یک نمونه صدتایی از بیماران پذیرش شده در فوریتها نشان دادکه میانه زمان انتظار مراجعه کنندگان تا معاینه توسط پزشک عمومی مقیم 5 دقیقه بوده است. میانه و میانگین زمان انتظار بیماران پذیرش شده در بخش فوریتها تا معاینه توسط پزشک متخصص در دسته یک(29=n) به ترتیب برابر با 225 و 156±262 دقیقه و در دسته دو (71=n) 220 و 153± 227 دقیقه بود. میانه و میانگین مدت اقامت بیماران پذیرش شده به ترتیب یک و دو روز بود. با استفاده از آزمون t ، اختلاف معنیداری بین زمان انتظار بیماران تا معاینه توسط متخصص در دسته یک و دو مشاهد نشد. نتیجه گیری: با توجه به طولانی بودن زمان انتظار تا معاینه متخصص، اجرای تریاژ بیماران در بخش فوریتها ضروری به نظر میرسد. این امر مستلزم برنامهریزی و سازماندهی لازم جهت اقامت متخصصین در مرکز درمانی-آموزشی و ارائه اقدامات تشخیصی در همه اوقات شبانه روز میباشد. با توجه به بخش عمده بیماران سرپایی استقرار یک درمانگاه عمومی شبانه روزی در مرکز، میتواند کاهش بار مراجعه به بخش فوریتها را به دنبال داشته باشد.
حسین سرمدیان، نادر زرین فر، علی فانی، فاطمه مرجان موسوی، فرشیده دیدگر، محسن خاکی، آزاده محمد باقری، مریم کریمی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده
مقدمه: مترونیدازول عملکرد آنتی باکتریال و ضد انگلی دارد. همچنین در درمان بیماریهای التهابی روده مثل کرون نیز کار برد دارد. اثر مترونیدازول بر روی چربی های خون انسان به صورت کاهش سطح LDL وVLDI و افزایش سطح HDL قابل بررسی میباشد. با توجه به این که چربی خون بالا میتواند منجربه بیماریهای مرگباری همچون بیماری عروق کرونر شود، ضرورت بررسی اثر این دارو روی هایپر لیپیدمی مشخص میشود. روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی سه سوکور بر روی 100 نفر داوطلب 65-25 ساله مبتلا به هایپرلیپیدمی و بدون هیچگونه عامل خطر انجام شده است. نمونهها در دو گروه 50 نفری قرارگرفتهاند.گروه اول مترونیدازول را 500 میلیگرم دو بار در روز به مدت ده روز و گروه دوم پلاسبو را با همان دوز دریافت کردهاند. لیپیدهای سرم آنها قبل و بعد از مصرف دارو سنجیده و سپس دادهها با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میزان کل کلسترول،LDL و تری گلیسرید در گروهی که مترونیدازول دریافت کرده بودند، به طور معنی داری از گروهی که فقط پلاسبو دریافت کرده بودند، کمتر بود و میزان HDL نیز در گروه مصرف کننده مترونیدازول به طور معنیداری بالاتر از گروه دریافت کننده پلاسبو بود. نتیجه گیری: چون تأثیرمترونیدازول درپایین آوردن لیپیدهای مضرخون وافزایش لیپیدمفیدخون قابل توجه و معنیدار است، شاید بتوان از این دارو با این کاربرد استفاده نمود. البته مطالعات وسیع تری به صورت متا آنالیز لازم است تا این اثر به صورت معتبرتر ارائه گردد.
