<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1391 جلد15 شماره9</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/11/13</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی کیفیت زندگی و ارتباط آن با کیفیت رژیم غذایی در سالمندان ساکن مناطق شهری استان مرکزی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1632&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با تغییر ترکیب جمعیتی کشور به سمت سالخوردگی در سال‎های اخیر، نیازمند افزایش اطلاعات راجع به کیفیت زندگی در این گروه سنی هستیم. برنامه‎ریزی مناسب برای ارتقاء کیفیت این گروه سنی مستلزم شناخت عوامل مرتبط با کیفیت زندگی آنان می‎باشد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط کیفیت زندگی با کیفیت رژیم غذایی در افراد سالمند 60 ساله و بالاتر در مناطق شهری استان مرکزی بود. مواد و روش‎ها: این پژوهش مقطعی در سال 1389 بر روی 165 فرد 60 ساله و بالاتر ساکن مناطق شهری استان مرکزی انجام شد. برای جمع‎آوری اطلاعات از پرسش‎نامه عمومی، پرسش‎نامه کیفیت زندگی (فرم کوتاه شده 36 سوالی) و 3 روز یادآمد خوراک استفاده شد. کیفیت رژیم غذایی با استفاده از شاخص غذا خوردن سالم اندازه‎گیری شد. یافته‎ها: میانگین امتیاز کلی کیفیت زندگی، بخش جسمی و روانی به ترتیب برابر 66/55، 32/51 و 30/57 و میانگین شاخص غذا خوردن سالم برابر 83/82 بود. ارتباط معنی‎داری بین امتیاز کلی کیفیت زندگی و بخش جسمی و روانی با شاخص غذا خوردن سالم مشاهده نشد(2/0p=). نمرات کلی کیفیت زندگی و رژیم غذایی با سن، جنس، سطح تحصیلات، شغل قبلی، درآمد، فعالیت‎های اوقات فراغت، ورزش، بیمه، کشیدن سیگار، ابتلا به بیماری و مصرف دارو ارتباط معنی‎دار داشتند(05/0p&lt; ). نتیجه‎گیری: نتایج این مطالعه نشان می‎دهد که کیفیت زندگی سالمندان با کیفیت رژیم غذایی آنها مرتبط نمی باشد. </description>
						<author>کوروش جعفریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر پروآپوپتوتیک داروی BIBR1532 در رده سلولی APL: القاء مرگ سلولی سریع مستقل از کوتاه شدن تدریجی طول تلومر</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1712&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با توجه به آن که حدود 90 درصد بیماران مبتلا به لوسمی پرومیلوسیتیک حاد دارای تلومرهای با طول کوتاه و فعالیت تلومراز بالا می‎باشند، لذا این بیماران کاندید مناسب برای درمان با مهارکنندگان تلومراز می‎باشند. برای بررسی کارآیی استفاده از استراتژی آنتی تلومراز در بیماری لوسمی پرومیلوسیتیک حاد، سلول‎های رده NB4 با غلظت‎های متفاوت از داروی BIBR1532 که یک مهار کننده غیرنوکلئوزیدیکی تلومراز می‎باشد، تیمار شد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی و به منظور بررسی اثر BIBR1532، سلول‎های NB4 در حضور غلظت‎های مختلف دارو کشت داده شد و آزمون‎هایFlowcytometeric apoptosis assay ، Caspase-3 activity assay و Quantitative real-time PCR جهت بررسی اثر دارو بر درصد آپوپتوز، فعالیت آنزیماتیک کاسپاز-3 و بیان کمی mRNA ژن‎های دخیل در آپوپتوز صورت گرفت. یافته‎ها: نتایج نشان داد که BIBR1532، موجب افزایش آپوپتوز در سلول‎های NB4به طور وابسته به دوز می‎شود. علاوه بر این، نتایج به دست آمده از real-time PCR نشان ‎داد که داروی B‏IBR1532 به طور قابل توجه سبب کاهش mRNA