<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1393 جلد17 شماره9</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی اثر ضد باکتریایی دندریمر پلی‌آمیدوآمین-G4 بر برخی از باکتری‌های گرم منفی و گرم مثبت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3042&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: هدف از این مطالعه بررسی اثر ضد باکتریایی دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 بر باکتری های اشرشیاکلی، آنتروباکتر کلواکه، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی اثرات ضد باکتریایی دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 به روش انتشار دیسک و رقت لوله ای بررسی شد. غلظت های مختلفی از دندریمر پلی آمیدوآمین-G4 بر روی دیسک های بلانک تلقیح شده و در محیط کشت مولر هینتون آگار قرار داده شدند. با تلقیح باکتری ها مطابق با غلظت استاندارد 5/0 مک فارلند، هاله های عدم رشد بررسی گردید. حداقل غلظت بازدارندگی و کشندگی دندریمر پلی آمیدوآمین–G4، به روش رقت لوله ای در محیط کشت نوترینت براث تعیین گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: قطر هاله عدم رشد در غلظت 500 میکروگرم بر میلی لیتر از دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 برای اشرشیاکلی، آنتروباکتر کلواکه، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس به ترتیب برابر 14، 0، 35 و 29 میلی متر بود. درمورد قطر هاله عدم رشد در باکتری های گرم منفی با باکتری های گرم مثبت اختلاف معنی داری مشاهده شد(05/0p&lt;). حداقل غلظت بازدارندگی دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 برای اشرشیاکلی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس به ترتیب برابر1250، 5/2 و 1 میکروگرم بر میلی لیتر بود. حداقل غلظت کشندگی دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 برای اشرشیاکلی، باسیلوس سوبتیلیس و استافیلوکوکوس اورئوس به ترتیب برابر 2500، 5 و 5 میکروگرم بر میلی لیتر بود. دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 بر آنتروباکتر کلواکه اثر بازدارندگی و کشندگی نداشت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: دندریمر پلی آمیدوآمین–G4 برای حذف اشرشیاکلی، استافیلوکوکوس اورئوس و باسیلوس سوبتیلیس موثر است. در ادامه این تحقیقات پیشنهاد می شود که سمیت احتمالی ترکیبات نانوساختار در آب شرب بررسی شده و در صورت عدم ممنوعیت استفاده، بررسی های اقتصادی برای سنتز و استعمال آنها به عمل آید.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>غریب  مجیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط پلی مورفیسم 192 Q /R ژن PON1و ناباروری ایدیوپاتیک مردان در جمعیت گیلان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3045&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: ناباروری یک بیماری سیستم تولید مثلی است که به صورت عدم بارداری بعد از 12 ماه رابطه جنسی منظم بدون استفاده از روش های پیش گیری تعریف می شود. ناباروری مردان تقریبا در 15 درصد زوجین دیده می شود که فاکتورهای محیطی و ژنتیکی در بروز آن نقش دارند. پاراکسوناز یک آنزیم آنتی اکسیدانی است که نقش مهمی در بیماری های مختلف داشته و با استرس اکسیداتیو و متابولیسم لیپید در ارتباط است. خانواده پاراکسوناز شامل سه ژن PON1،PON2 و PON3 می باشد که بر روی بازوی بلند کرومزوم 7 قرارگرفته است. در این تحقیق ارتباط پلی مورفیسم 192 Q/R ژن PON1 با ناباروری ایدیوپاتیک مردان بررسی گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: نمونه های خون از 120 مرد مبتلا به ناباروری ایدیوپاتیک و 124 مرد سالم جمع آوری و با استفاده از روش PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفت. هم چنین به منظور بررسی ارتباط بین فراوانی ژنوتیپی و اللی در دو گروه بیمار و کنترل از آزمون کای اسکوئر استفاده گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: ارتباط معنی دار بین فراوانی ژنوتیپی گروه های نابارور و کنترل مشاهده شد(0001/0p=). یافته های ما نشان می دهد افراد با ژنوتیپ QR و RR احتمال کمتری برای ابتلای به ناباروری ایدیوپاتیک مردان دارند(0001/0p=، 394/0-132/0 95% CI=، 288/0QR: p= .08/1-003/0 95% CI=، 057/0OR= ،05/0p= RR:).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: یافته های ما نشان داد که پلی مورفیسم 192Q/R ژن PON1 با کاهش احتمال ابتلای به ناباروری ایدیوپاتیک مردان در ارتباط است. اگرچه به منظور تایید این نتایج، باید مطالعات گسترده تری با افراد کنترل و بیمار بیشتر صورت گیرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرهاد مشایخی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title> نقش میکروبیوتای روده‌ای در سلامت و مروری کوتاه بر نقش مکمل‌های پروبیوتیکی و پری‌بیوتیکی در پیش‌گیری از چاقی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3072&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: چاقی به عنوان شایع ترین مشکل بهداشتی، زمینه ساز بروز بسیاری از بیماری های مزمن، از عوامل ژنتیکی و محیطی تاثیر می پذیرد. گزارش تفاوت در میکروبیوتای روده ای افرد چاق با افراد لاغر و وجود ارتباط دو طرفه بین آنها، منجر به ایجاد زمینه های تحقیقاتی در خصوص اثرات میکروبیوتای روده ای در بروز چاقی گردیده است. از طرف دیگر، استفاده از مکمل های غذایی فراسودمند، اثرات مفیدی در پیش گیری از چاقی نشان داده اند. هدف مطالعه حاضر بررسی تفاوت جمعیت باکتریایی افراد چاق با افراد عادی، نقش آنها در هموستاز انرژی و مکانیسم اثرات مکمل های پروبیوتیکی و پری بیوتیکی در پیش گیری از چاقی بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مروری تمامی مقالات ثبت شده در پایگاه های علمی اطلاعاتی معتبر از سال 2000 تا 2014 با کلید واژه های پروبیوتیک، پری بیوتیک، چاقی و میکروبیوتای روده ای، استخراج و نتایج آنها مورد بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: بخشی از میکروبیوتای روده ای، استخراج انرژی از مواد غذایی را تسهیل و آن را در بافت چربی ذخیره می نماید. در میکروبیوتای روده ای افراد چاق، شمار باکتری های باکترووئیدس کمتر و فرمیکوتس بیشترند و در افراد لاغر برعکس می باشد. تفاوت در استخراج انرژی مربوط به تفاوت در ترکیب میکروفلور روده ای است. باکتری های گونه Archaea ساکن در محیط روده نیز، با افزایش کارایی و قابلیت تخمیر پلی ساکاریدهای غیر قابل هضم، تولید الکترون ها و خارج کردن انرژی در دسترس در هموستاز انرژی دخالت می کنند. ترکیبات پری بیوتیکی با تحریک رشد باکتری های مفید روده، افزایش تولید اسیدهای چرب کوتاه زنجیر و تعدیل ترشح هورمون های گوارشی در روند پیش گیری از چاقی نقش دارند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: مطالعات بیشتری در ارتباط با شناسایی گونه های خاص باکتری های پروبیوتیکی و سایر غذاهای فراسودمند به منظور پیش گیری از چاقی پیشنهاد می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>بهجت شکروش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی همراهی چندشکلی تک نوکلئوتیدی rs17173608 ژن کمرین با دیابت بارداری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3109&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: دیابت بارداری به عنوان عدم تحمل گلوکز تعریف می شود و برای اولین بارطی بارداری تشخیص داده می شود. برخی مطالعات نقش کمرین را در روند ایجاد دیابت بارداری نشان می دهند. در این مطالعه، برای اولین بار همراهی چند شکلی rs17173608 ژن کمرین با احتمال ابتلا به دیابت بارداری در جامعه زنان شهر اراک بررسی گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه موردی- شاهدی، 120 زن با دیابت بارداری و 150 زن باردار با تست تحمل گلوکز طبیعی انتخاب شدند. دیابت بارداری با تست تحمل خوراکی گلوکز و بر اساس معیار جدید کارگروه مطالعات بارداری انجمن بین المللی دیابت مورد تایید قرار گرفت. نمونه DNA از خون تام حاوی ضد انعقاد استخراج گردید. چند شکلی ژن کمرین با استفاده ازروش T-ARMS PCR تعیین شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: فراوانی ژنوتیپ های GT ،TT و GG در rs17173608 به ترتیب در گروه دیابت بارداری 7/81، 5/17 و 8/0 درصد و در گروه کنترل 3/73، 3/25 و 3/1 درصد به دست آمد. فراوانی ژنوتیپ ها بین گروه دیابت بارداری وکنترل اختلاف معنی داری را نشان نداد. هم چنین، فراوانی آللی درگروه دیابت بارداری (6/9 درصد G، 4/90 درصد T) تفاوت معنی داری با گروه کنترل (14 درصد G، 96 درصد T ) نداشت. هم چنین ارتباطی بین فراوانی ژنوتیپ ها و سطح قند خون ناشتا، قند یک ساعته وقند دوساعته و نمایه توده بدنی مشاهده نشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: مطالعه حاضر نشان می دهد چند شکلی rs17173608 در ژن کمرین با احتمال بروز دیابت بارداری در جمعیت مورد مطالعه همراهی ندارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عبدالرحیم صادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه تأثیر 8 هفته فعالیت هوازی شدید بر سطوح پلاسمایی هورمون‌های ابستاتین، لپتین، انسولین و هورمون رشد در موش‌های چاق نر از نژاد اسپراگوداولی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3007&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: ابستاتین و لپتین، دو هورمون مهم در هموستاز انرژی بدن هستند که در سال های اخیر کشف شده اند. هدف از این مطالعه تأثیر هشت هفته فعالیت هوازی شدید بر سطوح پلاسمایی هورمون های لپتین، ابستاتین، انسولین و رشد در موش های چاق نر نژاد اسپراگودولی بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی 50 سر موش نر با دامنه وزنی20±320 انتخاب شد. موش ها به طور تصادفی به دو گروه مداخله و کنترل تقسیم شدند. برنامه تمرینی، هشت هفته تمرین هوازی شدید بود که در هر هفته، 5 جلسه فعالیت اجرا  شد. شدت تمرینات با سرعت 5 متر بر دقیقه و به مدت 15 دقیقه با شیب صفر درجه آغاز و به صورت پیشرونده در هفته آخر با سرعت 25 متر بر دقیقه، مدت 75 دقیقه و شیب 15 درجه به اتمام  رسید. 24 ساعت پس از پایان آخرین جلسه تمرین، نمونه خونی گرفته شد و سطوح هورمون های ابستاتین، لپتین، انسولین و هورمون رشد اندازه گیری شد. جهت ارزیابی نتایج از روش آماری تحلیل واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در سطوح ابستاتین(02/0p=)، لپتین (02/0p=) و انسولین(03/0p=) پلاسما کاهش معنی داری مشاهده شد، اما میزان هورمون رشد در گروه کنترل با گروه تمرینی شدید، تفاوت معنی داری مشاهده نشد(07/0p=).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد به دنبال فعالیت های ورزشی که منجر به کاهش وزن شود، می توان انتظار کاهش هورمون های ضدگرسنگی (ابستاتین و لپتین) را داشت.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مریم مهبودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ایمنی‌زایی واکسن کاندید هدفمند و چند اپی‌توپی 1-HIV در موش‌های بالب سی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3038&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: تحویل مستقیم آنتی ژن به سلول های دندریتیک موجب تقویت پاسخ های ایمنی می شود و راهکاری مناسب در مبارزه علیه پاتوژن های موتاژنی نظیر HIV می باشد. هدف این مطالعه بررسی پاسخ های ایمنی حاصل از تحویل مستقیم پروتئین نوترکیب چنداپی توپی tat/pol/gag/env ویروس 1-HIV با کمک آنتی بادی منوکلونال علیه 205-DEC موجود در سطح سلول های دندریتیک موش جهت تقویت پاسخ های ایمنی است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی- آزمایشگاهی، پروتئین نوترکیب حاصل از بیان پلاسمید pET23a-HIVtop4 حاوی سکانس 20-1Tat، 610-577ENV، 190-150Pol، 323-296ENV، 186-158Gag و 61-44Tat در سویه اشرشیاکلی 21BL به عنوان واکسن مدل استفاده شد. به منظور به کارگیری ویژگی های سلول های دندریتیک در روند ایمنی زایی، پروتئین نوترکیب به روش شیمیایی به آنتی بادی علیه گیرنده 205-DEC کونژوگه گردید. موش های بالب سی به صورت زیرپوستی با فرم کونژوگه یا غیرکونژوگه (کنترل) پپتید 4HIVtop به همراه Poly I:C به عنوان عامل بلوغ سلول های DC، ایمونیزه شدند. تکثیر سلولی به روش برومو دی یوریدین، پاسخ سیتوتوکسیسیتی با اندازه گیری گرآنزیم B، اینترلوکین های 4 و 7، اینترفرون گاما و آنتی بادی توتال به ترتیب با روش الیزای مستقیم و غیر مستقیم سنجیده شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: ایمونیزاسیون با پپتید متصل به آنتی بادی علیه 205-DEC در مقایسه با گروه های کنترل موجب افزایش قابل ملاحظه در پاسخ های تکثیری، سیتوتوکسیسیتی، تولید اینترلوکین های 4 و 7، اینترفرون گاما و نیز تیتر آنتی بادی توتال گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: تحویل مستقیم آنتی ژن پروتئینی مورد نظر به سلول های دندریتیک + 205-DEC، در مقایسه با گروه های کنترل موجب افزایش قابل توجه پاسخ های ایمنی می شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معصومه ابتکار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر 8 هفته تمرین پیلاتس بر سطح هورمون آنتی مولرین و عوامل خطرساز قلبی و متابولیکی در زنان مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3018&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: سندروم تخمدان پلی کیستیک یک اختلال هورمونی پیچیده است که سیستم های متابولیکی و تولید مثلی را متاثر می سازد. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر 8 هفته تمرین پیلاتس بر سطح هورمون آنتی مولرین و عوامل خطرساز قلبی و متابولیکی در زنان مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون، 20 زن مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک (29/4±16/28 سال) به طور تصادفی به گروه های تمرین پیلاتس (10 نفر) و کنترل (10 نفر) اختصاص داده شدند. گروه تمرین در یک برنامه فزاینده حرکات پیلاتس شرکت نمودند، (سه روز در هفته) در حالی که به گروه کنترل آموزش داده شد در طول دوره 8 هفته ای تحقیق سطح فعالیت های معمول خود را حفظ نمایند. سطوح سرمی هورمون آنتی مولرین، ترکیب بدنی و شاخص های متابولیکی قبل و بعد از دوره تمرین ارزیابی شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: بعد از 8 هفته تمرین پیلاتس شاخص مقاومت به انسولین، کلسترول تام، لیپوپروتئین با چگالی پایین، تری گلیسرید و چربی شکمی به طور معنی دار کاهش یافت(05/0p&lt;). به علاوه، مقادیر هورمون آنتی مولرین در پاسخ به تمرین هوازی به طور معنی دار کاهش یافت(05/0p&lt;).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: این نتایج پیشنهاد می کند که تمرین پیلاتس می تواند اثرات مطلوبی بر شاخص های متابولیکی و ذخیره تخمدانی در زنان مبتلا به سندروم تخمدان پلی کیستیک داشته باشد&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عباس صارمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تنوع ژنتیکی GSTP1 در رتینوپاتی دیابتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2981&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: رتینوپاتی دیابتی یکی از عوارض شدید دیابت بوده و موجب نابینایی در بزرگسالان در سراسر جهان می شود. افزایش قند خارج سلولی در دیابت، محرک تولید گونه های واکنش پذیر اکسیژن و افزایش استرس اکسیداتیو می باشد. گلوتاتیون S– ترانسفرازها، آنزیمی است که موجب محافظت انسان در برابر آسیب های حاصل از ترکیبات اکسیژنی واکنش پذیر می شود. در مطالعه حاضر به بررسی ارتباط پلی مورفیسم ژن GSTP1 با بیماری رتینوپاتی دیابتی پرداخته شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مورد- شاهدی 70 بیمار مبتلا به رتینوپاتی دیابتی و 70 فرد سالم مورد بررسی قرار گرفتند. DNA از لوکوسیت های خون محیطی استخراج گردید. تعیین ژنوتیب با استفاده از تکنیک PCR-RFLP صورت گرفت. آنالیز آماری به وسیله برنامه MedCalc نسخه 12 انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: فراوانی ژنوتیپ های Ile/Ile و Ile/Val ژن GSTP1 در بیماران به ترتیب برابر با 42/71 و 57/28 درصد بود در حالی که در گروه بیمار 58/78 و 42/21 درصد به دست آمد. آنالیز آماری تفاوت معنی داری بین گروه بیمار و کنترل نشان نداد(05/0p&lt;).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: ارتباط معنی دار بین پلی مورفیسم ژن GSTP1 و بیماری رتینوپاتی دیابتی در جمعیت مورد مطالعه مشاهده نشد. با این وجود جهت تعیین نقشGSTP1 در بیماری رتینوپاتی دیابتی به مطالعات وسیع تری نیاز است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>زیور صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تغییر وابسته به زمان در محتوی گلوتامات و گابای هیپوکامپی به دنبال تشنج ناشی از انفوزیون وریدی پنتیلین‌تترازول در موش صحرایی نر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3067&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: تشنج یک فعالیت الکتریکی نابجا و ناهماهنگ بین تحریک و مهار در مغز است. پنتیلن تترازول رایج ترین ماده تشنج زا است که به شکل وسیعی برای ایجاد فعالیت صرعی در حیوانات آزمایشگاهی مورد استفاده قرار می گیرد. اثر این ماده تغییر تعادل گلوتامات و گابا در مغز است. این تحقیق برای تعیین مدت ماندگاری این تغییر در هیپوکامپ موش صحرایی صورت پذیرفته است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی تعداد 18 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار در سه گروه آزمایشی قرار گرفتند. غلظت 20، 25 و 30 میلی گرم در میلی لیتر پنتیلن تترازول به صورت وریدی جهت تغیین غلظت موثر تزریق شد. رفتار تشنجی به صورت تشنج تونیک کلونیک ثبت گردید. سپس میزان گلوتامات و گابا در هیپوکامپ به روش بیوشیمیایی در دو زمان صفر و 20 دقیقه بعد از قربانی کردن حیوان بررسی گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: زمان نهفته در گروه غلظت 20 میلی گرم افزایش و مدت تشنج تونیک- کلونیک کاهش و حجم دریافتی محلول پنتیلن تترازول افزایش یافت. از طرفی، زمان نهفته برای غلظت های 25 و 30 میلی گرم بالاتر از غلظت 20 میلی گرم گردید و مدت تشنج تونیک کلونیک افزایش داشت، در حالی که حجم محلول دریافتی کاهش یافت. میزان مرگ و میر در گروه 30 میلی گرم در میلی لیتر تا حد 100 درصد افزایش داشت. میزان گلوتامات هیپوکامپی در هر دو زمان صفر و 20 دقیقه کاهش یافت در حالی که میزان گابا فقط 20 دقیقه بعد کاهش یافت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: در غلظت مناسب 25 میلی گرم بر میلی لیتر، نسبت گلوتامات به گابا با گذشت زمان افزایش بیشتری داشته است. بنابراین نتایج این تحقیق پیشنهاد می کند که تغییرات گلوتامات و گابا احتمالا پایه تغییرات بعدی در بافت تشنجی می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمود اله دادی سلمانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>یافته‌های رادیوگرافیک مبتلایان به سل ریوی طی یک دهه گذشته در استان قم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=3027&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: اقدامات فراوانی در جهت پیش گیری، کنترل و درمان سل صورت گرفته است با این وجود جزء بیماری های عفونی مهم در کشور می باشد. بیش از 80 درصد موارد سل مربوط به سل ریوی است. هدف از این مطالعه بررسی تظاهرات رادیولوژیک بیماران مبتلا به سل ریوی است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه از نوع تحلیلی مقطعی بوده و بعد از بررسی معیارهای ورود و خروج، پژوهش بر روی 448 کلیشه رادیوگرافیک بیماران که در بازده زمانی ده ساله به مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی استان قم مراجعه و تشخیص سل ریوی داده شده بود صورت گرفت. لب های درگیر در سمت راست و چپ به ثبت رسیدند. ضایعات درگیر به کدورت آلوولار، پنمونیک، انتشار برونکوژنیک، تخریب و بولا، ضایعات گون، کاویته و برونشکتازی تقسیم بندی گردید. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه 18 توسط شاخص های آمار مرکزی و توزیع فروانی و نیز رگرسیون لجستیک برای بررسی ارتباط کاویتی و اسکور با متغییرهای مستقل در سطح معنی داری 05/0 تجزیه و تحلیل شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: از 448 بیمار ثبت شده، سن متوسط بیماران گزارش شده 22±24/48 سال، 3/33 درصد مرد، 44 درصد ایرانی و 3/91 درصد شهری بودند. بیشترین یافته های رادیولوژیک به ترتیب در لب فوقانی ریه راست و سپس در لب فوقانی ریه چپ بود و شیوع نوع ضایعات به ترتیب آلوولار پراکنده، انتشار برونکوژنیک و کدورت پنمونیک مشاهده گردید. بین وجود کاویته با ملیت ارتباط معنی داری مشاهده گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بر اساس محل و شیوع یافته های رادیوگرافیک، این مطالعه می تواند به تشخیص زودرس و درمان مناسب بیماران مشکوک کمک نماید.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>ابوالفضل مظفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