نادر زرین فر، حسین سرمدیان، علی سیروس، محمد علی دانشمند، شادی پیراسته،
دوره 12، شماره 1 - ( 3-1388 )
چکیده
مقدمه: پیلونفریت از عفونتهای دستگاه ادراری است. لزوم استفاده از داروی کمکی در کاهش زمان درمان بیماری و مدت بستری، منطقی است. در این مطالعه تأثیر ویتامین C در بهبود علائم پیلونفریت بررسی شد. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی دوسویه کور، 64 نفر از بیمار بستری مبتلا به پیلونفریت حاد غیر عارضه دار شده به روش تصادفی به 2 گروه درمان با ویتامین C و گروه پلاسبو تقسیم شدند. در هر دو گروه درمان پایه که شامل سفتریاکسون در زمان بستری و سیپروفلوکساسین در زمان ترخیص به مدت 14 روز بود تجویز شد. زمان قطع علائم بیماری و نتایج حاصله توسط آزمون 2آنالیزشد. نتایج: میانگین مدت زمان قطع تب در گروه ویتامین C (34/013/1 روز) و در گروه پلاسبو (62/056/1روز) کاهش معنیداری نشان داد(001/0 = p). متوسط زمان قطع سوزش ادرار در گروه ویتـامینC 06/119/2 روز و در گــروه شــاهد 06/197/2 روز بود که اختلاف معنیداری بود(007/0=p) . در زمان قطع درد پهلو یا شکم، تهوع واستفراغ و نیز سایر موارداختلاف معنیداری مشاهد نشد(05/0p>). نتیجهگیری: به نظر میرسد ویتامین C به عنوان یک داروی کمکی در بهبود برخی علائم پیلونفریت از جمله تب و سوزش ادرار و در نتیجه کاهش مدت زمان بستری مؤثر باشد.
مینا میرنظامی، فرشیده دیدگر، اکبر حسن پور، حسین سرمدیان،
دوره 13، شماره 1 - ( 2-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: علامت بالینی بیماری هرپس سیمپلکس به صورت وزیکولهایی بر روی زمینه اریتماتو است که بعد از بهبودی ضایعات اولیه، ویروس در گانگلیونهای عصبی حسی باقی مانده و در بعضی موارد از جمله انجام جراحی داخل جمجمهای بر روی اعصاب، جراحی دندان، استرسها و هیجانها مجدداً فعال میشود. نوع منتشر یا سیستمیک عفونت در افراد مبتلا به نقص سیستم ایمنی و گاهی در افراد سالم مشاهده میشود. در بیشتر موارد نوع منتشر عفونت، درگیری ارگانهای داخلی دیده شده است و درگیری پوست به صورت منتشر تنها در یک مورد گزارش شده و بیمار ما دومین مورد عفونت منتشر پوستی با هرپس سیمپلکس میباشد. مورد: آقای 38 ساله متعاقب تصادف و ضربه به سر به علت هماتوم اپیدورال تحت عمل جراحی کرانیوتومی وسیع قرار میگیرد و حدود 10 روز بعد از عمل ضایعات وزیکولی منتشر ابتدا در صورت و سر و سپس تنه و اندامها با اریتم اطراف ظاهر میشود. تب از 5 روز قبل از ظهور بثورات وجود داشته، در معاینه سیستمیک و بررسیهای آزمایشگاهی به جز کم خونی و لکوسیتوز نکته دیگری وجود نداشت. بیمار با تشخیص احتمالی عفونت هرپس سیمپلکس و مولوسکوم کونتاژیوزرم و با احتمال کمتر بیماریهای تاولی تحت بیوپسی پوست قرار گرفت. در بیوپسی پوست وزیکول داخل اپیدرمی همراه با نکروز وسیع اپیدرم به همراه سلولهای غول آسای چند هستهای به همراه اجسام داخل هستهای مشاهده گردید. در داخل وزیکولها تعداد زیادی سلولهای نوتروفیلیک و در درم زیرین ارتشاح سلولهای التهابی دیده شد. با توجه به گزارش پاتولوژی عفونت با ویروس هرپس انسانی تأیید گردید. نتیجه گیری: درگیری منتشر پوستی با ویروس هرپس انسانی حتی بدون داشتن زمینه در افراد سالم هم میتواند دیده شود.
فرشیده دیدگر، مجید اکبری، حسین سرمدیان، معصومه صوفیان،
دوره 13، شماره 3 - ( 7-1389 )
چکیده
زمینه و هدف: تب مالت یک بیماری مشترک انسان و دام با انتشار جهانی و یک بیماری شایع در ایران و اندمیک در استان مرکزی است. استئومیلیت بروسلایی یک بیماری نادر است. ما یک مورد استئومیلیت بروسلایی استخوان تیبیا متعاقب تروما را گزارش کردیم. مورد: بیمار آقای 22 سالهای است که به علت زخم مزمن و درناژ شونده استخوان تیبیا مراجعه کرده است. بیمار 3 سال قبل سابقه تروما به استخوان تیبیا داشته است برای وی پروتز گذاری در موضع صورت میگیرد که به دنبال عفونت در مرحله بعدی پروتز خارج میگردد رنگ آمیزی نمونه بافتی باسیلهای گرم منفی را نشان داد و در کشت ترشحات بروسلا رشد کرد. نتیجه گیری: این مورد به دلیل نادر بودن و آموزشی بودن بیمار از نظر احتمال جایگزین شدن بروسلا در مواضع زخم مزمن یا وجود جسم خارجی گزارش شده است. با وجود غیر شایع بودن تب مالت باید به عنوان یک علت احتمالی استئومیلیت در بیمار با سابقه تماس با حیوانات در نظر گرفته شود.