ژنBcl-2 و افزایش میزان رونویسی از ژن‎های B‏ax ، PUMA و Caspase 3 می‎گردد. نتیجه‎گیری: از آنجایی که تیمار با داروی BIBR1532 می‎تواند در رده سلولی NB4 سبب القاء مرگ سلولی شده و مسیر آپوپتوز سلولی را فعال کند، لذا می‎توان به افزوده شدن درمان‎های مبتنی بر استراتژی آنتی تلومرازی به عنوان راه کار درمانی مناسب در بیماران لوسمی پرومیلوسیتیک حاد امیدوار بود؛ بیمارانی که به دلیل طول کوتاه تلومر و فعالیت بالای تلومراز کاندید مناسب برای درمان با مهارکنندگان تلومراز می‎باشند. </description>
						<author>سید حمید الله غفاری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تأثیر وضعیت بدنی بر عملکرد گوش داخلی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1741&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: گسیل‎های صوتی گوشی اصوات با شدت اندکی هستند که در گوش داخلی تولید شده و ارزیابی آنها از حساسیت بسیار بالایی در ردیابی تغییرات ایجاد شده در بخش حلزونی گوش داخلی برخوردار می‎باشد. عوامل مختلفی می‎توانند بر ثبت گسیل‎های صوتی گوشی تاثیر بگذارند که از جمله آنها می‎توان به عامل«وضعیت بدنی» اشاره نمود. هدف از انجام مطالعه حاضر بررسی تاثیر وضعیت بدنی بر پاسخ‎های گسیل‎های صوتی گوشی در افراد با شنوایی طبیعی بود. مواد و روش‎ها: طی یک مطالعه مقطعی تحلیلی 26 فرد بزرگسال (25-18 ساله) با حساسیت شنوایی طبیعی مورد بررسی قرار گرفتند. برای ارزیابی گوش داخلی آنها آزمون گسیل‎های گوشی گذرا در پنج وضعیت نشسته، به پشت خوابیده، به یک سمت خوابیده، سر در زاویه 30 درجه بالاتر و30 درجه پایین‎تر نسبت به سطح افق انجام پذیرفت. تحلیل اطلاعات با نرم افزار SPSS نسخه 17 انجام گرفت. یافته‎ها: میانگین کلی دامنه آزمون گسیل‎های گوشی گذرا در وضعیت به یک سمت خوابیده به طور معنی‎داری بیشتر از سایر وضعیت‎ها به دست آمد (01/0=p). بیشترین اختلاف دامنه بوجود آمده ناشی از وضعیت بدنی در فرکانس‎های بالاتر نسبت به فرکانس‎های میانی و پایین مشاهده شد. نتیجه‎گیری: یافته‎های پژوهش حاضر نشان داد که عامل وضعیت بدنی، تأثیر بارزی را بر عملکرد گوش داخلی دارا می‎باشد و تأثیر آن در فرکانس‎های بالا مشهودتر می‎باشد. </description>
						<author>آرش  بیات</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تبیین تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان خون: یک مطالعه کیفی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1604&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سرطان خون به دلیل شیوع زیاد در کودکان، میزان کشندگی بالا، هزینه‎های گزاف درمانی، زمان طولانی بستری شدن در بیمارستان، والدین و خانواده را شدیداً تحت تأثیر قرار می‎دهد. این مطالعه با هدف تبیین تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان خون انجام شد. مواد و روش‎ها: این مطالعه به روش کیفی و رویکردآنالیز محتوی انجام و جهت جمع‎آوری اطلاعات، از مصاحبه استفاده شد. مطالعه با نمونه‎گیری هدفمند شروع و در طی تکامل طبقات، با نمونه‎گیری نظری تا اشباع داده‎ها ادامه یافت. تعداد 22 نفراز والدین به مدت 2 ماه مورد مصاحبه قرار گرفتند. بررسی داده‎ها به روش تجزیه و تحلیل مداوم مقایسه‎ای انجام گردید. یافته‎ها: بریدن از زندگی، کوله بار مشکلات، کتمان سرطان از فرزند و دیگران، توکل به خدا، ازخودگذشتگی والدین، سازگاری، قصورات درمانی، تعاملات انسانی اثر بخش و تسهیلات بیمارستانی به عنوان کدهای سطح سوم ناشی از تبیین تجربیات والدین دارای فرزند سرطانی و&quot;به بن بست رسیدن زندگی والدین&quot; به عنوان تم یا درون مایه اصلی پدیدار شدند. نتیجه‎گیری: دراین پژوهش، تجارب والدین دارای کودک مبتلا به سرطان با ژرفای بیشتری مورد شناسایی قرارگرفت و در و نمایه اصلی این مطالعه یعنی&quot; به بن بست رسیدن زندگی والدین&quot; لزوم توجه همه جانبه به آنها را مورد تاکید قرار می‎دهد. از طرفی بهره‎گیری بیشتر از تجارب والدین کمک می‎کند تا با افزایش امیدواری آنها، انجام مراقبت‎های درمانی اثر بخش‎تر شود. </description>
						<author>رحمت اله جدیدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>علایم کمبود آندروژن با سطح هورمون های جنسی در مردان مراجعه کننده به سازمان انتقال خون زنجان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1736&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سالمندی در مردان با کاهش متوسط و پیشرونده تستوسترون پلاسما همراه است. با این وجود، ارتباط کمبود نسبی آندروژن در مردان سالمند با علایم بالینی هم‎چنان مورد اختلاف نظر است. هدف این مطالعه بررسی ارتباط بین علایم کمبود آندروژن بر اساس پرسش‎نامه ADAM و سطح هورمون‎های جنسی در مردان بالای 40 سال می باشد. مواد و روش‎ها: این مطالعه مقطعی بر روی 171 مرد سالم بالای 40 سال انجام شد. اطلاعات دموگرافیک و پرسش‎نامه ADAM توسط هر یک از نمونه‎ها تکمیل شد. هم‎چنین، سطح سرمی هورمون‎های تستوسترون آزاد، استرادیول، LH و FSH با استفاده از روش الایزا اندازه‎گیری شد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری مربع کای، من ویتنی و رگرسیون لوجستیک مورد بررسی قرار گرفتند. یافته‎ها: بر اساس پرسش‎نامه ADAM، علایم بالینی کمبود آندروژن در 85 نفر (7/49 درصد) از نمونه‎ها وجود داشته و سن رابطه معنی داری با نتیجه مثبت پرسش‎نامه ADAM داشت. ارتباط معنی داری بین نمره کلی بدست آمده از این پرسشنامه با هورمون های جنسی مشاهده نشد. در بررسی ارتباط هر یک از علائم سالمندی با سطح هورمون های جنسی، فقط علایم جنسی با سطح پایین تستوسترون ارتباط معنی داری داشتند. نتیجه‎گیری: علایم بالینی کمبود آندروژن نمی تواند به طور دقیق سطوح هورمون های جنسی در مردان سالمند را پیشگویی کند. با این وجود تشخیص هیپوگونادیسم در سالمندان مبتلا به اختلالات جنسی باید مورد توجه قرار گیرد. </description>
						<author>الهام جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بیان نوترکیب و تخلیص ناحیه 1 فاکتور کشنده باسیلوس آنتراسیس در Escherichia coli و تولید آنتی‌بادی پلی‌کلونال علیه آن در موش سوری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1798&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سیاه‎زخم یک بیماری مشترک بین انسان و دام است. عامل ایجاد کننده بیماری، باکتری باسیلوس آنتراسیس می‎باشد که آنتی‎ژن حفاظت‎کننده و ناحیه یک فاکتور کشنده (LFD1) ایمونوژن‎های قوی این باکتری بوده و همواره به عنوان کاندیدای واکسن علیه باسیلوس آنتراسیس در نظر گرفته شده‎اند. هدف این مطالعه بیان و تخلیص LFD1 در باکتری Escherichia coli و تولید آنتی‎بادی پلی‎کلونال علیه آن در موش‎ سوری می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی، ژن LFD1 با جایگاه‎های برش آنزیمی BamHI و XhoI با واکنش PCR تکثیر و بعد از جداسازی، در وکتور بیانی pET28a(+) همسانه‎سازی گردید. به منظور بیان ژن، این وکتور به باکتری‎های صلاحیت‎دار E.coli-BL21(DE3)PLysS تراریخت شد. بیان ژن LFD1 تحت القایIPTG انجام و بعد از تخلیص پروتئین با استفاده از کروماتوگرافی تمایلی، آنتی‎ژن حاصل در چهار نوبت به موش‎های سوری تزریق شد. آنتی‎بادی پلی‎کلونال تولید شده در سرم موش‎ها اندازه‎گیری گردید. یافته‎ها: ژن LFD1 کلون شده در وکتور بیانی pET28a(+) به وسیله PCR، هضم آنزیمی و توالی‎یابی تأیید شد. هم‎چنین پروتئین نوترکیب تولید شده به وسیله SDS-PAGE و لکه‎گذاری وسترن تایید گردید. در نهایت آنتی‎بادی پلی‎کلونال تولید شده از سرم موش‎ سوری جدا شده و به وسیله تست الایزا ارزیابی و تأیید گردید. نتیجه‎گیری: با توجه به بیان مناسب، تولید آسان این آنتی‎ژن و تیتر آنتی‎بادی پلی‎کلونال تولید شده علیه آنتی‎ژن LFD1 به دلیل ایمونوژنیسیته آن در موش‎های سوری، می‎توان آن را به عنوان کاندید واکسن علیه سیاه‎زخم در نظر گرفت. </description>
						<author>حسین هنری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارتباط بین خودکارآمدی، مراحل تغییر و رفتار فعالیت جسمانی زنان بعد از زایمان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1573&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: زنان بعد از زایمان در معرض خطر زندگی کم تحرک هستند. بر اساس مطالعات گذشته، خودکارآمدی سازه مهمی در تعیین مراحل تغییر و رفتار فعالیت جسمانی است. هدف این مطالعه تعیین ارتباط بین خودکارآمدی و مراحل تغییر و میزان فعالیت جسمانی در مادران ایرانی است. مواد و روش‎ها: در این مطالعه مقطعی، 300 مادر بعد از زایمان به صورت تصادفی از تمام مراکز بهداشتی درمانی شهر اراک انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسش‎نامه‎های یادآور 7 روزه فعالیت جسمانی، مراحل تغییر رفتار فعالیت جسمانی و خودکارآمدی فعالیت جسمانی بود. تجزیه و تحلیل داده‎ها به وسیله نرم افزار SPSSانجام شد. یافته‎ها: نود و یک درصد شرکت کنندگان در مراحل پیش تفکر، تفکر و آمادگی فعالیت جسمانی قرار داشتند. میانگین فعالیت جسمانی با شدت متوسط مادران 94/38±5/40 دقیقه در هفته بود. ارتباط معنی‎داری بین مراحل تغییر فعالیت جسمانی و انرژی مصرفی هفتگی ناشی از فعالیت‎های متوسط (001/0&gt;p، 60/0=r) وجود داشت. هم‎چنین ارتباط معنی‎دار آماری بین خودکارآمدی با مراحل تغییر(001/0&gt;p،50/0r=)، انرژی مصرفی هفتگی ناشی از فعالیت‎های متوسط (001/0&gt;p، 40/0r=) و رفتار فعالیت جسمانی قبل از بارداری(001/0&gt;p، 39/0 r=) به دست آمد. نتیجه‎گیری: میزان فعالیت جسمانی شرکت کنندگان کمتر از حداقل میزان توصیه شده فعالیت جسمانی منظم (150 دقیقه فعالیت جسمانی با شدت متوسط در هفته) بود. هم‎چنین در این جمعیت خودکارآمدی نقش مهمی در رفتار فعالیت جسمانی بازی می‎کند و لازم است در طراحی مداخلات ارتقاء دهنده فعالیت جسمانی در نظر گرفته شود. </description>
						<author>فضل الله  غفرانی پور </author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>پایش بلادرنگ انتشار، علیرغم ارائه تخمین کمتر از کفایت دیالیز، همچنان ابزاری قابل اعتماد و مفید است</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1703&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تاثیر دیالیز کافی بر روی عوارض و مرگ و میر بیماران تحت دیالیز مزمن اثبات شده است. پایش بلادرنگ انتشار با استفاده از تغییرات سدیم به عنوان یک جایگرین برای اوره، اجازه می‎دهد تا در هر نوبت دیالیز، مکررا میزان کفایت دیالیز به روشی غیر تهاجمی اندازه گیری شود. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی-تحلیلی، 156 جلسه دیالیز در بیماران تحت دیالیز مزمن، به وسیله روش دیااسکن موجود در ماشین های دیالیز AK 96 مورد ارزیابی قرار گرفت. کفایت دیالیز توسط فرمول های لگاریتمی دوگیرداس single-pool Kt/V اندازه گیری شد. مقادیر منتج از دو روش Kt/V محاسبه شده و online Kt/V با هم مقایسه شد. مقایسه در هر دو گروه به روش آنالیز آماری تی تست نمونه های جفتی انجام شد. یافته ها: در این مطالعه بین مقادیر Kt/V محاسبه شده و online Kt/V، اختلاف معنی‎دار آماری وجود داشت. متوسط Kt/V محاسبه شده 18/0±1/1 و متوسط online Kt/V ، 32/0± 77/0 بود(021/0=p). هم‎چنین همبستگی متوسطی بین مقادیر Kt/V محاسبه شده و online Kt/V وجود داشت(44/0=r ، 012/0=p). نتیجه گیری: علیرغم این که روش پایش بلادرنگ انتشار در مقایسه با Kt/V ، کفایت دیالیز را کمتر برآورد می‎کند اما این وسیله هم چنان برای استفاده بالینی روشی مفید و قابل اعتماد است. </description>
						<author>مهناز عدالت نژاد</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تمرین هوازی و بی تمرینی بر شاخص های عملکرد ریوی بیماران میانسال چاق مبتلا به آسم مزمن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1754&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مطالعات همه‎گیر شناسی از ارتباط بروز نشانگان آسم با عواملی مانند زندگی کم تحرک، بیماری‎های متابولیک و قلبی-عروقی حکایت دارد. با این حال، نقش برجسته هر یک از مولفه‎های پروتکل‎های توان بخشی ورزش بر عملکرد ریوی بیماران آسم مزمن بحث انگیز است. هدف این مطالعه مداخله تمرین هوازی و یک ماه بی‎تمرینی بر بیماران آسم چاق می‎باشد مواد و روش‎ها: این پژوهش به صورت نیمه تجربی با طرح دو گروهی و آزمون قبل و بعد در 39 مرد میانسال چاق مبتلا به آسم خفیف و متوسط اجرا گردید. گروه آزمایش(19نفر) با ملاحظه دامنه ایمن شدت کار (15≥RPE&gt;9) مدت3 ماه مطابق برنامه توان بخشی زیر بیشینه (50 تا80 درصد حداکثر اکسیژن مصرفی) به تمرین هوازی پرداختند. سپس یک ماه در وضعیت بی‎تمرینی قرار گرفتند. گروه شاهد (20 نفر) از تمرین هوازی به دور ماندند. پارامترهای اسپیرومتریک آزمودنی‎ها در شرایط پایه، سه ماه تمرین هوازی و یک ماه بی تمرینی به روش استاندارد اندازه گیری شدند. یافته‎ها: شاخص‎های عملکرد ریوی شامل FVC، FEV1/FVC، PEF، FEF%75 و MVV کاهش‎های معنی‎داری مشاهده شد. در این میان، الگوی تغییرات FEV1، FEV1/FVCو MVV حتی پس از گذشت یک ماه بی‎تمرینی هم‎چنان پایدار بود (05/0&gt;p). تغیر معنی داری در متغیر های گروه شاهد رخ نداد(05/0&lt;p ).  &gt; </description>
						<author>فرزاد ناظم</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>نقش استرس اکسیداتیو در ناباروری مردان: مقاله مروری</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1592&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: آسیب‎های ناشی از استرس اکسیداتیو به عنوان یک عامل مهم در ناباروری مردان مطرح است. هدف این مطالعه مرور نقش استرس اکسیداتیو در ناباروری مردان می باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه مروری، جهت جستجوی مقالات از پایگاه‎های اطلاعاتی PubMed، Scopusو EBSCO-CINAHL استفاده گردید. یافته‎ها: تحت شرایط فیزیولوژیک، مقادیر پایینی از رادیکال‎های آزاد برای فعالیت طبیعی اسپرم‎ها ضروری می‎باشد و مقادیر بیش از حد گونه‎های فعال اکسیژن تولید شده به وسیله لکوسیت‎ها و اسپرم‎های نابالغ می‎تواند باعث آسیب به اسپرم‎ها گردد. در شرایط طبیعی بین تولید رادیکال‎های آزاد و فعالیت آنتی‎اکسیدانتی دستگاه تولید مثل مردان تعادلی وجود دارد. تولید بیش از حد گونه‎های فعال اکسیژن در مایع منی می‎تواند بر مکانیسم دفاع آنتی‎اکسیدانتی اسپرم و یا پلاسمای سمینال غلبه کرده و باعث استرس اکسیداتیو گردد. مطالعات اخیر سطح بالای رادیکال‎های آزاد را در 40-25 درصد مردان نابارور گزارش داده‎اند. استرس اکسیداتیو بر روی پارامترهای باروری اسپرم و نیز ظرفیت باروری آن تاثیر گذاشته و باعث کاهش احتمال بارداری می‎گردد. نتیجه‎گیری: استرس اکسیداتیو می‎تواند باعث ایجاد آسیب در اسپرم‎ها و در نتیجه کاهش احتمال بارداری در شرایط طبیعی و نیز در روش‎های کمک باروری گردد. </description>
						<author>علی خسروبیگی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تدوین سیستم نمره دهی جهت انتخاب موارد نیازمند گرافی قفسه سینه بعد از کاتتریزاسیون ورید مرکزی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1603&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: کانولاسیون ورید مرکزی مداخله‎ای رایج با انواع گوناگونی از عوارض جانبی مانند نوموتوراکس می‎باشد. اخیرا قانون انجام روتین گرافی قفسه سینه بعد از کانولاسیون دچار چالش شده است. هدف از مطالعه حاضر تدوین سیستم نمره دهی برای انتخاب بیماران نیازمند گرافی پس از کانولاسیون ورید مرکزی می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه مقطعی 210 بیمار نیازمند کانولاسیون ورید مرکزی وارد مطالعه شده و از نظر وجود عوامل خطرزای نوموتوراکس شامل شاخص توده بدن بالای30، سابقه بیماری آمفیزماتو یا جراحی گردن و قفسه سینه، سابقه کاتتریزاسیون، تعداد دفعات سوزن زدن و موقعیت نامناسب طی کانولاسیون و درمان با ونتیلاتور ارزیابی شدند. در نهایت گرافی قفسه سینه قبل و بعداز کانولاسیون و علائم بالینی بیماران مقایسه و حساسیت و ویژگی سیستم نمره دهی تعیین شد. یافته‎ها: میزان بروز نوموتوراکس 24/5 درصد بود. تعداد دفعات سوزن زدن، موقعیت بیمار و سابقه کاتتریزاسیون ارتباط معنی‎داری با بروز نوموتوراکس داشت(001/0&gt;p). میزان نوموتوراکس در بیماران با نمره بالای 4 حدود 80 درصد بود که به طور معنی‎داری بیش از گروه با نمره کمتر از 4 بود(2/174:OR، 001/0&gt;p). حساسیت و ویژگی سیستم نمره دهی مورد استفاده در نمره بالای 2 به ترتیب 8/81 درصد و 9/87 درصد به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در بیماران با نمره کمتر از 2 احتمال بروز نوموتوراکس ناچیز بوده و انجام روتین گرافی قفسه سینه پس از کاتتریزاسیون لازم نیست ولی در موارد با نمره بیشتر از 4 شانس بروز نوموتوراکس زیاد بوده و انجام گرافی در فواصل زمانی نزدیک و حتی بیش از یک بار لازم به نظر می‎رسد. </description>
						<author>غلامرضا نوری</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
