جستجو در مقالات منتشر شده


11 نتیجه برای رمضانی

ناصر مهدوی شهری، علی رمضانی، محمد علی شریعت زاده، علی مقیمی، ملک سلیمانی،
دوره 9، شماره 3 - ( فصلنامه 1385 )
چکیده

مقدمه: یکی از شدیدترین اختلالات خلقی که در DSM-IV-TR شرح داده شده است اختلال دوقطبی نوع1 می‌باشد. این اختلال باتغییر در عملکرد CNS به وجود آمده و به نظر می‌رسد که با تغییر در ترشح نوروترانسمیترهای مغز، شخص دوره‌های مانی و افسردگی را تجربه کند. علل متعددی از جمله احتمالاً عوامل محیطی و ژنتیک در بروز اختلال دوقطبی نوع 1 موثرند. خطوط پوستی در سه ماهه اول و دوم تکامل جنین تحت اثر هر دو عامل محیط و وراثت شکل می‌گیرد و پس از آن تغییر نمی‌کند. همین دوره، دوره بحرانی رشدCNS نیز می‌باشد. احتمالاً الگوهای خطوط پوستی ممکن است با بیماری‌های ژنتیک در ارتباط باشند که در این بررسی مورد توجه قرار گرفته است. روش کار: این پژوهش مطالعه‌ای مورد - شاهدی می‌باشد. هدف از این تحقیق مطالعه الگوهای کمی وکیفی درماتوگلیفیک (خطوط پوستی) در افراد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع 1 ومقایسه آن با افراد سالم بود. براین اساس پرینت انگشتان وکف دست 30 بیمار مبتلا به اختلال دو قطبی نوع 1 که در بیمارستان روانی ابن سینای مشهد بستری بودند و84 نفر سالم به عنوان شاهد گرفته شد (هر دو گروه از نژاد فارس انتخاب شدند). نتایج به دست آمده با استفاده از آزمون‌های آماری تی و کای دو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج تحقیق نشان داد که مجموع خط شماری a-b (TABRC) در زنان و مردان با اختلال دو قطبی نوع 1 نسبت به گروه شاهد کاهش نشان می‌دهد، ولی این کاهش معنی دار نیست. اما از نظر نوع اثر انگشت بیماران، در مجموع اشکال Loop وWhorls نا همگن ونسبت به گروه شاهد معنی دار بودند(001/0p= و 003/0p= ). نتیجه‌گیری: در مجموع به نظر می‌رسد که درماتوگلیفیک می‌تواند یک روش جالب برای مطالعات ژنتیکی و احتمالاً روش مناسبی در تعیین پیش آگهی اختلال دوقطبی نوع1 و شاید بسیاری از بیماری‌های روانی دیگر باشد.
بابک عشرتی، سید محسن زهرایی، محمد مهدی گویا، محمود سروش، حسین معصومی اصل، علی افشانی، مجید رمضانی، مهین سادات عظیمی،
دوره 11، شماره 3 - ( 7-1387 )
چکیده

مقدمه: از اواخر تیرماه سال 1384 براساس گزارش مرکز مدیریت بیماری‌، یک همه گیری ناشی از ویبریوکلرا سروتیپ Inaba از اواخر تیرماه شروع شد. هدف از اجرای مطالعه حاضر استفاده از مطالعات انجام شده به صورت یک جا برای مشخص کردن منبع عفونت بوده است. روش کار: مطالعه حاضر یک متاآنالیز است مطالعات انجام شده در استان‌های قم، مرکزی، گلستان، کرج و قزوین که همگی به صورت مورد شاهدی بودند، انتخاب و وارد مطالعه گردیدند. تعداد موارد بیمار که از این دانشگاه‌ها در این همه‌گیری گزارش شده، 531 نفر بوده است. در این مطالعه اندازه اثر هر یک از مواجهه‌های مورد نظر با محاسبه نسبت احتمال، یک کاسه شده با روش‌های Random و Fixed اندازه‌گیری شدند. در این مطالعه از نرم افزار Stata ویرایش 8 استفاده گردید. نتایج: مقدار نسبت شانس محاسبه شده برای سابقه مسافرت به خارج از استان 64/1 (حدود اطمینان 95%: 98/0 تا 88/1) بود. نسبت شانس محاسبه شده برای مواجهه‌های استفاده از بستنی غیر پاستوریزه، نشستن دست‌ها پس از توالت، خوردن غذای خارج از منزل، خوردن میوه و مصرف سبزی خام به‌ ترتیب 88/. (حدود اطمینان 95%: 48/0 تا 61/1) ، 72/3 (حدود اطمینان 95%: 86/0 تا 05/16)، 38/2 (حدود اطمینان 95%: 46/1 تا 90/3)، 97/0 (حدود اطمینان 95%: 42/0 تا 18/2) ، 36/5 (حدود اطمینان 95%: 4/2 تا 12) به دست آمد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده در بالا به نظر می‌رسد که در استان‌هایی که مطالعه انجام شده، بین استفاده از غذای بیرون و بیماری و نیز بین مصرف سبزی خام و بیماری رابطه معنی‌دار وجود داشته است.
زهره عنبری، مجید رمضانی،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: شناسایی مسایل موجود در آموزش بالینی و اقدام برای اصلاح آن موجب ارتقاء کیفیت خدمات پزشکی خواهد گردید. این پژوهش نیز در این راستا انجام شد. مواد و روش ها: در این مطالعه توصیفی در سال 1387 دیدگاه کلیه کارآموزان و کارورزان پزشکی که حداقل 2 بخش بالینی ماژور را در دانشگاه علوم پزشکی اراک گذرانده بودند از طریق پرسش‌نامه 56 سئوالی پیرامون موانع از6 بعد مکان‌های آموزش، امکانات محیط آموزشی، روش های ارزشیابی، شیوه‌های یاددهی، همکاری پرسنل بهداشتی درمانی و نیز نحوه برنامه‌ریزی آموزش بالینی مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: وضعیت آموزش بالینی از دیدگاه کارآموزان و کارورزان پزشکی به ترتیب با