محسن رضازاده، رسول یوسفی مشعوف، حسین سرمدیان، احسان الله غزنوی راد،
دوره 16، شماره 2 - ( 2-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس اورئوس به عنوان یک پاتوژن شایع عفونتهای بیمارستانی به شمار میرود. افزایش عفونتهای ناشی از این باکتری در کشورهای در حال توسعه منجر به بروز مشکلات بسیاری شده است. هدف ازاین مطالعه شناسایی الگوی آنتیبیوتیکی استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین جدا شده از بیماران بیمارستان مرکزی شهر اراک میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی در مدت یک سال تعداد 100 ایزوله استافیلوکوکوس اورئوس از بیماران بستری در بیمارستان، جداسازی گردید. ابتدا حساسیت نمونهها نسبت به دیسک سفوکسیتین و اگزاسیلین بررسی شد، سپس وجود ژن mecA در سویههای مذکور با روش واکنش زنجیرهای پلیمراز ارزیابی گردید. در ادامه الگوی آنتیبیوتیکی سویههای واجد ژن mecA نسبت به 13 آنتی بیوتیک مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: از بین 100 نمونه شناسایی شده، تعداد 80 نمونه استافیلوکوکوس اورئوس مقاوم به متیسیلین جداسازی گردید که بیشترین میزان مقاومت این سویه نسبت به آنتیبیوتیکهای پنیسیلین(100 درصد)، تتراسیکلین(50/88 درصد)، لووفلوکساسین (70/85 درصد) و سیپروفلوکساسین(70/85 درصد) و کمترین میزان مقاومت نسبت به آنتیبیوتیکهای کلرامفنیکل (70/5 درصد) و نتیل مایسین (70/5 درصد) و موپیروسین (0 درصد) گزارش شد.
نتیجهگیری: مطالعه اخیر نشان دهنده افزایش مقاومت استافیلوکوکوس اورئوس نسبت به آنتیبیوتیکهای مختلف بوده که این مسئله یک هشدار جدی جهت درمان عفونتهای ناشی از استافیلوکوکوس اورئوس در منطقه میباشد. بنابراین به منظور جلوگیری از افزایش مقاومت نسبت به سایر آنتیبیوتیکها، ضروری میباشد که از تجویز بی رویه و غیر ضروری آنتیبیوتیکهای در دسترس خوداری شود.
علیرضا محمدی، محسن دالوندی، حسین سرمدیان، محمد خلیلی،
دوره 16، شماره 5 - ( ماهنامه مرداد 1392 )
چکیده
زمینه و هدف: کیست هیداتید یک بیماری عفونی رایج ناشی از انگل اکینوکوکوس گرانولوسوس می باشد. درگیری اولیه مغز بسیار نادر است بطوریکه در نواحی اندمیک حدود 2% است. دراین مطالعه به معرفی یک بیمار 23 ساله مبتلا به کیست هیداتید اولیه متعدد مغزی می پردازیم.
مورد:بیمار خانم 23 ساله ای بود که با تشنج تونیک کلونیک ژنرالیزه برای اولین بار، همی پارزی نیمه چپ بدن و صورت و سابقه سردرد از دو ماه قبل به اورژانس مراجعه نمود. در سی تی اسکن و MRI مغز یک ضایعه سیستیک بزرگ با حدود مشخص و هموژن در نوار حرکتی تمپوروپریتال راست با اثر فشاری وشیفت خط وسط مشهود بود که وجود کیست هیداتید مغزی را مطرح نمود؛ تعدادی کیست کوچکتر نیز وجود داشت. بررسی ها درگیری سایرنقاط بدن را نشان نداد. بیمار با آلبندازول (400 میلی گرم دوبار در روز،2ماه) و جراحی برداشت تومور به روش دولینگ درمان شد. تعدادی کیست هیداتید متصل به پارانشیم مغز در سایزهای مختلف و یک کیست10سانتی متری به صورت کامل و بدون پارگی خارج شد. در پی گیری دو سال بعد در MRI بیمار هیچ ضایعه کیستیکی وجود نداشت.
نتیجه گیری: علیرغم میزان پایین بروز کیست هیداتید متعدد اولیه مغزی، در نواحی اندمیک بایستی تشخیص کیست هیداتید با استفاده از سی تی اسکن و MRI مدنظر قرار گیرد. جراحی روش استاندارد درمان بیماری است.
حسین سرمدیان، فرشیده دیدگر، معصومه کلانتری، نادر زرین فر، مجتبی احمدلو،
دوره 16، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده
زمینه و هدف: انگیزش یکی از ابزارهای مهم سوق دادن اعضای هیأت علمی به انجام فعالیت های موثر و کارآمد در محیط های کاری می باشد. پژوهش حاضر بر مبنای نظریه هرزبرگ به بررسی نیازها وعوامل انگیزشی اعضای هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی اراک پرداخته است.
مواد و روش ها: در این مطالعه تحلیلی مقطعی، از مجموع 168 نفر اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اراک 102 نفر به روش سرشماری به صورت کاملاً آزادانه و آگاهانه، یک پرسشنامه 40 سوالی را که بر مبنای نظریه دو عاملی هرزبرگ طراحی شده، تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های تی و مان ویتنی یو و شاخص های مرکزی و پراکندگی در نرم افزار SPSS ویرایش 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: میزان پاسخگویی به پرسشنامه ها 7/60 درصد بود. 5/24 درصد از اعضای هیأت علمی در مقطع علوم پایه و 5/74 درصد در مقطع بالینی فعالیت داشتند. عوامل "ارتباط" و "پیشرفت و رشد" ، در ایجاد انگیزش اعضای هیأت علمی بیشترین تاثیر را داشته اند. عوامل " شرایط فیزیکی کار" و " حقوق و دستمزد " کمترین تاثیرگذاری را دارا بوده اند. بین سن اعضای هیأت علمی با عوامل انگیزشی "ماهیت کار"، "مسوولیت و موقعیت شغلی" و"نحوه سرپرستی و نظارت"، همبستگی معنادار وجود داشت. ارتباط بین سابقه کار و عوامل "حقوق و دستمزد" و "امنیت شغلی" نیز معنادار بود.
نتیجه گیری: ارتباط یکی از مهم ترین عوامل افزاینده انگیزش در اعضای هیات علمی است در حالی که شرایط فیزیکی محیط کار و حقوق و دستمزد کمترین تاثیرگذاری را در این زمینه دارند . با افزایش سن اعضای هیات علمی، حقوق و دستمزد ، نحوه سرپرستی و نظارت و امنیت شغلی اهمیت بیشتری در ایجاد انگیزش دارند. به عبارت دیگر با افزایش سن و تجربه کاری، انتظارات هیات علمی از مجموعه مدیریتی دانشگاه تغییر می کند و چنانچه مسوولین ارزشیابی مناسبی از فعالیت افراد نداشته باشند، آن ها را در تصمیم گیری ها مشارکت نداده و به دلیل کیفیت فعالیت های مثبت مورد تشویق قرار ندهند، انگیزش مطلوبی در اعضا ایجاد نخواهد شد.
لیلا اختر دانش، زینتب سعیدی نژاد، حسین سرمدیان، علیرضا آموزنده نوباوه، علی اصغر فرازی، احسان اله غزنوی راد،
دوره 18، شماره 8 - ( آبان 1394 )
چکیده
زمینه و هدف: استافیلوکوکوس طلایی (S.aureus) یکی از پاتوژنهای مهم عفونتهای بیمارستانی به خصوص بخشهای مراقبتهای ویژه میباشد. ناقلی، ریسک فاکتور دیسک مهمی در کسب عفونت در بخش مراقبتهای ویژه میباشد. هدف از این مطالعه، بررسی فراوانی ناقلی بینی و ویرولانس آن در بیماران بخشهای مراقبت ویژه بیمارستان ولی عصر دانشگاه علوم پزشکی اراک میباشد.
مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، نمونه سوآب بینی تمامی بیماران بستری در بخشهای مراقبتهای ویژه بیمارستان ولی عصر اراک به هنگام پذیرش، برای مدت زمان 5 ماه ( از مرداد ماه تا دی ماه 1393) جمعآوری شد. بعد از تعیین هویت، مقاومت به متیسیلین و فراوانی ژنهای pvl و acme با روش واکنش زنجیرهای پلی مراز تعیین گردید. اطلاعات دموگرافیک از طریق پرسشنامه تهیه شد و با نرم افزار SPSS نسخه 20 تحلیل گردید.
یافتهها: از 390 بیمار ، 81 نفر (8/20 درصد) با سویه حساس به متیسیلین و 31 نفر (9/12 درصد) با سویه مقاوم به متیسیلین کلونیزه شدند و کشت 278 نفر(3/71 درصد) منفی بود. 4/77 درصد از سویههای مقاوم به متیسیلین و 3/54 درصد از سویههای حساس به متیسیلین از نظر ژن acme مثبت بودند. همچنین 11/11 درصد از سویههای حساس به متیسیلین و 45/6 درصد از سویههای مقاوم به متیسیلین از نظر ژن PVL مثبت بودند.
نتیجهگیری: بین استفاده از وسایل حمایتی از جمله ورید مرکزی، ونتیلاتور، سابقه جراحی، مصرف آنتیبیوتیک و حامل بودن رابطه معنیداری وجود داشت. فراوانی بالای استافیلوکوکوس طلایی نشان دهنده تثبیت این سویهها در بیمارستان بود. از این رو، لازم است که دستورالعملهای کنترل عفونت در این بیمارستان انجام پذیرد تا فراوانی عفونت بیمارستانی کاهش یابد.
حسین سرمدیان، نادر زرین فر، مسعود بهرامی، محمدمتین ارجمندزادگان، رهام سرمدیان، یاسمین زرین فر،
دوره 27، شماره 6 - ( 11-1403 )
چکیده
مقدمه: علائم اومیکرون هنوز ناشناخته است. دادههای اولیه نشان میدهد که علائم اومیکرون عمدتاً در ارتباط با دستگاه تنفسی است و شامل آبریزش بینی، گلودرد، سردرد، خستگی و عطسه میشود. نیاز به شواهد بیشتری در مورد علائم اومیکرون محسوس بوده، لذا این مطالعه جهت بررسی علائم سویه اومیکرون اجرا گردید.
روش کار: مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی حاضر طی مدت 6 ماه در شهر اراک و بر روی 160 بیمار مبتلا به سویه اومیکرون کووید-19 که تشخیص قطعی داده شده بودند انجام شد. برای تمامی بیمارانی که وارد مطالعه شدند، چکلیست ارزیابی اطلاعات شامل اطلاعات دموگرافیک و بررسی 24 علامت تکمیل گردید. تشخیص بیماری با انجام PCR انجام شد.
یافتهها: بیماری 55 درصد افراد خفیف، 35 درصد متوسط و 10 درصد شدید بود. 51 نفر (31/9 درصد) سابقه ابتلای قبلی به کووید را ذکر نمودند. درگیری ریوی، نوع داروی مصرفی و اضطراب زمان ابتلا با شدت بیماری ارتباط داشتند (0/05 > P). پنج علامت شایع اومیکرون به ترتیب (درصد) گلودرد (86/3)، سرفه (82/5)، ضعف و بیحالی (76/3)، سردرد (72/5) و خشکی دهان (62/5) بود. همچنین بین سن بالا با خشکی دهان و سردرد، بیماری زمینهای با عطسه، اضطراب زمان ابتلا با درد مفاصل و درد قفسهی سینه و استعمال سیگار با شکمدرد نیز ارتباط وجود داشت (0/05 > P).
نتیجهگیری: شایعترین علائم شامل گلودرد، سرفه، ضعف و بیحالی، سردرد و درد اسکلتی عضلانی بود. اما علائمی مانند کاهش بویایی، تعریق شبانه، تب، درد مفاصل و کاهش چشایی که در سویههای پیشین شایع بودند در سویه اومیکرون در زمره علائم با فراوانی کمتری بودند.