<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1392 جلد16 شماره5</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1392/5/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی تاثیر بذر شنبلیله بر افسردگی حاصل از یائسگی: کارآزمایی بالینی تصادفی دو سو کور</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2203&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: افسردگی یکی از شایعترین مشکلات زنان در دوران یائسگی است . مطالعه حاضر با هدف تاثیر بذر شنبلیله (حاوی دیوسژنین )بر افسردگی حاصل از یائسگی در زنان یائسه شهر اراک در سال 1390 انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: طی یک کارآزمایی بالینی تصادفی کنترل شده دوسوکور 60 خانم با شکایت افسردگی حاصل از یائسگی وارد مطالعه شدند تست افسردگی بک بر روی زنان یائسه انجام و نمونه هایی که شرایط ورود به مطالعه داشتند ، وارد مطالعه شدند. نمونه ها به طور مساوی و تصادفی در دو گروه بذر شنبلیله (6 گرم) روزانه که حاوی 25 میلی گرم دیوسژنین است و سوربیتول (25 گرم روزانه ) به مدت 8 هفته متوالی قرار گرفتند قبل و پس از 8 هفته از شروع مداخله پرسشنامه بک تکمیل گردید و نمرات مذکور با استفاده از نرم افزارSPSS وآزمون آماری پیرد قبل و بعد از مداخله مورد مقایسه قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در مطالعه حاضر میانگین نمره افسردگی خانم ها پس از 8 هفته استفاده بذر شنبلیله حاوی دیوسژنین و سوربیتول نسبت به نمره قبل از مداخله کاهش یافت و این اختلاف معنادار بود ودر مقایسه بین دو گروه نیز اختلاف معناداری مشاهده گردید&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: طبق یافته های پژوهش حاضر دیوسژنین موجود در 6گرم بذر شنبلیله در روز ،برای 8 هفته استفاده موجب کاهش افسردگی حاصل از یائسگی می گردد.هرچند نیاز به مطالعات دیگری با طول مدت بیشتر و دوزهای بالاتر قبل از هر توصیه ای احساس می گردد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>نعیمه اکبری ترکستانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیرات ملاتونین بر عملکرد بینایی مبتلایان به مالتیپل اسکلروریس</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2282&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: مطالعات بالینی متعددی ملاتونین را به عنوان یک عامل محافظ در بیماری های تخریب کننده نورونی معرفی کرده اند که مقدار آن در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس کاهش می یابد. بیماری باعث تاری دید، التهاب مردمک و دوبینی نیز می شود. هدف اصلی این مطالعه، بررسی تاثیر ملاتونین بر ویژگی های بینایی در مبتلایان به مالتیپل اسکلروزیس بوده است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در یک طرح مداخله ای شبه تجربی، تایید شده توسط کمیته اخلاقی پژوهش در دانشگاه ، از 34 بیمار (9 مرد و 25 زن داوطلب) مالتیپل اسکلروزیس تثبیت شده عضو انجمن ام اس برای شرکت در مطالعه دعوت شد. میانگین مقیاس گسترده وضعیت ازکارافتادگی آنها 3.14 بود و درمان های متداول خود را ادامه می دادند. در مراحل مختلف برای ارزیابی بینایی از پرسشنامه استاندارد عملکرد بینایی و پتانسیل های برانگیخته بینایی استفاده شد و سطح سرمی ملاتونین نیز با روش الیزا اندازه گیری گردید. بررسی ها بعد از مصرف اولین قرص و پس از مصرف چهارده شب، در روز شانزدهم تکرار شدند.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: افزایش سطح سرمی ملاتونین در همه بیماران معنی دار بود. همچنین نمرات پرسشنامه ها بهبود معنی دار عملکرد بینایی را نشان دادند و بجز تغییرات زمان تاخیر امواج 75 N در چشم چپ، زمان تاخیر امواج 100 و 145 هر دو چشم و 75 چشم راست به صورت معنی داری کاهش یافت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: نتایج ما بهبود مشخص علائم بینایی را بعد از مصرف روزانه 3 میلی گرم ملاتونین پیشنهاد می کند ولی بهتر است مطالعات بیشتر و کارآزمایی های بالینی کافی انجام شود قبل از اینکه از این بیماران خواسته شود که ملاتونین را روزانه مصرف کنند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا جمشیدی فرد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر دو نوع آزمون ورزشی منتخب هوازی و بی هوازی بر تغییرات سطوح پروتئین شوک حرارتی 70 در زنان جوان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2110&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p&gt; &lt;strong&gt; زمینه و هدف &lt;/strong&gt;: پروتئین­های شوک گرمائی ( HSP ) خانواده­ای از پروتیئن­ها هستند که نقش حیاتی در نگهداری هموستاز سلولی و محافظت سلول در شرایط استرس ­زای مزمن و حاد بازی می­کنند. هدف تحقیق حاضر بررسی تغییرات پروتئین شوک گرمایی ( HSP70) پس از دو آزمون وینگیت و آستراند در دانشجویان دختر می­باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;strong&gt; مواد وروش ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه نیمه تجربی،تعداد 40 دختر (20 نفر ورزشکار و 20 نفر غیر ورزشکار) بصورت داوطلبانه، به ترتیب با میانگین و انحراف معیار، سن (3 ± 3/22) و (2 ± 2/23) سال، قد (5 ± 2/159) و (4 ± 2/161) سانتی­متر و وزن (3 ± 3/59) و (2 ± 4/65) کیلوگرم، انتخاب شدند. آزمودنی­ها دو آزمون وینگیت و آستراند را با فاصله زمانی 3 روز انجام دادند. نمونه خونی قبل و بلافاصله پس از اجرای آزمون­ها و به مقدار 5 سی سی از سیاهرگ بازویی گرفته شد. برای تجزیه و تحلیل داده­ها از روش اندازه­گیری مکرر بهره گرفته شد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt; &lt;strong&gt; یافته ها: &lt;/strong&gt;نتایج نشان داد در میزان HSP70 پس از آزمون هوازی آستراند، افزایش معناداری در بین ورزشکاران و غیرورزشکاران وجود دارد (01/0&gt; P ). اما پس از آزمون بی­هوازی وینگیت، افزایش معنادار تنها در ورزشکاران (05/0 p&lt; ) مشخص گردید و در غیر ورزشکاران تغییر معناداری مشاهده نشد.&lt;/p&gt;

&lt;p&gt;  &lt;strong&gt;نتیجه گیری:&lt;/strong&gt; مدت فعالیت ورزشی نسبت به شدت آن، بر میزان تولید پروتئین شوک حرارتی، از اهمیت بیشتری برخوردار می­باشد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علی خواجه لندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین سن یائسگی و سندرم متابولیک در زنان یائسه غیر چاق</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2268&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: یائسگی بحرانی ترین دوره تغییرات نامطلوب آنتروپومتریک و پارامترهای متابولیک بوده که با خطر بیماریهای قلبی _عروقی همراه می باشد. سندرم متابولیک نقش کلیدی در ایجاد بیماری قلبی- عروقی دارشته و بعنوان یک مشکل عمده در بسیاری از کشورها درآمده است. با توجه به شیوع بالای سندرم متابولیک بخصوص در زنان بعد از یائسگی، این مطالعه با هدف تعیین ارتباط بین سن یائسگی و سندرم متابولیک در زنان یائسه، انجام شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه بصورت مقطعی برروی 140 زن یائسه سالم غیر چاق که BMIکمتر ازKg/m2 30 داشتند، درسال 1388 درشهر اهواز انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه که حاوی اطلاعات دموگرافیک، سن یائسگی، اندکس توده بدن( (BMIو اندازه گیری مقادیرHDL-C ، FBS ,TG سرم بعد از 12 ساعت ناشتا و اندازه گیری فشار خون و دور کمر بدست آمدند و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل رگرسیون چندگانه توسط نرم افزار spss 15 آنالیز شدند. .و از تعریف سندرم متابولیک که توسط پنل سوم درمان بزرگسال (&amp;Iota&amp;Iota&amp;IotaAdult Treatment Panel) ارائه شده، استفاده شد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: بین سن یائسگی و گلوکز ناشتای خون(04/0P=) که یکی از اجزای سندرم متابولیک است ارتباط معنادار منفی مشاهده شد، ولی سن یائسگی با سایر اجزای سندرم متابولیک که شامل تری گلیسرید(28/0P=)، فشار خون سیستول (80/0P=)، فشارخون دیاستول(48/0P=)، دورکمر (08/0P=) و HDL-C (65/0P=) ارتباط معناداری نداشت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: افزایش سن یائسگی(یائسگی دیر رس) اثر حفاظتی در برابر قند خون ناشتا دارد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معصومه سیاحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص سریع مایکوباکتریوم های مقاوم به ریفامپین با استفاده از Real-time PCR</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2218&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify margin-right: 36pt&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف:&lt;/strong&gt; مقاومت دارویی در مایکو باکتریوم توبرکلوزیس یکی از نگرانی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;های جدی می&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;باشد که محققان و پزشکان با آن مواجه هستد. شناسایی سریع توبرکلوزیس&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;های مقاوم به منظور شروع بی&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;درنگ و مناسب درمان با داروهای خط دوم ضروری می&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;باشد. این امر منجر به افزایش بازده درمان و جلوگیری موثر از انتقال وگسترش این بیماری مسری خواهد شد. هدف از این مطالعه طراحی روشی مبتنی بر &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Real-Time PCR&lt;/span&gt; جهت تشخیص موتاسیون&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;های موجود در ناحیه &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;RRDR&lt;/span&gt; ژن &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;rpoB&lt;/span&gt; که منجر به مقاومت به ریفامپین در مایکوباکتریوم توبرکلوزیس می&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;شوند.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify margin-right: 36pt&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;در این مطالعه تجربی پرایمر و پروپ توسط نرم افزارهای اختصاصی برای ناحیه &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;RRDR&lt;/span&gt; ژن &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;rpoB&lt;/span&gt; به منظور شناسایی جهش طراحی شد. برای ارزیابی حساسیت و ویژگی کلینیکی واکنش از نمونه&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;های بالینی استفاده شد که پیش از این مقاومت و حساسیت آنها به وسیله تست حساسیت دارویی تناسبی تعیین شده بود.&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify margin-right: 36pt&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته&lt;/strong&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;&lt;strong&gt;ها: &lt;/strong&gt;با استفاده از 40 نمونه بالینی(20 سویه حساس و 20 سویه مقاوم) حساسیت پروب استفاده شده برای تشخیص موتاسیون در کدون 526 و 531 معادل100 درصد در نظر گرفته شد. پرایمر و پروب&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;های طراحی شده تنها به ناحیه اختصاصی &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;RRDR&lt;/span&gt; ژن &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;rpoB&lt;/span&gt; مایکوباکتریوم توبرکلوزیس متصل می&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;گردند و مطالعات بیوانفورماتیکی هیچ گونه واکنش متقاطعی با ژنوم سایر میکرو ارگانیسم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;ها و انسان نشان ندادند. ویژگی بالینی روش راه اندازی شده به طور تجربی و با بررسی 25 نمونه منفی مورد آزمایش قرار گرفت و معادل 100 درصد در نظر گرفته شد&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify margin-right: 36pt&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: روش &lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;Real-time PCR&lt;/span&gt; راه اندازی شده به علت سرعت و حساسیت بالا می&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;تواند به عنوان ابزاری مفید وکارا در تشخیص سریع مایکوباکتریوم&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;‎&lt;/span&gt;های مقاوم به ریفامپین در نظر گرفته شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>احسان اله  غزنوی راد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سل خارج ریوی و مقایسه آن با سل ریوی در استان مرکزی (1390–1380)</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2160&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: مایکوباکتریوم توبرکلوزیس معمولا در ریه ها ایجاد عفونت میکند. اما ممکن است اندامهای غیر از ریه ها را نیز درگیر نماید. هدف این مطالعه بررسی تحلیلی وضعیت بیماری سل خارج ریوی در استان مرکزی می باشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه توصیفی مقطعی اطلاعات موجود در نرم افزار و دفاتر ثبت اطلاعات موجود درمراکز بهداشت شهرستان ها جمع اوری و با کمک نرم افزار اماری SPSS 16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: در مدت فوق جمعا 1787 بیمار مبتلا به سل شناسایی شدند که از این تعداد 24.2% مبتلا به سل خارج ریوی بودند. 9/1 درصدبیماران مبتلا به سل خارج ریوی همراه با عفونت HIV بودند . نسبت جنسی زن به مرد برابر3/1 می باشد. 5/82 درصد از مسلولین خارج ریوی دارای ملیت ایرانی ومیانگین سنی 3/43 سال بود . سل غدد لنفاوی ، استخوان و مفاصل و سل پلوربیشترین شیوع را داشتند. همچنین سل خارج ریوی بطور معنی داری در جنس مونث ، سن 55-15 بیشتر بوده و تاخیر در تشخیص آن بیشتر از سل ریوی است و برعکس میزان عود در سل ریوی بطور معنی داری بیشتر از سل خارج ریوی است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: با توجه به اینکه نسبت سل ریوی اسمیر مثبت به مجموع سل ریوی اسمیر منفی و سل خارج ریوی کمتر از یک می باشد و همچنین بالاتر بودن تاخیر تشخیص سل خارج ریوی لازم است نسبت به اموزش پزشکان و کارکنان بهداشتی درمانی در زمینه اشنایی بیشتر با سل خارج ریوی و راههای تشخیص ان برنامه ریزی بیشتری انجام شود.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>معصومه صوفیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط فعالیت و پلی مورفیسم -107C/T ژن پاراکسوناز-1 با نوع اسیدهای چرب در فسفولیپیدهای موجود در HDL</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2132&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مقدمه&lt;/strong&gt;: مطالعات نشان داده که فعالیت پارا کسوناز1 در بیماران مبتلا به تنگی عروق کرونر کاهش دارد . تغییر C به T در ناحیه -107 پروموتر مهمترین شاخص تعیین کننده ژنتیکی سطح پارا کسوناز 1در سرم است. از آنجایی که ترکیب اسیدهای چرب فسفولیپیدهای HDL بر فعالیت آن موثر است می توان با بررسی این تغییر تاثیر بهتر داروهای رایج را پی گیری نمود ودر درمان دارویی در نظر گرفت .&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه توصیفی تحلیلی 131 نفر با LDL بالای 130 میلی گرم در دسی لیتر بعنوان گروه مورد و 134 نفر با LDL کمتر از 130 میلی گرم در دسی لیتر به عنوان گروه شاهد انتخاب شدند. اطلاعات از طریق پرسشنامه و نتایج حاصل از آزمایشات بیوشیمی و مولکولی بدست آمد. در صد اسید های چرب موجود در فسفو لیپید ها با تکنیک گاز کروماتوگرافی تعیین گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;یافته ها : فعالیت آریل استرازی تحت درمان با لواستاتین تغییرات قابل توجهی نداشت ولی فعالیت پاراکسونازی به دنبال درمان با لواستاتین در ژنوتیپ CC پلی مورفیسم C/T107- افزایش قابل توجه تری داشته است. درصد اسیداولئیک ، لینولئیک و اسید ایکوزو پنتانوئیک به دنبال دریافت لواستاتین در فسفولیپیدهای HDL افزایش نشان داده است.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: احتمالا درمان با لواستاتین اثر محافظتی بیشتری در ژنوتیپ CCدر مقابل بیماری قلبی عروقی خواهد داشت.در ژنوتیپCC که به دنبال درمان فعالیت بالاتر پاراکسونازی دیده شده اسیداولئیک و لینولئیک موجود در HDL نیز افزایش داشته اند.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>عفت  فرخی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کیست هیداتید مغزی متعدد اولیه: معرفی یک مورد با تظاهر غیر معمول</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2288&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt; زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: کیست هیداتید یک بیماری عفونی رایج ناشی از انگل اکینوکوکوس گرانولوسوس می باشد. درگیری اولیه مغز بسیار نادر است بطوریکه در نواحی اندمیک حدود 2% است. دراین مطالعه به معرفی یک بیمار 23 ساله مبتلا به کیست هیداتید اولیه متعدد مغزی می پردازیم.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مورد&lt;/strong&gt;:بیمار خانم 23 ساله ای بود که با تشنج تونیک کلونیک ژنرالیزه برای اولین بار، همی پارزی نیمه چپ بدن و صورت و سابقه سردرد از دو ماه قبل به اورژانس مراجعه نمود. در سی تی اسکن و MRI مغز یک ضایعه سیستیک بزرگ با حدود مشخص و هموژن در نوار حرکتی تمپوروپریتال راست با اثر فشاری وشیفت خط وسط مشهود بود که وجود کیست هیداتید مغزی را مطرح نمود؛ تعدادی کیست کوچکتر نیز وجود داشت. بررسی ها درگیری سایرنقاط بدن را نشان نداد. بیمار با آلبندازول (400 میلی گرم دوبار در روز،2ماه) و جراحی برداشت تومور به روش دولینگ درمان شد. تعدادی کیست هیداتید متصل به پارانشیم مغز در سایزهای مختلف و یک کیست10سانتی متری به صورت کامل و بدون پارگی خارج شد. در پی گیری دو سال بعد در MRI بیمار هیچ ضایعه کیستیکی وجود نداشت.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: علیرغم میزان پایین بروز کیست هیداتید متعدد اولیه مغزی، در نواحی اندمیک بایستی تشخیص کیست هیداتید با استفاده از سی تی اسکن و MRI مدنظر قرار گیرد. جراحی روش استاندارد درمان بیماری است.&lt;/p&gt;
</description>
						<author>علیرضا محمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>رابطه رتینول(ویتامین آ) سرم ، بندناف و دریافتی مادران باردار ، با وزن نوزادان بدنیا آمده در زایشگاههای شهر اراک در سال های 1391-1390</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2134&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: ویتامین آ نقش اساسی در رشد ، تولید مثل و حفظ بافت اپی تلیال دارد . ویتامین آ (به ویژه اسید رتینوئیک) به عنوان یک هورمون عمل می کند تا بیان ژن را تحت تاثیر قرار دهد ، ویتامین آ جهت نمو استخوان ها و عملکرد آنها و عملکرد سیستم ایمنی ضروری می باشد . نقش ویتامین آ در کاهش مرگ و میر اطفال تا سن 6 ماهگی بدرستی شناخته شده است .&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: در این مطالعه مقطعی 90 مادر شیر ده از بین زایشگاه های خصوصی ، تامین اجتماعی و زایشگاه های وابسته به دانشگاه علوم پزشکی کشور اراک، انتخاب شد . اطلاعات مربوط به پرسش نامه از دو قسمت اطلاعات کلی در مورد مادران باردار و اطلاعات مربوط به رژیم غذایی مادر تشکیل شده بود. آنالیز مواد غذایی دریافتی با استفاده از نرم افزار Nutritionist II، انجام شد . اندازه گیری نمونه های رتینول سرم و بندناف به روش HPLC با فاز معکوس انجام شد .&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: رتینول بندناف مادران با وزن نوزادان همبستگی مثبتی را نشان داد (r=0.22) و 0.05)&amp;ge(p رتینول سرم مادران با وزن نوزادان همبستگی مثبتی نشان داد (r=0.13) اما معنی دار نبود . رتینول دریافتی نیز با وزن نوزاد همبستگی مثبت (r=0.15) نشان داد ولی معنی دار نبود .&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: بهبود وضعیت رتینول مادر می تواند در بدنیا آوردن نوزاد با وزن طبیعی نقش موثری داشته باشد .&lt;/p&gt;
</description>
						<author>محمود رضا نخعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثر اندانسترون خوراکی و وریدی در کاهش تهوع و استفراغ پس از سزارین با بی هوشی به روش اسپینال </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=2310&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;زمینه و هدف&lt;/strong&gt;: عمل سزارین یکی از شایع ترین اعمال جراحی زنان می باشد. تهوع و استفراغ پس از درد شایع ترین عارضه اعمال جراحی می باشد. با توجه عوارض جانبی داروهای ضد تهوع، امروزه بطور گسترده از آنتاگونیست رسپتور های سرتونینی استفاده می شود،که یک ضد تهوع و استفراغ بسیار موثر  اند وعوارض جانبی آنها کمتر از سایر دارو ها می باشد. اندانسترون نمونه بارز آنتاگونیستهای سرتونینی میباشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;مواد و روش ها&lt;/strong&gt;: این مطالعه کارآزمایی بالینی دو سو کور تصادفی بر روی 162 زن کاندید سزارین انتخابی انجام گردید. به یک گروه 4 میلی گرم اندانسترون وریدی ، گروه دوم 8 میلی گرم اندانسترون خوراکی و به گروه سوم پلاسبو داده شد. قبل از انجام اسپینال، هر 5 دقیقه تا 20 دقیقه بعد از آن فشار خون و ضربان قلب و بعد از عمل در ریکاوری و 2 و 4 و 6 ساعت بعد از عمل شدت تهوع و استفراغ بیمار و آپگار نوزادان ثبت گردید.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;یافته ها&lt;/strong&gt;: بین سه گروه مذکور اختلاف معنی داری از نظر سن، تعداد بارداری، میانگین فشار خون وضربان قلب مادر، قبل و حین عمل و آپگار نوزادان و سطح هوشیاری مادران وجود نداشت. بطور معنی داری در ریکاوری ،2و4ساعت پس از عمل تهوع و استفراغ در گروه اندانسترون خوراکی و وریدی کم تر از پلاسبو بود(05/0 p&amp;ge). ولی اختلاف معنی داری بین دو گروه خوراکی و وریدی دیده نشد.&lt;/p&gt;

&lt;p style=&quot;text-align: justify&quot;&gt;&lt;strong&gt;نتیجه گیری&lt;/strong&gt;: می توان از اندانسترون خوراکی به جای اندانسترون وریدی با اثرات کاملا مشابه در کنترل تهوع و استفراغ بعد از عمل در خانم های کاندید سزارین استفاده کرد.&lt;/p&gt;
</description>
						<author> لورا  ملیکوف</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