میانگین 41 و 48 درصد در حد متوسط ارزیابی گردید. کارآموزان وضعیت روش های ارزشیابی بالینی را با میانگین 7/28 درصد و کارورزان با میانگین 32 درصد وکیفیت استفاده از مکان‌های آموزش بالینی را به ترتیب با میانگین 3/29 و 7/31 درصد در حد ضعیف ارزیابی نمودند. وضعیت روش های آموزش بالینی، امکانات محیط آموزشی، همکاری پرسنل و نیز برنامه آموزش محتوای بالینی در حد متوسط ارزیابی شد. نتیجه گیری: این پژوهش بر تعیین دقیق تجارب یادگیری، به کارگیری روش‌های آموزشی مناسب، انجام ارزیابی‌های تکوینی به طور مستمر، استفاده از محیط‌های شبیه سازی شده و مکان‌های آموزشی متناسب با شرایط کاری آینده فارغ التحصیلان و ارتقاء سطح انگیزش دانشجویان به عنوان استراتژی‌های اثر بخش در جهت ارتقاء کیفیت آموزش پزشکی تاکید می نماید.
مینا رمضانی، احمد حسینی، بهرام کاظمی، ارغوان جانان،
دوره 13، شماره 2 - ( 4-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از روش‌های نگهداری جنین، انجماد است ولی این فرایند خود می‌تواند سبب از دست رفتن جنین و ایجاد ناهنجاری کروموزومی شود؛ این امر باعث گرایش محققان به تکنیک‌هایی برای حفظ جنین در دمای صفر تا 10 درجه سانتی‌گراد به صورت کوتاه مدت شده است. هدف این پژوهش تعیین اثر کوتاه مدت دمای 4 درجه سانتی‌گراد بر پروفایل بیان ژن‌های انتقال دهنده‌های مونوکربوکسیلیک 1 ،2، 3 و4 در جنین 4 سلولی موش است. مواد و روش‌ها: در این پژوهش بنیادی تعداد 40 جنین 4 سلولی موش کوچک آزمایشگاهی از نژاد ان ماری به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه اول شامل جنین‌های 4 سلولی موش به صورت تازه و گروه دوم شامل جنین‌های 4 سلولی موش بودند که به مدت 24 ساعت در دمای 4 درجه سانتی‌گراد قرار گرفتند. پس از RT-PCR و سپس واکنش زنجیره پلی مراز، نمونه‌ها برای بیان ژن‌های فوق الکتروفورز شدند. یافته ها: بیان ژن‌های انتقال دهنده مونوکربوکسیلیک 1، 2 و 3 در گروه اول مشاهده شد ولی در گروه دوم نتایج حاکی از عدم بیان این 4 ژن بود. نتیجه‌گیری: نگهداری جنین‌های 4 سلولی به مدت 24 ساعت در دمای 4 درجه سانتی‌گراد، سبب عدم بیان ژن‌های انتقال دهنده مونوکربوکسیلیک 1، 2 و 3 می‌شود. نگهداری جنین ها در این شرایط روش مفیدی برای نگهداری کوتاه مدت آن نمی‌باشد.
سعید چنگیزی آشتیانی ، محسن شمسی، ناصر حسینی، مجید رمضانی،
دوره 13، شماره 5 - ( ويژه نامه قرآن و طب 1389 )
چکیده

