جستجو در مقالات منتشر شده


9 نتیجه برای احمدلو

نادر زرین فر، بابک عشرتی، شهلا خرمی ، مجتبی احمدلو، زهره عنبری، حسین دهقان،
دوره 14، شماره 6 - ( دو ماهنامه بهمن و اسفند 1390 )
چکیده

زمینه و هدف: آنفولانزا یک بیماری حاد دستگاه تنفسی است که در اثر ویروس آنفولانزا ایجاد می‎شود. همه‎گیری‎های آنفولانزا هر ساله گزارش می‎شوند و پاندمی با فواصل متغیر اتفاق می‎افتد. اکثر موارد مرگ و میر، ناشی از بیماری زمینه‎ای و عوارض آنفولانزا است. در این مطالعه به بررسی ده مورد مرگ ناشی از آنفولانزای نوع A (H1N1) در پاندمی 2010-2009 پرداخته‎ایم. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع بررسی علت مرگ و میر می‎باشد و بر اساس اطلاعات بیماران حاصل شده است. متغیرها شامل اطلاعات دموگرافیک بیماران، بیماری زمینه‎ای، عفونت ثانویه، تاخیر شروع درمان، عدم تجویز دارو بوده است. داده‎های جمع‎آوری شده با محاسبات شاخص‎های مرکزی و پراکندگی با نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: از ده مورد مرگ ثابت شده با ویروس H1N1 استان مرکزی، میانه سنی 30 سال و از نظر بیماری‎های زمینه‎ای 90 درصد موارد مرگ و میر واجد بیماری زمینه‎ای و 10 درصد بدون بیماری زمینه‎ای‎اند. تاریخ فوت 90 درصد بیماران در مهر و آبان و10 درصد در آذر و دی می‎باشد. بیشترین میزان مرگ و میر در استان مرکزی میانه سنی 30 سال مبین وجود مرگ و میر بیشتر در گروه سنی بالغین بوده است. نتیجه گیری: مهم‎ترین عامل فوت، تاخیر در شروع درمان ضد ویروس می‎باشد که نشانه اهمیت شروع به موقع دارو می‎باشد و پزشکان در صورت شک بالینی برای گروه‎های پر خطر باید درمان اختصاصی را هر چه سریع‎تر شروع کنند تا میزان مرگ و میر کاهش یابد.
نوید رضا مشایخی، سعید صدرنیا ، علی چهریی، جواد جواهری، مجتبی احمدلو،
دوره 16، شماره 6 - ( ماهنامه شهریور 1392 )
چکیده

مقدمه: امروزه ریسک ابتلا به حوادث عروق کرونر با اندازه گیری میزان کلسترول وتری گلیسیرید تخمین زده می شود. مطالعه حاضر سعی دارد با اندازه گیری میزان اپولیپوپروتِئین آ_ یک و ب و بررسی ارتباط انها باشدت بیماری عروق کرونر معیارهای بهتری از اندازه گیری کلسترول وتری گلیسیرید برای کشف بیماران در معرض ابتلا به بیماریهای عروق کرونر را پیدا کند.

 مواد و روش ها: مطالعه حاضر یک مطالعه مقطعی است که روی بیماران بخش آنژیوگرافی قلب بیمارستان امیرالمومنین اراک انجام شده است . سطح سرمی لیپوپروتئین آ_ یک، لیپوپروتئین ب ، کلسترول، تری گلیسیرید، VLDL, HDL,LDL و قند خون ناشتا اندازه گیری شد. نتایج آنژیوگرافی توسط دو متخصص قلب به طور جداگانه تفسیر شد . میزان گرفتاری بیماری عروق کرونر توسط معیار شدت گرفتگی جنسینی (Gensini Score) تعیین شد . اطلاعات با نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.

یافته ها: بین معیار جنسینی و سطح آپو-ب ( ApoB ) همبستگی آماری معنا داری وجود داشت (047/0 p= و 127/0 r = ). از بین متغیرهای مختلف وارد شده به مدل رگرسیون لجستیک تنها متغیرهای آپو- ب و جنسیت به عنوان متغیرهای پیش گویی کننده معنی دار بودند(002/0p= ، 001/0p=). در مقایسه با آنژیوگرافی ،تحلیل ROC نشان داد سطح آپو-ب می تواند تست آزمایشگاهی مفیدی در تشخیص بیماری عروق کرونر باشد (023/0p=).

نتیجه گیری: به نظر می رسد اندازه گیری آپو-ب علاوه بر تست های معمول لیپیدهای پلاسما در افراد در معرض خطر بروز بیماری عروق کرونر مفید بوده و می تواند به عنوان یک ریسک فاکتور مستقل در ابتلا به بیماری عروق کرونر در نظر گرفته شود


حسین سرمدیان، فرشیده دیدگر، معصومه کلانتری، نادر زرین فر، مجتبی احمدلو،
دوره 16، شماره 12 - ( 12-1392 )
چکیده

زمینه و هدف: انگیزش یکی از ابزارهای مهم سوق دادن اعضای هیأت علمی به انجام فعالیت های موثر و کارآمد در محیط های کاری می باشد. پژوهش حاضر بر مبنای نظریه هرزبرگ به بررسی نیازها وعوامل انگیزشی اعضای هیأت علمی در دانشگاه علوم پزشکی اراک پرداخته است.

مواد و روش ها: در این مطالعه تحلیلی مقطعی، از مجموع 168 نفر اعضای هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی اراک 102 نفر به روش سرشماری به صورت کاملاً آزادانه و آگاهانه، یک پرسشنامه 40 سوالی را که بر مبنای نظریه دو عاملی هرزبرگ طراحی شده، تکمیل کردند. داده ها با استفاده از آزمون های تی و مان ویتنی یو و شاخص های مرکزی و پراکندگی در نرم افزار SPSS ویرایش 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.

یافته ها: میزان پاسخگویی به پرسشنامه ها 7/60 درصد بود. 5/24 درصد از اعضای هیأت علمی در مقطع علوم پایه و 5/74 درصد در مقطع بالینی فعالیت داشتند. عوامل "ارتباط" و "پیشرفت و رشد" ، در ایجاد انگیزش اعضای هیأت علمی بیشترین تاثیر را داشته اند. عوامل " شرایط فیزیکی کار" و " حقوق و دستمزد " کمترین تاثیرگذاری را دارا بوده اند. بین سن اعضای هیأت علمی با عوامل انگیزشی "ماهیت کار"، "مسوولیت و موقعیت شغلی" و"نحوه سرپرستی و نظارت"، همبستگی معنادار وجود داشت. ارتباط بین سابقه کار و عوامل "حقوق و دستمزد" و "امنیت شغلی" نیز معنادار بود.

نتیجه گیری: ارتباط یکی از مهم ترین عوامل افزاینده انگیزش در اعضای هیات علمی است در حالی که شرایط فیزیکی محیط کار و حقوق و دستمزد کمترین تاثیرگذاری را در این زمینه دارند . با افزایش سن اعضای هیات علمی، حقوق و دستمزد ، نحوه سرپرستی و نظارت و امنیت شغلی اهمیت بیشتری در ایجاد انگیزش دارند. به عبارت دیگر با افزایش سن و تجربه کاری، انتظارات هیات علمی از مجموعه مدیریتی دانشگاه تغییر می کند و چنانچه مسوولین ارزشیابی مناسبی از فعالیت افراد نداشته باشند، آن ها را در تصمیم گیری ها مشارکت نداده و به دلیل کیفیت فعالیت های مثبت مورد تشویق قرار ندهند، انگیزش مطلوبی در اعضا ایجاد نخواهد شد.


علی اصغر یعقوبی، علی سیروس، محمود امینی، علی شجاعی، سعید حاج هاشمی، فاطمه علیان فینی، مجتبی احمدلو،
دوره 17، شماره 4 - ( تیر 1393 )
چکیده

زمینه و هدف: صدمات اعصاب محیطی از درگیری‌های شایعی می‌باشد. اعصاب پس از صدمه قابلیت رشد و ترمیم داشته که ترمیم فوری انتها به انتهای عصب صدمه دیده انتخاب اولین راه ترمیم است اما تنها حدود 50 درصد این فیبرها پس از ترمیم کیفیت مناسب دارد. به همین علت روش‌های درمانی ترمیم اعصاب محیطی همیشه چالش برانگیز بوده و روش‌های متفاوتی جهت ترمیم اعصاب ابداع شده که از جمله ترکیب پیوند عصب و تیوب‌های سیکلونی، استفاده از کانال‌های بیولوژیک و سنتتیک می‌باشند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه تأثیر روش Facial Flap با روش استاندارد می‌باشد.

مواد و روش‌ها :طی این مطالعه تجربی 20 رت را انتخاب و در شرایط مساوی غذایی نگهداری و عصب سیاتیک سمت چپ آنها قطع شد و عصب سیاتیک سمت راست به عنوان کنترل استفاده گردید. در گروه اول از روش fascial flap و در گروه دوم از روش vein conduit استفاده و پس از 45 روز نتایج ترمیم عصب از نظر هیستولوژیکی بررسی گردید.

یافته‌ها: در هر 3 قسمت پروگزیمال، میانی و دیستال عصب، میانگین ترمیم در روش Fascial Flap مؤثرتر از روش Vein Conduit بود(05/0p<). در روش Fascial Flap ترمیم عصب در هر 3 قسمت، با گروه کنترل که عصب سالم بود تفاوت معنی‌داری وجود نداشت که بدین معناست که در روش Fascial Flap ترمیم عصب همانند عصب سالم دست نخورده می‌باشد.

نتیجه‌گیری: ترمیم اعصاب آسیب دیده به روش Fascial Flap نسبت به روش استاندارد روش مؤثرتری بوده و می‌تواند به عنوان یک روش مؤثر در ترمیم اعصاب آسیب دیده به کار رود.


احمد سروریان، محمد حسینی، مجتبی احمدلو،
دوره 18، شماره 2 - ( اردیبهشت 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: «فیکوامولسیفیکاسیون» روش مدرن جراحی کاتاراکت است که این جراحی را از یک عمل با برش بزرگ به عملی با برش کوچک ارتقاء داده و موجب ترمیم سریع‌تر زخم و بازگشت بینایی می‌شود. بنابر این هدف از انجام این مطالعه مقایسه کارآیی و عوارض دو برش 2/3 میلی‌متری و 65/2 میلی‌متری در فیکوامولسیفیکاسیون می‌باشد.

مواد و روش‌ها: در این کارآزمایی بالینی که در بیمارستان امیر کبیر اراک صورت گرفت، 78 بیمار با کاتاراکت وابسته به سن به صورت تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. نیمی از آنها تحت برش 2/3 میلی‌متری(گروه اول) و بقیه تحت برش 65/2 میلی‌متری (گروه دوم) قرار گرفتند. به رغم استفاده از استرومال هیدراتاسیون و در صورت باقی ماندن نشت، بالافاصله بعد از عمل، یک سوچور در بیماران تعبیه می‌گردید. روز بعد از عمل، بیماران از لحاظ پرولاپس عنبیه بررسی می‌شدند و در صورت وجود آن، یک عدد سوچور تعبیه می‌شد.

یافته‌ها: نشت مایع زلالیه از اتاق قدامی در گروه‌های اول و دوم به ترتیب 7/7 درصد و 6/2 درصد بود. دو گروه اول و دوم به ترتیب به 1/5 درصد و 2/3 درصد استرومال هیدراتاسیون نیاز داشتند که در حقیقت نیاز به سوچور در دو گروه اول و دوم به ترتیب 6/2 درصد و 0 درصد بود. در هیچ یک از دو گروه پرولاپس عنبیه رخ نداد.

نتیجه‌گیری: اختلاف آماری معنی‌داری از نظر نشت زخم و نیاز به سوچور و میزان پرولاپس عنبیه وجود نداشت(05/0p>). هم‌چنین در نوکلئوس‌های با سختی متوسط و پایین، برش کوچک‌تر و در نتیجه پایدارتر (یعنی 65/2 میلی‌متری) ارجح بود.


فتح الله محقق، مجتبی احمدلو،
دوره 18، شماره 4 - ( تیر 1394 )
چکیده

زمینه و هدف: سرطان دهانه رحم، سومین سرطان شایع دستگاه تناسلی زنان است. در بسیاری از کشورهای درحال پیشرفت، شیوع این بدخیمی بالاست. این مطالعه با هدف تعیین شیوع سرطان دهانه رحم در زنان شهرستان اراک طراحی گردید.

 مواد و روش‏ها: این پژوهش از نوع مقطعی- تحلیلی است که بر روی۱۰۰۰ زن متاهل انجام شد. اطلاعات دموگرافیک نظیرسن، تحصیلات، سابقه هیسترکتومی، وضعیت تغذیه، سن ازدواج، سابقه سقط و مصرف سیگار و غیره توسط پرسش‏گران تکمیل گردید. سپس از همه افراد وارد شده در طرح، آزمایش پاپ اسمیر به عمل آمده و نمونه‏ها به آزمایشگاه پاتولوژی فرستاده شدند. سپس اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل گردید.

