<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1391 جلد15 شماره8</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/10/12</pubDate>

					<item>
						<title>اثر طولانی مدت استرس اکسیداتیو، بر ساختار فاکتور 8 انعقادی نوترکیب</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1522&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: حضور عوامل اکسیدان، مقادیر زیادی از محصولات واکنش‎های رادیکال آزاد را در غشای گلبول‎های قرمز و پروتئین‎های سرم ایجاد می‎نماید. هدف ازمطالعه حاضر بررسی تغییرات اکسیداتیو در فاکتور 8 انعقادی انسان با روش آنالیز اسپکتروفتومتریک می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی،فاکتور 8 انعقادی نوترکیب انسانی در شرایط هوازی به مدت 4 تا 28 ساعت در سیستم اکسیداسیون فلزی، حاوی ویتامین ث و یون‎های فرو قرار داده شد. سنجش گروه‎های کربنیل به عنوان یک شاخص برای میزان اکسیداسیون پروتئین‎ها انجام شد. بدین منظور از معرف دی نیترو فنیل هیدرازین استفاده شد. واکنش این معرف با گروه‎های کربنیل، موجب تشکیل مشتقات دی نیتروفنیل هیدرازون می‎شود. غلظت این مشتقات با روش اسپکتروفتومتری تعیین گردید. یافته‎ها: در حضور ویتامین ث و یون‎های فرو، میزان گروه‎های کربنیل در rHFVIII تغییر یافته بود. بررسی اثرات وابسته به دوز ویتامین ث نشان داد که با افزایش غلظت، میزان اکسیداسیون فاکتور 8 انعقادی نوترکیب انسانی کاهش می‎یابد، در حالیکه یون فرو موجب افزایش اکسیداسیون و تشکیل گروه‎های کربنیل در این پروتئین می‎شود. نتیجه‎گیری: نتایج حاصل نشان می‎دهد که افزایش گروه‎های کربنیل در فاکتور 8 انعقادی نوترکیب انسانی، در ارتباط با تولید گونه‎های اکسیژن فعال است. هم‎چنین مکانیسم‎های آنتی اکسیدان به صورت وابسته به دوز و وابسته به زمان فعال می‎شوند. </description>
						<author>هادی  انصاری هادی پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اثربخشی دو هفته‌ای و سه هفته‌ای درمان با پردنیزولون در بیماران پورپورای ایمنی ترومبوسیتوپنیک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1649&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: پورپورای ایمنی ترومبوسیتوپنیک اختلال اکتسابی است که درمان معمول آن شامل پردنیزولون با دوز 1 میلی‎گرم به ازای هر 1 کیلوگرم وزن بدن در روز است. به طور معمول استروئید در حدود 6-3 هفته به بیماران داده می شود. استروئیدها عوارض جانبی زیادی دارند.هدف از این بررسی مقایسه اثربخشی دو هفته ای و سه هفته ای درمان با پردنیزولون در بیماران پورپورای ایمنی ترومبوسیتوپنیک می باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزماییبالینی، 66 بیمار مبتلا به پورپورای ایمنی ترومبوسیتوپنیک کهبهبیمارستان خوانساری اراک مراجعه نموده بودند، به طور تصادفی و یک در میانتحت رژیم درمانی 2 هفته ای و 3 هفته ای پردنیزولون با دوز 1 میلی‎گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن در روزقرار گرفتند و تعداد پلاکت بیماران و عوارض درمان (پرفشاری خون و دیابت) پی‎گیری و مقایسه شد. یافته‎ها:در پایان دوره درمان، میانگین تعداد پلاکت در دو گروه درمانی (درمان دو هفته ای و درمان سه هفته ای)، اختلاف آماری معنی‎داری نداشت(748/0=p).عوارض جانبی در پروتکل درمانی دو هفته ای 2/15 درصد و در پروتکل درمانی سه هفته ای 2/18 درصد بود. توزیع عوارض در دو گروه درمانی مورد مطالعه یکسان می باشد(99/0=p). نتیجه‎گیری: درمان دو هفته ای پورپورای ایمنی ترومبوسیتوپنیک به اندازه درمان سه هفته  ای کارا و مؤثر است، ضمن اینکه کاهش دوره درمان به میزان یک هفته و به تبع آن کاهش عوارض جانبی، نه تنها همکاری و استقبال بهتر بیمار را به همراه خواهد داشت بلکه از اتلاف منابع مالی و تحمیل هزینه به وی خواهد کاست. </description>
						<author>سعیده بخشی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ساخت باکیلوویروس نوترکیب کد کننده توأم پروتئین‌های هماگلوتینین، نورآمینیداز و ماتریکس ویروس آنفلوانزای H1N1 خوکی و بیان آن در سلول‌های حشرات</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1495&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف:تغییرات ژنتیکی ویروس آنفلونزا، هر ساله باعث ایجاد اپیدمی های جدید در سراسر دنیا می شود. ساخت یک واکسن جدید به منظور پیش گیری از ویروس آنفلونزا در چند سال اخیر هدف اصلی پژوهشگران بوده است. هدف ما از این پژوهش،ساختن باکیلوویروس نوترکیبی است که بتواند دو گلیکوپروتئین سطحی آنتی ژنیک هماگلوتینین و نورآمینیداز، به همراه پروتئین ماتریکس ویروس آنفلوانزاینوع A را به طور مستقل بیان نماید. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، ابتدا کاست سه گانه ای که بیان هم زمان و مستقل سه ژن هماگلوتینی، نورآمینداز و پروتئین ماتریکس را تأمین نماید، طراحی و سنتز شد. این کاست سپس در پلاسمید دهندهpFastBac1 کلون شد تا به پلاسمید دهنده pFastBacI HNM1 دست بیابیم. کلون مذکور در میزبان E.Coli DH10Bac با انجام ترانسپوزیشن همسان، بکمید نوترکیب را ساخت. این سازه پس از تائید با PCR، برای تکوین باکیلوویروس نوترکیب در سلول های حشرات SF9 تراریخت شد. یافته ها: نتایج هضم آنزیمی، کلونینگ صحیح پلاسمید دهنده pFastBacI HNM1 را تایید نمود. طول صحیح نواحی تکثیر یافته هدف بر روی بکمید نوترکیب،دلیل بر صحت نوترکیبی همسان بین پلاسمید دهنده pFastBacI HNM1 و بکمید موجود در E.Coli DH10Bac بود. آثار ضایعات سلولی SF9 به دنبال تراریختی با بکمید نوترکیب، نشان دهنده تکوین موفق باکیلوویروس نوترکیب بود.آنالیز پروتئین های این سلول ها نشان داد هر سه پروتئین هدف به طور مؤثر و هم زمان بیان یافته اند. نتیجه گیری: باکیلوویروس نوترکیب ساخته شده در این طرح ویژگی های درست جهت قابلیت استفاده در تولید ذرات شبه ویروسی آنفلوانزا ویژه استرین خوکی را دارد. </description>
						<author>اسماعیل صابرفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تمرین ذهنی بر یادگیری عملیات احیاء قلبی- ریوی پایه در دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1118&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در علم پزشکی فراگیری صحیح احیاء و تسلط و تمرین مستمر در این زمینه از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو پژوهش حاضر با هدف تعین تاثیر تمرین ذهنی بر یادگیری عملیات احیاء قلبی- ریوی پایه در دانشجویان کارشناسی هوشبری دانشگاه علوم پزشکی اراک صورت پذیرفته است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک مطالعه کارآزمایی آموزشی بوده که در آن 46 نفر از دانشجویان رشته هوشبری دانشگاه علوم پزشکی اراک به دو گروه مداخله (تمرین ذهنی و عملی) و کنترل (گروه تمرین عملی به تنهایی) تقسیم شدند و سپس آزمون سرعت و دقت بر اساس چک لیست تنظیم شده توسط دو مدرس که در جریان نحوه آموزش نبودند به عمل آمده و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 5/11 و آزمون های تی مستقل و کای دو تجزیه تحلیل شدند. یافته ها: میانگین سرعت در گروه مورد و کنترل به ترتیب 26/0±5/2 و 33/0±16/3دقیقه بود که با یکدیگر تفاوت معنی دار داشتند(001/0=p) هم چنین میانگین نمره دقت در عملکرد دانشجویان گروه مداخله و کنترل به ترتیب 7/0±33/4 و 62/0±4/3 بود که تفاوت بین آنها معنی دار بود(001/0=p).نظرات ارایه شده توسط آزمودنی ها در گروه تمرین ذهنی (بیش از 90 درصد) حاکی از اثرات مفید تمرین ذهنی بر عملکرد آنان بود. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که تمرین ذهنی بر افزایش عملکرد دانشجویان موثر بوده است لذا برای حصول به نتایج بهتر در تمرینات بالینی پیشنهاد می گردد در شیوه تدریس اساتید تمرینات ذهنی و فیزیکی با هم به کار روند. </description>
						<author>اکرم  بیاتی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تجزیه آلاینده‌های آلی پایدار محیط زیست (ترکیبات PCB) با استفاده از پرتو میکروویو وتلفیق H2O2/Tio2</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1553&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه وهدف: بی فنیل های چندکلره گروهی از مواد شیمیایی آلی بوده که از پایداری شیمیایی زیادی برخوردارند. این ترکیبات آلاینده های خطرناکی هستند که چالش های شغلی و زیست محیطی زیادی را ایجاد نموده اند. مطالعه حاضر به منظور تجزیه روغن های آسکارل با استفاده از پرتوهای میکروویو و تلفیق پر اکسید هیدروژن و دی اکسیدتیتانیوم انجام شد. موادوروش ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی از یک راکتور250سی سی که به وسیله یک لوله رابط به کندانسور ارتباط پیدا می کرداستفاده گردید. فرکانس دستگاه میکروویو2450 مگاهرتز بودو توان پرتو تابشی در محدوده 720، 540 و 900 وات مورد استفاده قرار گرفت.pH نمونه ها و دما به طور مداوم پایش وآزمایش ها به صورت سه بار تکرارگردید. روغن های آسکارل با استفاده از دستگاه GC-ECD موردآنالیز قرار گرفت. یافته ها: میانگین تجزیه برای مجموع بی فنیل های چندکلره برحسب توان پرتومیکروویو با 540، 720 و 900 وات به ترتیب63/1±88/83، 44/2±27/89 و 81/0±98/95 درصد بود. میانگین تجزیه برحسب نسبت حلال مورد استفاده به روغن آسکارل به میزان 1:1، 2:1 و 3:1 به ترتیب 26/3±8/53،24/1±04/79 و 69/1±08/95 درصد بودو میانگین تجزیه برحسب عدم استفاده و به کارگیری همزمان پراکساید هیدروژن به میزان 20 درصد و دی اکسید تیتانیوم با نسبت های 05/0، 1/0، 15/0 و 2/0 گرم به ترتیب81/0±47/71، 63/1±28/93، 44/2±08/95،16/2±98/95 و 24/1±87/96 درصد بود. نتیجه گیری:تابش پرتومیکروویو در حضور حلال و اکسید کننده قوی پراکسید هیدروژن و کاتالیزور دی اکسیدتیتا نیوم روی بی فنیل های چندکلره منجر به کاهش میزان این ترکیبا ت  درروغن گردید. </description>
						<author>حسن اصیلیان مهابادی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر محل برش جراحی بر علایم خشکی چشم به دنبال جراحی فیکوامولسیفیکاسیون</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1114&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: کاتاراکت علت عمده کوری و نقص بینایی می باشد. مطالعه حاضر به منظور مقایسه اثرات دو محل برش متفاوت در جراحی کاتاراکت روی علائم تست های خشکی چشم انجام شده است. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 300 بیمار کاندید جراحی فیکوامولسیفیکاسیون وارد مطالعه شدند. بیماران به صورت تصادفی در گروه های برش لیمبال و برش قرنیه شفاف (در قدام قوس عروقی) قرار گرفتند. معاینات کامل چشم پزشکی و آزمون های مرتبط با خشکی چشم برای همه بیماران قبل از جراحی، هفته اول و ماه اول پس از جراحی انجام شد و داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و EPI-Info تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها: در این مطالعه 149 مرد و 151 زن شرکت داشتند. میانگین علایم، تست ارتفاع مینسک اشکی و زمان شکست لایه اشکی در هفته اول پس از جراحی، در مقایسه با مقادیر قبل از جراحی، در هر دو گروه کاهش یافت و در ماه اول پس از جراحی به مقادیر قبل از جراحی برگشت که این تغییرات عکس تغییرات ایجاد شده در staining قرنیه و ملتحمه، دبری و PEE می باشد. بین نتایج علایم، دبری، staining قرنیه و ملتحمه، تست زمان شکست لایه اشکی و PEE قبل و بعد از جراحی تفاوت آماری معنادار وجود داشت. با در نظر گرفتن محل برش، بین نتایج موارد فوق، به جز TBUT، بین دو گروه ارتباط آماری معنادار وجود نداشت. نتیجه گیری: جراحی فیکوامولسیفیکاسیون، علایم و تست های خشکی چشم را به طور موقت تغییر می دهد. به علاوه، محل برش جراحی فیکو، به جز تست TBUT، بر روی سایر تست ها و علایم بیمار تاثیری ندارد. </description>
						<author>رضا رضایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی تاثیر حجامت بر شاخص‎های استرس اکسیداتیو و برخی فاکتورهای خونی در بیماران دیابت نوع 2</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1629&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: دیابت یکی از مهم‎ترین مشکلات بهداشتی جهان محسوب می شود سلول‎های بتا مستعد تخریب توسط رادیکال‎های آزاد هستند. با توجه به مکانیسم‎های حجامت، تاثیر آن بر فاکتورهای بیوشیمیایی و استرس اکسیداتیو هم‎زمان با دارو درمانی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش: در این مطالعه کارآزمایی بالینی از 30 نفر از افراد دیابتی در دو طیف ابتدایی و انتهایی بیماری مراجعه کننده به مرکز دیابت، 5 میلی لیتر نمونه خون وریدی گرفته شد. این افراد علاوه بر دریافت درمان دارویی متفورمین و گلی بن کلامید پس از یک ماه مورد حجامت قرار گرفته و بعد از یک ماه مورد بررسی قرار گرفتند و نمونه‎های خون وریدی قبل و بعد از درمان از نظر شاخص‎های دیابت و استرس اکسیداتیو مقایسه شدند. جهت ارزیابی پراکسیداسیون لیپیدی از تیوباربیتوریک اسید، برای اندازه گیری آنتی اکسیدان های تام سرم از روش FRAP و فاکتورهای بیوشیمیایی خونی با کیت‎های پارس آزمون اندازه‎گیری شدند. یافته‎ها: میزان هموگلوبینA1C ، قند خون ناشتا، قند خون 2 ساعت پس از ناشتا، تری گلیسیرید، کلسترول، لیپوپروتئین با دانسیته پایین و هم‎چنین لیپوپروتئین با دانسیته بالا نیز افزایش معنی‎داری را نشان داد و اسپارتات ترانسفراز در افراد دیابتیک پس از حجامت کاهش معنی دار را نشان داد(05/0p&lt;). نتیجه گیری: حجامت باعث بهبود فاکتورهای خونی در افراد دیابتیکی می‎شود و پیشنهاد می‎گردد که به عنوان درمان مکمل در افراد دیابتی نوع 2 مورد استفاده قرار گیرد. </description>
						<author>سید محمدعلی شریعت زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر داروی بربرین بر روی بیماران مبتلا به پسوریازیس</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1568&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: پسوریازیس یک بیماری مزمن شایع پوست می باشد که معمولا به صورت لکه های سفید رنگ و نقره ای روی پوست ظاهر می شود. هدف از این مطالعه بررسی اثر داروی بربرین بر روی بیماران پسوریازیس می باشد. مواد و روش ها: این مطالعه به روش کارآزمایی بالینی دوسوکور بر روی 60 بیمار مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به بیمارستان امام خمینی اهواز از مرداد تا دی 1390 انجام گردید. بیماران به طور تصادفی به دو گروه 30 نفری تقسیم شدند. یک گروه بربرین و گروه دیگر دارونما را به مدت 6 ماه روزانه دو بار در محل ضایعات استفاده کردند. میزان شدت ضایعات بیماران در 7 نوبت از طریق مقیاس Psoriasis Area Scoring Index ارزیابی گردید. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از SPSS و روش های آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و مجذور کای استفاده شد. یافته ها: پس از 6 ماه درمان، میزان شدت ضایعات در گروه دریافت کننده کرم بربرین در مقایسه با گروه دارونما کاهش چشم گیری نشان داد. به طوری که میانگین نمره PASI گروه بربرین از 99/3 به 11/2 و در گروه دارونما از 98/3 به 71/3 کاهش یافت. اختلاف میانگین نمره PASI قبل از دریافت تا ماه سوم در بربرین و دارونما معنی دار نبود ولی در طول ماه های چهارم تا ششم معنی دار بود(013/0=p). نتیجه گیری: کرم بربرین در کاهش ضایعات پوستی بیماران پسوریازیس موثرتر از دارونما بود. بنابراین توصیه می شود که از داروهای با پایه گیاهی مثل بربرین در کنار داروهای اصلی بیماران بیشتر استفاده گردد. </description>
						<author>علیرضا قربانی بیرگانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>خواص ضد جهشی عصاره‌های اتانولی و آبی گیاه حرا بر روی باکتری جهش یافته سالمونلاتیفی موریومTA100 </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1567&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: گیاه حرا مشهور به مانگروی خاکستری، متعلق به خانواده اوسنیاسه می باشد که در گذشته برای درمان بیماری های مختلف نظیر زخم معده و پوست به کار می رفته است. در مطالعه حاضر فعالیت های ضد جهشی عصاره های برگ جوان و بالغ گیاه حرا بر روی باکتری جهش یافته سالمونلا تیفی موریم TA100 مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، سوش باکتری برای ژنوتیپ های مورد نظر بررسی شد. برگ ها پس از جمع آوری، خشک و پودر شده و عصاره گیری با اتانول 80 درصد و یا آب با دستگاه سوکسله انجام شد. فعال کننده متابولیکی از کبد هموژنیزه موش نر تهیه گردید و اثرضد جهشی عصاره در حضور ماده جهش زا با استفاده از تست ایمز سنجش شد. یافته ها: تعداد کلونی های جهش یافته در حضور هر دو عصاره آبی و اتانولی با فعال کننده متابولیکی و بدون آن کاهش یافتند. عصاره اتانولی نسبت به عصاره آبی فعالیت ضد جهشی بالاتری را نشان داد. هیچ تفاوتی در حضور مخلوط S9 در بین سنجش ها دیده نشد. بالاترین (71 درصد) و پایین ترین (24درصد) میزان بازدارندگی بر روی باکتری جهش یافته سالمونلا تیفی موریوم به ترتیب در عصاره اتانولی برگ بالغ منطقه بردخون و عصاره آبی برگ جوان عسلویه دیده شد. نتیجه گیری: یافته های مطالعه اخیر پیشنهاد می کند که عصاره برگ گیاه حرا ممکن است حاوی ترکیبات فعال زیستی بوده که موجب ممانعت از جهش در باکتری جهش یافته می شود و احتمالاً استرس های زیستی و غیر زیستی می توانند پتانسیل ضد جهشی عصاره های برگ را در بین دو ناحیه تحت تاثیر قرار دهند. </description>
						<author>لیلا کرمی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص افتراقی ساب تایپ‌های مختلف ویروس آنفلوانزا تایپ A با استفاده از روش RT-PCR-RFLP</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1534&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ویروس آنفلوانزای تایپ A یکی از مهم ترین عوامل ویروسی بیماری های تنفسی است. تغییرات ژنتیکی این ویروس باعث بروزاپیدمی های جدید در سرتاسر دنیا می شود. از این رو وجود یک تکنیک تشخیصی دقیق به منظور تشخیص سریع سویه های در حال گردش ضروری می باشد. این مطالعه با هدف به کارگیری یک روش سریع جهت افتراق ساب تایپ های ویروس آنفلوانزا تایپ A انجام گرفت. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی واکنش RT-PCR با استفاده از جفت پرایمر اختصاصی ژن ماتریکس بر روی ساب تایپ های H1N1، H3N2، H5N1 و H9N2ویروس آنفلوانزا انجام شد. سپس محصول PCR تحت تاثیر هضم آنزیمی آنزیم های آندونوکلئاز اختصاصی هر ساب تایپ قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده از واکنش RT-PCR نشان داد که جفت پرایمر مربوط به ژن ماتریکس کاملا اختصاصی بوده و قادر به تکثیر کلیه ساب تایپ های مورد مطالعه می باشد. هم چنین در اثر واکنش هضم آنزیمی بر روی قطعات تکثیر یافته از ژن ماتریکس مربوط به ساب تایپ های مختلف، الگوی های متفاوتی بر اساس طول قطعات(RFLP) به دست آمد. نتیجه گیری: واکنش RT-PCR ویروس آنفلوآنزا به همراه RFLP بر اساس ژن ماتریکس می تواند روش مناسبی جهت شناسایی ساب تایپ های مورد مطالعه ویروس آنفلوانزای تایپ A باشد. </description>
						<author>اسماعیل صابرفر</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>عوامل موثر بر بروز متاستاز در بیماران سرطان پستان با استفاده از مدل شکنندگی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1493&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: عوامل متعددی برای بروز متاستاز وجود دارند که در مطالعات مختلف بررسی و شناخته شده اند اما با این وجود با معلوم بودن این عوامل همیشه نمی توان بروز متاستاز را به طور دقیق پیش بینی نمود. یکی از انواع مدل هایی که برای تحلیل داده های بازگردنده و در نظر گرفتن عدم همگنی بین بیماران به کار می رود، مدل شکنندگی است. هدف این مطالعه کاربرد یک مدل شکنندگی بر داده های سرطان پستان و به دست آوردن عوامل موثر بر متاستاز است. مواد و روش ها: در این مطالعه بقا، 133 زن مبتلا به سرطان پستان که طی سال های 1384 تا 1386 برای درمان به بیمارستان شهید فیاض بخش تهران مراجعه نمودند مورد بررسی قرار گرفتند. بیماران تا فروردین سال 1390 مورد پی گیری قرار گرفته و آخرین وضعیت آنان ثبت گردید. برای تحلیل داده ها از مدل بقای شکنندگی استفاده شد. توزیع مولفه شکنندگی گاما با میانگین یک و واریانس θ فرض شد واجرای مدل و تحلیل داده ها در نرم افزار R انجام شد. یافته ها: نرخ بقای سه ساله و پنج ساله بدون بیماری برای بیماران، به ترتیب برابر با 78/0 و 72/0 بود. خطر وقوع متاستاز در طول دوره پی گیری حداکثر 43 درصد برآورد گردید. درجه بدخیمی تومور و تعداد گره های درگیر، عامل پیش آگهی دهنده در بروز متاستاز شناخته شدند و واریانس شکنندگی برابر با 27/4 به دست آمد(001/0= p). نتیجه گیری: با توجه به معنی داری واریانس مولفه شکنندگی، بیمارانی که دارای متغیرهای توضیحی یکسانی هستند نیز دارای خطر وقوع متاستاز متفاوتی هستند و ویژگی های فردی و اختصاصی بیماران در بروز متاستاز اثر معنی دار دارد. </description>
						<author>محمود رضا گوهری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>سوراخ شدگی حاد معده در دوره نوزادی، گزارش یک مورد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1549&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: سوراخ شدگی حاد معده عارضه نسبتاً نادری در دوره نوزادی می باشد که عوامل خطر ساز آن هنوز به درستی شناسایی نشده است. این مقاله گزارش یک مورد سوراخ شدگی حاد معده در نوزاد پره ترم و توجه به عوامل خطرساز آن می باشد. مورد: بیمار نوزاد دختر 26 هفته در نوبت چهارم تغذیه به طریق گاواژ بیمار به طور ناگهانی دچار خونریزی گوارشی می شود و تحت جراحی شکم قرار می گیرد که سوراخ شدگی معده در ناحیه دیواره قدامی گزارش می شود عوامل خطرساز در این بیمار می تواند ترکیبی از نارس بودن، وزن پایین هنگام تولد، تهویه با فشار مثبت مداوم از طریق بینی (N-CPAP) و گذاشتن مکرر لوله تغذیه ای باشد. نتیجه گیری: از این گزارش نتیجه می شود در پیش گیری از این عارضه شناخت عوامل خطرساز و تلاش در جهت کاهش یا حذف آنها حائز اهمیت می باشد. </description>
						<author>فاطمه دره</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
