رحمانه آزادگان، فرامرز سهرابی، حمید خانی پور، سمیه رباط میلی، مهرداد ثابت،
دوره 29، شماره 1 - ( 1-1405 )
چکیده
مقدمه: اختلال وسواسی- جبری ارتباطی (Relationship obsessive-compulsive disorder) ROCD نوعی از اختلال وسواسی- جبری است که با وسواسها و اجبارهایی در مورد روابط صمیمانه مشخص میشود. پژوهش حاضر به بررسی نقش میانجی ذهنیسازی به عنوان یک سازوکار روان شناختی مهم در ارتباط بین سبکهای دلبستگی و علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی میپردازد.
روش کار: این پژوهش توصیفی- همبستگی با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس بر روی 281 زوج متأهل در شهر تهران انجام شد. شرکتکنندگان پرسشنامههای سبکهای دلبستگی، مقیاس ذهنیسازی و پرسشنامه علائم وسواسی- جبری مرتبط با شریک زندگی (PROCSI) را تکمیل کردند. دادهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدلیابی معادلات ساختاری تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که سبکهای دلبستگی ناایمن (اجتنابی و اضطرابی) با نمرات پایینتر ذهنیسازی و نمرات بالاتر علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی همبستگی مثبت و معنادار داشتند، در حالی که سبک دلبستگی ایمن با نمرات بالاتر ذهنیسازی و نمرات پایینتر علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی همبستگی منفی و معناداری نشان داد. تحلیل مدلیابی معادلات ساختاری حاکی از آن بود که ذهنیسازی به طور معناداری رابطه بین سبکهای دلبستگی و اختلال وسواسی- جبری ارتباطی را میانجیگری میکند. به عبارت دیگر، سبکهای دلبستگی ناایمن از طریق کاهش ظرفیت ذهنیسازی، به افزایش علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی منجر میشوند.
نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش، نقش کلیدی ذهنیسازی را به عنوان یک مکانیسم روانشناختی در ارتباط بین سبکهای دلبستگی ناایمن و تجارب آسیبزای دوران کودکی با افزایش علائم اختلال وسواسی- جبری ارتباطی برجسته میسازد. این نتایج بر اهمیت ارزیابی و تقویت ظرفیت ذهنیسازی در کنار پرداختن به الگوهای دلبستگی و تاریخچه تروما در مداخلات درمانی برای زوجین مبتلا به اختلال وسواسی- جبری ارتباطی تأکید دارد.