در قرآن کریم حضرت حق می‌فرماید «خوردن عسل برای مردم شفاء است» «فِیهِ شِفَاءٌ لِلنَّاسِ»، واژه «شفاء» در قرآن، دربارهی خوردنی‌ها به کار نرفته است، مگر برای عسل و نام یک سوره‌ از قرآن، اختصاص به نحل (زنبور عسل) داده شده است. لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اهمیت عسل از دیدگاه قرآن و علم پزشکی صورت پذیرفت. مطالعه حاضر یک پژوهش مروری بوده که با بررسی متون و از طریق جستجوی اینترنتی و دستی خواص درمانی عسل را از دیدگاه قرآن و علم پزشکی مورد مطالعه قرار داده است. در علم پزشکی ثابت شده است که عسل به دلیل رطوبت پایین، فشاراسمزی بالا و اسیدی بودن سبب توقف رشد عوامل عفونت‌زا می‌شود و پوشش استریلی روی زخم‌ها ایجاد می‌کند، پیامبر اسلام(ص) فرمودند: «لم یستشف المریض بمثل شربه العسل» «هیچ مریضی، به مانند نوشیدن عسل شفاء پیدا نمی‌کند.».بررسی‌ها نشان می‌دهد عسل برای درمان یا تقویت یا پیش‌گیری امراض پوستی، تقویت رشد طفل، سرطان، تنفس، کبد، صفرا، چشم و گوش، بینی و غیره مؤثر است. تاثیر عسل طبیعی در بهبودی زخم‌های دیابتی، زخم سالک، کاربرد موضعی عسل بر زخم باز پوست موجب تسریع روند التیام زخم می‌شود. مصرف خوراکی شربت عسل خرما می‌تواند موجب افزایش میزان پیشرفت طبیعی زایمان و انقباضات موثر رحم شده و در نتیجه نیاز به سزارین را کاهش می‌دهد. با بررسی متون انجام شده می‌توان نتیجه گرفت که تأکید قرآن بر استفاده از عسل در رژیم غذایی و اشاره به خاصیت شفادهندگی آن برای مردمان بی سبب نبوده و امروزه نیز علم پزشکی تأیید کننده خاصیت درمانی عسل برای بسیاری از بیماری‌ها می‌باشد.
فاطمه پیریایی، مینا رمضانی، فهیمه پیریایی،
دوره 14، شماره 2 - ( دو ماهنامه خرداد و تیر 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: به دلیل اهمیت کاربردی سلول‎های بنیادی، هدف مطالعه حاضر کشت و جدا سازی سلول‎های مزانشیمی جوجه از مغز استخوان دو نژاد متفاوت (گوشتی و تخمگذار) و مطالعه تاثیر نژاد و سن جوجه بر مورفولوژی و تمایز سلول‎های حاصل است. مواد و روش‎ها: در این پژوهش بنیادی، سلول‎های مغز استخوان جوجه‎های نژاد Raf (گوشتی) و نژاد Hiline(تخمگذار) در سنین متغییر 3 تا 25 روزه در محیط کشتDMEM با درصد گلوکز پایین و سرم جنین گاوی10 درصد کشت شدند. سپس، سلول‎های پاساژ 3 حاصل از مغز استخوان دو نژاد جوجه، از لحاظ مورفولوژی، تمایز به استخوان، چربی و غضروف مقایسه شدند. تجزیه و تحلیل داده‎ها نیز با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته‎ها: در کشت سلول‎های مغز استخوان جوجه نژاد گوشتی، بر خلاف کشت سلول‎های مغز استخوان جوجه نژاد تخمگذار، کلون زایی اتفاق افتاد و اغلب سلول‎ها مورفولوژی فیبروبلاستی داشتند. نتایج تمایز نشان داد که درصد بیشتری از سلول‎های حاصل از کشت سلول‎های مغز استخوان جوجه نژاد گوشتی، در مقایسه با کشت سلول‎های مغز استخوان جوجه نژاد تخمگذار، به استخوان، چربی و غضروف تمایز یافتند که این تفاوت‎ها از لحاظ آماری معنی‎دار بود. همچنین مناسب‎ترین سن برای جدا سازی سلول‎های بنیادی مزانشیمی در جوجه 15 روزه بود. نتیجه‎گیری: جدا سازی و تکثیر سلول‎های بنیادی مزانشیمی از مغز استخوان جوجه نژاد گوشتی با سن 15 روز، منبع مناسبی برای تخلیص وتمایز سلول‎های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان جوجه محسوب می‎شود.
نوشین رمضانی، ماهرخ دولتیان، جمال شمس، حمید علوی،
