<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1393 جلد17 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1393/4/10</pubDate>

					<item>
						<title>تاثیر 12 هفته تمرینات هوازی بر سطوح آپلین، امنتین و گلوکز سرم در زنان مسن چاق مبتلا به دیابت نوع 2</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2814&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: هورمون های مشتق از آدیپوکین ها شامل لپتین، آدیپونکتین، رزیستین، آپلین، امنتین می باشند. هدف تحقیق حاضر، بررسی تاثیر 12 هفته تمرینات هوازی بر سطوح آپلین، امنتین و گلوکز سرم در زنان مسن چاق مبتلا به دیابت نوع 2 بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در مطالعه حاضر، 30 زن مسن چاق انتخاب و بر اساس درصد چربی و شاخص توده بدنی به دو گروه کنترل (15 نفر، میانگین سنی 88/5±30/53 و شاخص توده بدنی 2/2±7/28) و گروه آزمایش (15 نفر، میانگین سنی 12/7±60/52 و شاخص توده بدنی 6/3±03/30) تقسیم شدند. برنامه تمرینی شامل تمرینات هوازی از نوع فزاینده بود که 3 جلسه در هفته و به مدت 12 هفته اجرا گردید. نمونه های خونی قبل از تمرینات و 24 ساعت پس از آخرین جلسه جمع آوری شد. ارزیابی داده ها با آزمون یومن ویتنی و مقایسه پیش آزمون و پس آزمون هرگروه با آزمون ویلکاکسون در سطح معنی داری 05/0p&amp;le انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: تغییرات معنی داری در سطوح پلاسمایی گلوکز و آپلین مشاهده شد(به ترتیب 001/0p= و 006/0=p) اما تفاوت معنی داری بین امنتین گروه آزمایش و کنترل مشاهده نشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که فعالیت ورزشی به دلیل ایجاد انقباضات عضلانی مداوم، موجب تسهیل روند ورود گلوکز به سلول می شود و باعث کاهش سطح گلوکز پلاسمایی می شود. هم چنین پاسخ هر آدیپوکین، به طور مجزا به شدت و مدت فعالیت ورزشی بستگی دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>فرهاد دریانوش</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی بیان ژن 4 SALL در پروزنسفالن(مغز قدامی) طی تکوین جنین جوجه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2772&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: با توجه به نقش ژن 4SALL در تکوین اندام های مختلف از جمله سیستم عصبی و مغز، در این مطالعه بیان ژن 4 SALLدر طول تکوین جنین جوجه در بافت پروزنسفالن مغز و بیشترین میزان بیان در طول رشد و نمو این موجود مورد بررسی قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این پژوهش تجربی در ابتدا از تخم مرغ های نطفه دار انکوبه شده در درجه حرارت 37-5/37 درجه سانتی گراد و رطوبت65 - 60 درصد استفاده شد. پس از شروع رشد و نمو جنینی قسمتی از بافت پروزنسفالن مغز روزانه از تخم مرغ ها جمع آوری گردید. RNA تام استخراج و سنتز cDNA از بافت تفکیک شده انجام شد. cDNA سنتز شده به عنوان الگو برای بررسی کمی بیان 4SALL mRNA؛ به وسیله Real Time PCR استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج حاصل نشان می دهد بیان ژن 4 SALLدر طول رشد و نمو جنین در پروز نسفالن متغیر می باشد، اما در روزهای ابتدایی جنینی بیان آن نوسانات زیادی را نشان نمی دهد به طوری که حداکثر تعداد نسخه های mRNA ژن 4SALL در 15 روز رشد و نمو جنینی تعیین شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بیان این ژن در روزهایی که رشد اندام ها و مغز قدامی در حال کامل شدن است افزایش بیشتری نشان می دهد. با استفاده از جدول هامبورگ– همیلتون به نظر می رسد ارتباطی بین افزایش بیان ژن 4SALL و رشد و نمو اندام های بینایی و نیم کره های مغز در حال تکوین وجود دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمد مهدی فرقانی فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه بار ویروس سیتومگال انسانی در نمونه‌های خون تام و پلاسما بیماران دریافت کننده پیوند</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2767&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: استفاده از روش Real-time PCR کمّی به عنوان روش استاندارد به منظور کمّیت سنجی ویروس سیتومگال انسانی در بیماران دارای نقص سیستم ایمنی مطرح شده است. با این وجود این سوال که کدامیک از نمونه های خون تام یا پلاسما برای اندازه‎گیری تیتر ویروس بهتر است برای بسیاری از آزمایشگاه های بالینی هنوز پاسخ داده نشده است. به منظور پاسخ دادن به این سوال، مطالعه حاضر به مقایسه بار DNA ویروس سیتومگال انسانی در دو نمونه پلاسما و خون کامل می پردازد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش  ها&lt;/strong&gt;: در یک مطالعه آینده‎نگر نمونه های خون تام و پلاسما از 41 بیمار دریافت کننده پیوند مورد ارزیابی قرار گرفت و بار ویروس سیتومگال به وسیله روش Real-time PCR خانگی معتبر شده سنجش گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: از مجموع 193 نمونه بررسی شده، تعداد 174 نمونه دارای نتایج منفی بودند و تعداد 19 نمونه از 16 بیمار در دست کم یکی از نمونه های پلاسما یا خون کامل مثبت شدند. بر اساس نتایج آنالیز رگرسیون خطی، بین تیتر ویروس سیتومگال در دو نمونه خون تام و پلاسما هم‎بستگی وجود دارد(872/0R2= ). با این وجود معادله رگرسیون نشان می دهد که تیتر ویروس سیتومگال انسانی در نمونه های خون تام بالاتر از تیتر این ویروس در نمونه های پلاسما می باشد. اعتبار سنجی نتایج کمّی به وسیله تکرار آزمایش‎ها و آنالیز نتایج به وسیله آزمون آماری اندازه گیری مکرر مورد تأیید قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بر اساس نتایج حاصل از این مطالعه، انجام آزمون های کمّیت سنجی ویروس سیتومگال انسانی در نمونه خون تام دارای حساسیت آنالیتیک بیشتری نسبت به نمونه پلاسما است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>سیامک میراب سمیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر دو شدت مختلف فعالیت بدنی بر سطوح پلاسمایی آدیپونکتین و رزیستین دختران جوان چاق و دارای اضافه وزن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2206&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: فعالیت بدنی و اضافه وزن هر دو همئوستاز بدن را دست خوش تغییر می سازند. بدین منظور در این پژوهش اثر دو شیوه تمرین هوازی با شدت بالا و متوسط بر میزان آدیپونکتین و رزیستین دختران چاق و دارای اضافه وزن مقایسه شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه نیمه تجربی تعداد 15 دختر چاق و دارای اضافه وزن(میانگین سنی 54/093/22 سال، وزن 07/2±15/75 کیلوگرم، میانگین قد 38/1±6/160 سانتی متر، میانگین شاخص توده بدنی 73/024/29 کیلوگرم بر مجذور قد به متر) به صورت تصادفی ساده به عنوان نمونه انتخاب شدند. آزمودنی ها به دو گروه تمرین هوازی با شدت بالا(95- 85 درصد حداکثر ضربان قلب،33 دقیقه تمرین) و شدت متوسط(70-50 درصد حداکثر ضربان قلب، 41 دقیقه تمرین) تقسیم شدند. تمرینات سه روز در هفته به مدت هشت هفته انجام شد. برای تجزیه و تحلیل آماری داده های تحقیق از آزمونIndipendent-samples T Test و آزمون تحلیل واریانس Repeated measure، در سطح معنی داری 05/0&gt;p استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج حاکی از افزایش معنی دار آدیپونکتین با انجام تمرین با شدت بالا پس از هشت هفته در مقایسه با تمرین با شدت متوسط شد(02/0p=). هم چنین کاهش معنی داری در توده و درصد چربی پس از تمرین با شدت متوسط مشاهده شد(03/0p=). علاوه بر آن تمرین با شدت متوسط سبب کاهش قابل ملاحظه رزیستین پس از هشت هفته شد(06/0p=).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد تمرینات با شدت بالا فشار متابولیکی لازم برای افزایش آدیپونکتین را حتی بدون کاهش وزن و توده چربی فراهم می آورد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>بابک داوودی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر 6 هفته تمرین مقاومتی و تمرین همزمان بر توان هوازی، سطوح استراحتی هورمون رشد و کورتیزول در کودکان سالم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2761&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: پژوهش های مربوط به بررسی اثر تمرینات ورزشی، به ویژه تمرین هم زمان بر تغییرات هورمونی در کودکان بسیار اندک است. از این رو، هدف این پژوهش مقایسه اثر 6 هفته تمرین مقاومتی و تمرین هم زمان مقاومتی و استقامتی بر توان هوازی، سطوح استراحتی هورمون رشد و کورتیزول در کودکان سالم بود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: آزمودنی های این پژوهش(که به صورت نیمه تجربی به انجام رسید) 35 پسر سالم 9 تا 11 ساله بودند که به صورت تصادفی به 3 گروه تمرین هم زمان (12=n)، تمرین مقاومتی (11=n) و کنترل (12=n) تقسیم شدند.گروه های تمرینی 3 جلسه در هفته و به مدت شش هفته به تمرین پرداختند و گروه کنترل تنها فعالیت های روزمره خود را انجام می داد. 48 ساعت پیش و پس از اجرای پروتکل 6 هفته ای، آزمون توان هوازی و نمونه گیری از همه آزمودنی ها به عمل آمد. سنجش سطوح استراحتی هورمون رشد و کورتیزول با روش الایزا به انجام رسید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری تحلیل واریانس یک طرفه و تی هم بسته استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: نتایج نشان داد که توان هوازی و سطوح استراحتی هورمون رشد در گروه تمرین هم زمان به گونه معنی داری افزایش یافته است(به ترتیب 001/0=p، 003/0=p). سطوح استراحتی کورتیزول در گروه تمرین هم زمان به گونه معنی داری نسبت به دوگروه دیگر پایین تر بود(05/0&gt;p) و در گروه تمرین هم زمان و تمرین مقاومتی نیز به گونه معنی داری کاهش یافته بود( به ترتیب 001/0=p، 036/0=p).&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به نظر می رسد که با به کارگیری یک دوره تمرین هم زمان با روش شناسی تمرینی مناسب در مقایسه با تمرین مقاومتی در کودکان بتوان سودمندی های بیشتری را در خصوص توان هوازی و سطوح استراحتی هورمون رشد وکورتیزول به دست آورد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عباس  عبدالملکی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل خطر شکست درمان و عود در تب مالت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2795&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف &lt;/strong&gt;:شکست درمان و عود یکی از مشکلات عمده در درمان و کنترل تب مالت است. این مطالعه به منظور تعیین عوامل خطر شکست درمان و عود در بیماران تحت درمان بروسلوز انجام شده است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;:در این مطالعه توصیفی-تحلیلی آینده‎نگر تعداد 72 بیمار با تشخیص بروسلوز حاد مورد مطالعه قرار گرفت. این بیماران در طی درمان و تا شش ماه از اتمام درمان مورد پی گیری قرار گرفته و بیماران مبتلا به شکست درمان وعود مورد بررسی قرار گرفتند. کلیه داده‎ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سطح معنی داری نیز کمتر از 05/0 در نظر گرفته شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته‎ها&lt;/strong&gt;: میانگین سنی بیماران 5/16±2/40 سال بود. از نظر شکست درمان 9/6 درصد و از نظر موارد عود بیماری تا پایان ماه نهم از شروع درمان 5/12 درصد عود علائم همراه با افزایش تیتر تست‎های سرولوژیک داشتند و 6/80 درصد درمان موفق داشتند. در این مطالعه جنس مذکر(026/0=p)، تماس شغلی(005/0=p)، تاخیر درمان کمتر از دو هفته(016/0=p)، وجود هپاتواسپلنومگالی(003/0=p)، ترومبوسیتوپنی(023/0=p)، CRP&amp;ge +2 (017/0=p) و رایت&amp;ge320/1 و 2-ME&amp;ge160/1 در پایان هفته ششم درمان(004/0=p و 010/0=p) به عنوان عوامل خطر بروز شکست درمان و عود بیماری بروسلوز مشخص گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: تشخیص و درمان عود و شکست درمان بروسلوز حاد به درستی روشن نمی‎باشد لذا پیش بینی عود ممکن است در پیش گیری از عود و درمان موثر بیماران مفید باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی اصغر فرازی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کاربرد کپسول های آلژینات به عنوان داربست سه بعدی جهت تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی ژل وارتون به اندودرم قطعی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2769&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: سلول های بنیادی مزانشیمی ژل وارتون، منبعی از سلول های تجدید شدنی در درمان بسیاری از بیماری ها می باشند. از مواد زیستی مختلفی به عنوان داربست جهت شبیه سازی کنام سلول های بنیادی استفاده شده است که در بهبود برهم کنش های سلولی، تکثیر سلولی و تمایز مهم می باشد. کپسوله کردن شامل احاطه سلول های زنده در یک غشا نیمه تراوا با قابلیت مبادله موادغذایی، اکسیژن و محرک ها است، در حالی که آنتی بادی ها و سلول های ایمنی میزبان بیرون نگه داشته می شوند. در این مطالعه، روشی جهت کشت و تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی ژل وارتون به اندودرم قطعی در یک محیط سه بعدی با استفاده از کپسول های آلژینات ارائه می شود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه تجربی، سلول های بنیادی کپسوله شده و از روش تریپان بلو برای بررسی زیست پذیری استفاده شد. سپس سلول های کپسوله شده در محیط محتوی فاکتورهای تمایزی کشت داده شدند و جهت بررسی بیان ژن های اندودرم قطعیReal- time PCR انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: کپسوله کردن سبب تغییر مورفولوژی و زیست پذیری سلول های کپسوله شده نشد. بررسی های پس از تمایز، بیان مارکرهای اختصاصی اندودرم قطعی شامل FOXa2 و SOX17 را اثبات کرد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: آلژینات قابلیت کاربرد به عنوان یک داربست سه بعدی جهت کشت و تمایز سلول های بنیادی مزانشیمی مشتق از ژل وارتون به اندودرم قطعی را دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمود هاشمی تبار</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تولید و تخلیص نواحی آنزیمی هیالورونیداز استرپتوکوک در باکتری اشریشیا کلی </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2838&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: استرپتوکوکوس پیوژنز آنزیم هیالورونیداز خارج سلولی تولید می کند که با انتشار ارگانیسم در طول عفونت ارتباط مستقیم دارد. آنزیم هیالورونیداز قادر به تجزیه هیالورونیک اسید یا سیمان بین بافتی می باشد. از این آنزیم میتوان در درمان سرطان ها استفاده نمود. هدف از تحقیق حاضر کلون کردن و بیان توالی نوکلئوتیدی که در فعالیت آنزیمی هیالورونیداز نقش دارد، می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: ابتدا توالی نوکلئوتیدی از ژن هیالورونیداز که در فعالیت آنزیمی دخیل است، شناسایی گردید. سپس ناحیه مورد نظر توسط PCR تکثیر یافت. قطعه تکثیر یافته در وکتور pET32a الحاق شد. پلاسمید نوترکیب به سلول E.coli BL21-DE3-plysS ترانسفورم گردید. سپس بیان ژن به وسیله IPTG القا گردید. پروتئین تولید شده با روش کروماتوگرافی تمایلی و با استفاده از کیت Ni-NTA تخلیص گردید. برای تایید پروتئین تولید شده از تست وسترن بلات استفاده گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: ترادف نوکلئوتیدی ژن تکثیر شده با ژن هیالورونیداز استرپتوکوکوس پیوژن یکسان بود. غلظت پروتئین تولیدشده و خالص شده با کیت Ni- NTA برابر 500 میلی گرم در میلی لیتر بود. سرم بیماران مبتلا به عفونت های استرپتوکوکی در روش وسترن بلات با پروتئین تولید شده واکنش داد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: به طور کلی تولید نواحی آنزیمی هیالورونیداز استرپتوکوک پیوژنز در باکتری اشریشیاکلی امکان پذیر می باشد. پروتئین تولید شده خاصیت آنتی ژنیک خود را به خوبی حفظ می کند. با توجه به نیاز داخلی کشور و هم چنین بازدهی کم تولید و بیماری زا بودن استرپتوکوک ها تولید این محصول به صورت نوترکیب امکان پذیر است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>حمید ابطحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه روش‎های Facial Flap با Vein Conduit در ترمیم عصب محیطی آسیب دیده در رت</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1709&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: صدمات اعصاب محیطی از درگیری های شایعی می باشد. اعصاب پس از صدمه قابلیت رشد و ترمیم داشته که ترمیم فوری انتها به انتهای عصب صدمه دیده انتخاب اولین راه ترمیم است اما تنها حدود 50 درصد این فیبرها پس از ترمیم کیفیت مناسب دارد. به همین علت روش های درمانی ترمیم اعصاب محیطی همیشه چالش برانگیز بوده و روش های متفاوتی جهت ترمیم اعصاب ابداع شده که از جمله ترکیب پیوند عصب و تیوب های سیکلونی، استفاده از کانال های بیولوژیک و سنتتیک می باشند. هدف از مطالعه حاضر مقایسه تأثیر روش Facial Flap با روش استاندارد می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt; :طی این مطالعه تجربی 20 رت را انتخاب و در شرایط مساوی غذایی نگهداری و عصب سیاتیک سمت چپ آنها قطع شد و عصب سیاتیک سمت راست به عنوان کنترل استفاده گردید. در گروه اول از روش fascial flap و در گروه دوم از روش vein conduit استفاده و پس از 45 روز نتایج ترمیم عصب از نظر هیستولوژیکی بررسی گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در هر 3 قسمت پروگزیمال، میانی و دیستال عصب، میانگین ترمیم در روش Fascial Flap مؤثرتر از روش Vein Conduit بود(05/0p&lt;). در روش Fascial Flap ترمیم عصب در هر 3 قسمت، با گروه کنترل که عصب سالم بود تفاوت معنی داری وجود نداشت که بدین معناست که در روش Fascial Flap ترمیم عصب همانند عصب سالم دست نخورده می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: ترمیم اعصاب آسیب دیده به روش Fascial Flap نسبت به روش استاندارد روش مؤثرتری بوده و می تواند به عنوان یک روش مؤثر در ترمیم اعصاب آسیب دیده به کار رود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی اصغر یعقوبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثرات درمانی ضد تب استامینوفن و ایبوپروفن با رژیم آلترناتیو( هر دو دارو) در کودکان 6 ماهه تا 12 ساله</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2314&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: متخصصین اطفال با تب و افزایش دمای بدن و اضطراب ناشی از آن در والدین مواجه هستند و راهکارهای متعددی را در مواجهه با تب به کار می گیرند. موضوعی که در سال های اخیر در درمان تب مورد توجه قرار گرفته است استفاده از دوزهای آلترناتیو استامینوفن - ایبوپروفن می باشد. علیرغم این که این روش به طور شایع استفاده می شود ولی مطالعات کافی در زمینه کارایی آن وجود ندارد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه به صورت کارآزمایی بالینی دو سوکور تصادفی بود. تعداد 240 کودک در رده سنی 6 ماه تا 12 سال مبتلا به گاستروانتریت در این پژوهش شرکت کردند. کودکان در سه گروه تقسیم شدند. گروه اول استامینوفن دریافت نموده، گروه دوم ایبوپروفن و گروه سوم استامینوفن و ایبوپروفن را به صورت یکی در میان (آلترناتیو) دریافت نمود.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: 112 از تعداد 240 کودک، نفر(66/46 درصد) دختر و 128 نفر (33/53 درصد) پسر بودند. میانگین زمان کاهش تب در گروه اول 07/2، گروه دوم 82/1 و در گروه سوم 87/1 روز بود. میانگین دوز مورد استفاده داروها در گروه اول 9 دوز، گروه دوم 17/8 دوز و در گروه سوم 13/7 دوز بود. گروه اول کمترین تأثیر را نسبت به دو گروه دیگر داشت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: رژیم  درمانی آلترناتیو استامینوفن - ایبوپروفن در کاهش تب در کودکان رده سنی 6 ماه تا 12 سال مؤثرتر از تک درمانی هر دو آنها می باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>مهدیه السادات غفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
