زمینه و هدف: دانشآموزان در سن نوجوانی در معرض آسیبهای زیادی هستند. یکی از این آسیبها گرایش به سوءمصرف مواد در میان آنان است؛ از این رو این پژوهش با هدف پیشبینی گرایش به سوءمصرف مواد در دانشآموزان پسر مقطع متوسطه دوم تهران بر اساس میزان تابآوری و اهمالکاری تحصیلی انجام گرفت.
مواد و روش ها: طرح پژوهش از نوع مقطعی و همبستگی است. جامعه آماری دانشآموزان پسر مقطع متوسطه منطقه ۱۲ تهران در سال تحصیلی ۹۷-۹۶ بودند. تعداد ۱۴۹نفر نمونه آماری با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزار استفادهشده در این تحقیق پرسشنامه تابآوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، مقیاس اهمالکاری تحصیلی سولومون و راث بلوم (۱۹۸۴) و پرسشنامه گرایش به مصرف مواد گلپرور (۱۳۸۰) بود. برای تحلیل نیز از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.KHU.REC۱۳۹۷.۲۹ به تصویب کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه خوارزمی رسیده است.
یافته ها: نتایج نشان داد که بین تابآوری و گرایش به سوءمصرف مواد رابطهای معنادار و منفی وجود دارد (۰.۰۵ >p) و بین اهمالکاری تحصیلی و گرایش به سوء مصرف مواد رابطهای معنادار و مثبت وجود دارد (۰.۰۵ >p). نتایج: تابآوری و اهمالکاری تحصیلی قادر به تبیین ۵۴ درصد از واریانس گرایش به سوءمصرف مواد در نوجوانان است. تابآوری (۵۶۴/۰-) و اهمالکاری تحصیلی (۴۳۶/۰-) در پیشبینی گرایش به سوءمصرف مواد در نوجوانان بهترتیب نقش بیشتری داشتهاند.
نتیجه گیری: تابآوری و اهمالکاری تحصیلی دانشآموزان پسر در مدارس مقطع متوسطه دوم، گرایش به سوءمصرف مواد را پیشبینی میکنند؛ از این رو لازم است در اقدامات پیشگیرانه و مداخلاتی برای این گروه سنی، عوامل خطرساز مد نظر قرار گیرند.