<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1385 جلد9 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1385/9/10</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی ارتباط میزان یادگیری احترازی فعال دوطرفه با سطح نیتریک اکساید و ظرفیت آنتی اکسیدانی در رت </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=61&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: استرس اکسیداتیو نقش مهمی را در بیماری های تخریب کننده سیستم اعصاب بازی می کند, با این حال تاکنون ارتباط بین توانایی شرطی شدن و استرس اکسیداتیو در موش های سالم مورد بررسی قرار نگرفته است. هدف از انجام این تحقیق بررسی ارتباط بین استرس اکسیداتیو و یادگیری احترازی فعال دوطرفه در موش های صحرایی نژاد ویستار است. روش کار: این مطالعه از نوع تجربی است. در این مطالعه توانایی یادگیری 14 موش صحرایی  نر نژاد ویستار در شاتل باکس مورد ارزیابی قرار گرفت. یک روز پس از یادگیری در شاتل باکس از موش ها نمونه مایع مغزی نخاعی و خون گرفته شد. غلظت نیتریک اکساید و فعالیت آنتی اکسیدانی تام سرم و مایع مغزی نخاعی اندازه گیری شد و ارتباط آنها با میزان یادگیری مورد ارزیابی و داده ها با آزمون همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج این تحقیق نشان داد که بین میزان یادگیری و غلظت نیتریک اکساید (724/0r = ، 001/0p&lt;) و فعالیت آنتی اکسیدانی تام (664/0r = ، 001/0p&lt;) سرم رابطه مستقیم وجود دارد، در حالی که رابطه ای بین میزان یادگیری و غلظت نیتریک اکساید و فعالیت آنتی اکسیدانی تام مایع مغزی نخاعی وجود نداشت. نتیجه گیری: نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که افزایش فعالیت آنتی اکسیدانی سرم می تواند یادگیری شاتل باکس را در موش ها افزایش دهد. </description>
						<author>محمدرضا پالیزوان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر آرام‌سازی بنسون بر میزان اضطراب و شدت علایم بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=62&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سندرم روده تحریک پذیر شایع ترین اختلال عملکرد روده است. شواهد موجود نشان می دهند که اضطراب موجب وخیم تر شدن وضعیت بیمار می گردد. لذا هدف از انجام این پژوهش تعیین تأثیر آرام سازی بنسون بر میزان اضطراب و شدت کل علائم گوارشی بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر بود. روش کار: در یک کارآزمایی بالینی، 30 بیمار مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه کنترل و آزمایش تقسیم شدند. گروه کنترل تحت دارو درمانی و گروه آزمایش تحت درمان ترکیبی دارو درمانی و آرام سازی به مدت سه ماه قرار گرفتند. میزان اضطراب و شدت کل علائم گوارشی دو هفته قبل از مداخله، یک هفته و سه ماه پس از آن در دو گروه اندازه گیری و مقایسه گردید. هم چنین از بیماران خواسته شد تا شش علامت شایع گوارشی را روزانه به مدت 13 هفته یادداشت نمایند. سپس در پایان هر هفته شدت هر یک از علایم گوارشی در دو گروه اندازه گیری و مقایسه گردید. اطلاعات توسط آزمون های آماری مربع کای، من ویتنی یو و ویلکاکسون تجزیه و تحلیل شد. نتایج: میانگین اضطراب موقعیتی و شخصیتی در دو گروه، دو هفته قبل و یک هفته پس از مداخله اختلاف آماری معنی داری را نشان نداد، در حالی که سه ماه پس از مداخله به طور معنی داری متفاوت بود. شدت کل علائم گوارشی دو هفته قبل از مداخله در گروه آزمایش نسبت به کنترل به طور معنی داری بیشتر بود، اما یک هفته پس از درمان اختلاف آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نگردید، در حالی که سه ماه بعد اختلاف به طور معنی داری متفاوت بود (گروه کنترل علائم شدیدتری نسبت به گروه آزمایش داشت). مقایسه 6 علامت شایع گوارشی بر اساس خود گزارش دهی روزانه به طور هفتگی به مدت 13 هفته نشان می دهد درد شکم، نفخ شکم، آروغ زدن و نفخ معده در گروه آزمایش به طور معنی داری نسبت به گروه کنترل کمتر بوده، در حالی که از نظر اسهال و یبوست در دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نگردید. نتیجه گیری: انجام آرام سازی بنسون در بیماران مبتلا به سندرم روده تحریک پذیر حداقل برای مدت سه ماه اضطراب موقعیتی و شخصیتی فرد را به طور قابل ملاحظه ای کاهش داده و هم چنین از شدت علائم گوارشی به طور معنی داری می کاهد. </description>
						<author>مریم حضرتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر بخشی تزریق موضعی کورتیکواستروئیدها در درمان بیماری انگشت ماشه‌ای</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=65&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: گیر افتادگی تاندون عضلات فلکسور انگشتان که با علائمی مثل گیر کردن انگشت مبتلا در حین حرکت و عدم  توانائی در ادامه حرکت همراه می باشد، به عنوان بیماری انگشت ماشه ای و  شست ماشه ای شناخته می شود. در این مطالعه سعی می گردد به بررسی اثر درمانی تزریق موضعی کورتیکو استروئیدها در بهبود علائم بیماری انگشت ماشه ای پرداخته شود.
روش کار: مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی است که در آن نمونه گیری به صورت غیر تصادفی صورت گرفته است. نمونه ها شامل 50 بیمار دچار انگشت ماشه ای مراجعه کننده به کلینیک دست بیمارستان الزهرا بوده  اند. متغیرهای تندرنس موضعی، مرحله حالت ماشه ای، درد در هنگام فلکسیون ایزومتریک و کشش غیر فعال تاندون ( براساس VAS)، قبل از انجام تزریق موضعی کورتیکوستروئید و سپس سه هفته، سه ماه و شش ماه بعد از انجام تزریق، بررسی شدند. اطلاعات از طریق فرم ویژه ای جمع آوری و با آزمون های آماری تحلیل واریانس و مربع کای تجزیه و تحلیل شد. 
نتایج:  اختلاف بین فراوانی نسبی وجود تندرنس در محل پولی A1 در 4 معاینه انجام شده معنی دار می باشد و پس از تزریق کاهش چشم گیری یافته است(0001/0 p&lt;). اختلاف بین میانگین درد در هنگام فلکسیون ایزومتریک و کشش غیر فعال تاندون نیز در چهار معاینه انجام شده با یکدیگر معنی دار است(0001/0 p&lt;).  هم چنین اختلاف بین توزیع فراوانی مراحل مختلف حالت ماشه ای در چهار معاینه انجام شده نیز معنی دار می باشد(0001/0 p&lt;). رضایت کلی از درمان 90  درصد می باشد. 
نتیجه گیری: از مجموع50  بیمار مورد مطالعه موفقیت در تزریق موضعی در 90  درصد از موارد دیده می شود که این امر حاصل صرفاً  یک بار تزریق است. درصد بالای موفقیت درمان و عوارض جانبی کم تزریق موضعی، آن را به عنوان روش مناسب درمان بیماری انگشت ماشه ای معرفی می کند.
</description>
						<author>ابوالقاسم زارع زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه عوارض رادیوتراپی به روش دوفیلد تانژانت و تک فیلد قدام فوق ترقوه با روش دو فیلد تانژانت و دو فیلد قدام و خلف فوق ترقوه بر حجم‌های ریوی و اشباع اکسیژن محیطی در بیماران مبتلا به سرطان پستان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=74&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: رادیوتراپی سرطان پستان باعث افزایش کنترل موضعی و به دنبال آن افزایش میزان بقاء می شود. در عین حال این رادیوتراپی دارای عوارضی بر روی ریه می باشد که در روش های مختلف درمان ممکن است با هم متفاوت باشند. تست های عملکرد ریوی و میزان اشباع اکسیژن محیطی معیاری برای سنجش این عوارض می باشند. در این بررسی عوارض دو روش رادیوتراپی مورد مقایسه قرار گرفته است. روش کار: در این مطالعه کار آزمایی بالینی 51 بیمار مبتلا به سرطان پستان مرحله II و III (بر اساس مرحله بندی TNM ) که تحت عمل جراحی ماستکتومی رادیکال تغییر یافته قرار گرفته و جهت رادیوتراپی تکمیلی به بیمارستان امام حسین مراجعه کرده بودند، به طور تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. در یک گروه رادیوتراپی با سه فیلد و در گروه دیگر با چهار فیلد انجام شد. بیماران دوز کلی 5000-4800 سانتی گری را دریافت کردند . برای بیماران تست های عملکرد ریوی و درصد اشباع اکسیژن محیطی (پایه و بعد از فعالیت) یک بار بلافاصله قبل از رادیوتراپی و سپس یک ماه و سه ماه پس از پایان رادیوتراپی انجام شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون های آماری مربع کای، تی دانش آموزی و من ویتنی یو استفاده شد. نتایج: مقایسه FEV1 ، FVC و در دو گروه نشان می دهد که این شاخص ها یک ماه و سه ماه پس از پایان رادیوتراپی با هم تفاوت معنی داری نداشته است. هم چنین در کلیه موارد میزان FEV1 ، FVC و یک ماه پس از پایان رادیوتراپی نسبت به میزان پایه تغییر معنی داری پیدا نکرده ولی میزان FEV1 و FVC سه ماه پس از رادیوتراپی نسبت به میزان پایه تغییر معنی داری (به ترتیب 001/0 p&lt; و 006/0 p&lt;) داشته است. کاهش درصد اشباع اکسیژن محیطی نیز نه تفاوتی معنی دار در بین دو گروه بعد از درمان رادیوتراپی داشته و نه در کلیه بیماران قبل و بعد از رادیوتراپی کاهش معنی دار پیدا کرده است. نتیجه گیری: رادیوتراپی بستر پستان و غدد لنفاوی منطقه ای باعث ایجاد اختلال در تست های فعالیت ریوی می شود. اما در مقایسه دو گروه با دو تکنیک سه فیلد و چهار فیلد این عوارض با هم تفاوتی ندارد. </description>
						<author>جمشید انصاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر مصرف کله پاچه، دخانیات و دیابت بر بروز سکته حاد قلبی در شهرستان اراک </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=75&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تاکنون در مورد اثر کله پاچه که در نقاط مختلف کشور و برخی کشورهای دیگر مثل افغانستان، پاکستان و هند، مصرف آن رایج است، بر بیماری های قلبی عروقی گزارشی منتشر نشده است. هدف از این مطالعه تعیین اندازه اثر کله پاچه و برخی دیگر از عوامل خطر بر سکته حاد قلبی در شهرستان اراک است. روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه case-cohort بود که در سطح شهرستان اراک انجام شد. در این مطالعه داده های شهرستان اراک مربوط به مطالعه انجام شده در سال 1380 برنامه قلب سالم اصفهان به عنوان داده های sub-cohort استفاده شدند. افراد ساکن شهرستان اراک که در زمان اجرای مطالعه به علت سکته حاد در بیمارستان بستری بودند نیز به عنوان مورد در نظر گرفته شدند. به منظور نشان دادن وجود رابطه بین پیامد و مواجهه های تحت مطالعه، خطر نسبی و حدود اطمینان 95درصد آن محاسبه گردید. هم چنین در این مطالعه از میزان خطر منتسب در جامعه به عنوان شاخص اثر مواجهه در جامعه استفاده شد. نتایج: در این مطالعه تعداد 150 بیمار مبتلا به سکته حاد قلبی (گروه مورد) با 6339 نفر از ساکنین شهرستان اراک به عنوان sub-cohort مقایسه شدند. خطر منتسب جمعیت برای استفاده از کله پاچه در اراک حدود 19درصد ( با حدود اطمینان 95 درصد، 6 تا 30درصد) محاسبه گردید. خطر منتسب جمعیت برای دیابت و دخانیات به ترتیب 31درصد ( با حدود اطمینان 95 درصد، 23 تا 39درصد) و 41درصد (با حدود اطمینان 95 درصد، 31 تا 49درصد) محاسبه گردید. نتیجه گیری: با توجه به نتایج حاصل از این مطالعه به نظر می رسد استعمال دخانیات، دیابت و مصرف کله پاچه به ترتیب بیشترین اثر را بر بروز سکته های قلبی دارند. </description>
						<author>بابک عشرتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر امتحانات نهایی مدارس ابتدایی بر میزان ایمنوگلوبولین بزاقی A   دانش آموزان تهرانی در سال1384</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=76&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: امتحانات یکی از مهم ترین عوامل استرس زا در مدارس و دانشگاه ها هستند که پیامدهای سایکونوروایمونولوژی مختلفی دارند، اما اثرات آنها بر کودکان چندان مورد توجه قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر مطالعه اثرات استرس امتحانات نهایی برمیزان IgA بزاقی درکودکان است. روش کار: در یک کارآزمایی بالینی،100 دانش آموز(50 پسر و 50 دختر) پایه پنجم دبستان از دو مدرسه در منطقه 5 آموزش و پرورش تهران به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند و به سؤالات پرسش نامه اضطراب امتحان ساراسون و ابوالقاسمی پاسخ دادند. پس از اطمینان از سلامت جسمی و روانی آنها بر اساس پرونده بهداشتی، معاینات بالینی و کنترل متغیرهای خواب، تغذیه، دارو و ورزش، با روش سری های زمانی یک گروهی، نمونه های بزاقی 5 بار یعنی بار اول یک هفته قبل از امتحانات نهایی و سه بار در طول امتحانات ریاضی، تاریخ و علوم و بار پنجم یک هفته پس از امتحانات، در ساعات 9 تا10صبح گرفته شد. میزان IgA بزاقی در آزمایشگاه با روش نفلومتری اندازه گیری شد. اطلاعات با استفاده از آزمون تحلیل واریانس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: یافته ها نشان داد که میزان IgA بزاقی در طول امتحانات نسبت به قبل و بعد از امتحانات به صورت معنی داری(001/0=p) کاهش یافته است ولی تغییر آن در هیچ یک از متغیرهای جنسیت و اضطراب امتحان معنی دار نیست. یعنی میزان کاهش IgA بزاقی در همه دانش آموزان یکسان است. نتیجه گیری: امتحانات نهایی به عنوان عوامل استرس زا IgA بزاقی کودکان را کاهش می دهند ولی این کاهش تحت تأثیر جنسیت و اضطراب امتحان نیست. A بزاقی، سایکونوروایمونولوژی، کودکان، مدرسه ابتدایی </description>
						<author>احمد علی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر دو غلظت متفاوت ویتامین E موضعی بر روی کلوئید و اسکار هایپرتروفیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=81&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: اسکار هایپرتروفیک و کلوئید از معضلات جراحی پلاستیک می باشد. امروزه تأثیر موضعی موادی نظیر سیلیکون و مرطوب کننده ها بر روی اسکار مورد بحث می باشد. تعداد کمی از مطالعات کارآزمایی بالینی اثرات زیبایی شناختی ویتامین E بر بهبود اسکار را در انسان مورد بررسی قرار داده اند. در این مطالعه سعی بر این است که علاوه بر در نظر داشتن میزان اثر ویتامین E موضعی، اثر غلظت هایی که در مطالعات قبلی بررسی نشده است بر روی بهبود اسکارهایپرتروفیک و کلوئید ارزیابی شود. روش کار: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی دوسوکور شاهددار تصادفی بر روی 32 بیمار که از تشکیل اسکار آنها 12 هفته گذشته بود، 3 نوع پماد شامل یک کلدکرم و دو نمونه با غلظت های 300 واحد در میلی گرم و 600 واحد در میلی گرم دی- آلفا توکوفریل ویتامین تزریقی، بر روی سه منطقه اسکار در هر بیمار مورد استفاده قرار گرفت. اندازه، قوام، اریتم و عوارض جانبی پمادها توسط پزشک و بیمار به طور جداگانه در هفته های 1، 4 و 12 مورد بررسی قرار گرفت. اطلاعات با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس و کراسکال والیس تجزیه و تحلیل شد. نتایج: پس از 4 هفته درمان با ویتامین E موضعی و 12 هفته پی گیری هیچ علائمی از درماتیت یا راش مشاهده نشد. مقایسه اندازه اسکار هایپرتروفیک نشان داد که در هفته اول نمونه با غلظت بالاتر با دو نمونه دیگر و در هفته 4 دو نمونه دارویی با پلاسبو و در هفته 12 هر سه نمونه اختلاف معنی داری داشتند(001/0p&lt;). هم چنین اریتم اسکار در هفته های 1، 4 و 12 بین نمونه های دارویی و نمونه پلاسبو اختلاف معنی داری داشت (001/0 p&lt;). اما قوام اسکار بین گروه ها در هفته های 1 و 4 تفاوت معنی داری نداشت و تنها در هفته 12 تفاوت معنی دار مشاهده شد(001/0p&lt;). نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان می دهد که ویتامین E موضعی بر روی بهبودی اسکار هایپرتروفیک و کلوئید موثر است. این تأثیر بیشتر بر روی کاهش اندازه و کاهش اریتم اسکار و کمتر روی قوام آن دیده می شود. </description>
						<author>مریم یاوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه تغییرات برخی مؤلفه‌های سیستم تنفسی با گذشت زمان در تنفس خود به خودی و کنترل شده حین بیهوشی عمومی اطفال</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=82&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: ریه اطفال نسبت به بالغین، کمپلیانس کمتر و قفسه سینه آنها کمپلیانس بیشتری دارد. هم چنین تعداد آلوئول ها و فیبرهای با توئیچ آهسته کمتر بوده و مجاری هوایی باریک تر و اتساع پذیرتر می باشند. از طرف دیگر هوشبرهای استنشاقی حین تنفس خود به خودی با تضعیف تنفس و کاهش حجم جاری می توانند باعث بروز میکروآتلکتازی، کاهش کمپلیانس ریه و افزایش کار تنفس گردند. انجام تهویه کنترله احتمالاً می تواند مانع از این سلسله وقایع شود. در این مطالعه تغییرات سیستم تنفسی حین تنفس خود به خودی و کنترله تحت بیهوشی استنشاقی مورد مقایسه قرار می گیرد. روش کار: این مطالعه به صورت کارآزمائی بالینی بر روی 60 کودک 6 ماه تا 6 سال ASA I وII ، کاندیدای عمل جراحی اندام و قسمت تحتانی شکم، صورت گرفت. بیماران پس از پره مدیکاسیون به وسیله 1/0 میلی گرم بر کیلوگرم میدازولام وریدی، به طور تصادفی در دو گروه قرار گرفتند. در گروه اول القاء و نگهداری بیهوشی به وسیله هالوتان و با تنفس خود به خودی و در گروه دوم القاء وریدی با تنفس کنترله و نگهداری بیهوشی با هالوتان انتخاب گردید. متغییرها شامل ضربان قلب، فشار خون، درجه اشباع هموگلوبین از اکسیژن، تعداد تنفس، حجم جاری بازدمی و حرارت، قبل از القاء بیهوشی و همین متغییرها به اضافه فشارهای حداکثر و پلاتوی راه هوائی، بلافاصله پس از لوله گذاری تراشه و هر 20 دقیقه تا پایان عمل، اندازه گیری و ثبت گردید و کمپلیانس های دینامیک و استاتیک محاسبه شد. یافته های پژوهش با استفاده از آزمون های تحلیل واریانس و تی دانش آموزی و مربع کای مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: بیماران در گروه تنفس خود به خودی نسبت به کنترله، تعداد تنفس و EtCO2 بیشتر و مدت زمان بیدار شدن کمتری داشتند(05/0p&lt;). بین میانگین توتال ضربان قلب، فشار خون سیتولیک، فشار خون دیاستولیک، حرارت، فشار مثبت دمی، PltIP و کمپلیانس های دینامیک و استاتیک پس از القاء بیهوشی، در دو گروه اختلاف معنی داری وجود نداشت. نتیجه گیری: از نظر کمپلیانس ریه، فشارهای راه هوائی و حرارت، اختلاف معنی دار آماری بین دو گروه وجود نداشت و این مطالعه نتوانست بروز تفاوت قابل ملاحظه ای در مولفه  های سیستم تنفسی بین دو گروه در اعمال جراحی با طول مدت کمتر از یک ساعت را اثبات نماید. بنابراین احتمالاً میکروآتلکتازی حتی در صورت بروز در این محدوده زمانی فاقد اهمیت کلنیکی می باشد. </description>
						<author>محمد گلپرور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر فرآورده‌ گیاهی پروستاتان به عنوان داروی کمکی در درمان هیپرپلازی خوش خیم پروستات</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=85&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هیپرپلازی خوش خیم پروستات (BPH)، شایع ترین تومور خوش خیم در مردان است. به علت عوارض جانبی داروهای شیمیایی، گیاه درمانی از سال 1990 درمانی رایج برای BPH شده است. پروستاتان یک فرآورده گیاهی است که به طور گسترده ای در ایران قابل دسترسی است. در این مطالعه اثر درمانی قطره پروستاتان به همراه پرازوسین در تخفیف علایم BPH ارزیابی شده است. روش کار: در یک مطالعه کارآزمایی بالینی یک سوکور، 66 مرد بالای 50 سال با علایم انسدادی و تحریکی BPH که در بیمارستان ولیعصر (عج) اراک ویزیت گردیدند به طور تصادفی در دو گروه، تحت درمان با پروستاتان (40 قطره سه بار در روز) به همراه پرازوسین (1 میلی  گرم، 2 بار در روز) یا پرازوسین (1 میلی گرم، 2 بار در روز) به تنهایی قرار گرفتند. نمره بندی علایم بالینی بر اساس پرسش نامه انجمن اورولوژی آمریکا، اندازه گیری آنتی ژن اختصاصی پروستات، حجم باقیمانده ادرار، حجم پروستات با سونوگرافی و نتیجه یوروفلومتری قبل و بعد از 12 هفته درمان تعیین گردید. اطلاعات با استفاده از آزمون های آماری تی دانش آموزی و من ویتنی یو تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: قبل از شروع درمان تفاوت معنی داری میان دو گروه از نظر میزان آنتی ژن اختصاصی پروستات، حجم باقی مانده ادرار، حجم پروستات، نمره علایم بالینی و یوروفلومتری وجود نداشت. بعد از درمان نیز میانگین میزان آنتی ژن اختصاصی پروستات، حجم پروستات و نیز حجم باقی مانده ادرار میان دو گروه تفاوت معنی داری نداشت اما میانگین میزان نمره علایم بالینی در گروه پروستاتان + پرازوسین نسبت به گروه پرازوسین 3/3 کمتر بود(0001/0 p&lt;) و هم چنین میانگین میزان جریان ادرار در تست یوروفلومتری در گروه پروستاتان + پرازوسین در مقایسه با گروه پرازوسین 7/2 بیشتر بود (0001/0p&lt;). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده به نظر می رسد که پروستاتان در همراهی با پرازوسین در مقایسه با پرازوسین به تنهایی، کارایی بیشتری در بهبود علایم بالینی هیپرپلازی خوش خیم پروستات و افزایش میزان جریان ادرار داشته باشد. </description>
						<author>داوود گودرزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه عوارض حاد بالینی و زیست سازگاری دو نوع مامبران پلی سولفان و هموفان حین همودیالیز</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=274&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: برخی واکنش هایی که بیماران در طی همودیالیز تجربه می کنند مربوط به جریان یافتن خون در خارج از بدن می باشد. تعداد و شدت این واکنش ها، زیست سازگاری صافی ها را مشخص می کند. فعالیت کمپلمان با نوع مامبران به کار رفته در دیالیز ارتباط دارد. فعال شدن کمپلمان به دنبال استفاده از غشاهای سنتتیک کمتر از سایر انواع است. این نکته که آیا فعالیت سیستم کمپلمان، مسئول علائم حین دیالیز (مانند افت فشارخون، تهوع، خارش و ...) می باشد، هنوز مورد اختلاف است. به منظور مقایسه عوارض حاد بالینی حین همودیالیز برحسب نوع غشای مصرفی (پلی سولفان از انواع سنتتیک و هموفان از انواع سلولوسنتتیک) مطالعه ای بر روی بیماران دیالیزی بیمارستان امام خمینی تهران در سال 1383 انجام شد. روش کار: در یک کارآزمایی بالینی، اطلاعات 100 بیمار ( شامل عوارض حاد بالینی حین همودیالیز) که سه جلسه با مامبران پلی سولفان و سه جلسه با مامبران هموفان دیالیز شدند، مورد ارزیابی قرار گرفت. نمونه گیری به صورت غیراحتمالی از جمعیت در دسترس انجام شد و بیماران واجد شرایط (براساس نوع مامبران موجود در بخش) وارد مطالعه شدند. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون مربع کای تجزیه و تحلیل گردید. نتایج: از 100 بیماری که وارد طرح شدند، 39 درصد زن بودند. متوسط سن بیماران56/17± 85/48 سال بود. شایع ترین عوارض بالینی، افت فشار خون و کرامپ های عضلانی (هر یک 5/21درصد) بودند. اگر چه افت فشارخون در گروه پلی سولفان در 18درصد و در گروه هموفان در 25درصد موارد رخ داد اما تفاوت آنها معنی دار نبود. سایر عوارض شامل کرامپ های عضلانی، تهوع، استفراغ، تنگی نفس، خارش، سردرد و تب و لرز نیز در دو گروه تفاوت قبل ملاحظه ای نداشتند. تشنج در هیچ یک از بیماران دیده نشد. نتیجه گیری: براساس یافته های این مطالعه به نظر می رسد، در ایجاد عوارض بالینی حین همودیالیز نوع مامبران مصرفی اعم از پلی سولفان یا هموفان تأثیری ندارد و در اکثریت بیماران بدون ارجحیت خاصی می توان هر یک از آنها را در هر مقطع زمانی براساس نوع مامبران در دسترس استفاده کرد. به عبارتی زیست سازگاری صافی ها در این زمینه حداقل از نظر بالینی تفاوت قابل ملاحظه ای ندارد. </description>
						<author>میترا مهدوی مزده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین اثر متوکلوپرامید وریدی بر بی دردی حاصل از پتیدین بعد از عمل جراحی سزارین انتخابی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=275&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: تسکین درد همواره از اهداف پزشکی بوده است و علی رغم پیشرفت های انجام شده، بیماران هم چنان از آن رنج می برند. عوارض مخدرها سبب شده روش های دیگری جهت کنترل درد پس از عمل به کار گرفته شود تا نیاز به مخدر کاهش یابد. فرضیات اخیر مبنی بر اثر ضددرد متوکلوپرامید ما را بر آن داشت تا مطالعه حاضر را جهت تعیین تأثیر ضد درد متوکلوپرامید انجام دهیم. روش کار: در این کارآزمایی بالینی 80 بیمار کاندید عمل سزارین انتخابی در 2 گروه واجد شرایط مورد بررسی قرار گرفتند. گروه مورد مطالعه 10 دقیقه قبل از پایان عمل 25 میلی گرم پتیدین و 10 میلی گرم متوکلوپرامید و گروه شاهد 25 میلی گرم پتیدین و آب مقطر دریافت نمودند. سپس به مدت 6 ساعت از نظر علایم حیاتی و عوارض جانبی داروها ویزیت شده، امتیاز درد (VAS) و میزان تهوع آنها ارزیابی گردید و در صورت نیاز پتیدین با دوز مشخص تزریق شد. زمان تجویز اولین دوز پتیدین و میزان پتیدین دریافتی طی 6 ساعت اول پس از عمل ثبت شد. اطلاعات با استفاده از آزمون های آماری تحلیل واریانس و تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: تجویز متوکلوپرامید سبب تشدید اثر ضد درد داروهای مخدر گردید و کاهش بارزی در امتیاز درد (002/0=p) و میزان تهوع (005/0&gt;p) ایجاد نمود. هم چنین زمان تجویز اولین دوز پتیدین در گروه دریافت کننده متوکلوپرامید نسبت به گروه شاهد طولانی تر شد (019/0=p) و کاهش قابل توجهی نیز در میزان پتیدین دریافتی طی ساعات اولیه پس از سزارین ایجاد گردید(005/0&gt;p). ضمناً هیچ گونه عوارض جانبی ناشی از داروها در هیچ یک از افراد مورد مطالعه مشاهده نشد. نتیجه گیری: افزودن متوکلوپرامید به پتیدین در دقایق پایانی سزارین تاثیرات چشم گیری در کنترل درد حاد پس از عمل و افزایش اثر ضد درد داروهای مخدر به دنبال داشت. لذا استفاده ازآن به عنوان یک مکمل دارویی مناسب و کم عارضه خصوصاً در بیمارانی که دریافت پتیدین با دوز بالا برایشان خطرناک است توصیه می شود. </description>
						<author>افسانه نوروزی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین علل هیدرونفروز در کودکان زیر 12 سال مبتلا به عفونت ادراری یا نارسایی رشد مراجعه کننده به بیمارستان امیرکبیر اراک در سال 84-83</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=276&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: هیدرونفروز شیرخوارگی و کودکی ناهنجاری ادراری شایع و اغلب مادرزادی است. از آنجایی که مطالعه چندانی در اطفال از نظر علل هیدرونفروز صورت نگرفته بر آن شدیم که علل هیدرونفروز را در کودکان زیر 12 سال بررسی کنیم. روش کار: در این مطالعه توصیفی که طی مدت 9 ماه از آذر 83 در بیمارستان امیرکبیر اراک انجام گرفت، برای همه کودکان زیر 12 سال که به علت نارسایی رشد یا عفونت ادراری مراجعه  کردند سونوگرافی درخواست شد و در صورت وجود هیدرونفروز در سونوگرافی، VCUG انجام گرفت. در افراد با VCUG طبیعی در صورت ادامه هیدرونفروز در سونوگرافی، IVP یا اسکن DTPA درخواست شد. نتایج: 65 بیمار (39 دختر و 26 پسر) که 4/75 درصد آنها با عفونت ادراری، 5/18درصد آنها با نارسایی رشد و 1/6درصد با نارسایی رشد و عفونت ادراری مراجعه کرده بودند، در سونوگرافی هیدرونفروز داشتند. بیشترین علت هیدرونفروز، ریفلاکس وزیکویورترال (40درصد) و سپس انسداد محل اتصال حالب به لگنچه (5/23درصد) بود. هیدرونفروز در 65 درصد موارد درجه I ولی در موارد ریفلاکس اغلب درجه III (27درصد) و IV (19درصد) بود. 70 درصد دخترها و 30 درصد پسرها ریفلاکس داشتند و متوسط سن زمان تشخیص 3-2 سال بود. نتیجه گیری: ریفلاکس وزیکویورترال و UPJO علل شایع هیدرونفروز در کودکان مورد بررسی بود و باید در ارزیابی کودکان با هیدرونفروز مورد توجه قرار بگیرد. </description>
						<author>فاطمه دره</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش دو مورد بیماری کی‌کوچی فوجیماتو </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=277&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: بیماری کی کوچی فوجیماتو یک علت نادر ولی مهم لنفادنوپاتی گردنی در خانم های جوان می باشد. علایم همراه شامل تب، تعریق، کاهش اشتها و گاهی لوکوپنی می باشند. بیماری خود محدود بوده و در مدت 8-2 ماه بهبودی روی می دهد. کلید تشخیصی بیماری، پاتولوژی غده لنفی می باشد. ارتباط بیماری با بعضی عوامل ویروسی و اتوایمون مطرح است اما اثبات نشده است. در این مقاله دو مورد بیماری کی کوچی فوجیماتو گزارش می شود. موارد: مورد اول خانم 31 ساله با تب شدید و لنفاد نوپاتی اگزیلاری راست به ابعاد 7×5 سانتی متر بود که 1 ماه بعد از بروز علایم، تشخیص وی با پاتولوژی مسجل شد. بعد از جراحی بیمار در چند نوبت ضایعات پوستی به صورت لکه های اریتماتوی گذرا در صورت و بینی داشت که خود به خود برطرف شدند. مورد دوم خانم 20 ساله با تب و لرز، سر درد، کاهش وزن و لنفاد نوپاتی گردنی به ابعاد 1 × 2 سانتی متر بود که چندین نوبت آنتی بیوتیک مصرف نموده لکن بهبود نیافته بود. نهایتاً 5 ماه بعد تحت عمل جراحی قرار گرفت و پاتولوژی لنف نود، بیماری کی کوچی فوجیماتو بود. بعد از جراحی 2 عدد لنف نود کوچک در اطراف محل جراحی پدیدار شد. نتیجه گیری: در تشخیص افتراقی لنفادنوپاتی خصوصاً گردنی در خانم های جوان باید بیماری کی کوچی فوجیماتو را در نظر داشت و از مصرف آنتی بیوتیک در لنفادنوپاتی بدون داشتن دلیل واضح خودداری نمود. بعد از تشخیص نیز پی گیری بیمار از بابت بروز علایم بیماری های اتوایمون و عود الزامی است. </description>
						<author>معصومه صوفیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
