<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1384 جلد9 شماره1</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1384/12/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی توانایی پروتئین نوترکیب P39 بروسلا آبورتوس جهت تشخیص آنتی بادی ضد بروسلا در بیماران مبتلا به تب مالت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=252&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: مطالعات زیادی جهت بررسی ایمنی زایی شاخص های آنتی ژنیک بروسلا ازجمله پروتئین P39 در حیوانات انجام گرفته است. در این تحقیق سعی شده است تا آنتی ژنیسیته پروتئین نوترکیبP39 در بیماران مبتلا به تب مالت بررسی گردد. روش کار: در این تحقیق تجربی ابتدا پروتئین نو ترکیبP39 در باکتری اشریشیاکلی تولید گردید. برای بررسی آنتی ژنیسیته پروتئینP39 در بیماران مبتلا به تب مالت از آزمون وسترن بلات با شش سرم بیمار و یک سرم مربوط به فرد سالم استفاده گردید. نتایج: در آزمون وسترن بلات آنتی بادی های موجود در سرم بیماران مبتلا به پروتئینP39 نوترکیب متصل گردید. نتیجه گیری: شناسایی پروتئین نوترکیبP39 آنتی بادی های موجود در سرم بیماران مبتلا به تب مالت، نشان گر تشابه اپیتوپ های فرم نوترکیب با شکل طبیعی آن است. </description>
						<author>حمید ابطحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی آنتی بادی بر علیه ویروس هپاتیت C و فاکتورهای خطر مربوطه در بیماران دیالیزی استان مرکزی در سال 1383</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=254&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: فراوانی بالایی از آلودگی با ویروس هپاتیت C در بیماران همودیالیزی از سراسر جهان گزارش شده است. برای بیماران دیالیزی فاکتورهای خطر مانند دریافت خون، طول مدت دیالیز، دریافت پیوند کلیه و در سال های اخیر انتقال بیمارستانی ویروس در واحدهای دیالیز مطرح می باشد. در این مطالعه فراوانی آنتی بادی ضد ویروس هپاتیت C و فاکتورهای خطر مربوطه در بیماران دیالیزی استان مرکزی بررسی شده است. روش کار: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی از تمامی 204 بیمار دیالیزی استان مرکزی نمونه خون گرفته شد. نمونه ها از نظر آنتی بادی ضد ویروس هپاتیت C با روش الیزای نسل سوم آزمایش شدند. سپس نمونه های مثبت به جهت حذف موارد مثبت کاذب، با روش تأییدی ایمیونوبلات (RIBA) نسل سوم مورد بررسی قرار گرفتند و با استفاده از اطلاعات پرسش نامه ای، فاکتورهای خطر ارزیابی شدند. آنالیز آماری با استفاده از آزمون های کای دو و رگرسیون لجستیک انجام شد. نتایج : 10 بیمار (9/4 درصد) از نظر آنتی بادی بر علیه ویروس هپاتیت C مثبت بودند. دراین بررسی مدت زمان درمان با دیالیز (004/0 =P)، سابقه پیوند کلیه (032/0=p) و مونث بودن (030/0 =p) رابطه معنی داری را با مثبت شدن آنتی بادی بر ضد ویروس هپاتیتC نشان داد. در این مطالعه ارتباط معنی داری بین سابقه تزریق خون و مثبت شدن از نظر آنتی بادی بر علیه ویروس هپاتیت C مشاهده نشد. نتیجه گیری : به نظرمی رسد انتقال بیمارستانی ویروس هپاتیت C در واحدهای دیالیز یکی از راه های ایجاد موارد جدید عفونت در بیماران دیالیزی استان مرکزی است. رعایت اصول توصیه شده از طرف CDC در مرکز دیالیز می تواند در کاهش فراوانی عفونت HCV در بیماران دیالیزی این استان موثر باشد. </description>
						<author>کتایون صمیمی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر نورتریپتیلین و ویتامین B12 بر نوروپاتی دیابتی نوع دو</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=255&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: دیابت یکی از بیماری های شایع جوامع امروزی است. اکنون صد میلیون دیابتی در دنیا زندگی می کنند که تا 30 سال آینده دو برابر می شوند. جمعیت دیابتی ایران بالاتر از یک و نیم میلیون نفر تخمین زده می شود(1). شیوع نوروپاتی علامت دار در دیابت15 درصد است ولی در بررسی با NCV شیوع آن 50 درصد می باشد(2). با توجه به این که نوروپاتی یکی از مزاحم ترین علایم بیماران دیابتی است و در حال حاضر درمان موثری برای آن وجود ندارد، لزوم یافتن راه های جدید درمانی مطرح می شود. روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی، در یک دوره سه ماهه برروی بیماران دیابتی مراجعه کننده به کلینیک دیابت بیمارستان ولیعصر(عج) اراک، در سال 84 انجام شد. 100 بیمار دیابتی به صورت تصادفی انتخاب و به طور مساوی به شکل یک در میان در دو گروه مداخله و کنترل قرار گرفتند. معاینه کامل حسی - حرکتی توسط یک نفر صورت گرفت. پرسش نامه ای نیز جهت ثبت علائم بالینی و شرح حال بیمار تهیه شد که شامل علائم درد، خواب رفتن اندام، پارستزی اندام ها و معاینات انجام شده شامل تست prink pin ، حس پوزیشن و بررسی حس ارتعاش بود. NCV نیز از تمامی بیماران انجام شد. قند و HbA1c بیماران نیز بررسی گردید. سپس ویتامین B12 در گروه مداخله به میزان 2000 میکرو گرم دو بار در هفته و قرص نور تریپتیلین در گروه کنترل به میزان 10 میلی گرم شبی یک عدد، به مدت 3 ماه تجویز شد. بعد از 3 ماه بیماران مجدداً معاینه شده و نتایج حاصل مقایسه گردید. اطلاعات به دست آمده با استفاده از شاخص های میانگین و انحراف معیار و آزمون های آماری کای اسکوئر، کی- اس، لون، تی و من ویتنی تجزیه و تحلیل شد. نتایج: اختلاف نمره درد بعد از درمان نسبت به قبل از درمان بر اساس مقیاس معیار آنالوگ بینایی (VSA) در گروه B12 به طور میانگین 66/3 (25/4-06/3) و در گروه نورتریپتیلین 48/0(13/1-54/0) کاهش داشت(001/0 p&lt;). اختلاف نمره پارستزی در گروه ویتامینB12 به طور میانگین 98/2 (44/3-51/2) و در گروه نورتریپتیلین 06/1 (47/1-64/0) کاهش داشت(001/0 p&lt;). هم چنین اختلاف نمره مورمور در گروه B12 48/3 (02/4-93/2) و در گروه نورتریپتیلین 02/1(43/1-6/0) کاهش داشت(001/0p&lt;). اختلاف آماری معنی داری بین تغییراتNCV، ارتعاش، حس پوزیشن و pin prink در دو گروه مشاهده نشد. نتیجه گیری: تغییرات علایم بالینی نوروپاتی در گروه درمان شده با B12 نسبت به گروه درمان شده با نورتریپتیلین از نظر آماری معنی دار و تغییرات علایم معاینات فیزیکی معنی دار نبود. </description>
						<author>افسانه طلایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین ارتباط اتساع دهانه رحم و نزول جنین طی 2 ساعت اول مرحله فعال زایمان با روش زایمان در زنان اول‌زا با نوزاد ترم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=256&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تشخیص خانم هایی که در ریسک بیشتری از نظر سزارین هستند در ساعت های اولیه شروع مرحله فعال زایمان از اهمیت به سزایی برخوردار است زیرا با انجام اقدامات لازم جهت تسریع زایمان از افزایش مرگ و میر و عوارض مادر به علت سزارین های تأخیری پیش گیری خواهد شد. این مطالعه به هدف تعیین ارتباط اتساع دهانه رحم و نزول جنین طی 2 ساعت اول مرحله فعال زایمان با روش زایمان در زنان اول زا دارای نوزاد ترم صورت گرفته است. روش کار: این مطالعه در مدت 8 ماه از مرداد 83 لغایت اسفند 83 بر روی 216 خانم حامله اول زا با حاملگی ترم و نمایش سری و جنین تک قلو که در مرحله فعال زایمان خود به خودی بوده و به بیمارستان امام رضا(ع) مشهد مراجعه نموده بودند، صورت گرفت. میزان تغییر در اتساع دهانه رحم و نزول جنین در طی 2 ساعت اول مرحله فعال زایمان مورد بررسی قرار گرفت و برحسب روش زایمان بیماران به دو گروه زایمان واژینال و سزارین تقسیم شدند. فقط سزارین هایی که به دلیل اختلالات تعویقی یا توقفی زایمان صورت گرفته بودند مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها توسط آزمون های تی، آنالیز واریانس یک طرفه و مربع کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: در زنانی که میزان تغییر در اتساع دهانه رحم آنها طی 2 ساعت اول پس از شروع مرحله فعال زایمان بیشتر بود، احتمال سزارین کمتر بود (001/0p&lt;). هم چنین در مواردی که میزان نزول جنین در طی 2 ساعت اول مرحله فعال زایمان بیشتر بود میزان سزارین کمتر بود (001/0p&lt;). بین وضعیت پرده ها در شروع مرحله فعال زایمان و روش زایمان ارتباط آماری معنی داری وجود نداشت، اما بین نیاز به تقویت زایمان با اکسی توسین و روش زایمان ارتباط آماری معنی داری وجود داشت (001/0p&lt;). نتیجه گیری: با بررسی میزان تغییر اتساع دهانه رحم و نزول جنین در طی 2 ساعت اول مرحله فعال زایمان می توان تا حدود زیادی پیش بینی نمود که کدام یک از زنان اول زا با حاملگی ترم، زایمان واژینال خواهند نمود. </description>
						<author>نیره قمیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اعتبار تخمین کلینیکی، سونوگرافیک و مادر برای برآورد وزن جنین در مقایسه با وزن بدو تولد نوزاد در زنان حامله مراجعه کننده به بیمارستان‌های دانشگاهی شهر کرمان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=257&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تعیین هر چه دقیق تر وزن جنین درپیش گیری از عوارض زایمانی و هم چنین در تصمیم گیری متخصصین از نظر نحوهً اجرای زایمان حیاتی است. این امر خصوصاً در موارد مشکوک به ماکروزومی و یا تأخیر رشد جنین(IUGR) و هم چنین در زایمان های زودرس اهمیت دارد. هدف از این تحقیق تعیین اعتبار تخمین کلینیکی، سونوگرافیک و مادر در برآورد وزن جنین در مقایسه با وزن بدو تولد نوزاد می باشد. روش کار: در این مطالعه مقطعی، 246خانم ترم مراجعه کننده به بیمارستان شهید باهنر و بیمارستان افضلی پور شهر کرمان مورد بررسی قرار گرفتند. واحدهای مورد پژوهش که کاندید سزارین بودند ( اکثراً به دلیل سابقه قبلی سزارین) پس از تخمین سونوگرافیک توسط سونوگرافیست، حداکثر طی یک هفته جهت ختم حاملگی بستری شده و توسط دو متخصص و یک دستیار ارشد تخمین کلینیکی وزن جنین صورت می گرفت. ضمناً از مادرانی که سابقه زایمان قبلی داشتند راجع به وزن تقریبی جنین فعلی سوال می شد. همه تست کننده ها از نتایج تخمین وزن جنین توسط سایرین و هم چنین تخمین سونوگرافیک نا آگاه بودند و پس از انجام سزارین وزن نوزاد به عنوان استاندارد طلایی در نظر گرفته می شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی زوج و مربع کای استفاده شد. نتایج: وزن زمان تولد از 2100 گرم تا 5300 گرم متفاوت بود ( با میانگین وزنی443±3339 گرم). در صورتی که معیار وزن 2500 تا 4000 گرم به عنوان وزن طبیعی تلقی شود حساسیت اندازه گیری وزن توسط معاینه کننده ها 8/11 درصد و ویژگی این سنجش 6/99 درصد بود(با ارزش اخباری مثبت و منفی به ترتیب7/66 درصد و 8/93 درصد). در حالی که حساسیت اندازه گیری وزن توسط سونوگرافی6/17 درصد و ویژگی این سنجش5/93 درصد بود( با ارزش پیش گوئی مثبت و منفی به ترتیب3/14درصد و 1/92 درصد). هم چنین حساسیت اندازه گیری وزن توسط مادر 3/6 درصد و ویژگی آن 98 درصد بود. نتیجه گیری: بین اندازه گیری توسط سونوگرافی و متوسط اندازه گیری توسط سه نفر معاینه کننده اختلاف معنی داری وجود نداشت. بنابر این پزشکان با کسب تجربه شاید بتوانند با دقت مشابه و شاید هم بیشتر، در تخمین وزن جنین کمک کنند. </description>
						<author>طاهره اشرف گنجوئی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی روش عمل جراحی و نتایج پیوند انگشتان دست و گزارش 97 مورد پیوند انگشت در مرکز آموزشی درمانی 15خرداد تهران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=258&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پیشرفت های فراوانی در زمینه پیوند انگشتان قطع شده دست صورت گرفته که مدیون پیشرفت های حاصل شده درزمینه روش های جراحی میکروسکوپی و درک متخصصین مربوطه در زمینه تروماهای دست می باشد. در این مطالعه نتایج و روش عمل جراحی پیوند انگشتان دست در 97 مورد پیوند انگشت بررسی شده است. روش کار: دراین مطالعه توصیفی تعداد 66 بیمار با 97 انگشت قطع شده که تحت عمل جراحی پیوند انگشت قرار گرفتند، بررسی شده اند. فقط انگشتانی که قطع کامل شد ند مورد مطالعه قرار گرفتند و انگشتانی که حتی کوچک ترین ارتباط پوستی با استامپ پروگزیمال انگشت داشتند از مطالعه حذف شد ند. هم چنین انگشتانی مورد مطالعه قرار  گرفتند که قطع آنها در محاذات یا بعد از مفصل MCP بوده است. جهت ارائه اطلاعات به دست آمده از آمار توصیفی استفاده شده است. نتایج: میزان موفقیت عمل جراحی پیوند 7/57 درصد یعنی 56 انگشت از 97 انگشت پیوند شده بوده است. 58 بیمار مذکر و 8 بیمار مونث بوده اند. بیماران بین 9 تا 52 سال داشته اند. مدت زمان بستری بیماران در پیوندهای ناموفق بین 3 تا 5 روز و درپیوندهای موفق بین 12 تا 16 روز بوده است. روش جراحی و مراقبت بعد ازعمل جراحی درتمام بیماران یکسان بوده است. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج به دست آمده در این مطالعه به نظر می رسد علت تفاوت نتایج و کمبود موفقیت جراحی نسبت به آمار کشورهای دیگر عدم انتقال صحیح انگشتان قطع شده به مرکز پیوند انگشت و تأخیر در اعزام بیمار به مرکز درمانی باشد. در ضمن مسئله منحنی یادگیری دستیاران جراحی ترمیمی نیز در این زمینه موثر است. </description>
						<author>پرویز مافی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ویتامین Eدر مهار بیماری آنسفالومیلیت خود ایمن تجربی در موش نژادC57BL/6</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=259&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: پراکسیداسیون مولکول های بیولوژیک از جمله لیپیدها با واسطه رادیکال های آزاد در پاتوژنز بیماری مولتیپل اسکلروزیس و آنسفالومیلیت خودایمن تجربی) (EAE، مدل حیوانی مولتیپل اسکلروزیس، مؤثر است. ویتامین E به عنوان یک آنتی اکسیدان ممکن است با کاهش عوامل اکسیدان از جمله نیتریک اکساید در مهار بیماری مؤثر باشد. در این مطالعه اثر ویتامین E بر روی روند بیماری EAE و میزان نیتریک اکساید و اسید اوریک مورد بررسی قرار گرفت. روش کار: در این مطالعه تجربی موش های نر نژاد C57BL/6 در دو گروه درمانی (هر گروه 8 سر) با شرایط سنی و وزنی مشابه قرار گرفتند. 1) موش های مبتلا به EAE تحت درمان با ویتامینE ، که 10 میلی گرم بر حسب وزن ویتامین E هر دو روز یک بار به صورت داخل صفاقی از سه روز قبل تا 19 روز پس از ایجاد بیماری دریافت کردند 2) موش های مبتلا به EAE درمان نشده که تنها حلال ویتامین را با همان جدول زمانی دریافت نمودند. هم چنین 5 سر موش نر نژاد C57BL/6 با شرایط سنی و وزنی مشابه به عنوان گروه سالم در نظر گرفته شد. شدت بیماری، میزان اسید اوریک و نیتریک اکساید در گروه ها مورد بررسی قرار گرفت. نتایج: نتایج نشان داد که شدت علائم کلینیکی در موش های تحت درمان با ویتامینE (8/0±4) در مقایسه با گروه درمان نشده(44/0±3/5) به طور معنی داری کمتر می باشد(01/0p&lt;). هم چنین بین روز شروع حمله بیماری در گروه تحت درمان با ویتامینE و درمان نشده (به ترتیب روز 1±13و روز1±11پس از القا بیماری) اختلاف وجود داشت که البته معنی دار نبود. غلظت اسید اوریک در موش های تحت درمان با ویتامینE در مقایسه با گروه درمان نشده به طور معنی داری کمتر بود (001/0p&lt;). تفاوتی در میزان نیتریک اکساید در بین دو گروه مشاهده نشد. نتیجه گیری: ویتامینE تأثیری بر میزان نیتریک اکساید ندارد اما موجب کاهش سطح اسید اوریک می گردد. به نظر می رسد که ویتامینE از طریق افزایش مصرف اسید اوریک می تواند سبب تأخیر شدت شروع بیماری و کاهش شدت بیماری شود. </description>
						<author>قاسم مسیبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه‌ تأثیر دو روش آموزش حضوری و غیرحضوری مراقبت از خود برکیفیت زندگی و مشکلات جسمی بیماران تحت درمان با همودیالیز نگه دارنده</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=253&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هدف اصلی درمان و مراقبت بیماران مزمن از جمله مبتلایان به نارسایی مزمن کلیه، ارتقاء سطح سلامت و بهبود کیفیت زندگی آنها است. با این حال مطالعات نشان می دهد که سطح سلامت، عملکرد و کیفیت زندگی در بیماران تحت درمان با همودیالیز نگه دارنده اغلب پایین تر از حد انتظار می باشد. لذا تلاش در جهت یافتن روش های آموزشی مؤثر که بتواند مشکلات جسمی این بیماران را کاهش دهد و کیفیت زندگی آنها را بهبود ببخشد، ضروری می باشد. هدف از این مطالعه مقایسه تأثیر دو روش آموزشی حضوری و غیرحضوری (بسته آموزشی) مراقبت از خود بر مشکلات و کیفیت زندگی بیماران تحت درمان با همودیالیز نگه دارنده می باشد. روش کار: این پژوهش یک مطالعه نیمه تجربی است. 63 بیمار از سه مرکز دیالیز در تهران انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه قرار داده شدند. بیماران قبل از آموزش با استفاده از پرسش نامه کیفیت زندگی، پرسش نامه تعیین نیاز آموزشی و چک لیست ها مورد ارزیابی قرارگرفتند. پس از تعیین نیازهای آموزشی یک برنامه آموزشی خود مراقبتی براساس الگوی خود مراقبتی اورم و اصول آموزش به بیمار و مشاوره با متخصصین طراحی و برای بیماران گروه اول به صورت آموزش حضوری اجراء گردید. هم زمان با اجرای برنامه یک سری کامل آن فیلم برداری شد و به صورت بسته آموزشی چند رسانه ای درآمد و در طول یک ماه هفته ای یک بار برای بیماران گروه دوم مطالعه در حین انجام دیالیز و نیز در منزل پخش گردید. بعد از اجرای برنامه، دو گروه توسط همان پرسش نامه ها و چک لیست ها ارزیابی شدند. اطلاعات به دست آمده توسط آزمون های آماری تی دانش آموزی، ویلکاکسون و مک نمار تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: یافته ها نشان داد اکثر متغیرهای مورد بررسی شامل تست های آزمایشگاهی، فشار خون، اضافه وزن بین دو دیالیز، خارش پوستی، ادم و گرمی مسیر عروقی در هر یک از گروه های آموزش حضوری و آموزش غیرحضوری، قبل و بعد از آموزش به طور معنی داری تغییر نموده بود. هم چنین بهبود کیفیت زندگی(گروه اول با 001/0&gt;p و گروه دوم با 002/0&gt;p) قبل و بعد از مداخله در هر یک از گروه ها دیده شد. اما آزمون های آماری اختلاف معنی داری را درتفاوت میانگین های قبل و بعد از مداخله بین دو گروه نشان نداد. نتیجه گیری: بین دو گروه از نظر میزان اثربخشی دو روش برنامه آموزشی خود مراقبتی تفاوت چشم گیری مشاهده نشد. لذا با توجه به مشکلات و هزینه داربودن روش آموزش حضوری در مقایسه با آموزش غیرحضوری، روش غیرحضوری به عنوان یک روش موثر، ارزان قیمت، ساده وجذاب برای بیماران تحت درمان با همودیالیز توصیه می شود </description>
						<author>شهرام براز</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش سری موارد کارسینوم سلول کلیوی با درگیری ورید اجوف تحتانی‏ (تکنیک‌های جراحی و نتایج در8 بیمار)</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=260&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: کارسینوم سلول کلیوی می تواند همراه با گسترش ترومبوز به ورید کلیوی و ورید اجوف تحتانی باشد. درمان مناسب این بیماران شامل نفرکتومی رادیکال همراه با خارج کردن ترومبوز می باشد. در این مقاله، مروری بر نحوه برخورد با این بیماران صورت گرفته است. موارد: این مطالعه از نوع سری مواردی می باشد. طی سال های 1379 تا 1384 ، 148 بیمار با تشخیص تومور کلیوی محدود به ژروتا ( مرحله T3یا پایین تر) در بیمارستان شهید هاشمی نژاد پذیرفته شدند. در میان این بیماران 14 مورد درگیری ورید اجوف تحتانی وجود داشت که در هشت مورد رادیکال نفرکتومی به همراه ترومبکتومی انجام پذیرفت. این بررسی بر روی 8 بیمار اخیر صورت گرفته است. نتایج: متوسط سنی بیماران 4/51 سال، 6 نفر مرد و 2 نفر زن بودند. شایع ترین علامت هنگام مراجعه درد پهلو در75 درصد، هماچوری آشکار در 5/62 درصد و علائم ساختاری در 50 درصد موارد بوده است. تمامی بیماران تومور محدود به ژروتا داشته و متاستاز دوردست مشاهده نشد. درگیری ورید اجوف تحتانی در 6 مورد زیر وریدهای کبدی و در 2 مورد دیگر داخل کبدی بوده است. هیچ مورد مرگ و میر مربوط به جراحی دیده نشد. عوارض بعد از عمل شامل 2 مورد آتلکتازی و 1 مورد ترومبوز ورید عمقی بود که با درمان حمایتی بهبود یافت. نتیجه گیری: با رعایت اصول صحیح جراحی در بیماران با کارسینوم سلول کلیوی همراه با گسترش ترومبوز به ورید اجوف تحتانی، بدون افزایش شیوع عوارض جراحی، می توان ترومبوز را به همراه کلیه به صورت رادیکال خارج کرد و میزان بقاء طولانی مدت در این بیماران انتظار می رود. </description>
						<author>محمد علی زرگر شوشتری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد سندرم بیضه های زن ساز</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=261&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سندرم بیضه های زن ساز اختلالی است که میزان وقوع آن ازیک در20000 تایک در64000 تولد جنس مذکر متغیر است. مشخصات سندرم، فنوتیپ طبیعی زنانه، کاریوتایپ مردانه XY 46 ، تستوسترون خونی طبیعی یا افزایش یافته و LH طبیعی تا افزایش یافته می باشند. در این مقاله یک مورد سندرم بیضه های زن ساز گزارش می شود. مورد: بیمار خانم مجرد 16 ساله ای بود که به علت آمنوره اولیه و فقدان صفات ثانویه جنسی به بیمارستان طالقانی اراک مراجعه کرده بود. بیمار از نظر دستگاه تناسلی خارجی زنانه طبیعی، بدون رشد سینه ها و دچار فقدان رویش موهای اگزیلری و پوبیس بود. وی سابقه عمل جراحی فتق اینگوئینال دو طرفه داشت. در آزمایشات هورمونی، سطوح پلاسمایی FSH و LH افزایش یافته و سطوح پلاسمایی تستوسترون و استرادیول نرمال بودند. در سونوگرافی و CT اسکن لگن، رحم و ضمایم دیده نشد. کاریوتایپ کروموزومی XY 46 گزارش گردید. نتیجه گیری: توصیه شده است که به دلیل خطر نئوپلازی، بیضه موجود باید در زمان مناسب در آورده شود و هورمون درمانی لازم نیز برای بیمار صورت گیرد. هم چنین برخورد با بیمار و خانواده وی به حساسیت و دقت زیادی نیاز دارد. </description>
						<author>مهری جمیلیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