یافته‏ها: میانگین سنی افراد مورد مطالعه 1/10±38/39 سال، بیشترین فراوانی تعداد دفعات ازدواج یک بار 459 نفر (45 درصد)، میانگین سن ازدواج 3/10±9/17 سال، میانگین سن اولین تماس جنسی 1/15 سال (2/9 درصد)، بیشترین فراوانی تعداد دفعات حاملگی 258 نفر (8/25 درصد) و بیشترین فراوانی تعداد دفعات سقط یک بار 153 نفر (3/15 درصد) بود. شیوع سرطان دهانه رحم در این مطالعه 004/0(4 نفر در هزار نفر) برآورد گردید. ارتباط آماری معنی‏داری بین سن، هیسترکتومی، تعداد دفعات ازدواج و مقاربت دردناک با سرطان دهانه رحم مشاهده گردید(005/0>p). ولی ارتباط آماری بین مصرف سیگار، رژیم غذایی، مصرف قرص‏های بارداری و سایر متغیرهای مطالعه سرطان رحم معنی‏دار نبود(005/0)


ناصر سعیدی، محمدرضا رضوانفر، مهدی حدیدی، فروه عسگری زاده ماهانی، مجتبی احمدلو،
دوره 19، شماره 6 - ( شهریور 1395 )
چکیده

زمینه و هدف: سیستم رنین- آنژیوتانسین نقش مهمی در ایجاد بیماری‌های کلیوی و پیشرفت آن دارد و مهار سیستم رنین- آنژیوتانسین به وسیله داروهای مهار کننده و بلوک گیرنده‌های آنژیوتانسین، درمان استاندارد جهت جلوگیری از پیشرفت بیماری کلیوی و پروتئینوری می‌باشد.گزارشات حاکی است که آنالوگ‌های ویتامین D با سرکوب کردن ترشح رنین باعث بهبود پروتئینوری می‌گردند. هدف از این مطالعه، بررسی اثر آنالوگ ویتامین D (کلسیتریول) بر کاهش پروتئینوری در بیماران مبتلا به بیماری نفروپاتی دیابتی می‌باشد.

مواد و روشها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، تعداد 132 بیمار مبتلا به نفروپاتی – دیابتی که کمبود ویتامین D نداشتند انتخاب و به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با ترکیب 25 میلی‌گرم لوزارتان دوبار در روز و روزانه یک کپسول 25/0 میلی‌گرمی کلسیتریول و گروه دوم تحت درمان با 25 میلی‌گرم لوزارتان دوبار در روز به تنهایی به مدت 3 ماه قرار گرفتند. آزمایشات FBS,CRP,ESR,BUN,Cr lipid profile, Ca, P, و HbA1c از تمام بیماران در ابتداد و انتهای مطالعه گرفته شد و هم‌چنین میزان پروتئین 24 ساعته ادرار اندازه‌گیری شد و نتایج با هم مقایسه و به صورت آماری بیان گردید.

یافتهها: میزان پروتئین 24 ساعته ادرار در گروه لوزارتان و کلسیتریول نسبت به گروه لوزارتان بهبود پیدا کرده بود که این تفاوت از نظر آماری معنی‌دار بود(0/0003=p) هم‌چنین میزان عملکرد کلیه (BUN,Cr) در گروه لوزارتان و کلسیتریول نسبت به گروه لوزارتان به تنهایی بهبود معنی‌داری داشت(0/05>p).

نتیجه‌گیری: درمان با کلسیتریول همراه با مهار کننده گیرنده آنژیوتانسین در بهبود عملکرد کار کلیه و بهبود پروتئینوری نسبت به گیرندههای مهار کننده آنژیوتانسین به تنهایی موثرتر بود.


مینا میر نظامی، بهمن صادقی، سجاد قدبیگی، فرید ثاقبی، مجتبی احمدلو،
دوره 22، شماره 5 - ( آذر و دی 1398 )
چکیده

زمینه و هدف آلوپسی آندروژنیک یکی از شایع‌ترین علل ریزش مو در مردان است. محلول ماینوکسیدیل یکی از پرمصرف‌ترین داروهای مورد استفاده در آلوپسی آندروژنیک است، اما این دارو عوارض جلدی متعددی از جمله خارش، پوسته‌ریزی و اریتم دارد که منجر به عدم تداوم مصرف می‌شود.
مواد و روش ها در این مطالعه کار آزمایی بالینی دوسوکور، 51 نفر مرد مبتلا به آلوپسی آندروژنیک تحت درمان با محلول ماینوکسیدیل پنج درصد به همراه عصاره بابونه هفت درصد قرار گرفتند و هم‌زمان نیز 49 بیمار به عنوان گروه کنترل با گروه اول همسان شدند و تحت درمان محلول ماینوکسیدیل پنج درصد قرار گرفتند. هر دو گروه به مدت شش ماه درمان و پیگیری شدند که در ابتدا و پایان طرح، ابزار سنجش که چک‌لیستی شامل متغیرهای شدت درد، میزان ریزش و عوارض و غیره بود، تکمیل شد. پس از جمع‌آوری داده‌ها و ورود اطلاعات در نسخه 18 نرم‌افزار آماری SPSS، با استفاده از آزمون‌های آماری (کای‌دو، تی مستقل، رگرسیون لجستیک) تجزیه و تحلیل آماری صورت گرفت.
ملاحظات اخلاقی این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1395.456 در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی اراک و کد ثبت کارآزمایی بالینی 2017042420258N41 به ثبت رسیده است.
یافته ها در هر دو گروه به‌تدریج شدت خارش و پوسته‌ریزی کاهش یافت. اما در گروه کنترل اریتم سیر افزاینده داشت. در حالی که در گروه بابونه، اریتم نیز کاهش داشت و هر سه مورد خارش، پوسته‌ریزی و اریتم، در گروه بابونه و ماینوکسیدیل به مراتب کمتر از گروه ماینوکسیدیل به‌تنهایی بود.
نتیجه گیری به نظر می‌رسد تجویز هم‌زمان عصاره بابونه هفت درصد منجر به کاهش شدت و مدت عوارض جلدی محلول ماینوکسیدیل پنج درصد در درمان آلوپسی آندروژنیک مردان می‌شود. بنابراین همراهی بیمار در ادامه درمان و متابعت از دستورات پزشکی افزایش یافته و نهایتاً شانس درمان آلوپسی نیز زیادتر خواهد شد.

علیرضا امانی، علی کمالی، بهمن صادقی، علیرضا سیستانی، مهدی توکلی زاده، سجاد قدبیگی، فرید ثاقبی، مجتبی احمدلو،
دوره 23، شماره 4 - ( مهر و آبان 1399 )
چکیده

زمینه و هدف: آسیب‌های مچ پا یکی از شایع‌ترین آسیب‌های اسکلتی‌عضلانی در فعالیت‌های ورزشی است که به طور کلی10 الی 15 درصد از کل آسیب‌ها را شامل می‌شود. از آنجایی که کنترل درد و التهاب در پیچ‌خوردگی مچ پا از اهداف اصلی درمان است، بنابراین بر آن شدیم تا اثرات درمانی گیاه چله‌داغی، با عنوان پماد چله‌داغی را با یک ژل متداول درمانی نظیر پیروکسیکام مقایسه کنیم. 
مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دوسوکور و با روش نمونه‌گیری متوالی به مدت شش ماه از مرداد سال 1397 تا دی سال 1397 انجام شد.کلیه بیماران پس از مراجعه رضایت‌نامه را تکمیل کردند و مشخصات بیماران و متغیرهای مطالعه توسط ارزیابی‌کننده در فرم تحقیق ثبت شد. برای سنجش التهاب مفصل، مچ پا با متر نواری در ناحیه قوزک‌ها اندازه‌گیری (برحسب سانتی‌متر) شد. برای اندازه‌گیری درجه حرکات مچ پا هم از گونیامتر استفاده شد. علامت خون‌مردگی مچ پا نیز از طریق معاینه فیزیکی، مشاهده و بررسی و در چک‌لیست ثبت شد. پس از جمع‌آوری داده‌ها و ورود اطلاعات در نرم‌افزار آماریSPSS  نسخه 18، با استفاده از آزمون‌های آماری (من‌ویتنی یو ، آنووا و کای‌دو)تجزیه و تحلیل اماری صورت گرفت.
ملاحظات اخلاقی: این مطالعه با کد اخلاق IR.ARAKMU.REC.1396.55 در کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم‌پزشکی اراک و کد ثبت کارآزمایی بالینی IRCT2017071720258N53 به تصویب رسید.
یافته ها: میانگین سن در گروه کنترل 8/6±34/2 سال و در گروه مورد 8/9±35/4 سال بود که با توجه به نوع آزمون من‌ویتنی یو اختلاف معنادار آماری وجود نداشت (0/05P).
نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که پماد چله‌داغی در سه هفته می‌تواند در کاهش درد موضعی، و التهاب نسبت به درمان با ژل پیروکسکام مؤثرتر باشد.


صفحه 1 از 1     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb