<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1384 جلد8 شماره2</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>تعیین ارتباط بین کرانیوتومی و سطح هورمون رشد و کورتیزول در بیماران ضربه مغزی شدید</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=161&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: بر اساس مطالعات انجام شده در ضربه مغزی شدید، پاسخ های هورمونی مختلفی به صورت افزایش یا کاهش سطح سرمی آنها ایجاد می گردد. از جمله این تغییرات افزایش هومون رشد و کورتیزول است. این تغییرات می تواند در دوره بهبودی و توان بخشی بیمار ادامه یابد و بر پیش آگهی و بقای وی تأثیر بگذارد. هدف از این مطالعه بررسی نقش کرانیوتومی بر پاسخ هورمونی است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: مطالعه اخیر به شیوه هم گروهی با نمونه گیری آسان بر روی دو گروه بیست نفری (کرانیوتومی شده و کرانیوتومی نشده) از بیماران ضربه مغزی شدید مراجعه کننده به بیمارستان های الزهرا(س) و کاشانی اصفهان در سال های ۸۱ و ۸۲ انجام شد. پس از انجام نمونه گیری، سطح کورتیزول و هورمون رشد سرم در روزهای اول و هفتم همراه با خصوصیات دموگرافیک افراد ثبت گردید. سطح سرمی هورمون های رشد و کورتیزول به روش رادیوایمنواسی اندازه گیری شد. داده ها توسط آزمون های آماری تی زوج و تی دانش آموزی تجزیه و تحلیل شدند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: تفاوت معنی دار آماری بین میانگین هورمون رشد در روز اول در دو گروه کرانیوتومی شده و کرانیوتومی نشده وجود داشت (P&lt;0/05)، اما تفاوت معنی دار آماری بین میانگین سطح سرمی کورتیزول در روز اول در دو گروه مورد مطالعه وجود نداشت. همچنین میانگین سطح سرمی هورمون رشد در روز هفتم در دو گروه مورد مطالعه اختلاف معنی دار با هم داشتند (P&lt;0/05)، اما میانگین سطح سرمی کورتیزول در روز هفتم نیز در دو گروه فاقد اختلاف معنی دار بود. میانگین تغییرات سطح سرمی هورمون رشد و کورتیزول (هر دو) از روز یکم تا هفتم در دو گروه مورد مطالعه با هم تفاوت معنی دار آماری داشتند (P&lt;0/05).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: یافته ها نشان داد که کرانیوتومی به عنوان یک عامل مستقل از تروما می تواند باعث تغییرات چشمگیرتر سطح هورمون های کورتیزول و رشد به صورت افزایش سطح سرمی آنها بشود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>بهرام امین منصور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ار تباط یادگیری و استعداد ابتلاء به کیندلینگ شیمیایی باپنتیلن تترازول در موش‌های صحرایی نر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=162&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: صرع یکی از اختلالات عصبی مزمن در انسان است که از مهم ترین کانون های ایجاد کننده آن می توان به آمیگدال اشاره نمود. این ناحیه از مهم ترین مناطق مغزی دخیل در شرطی شدن نسبت به ترس است و به نظر می رسد اختلال در مدار های نورونی این ناحیه می تواند زمینه ساز ابتلاء حیوان به تشنج باشد. هدف از این تحقیق پاسخ به این سوال است که آیا اختلال در یادگیری می تواند نشان دهنده اختلال در مدارهای نورونی این ناحیه و در نتیجه زمینه ساز استعداد حیوانات برای تشنج باشد. &lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: 20 موش صحرایی نر از نژاد ویستار برای ایجاد شرطی شدن احترازی فعال دو طرفه تحت آزمایش شاتل باکس قرار گرفته و بر اساس پاسخ های ارائه شده توسط حیوان به دو گروه دیر یاد گیر و زود یاد گیر تقسیم شدند. سپس جهت ایجاد کیندلینگ تحت تزریق داخل صفاقی پنتیلن تترازول قرار گرفته و پاسخ های تشنجی حیوان ثبت و مورد بررسی قرار گرفت. تجزیه و تحلیل آماری داده ها با استفاده از آزمون آنالیز واریانس یک طرفه، آزمون توکی و آزمون من ویتنی یو انجام گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که طی روند کیندلینگ موش های گروه دیر یادگیر نسبت به موش های گروه زود یادگیر استعداد بیشتری برای بروز تشنج از خود نشان داده و اختلاف معنی داری در مرحله حمله و مدت زمانی که طول می کشد تا حیوان به مرحله دوم تشنج برسد بین دو گروه وجود داشت(P&lt;0/05).&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با استناد به نتایج فوق می توان میزان استعداد موش های صحرایی نر را برای کیندلینگ از روی میزان اختلال در یاد گیری شرطی شدن نسبت به ترس که نشان دهنده میزان اختلال در مدار های نورونی آمیگدال می باشد حدس زد.</description>
						<author>محمد رضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر سرعت فیوژن بر میزان تکوین و رشد جنین‌های دوسلولی الکتروفیوز شده تتراپلویید گاو</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=163&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: امروزه از الکتروفیوژن جنین های دو سلولی و ایجاد تتراپلوئیدی به عنوان یکی از مهم ترین مراحل در بیوتکنولوژی حیوانی نام می برند، زیرا از جنین های تتراپلوئید به عنوان بستری جهت رشد و تکوین سلول های ترانس ژنیک استفاده می گردد. این مطالعه به منظور تعیین اثر سرعت فیوژن ایجاد شده به وسیله تحریک الکتریکی بر میزان تکوین جنین های تتراپلوئید انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی پس از بلوغ توده های تخمک کومولوس و 35-33 ساعت پس از تلقیح، تعدادی از جنین های دو سلولی به عنوان گروه کنترل جدا گردید (UCG). مابقی جنین های دو سلولی به روش الکتروفیوژن تحت تاثیر ولتاژ ۰/۷۵ کیلوولت بر سانتی متر و زمان ۸۰ میلیونیم ثانیه قرار گرفتند و به محیط SOF1 منتقل شدند. سپس در زمان های 30 و 60 دقیقه بعد از الکتروفیوژن، جنین های فیوز شده (FG) از فیوز نشده (ECG) ، در دو گروه FG30 و FG60 جدا شدند. میزان تکوین جنین ها در گروه های FG30 و FG60 و UCG و ECG با هم مقایسه شد و رابطه سرعت فیوژن و میزان تسهیم و تکوین مورد مطالعه قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: سرعت تسهیم تا مرحله 8 سلولی در جنین های گروه FG60 به طور معنی داری بیشتر از FG30 بود (P&lt;0/05)، در حالی که میزان بلاستوسیست در دو گروه تفاوت معنی داری با هم نداشت. میزان تسهیم و تکوین به ترتیب در گروه UCG به طور معنی داری بیش از گروه های ECG و FG60 و FG30 بود. گسترش کروموزومی جنین های الکتروفیوز شده نیز نشان داد که ۷۶ درصد آنها تتراپلوئید واقعی بودند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: در صورت نیاز به تعداد بیشتری جنین های 8 سلولی و کمتر، احتمالاً جنین های الکتروفیوز شده در گروه FG60 قادرند نسبت به FG30 ، تعداد بیشتری جنین تولید نمایند. توانایی تسهیمی و تکوینی جنین ها با تاثیر پالس های الکتریکی کاهش می یابد.</description>
						<author>محمد رضا دارابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اجزاء بیوشیمیائی مایع کیست هیداتیک در کبد انسان، گوسفند، بز، گاو و شتر، مازندران، 1383</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=164&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: زیر گونه های مختلف اکینوکوکوس گرانولوزوس (عامل کیست هیداتیک در انسان وحیوان) در مناطق اندمیک این بیماری در کشور ما مشاهده شده است که این تنوع از لحاظ انگل شناسی پزشکی و دامپزشکی و همچنین اپیدمیولوژی بیماری، عامل آن، پاتولوژی، کنترل و پیشگیری کیست هیداتیک حائز اهمیت است. جهت تعیین این زیر گونه ها علاوه بر مطالعات مرفولوژیکی و اپیدمیولوژیکی، مطالعات بیوشیمیایی کیست هیداتیک درمیزبان های واسط (انسان وحیوان) می تواند در تعیین زیر گونه های این انگل نقش کمکی داشته باشد. لذا این مطالعه به منظور تعیین میزان ترکیبات بیوشیمیایی در مایع هیداتیک کبد گوسفند، گاو، بز، شتر و انسان در سال ۱۳۸۳ انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این بررسی مقطعی تحلیلی، در مجموع از ۱۱۲ عدد نمونه مایع کیست هیداتیک از کبد میزبانان مختلف مانند گوسفند(۱۶ نمونه)، بز(۱۲ نمونه)، گاو(۶۴ نمونه)، شتر(۱۰ نمونه) به طور کاملا استریل از کشتار گاه شهر های قائم شهر وساری و ۱۰ نمونه انسانی از بیمارستان امام خمینی جمع آوری گردید. میزان سدیم، پتاسیم به روش فلیم فتومتری، کراتینین، آلبومین و کلیسم به روش رنگ سنجی، گلوکز، کلسترول، تری گلیسیرید، اوره، اسید اوریک به روش آنزیمی، اسپارتات آمینوترانسفراز به روش IFCC (براساس تبدیل ال- آسپارتات &amp;larr; به ال- گلوتامات)، آلانین آمینوترانسفراز به روش IFCC (براساس تبدیل ال- آلانین &amp;larr; ال- گلوتامات) و لاکتات دهیدروژناز به روش DGKC (براساس تبدیل پیروات &amp;larr; لاکتات) اندازه گیری شد. روش آماری به کار رفته در تجزیه و تحلیل داده ها آنالیز واریانس یک طرفه بوده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج&lt;/strong&gt;: تفاوت هایی در میزان سدیم، گلوکز، اوره و آلانین آمینوترانسفراز در مایع کیست های کبدی میزبان های مختلف مشاهده گردید ولی از نظر آماری تفاوت معنی دار نبود. در خصوص پتاسیم، کلیسم، تری گلیسیرید، کلسترول، کراتینین، آلبومین، گاما گلوتامیل ترانسفراز (P&lt;0/05)، اسید اوریک، آسپارتات آمینوترانسفراز ، کراتینین فسفوکیناز و لاکتات دهیدروژناز (P&lt;0/001) این تفاوت معنی دار بوده است.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به وجود اختلافی که در ترکیبات شیمیایی مایع کیست هیداتیک در نمونه های مختلف مشاهده می شود، احتمال آن می رود که در استان مازندران در میزبان های اهلی و انسان بیشتر از یک سویه آکینوکوکوس گرانولوزوس وجود داشته باشد. لذا مطالعات تکمیلی از جمله مولکولی پیشنهاد می شود.&lt;/div&gt;</description>
						<author>مهدی شریف</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثرمصرف توأم داروهای لوزارتان و اکتروتید بر مهار تغییرات پوشش گلومرولی در رت‌های دیابتی، نفرکتومی یک طرفه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=165&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: در دیابت قندی افزایش آنژیوتانسین 2 (AgII)، افزایش فاکتور رشد شبه انسولینی _1(IGF-1) و افزایش هورمون رشد موجب القاء ضایعات کلیوی به ویژه تغییر در محتوا ، ضخامت غشاء پایه گلومرولی (GBM) ، افزایش ضخامت واتصال زوائد پایی پودوسیتی می گردد. در این تحقیق برای اولین بار ترکیب درمانی داروهای لوزارتان (بلوکه کننده گیرنده نوع یک آنژیوتاتنسین 2) و اکتروتید (مهار کننده IGF-1 و هورمون رشد) جهت مهار ضایعات پوشش گلومرولی دیابتی به کار رفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: در این بررسی تجربی 15 راس رت نر دو ماهه، نفرکتومی چپ گردیده و به 5 گروه 3 تایی تقسیم شدند. هفت روز بعد با تزریق زیر جلدی آلوکسان(120 میلی گرم برکیلوگرم زیرجلدی)در گروه های دوم ، سوم، چهارم و پنجم دیابت، القاء گردید. 5 روز بعد از القاء دیابت، گروه سوم لوزارتان (5 میلی گرم برکیلوگرم) از راه دهان وگروه چهارم اکتروتید(10میکروگرم در روز) به صورت زیر پوستی و گروه پنجم هردو دارو را با دزهای گفته شده به مدت هشت هفته دریافت کردند. گروه دوم دیابتی بدون درمان در نظر گرفته شد. سپس کلیه تمام حیوانات گروه ها با روش پرفیوژن ثابت گردید. قطعات یک میلی متری کورتکس بعد از ثبوت ثانویه با تتروکسید اسمیم جهت قالب گیری در رزین TAAB812 پردازش گردید. برش های نازک(600 نانومتری) تهیه و با میکروسکوپ الکترونی انتقالی مورد بررسی کیفی قرار گرفت.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتایج &lt;/strong&gt;:لوزارتان از اتصال زوائد پایی و پهن شدن آنها جلوگیری و لی در مواردی نتوانسته بود حالت سه لایه ای GBM را حفظ نماید. اکتروتید در مهار اتصال زوائد پایی چندان مؤثر نبوده و تاثیری در جلوگیری ازدست رفتن حالت سه لایه ای GBM نداشت. مصرف توأم هر دودارو اتصال و پهن شدن زوائد پایی را مهار و ساختار GBM را حفظ نمود، ولی در موارد معدودی تیغه شفاف مجاور اندوتلیوم دیده نشد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: اکتروتید تأثیر چندانی بر مهار ضایعات پوشش گلومرولی نداشت. هر چند لوزارتان توانست تا حد خوبی از تغییرات فرا ساختاری پوشش گلومرولی جلوگیری نماید، ولی مصرف توأم هردو دارو در اکثر موارد و در مقایسه با لوزارتان، ضایعات دیابتی پوشش گلومرولی را بهتر مهار نمود.</description>
						<author>مجید طوافی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارزش تشخیصی آزمون تحریک ارتعاش صوتی در پیش‌گویی زجر جنین طی فاز فعال زایمان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=166&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: از آن جائی که تشخیص زجر جنین و شناخت روش هایی که بتواند، علاوه بر حداقل هزینه و زمان، دارای ارزش تشخیصی بالایی باشد، در مامایی بسیار مهم است، این بررسی به منظور تعیین ارزش تشخیص آزمون تحریک ارتعاش صوتی در پیش گویی زجر جنین طی فاز فعال زایمان مادران مراجعه کننده به مرکز آموزشی درمانی معتضدی شهر کرمانشاه در سال 1383-1382 انجام شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;روش کار&lt;/strong&gt;: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی انجام شد. 380 زن حامله در فاز فعال زایمان با حاملگی ترم، تک قلو، پرزانتاسیون سفالیک، بدون بیماری زمینه ای و ناهنجاری واضح جنینی، افراد تحت مطالعه را تشکیل می دادند. قلب جنین ابتدا با مونیتورینگ خارجی به مدت 15 دقیقه ثبت و سپس با استفاده از حنجره مصنوعی، صوت با شدت 105 دسی بل به مدت 3 ثانیه از روی شکم مادر به جنین داده و قلب جنین به مدت 15 دقیقه ثبت شد. در صورت افزایش 2 بار 15 ضربه در دقیقه به مدت 15 ثانیه در قلب، جنین واکنش دار و در غیر این صورت بدون واکنش قلمداد می شد. سایر متغیرهای مورد بررسی شامل: نوع زایمان، آپگار دقیقه اول و پنجم، دفع مکونیوم و طناب گردنی بود. اطلاعات به دست آمده با استفاده از درصد، فراوانی، میانگین و تعیین ارزش های تشخیصی و آزمون کای و تست دقیق فیشر، تجزیه و تحلیل شد.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: سن افراد تحت مطالعه 5/8&amp;plusmn;25/2 سال، تعداد حاملگی آنها 1/33&amp;plusmn;1/94 و 51/8 درصد تعداد حاملگی آنها یک حاملگی بوده است. آپگار دقیقه اول 0/69&amp;plusmn;8/61 بود و قلب جنین قبل از تحریک صوتی 61/1 درصد دارای واکنش و 26/3 درصد مشکوک و پس از تحریک صوتی 60/8 درصد دارای واکنش و 5/3 درصد مشکوک بود. حساسیت و ویژگی و صحت آزمون تحریک صوتی در پیش گویی زجر جنین به ترتیب 88/3 درصد، 70 درصد، 75/5 درصد و در روش بدون تحریک صوتی 68/3 درصد و 66/5 درصد و 23/6 درصد بود.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: ارزش تشخیصی آزمون تحریک صوتی در پیش گویی زجر جنین بالا بود و این آزمون قدرت کاهش نتایج قلب جنین مشکوک را داشت. توصیه می گردد که تحقیقات بیشتری درخصوص مدت، شدت صوت و هم چنین استفاده از الگوهای دوره ای قلب جنین صورت گیرد.</description>
						<author>شیرین ایران فر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش سری موارد سندرم سوییت در بیمارستان بو علی تهران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=168&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: سندرم سوییت با ایجاد بثورات ناگهانی به صورت پلاک های دردناک منفرد یا متعدد در اندام ها، صورت و گردن تظاهر می نماید که معمولاً همراه تب و علائم دیگر است. در این مطالعه بیماران دچار سندرم سوییت طی یک دوره ده ساله مورد بررسی قرار گرفته اند.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;موارد&lt;/strong&gt;: این مطالعه، مطالعه ای از نوع سری موارد می ابشد که طی آن بیمارانی که با تشخیص سندرم سوییت از سال 1370 تا 1380 طی یک دوره 10 ساله در بخش پوست بیمارستان بوعلی تهران بستری و تحت درمان قرار گرفته بودند مورد بررسی قرار گرفته اند. مشخصات اصلی ضایعات پوستی بیماران به این شرح بود: بیمار اول ضایعات پوستی برجسته قرمز رنگ حساس و دردناک در دست و ساق پا، بیمار دوم تاول های بزرگ، شل و دارای مایع هموراژیک روی ساق هر دو پا و قسمت فوقانی یک ران و اسکار ضایعات قبلی روی مچ پاها، بیمار سوم پاپول و ندول در ناحیه دست چپ با درد و خارش و ترشحات خونابه ای، بیمار چهارم ضایعات تاولی روی سطح داخلی ران ها، یک تاول در ناحیه تنه و ماکول های هیپرپیگانته و منتشر در سطح شکم، بیمار پنجم پاپول و ندول دردناک در دست ها و ساق پای راست، بیمار ششم پلاک و ندول دردناک، بیمار هفتم پاپول های اریتماتو و دردناک در ساق هر دو پا و روی شکم، بیمار هشتم پاپول و ندول اریتماتو دارای سوزش در شکم و کف دست راست، بیمار نهم ضایعات تاولی ارتیماتو دردناک در گردن و ساق پای راست.&lt;br&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: موارد جالبی در این بیماران یافت شده است. از جمله وجود تاول هموراژیک، وجود تغییرات اپیدرم مثل هیپرکراتوز آکانتوز و پاراکراتوز منطقه ای و وجود اسکارهای ناشی از ابتلا به این بیماری که تا به حال در گزارش های قبلی این بیماری در کتب و مجلات تخصصی اشاره ای به آن ها نشده است.</description>
						<author>رامین طاهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
