زمینه و هدف در زندگی مدرن امروزی مشکلات هیجانی و اجتماعی بالاترین رتبه را در بین بیماریهای روانی به خود اختصاص دادهاند. ازاینرو پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل علّی پیشبینی مشکلات هیجانیاجتماعی کودکان براساس سبکهای فرزندپروری با تأکید بر نقش واسطهای حمایت اجتماعی انجام شد
مواد و روش ها پژوهش حاضر بهصورت مقطعیتحلیلی بود. جامعه تحت مطالعه شامل 230 نفر از والدین دارای کودکان زیر 5 سال با مشکلات رفتاریهیجانی و مراجعهکننده به مراکز سلامت شهر پردیس در سال 1399 بود که با روش نمونهگیری دردسترس، 230 نفر انتخاب شدند. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامه سبکهای فرزندپروری، پرسشنامه حمایت اجتماعی و پرسشنامه مشکلات هیجانی-جتماعی بود. برای تحلیل دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری و بهرهگیری از نرمافزار SmartPLS استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی این مقاله در دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران با کد 99527 تصویب و تأیید شده است.
یافته ها میانگین سنی مادران 7/86±32/87 بود. از طرفی 60 درصد کودکان را پسران و 40 درصد را دختران با میانگین سنی0/87±4/12تشکیل دادند. میانگین و انحراف معیار مشکلات هیجانیاجتماعی 4/37±40/16، معیار سبکهای فرزندپروری 18/10±152/23و حمایت اجتماعی 6/49±34/66 به دست آمد. سبکهای فرزندپروری در پیشبینی مشکلات هیجانیاجتماعی کودکان با واسطهگری حمایت اجتماعی نقش معناداری داشت (0/05>P). همچنین شاخصهای برازش مدل نیز ازطریق پایایی ترکیبی و آلفای کرونباخ نشان از برازش مناسب مدل داشت.
نتیجه گیری نتایج پژوهش حاضر بر نقش حساس اوایل زندگی انسان (کودک) و لزوم متمرکز کردن امکانات حمایتی برای زوج مادر و کودک در این سن تأکید دارد. بهنحویکه تأمین مداخلات روانی و حمایتی برای مادران با استرس بالا به سازگاری و سلامت روان والد و به دنبال آن رشد بهنجار کودک میانجامد.