دوره 14، شماره 6 - ( دو ماهنامه بهمن و اسفند 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: اختلال عملکرد جنسی در زنان، عارضه‌ای وابسته به سن، پیشرونده و شایع است که بر کیفیت زندگی، کیفیت روابط جنسی و روابط بین فردی اثر می‌گذارد. هدف از این مطالعه بررسی همبستگی عزت نفس با اختلال عملکرد و رضایت‌مندی جنسی در زنان مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهید بهشتی است. مواد و روش‌ها: در این مطالعه مقطعی(توصیفی-تحلیلی)، جمعیت مورد مطالعه شامل 120 نفر از زنان واجد شرایط مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی درمانی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی بودند. ابزار گردآوری داده‌ها شامل چهار پرسش‎نامه دموگرافیک، سلامت عمومی (GHQ-28)، عزت نفس کویر اسمیت و شاخص عملکرد جنسی زنان (FSFI) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS نسخه 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته‌ها: شیوع کلی اختلال عملکرد جنسی 64 درصد و بیشترین فراوانی مربوط به حیطه درد (37 درصد) و رضایتمندی جنسی (20 درصد) بود. هم‎چنین 90 درصد افراد دارای عزت نفس بالا و 10 درصد دارای عزت‌ نفس پایین بودند. بین عزت نفس و رضایتمندی جنسی و اختلال عملکرد ارتباط معنی‌دار وجود داشت (05/0p<). نتیجه گیری: یافته‌های مطالعه بیانگر ارتباط عزت نفس با رضایتمندی جنسی و اختلال عملکرد جنسی بود به ویژه در افراد با عزت نفس پایین که اختلالات عملکرد و رضایتمندی جنسی افزایش نشان داد.
مجید رمضانی، سید محمدعلی شریعت زاده، علی اکبر ملکی راد، احمد اکبری، مهدی شریعت زاده،
دوره 15، شماره 8 - ( ماهتامه دی 1391 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت یکی از مهم‎ترین مشکلات بهداشتی جهان محسوب می‌شود سلول‎های بتا مستعد تخریب توسط رادیکال‎های آزاد هستند. با توجه به مکانیسم‎های حجامت، تاثیر آن بر فاکتورهای بیوشیمیایی و استرس اکسیداتیو هم‎زمان با دارو درمانی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش: در این مطالعه کارآزمایی بالینی از 30 نفر از افراد دیابتی در دو طیف ابتدایی و انتهایی بیماری مراجعه کننده به مرکز دیابت، 5 میلی لیتر نمونه خون وریدی گرفته شد. این افراد علاوه بر دریافت درمان دارویی متفورمین و گلی بن کلامید پس از یک ماه مورد حجامت قرار گرفته و بعد از یک ماه مورد بررسی قرار گرفتند و نمونه‎های خون وریدی قبل و بعد از درمان از نظر شاخص‎های دیابت و استرس اکسیداتیو مقایسه شدند. جهت ارزیابی پراکسیداسیون لیپیدی از تیوباربیتوریک اسید، برای اندازه‌گیری آنتی‌اکسیدان‌های تام سرم از روش FRAP و فاکتورهای بیوشیمیایی خونی با کیت‎های پارس آزمون اندازه‎گیری شدند. یافته‎ها: میزان هموگلوبینA1C ، قند خون ناشتا، قند خون 2 ساعت پس از ناشتا، تری گلیسیرید، کلسترول، لیپوپروتئین با دانسیته پایین و هم‎چنین لیپوپروتئین با دانسیته بالا نیز افزایش معنی‎داری را نشان داد و اسپارتات ترانسفراز در افراد دیابتیک پس از حجامت کاهش معنی دار را نشان داد(05/0p<). نتیجه گیری: حجامت باعث بهبود فاکتورهای خونی در افراد دیابتیکی می‎شود و پیشنهاد می‎گردد که به عنوان درمان مکمل در افراد دیابتی نوع 2 مورد استفاده قرار گیرد.
آمیتیس رمضانی، علی اسلامی فر، محمد بنی فضل، حسین کیوانی، عفت رازقی، فرخ لقا احمدی، منوچهر امینی، لطیف گچکار، آناهیتا باوند، آرزو آقاخانی،
دوره 16، شماره 11 - ( 11-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: عفونت نهفته ویروس هپاتیت C (HCV) با حضور HCV-RNA در بیوپسی کبد یا Peripheral blood mononuclear cells (PBMCs)بیماران، بدون وجود انتی بادی ضد HCV(anti-HCV) یا HCV-RNA در سرم توصیف می گردد. هر چند که عفونت نهفته HCV نسبت به عفونت مزمن کلاسیک HCV خفیف تر است با این حال می تواند در نحوه برخورد و درمان بیماران همودیالیزی حائز اهمیت باشد. عفونت نهفته HCV در دو گروه از بیماران مشاهده می شود: بیماران دارای انزیم های کبدی طبیعی و افراد دارای سطوح افزایش یافته انزیم های کبدی. هدف از این مطالعه تعیین حضور عفونت نهفته HCV در بیماران همودیالیزی دارای سطوح افزایش یافته انزیم های کبدی می باشد.

مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی بر روی بیماران همودیالیزی مراجعه کننده به 3 مرکز دیالیز شهر تهران انجام گرفت.از بین بیماران anti-HCV منفی مراجعه کننده به این مراکز 30 بیمار که دارای افزایش انزیم های کبدی(ALT و AST) بودند از نظر حضور HCV-RNA در پلاسمابا روش RT-nested PCR بررسی شدند و در افراد HCV-RNA منفی، وجود HCV-RNA در PBMC بررسی گردید.

یافته ها: 30 بیمار همودیالیزی با میانگین سنی 1/14± 4/54 سال و میانگین مدت زمان دیالیز 4/64± 2/81 ماه در مطالعه وارد شدند. همه بیماران از نظر HCV-RNA پلاسما و عفونت نهفته HCV با روش RT-nested PCR منفی بودند.

نتیجه گیری: مطالعه ما نشان داد که در بیماران همودیالیزی دارای افزایش آنزیمهای کبدی نیز میزان عفونت نهفته HCV ناچیز می باشد.


معصومه صوفیان، الهه اقبال، احسان الله غزنوی راد، آمیتیس رمضانی، پگاه محقق،
دوره 22، شماره 4 - ( مهر و آبان 1398 )
چکیده

زمینه و هدف کلستریدیوم دیفیسیل عامل اصلی اسهال ناشی از آنتی‌بیوتیک در بیمارستان‌هاست و امروزه استفاده از پروبیوتیک برای پیشگیری و درمان اسهال و کولیت ناشی از آنتی‌بیوتیک در حال افزایش است. در این مطالعه تأثیر ماست پروبیوتیک در فراوانی کلستریدیوم دیفیسیل بررسی شده است.
مواد و روش ها در این کارآزمایی بالینی، 132 بیمار سالمند بستری در بخش عفونی بیمارستان ولی‌عصر اراک که تحت درمان آنتی‌بیوتیکی بودند، به‌ صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (ماست پروبیوتیک، 200میلی‌گرم در روز به مدت هشت روز) و گروه کنترل (ماست معمولی) تقسیم شدند. به همه بیماران اطلاعاتی از علائم کولیت داده شد و علائم کولیت و نتایج تست بررسی کلستریدیوم در مدفوع بیماران با PCR در دو گروه آزمایش و کنترل ثبت و مقایسه شد. بعد از جمع‌آوری داده‌ها، اطلاعات توسط نسخه ۱۶ نرم‌افزار آماری SPSS و با استفاده از آزمون‌های آماری مناسب تجزیه و تحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی این پژوهش با کد اخلاق 10-165-93 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی اراک تأیید و با کد IRCT2016092229915N1 در مرکز ثبت کارآزمایی بالینی ثبت شده است.
یافته ها در بدو بستری، کلستریدیوم دیفیسیل درگروه آزمایش و کنترل به ‌ترتیب در چهار نفر(6/1 درصد) و 1 نفر (1/5 درصد) مثبت بود و بعد از مداخله تعداد نمونه‌های مدفوع آلوده به کلستریدیوم دیفیسیل و تعداد موارد ابتلا به علائم کولیت ناشی از آنتی‌بیوتیک بین دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معنی‌داری نداشت (0/05>P). 
نتیجه گیری استفاده از ماست پروبیوتیک در مقایسه با ماست معمولی تأثیر معنی‌داری در کاهش شیوع کلستریدیوم دیفیسیل ندارد.

سعید چنگیزی آشتیانی، مجید رمضانی، حسین پورچراغی، سید محمد افضلی، پرند پیروزی، سینا آتشی، علی زارعی،
دوره 22، شماره 5 - ( آذر و دی 1398 )
چکیده

زمینه و هدف از جمله گیاهان با خواص درمانی متعدد، سابقه مصرف طولانی و متداول در طب ایرانی، نسترن کوهی یا گل سرخ وحشی با نام علمی Rosa canina از خانواده Rosace است. در این تحقیق به بررسی اثربخشی گیاه نسترن کوهی در بافت‌ها و اندام‌های مختلف بدن با تأکید بر مکانیسم درمانی آن، پرداخته شده است.
مواد و روش ها مقاله حاضر یک مقاله مروری است. ۱۷۶ مقاله در محدوده سال‌های۲۰۱۰ تا ۲۰۱۸ میلادی از بانک‌ها و موتورهای جست‌وجوگر اطلاعاتی چون سید، مگ‌ایران، آوید، گوگل اسکالر، اسکوپوس، ساینس دایرکت و پابمد، با استفاده از کلمات کلیدی مرتبط استخراج و پس از مطالعه و فیش‌برداری مورد استفاده قرار گرفتند. 
ملاحظات اخلاقی در کلیه مراحل پژوهش، کدهای اخلاق تحقیق و نشر رعایت شد.
یافته ها در این مطالعات، به اهمیت نسترن کوهی به عنوان یک گیاه دارویی محافظت‌کننده کبدی، کاهنده قند و چربی خون، با خواص آنتی‌اکسیدانتی و ضد‌التهابی اشاره شده است. درواقع بیشترین میزان فعالیت فلاونوئیدی در خانواده رزاسه مربوط به نسترن کوهی است. مصرف عصاره گیاه در درمان بیماری‌های شایعی نظیر دیابت، کبد چرب، سنگ‌های ادراری و آلزایمر توصیه شده است.
نتیجه گیری وجود تنوع کمّی و کیفی بالایی از مواد مؤثر، سهولت دسترسی، نبود عوارض سوء ناشی از مصرف و بومی‌بودن این گیاه،  ضرورت بهره‌مندی از آن جهت کنترل و درمان بیماری‌های شایع انسانی را دو چندان می‌کند.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb