جستجو در مقالات منتشر شده


5 نتیجه برای اعتماد

محمدرضا اعتمادی فر، حمید آلمانی، محمدحسین دهقانی،
دوره 7، شماره 1 - ( بهار 1383 )
چکیده

مقدمه: شکستگی انتهای رادیوس یکی از شکستگی های شایع اندام فوقانی است که درمان آن مورد بحث و اختلاف نظر است و درمان نامناسب می تواند عوارض قابل توجهی به دنبال داشته باشد. در این مطالعه قصد داریم نتایج درمان با روش ثابت کننده خارجی را بررسی نماییم.
روش کار: مطالعه به صورت بدون شاهد و نمونه گیری به روش آسان بود. این بررسی به مدت یک سال روی ۳۰ شکستگی (۲۶ بیمار) انجام شد که براساس رادیوگرافی محل شکستگی نوع ۴ یونیورسال ۵ بودند. عمل جراحی با تکنیک استاندارد با بیهوشی عمومی یا منطقه ای انجام و بیماران تا یک سال پس از عمل جراحی پیگیری و از نظر میزان کوتاهی، زاویه سطح مفصلی و دامنه حرکتی و وجود درد مورد بررسی قرار گرفتند.
نتایج: ۲۴ مرد و ۲ زن با میانگین سنی ۵±۲۸ سال مورد بررسی قرار گرفتند. در همه بیماران جوش خوردن به طور بالینی و رادیوگرافی حاصل شد. ۲ مورد عفونت خفیف محل پین وجود داشت که با درمان دارویی برطرف شد. در یک مورد اختلال خفیف شاخه حسی عصب رادیال روی داد که پس از مدتی برطرف شد و در هیچ مورد ضایعه تاندونی وجود نداشت. میانگین انحراف به طرف کف دست ۶/۶±۵/۴ و انحراف اولنار ۴/۵±۱۲/۵ بوددر ۴ مورد درد هنگام فعالیت های شدید، ۲ مورد محدودیت حرکت خفیف و یک مورد محدودیت حرکت شدید وجود داشت.
نتیجه گیری: در مقایسه با سایر مطالعات نتایج این مطالعه در بسیاری از موارد خیلی بهتر است و توصیه می شود که در درمان شکستگی های ناپایدار انتهای تحتانی رادیوس و به خصوص در صورت توسعه به داخل مفصل رادیوکارپال از این روش درمانی استفاده شود.

فریبا فرجی، عباس صاحبقدم لطفی، کاووس فلامکی، عبدالامیر علامه، افشین محسنی فر، بتول اعتمادی کیا، علی مطاع،
دوره 13، شماره 4 - ( 11-1389 )
چکیده

زمینه و هدف: افلاتوکسین‎ها و به خصوص افلاتوکسین B1، اثرات مرگ بار و جبران ناپذیری روی سلامت انسان و حیوانات دارند. هدف از انجام این تحقیق، ارایه یک روش حساس، اختصاصی و نسبتاً سریع برای جداسازی، شناسایی و اندازه‎گیری افلاتوکسین متصل به آلبومین در سرم می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این تحقیق تجربی- آزمایشگاهی سه گروه رات انتخاب و به عنوان کنترل مثبت (تیمار شده با افلاتوکسین (B1، منفی (بدون تیمار خاص) و استاندارد (تیمار شده با افلاتوکسین B1 رادیواکتیو) مورد استفاده قرار گرفتند. پس از خون‎گیری از رات‎ها، سرم خون و سپس آلبومین سرم جداسازی شد. آلبومین توسط پروناز هیدرولیز گردید و در نهایت افلاتوکسین جدا شده از آلبومین به سیستم کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا تزریق و با آشکارگر فلورسانس مورد شناسایی و اندازه‎گیری قرار گرفت. یافته‎ها: به کمک الکتروفورز روی ژل پلی اکریلامید نشان داده شد که آلبومین جدا شده از سرم کاملا خالص می‎باشد. در روش کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا، کمترین میزان اندازه‎گیری برای افلاتوکسین متصل به آلبومین 60 پیکوگرم در میلی‎لیتر تعیین گردید. میانگین میزان افلاتوکسین در سرم رات‎های کنترل مثبت، 2/19 نانوگرم بر میلی‎گرم آلبومین محاسبه شد. طی آزمایشات درون-سنجشی و بین سنجشی تکرار پذیری بسیار خوبی برای این روش مشاهده گردید. نتیجه گیری: میزان افلاتوکسین متصل به آلبومین با میزان دریافت افلاتوکسین متناسب است. این تحقیق با استفاده از نمونه سرم رات طراحی شده اما از آنجایی که آلبومین هیدرولیز شده و از افلاتوکسین جدا می‎شود روش فوق قابل استفاده برای اندازه‎گیری افلاتوکسین متصل به آلبومین در نمونه سرم انسانی نیز می‎باشد.
محمدرضا زارعلی، ظاهر اعتماد، کمال عزیزبیگی، پوران کریمی،
دوره 23، شماره 3 - ( مرداد و شهریور 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آپوپتوز یا مرگ برنامه‌ریزی‌شده یک فرایند زیستی فعال و برگشت‌پذیر است که در تنظیم تعادل بین رشد و مرگ سلولی در بافت­‌های مختلف به‌ویژه بافت میوکارد نقش اساسی دارد. هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا (HIIT) با و بدون محدودیت کالری بر بیان ژن پروتیئن­‌های کاسپاز سه و نه موش­‌های نر صحرایی بود.
مواد و روش ها: مطالعه حاضر در قالب یک طرح تجربی چند‌گروهی با گروه کنترل روی 30 سر موش صحرایی نر دو‌ماهه انجام شد. آزمودنی­‌ها در پنج گروه کنترل پایه، کنترل، محدودیت غذایی، تمرین و تمرین + محدودیت غذایی جایگزین شدند. گروه‌­های تمرینی برای پنج روز در هفته به مدت هشت هفته در برنامه­ تمرین تناوبی با شدت بالا شرکت کردند. میزان بیان پروتئین­‌های کاسپاز سه و نه با استفاده از روش RT-PCR بررسی شد. داده­‌ها توسط آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه در سطح معنی­‌داری (05/0>P) تحلیل شدند.
ملاحظات اخلاقی: پروتکل این مطالعه در کمیته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سنندج به شماره مرجع IR.MYK.REC.1397.5022 به تایید رسیده است.
یافته ها یافته­‌ها نشان داد گروه تمرین کاهش معنی‌­داری در بیان پروتئین کاسپاز سه نسبت به گروه محدودیت غذایی+ تمرین (0/05>P) داشت. همچنین گروه تمرین و تمرین+ محدودیت غذایی کاهش معنی‌­داری در میزان بیان پروتئین کاسپاز نُه نسبت به گروه محدودیت غذایی، کنترل پایه و کنترل (0/05>P) و کاهش معنی­‌داری در میزان بیان پروتئین کاسپاز سه نسبت به گروه کنترل پایه و کنترل داشت (0/05>P).
نتیجه گیری: با توجه به نتایج، به نظر می‌رسد که تمرین تناوبی با شدت بالا با و بدون محدودیت کالری سازگاری‌های لازم برای مهار یا توقف آپوپتوز ناشی از تمرینات هوازی را فراهم می‌کند.

اسماعیل شیری، حمیدرضا پوراعتماد، جلیل فتح آبادی، محمد نریمانی،
دوره 23، شماره 4 - ( مهر و آبان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: یکی از مشکلات کودکان دارای اختلال طیف اُتیسم، رفتارهای اضافه است که باعث می‌شود به بسیاری از برنامه‌های آموزشی توان‌بخشی مقاوم باشند. به نظر می‌رسد که مداخلات رفتاری والدمحور شیوهای مؤثر برای فائق شدن به این مشکلات باشد؛ هرچند که این شیوه‌ها به‌درستی معرفی نشده‌اند. هدف از انجام این مطالعه، مرور سیستماتیک این مطالعات و نتایج اولیه و ثانویه آن‌ها، تحلیل مؤلفه‌های درمان رفتاری والدمحور و بررسی ضرورت گسترش این برنامه‌ها در خانواده‌های ایرانی است.
مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع مطالعات مروری نظام‌مند است. در این مطالعه مقالات معتبر در پایگاه‌های داده‌های داخلی مرکز اطلاعات علمی دانشگاهی و مگ‌ایران در بازه زمانی 1385 تا 1397 و پایگاه‌های خارجی مدلاین، پابمد، اسپیرینگر، ساینس دایرکت، Online library و PsycINFOT در بازه زمانی 1378 تا 1395 در زمینه مداخلات رفتاری والدمحور برای درمان رفتارهای اضافه اختلال اُتیسم جست‌وجو شد.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.SBU.ICBS.97/1013 در کمیته اخلاق پژوهش‌های زیستی دانشگاه شهید بهشتی به تصویب رسیده است.
یافته ها: نتایج نه مطالعه بیانگر تأثیر مثبت درمان رفتاری والدمحور بر رفتار‌های اضافه مانند رفتارهای تکراری، بی‌قراری (چرخش خلقی، پرخاشگری، خود‌جرحی)، پژواک‌گویی و رفتارهای مخرب بود (نتایج اولیه). همچنین این مداخلات سبب بهبود رفتارهای انطباقی کودکان و کارکردهای والدین چون خودکارآمدی، سبک والدگری و مشکلات روان‌شناختی شده بودند (نتایج ثانویه). مؤلفه‌های برنامه‌های درمانی شامل انواع مداخلات پیامد‌محور (مانند توقف پاسخ و باز‌راهنمایی)، مداخلات پیشایند‌محور الف (مانند طراحی برنامه روزانه) و مداخلات پیشایند‌محور ب (مانند غنی‌سازی محیط با بازی) بودند. سه مطالعه دارای قطعیت شواهد متوسط و شش مطالعه دارای قطعیت شواهد بالا بودند.
نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از اثربخشی مداخلات رفتاری والدمحور بر رفتارهای اضافه در کودکان دارای اُتیسم است. مطالعات آینده باید بر جامعیت تمامی مؤلفه‌های اثربخش در برنامه رفتاری والدمحور و امکان قابلیت اجرای مداخله در مکان‌های مختلف تأکید داشته باشند. پیشنهاد می‌شود در داخل کشور نیز برنامه‌های درمانی والدمحور در مورد رفتارهای اضافه کودکان دارای اُتیسم طراحی شود. 

محمد زنجبریان، کوروش اعتماد، فاطمه زارعی، رزیتا فرهادی، جلال الدین سعدی،
دوره 24، شماره 1 - ( فروردین و اردیبهشت 1400 )
چکیده

زمینه و هدف: تصور زندگی بدون امواج الکترومغناطیسی تقریباً غیرممکن است. این امواج در عملکرد ملاتونین و ایجاد بسیاری از بیماری‌‌‌ها مؤثر است. مطالعه حاضر با توجه به اثرات مضر مواجهه با امواج الکترومغناطیس با هدف تعیین رابطه امواج الکترومغناطیس با سطح هورمون ملاتونین سرم خون در شاغلین پست‌‌‌های برق230 کیلوولت استان گلستان شکل‌‌‌ گرفت.
مواد و روش ها: این پژوهش به ‌‌‌روش توصیفی ـ تحلیلی در شاغلین پست‌‌‌های برق 230 کیلوولت استان‌‌‌گلستان در سال 1395 انجام گرفت. 44 نفر از شاغلین پست‌‌‌های برق (گروه آزمایش) و 23 نفر از کارکنان مراکز بهداشتی‌‌‌ درمانی (گروه کنترل) که دارای شیفت‌‌‌های 24‌ساعته بودند، به صورت تمام‌‌‌شماری وارد مطالعه شدند. شدت میدان‌‌‌های الکتریکی و مغناطیسی توسط دستگاه سنجش ‌‌‌امواج الکترومغناطیس مدل 190-TM با استفاده از روش‌شماره NIOSH 203 اندازه‌گیری شد. سطح هورمون ملاتونین نمونه‌‌‌های سرم خون شاغلین گروه آزمایش و کنترل با استفاده از روش کمّی لومینانس و الیزا در آزمایشگاه انجام گرفت. نتایج به‌دست‌آمده پس از ورود به نرم‌‌‌افزارSpss   نسخه22   توسط آزمون‌‌‌های آماری تی‌‌‌تست، من‌‌‌ویتنی، آنالیز واریانس یک‌طرفه، ضریب همبستگی کندال و پیرسون تجزیه وتحلیل شد.
ملاحظات اخلاقی: این مقاله مورد تایید کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی قرار گرفته است (کد: IR.SBMU.THNS.REC.1395.9).
یافته ها 100 درصد شدت میدان الکتریکی و چگالی شار مغناطیسی اندازه‌‌‌گیری‌شده در پست‌‌‌های برق در محدوده مجاز مواجهه شغلی قرار دارد. میانگین سطح هورمون ملاتونین در گروه‌‌‌ آزمایش نسبت به گروه کنترل کمتر بوده، اما اختلاف معنا‌‌‌داری مشاهده نشد (0/761=P). همچنین اختلاف معناداری ‌‌‌بین میانگین سطح هورمون ملاتونین با گروه سنی (0/381=‌P)، سابقه کار (0/213=‌P)، گروه‌‌‌های شغلی (0/515=‌P)، محل فعالیت شاغلین (0/482=‌P) مشاهده نشد.
نتیجه گیری: با توجه به اینکه در این مطالعه ارتباط معنا‌‌‌داری بین امواج الکترومغناطیس و سطح هورمون ملاتونین مشاهده نشده است و امواج الکترومغناطیس در حدود مواجهه مجاز قرار داشتند، می‌‌‌توان چنین نتیجه‌‌‌گیری کرد که امواج الکترومغناطیس بر سطح هورمون ملاتونین شاغلین مرد پست‌‌‌های برق 230 کیلوولت استان گلستان تأثیر نداشته، اما با توجه به کاهش مشاهده شده نسبت به گروه کنترل اظهار نظر قطعی نیاز به بررسی‌‌‌های بیشتری دارد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb