<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1394 جلد18 شماره7</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1394/7/9</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی الگوریتم آنالیز اجزاء مستقل (ICA) جهت تشخیص و تفکیک دو گروه مفهومی کلمات خطر و اطلاع رسانی با استفاده از علائم راهنمایی و رانندگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3536&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;در پژوهش   های گوناگون از الگوریتم آنالیز اجزاء مستقل (ICA) جهت تشخیص و حذف آرتیفکت   های چشمی استفاده شده است. اما در این پژوهش، به منظور نوآوری، از الگوریتم ICA هم زمان جهت آشکار سازی آرتیفکت چشم و نیز آشکارسازی سیگنال   های مغزی دوگروه مفهومی کلمات خطر و اطلاع رسانی استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه توصیفی - تحلیلی، ثبت سیگنال   ها به کمک دستگاه میکرومد و کلاه 19 کاناله به صورت تک قطبی با الکترود مرجع Cz انجام شد. جامعه آماری، شامل چهار نفر مرد و چهار نفر زن با دامنه سنی 25 تا 30 سال بود و تکلیف طراحی شده عبارت از سه گروه از تابلوهای راهنمایی و رانندگی بود، به طوری که دو گروه به مفهوم خطر و یک گروه به مفهوم اطلاع رسانی اشاره داشتند.&lt;a name=&quot;OLE_LINK22&quot;&gt;&lt;/a&gt;&lt;a name=&quot;OLE_LINK21&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp; &lt;strong&gt;یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;از بین داوطلب، در دو نفر امواج آلفا با توان بسیار بالا در زمان های استراحت در پس سر مشاهده شد، اما در زمان های تفکر این گونه نبود. با توجه به امواج آلفای پس سری، در زمان تغییر تکلیف از تفکر به استراحت، حداقل 3 و حداکثر 5 ثانیه طول کشید تا دو داوطلب وارد استراحت مطلق شدند. در 7 نفر از آن   ها، سیگنال   های خطر و اطلاع رسانی به خوبی تفکیک شدند که این تفاوت   ها در 5 نفر از 8 داوطلب در نیمکره راست و در 3 داوطلب دیگر در نیمکره چپ مشاهده شدند.&lt;/p&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;الگوریتم ICA به عنوان یکی از الگوریتم   های تشخیص کور منابع، برای تشخیص مفهوم کلمه و جایگاه آن در مغز مناسب می   باشد. نتایج این آزمایش با نتایج به دست آمده از روش   هایی هم   چون تصویر برداری تشدید مغناطیسی عملکردی (fMRI) و روش   های مبتنی بر برق نگاری سیگنال   های مغزی (EEG) در تصور واکه   ای در گفتار خاموش یکسان می   باشد.</description>
						<author>احسان ایمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی وضعیت تغذیه مادر از نظر دریافت بعضی از مواد مغذی و رابطه آن با شاخص‌های آنتروپومتریک نوزاد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3312&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;یکی از عوامل تعیین کننده بقاء و سلامت نوزادان، تغذیه مناسب مادران در دوره بارداری است . هدف از این مطالعه، ارزیابی وضعیت تغذیه مادر از نظر دریافت برخی از ریز مغذی ها و اثر آن بر شاخص های آنتروپومتریک نوزاد می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تحلیلی- مقطعی، تعداد 500 زن باردار مراجعه کننده به زایشگاه سینا شهر اهواز بررسی شدند. میزان دریافت تغذیه ای کلسیم، روی، آهن، ویتامین D با استفاده از نسخه ایرانی پرسش نامه بسامد خوراک اندازه گیری شد و ارتباط آن با وزن، قد و دور سر هنگام تولد نوزادان ارزیابی گردید . داده   ها با استفاده از آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS نسخه 17 تجزیه و تحلیل شدند. سطح معنی   داری برابر با 05/0 p&lt; در نظر گرفته شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;بین میزان مصرف کلسیم و وزن و قد هنگام تولد ارتباط آماری معنی   دار دیده شد. بین مصرف روی و وزن و قد و دور سر نوزاد ارتباط معنی   دار بود. به علاوه، میزان مصرف ویتامین D توسط مادر بر وزن تولد موثر بود(05/0 p&lt; ). اما بین میزان مصرف آهن با هیچ یک از شاخص ها ارتباط آماری معنی   داری دیده نشد(05/0 p&gt; ).&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;نتایج این مطالعه نشان دهنده اثربخشی دریافت تغذیه ای کلسیم، روی و ویتامین D توسط مادر بر برخی شاخص های آنتروپومتریک نوزاد می   باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>زهرا شالیکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر تعاملی تمرین هوازی و دوزهای مختلف ویتامین D تزریقی بر وزن بدن، چربی احشایی و دریافت غذا در موش‌های ماده نژاد ویستار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3582&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;تاثیر تمرین   های ورزشی بر وزن بدن و چربی احشایی در مطالعات متعدد بررسی شده، اما اثر تمرین هوازی همراه با دوزهای مختلف ویتامین D تزریقی بر وزن بدن، چربی احشایی و دریافت غذا نامعلوم است. هدف از این مطالعه، بررسی تأثیر تمرین هوازی و دوزهای مختلف ویتامین D تزریقی بر وزن بدن، چربی احشایی و دریافت غذا در موش   های ماده نژاد ویستار می   باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تجربی، 72 موش صحرایی ماده نژاد ویستار به 9 گروه 8 تایی شامل یک گروه تمرین هوازی (3 روز در هفته به مدت 8 هفته)؛ سه گروه تمرین هوازی و مکمل دهی ویتامین D ( با دوز بالا، متوسط و پایین)، سه گروه مکمل دهی ویتامین D (با دوز بالا، متوسط و پایین) و دو گروه شاهد تقسیم شدند. از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و تحلیل واریانس با اندازه   گیری مکرر برای تجزیه و تحلیل داده   ها استفاده گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که وزن بدن و چربی احشایی در گروه تمرین هوازی با مکمل دهی ویتامین D با دوز بالا نسبت به سایر گروه   ها پایین   تر است. هم چنین میانگین دریافت غذای گروه تمرین هوازی با مکمل دهی ویتامین D با دوز پایین، گروه مکمل دهی ویتامین D با دوز پایین و گروه کنترل نسبت به سایر گروه   ها به طور معنی   داری بالاتر بود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;به نظر می   رسد تمرین هوازی همراه با مکمل   دهی ویتامین D با دوز بالا، نسبت به استفاده از هریک از این استراتژی   ها به تنهایی، روش مطلوب   تری در راستای کاهش وزن و چربی احشایی موش   های ماده نژاد ویستار می   باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>رستگار حسینی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر آموزش بر اساس مدل اعتقاد بهداشتی بر ارتقای رفتار مادران درخصوص نشانه‌های خطر در کودکان کمتر از پنج سال بر اساس مانا (مراقبت‌های ادغام یافته ناخوشی های اطفال)</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3473&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;مادران باید آگاهی و عملکرد کافی در زمینه نشانه   های خطر کودکان برای تغییر رفتار به دست آورند. شناخت عوامل مؤثر در تغییر رفتار، دستیابی به تغییر را آسان خواهد کرد، بنابراین ارائه آموزش در خصوص نشانه   های خطر در کودکان با استفاده از مدل   هایی که عوامل مؤثر بر رفتار را شناسایی می   کنند ضروری است. یکی از این مدل   های مؤثر در امر آموزش مدل اعتقاد بهداشتی است. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش بر رفتار مادران در خصوص نشانه   های خطر در کودکان کمتر از پنج سال صورت پذیرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;این مطالعه کارآزمایی آموزشی در سال 1393 بین 116 مادر دارای کودک کمتر از پنج سال مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اراک صورت گرفت. آن ها به طور تصادفی به دو گروه آزمون (56 نفر) و کنترل (60 نفر) تقسیم شدند. داده ها از طریق تکمیل پرسش نامه پایا و روای محقق به همراه مصاحبه گردآوری شد . مداخله آموزشی در گروه آزمون طی چهار جلسه آموزشی اجرا گردید . مرحله ی پس - آزمون سه ماه بعد از مداخله آموزشی از طریق تکمیل مجدد پرسش نامه صورت گرفت. در نهایت تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS در سطح معنی   داری 05/0 انجام شد .&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;هیچ  گونه تفاوت معنی داری بین میانگین نمره سازه   های مدل اعتقاد بهداشتی و عملکرد مادران در گروه آزمون و کنترل قبل از مداخله مشاهده نشد(05/0 p &gt; )، اما بعد از مداخله تفاوت معنی   داری وجود داشت(001/0 p &lt; ). در این مطالعه، میانگین نمره عملکرد مادران در گروه آزمون قبل و بعد از مداخله به ترتیب برابر با 15/42 &amp;plusmn; 58/39 و 05/23 &amp;plusmn; 52/84 بود که با یکدیگر اختلاف معنی داری داشتند(001/0&gt; p ).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;DIRECTION: rtl&quot;&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;براساس نتایج این مطالعه، مداخله آموزشی مبتنی بر نیازسنجی اولیه بر مبنای مدل اعتقاد بهداشتی در بهبود عملکرد مادران در خصوص نشانه   های خطر در کودکان مؤثر است و می   تواند برای طراحی برنامه   های آموزشی مفید باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محسن شمسی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تجویز پیش و پس ازآموزش نانو ذرات اکسیدمنیزیم برحافظه ی اجتنابی غیرفعال درموش سوری نر بالغ</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3241&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه وهدف: &lt;/strong&gt;عدم عبورمنیزیم ازسد خونی- مغزی، چالشی جدی برای استفاده درمانی این عنصر در بیماری &amp;rlm; های نورولوژیک می&amp;rlm;باشد. اما اخیراً کاربرد نانوذرات اکسید منیزیم که قادر به عبوراز سدهای بیولوژیک است امیدهای تازه &amp;rlm; ای را ایجاد نموده است. با توجه به اثرات تقویت کننده نانو ذرات اکسید منیزیم بر حافظه و مشخص نبودن بهترین زمان کاربرد و مدت تاثیر آن، هدف از مطالعه حاضر، مقایسه اثرات تجویز پیش و پس ازآموزش مقادیر مختلف نانواکسید منیزیم بر حافظه بلندمدت بوده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; موادو روش &lt;/strong&gt;&amp;rlm; &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تجربی، از 56 سر موش سوری نر بالغ نژاد NMRI درگروه &amp;rlm; های کنترل ودریافت کننده نانو اکسید منیزیم در دوزهای 1، 5/2 و 5 میلی &amp;rlm; گرم بر کیلوگرم (به صورت درون صفاقی) پیش و پس از آموزش استفاده شد. حافظه &amp;rlm; ی دراز مدت موش &amp;rlm; ها طی یک هفته در روزهای 1، 3 و 7 روز پس از آموزش (دریافت شوک) به روش یادگیری اجتنابی غیرفعال و به کمک دستگاه استپ داون ارزیابی گردید. زمان تاخیر پایین آمدن از سکوی امن، معیار سنجش حافظه در نظرگرفته شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته&amp;rlm;ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد که تزریق پس از آموزش نانواکسید منیزیم در دوزهای 5/2 و 5 میلی &amp;rlm; گرم بر کیلوگرم، بدون تغییر در فعالیت حرکتی، با افزایش معنی&amp;rlm;دار درزمان تاخیر پایین آمدن از سکوی امن طی مدت یک هفته باعث بهبود حافظه شد(001/0 &gt; p )، ولی در دوز 1 میلی &amp;rlm; گرم بی &amp;rlm; تاثیر بود. تزریق پیش از آموزش نانواکسید منیزیم منجربه افزایش نسبی حافظه گردید، اما نسبت به گروه کنترل معنی&amp;rlm;دار نبود.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;&amp;rlm; &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;براساس نتایج فوق، مصرف نانوذرات اکسید منیزیم باعث بهبود حافظه دراز مدت شده و این امر زمانی امکان &amp;rlm; پذیر است که مرحله آموزش و اکتساب رخ داده باشد، در غیر این صورت تاثیر قابل ملاحظه &amp;rlm; ای ایجاد نمی &amp;rlm; نماید.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهناز کسمتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه اثر آلفاتوکوفرول بر تکثیر سلولی و آپوپتوزیس در سلول‌های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3542&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;آلفاتوکوفرول به عنوان یک آنتی   اکسیدانت قوی نقش مهمی را در مهار رادیکال   های آزاد ایفا می   کند. هدف از این پژوهش، بررسی نقش آلفاتوکوفرول بر تکثیر سلولی و مهار آپوپتوزیس در سلول های بنیادی مزانشیم مغز استخوان رت بالغ است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه پژوهشی، سلول   های بنیادی مزانشیم مغز استخوان با روش فلشینگ تحت شرایط استریل استخراج و پس از پاساژ سوم به گروه   های کنترل و دوزهای 15 و 25 میکرومولار آلفاتوکوفرول تقسیم شدند و به مدت 21 روز در محیط استئوژنیک شدند (محیط کشت سلولی حاوی 10 درصد سرم جنین گاوی، 10 میلی   مولار بتاگلیسرول فسفات، 10 نانومولار دگزامتازون و 50 میکروگرم در میلی   لیتر آسکوربیک 3 فسفات) تیمار شدند. سپس میزان تکثیرسلولی، آسیب DNA ، سطح بیان ژن   های Bax و Bcl-2 و هم چنین تغییرات موفولوژیک سلول   ها، طی روند تمایز استئوژنیک مورد بررسی قرار گرفتند و داده   ها با روش آماری تحلیل واریانس یک   طرفه، تجزیه و تحلیل گردیدند و تفاوت میانگین   ها در سطح 05/0 p&lt; معنی   دار در نظر گرفته شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;تکثیر سلولی، میزان قطر هسته و بیان ژن آنتی   آپوپتوتیک Bcl-2 در سلول های بنیادی مزانشیم تیمار شده با آلفاتوکوفرول، در رفتاری وابسته به دوز و در مقایسه با سلول های گروه کنترل از افزایش معنی داری برخوردار بودند(05/0 p&lt; ). گسترش سیتوپلاسم نیز در سلول های تیمار شده با آلفاتوکوفرول در مقایسه با سلول های گروه کنترل مشاهده شد. از آن جایی که آلفاتوکوفرول، کاهش معنی داری در آسیب DNA و بیان ژن آپوپتوتیک Bax در مقایسه با گروه کنترل ایجاد می کند ، بنابراین می   تواند آپوپتوزیس را در سلول   های بنیادی مزانشیم مغز استخوان، در رفتاری وابسته به دوز مهار کند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ملک سلیمانی مهرنجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط پلی‌مورفیسم تک نوکلئوتیدی A/G7146+ ژن مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی 1 با ابتلا به هپاتیت مزمن B</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3589&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه &lt;/strong&gt;&lt;strong&gt;و هدف: &lt;/strong&gt;با وجود طراحی و به کارگیری واکسن ی موثر علیه ویروس هپاتیت B ( HBV )، عفونت مزمن با این ویروس هنوز یکی از مهم   ترین مشکلات بهداشت جهانی می   باشد. زمینه ژنتیکی میزبان از جمله پلی   مورفیسم   های تک نوکلئوتیدی نقش مهمی در مزمن شدن یا پاکسازی عفونت ایفا می   کند. محصول نهایی ژن مرگ برنامه   ریزی شده سلولی 1 ( PDCD1 ) به میزان فراوان در سطح سلول   های T بیان شده و در عفونت   های مزمن ویروسی از پاسخ سلول   های T اختصاصی بر علیه ویروس ممانعت می   کند. در این مطالعه، ارتباط پلی   مورفیسم تک نوکلئوتیدی A/G 7146&lt;strong&gt;+&lt;/strong&gt; در اینترون 4 ژن PDCD1 با عفونت مزمن هپاتیت B در جمعیت ایرانی بررسی گردیده است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه مورد-شاهدی،&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;212 فرد مبتلا به هپاتیت B مزمن و 208 فرد شاهد ارزیابی شدند. DNA ژنومی افراد مورد مطالعه استخراج شد و پس از انجام واکنش زنجیره   ای پلیمراز ( PCR )، پلی مورفیسم 7146+&lt;strong&gt;&amp;nbsp;&lt;/strong&gt;با روش RFLP تعیین گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;فراوانی ژنوتیپ   های GG ، GA و AA در جایگاه 7146 اینترون 4 ژن PD1 به ترتیب 4/77 درصد، 7/20 درصد و 9/1 درصد در گروه بیماران و 8/80 درصد، 4/15 درصد و 8/3 درصد در گروه شاهد بود. پس از تحلیل   های آماری، اختلاف معنی   داری میان دو گروه بیمار و شاهد مشاهده نگردید(198/0 = p ).&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;درصد فراوانی ژنوتیپ   های مورد مطالعه در این جمعیت با مطالعات قبلی هم راستا می   باشد. نتایج این مطالعه نشان دادند که هیچ   گونه همبستگی میان پلی   مورفیسم تک نوکلئوتیدی A/G در اینترون 4 ژن PD1 و استعداد ابتلا به هپاتیت B مزمن در جمعیت ایرانی وجود ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سید رضا محبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر کرم حاوی زعفران با غلظت 20 درصد بر میزان عفونت و باز شدن محل برش اپیزیوتومی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3475&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;اپیزیوتومی یکی از متداول   ترین اعمال جراحی زنان و زایمان است که در مرحله دوم زایمان جهت تسهیل زایمان انجام می   شود. برش این ناحیه با درد و ناراحتی همراه است. ترمیم زخم موجب رهایی از درد و بازگشت سریع   تر به فعالیت   های روزانه می   گردد. با توجه به میزان بالای عفونت محل اپیزیوتومی، تصمیم گرفتیم که اثرات از کرم زعفران 20 درصد را در زنانی که تحت اپیزیوتومی قرار گرفته اند بررسی نماییم.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;این کار آزمایی بالینی تصادفی دو سوکور روی 60 زن باردار نخست زا انجام شد که طی سال   های 1392 تا 1393 در مرکز آموزشی درمانی طالقانی اراک تحت زایمان طبیعی و اپیزیوتومی قرار گرفته بودند. گروه مداخله، هر روز 3 بار به مدت 2 هفته کرم موضعی عصاره زعفران20 درصد دریافت کردند و گروه شاهد کرم موضعی پلاسبو دریافت نمودند. وضعیت زخم و ترمیم آن در روز اول، هفتم و چهاردهم بعد از زایمان بررسی شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته ها: &lt;/strong&gt;از نظر ترمیم محل اپیزیوتومی در روزهای هفتم (054/0 = p ) و چهاردهم  (003/0 = p ) و روند پیوستگی لبه زخم در روز های اول (015/0 = p )، هفتم (013/0 = p ) و چهاردهم (001/0 = p ) در دو گروه اختلاف معنی   داری دیده شد. از نظر باز شدن زخم در روز اول (492/0 = p ) اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت، اما در روزهای هفتم (001/0 = p ) و چهاردهم (026/0 = p ) یک اختلاف آماری معنی   دار بین دو گروه مشاهده شد.&lt;/p&gt;
&lt;strong&gt;نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;این مطالعه نشان داد که مصرف کرم عصاره زعفران 20 درصد برای ترمیم زخم اپیزیوتومی و پیوستگی لبه های زخم می تواند موثر باشد.</description>
						<author>سحر محرابی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط پلی‌مورفیسم Arg399Gln ژن XRCC1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در استان گیلان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3489&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;تقریبا 50 درصد دلایل اصلی ناباروری مردان ناشناخته مانده است. به نظر می   رسد اختلالات ژنتیکی مسبب بروز بسیاری از موارد ناباروری ایدیوپاتیک باشد. پروتئین داربستی ترمیم اشعه ایکس گروه 1 (XRCC1) در مسیر ترمیم برش پایه (BER) و ترمیم شکست تک رشته DNA (SSBR) نقش دارد. پلی   مورفیسم   های تک نوکلئوتیدی &lt;i&gt;XRCC1 &lt;/i&gt;ممکن است ظرفیت ترمیم DNA را دستخوش تغییر قرار دهند. از این رو به عنوان عامل خطر ابتلا به ناباروری در نظر گرفته می   شوند.&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;/i&gt;پلی   مورفیسم Arg399Gln ژن &lt;i&gt;XRCC1 &lt;/i&gt;در دومین حفاظت شده BRCT1 قرار دارد. هدف از این مطالعه، بررسی احتمال ارتباط بین پلی   مورفیسم Arg399Gln ژن &lt;i&gt;XRCC1 &lt;/i&gt;و استعداد ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک مردان است.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه مورد-شاهدی، فراوانی ژنوتیپی و آللی پلی   مورفیسم Arg399Gln از طریق واکنش زنجیره   ای پلی   مراز- پلی   مورفیسم طول قطعه محدودکننده (PCR-RFLP) در یک جمعیت گیلانی شامل 144 مرد مبتلا به ناباروری ایدیوپاتیک و 166 مرد سالم مورد بررسی قرار گرفت. تحلیل آماری به کمک نرم   افزار مدکالک نسخه 12 انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;با توجه به نتایج این تحقیق، ژنوتیپ   های Arg/Gln ، Gln/Gln و Arg/Gln+Gln/Gln در مقایسه با ژنوتیپ Arg/Arg به ترتیب ارتباط معنی   داری با افزایش خطر ابتلا به ناباروری ایدیوپاتیک مردان نشان می   دادند(0001/0&gt; p ، 41/7-37/2= CI برابر با 95 درصد، 19/4= OR )، (0034/0 &gt; p ، 81/7-50/1= CI برابر با 95 درصد، 42/3= OR )، (0001/0 &gt; p ، 09/7-32/2 = CI برابر با 95 درصد، 06/4 = OR ). به علاوه، فراوانی آلل Gln در بیماران مبتلا به ناباروری به شکل معنی   داری بیشتر از افراد شاهد بود( 0004/0 = p ).&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;در مجموع، پلی   مورفیسم Arg399Gln ژن &lt;i&gt;XRCC1 &lt;/i&gt;می   تواند با ناباروری ایدیوپاتیک مردان در ارتباط باشد و آلل Gln ممکن است یک فاکتور خطر ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت مورد مطالعه باشد. برای رسیدن به یک نتیجه   گیری قطعی لازم است که یک جمعیت بزرگ   تر و اقوام مختلف مورد مطالعه قرار گیرند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>زیور صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تغییر ساختار پروتئین آلبومین سرم انسانی دراثر باقی ماندن سم دیازینون روی مواد غذایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3549&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; زمینه و هدف: &lt;/strong&gt;آلبومین سرم انسانی (HSA) یک پروتئین محلول در خون است که می   تواند به مولکول   های کوچک (نظیر سم   ها و داروها) متصل شده و آن   ها را به جریان گردش خون منتقل کند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; مواد و روش &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;طیف سنجی فرابنفش &amp;ndash; مرئی برای مشخص کردن ویژگی   های پیوند آلبومین سرم انسانی با دیازینون (سم ارگانوفسفره) و روش طیف سنجی تبدیل فوریه مادون قرمز (FT-IR) برای بررسی تغییرات ساختار دوم پروتئین در سطح مولکولی و تحت شرایط فیزیولوژی، در روز اول و سی و پنجم استفاده شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; یافته &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;مقدار ثابت پیوندی اتصال ( M&lt;sup&gt;-1&lt;/sup&gt; 10&lt;sup&gt;4&lt;/sup&gt; &lt;sup&gt;&lt;sup&gt;367/3 &lt;i&gt;K&lt;sub&gt;Diazinon-HSA&lt;/sub&gt; = ) براساس داده  های طیف سنجی فرابنفش - مرئی به دست آمد. در FT-IR ، کاهش ساختار &amp;alpha-Helix برای روز اول از 97/53 درصد بود. به 88/51 درصد سایر ساختارها نظیر Turns ، &amp;szlig;&amp;ndash;Sh eet ، &amp;szlig;&amp;ndash;anti و r-coils به ترتیب از 49/8 درصد به 21/10 درصد، 94/13 درصد به 81/14 درصد، 2/8 درصد به 25/8 درصد و 4/15 درصد به 24/17 درصد افزایش یافتند. برای روز سی و پنج، ساختارهای &amp;alpha-Helixes ، Turns ، &amp;szlig;-Sheet ، &amp;beta- anti و r-coils به ترتیب از 7/56 درصد به 11/47 درصد، 3/25 درصد به 75/29 درصد، 93/6 درصد به 94/10 درصد، 2 درصد به 83/2 درصد و08/9 درصد به 86/10 درصد تغییرکردند . &lt;/i&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;&lt;sup&gt;&lt;sup&gt;&lt;i&gt;&amp;nbsp;&lt;strong&gt; نتیجه &lt;/strong&gt;  &lt;strong&gt;گیری: &lt;/strong&gt;از آن   جایی که محتوای ساختار دوم پروتئین ارتباط نزدیکی با فعالیت بیولوژیکی آن دارد، بنابراین کاهش ساختار &amp;alpha-Helix و افزایش &amp;beta-sheet در غلظت   های بالای دیازینون به معنی کاهش فعالیت بیولوژیکی HSA است . نتایج ما بیان می   کنند که دیازینون پیوند نسبتاً خوبی با HSA دارد و تغییرات قابل توجهی در ساختارهای متنوع دوم ایجاد می  کند که احتمالأ سبب واسرشتگی پروتئین به خصوص نمونه   های روز سی و پنج می   شود. &lt;/i&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/sup&gt;&lt;/p&gt;
</description>
						<author>شهرزاد هادی چگنی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
