جستجو در مقالات منتشر شده


2 نتیجه برای رباط میلی

فتح الله محقق، مهران محسنی، نسرین رباط میلی، محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، نیرسادات مصطفوی،
دوره 21، شماره 6 - ( دو ماهنامه آذر و دی 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: پرتودرمانی، نابودی سلولهای سرطانی است و در تمام بیماران مبتلا به سرطان پستان باعث کاهش عود مجدد در آینده، تسکین درد در تومورهای موضعی و علائم متاستازها میشود. روشهای درمانی مختلفی مانند فیلدهای الکترونی یا فوتونی یا ترکیبی از هر دو نوع فیلد وجود دارد.
مواد و روشها: در این مطالعه برای درمان غدد لنفاوی ناحیهای سوپراکلاویکل از دو روش درمانی 1) درمان فوتون و 2) ترکیب فوتون–الکترون در پرتودرمانی استفاده شد. 30 بیمار مبتلا به سرطان پستان (راست) همراه با درگیری غدد لنفاوی ناحیهای انتخاب شدند. با استفاده از نرم‌افزار ایزوگری اطلاعات طراحی درمان بیماران با دو روش مذکور بهدست آمد.
یافتهها: ماکزیمم و میانگین دوز رسیده به سوپراکلاویکل در روش اول 64/1±08/52 و 51/59±0/42 گری و برای روش دوم 64/1±24/54 و 43/0±67/43 گری گزارش شد. V90 (درصدی از حجم سوپراکلاوکل که 90 درصد دوز تجویزی را دریافت کرده است) در روش اول 94/1±74/59 درصد و در روش دوم 94/0±26/70 درصد محاسبه و مقدار p، 004/0 گزارش شد. ماکزیمم دوز رسیده به نخاع در دو روش اول 9/1±66/14 و 92/22±0/10 و برای تیروئید به ترتیب 1/3±62/42 و 02/5±67/37 گری بود.
نتیجهگیری: طبق نتایج ماکزیمم دوز رسیده به نخاع و تیروئید در روش جدید با سطح معنیداری کاهش داشت. ماکزیمم و میانگین دوز رسیده به سوپراکلاویکل در درمان جدید افزایش داشت. پوشش دهی حجم تومور در روش جدید بهینهتر گزارش شد.

رحمانه آزادگان، فرامرز سهرابی، حمید خانی پور، سمیه رباط میلی، مهرداد ثابت،
دوره 29، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده

مقدمه: اختلال وسواسی- جبری ارتباطی (Relationship obsessive-compulsive disorder) ROCD نوعی از اختلال وسواسی- جبری است که با وسواس‌ها و اجبارهایی در مورد روابط صمیمانه مشخص می‌شود. پژوهش حاضر به بررسی نقش میانجی ذهنی‌سازی به عنوان یک سازوکار روان شناختی مهم در ارتباط بین سبک‌های دلبستگی و علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی می‌پردازد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی با استفاده از روش نمونه‌گیری در دسترس بر روی 281 زوج متأهل در شهر تهران انجام شد. شرکت‌کنندگان پرسشنامه‌های سبک‌های دلبستگی، مقیاس ذهنی‌سازی و پرسشنامه علائم وسواسی- جبری مرتبط با شریک زندگی (PROCSI) را تکمیل کردند. داده‌ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل‌یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که سبک‌های دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) با نمرات پایین‌تر ذهنی‌سازی و نمرات بالاتر علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی همبستگی مثبت و معنادار داشتند، در حالی که سبک دلبستگی ایمن با نمرات بالاتر ذهنی‌سازی و نمرات پایین‌تر علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی همبستگی منفی و معناداری نشان داد. تحلیل مدل‌یابی معادلات ساختاری حاکی از آن بود که ذهنی‌سازی به طور معناداری رابطه بین سبک‌های دلبستگی و اختلال وسواسی- جبری ارتباطی را میانجی‌گری می‌کند. به عبارت دیگر، سبک‌های دلبستگی ناایمن از طریق کاهش ظرفیت ذهنی‌سازی، به افزایش علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی منجر می‌شوند.
نتیجه‌گیری: یافته‌های این پژوهش، نقش کلیدی ذهنی‌سازی را به عنوان یک مکانیسم روان‌شناختی در ارتباط بین سبک‌های دلبستگی ناایمن و تجارب آسیب‌زای دوران کودکی با افزایش علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی برجسته می‌سازد. این نتایج بر اهمیت ارزیابی و تقویت ظرفیت ذهنی‌سازی در کنار پرداختن به الگوهای دلبستگی و تاریخچه تروما در مداخلات درمانی برای زوجین مبتلا به اختلال وسواسی- جبری ارتباطی تأکید دارد.

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb