جستجو در مقالات منتشر شده


16 نتیجه برای انصاری

احمد عامری، جمشید انصاری، مجید مختاری، علی چهرئی،
دوره 9، شماره 4 - ( فصلنامه 1385 )
چکیده

مقدمه: رادیوتراپی سرطان پستان باعث افزایش کنترل موضعی و به دنبال آن افزایش میزان بقاء می‌شود. در عین حال این رادیوتراپی دارای عوارضی بر روی ریه می‌باشد که در روش‌های مختلف درمان ممکن است با هم متفاوت باشند. تست‌های عملکرد ریوی و میزان اشباع اکسیژن محیطی معیاری برای سنجش این عوارض می‌باشند. در این بررسی عوارض دو روش رادیوتراپی مورد مقایسه قرار گرفته است. روش کار: در این مطالعه کار آزمایی بالینی 51 بیمار مبتلا به سرطان پستان مرحله II و III (بر اساس مرحله بندی TNM ) که تحت عمل جراحی ماستکتومی رادیکال تغییر یافته قرار گرفته و جهت رادیوتراپی تکمیلی به بیمارستان امام حسین مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه رادیوتراپی با سه فیلد و در گروه دیگر با چهار فیلد انجام شد. بیماران دوز کلی 5000-4800 سانتی‌گری را دریافت کردند . برای بیماران تست‌های عملکرد ریوی و درصد اشباع اکسیژن محیطی (پایه و بعد از فعالیت) یک بار بلافاصله قبل از رادیوتراپی و سپس یک ماه و سه ماه پس از پایان رادیوتراپی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون‌های آماری مربع کای، تی دانش آموزی و من ویتنی یو استفاده شد. نتایج: مقایسه FEV1 ، FVC و در دو گروه نشان می‌دهد که این شاخص‌ها یک ماه و سه ماه پس از پایان رادیوتراپی با هم تفاوت معنی‌داری نداشته است. هم‌چنین در کلیه موارد میزان FEV1 ، FVC و یک ماه پس از پایان رادیوتراپی نسبت به میزان پایه تغییر معنی‌داری پیدا نکرده ولی میزان FEV1 و FVC سه ماه پس از رادیوتراپی نسبت به میزان پایه تغییر معنی داری (به ترتیب 001/0 p< و 006/0 p<) داشته است. کاهش درصد اشباع اکسیژن محیطی نیز نه تفاوتی معنی‌دار در بین دو گروه بعد از درمان رادیوتراپی داشته و نه در کلیه بیماران قبل و بعد از رادیوتراپی کاهش معنی‌دار پیدا کرده است. نتیجه‌گیری: رادیوتراپی بستر پستان و غدد لنفاوی منطقه‌ای باعث ایجاد اختلال در تست‌های فعالیت ریوی می‌شود. اما در مقایسه دو گروه با دو تکنیک سه فیلد و چهار فیلد این عوارض با هم تفاوتی ندارد.
رضوان انصاری، منیژه کهبازی، مرتضی آبدار اصفهانی،
دوره 10، شماره 1 - ( فصلنامه 1386 )
چکیده

مقدمه: مطالعات نشان داده اند که بین سندرم متابولیک و بیماری عروق کرونر ارتباط وجود دارد. پرفشاری خون یکی از عوامل خطر قلبی متابولیک در افراد دارای سندرم متابولیک می باشد. هدف از این مطالعه تعیین شیوع فنوتیپ‌های سندرم متابولیک در بیماران واجد پرفشاری خون در استان اصفهان و استان مرکزی که دو استان ناحیه مرکزی ایران هستند، می باشد. روش کار: این مطالعه یک پژوهش مقطعی است که روش نمونه گیری آن خوشه‌‌ای - تصادفی می باشد. در این مطالعه،12514 نفر از جمعیت شهری و روستایی بالای 19 سال ساکن در استان‌های اصفهان و مرکزی در نظر گرفته شدند که طبق تعریف سندرم متابولیک 1936 نفر از آنها انتخاب گردیدند. طبق تعریف سندرم متابولیک، این افراد شامل افرادی بودند که حداقل 3 مورد از حالت‌های غیر طبیعیHTN، FBS ، TG ،HDL وWC را دارا باشند. هم چنین در این مطالعه شرط فشارخون بالا در همه گروه‌ها در نظر گرفته شده است. اطلاعات بعد از جمع آوری، از طریق کای دو نسبت شانس و آزمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: شیوع فنوتیپ‌های مورد نظر سندرم متابولیک در مرکز ایران از 6/0 تا5/7 درصد متغیر است که بیشترین آمار شیوع مربوط به زنان فشارخونی با TG و WC بالاتر از حد نرمال و کمترین شیوع مربوط به مردان فشارخونی با دو فنوتیپWC ، FBS بالا و HDL پایین و FBS بالا می باشد(05/0p<). به طورکلی شیوع سندرم متابولیک در افراد با پرفشاری خون، در مناطق شهری استان‌های اصفهان و مرکزی بیشتر از مناطق روستایی محاسبه شد. نتیجه گیری: نتایج به دست آمده از میزان شیوع سندرم متابولیک هم‌زمان با پرفشاری خون، موافق با بسیاری از مطالعات مشابه می باشد و بیان‌گر همراه بودن پرفشاری خون با فنوتیپ‌های مختلف سندرم متابولیک به خصوص در زنان با چاقی مرکزی و دیس لیپیدمی می باشد که مستلزم توجه و دقت بیشتر در مورد پیش‌گیری و درمان این گروه در معرض خطر، می‌باشد.
جمشید انصاری،
دوره 11، شماره 2 - ( 4-1387 )
چکیده

مقدمه: تیفلیت عارضه‌ای در دستگاه گوارش و روده است که در اثر نوتروپنی شدید و طولانی ایجاد می‌شود. بیماری غالباً در بیماران لوسمی که شیمی درمانی‌های قوی دریافت کرده‌اند و یا سایر تومرها با شیمی درمانی گروه تاکسان ایجاد می‌شود. این عارضه با تب، نوتروپنی، درد عمومی شکم، به خصوص ربع تحتانی راست و احتمالاً توده شکمی در این ناحیه همراه است. این عارضه با مرگ و میر نسبتاً بالایی همراه است لذا تشخیص و درمان به موقع آن اهمیت ویژه‌ای دارد. در این مقاله یک مورد تیفلیت بلافاصله پس از پایان شیمی درمانی تومر سمینوم بیضه گزارش می شود. مورد: بیمار مردی 44 ساله، مورد شناخته شده سمینوم بیضه که دو ماه قبل از بستری شدن با بزرگی بیضه راست مراجعه و پس از جراحی درپاتولوژی تشخیص سمینوم داده می‌شود. در بررسی‌های انجام شده در سی تی اسکن یک غده لمفاوی به اندازه 5/3 سانتی‌متر در ناحیه پاراکاوال گزارش شده بود و بر اساس آن بیمار کاندیدای شیمی درمانی با داروهای اتوپوزاید و سیس پلاتین گردید که با شروع شیمی درمانی بلافاصله یک روز پس از شیمی درمانی بیمار دچار علائم درد شکم، تب و دفع خون زیاد از روده می‌شود و با تشخیص تب نوتروپنی و سپس تیفلیت بستری و درمان برای وی آغاز می گردد. نتیجه گیری: ایجاد تیفلیت فقط محدود به لوسمی و درمان با تاکسان‌ها نیست و داروهای دیگر شیمی درمانی هم می‌توانند باعث تیفلیت شوند. ضمناً نوتروپنی و تیفلیت در افراد حساس می‌تواند بلافاصله پس از شیمی درمانی اتفاق بیفتد و زمان رسیدن به افت شدید گلبول‌های سفید بسیار کوتاه باشد.
محمدرضا بیاتیانی، فاطمه سیف، محمدجواد طهماسبی بیرگانی، منصور انصاری، امیر سهرابی، فخری السادات حسینی،
دوره 11، شماره 4 - ( 10-1387 )
چکیده

چکیده مقدمه: پرتودرمانی یکی از راه‌های درمان سرطان است. دوز تجویز شده برای هر جلسه رادیوتراپی بر اساس حساسیت رادیوبیولوژیکی بافت سرطانی و بافت‌های سالم در نظر گرفته می‌شود. از جمله عوامل تاثیر گذار بر حساسیت بافت‌ها، عوامل ویروسی هستند. این پژوهش با هدف تعیین تاثیر تابش اشعه یونیزان کبالت 60 بر حساسیت پرتوی سلول‌های سرطانی آغشته به مولد بیماری سرخک انجام گردید. روش کار: در این تحقیق به صورت کیفی و تجربی، حساسیت پرتوی سلول‌های هلا مورد بررسی قرار گرفت. جهت انجام تحقیق سلول‌ها را در دو گروه شاهد و آزمایش در چاهک‌های شش تایی کشت داده و بازده کشت آنها محاسبه گردید. سپس مقدار 100 میکرولیتر ویروس سرخک را به روش ترقیق سازی موازی به نسبت‌های مختلف در محیط کشت گروه آزمایش تلقیح نموده و پس از رشد و پاساژ سلولی، محیط‌های کشت شاهد و آزمایش در معرض تابش 2 گری اشعه گامای کبالت 60 قرار داده شدند. نتایج: مرگ سلولی پس از دریافت اشعه در غلظت‌های کم آغشتگی به ویروس سرخک، 5 تا 7 درصد، در غلظت‌های متوسط 15 تا 20 درصد و در غلظت‌های بالا 50 تا 65 درصد افزایش نشان داد. نتیجه گیری: وجود بیماری ویروسی در بافت‌های درگیر با سرطان، حساسیت پرتوی سلول‌های سرطانی را افزایش می‌دهد. این یافته نشان می‌دهد که در تجویز دوز اشعه در جلسات رادیوتراپی باید به محیط دریافت کننده اشعه از لحاظ درگیر بودن با بیماری‌های غیر سرطانی نیز توجه شود.
هادی انصاری هادی پور، حسن ضیافتی کافی،
دوره 14، شماره 6 - ( دو ماهنامه بهمن و اسفند 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: تحقیقات بیوشیمیائی نشان داده است که آهن از طریق فرآیندهای هابر-ویز و فنتون، باعث ایجاد گونه‎های اکسیژن فعال می‎شود. هدف از تحقیق حاضر، بررسی نقش آهن در اکسیداسیون هموگلوبین انسان و تغییرات ساختاری این پروتئین در گلبول‎های قرمز است. مواد و روش‎ها: این مطالعه از نوع تجربی است. گلبول‎های قرمز افراد سالم، در شرایط هوازی در محیط کشت حاوی سیستم اکسیداسیون فلزی و در حضور غلظت‎های 036/0، 7/0، 14/0، 28/0، 57/0، 14/1، 27/2، 55/4، 09/9 و 18/18 میکرومولار یون آهن قرار داده شد. برای مطالعه تغییرات ساختاری، طیف جذبی هموگلوبین در محدوده طول موج‎های 300 تا 650 نانومتر بررسی گردید. هم‎چنین اندازه‎گیری گروه‎های کربنیل به منظور سنجش اکسیداسیون پروتئین در زنجیره‎های گلوبین انجام شد. یافته‎ها: بر اساس نتایج این تحقیق، غلظت اکسی هموگلوبین به میزان 68 درصد کاهش یافته بود. کاهش در نسبت جذب نوری در طول موج‎های542 و 577 نشان دهنده تبدیل اکسی هموگلوبین به مت هموگلوبین بود. هم‎چنین، غلظت مت هموگلوبین، 7/4 برابر همی کروم بود. پس از 24 ساعت انکوباسیون، غلظت اکسی هموگلوبین به میزان 50 درصد تقلیل و میزان مت هموگلوبین به میزان 85 درصد افزایش یافت. افزایش غلظت آهن نیز موجب افزایش معنی‎داری در میزان گروه‎های کربنیل در هموگلوبین گردید. نتیجه گیری: این نتایج نشان می‎دهد که اکسیداسیون هموگلوبین به جای اکسیژناسیون آن، منجر به کم خونی و هیپوکسی می‎شود. یافته‎های این تحقیق ممکن است در ارزیابی وضعیت اکسیداسیون در مبتلایان به کم خونی و افراد تحت درمان با آهن مفید واقع گردد.
هادی انصاری هادی پور، مریم السادات الحسینی، سهیلا رستمی، نرگس فراهانی، محیا هاشمی،
دوره 15، شماره 2 - ( دوماهنامه خرداد و تیر 1391 )
چکیده

زمینه و هدف: هدف این مطالعه بررسی اثرات آنتی اکسیدان و پرواکسیدان آسکوربات بر آلبومین سرم در طی استرس اکسیداتیو توسط آهن می‌باشد. مواد و روش‌ها: در این مطالعه تجربی، آلبومین در یک سیستم اکسیداتیو حاوی یون‌های آهن و غلظت‌های مختلف آسکوربات قرار داده شد. برای بررسی تجزیه آلبومین، الکتروفورز در ژل پلی آکریل آمید در حضور سدیم دودسیل سولفات و طبق روش لاملی انجام شد. تغییرات اکسیداتیو در آلبومین، با روش سنجش گروه‌های کربنیل و با استفاده از معرف 2 و 4 دی نیتروفنیل هیدرازین نشان داده شد. یافته‌ها: با استفاده از روش سنجش کربنیل، آسکوربات اثرات دوگانه‌ای نشان داد: ابتدا اثر پرواکسیدان بر آلبومین مشاهده شد، سپس به صورت وابسته به دوز به اثر آنتی اکسیدان تغییر یافت. آسکوربات در غلظت‌های کم (صفر تا 100 میکرومول) دارای اثرات پرواکسیدان ولی در غلظت‌های بالا (100 تا 300 میکرومول) دارای اثرات آنتی اکسیدان است. هم‌چنین طرح الکتروفورتیک پروتئین‌های سرم نشان‌دهنده به هم پیوستن قابل توجه پروتئین‌ها در محدوده وزن مولکولی 35 تا 45 کیلودالتون و تجزیه پروتئین‌ها در محدوده وزن مولکولی 115 تا 180 کیلو دالتون است. نتیجه گیری: آسکوربات می‌تواند در حضور یون‌های آهن، گونه‌های اکسیژن فعال را تولید کند و هم‌چنین قادر است از تولید این ترکیبات اکسید کننده جلوگیری نماید. این نتایج ممکن است در شرایط استرس اکسیداتیو در هنگام تجویز آسکوربات کاربرد داشته باشد و یا می‌تواند برای جلوگیری از تغییرات اکسیداتیو پروتئین‌ها در گردش خون و سایر مایعات بیولوژیک ارزشمند باشد.
هادی انصاری هادی پور، علی بهادری وطن خواه ، سعید زیرکی ، محمد صیادی،
دوره 15، شماره 8 - ( ماهتامه دی 1391 )
چکیده

زمینه و هدف: حضور عوامل اکسیدان، مقادیر زیادی از محصولات واکنش‎های رادیکال آزاد را در غشای گلبول‎های قرمز و پروتئین‎های سرم ایجاد می‎نماید. هدف ازمطالعه حاضر بررسی تغییرات اکسیداتیو در فاکتور 8 انعقادی انسان با روش آنالیز اسپکتروفتومتریک می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی،فاکتور 8 انعقادی نوترکیب انسانی در شرایط هوازی به مدت 4 تا 28 ساعت در سیستم اکسیداسیون فلزی، حاوی ویتامین ث و یون‎های فرو قرار داده شد. سنجش گروه‎های کربنیل به عنوان یک شاخص برای میزان اکسیداسیون پروتئین‎ها انجام شد. بدین منظور از معرف دی نیترو فنیل هیدرازین استفاده شد. واکنش این معرف با گروه‎های کربنیل، موجب تشکیل مشتقات دی نیتروفنیل هیدرازون می‎شود. غلظت این مشتقات با روش اسپکتروفتومتری تعیین گردید. یافته‎ها: در حضور ویتامین ث و یون‎های فرو، میزان گروه‎های کربنیل در rHFVIII تغییر یافته بود. بررسی اثرات وابسته به دوز ویتامین ث نشان داد که با افزایش غلظت، میزان اکسیداسیون فاکتور 8 انعقادی نوترکیب انسانی کاهش می‎یابد، در حالیکه یون فرو موجب افزایش اکسیداسیون و تشکیل گروه‎های کربنیل در این پروتئین می‎شود. نتیجه‎گیری: نتایج حاصل نشان می‎دهد که افزایش گروه‎های کربنیل در فاکتور 8 انعقادی نوترکیب انسانی، در ارتباط با تولید گونه‎های اکسیژن فعال است. هم‎چنین مکانیسم‎های آنتی اکسیدان به صورت وابسته به دوز و وابسته به زمان فعال می‎شوند.
هادی انصاری هادی پور، علی ملائی نظام آبادی،
دوره 17، شماره 3 - ( خرداد 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: مطالعات قبلی ما ثابت کرده است که یون‎های آهن، باعث ایجاد محصولات واکنش‎های رادیکال آزاد اکسیژن در اریتروسیت می‎شود. در تحقیق حاضر نقش آلومینیوم در بروز استرس اکسیداتیو در اریتروسیت‎ها و پروتئین‎های پلاسما و کاهش قدرت آنتی اکسیدان پلاسما در پرسنل اطاق عمل ارزیابی شده است.

مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی، نمونه‎های خون از پرسنل بیمارستان‎ها جمع‎آوری شد. اریتروسیت و پلاسما در شرایط هوازی در سیستم اکسیداسیون فلزی حاوی آلومینیوم قرار داده شد. بررسی ظرفیت آنتی اکسیدان تام پلاسما با روش FRAP، ارزیابی اکسیداسیون پروتئین‎های پلاسما با اندازه‎گیری گروه‎های کربنیل و تغییرات ساختاری در هموگلوبین با بررسی طیف جذبی، غلظت اکسی هموگلوبین، مت هموگلوبین و همی کروم انجام شد.

یافته‎ها: در حضور یون‎های آلومینیوم، بین جذب نوری هموگلوبین در طول موج‎های 340 و 420 نانومتر و هم‎چنین بین غلظت اکسی هموگلوبین و جذب نوری هموگلوبین در طول موج 420 نانومتر، رابطه معنی‎داری وجود داشت(05/0p<). از طرف دیگر کاهش ظرفیت آنتی اکسیدان تام پلاسما به میزان 68 تا 56 درصد به ترتیب در گروه کنترل و پرسنل اطاق عمل، منجر به اکسیداسیون پروتئین‎های پلاسما گردید، به طوری که غلظت گروه‎های کربنیل به میزان 3 برابر افزایش یافت.

نتیجه‎گیری: یافته‎های این تحقیق در بررسی استرس اکسیداتیو و تغییرات ساختاری هموگلوبین و پروتئین‎های پلاسما، در افرادی که در معرض آلودگی با آلومینیوم قرار دارند، می‎تواند مفید واقع گردد. .


حمید رضا درستکار، هادی انصاری هادی پور، محمد تقی گودرزی،
دوره 17، شماره 7 - ( مهر 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت و دیالیز با استرس اکسیداتیو در ارتباط‌ هستند. هدف از این مطالعه، مقایسه تغییرات ساختاری هموگلوبین، میزان آسیب اکسیداتیو پروتئین‌های پلاسما و قدرت آنتی اکسیدانی در این بیماران و گروه شاهد است.

مواد و روش‌ها: در این مطالعه توصیفی تحلیلی، نمونه‌خون وریدی از بیماران دیابتی دیالیزی و گروه شاهد تهیه شد. آسیب اکسیداتیو پروتئین‌های پلاسما به وسیله سنجش کربنیل و قدرت آنتی اکسیدان پلاسما با روش FRAP بررسی شد. تغییرات ساختاری هموگلوبین نیز با بررسی اسپکتروفتومتریک بررسی شد. قند، اوره، کراتینین و اسید اوریک بیماران نیز توسط روش‌های روتین آزمایشگاهی اندازه‌گیری شدند. در نهایت یافته‌ها با استفاده از آزمون همبستگی، تی تست و شاخص‌های میانگین و انحراف معیار توسط نرم افزار SPSS تحلیل شدند.

یافته‌ها: در این مطالعه ارتباط معنی‌داری بین میزان کربنیل پلاسما و جذب نوری هموگلوبین در طول موج های 275 و 630 نانومتر که مبین تغییرات ساختاری هموگلوبین است، مشاهده شد. هم‌چنین در بیماران دیابتی دیالیزی میزان FRAP، به عنوان شاخص ظرفیت آنتی اکسیدان تام پلاسما افزایش معنی‌داری را (از 129±62/1019 به 129±54/1354 میکرومولار) نسبت به گروه شاهد نشان داد.

نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که فاکتورهای القا شده در بیماران دیابتی همودیالیزی، در فعالیت آنتی اکسیدان پلاسما دخیل هستند و احتمالا مسئول جلوگیری از تشکیل کربنیل پروتئین‌های پلاسما و حفاظت در مقابل استرس اکسیداتیو در هموگلوبین می‌باشند.


احمد همتا، جمشید انصاری، زهرا بیاتی،
دوره 19، شماره 7 - ( مهر 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان پستان هم بدخیمی غالب وهم شایع‌ترین علت مرگ ناشی از سرطان در میان زنان است. عوامل بسیاری ممکن است در ابتلا به سرطان پستان نقش داشته باشند و رادیکال‌های آزاد اکسیژن ممکن است یکی از این عوامل باشد. سیستم‌های آنتی‌اکسیدان مختلف در برابر استرس اکسیداتیو، از جمله پاراکسوناز 1 وجود دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین پلی‌مورفیسم rs854560 در ژن PON1 در بیماران مبتلا به سرطان پستان است.

مواد و روش‌ها: ما تجزیه و تحلیل ژنوتیپی با استفاده از روش PCR-RFLP در یک مطالعه مورد شاهدی از 83 بیمار مبتلا به سرطان پستان و 100 نفر غیر مبتلا به سرطان در جمعیت ایرانی انجام دادیم.

یافتهها: در مطالعه ما روی پلی‌مورفیسم L55M ژن پارااکساناز1، ژنوتیپ LL در 2 (40/2 درصد) بیمار یافت شد، در حالی که 69 بیمار (13/83 درصد) ژنوتیپ LM داشتند. ژنوتیپ MM در 12 بیمار (45/14 درصد) وجود داشت. در گروه شاهد ژنوتیپ LL، LM و MM در 4 (4 درصد)، 81 (81 درصد)، 15 (15 درصد) افراد یافت شد واز لحاظ آماری تفاوت معنی‌داری بین دو گروه بیمار و شاهد از نظر پلی‌مورفیسم L55M ژن پارااکساناز1 وجود نداشت (0/825=p). توزیع آللی متفاوت بود، اما این تفاوت از نظر آماری معنی‌دار نیست(0/920=p).

نتیجهگیری: ما بین پلیمورفیسم M55L و سرطان پستان ارتباطی پیدا نکردیم.


احمد همتا، مهسا محمدی، جمشید انصاری،
دوره 19، شماره 11 - ( بهمن ماه 1395 1395 )
چکیده

چکیده

زمینه و هدف: داده‌های بیولوژیکی و اپیدمیولوژیکی نشان می‌دهند که سطوح ویتامین D ممکن است میزان ابتلا به سرطان پستان را تحت تأثیر قرار دهد. ویتامین D در تکثیر سلولی، وقوع آپپتوز و سرکوب رشد تومور نقش مهمی دارد. گیرنده ویتامینD  یک واسطه‌ی حیاتی برای واکنش‌های سلولی ویتامین D است. برخی از مطالعات اپیدمیولوژیکی ارتباط بین چندشکلی ApaI ژن VDR و سرطان پستان را بررسی نموده‌اند، اما نتایج متناقضی به دست آمده است.

مواد و روشها: این پژوهش در یک جمعیت مبتنی بر مطالعه مورد- شاهدی شامل 140 بیمار و 160 فرد سالم از زنان ساکن استان مرکزی انجام شد. DNA ژنومی از نمونه‌های خون با روش نمکی استخراج گردید. چند شکلی مورد نظر از طریق روش PCR-RFLP و با استفاده از آنزیم ApaI مورد بررسی قرار گرفت و تجزیه و تحلیل آماری با استفاده از نرم افزار SPSS انجام گرفت.

یافتهها: باتوجه به نتایج این پژوهش، به ترتیب توزیع ژنوتیپ AA برای افراد بیمار و کنترل برابر با 6/38 و 87/26 درصد، برای ژنوتیپ AC برابر با 00/55 و 87/66 درصد و در نهایت برای ژنوتیپ CC برابر با 26/6 و 43/6 درصد به دست آمد. طبق یافته‌های حاصل، هیچ گونه ارتباط معنی‌داری بین ژنوتیپ‌های جایگاه ApaI ژن VDR و سرطان پستان مشاهده نشد(95/2-029/0 ، 95%= CI ،  903/0=OR).

نتیجهگیری: یافته‌های این تحقیق حاکی از عدم ارتباط معنی‌دار بین چند شکلی ApaI و سرطان پستان است که مطابق با نتایج برخی از پژوهش‌گران می‌باشد. برای نتیجه‌گیری بهتر، نیاز به بررسی جامعه‌ی آماری بزرگ‌تری می‌باشد.


رقیه خاکپای، صنم انصاری، فاطمه خاکپای،
دوره 20، شماره 8 - ( آبان ماه 1396 1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: هسته­ ی پاراژیگانتوسلولاریس­ کناری (LPGi) نقش مهمی در پردازش اطلاعات درد مربوط به مسیر تعدیل پایین ­روی درد ایفا می­کند. ۱۷بتا-استرادیول نیز در تعدیل درد نقش دارد. در این مطالعه، نقش گیرنده­ های استروژنی هسته LPGi در تعدیل درد ناشی از 17بتا-استرادیول در موش­ های صحرایی اوارکتومی شده بررسی شده است.
مواد و روش­ ها: در این مطالعه از موش­ های صحرایی ماده ­ی نژاد ویستار (180 تا 250 گرم) استفاده ­شد. برای بررسی نقش گیرنده­ های استروژن در تعدیل درد ناشی از 17بتا-­استرادیول در موش­ های صحرایی­ اوارکتومی­ شده، ابتدا موش­ های صحرایی به صورت دوطرفه­ اوارکتومی شده و بلافاصله کانول­ گذاری هسته­ ی LPGi انجام شد. ابتدا، داروها تزریق و پس از 15 دقیقه 50 میکرولیتر فرمالین ۵ درصد به پنجه­ ی پای حیوان تزریق شد؛ سپس رفتار تکان­ دادن پای ملتهب ناشی از فرمالین به مدت 60 دقیقه ثبت شد.
یافته ­ها: نتایج نشان داد که تزریق 17بتا-استرادیول به داخل هسته­ی LPGi سبب کاهش معنی­ دار رفتار تکان دادن پای ملتهب در هر دو فاز آزمون فرمالین می شود. تزریق آنتاگونیست گیرنده استروژن (ICI 182,780) به داخل هسته­ ی LPGi اثری بر روی رفتار تکان دادن پای ملتهب نداشت. پیش ­تیمار هسته LPGi با ICI 182,780 توانست اثر بی­دردی ناشی از 17بتا-استرادیول روی تکان دادن پای ملتهب را هم طی فاز اول و هم در فاز دوم نسبت به گروه 17بتا-استرادیول خنثی نماید.
نتیجه­ گیری: براساس یافته های این مطالعه می ­توان نتیجه گرفت که تزریق ۱۷بتا-استرادیول به هسته LPGi
بی­ دردی متوسطی را بر روی درد التهابی القا شده با فرمالین در موش­ های صحرایی اور­اکتومی شده ایجاد می­ کند که احتمالاً از طریق گیرنده­ های استروژنی این هسته میانجی ­گری می­ شود.
 

احمد همتا، میلاد پزشکی، جمشید انصاری،
دوره 20، شماره 12 - ( اسفندماه 1396 1396 )
چکیده

چکیده
زمینه و هدف: داده­های بیولوژیکی و اپیدمیولوژیکی نشان می­دهند که آسیب‌های القاء شده توسط فاکتورهایی با منشاء درونی و بیرونی بر روی پایداری و بی‌نقص ماندن DNA تأثیر گذاشته و با استعداد ابتلا به سرطان پستان در ارتباط می‌باشند. پروتئین XRCC3 در شکست‌های دو رشته ای DNA و ترمیم به روش نوترکیبی شرکت می‌کند. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین چندشکلیThr241Met  ژن XRCC3 با خطر ابتلا به سرطان پستان بود.
مواد و روش ­ها: در مطالعه حاضر، اثرات چندشکلی‌ T241M ژن XRCC3 و خطر ابتلا به سرطان پستان در یک جمعیت مبتنی بر مطالعه مورد- شاهدی شامل 80 بیمار و 80 فرد سالم از زنان ساکن استان مرکزی مورد ارزیابی قرار گرفت. استخراج DNA از نمونه­های خونی با استفاده از کیت انجام شد. ژنوتایپ نمونه‌ها با تکنیک PCR-RFLP تعیین شد. در نهایت از نرم افزار SPSS (محاسبه 2χ و p ) جهت بررسی آماری استفاده و نتایج نهایی مشخص شد.
یافته­ ها: از نظر آماری، اختلاف معنی­داری بین دو گروه بیمار و کنترل برای سه ژنوتیپ جایگاه (000/0p=) rs861539 مشاهده شد. ژنوتیپ‌های CT (p = 0.000, OR=2.352, CI= 95%; 2.431 - 39.948) و TT (p = 0.003, OR= 2.352, CI=95%; 0.611 - 9.049) ارتباط معنی­داری با خطر ابتلا به سرطان پستان از خود نشان دادند. در عوض، ژنوتیپ CC (000/0p=) یک نقش حفاظتی از خود در مقابل ابتلا به سرطان پستان نشان داد.
نتیجه­گیری: این تحقیق ارتباط معنی­داری را میان چند شکلی Thr241Met در ژن XRCC3 و خطر ابتلا به سرطان پستان شناسایی نمود که این امر با برخی از مطالعات محققین مطابقت دارد.

سیما اخوان، رخساره معمار، لیلا دهقانی، بهناز انصاری، مجید قاسمی،
دوره 21، شماره 6 - ( دو ماهنامه آذر و دی 1397 )
چکیده

زمینه و هدف: میگرن یک بیماری شایع است که معمولا به صورت ضرباندار و یکطرفه با علائم اورا مثل تهوع، استفراغ و فتوفوبیا تظاهر مییابد. در میگرن به دلیل التهاب ناشی از کاهش سروتونین، میزان پروکلسی تونین سرم افزایش مییابد. این مطالعه در نظر دارد با استفاده از داروهای آگونیست سروتونین، میزان پروکلسی تونین سرم را در افراد مبتلا به میگرن بررسی کند.
مواد و روشها: در این مطالعه مورد-شاهدی، 40 نمونه مبتلا به میگرن در مرکز بیماران مبتلا به میگرن بیمارستان الزهرای شهر اصفهان جهت بررسی جمعآوری شدند که 26 نفر تحت درمان با سروتونین و 14 نفر تحت درمان با داروهای دیگر به غیر از آگونیست‌هایسوماتریپتان بودند. سپس میزان پروکلسی تونین در سرم خون این بیماران اندازهگیری و آنالیز شد.
یافتهها: طی نتایج به دست آمده، اختلافی بین میزان پروکلسی تونین در سرم نمونه و شاهد دیده شد که به نظر میرسد این سطح در افراد نمونه نسبت به شاهد کمتر باشد.
نتیجهگیری: در نهایت، این مطالعه بیان کنندهی تأثیر سروتونین در کاهش میزان پروکلسی تونین سرم است.

علی اصغر قلعه نوئی، حسین انصاری، ابوالفضل پاینده، عزیزاله اربابی سرجو، غلامرضا سلیمانی، علی مشکینیان،
دوره 24، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: عوامل ژنتیکی و محیطی جزو فاکتورهای شناخته‌شده برای ایجاد اگزمای دوران کودکی است. هدف ما ارزیابی عوامل محیطی مرتبط با شیوع اگزما در دانش‌آموزان زاهدانی با استفاده از پرسش‌نامه ایساک بود.
مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی 1600 نفر از دانش‌آموزان مقطع ابتدایی دختر و پسر با روش نمونه‌گیری تصادفی چندمرحله‌ای انتخاب و بررسی شدند. داده‌ها با استفاده از پرسش‌نامه بین‌المللی ISAAC شامل سؤالات جمعیت‌شناختی و عوامل خطر از طریق مصاحبه در حضور والدین به‌ویژه مادر دانش‌آموز جمع‌آوری شدند. داده‌ها در نرم‌افزار SPSS نسخه 19 با استفاده از آزمون مجذورکای و رگرسیون لوجستیک چندگانه تجزیه و تحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.ZAUMS.REC.1397.481 در کمیته اخلاق پژوهش دانشگاه علوم پزشکی زاهدان به ثبت رسید.
یافته ها: شیوع اگزمای فعلی (11/9-8/9=95CI%) 10/4 درصد بود. 82/8 درصد از دانش‌آموزان با اگزما فعلی، مبتلا به آسم و 74/5 درصد مبتلا به رینیت بودند. در مدل نهایی رگرسیون لوجستیک متغیرهای سابقه آلرژی در اعضای خانواده (OR:2/35 , %95CI=1/3-53/59)، خروپف پدر (OR:3/00 , %95CI=1/4-98/55)، نگهداری هر نوع حیوان در منزل (OR:1/60 , %95CI=1/2-002/58)، بعد خانوار (OR:0/85 , %95CI=0/68-0/95) و قرار گرفتن در معرض دود دخانیات در منزل( OR:2/84 , %95CI=1/6-18/81) رابطه معنی‌داری را با اگزمای دانش‌آموزان نشان دادند.
نتیجه گیری: قرار گرفتن در معرض دود دخانیات در منزل و نگهداری هر نوع حیوان از عوامل مؤثر در شیوع اگزما در کودکان بوده و با حذف آن می‌توان شیوع این بیماری را کاهش داد. با این حال، مادران مهم‌ترین نقش را در غربالگری و تشخیص به موقع اگزما در کودکان مدرسه از نظر عوامل تعیین‌کننده در این مطالعه داشتند. با توجه به نتایج این مطالعه، پیشنهاد می‌شود که با آموزش والدین به‌ویژه مادران، بر توجه به این عوامل مطلوب تأکید شود.

احمد انصاری فر، اسحق رحیمیان بوگر، سیاوش طالع پسند،
دوره 27، شماره 6 - ( 11-1403 )
چکیده

مقدمه: عوامل اجتماعی، جمعیت‌نگاری و اضطراب ادراک شده تأثیر بسزایی در ابتلا به اختلال علائم جسمانی دارد. هدف از اجرای این پژوهش، بررسی نقش خصوصیات جمعیت‌نگاری، انزوای اجتماعی و اضطراب ادراک شده در پیش‌بینی اختلال علائم جسمانی بود.
روش کار: در یک طرح پژوهش توصیفی مقطعی، از میان بزرگسالان 18 تا 60 سال شهر تهران در سال 1401، تعداد 437 نفر به شیوه نمونه‌گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت‌کنندگان به پرسش‌نامه‌ اختلال علائم جسمانی (SSEQ)، پرسش‌نامه انزوای اجتماعی و پرسش‌نامه اضطراب ادراک شده پاسخ دادند. داده‌ها از طریق همبستگی Pearson و رگرسیون سلسله‌مراتبی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته‌ها: نتایج حاکی از آن بود که انزوای اجتماعی و اضطراب ادراک شده همبستگی مثبت و معنی‌داری با اختلال علائم جسمانی دارند (0/01 P <). بین خصوصیات جمعیت‌نگاری (سن، جنسیت، وضعیت تأهل، تحصیلات و وضعیت اشتغال) و علائم جسمانی همبستگی وجود نداشت (0/01 < P). ضریب همبستگی چندگانه و ضرایب رگرسیون بین متغیرهای پژوهش از لحاظ آماری معنی‌‌دار بود (0/01 P <).
نتیجه‌گیری: مدل مورد بررسی، تقریباً قادر به‌پیش‌بینی 22 درصد از اختلال علائم جسمانی بود. نتایج دارای مضامین کاربردی در تدوین مداخلات مبتنی بر انزوای اجتماعی و اضطراب ادراک شده در کنترل علائم جسمانی است. توجه به انزوای اجتماعی و اضطراب ادراک شده در تدوین و اجرای مداخلات و برنامه‌های آموزشی در پیشگیری و بهبود اختلال علائم جسمانی اهمیت دارد.



صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb