<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1393 جلد17 شماره10</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/10/11</pubDate>

					<item>
						<title>نقش سولپراید در کیفیت اسپرم و ارتباط آن با باروری نر و روند رشد جنینی در لقاح داخل آزمایشگاهی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3103&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: باروری جنس نر به عملکرد صحیح سیستم پیچیده ای از ارگان ها که نقش مهمی در اسپرماتوژنز دارند، بستگی دارد. در این مطالعه، اثرات داروی سولپراید بر پارامترهای اسپرم و توان لقاح آزمایشی مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی 30 موش نر بالغ به 3 گروه تیمار، کنترل شم و کنترل تقسیم شدند. موش های گروه تیمار روزانه 40 میلی گرم بر کیلوگرم محلول سولپراید را به مدت 45 روز و به صورت داخل صفاقی دریافت کردند. گروه شم فقط حلال دارو را دریافت کرد. بعد از 45 روز متعاقب بی هوشی همه موش ها به روش جابجایی گردن کشته شدند. اسپرم ها از اپیدیدیم جمع آوری و تحرک، زنده بودن و کیفیت DNA اسپرم بررسی شد. میزان باروری داخل آزمایشگاهی در هر گروه از نظر وضعیت لقاح و روند رشد جنینی مورد ارزیابی قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در مقایسه با گروه های کنترل شم و کنترل تحرک و زنده ماندن اسپرم در گروه درمان شده با سولپراید، به طور معنی داری کاهش یافت. درصد آسیب DNA که کاهش میزان لقاح، تقسیم زیگوت و تعداد بلاستوسیت ها و بالا رفتن معنی دار تعداد جنین های متوقف شده را به همراه دارد، در موش های گروه دریافت کننده سولپراید افزایش یافت (05/0p&lt;).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد متعاقب هایپرپرولاکتینمی ایجاد شده توسط سولپراید، القاء اختلال در روند اسپرماتوژنز باعث کاهش کیفیت اسپرم شده و کاهش قدرت باروری و روند رشد جنینی را در مقایسه با گروه های کنترل شم و کنترل به دنبال داشته است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>آرام احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه پنج عامل بزرگ شخصیت و طرحواره‌های ناسازگار اولیه در بیماران دچارسلیاک و افراد سالم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3036&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: بیماری سلیاک یک التهاب ایمنی روده کوچک می باشد که ناشی از حساسیت به گلوتن در رژیم غذایی و پروتئین های مرتبط با آن در افراد به طور ژنتیکی است. این پژوهش با هدف تعیین پنج عامل بزرگ شخصیت و طرحواره های ناسازگار اولیه در بیماران دچار سلیاک و افراد سالم انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مورد- شاهدی تعداد 108 بیمار مبتلا به سلیاک به روش نمونه گیری در دسترس و 108 نفر از افراد غیر بیمار از 4 دانشکده پرستاری، روان شناسی، ادبیات و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی کرج به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. هر دو گروه پرسش نامه های نسخه کوتاه پنج عاملی شخصیت نئو و طرحواره های ناسازگار یانگ را پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل، آزمون تجزیه و تحلیل واریانس و تجزیه و تحلیل واریانس چند متغیره، آزمون بن فرونی و آزمون لاندای ویکلز و در نرم افزار SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که از میان پنج عامل بزرگ شخصیت، نمره روان آزرده گی بیماران دچار سلیاک بیشتر از افراد سالم بود. هم چنین نمره های بیماران در مولفه های طرحواره های ناسازگار اولیه محرومیت هیجانی، بی اعتمادی، نقص/ شرم، انزوای اجتماعی/ بیگانگی، وابستگی/ بی کفایتی، آسیب پذیری نسبت به ضرر یا بیماری، خود تحول نیافته/ گرفتار، شکست، استحقاق/ بزرگ منشی، خویشتن – داری و خود انضباطی ناکافی، اطاعت، ایثار، معیارهای سرسختانه/ عیب جویی افراطی و بازداری هیجانی در مقایسه با افراد سالم، بالاتر بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این بررسی نشان داد که با توجه به تأثیر پذیری بیماری سلیاک از طرحواره های ناسازگار اولیه، می توان از دوره های آموزشی روان شناختی و طرحواره درمانی در بهبود الگوهای هیجانی و شناختی این بیماران استفاده کرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا سلیمی نیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر داروی آتورواستاتین درکاهش آستانه تحریک دهلیزی و بطنی دربیماران با پیس میکر دائمی قلبی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2790&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: استاتین ها موثرترین داروها درکاهش کلسترول خون می باشند. علاوه بر آن، این داروها دارای اثرات مستقل از ضدچربی می باشند. در مطالعات اخیر ثابت شده است که استاتین ها دارای خاصیت ضدالتهابی می باشند و باعث کاهش التهاب می شوند. هدف از مطالعه فوق بررسی تاثیر آتورواستاتین برروی کاهش آستانه تحریک دهلیزی و بطنی دربیماران با پیس میکر دائم قلبی می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: طی این مطالعه مداخله بالینی تعداد 64 بیمار که تحت تعبیه پیس میکر قلبی قرارگرفته بودند را انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه مساوی تقسیم شدند. گروه اول تحت درمان با آتورواستاتین 20 میلی گرم روزانه به مدت 6 هفته قرار گرفتند و گروه دوم به عنوان گروه کنترل در نظر گرفته شدند. میزان آستانه تحریک پذیری دهلیزی و بطنی در ابتدا و انتهای مطالعه در هر دو گروه اندازه گیری ثبت و با همدیگر مقایسه شد و پس از تجزیه و تحلیل آماری نتایج بیان گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: از32 نفر در گروه آتورواستاتین تعداد 17 نفر (12/53 درصد) مرد و 15 نفر (87/46 درصد) زن ودر گروه کنترل 18 نفر (25/56 درصد) مرد و 14 نفر(75/43 درصد) زن بودند. میانگین سنی در گروه دارو و کنترل به ترتیب 27/17±43/72 و 98/10±59/68 سال بود. تفاوت معنی داری در آستانه تحریک دهلیزی و بطنی در گروه دارو و گروه کنترل در ابتدای مطالعه وجود نداشت(05/0p&gt;) و در انتهای مطالعه میزان آستانه تحریک دهلیزی در گروه دارو و کنترل به ترتیب 23/0±55/0 و 19/0±45/0 بود(4/0p=) و میزان آستانه تحریک بطنی در گروه دارو و کنترل به ترتیب 23/0±73/0 و 23/0±66/0 بود(4/0p=).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: ارتباطی بین درمان با آتورواستاتین و کاهش آستانه تحریک دهلیزی و بطنی در بیماران تحت تعبیه پیس میکر قلبی وجود ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ولی الله خدیر شربیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر نانو ذرات اکسید روی بر وابستگی به مرفین در حضور و غیاب ویتامین C در موش‌های سوری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2829&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: با استفاده روز افزون از نانو ذرات اکسید روی در صنعت، صنایع دارویی و بهداشتی، اثر این نانو ذره بر وابستگی به اوپیوئیدها و تداخل احتمالی آن با ویتامین C بررسی نشده است. هدف این مطالعه روشن شدن اثر نانواکسید روی بر وابستگی به مرفین در روش ترجیح مکانی شرطی شده در حضور و غیاب ویتامین C است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی از موش سوری نر بالغ با وزن 3±25 گرم در گروه های دریافت کننده مقادیر مختلف مرفین(5/2، 5، 10 میلی گرم بر کیلوگرم)، نانواکسید روی (5/1، 2، 5 ،10 میلی گرم بر کیلوگرم) و ویتامینC&amp;zwj&amp;zwj (1، 5، 25 میلی گرم بر کیلوگرم) و دریافت توام ویتامین C و نانواکسید روی استفاده شد. تمامی گروه ها مرفین 5 میلی گرم/کیلوگرم را برای ایجاد و تشخیص وابستگی در روش ترجیح مکانی شرطی شده دریافت نمودند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نانو اکسید روی در مقادیر (5/2، 5، 10 میلی گرم بر کیلوگرم) سبب کاهش معنی دار بیان ترجیح مکان شرطی شده ناشی از مرفین شد(001/0p&lt;، 01/0p&lt;). ویتامین C در مقادیر 5 و 25 میلی گرم بر کیلوگرم باعث کاهش بیان ترجیح مکان شرطی شده ناشی از مرفین شد(01/0p&lt;). نانواکسید روی در کلیه مقادیر در حضور دوز بی تاثیر ویتامین C اثر مهاری قوی تری را در بیان ترجیح مکانی حاصل از مرفین نسبت به نانواکسید روی به تنهایی نشان داد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: مصرف توام نانو اکسید روی و اسیداسکوربیک در کاهش وابستگی روانی به مرفین موثرتر و احتمالا می تواند رویکردی قابل بررسی در درمان پدیده اعتیاد باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهناز  کسمتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات دهان شویه کلرهگزیدین بر پنومونی ناشی از تهویه مکانیکی: پاتوژن‌ها، بروز و مرگ و میر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3099&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: پنومونی ناشی از تهویه مکانیکی، شایع ترین عفونت ایجاد شده در بیماران مکانیکی تهویه در واحد مراقبت های ویژه است. پنومونی ناشی از تهویه مکانیکی به عنوان یک موضوع جدی و یک مشکل بالینی قابل توجهی برای بیماران بدحال باقی مانده است. هدف از این مطالعه، بررسی مطالعات برای نتیجه گیری بهترین شواهد موجود برای تامین بهداشت دهان و دندان به بیماران واحد مراقبت ویژه تحت تهویه مکانیکی، تعیین شواهد بالینی درباره کلرهگزیدین و ثبت پژوهش جهت بهبود مداخلات مراقبتی مورد استفاده برای مراقبت دهان در بیماران بدحال می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مروری جستجو در پایگاه های اطلاعاتی CINAHL, SID, Sciencedirect، Google Scholar، Cochrane Library ،Springer و PubMed جهت دسترسی به مطالعات انجام شده در رابطه با دهان شویه کلرهگزیدین و پنومونی ناشی از تهویه مکانیکی بین سال های 1991 تا 2014 با استفاده از کلمات کلیدی کلرهگزیدین، دهان شویه و پنومونی ناشی از تهویه مکانیکی انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: اگرچه مراقبت از دهان با دهان شویه کلرهگزیدین سبب کاهش بروز پنومونی ناشی از ونتیلاتور می شود، اما شواهدی بر کاهش میزان مرگ و میر در بیماران تحت تهویه مکانیکی بستری در بخش مراقبت های ویژه به دنبال استفاده از آن وجود ندارد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: براساس مقاله مروری حاضر می توان گفت که اثر حفاظتی دهان شویه کلرهگزیدین در بهداشت دهان و پیش گیری از پنومونی ناشی از ونتیلاتور در بیماران بدحال ثابت شده است، اما متاسفانه شواهدی بر وجود پروتکل مناسب برای استفاده از دهان شویه کلرهگزیدین در این بیماران موجود نیست.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>هادی  درویشی خضری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط علائم یائسگی، سن، شاخص توده بدن و سندرم متابولیک در زنان یائسه در تعدادی از مراکز بهداشتی درمانی شهر اهواز در سال 1391</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3171&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: یائسگی دوره ای بحرانی در زندگی زنان محسوب می شود که با تغییرات مختلف نوروفیزیولوژیک و شناختی همراه است. زنان مسن تر در خطر بالایی برای سندرم متابولیک و عوارض قلبی - عروقی بعدی آن می باشند. این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین علائم یائسگی و سندرم متابولیک در زنان یائسه انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه به صورت توصیفی - تحلیلی با روش نمونه گیری آسان بر روی 165 زن یائسه مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر اهواز انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه استاندارد شده امتیازبندی عوارض یائسگی، پرسش نامه ثبت اطلاعات دموگرافیک، آزمایشات قند خون ناشتا، تری گلیسیرید، لیپوپروتئین با چگالی بالا، اندازهای آنتروپومتریک و فشارخون نمونه ها بود. داده ها با استفاده از آمارهای توصیفی، ضرایب همبستگی پیرسون، من ویتنی و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که میانگین کلی عوارض یائسگی در این مطالعه 4/5±85/11 بود. بین فشار خون (04/0p=)، قندخون (02/0p=) و لیپوپروتئین با چگالی بالا (02/0=p) با علائم ادراری –تناسلی ارتباط معنی داری مشاهده گردید، ولی بین سایر موارد سندرم متابولیک و حیطه های دیگر علائم یائسگی (سوماتیک و روحی -روانی) ارتباط معنی داری مشاهده نشد. ارتباط معنی داری بین سن و علائم روحی- روانی یافت شد ولی سن با علائم سوماتیک و ادراری-تناسلی ارتباط معنی داری نداشت. بین شاخص توده بدن با علائم یائسگی ارتباطی دیده نشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بین سندرم و علائم ادراری –تناسلی ارتباط معنی داری مشاهده گردید، لذا به عنوان راهکار بهداشتی پیش گیرانه افراد شاکی ازعلائم ادراری تناسلی باید در اولویت بررسی از نظر ابتلا به سندرم متابولیک قرارگیرند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سارا ضیاغم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پیوستگی پلی مورفیسم (C/T593+) ژن GPx1 با بیماری آرتریت روماتوئید در استان گیلان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3081&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: آرتریت روماتوئید، یک اختلال التهابی مزمن است که اساسا روی مفاصل محیطی و بافت های اطراف آن اثر می گذارد. فاکتورهای ژنتیکی و محیطی در پاتوژنز این بیماری موثر می باشند. در سال های اخیر، نقش استرس اکسیداتیو و آنزیم های دخیل در این فرآیند، در آرتریت روماتوئید مورد توجه قرار گرفته است. در مقابله با گونه های واکنش پذیر اکسیژن، آنزیم های آنتی اکسیدانی درونی و گلوتاتیون پراکسیدازها نقش برجسته ای بازی می کنند. از پلی مورفیسم های مهم این ژن، تغییر کدون CTC به جای کدون CCC بوده که موجب جانشینی اسیدآمینه لوسین در موقعیت 198به جای اسیدآمینه پرولین می شود. هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن GPx1 در بیماران مبتلا به آرتریت روماتوئید می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مورد- شاهدی 130 بیمار و 126 فرد سالم مورد بررسی قرار گرفت.DNA ژنومی از سلول های خون استخراج شد. ژنوتیپ ها با استفاده از تکنیک PCR-RFLP تعیین شد. آنالیز داده ها با نرم افزار MedCalc (ویرایش 1/12) صورت گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: فراوانی ژنوتیپ های CC، CT و TT به ترتیب در بیماران 31/32، 08/43 و 61/24 درصد و در افراد سالم 62/42، 10/54 و 28/3 درصد محاسبه شد. نتایج آماری نشان دهنده ارتباط معنی داری بین ژنوتیپ TT ژن GPx1 و بیماری آرتریت روماتوئید بود(002/0p=).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده نقش ژنوتیپ TT در ارتباط با بیماری آرتریت روماتوئید در افراد مورد بررسی می باشد. هرچند جهت تایید نتایج، پیشنهاد می گردد که مطالعه در جمعیت بزرگ تری صورت گیرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>زیور صالحی،</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر محافظتی گلوتامین به واسطه پاسخ HSP70 و کاهش کورتیزول در برابر استرس فعالیت ورزشی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3075&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: پروتئین شوک گرمایی (HSP) می تواند از طریق تسهیل در بازسازی پروتئین های دناتوره شده به عنوان محافظ سلولی عمل کند. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر محافطتی گلوتامین در برابر استرس ناشی از فعالیت ورزشی و ارتباط آن با پاسخ HSP70 و کورتیزول می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی 28 فوتبالیست در چهار گروه برابر کنترل، مکمل، مکمل– فعالیت ورزشی و فعالیت ورزشی، تقسیم شدند. مکمل و دارونما را به مقدار 5/0 گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن و حجم 5 میلی لیتر به ازای هر کیلوگرم وزن بدن یک ساعت قبل از اجرای فعالیت ورزشی مصرف کردند. فعالیت ورزشی شامل 3 مرحله دویدن 20 دقیقه ای با شدت 80 درصد ضربان قلب بیشینه و استراحت فعال 5 دقیقه ای بود. نمونه خونی پایه، پس آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون گرفته و HSP70 سرم و کورتیزول به ترتیب با استفاده از روش الایزا و RIA سنجیده شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس در اندازه گیری مکرر چند متغیره در سطح 05/0 p&amp;le تحلیل شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در مقادیر HSP70 بین گروه مکمل و مکمل فعالیت ورزشی نسبت به گروه کنترل (019/0 p&amp;le و 09/0p&amp;le) و گروه مکمل با مکمل فعالیت ورزشی (032/0p&amp;le) و هم چنین بین مراحل پس آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون نسبت به مرحله پایه (06/0p&amp;le و 08/0p&amp;le) و بین مرحله پس آزمون و 90 دقیقه پس از آزمون (030/0p&amp;le) تفاوت معنی دار وجود داشت. مقادیر کورتیزول بین مراحل پایه و 90 دقیقه پس از آزمون (026/0p&amp;le) تفاوت معنی دار نشان داد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: مکمل گلوتامین محرک بیان HSP70 بوده و ترکیب مکمل– فعالیت ورزشی پاسخ بزرگ تری از HSP70 را شامل می شود لذا به ورزشکارانی که قصد شرکت در تمرینات شدید را دارند مصرف گلوتامین توصیه می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سجاد کرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر انتقال تجربیات سالمندان زن بر میزان افسردگی، احساس پیری وتغییرات جسمانی سالمندان ساکن درمؤسسه خیریه توان بخشی اراک </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3112&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه وهدف&lt;/strong&gt;: این پژوهش با توجه به نظریه زایندگی و رکود اریکسون به بررسی تأثیر انتقال تجارب سالمندان زن بر میزان افسردگی، احساس پیری و تغییرات جسمانی سالمندان ساکن در مؤسسه خیریه جامع توانبخشی شهر اراک است پرداخته است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در طی یک مطالعه شبه تجربی، 30 سالمند زن ساکن در سرای سالمندان که سن آنها بالای 65 سال بود و در آزمون افسردگی سالمندان نمره 9 به بالا کسب کرده بودند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. یک گروه به عنوان گواه و گروه دیگر به عنوان آزمایش انتخاب شد. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسش نامه افسردگی سالمندان و احساس پیری و تغییرات جسمانی بود. برنامه انتقال تجربیات به صورت پیاپی در طی ده جلسه بر روی گروه آزمون اجرا شد و در نهایت برای تحلیل داده ها از آزمون تی همبسته و مستقل استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: ده جلسه انتقال تجربه توانسته بود افسردگی واحساس پیری گروه آزمایش رابه طور معنی داری کاهش دهد ولی این کاهش در مقایسه بین گروه های گواه و آزمون معنی دار نبود. هم چنین کاهش تغییرات جسمانی نیز در بین دو گروه معنی دار نبود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: هر چند جلسات آموزش به طور معنی داری موجب کاهش میزان افسردگی و احساس پیری شد اما نداشتن مؤلفه های مناسب و مورد نیاز برای برقراری یک ارتباط متقابل اثر بخش برای گروه آزمایش از موانع اثر بخشی جلسات انتقال تجربه در گروه آزمودنی ها بوده است بنابراین کار با گروه سالمندان نیازمند بررسی بیشتری دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سعید  موسوی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر تمرین هوازی و استرس صوتی بر میزان سروتونین پلاسمای موش‌های نر صحرایی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3058&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: استفاده از فعالیت های بدنی برای درمان بیماری های عصبی سال هاست که سابقه دارد. هدف از مطالعه حاضر بررسی اثر تمرین هوازی و استرس صوتی بر میزان سروتونین موش های صحرایی نر ویستار بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی تعداد 21 سر موش صحرایی نر بالغ با محدوده وزنی 57/20±82/170 انتخاب شد. موش ها به طور تصادفی به سه گروه (استرس صوتی، تمرین + استرس صوتی و کنترل) تقسیم شدند. موش ها در معرض استرس صوتی، سر و صدای ضبط شده ترافیک (15±100 دسی بل) 60 روز، روزی 5 ساعت (صبح 8 الی 30/10، بعد ازظهر 16 الی 30/18) و تمرین هوازی به صورت پنج روز در هفته و به مدت 60 روز انجام گرفت و پس از 24 ساعت از آخرین جلسه تمرین و سر و صدا ترافیک نمونه گیری خون انجام شد و سطح پلاسمایی سروتونین اندازه گیری گردید. جهت تجزیه و تحلیل نتایج از آزمون های تحلیل واریانس یک راهه و آزمون تعقیبی توکی در سطح معنی داری 05/0 استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که میانگین سروتونین در گروه تمرین هوازی +استرس صوتی(1/3±2/36 نانوگرم بر میلی لیتر) بیشتر از گروه استرس صوتی(1/2±9/21 نانو گرم بر میلی لیتر) و تقریبا نزدیک به گروه کنترل(3/7±8/40 نانوگرم بر میلی لیتر) بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد که تمرین هوازی میزان سروتونین پلاسما ناشی از استرس صوتی را تا حدود زیادی جبران کرده و باعث کاهش اضطراب گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>امیرحسین کریمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
