جستجو در مقالات منتشر شده


4 نتیجه برای درستی

نرجس نجیبی، احمدرضا درستی مطلق، هاله صدرزاده یگانه، محمدرضا اشراقیان، میلاد دانشی، سمانه عزیزی،
دوره 16، شماره 1 - ( 1-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: ناامنی غذایی به عنوان فراهمی محدود یا نامطمئن غذای کافی در همه اوقات برای یک زندگی سالم و فعال تعریف می‎شود. دیابت ملیتوس، از شایع‎ترین بیماری‎های متابولیک است که با عوارض و مرگ و میر قابل توجه همراه بوده و اخیرا به عنوان یک اولویت بهداشتی در ایران مطرح شده است. مطالعات اخیر بیانگر شیوع گسترده ناامنی غذایی و دیابت در جامعه ایرانی می‎باشند، هدف مطالعه حاضر بررسی وضعیت ناامنی غذایی و برخی عوامل اجتماعی اقتصادی در افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بود.

مواد و روش‎ها: این مطالعه به صورت مقطعی روی 135 بیمار جدید 30 تا 60 ساله مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. مشخصات عمومی و اجتماعی اقتصادی و وضعیت ناامنی غذایی به ترتیب با استفاده از پرسش‎نامه‎های عمومی و امنیت غذایی خانوار 18 گویه‎‎ای سازمان کشاورزی ایالت متحده آمریکا (USDA) و فعالیت بدنی توسط پرسش‎نامه فعالیت بدنی مت بررسی گردید. داده‎ها با آزمون‎های آماری مجذور کای، تی مستقل و رگرسیون لوجستیک تجزیه و تحلیل شدند.

یافته‎ها: میزان شیوع ناامنی غذایی در جمعیت مورد مطالعه 7/66 درصد بود. ناامنی غذایی با سطح اقتصادی، تحصیلات، میزان درآمد، داشتن فرزند زیر 18 سال، بعد خانوار و تعداد فرزندان ارتباط آماری معنی‎داری داشت(05/0>p). اما با متغیرهای دیگر شامل وضعیت شغلی، وضعیت تأهل، سابقه فامیلی بیماری، سن، جنس و فعالیت بدنی ارتباط آماری معنی‎داری نداشت.

نتیجه گیری: با توجه به شیوع بالاتر ناامنی غذایی در بیماران دیابتی می‎توان گفت که احتمالا بروز دیابت در افراد ناامن غذایی بالاتر است.


میر امیرحسین سید نظری، امیرمحمد درستی،
دوره 28، شماره 3 - ( 5-1404 )
چکیده

در نظام‌های سلامت جهان، پرستاران به عنوان ستون‌های اصلی مراقبت شناخته می‌شوند، اما صدای آن‌ها، با وجود نقش حیاتی‌شان، اغلب در میان انبوهی از سکوت‌های پرهیاهو گم می‌شود. این سکوت، نه به معنای آرامش، بلکه بازتاب فشارهای پنهان، ترس‌های بیان‌نشده، و انفعال تحمیلی در برابر ساختارهایی است که امکان ابراز نظر آزادانه را محدود می‌کنند. «سکوت سازمانی» که سال‌هاست در حوزه‌های مدیریت و روانشناسی سازمانی شناخته شده، در پرستاری به یک بحران جهانی تبدیل شده است. بر اساس یک فراتحلیل کیفی، بیش از ۹۱ درصد از پرستاران حداقل یک بار در دوران حرفه‌ای خود سکوت سازمانی را تجربه کرده‌اند
میرامیرحسین سیدنظری، امیرمحمد درستی،
دوره 28، شماره 4 - ( 7-1404 )
چکیده

پرستاران به عنوان یکی از ارکان اصلی نظام سلامت، همواره در خط مقدم ارائه خدمات درمانی قرار داشته‌اند. با این حال، مطالعات اخیر نشان می‌دهد که این گروه حرفه‌ای با چالش‌های جدی در زمینه سلامت روان و رضایت شغلی مواجه هستند که عمدتاً ناشی از شکست‌های ساختاری و سیستمی در محیط‌های کاری است. بر اساس بررسی‌های انجام‌شده طی همه‌گیری کووید-۱۹، شیوع فرسودگی شغلی در میان پرستاران بسیار بالا گزارش شده است؛ به طوری که 34/1 درصد از پرستاران، خستگی عاطفی و 12/6 درصد، بی‌هویتی حرفه‌ای را تجربه کرده‌اند. این آمار نه تنها نشان‌دهنده بحران موقتی، بلکه بازتابی از نارسایی‌های مزمن در نظام سلامت است.
 
میرامیرحسین سیدنظری، حامد قلیزادگوگجه یاران، امین سهیلی، امیرمحمد درستی، رسول اصغری،
دوره 28، شماره 5 - ( 9-1404 )
چکیده

ادغام سریع هوش مصنوعی (Artificial Intelligence) AI در علوم پزشکی، هرچند با وعده‌های تحول‌آفرین در تشخیص زودهنگام و درمان‌های شخصی‌سازی‌شده همراه است (1)، اما یک چالش اخلاقی و حقوقی عمیق را به همراه دارد: مدیریت حجم عظیم، حساس و بی‌سابقه داده‌های سلامت و حفظ حریم خصوصی بیماران. ماهیت این داده‌ها، که شامل سوابق بالینی، تصاویر رادیولوژی، داده‌های ژنتیکی و حتی اطلاعات پوشیدنی‌های سلامت فردی است (2)، فراتر از اطلاعات هویتی سنتی است و قابلیت بازسازی پروفایل کامل یک فرد را داراست؛ امری که هویت‌زدایی کامل و دائم آن‌ها را عملاً ناممار می‌سازد (1).
این حجم گسترده از اطلاعات به سوخت اصلی الگوریتم‌های یادگیری عمیق تبدیل شده است، اما هر گونه نقض یا افشا، می‌تواند منجر به تبعیض جدی در دسترسی به بیمه، استخدام و حتی تصمیم‌گیری‌های قضایی شود (2). فقدان شفافیت (Transparency) در مورد چگونگی پردازش و تحلیل این داده‌ها توسط الگوریتم‌ها، که اغلب به صورت «جعبه سیاه» عمل می‌کنند، اعتماد بیماران و پزشکان را تضعیف می‌کند (3). کادر درمان نمی‌توانند فرآیند تصمیم‌گیری هوش مصنوعی را درک کنند، و این مسئله نه تنها مانع از پذیرش بالینی می‌شود، بلکه یک منطقه خاکستری حقوقی در مورد مسئولیت‌پذیری در صورت بروز خطای تشخیصی یا درمانی ایجاد می‌کند (4).
چالش حقوقی موجود در این است که قوانین فعلی حریم خصوصی برای مواجهه با الگوریتم‌های پیشرفته و جمع‌آوری داده‌های لحظه‌ای طراحی نشده‌اند (1، 4). هوش مصنوعی با ایجاد روش‌های نوین استخراج دانش از داده‌های خام، دائماً از چارچوب‌های قانونی موجود پیشی می‌گیرد. علاوه بر این، ابزارهای هوش مصنوعی به دلیل اتکا به شبکه‌های داده‌ای بزرگ، در معرض حملات سایبری پیشرفته قرار دارند، که می‌تواند منجر به افشای گروهی داده‌های محرمانه شود (5). در نتیجه، در غیاب یک چارچوب حکمرانی داده‌های محکم و به‌روز، پتانسیل هوش مصنوعی برای بهبود سلامت عمومی با خطر تضعیف کرامت انسانی و نقض حقوق بنیادی بیمار همراه است (6).
برای تضمین اینکه نوآوری‌های هوش مصنوعی با رعایت اصول اخلاقی و حقوقی پیش می‌رود، ضروری است که اقداماتی عاجل در جهت ایجاد یک چارچوب نظارتی جامع صورت پذیرد. این امر نیازمند تدوین یک مدل جدید و پویا از رضایت آگاهانه است که فراتر از رضایت یک‌باره باشد و به بیماران اجازه دهد تا بر نحوه استفاده از داده‌هایشان در مراحل مختلف آموزش و به‌کارگیری هوش مصنوعی کنترل مستمر و آگاهانه داشته باشند. همزمان، باید توسعه‌دهندگان را موظف کرد که حفاظت از حریم خصوصی را در هسته طراحی هر ابزار هوش مصنوعی قرار دهند، که به معنای استفاده از تکنیک‌های پیشرفته حفظ حریم خصوصی مانند حریم خصوصی تفاضلی و یادگیری فدرال برای پردازش داده‌ها در محل است. علاوه بر این، باید با تشکیل یک نهاد نظارتی چند رشته‌ای متشکل از متخصصان اخلاق، حقوق، علوم کامپیوتر و بالینی، هر ابزار هوش مصنوعی قبل از ورود به محیط بالینی، تحت یک فرآیند ارزیابی و تأیید اخلاقی و فنی دقیق و شفاف قرار گیرد تا از تعصبات احتمالی و خطاهای الگوریتمی جلوگیری شود.این اقدامات نه تنها بیماران را در برابر سوءاستفاده محافظت می‌کند، بلکه اعتماد لازم برای پیشبرد پایدار و ایمن این فناوری حیاتی را نیز در جامعه فراهم می‌آورد.
 

صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2026 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb