<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1391 جلد15 شماره7</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/9/11</pubDate>

					<item>
						<title>بررسی کیفیت خدمات درمانی بیمارستان‎های تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی وخدمات بهداشتی درمانی شهر اراک با استفاده از مدلSERVQUAL در سال 1390</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1505&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: سنجش کیفیت خدمات پیش شرط اساسی برای بهبود کیفیت است. مطالعات نشان می‎دهد مشتریان به لحاظ تماس نزدیک با ارائه دهندگان خدمت و مشارکت در فرایند خدمت، در موقعیت مناسبی برای سنجش کیفیت خدمات هستند. لذا این مطالعه با هدف سنجش کیفیت خدمات بر اساس ادراک و انتظار بیماران در بیمارستان‎های دانشگاه علوم پزشکی اراک در سطح شهر اراک صورت گرفت. مواد و روش‎ها: این تحقیق به صورت مقطعی بر روی 260 نفر از بیماران بستری در بیمارستان‎های دانشگاه علوم پزشکی اراک در سطح این شهر انجام پذیرفت و از ابزار سروکوال برای سنجش کیفیت خدمات استفاده شد. روائی و پایائی ابزار مذکور در مطالعات داخل و خارج از کشور تأئید شده بود. یافته‎ها: نتایج نشان می‎دهد در همه ابعاد کیفیت، ادراک کیفیت (کیفیت موجود) بر انتظارات از کیفیت (وضع مطلوب بیماران) پیشی نگرفته‎اند یا با آن منطبق نیست. بیشترین ضعف در ابعاد مختلف کیفیت، مربوط به بعد دسترسی به خدمات بود. نتیجه‎گیری: نمرات منفی کیفیت خدمات نشان‎گر آن است که نیاز به بهبود کلیه ابعاد کیفیت خدمات در بیمارستان‎ها وجود داشته است. به همین دلیل پیشنهاد می‎شود مدیران برای کاستن شکاف کیفی موجود، به نیازهای بیماران و ارائه مطلوب خدمات توجه بیشتری نمایند. </description>
						<author>محمد سورانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم نوکلئوتید تک (-611G/A (SNP در پروموتور ژن شماره 1 گیرنده اینترفرون گاما و بیماری مزمن ناشی از ویروس هپاتیت بی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1500&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: عفونت مزمن با ویروس هپاتیت B یک بیماری چند عاملی است که با عوارض کلینیکی وخیمی همراه است. زمینه ژنتیکی میزبان خصوصاً عوامل ایمنی-ژنتیکی در پاتوژنز عفونت سرنوشت ساز می‎باشند. اینترفرون گاما و گیرنده آن نقش مهمی در پاسخ ایمنی به ویروس و دوره کلینیکی عفونت دارد. هدف از این مطالعه بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم نوکلئوتیدی تک (-611G/A) در پروموتر ژن گیرنده شماره یک اینترفرون گاما و عفونت مزمن ویروس هپاتیت B است. مواد و روش‎ها: در این مطالعه مورد- شاهدی، DNA ژنومیک از نمونه‎های خون محیطی مربوط به 150 نفر بیمار مزمن عفونت یافته با ویروس هپاتیت B و 150 نفر از افراد شاهد بر طبق روش فنل کلروفرم استخراج شده و DNA آنها توسط روش پی سی آر- آر اف ال پی آنالیز گردید. مقدار p کمتر از 05/0 معنی‎دار در نظر گرفته شد. یافته ها: بعد از مراحل ژنوتیپی و هم‎چنین آنالیزهای آماری، تفاوت معنی‎داری بین گروه کنترل و بیمار مشاهده شد، به طوری که ژنوتیپ GG در گروه کنترل در مقایسه با گروه بیمار بیشتر بود. نتیجه گیری: زمینه ایمنی- ژنتیک میزبان می‎تواند نقش مهمی در پاسخ ایمنی میزبان بر علیه بیماری‎های عفونی ایفا کند، تغییرات در ژن گیرنده شماره یک اینترفرون گاما با چندین بیماری در ارتباط بوده است، نتایج مطالعه حاضر نشان داد که حضور آلل GG در این جمعیت با کاهش خطر حساسیت به سمت عفونت مزمن همراه است. </description>
						<author>سید رضا محبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی کارایی فرآیند اکسیداسیون پیشرفته فنتون در کاهش آنتی بیوتیک سولفادیازین از محیط آبی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1378&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: امروزه نگرانی‎های جهانی در مورد تاثیر باقیمانده‎های آنتی‎بیوتیک بر محیط زیست افزایش یافته و کنترل تخلیه آنها مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با هدف بررسی کارایی فرآیند اکسیداسیون فنتون(H2O2/Fe+2) در کاهش آنتی‎بیوتیک سولفادیازین از محیط‎های آبی انجام گرفت. مواد و روش‎ها: این تحقیق یک مطالعه تجربی- آزمایشگاهی بود. فاضلاب سنتتیک حاوی غلظت‎های 079/0، 19/0 و 47/0 میلی مولار از آنتی‎بیوتیک سولفادیازین تحت تصفیه با فرآیند فنتون قرار گرفت. سپس تاثیر تغیرات غلظت اولیه آنتی‎بیوتیک، نسبت مولی واکنش گرها، غلظت [Fe+2]، [H2O2]، زمان تماس و pH بر حذف آنتی‎بیوتیک، ارزیابی و شرایط بهینه برای هر یک از پارامترهای مذکور تعین گردید. پساب خروجی به منظور سنجش آنتی بیوتیک باقیمانده، توسط HPLC-UV آنالیز گردید. یافته‏ها: نتایج نشان داد پارامترهای بهینه در انجام فرآیند فنتون به منظور حذف آنتی‎بیوتیک سولفادیازین به ترتیب شامل pH برابر با 5/3 ، نسبت مولی[H2O2]/[ Fe+2] برابر با 5/1 و زمان تماس 15 دقیقه می‎باشد. با اعمال این شرایط راندمان حذف آنتی‎بیوتیک در غلظت‎های 079/0، 19/0 و 47/0 میلی مولار به ترتیب برابر با 82/99 درصد، 97/97 درصد و 23/78 درصد و میزان حذف COD فاضلاب، 33/83 درصد، 57/78 درصد و 57/78 درصد بود. نتیجه‏گیری: آزمایشات انجام شده نشان دهنده کارایی موثر فرآیند اکسیداسیون فنتون در حذف فاضلاب حاوی آنتی‎بیوتیک سولفادیازین می‎باشد. کارایی این روش در حذف سایر آنتی‎بیوتیک‎های مقاوم به تصفیه بیولوژیکی نیز می‎تواند مورد بررسی قرار گیرد. </description>
						<author>احمد جنیدی جعفری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی جهش‌های گریز HBsAg در بیماران مبتلا به هپاتیت B مزمن تحت درمان با آنالوگ های نوکلئوزیدی/نوکلئوتیدی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1499&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: آنالوگ‎های نوکلئوزیدی/ نوکلئوتیدی از جمله لامیوودین و آدفویر داروهای موثر برای درمان بیماران هپاتیت B به شمار می روند ولی استفاده طولانی مدت این دسته از داروها منجر به پیدایش واریته‎های مقاوم به درمان می‎شود. از آنجائی که اثر آنالوگ‎های نوکلئوزیدی/ نوکلئوتیدی بر پیدایش واریته‎های حاوی جهش‎های گریز HBsAg به خوبی مشخص نشده است، هدف از این مطالعه بررسی جهش های گریز HBsAg در بیماران هپاتیت B مزمن تحت درمان با آنالوگ‎های نوکلئوزیدی/نوکلئوتیدی بوده است. مواد و روش‎ها: در این مطالعه مقطعی، 50 بیمار مبتلا به هپاتیتB مزمن که تحت درمان با آنالوگ‎های نوکلئوزیدی/ نوکلئوتیدی (لامیوودین و/یا آدفویر) بوده‎اند و 50 بیمار مبتلا به هپاتیتB مزمن که هیچ داروی ضد ویروسی دریافت نکرده بودند، مورد بررسی قرار گرفتند.DNA ویروس هپاتیت B از پلاسمای بیماران استخراج و قسمتی از ژن S ویروس هپاتیت B توسط روش Nested-PCR تکثیر گردید. محصول PCR توسط روش توالی یابی مستقیم از نظر وجود جهش‎های گریز HBsAgمورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: در کل 100 بیمار مورد مطالعه، جهش های گریز HBsAg دیده شده عبارتند از : sQ101H، sG119R، sP120S، sP127S، sA128V، sG130N، sG130R، sT131I، sM133I و sY134N. در گروه بیماران تحت درمان با آنالوگ‎های نوکلئوزیدی/نوکلئوتیدی 16 درصد بیماران واجد ویروس حاوی جهش‎های گریز HBsAg بودند در حالی که در بیمارانی که تحت درمان دارویی قرار نگرفته بودند 6 درصد بیماران واجد ویروس حاوی جهش‎های گریز HBsAg بودند (98/2OR=، 2/0p=). نتیجه‎گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در این مطالعه به نظر می‎رسد بین مصرف آنالوگ‎های نوکلئوزیدی/ نوکلئوتیدی و پیدایش جهش‎های گریز HBsAg رابطه‎ای وجود ندارد. </description>
						<author>علی پوریاسین</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص کریپتوسپوریدیوم و میکروسپوریدیاهای روده‎ای در افراد مبتلا به HIV/AIDS با روش‎های رنگ آمیزی و PCR بر روی ژن 16srRNA میکروسپوریدیا</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1183&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: روز به روز بر گزارش عفونت‎های میکروسپوریدیایی افزوده می‎شود و بعضی از جنس‎ها مانند انتروسیتوزون بینئوسی و انسفالیتوزون اینتستینالیس از عوامل مهم ایجاد کننده اسهال مزمن به ویژه در بیماران HIV مثبت می‎باشند. در این مطالعه از روش‎های رنگ آمیزی تریکروم-آبی اصلاح شده (MTS)، اسید فست تریکروم (AFT) و PCR جهت شناسایی میکروسپوریدیا در نمونه‎های مدفوع به کار گرفته شد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی آزمایشگاهی تعداد 71 نمونه مدفوع از بیماران مبتلا به ایدز با اسهال مزمن جمع آوری و به آزمایشگاه انتقال یافت. از هر نمونه مدفوع 2 عدد لام تهیه شده و با متانول فیکس شد و با روش‎های MTS و AFT رنگ‎آمیزی صورت گرفت و توسط سه نفر مشاهده شد. هم‎چنین از روش PCR با پرایمرهای اختصاصی ناحیه حفاظت شده 16srRNA میکروسپوریدیاهای روده‎ای استفاده شد. یافته‎ها: 13 بیمار(30/18 درصد) از 71 بیمار، با استفاده از دو روش رنگ‎آمیزی ذکر شده از نظر میکروسپوریدیا مثبت شدند. هم‎چنین 9 بیمار(67/12 درصد) با استفاده از روش AFT از نظر کریپتوسپوریدیوم مثبت گزارش شدند که 4 مورد (63/5 درصد) از این افراد هم‎زمان از نظر میکروسپوریدیا مثبت شناخته شده بودند. در تکنیک PCR، 16 بیمار (53/22 درصد) از نظر میکروسپوریدیاهای روده‎ای مثبت شناخته شدند. لازم به ذکر است تمامی مواردی که از نظر میکروسپوریدیا با استفاده از روش‎های رنگ‎آمیزی مثبت گزارش شده بودند در تکنیک PCR نیز مثبت شناخته شدند. نتیجه‎گیری: مشاهده شد که تکنیک PCR حساسیت بالاتری نسبت به روش‎های رنگ‎آمیزی دارد. هم‎چنین مشاهده شد که هر دو روش رنگ‎آمیزی به یک میزان در تشخیص میکروسپوریدیا مفید می‎باشند. </description>
						<author>بهزاد قربان زاده</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی و تظاهرات بالینی تنوسینویت گذرای هیپ در کودکان</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1422&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تنوسینویت گذرای هیپ یکی از علل شایع درد و لنگش در کودکان می‎باشد و علل 4/0 درصد تا 9/0 درصد از پذیرش‎های کودکان در اورژانس‎ها را شامل می‎شود. هدف از این مطالعه، بررسی این بیماری از لحاظ تظاهرات بالینی، توزیع سنی و جنسی و پی‎گیری عود شش ماهه می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه مقطعی- تحلیلی، تعداد 51 کودک با تشخیص تنوسینویت گذاری هیپ که به بیمارستان ولی عصر(عج) و بیمارستان امیرکبیر شهر اراک مراجعه کرده بودند، تحت بررسی قرار گرفتند. معیارهای ورود به مطالعه شامل شک بالینی پزشک به تنوسینوویت حاد بر اساس علائم بالینی و معاینات و محدوده سنی بین 3 تا 8 سال بود. یافته‎ها: از 51 کودک مبتلا به تنوسینویت، تعداد 34 بیمار پسر با میانگین سنی 1/19±70/61 ماه و 17 بیمار دختر با میانگین سنی 49/20±35/48 ماه را داشتند که دو گروه با یکدیگر اختلاف آماری معنی‎داری داشتند(026/0=p). شکایت شایع کودکان درد هیپ و مفصل شایع درگیر، هیپ راست بود. هم‎چنین اکثر بیماران سابقه اخیر بیماری ویروسی را گزارش نمودند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه، شیوع تنوسینویت گذرای هیپ در پسران بیشتر بوده و اغلب در هیپ راست می باشد، و همچنین اکثر موارد سابقه ابتلا به بیماری های ویروسی را داشتند. </description>
						<author>پارسا یوسفی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>کلونینگ و بیان پروتئین نوترکیب فلاژلین FlaA ویبریو کلرا و بررسی خواص آنتی ژنیکی آن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1442&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ویبریو کلرا عامل بیماری کلرا در انسان می‎باشد. بیان فلاژل و تحرک باکتری در کلونیزاسیون و ویرولانس آن عامل بسیار مهمی است. ژن FlaA یکی از پنج ژن کد کننده فلاژلین می‎باشد که نقش اصلی در حرکت باکتری و کلونیزاسیون آن دارد و از نظر ایمنی بخشی نیز مورد توجه می‎باشد. در این مطالعه کلونینگ و بیان ژن FlaA در باکتری اشرشیاکلی و بیان پروتئین نوترکیب با روش وسترن بلات تائید می‎شود. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی، ژن flaA با پرایمرهای اختصاصی با PCR تکثیر و با آنزیم‎های BamHI و XhoI در وکتور pTZ57R/T کلون و در E.coli سویهDH5α تکثیر و تعیین توالی شد. در وکتور PGEX4T-1و در E.coli سویه BL21- DE3با القا IPTG بیان شد. از کیتG.S.T جهت خالص سازی پروتئین نوترکیب استفاده شد و پروتئین به موش تزریق و آنتی بادی اختصاصی سنتز شده در موش برای تایید نهایی پروتئین نوترکیب در وسترن بلات مورد استفاده گرفت. یافته‎ها: تعیین توالی نشان داد که ژن فوق بدرستی تکثیر شده است و آنتی بادی استفاده شده در وسترن بلات، تولید پروتئین نو ترکیب را نشان داد. نتیجه گیری: پروتئین نوترکیب flaA در میزبان E.coli با مقدار مناسب بیان گردید. تزریق پروتئین تولید شده به موش نشان داد که این پروتئین ضمن داشتن خاصیت آنتی ژنی به خوبی آن را حفظ می‎کند. بنابراین می‎توان از آن به عنوان یکی از اجزا موثر در طراحی یک واکسن ایمنی بخش و نیز به عنوان یک ابزار تشخیصی استفاد نمود. </description>
						<author>حمید کاظمیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پروتئین نوترکیب زیر واحد A پیلی ویبریو کلرا در اشرشیاکلی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1490&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ویبریوکلرا یک باکتری پاتوژن گرم منفی است که عامل بیماری اسهال است. یکی از مهم‎ترین عوامل بیماری‎زای باکتری، پیلی هم تنظیم شونده با توکسین است. این پیلی به عنوان اولین عامل در کلونیزاسیون و تداوم باکتری‎ها در روده کوچک مورد نیاز است. مواد وروش‎ها: در این تحقیق با استفاده از روش PCR، ژن پیلی هم تنظیم شونده با توکسین ویبریوکلرا تکثیر گردید. پس از تخلیص، ژن‎های فوق در پلاسمید 1T4pGEX جهت بیان کلون شد. سپس ساختار پلاسمیدی نوترکیب وارد باکتری اشریشیاکلی شد. تولید پروتئین‎ها توسط IPTG القاء و بهینه سازی شرایط محیط کشت صورت گرفت. پروتئین‎های نوترکیب با استفاده از کیت گلوتاتیون S سفاروز خالص و آزمایش وسترن بلات برای تایید پروتئین نوترکیب انجام گرفت. میزان پروتئین‎ها با استفاده از روش برادفورد اندازه‎گیری شد. یافته‎ها: نتایج تحقیق حاضر بیان موفقیت آمیز پروتئین‎های نوترکیب در سلول اشرشیاکلی را ثابت کرد. پروتئین نوترکیب به وسیله کروماتوگرافی تمایلی تخلیص شد. الگوی واکنش این پروتئین‎ها با آنتی‎بادی‎های ضد آنها، نشان داد که این پروتئین‎ها خاصیت آنتی‎ژنیک دارند. نتیجه‎گیری: از آنجا که در این مطالعه نشان داده شد، این پروتئین‎ها دارای خاصیت آنتی ژنیسیته هستند، ممکن است به عنوان یک آنتی ژن مناسب برای واکسیناسیون باکتری ویبریوکلرا استفاده شود. </description>
						<author>حمید ابطحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثر ضد جهش و ضد سرطانی باکتریهای اسید لاکتیک جدا شده از ترخینه از طریق آزمون Ames</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1383&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مرگ و میر ناشی از سرطان در بسیاری از کشورها در چند سال اخیر در حال افزایش است. پروبیوتیک‎ها میکروارگانیزم‎های زنده‎ای هستند که مصرف آنها اثرات مفیدی را در سلامت مصرف کننده ایجاد می‎کند. هدف این مطالعه بررسی اثرات ضد جهش و ضد سرطانی سویه‎های لاکتوباسیل جدا شده از ترخینه به منظور انتخاب سویه‎های بالقوه پروبیوتیک است. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی، از 25 سویه لاکتوباسیل به منظور بررسی اثرات ضد جهش و ضد سرطانی استفاده شد. آزمون ضد جهش‎زایی مطابق آزمون Ames انجام گرفت. نتیجه آزمایش پس از انجام مقایسه بین نمونه‎های مورد آزمایش (سوسپانسیون باکتری لاکتوباسیل) و شاهد مثبت (آزید سدیم) و شاهد منفی (آب مقطر) مشخص گردید. جهت آنالیزهای آماری از نرم افزار SPSS نسخه 16 استفاده شد. یافته‎ها: اثر ضد جهشی تنها در 4 سویه لاکتوباسیل مشاهده شد. درصد مهار جهش در بالاترین سطح خود برابر با 38/60 درصد و در پایین‎ترین سطح خود برابر با 37/39 درصد بود. هم‎چنین درصد مهار جهش در میان این 4 سویه در حضور میکروزوم کبد موش نسبت به عدم حضور میکروزوم دارای اختلاف معنی‎داری بود(05/0p&lt;). نتیجه‎گیری: از 25 سویه لاکتوباسیل، 4 سویه که اثرات ضد جهشی و ضد سرطانی بالاتری را داشتند به عنوان سویه‎های بالقوه پروبیوتیک انتخاب شدند. </description>
						<author>مریم عباس احمدی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>اثر میدان‎های الکترومغناطیسی با فرکانس کم بر روی برخی از فعالیت‎های زیستی جانوران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1144&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: در دهه‎های اخیر، با توجه به کاربرد روز افزون وسایل مولد میدان‎های الکترومغناطیسی در جوامع مدرن صنعتی، مطالعه اثرات زیستی این امواج بر رشد و نمو موجودات زنده مورد توجه بسیاری از مجامع علمی و دولتی کشورهای مختلف جهان قرار گرفته است. بسیاری از افراد در تمامی ساعات شبانه‎روزی خود در معرض میدان‎های الکترومغناطیسی دستگاه‎های محل کار و زندگی خود با انواع متفاوتی از شدت‎ها و فرکانس‎ها قرار دارند. این که آیا رابطه معنی‎داری بین افزایش برخی از بیماری‎ها و آسیب‎های ژنتیکی با میدان‎های الکترومغناطیسی وجود دارد یا نه یکی از مباحث پر اهمیت و مورد توجه محققان محسوب می‎شود و نگرانی‎های زیادی در ارتباط با اثرات سوء احتمالی این امواج به وجود آورده است. نتایج برخی از مطالعات نشان می‎دهد که میدان‎های الکترومغناطیسی، انرژی کافی برای آسیب به مولکول‎های زیستی را ندارند در حالی که بسیاری دیگر از محققان معتقدند که تشعشعات این میدان‎ها با تاثیر بر پاسخ‎های استرس سلولی و مکانیسم‎های حفاظتی دیگر، سبب بروز آسیب‎های ژنتیکی می‎گردند. برخی از مطالعات نیز میدان‎های الکترومغناطیسی را به تنهایی ایمن می‎دانند اما تقویت عملکرد ژنوتوکسیک آلاینده‎های فیزیکی شیمیایی محیطی را به این میدان‎ها نسبت می‎دهند. </description>
						<author>جواد بهارارا</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مروری گذرا بر تاثیر مصرف عصاره گیاه کاکنج (Physalis Alkekengi) بر عملکرد فیزیولوژیکی بافت‌های بدن</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1715&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با توجه به عوارض جانبی و آثار زیان بخش داروهای شیمیایی، مسئله بازگشت به استفاده از داروهای گیاهی و طبیعی امروزه مورد توجه جدی واقع شده است. گیاه کاکنج با نام علمی Physalis Alkekengi و متعلق به خانواده سولاناسه، یکی از این گیاهان داروئی است که مانند اکثر داروهای طب سنتی و علیرغم دارا بودن قابلیت های داروئی فراوان، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف این مطالعه، مروری گذرا بر روی اثرات عصاره گیاه کاکنج بر میزان غلظت هورمون‎های تیروئیدی، چربی خون، برخی از عوامل بیوشیمیایی پلاسما، عملکرد کبد، سیستم ایمنی و هورمون‎های جنسی می‎باشد. از طرف دیگر به دلیل استفاده زیاد عصاره گیاه کاکنج در طب سنتی جهت درمان امراض مختلف، تعیین نکات مثبت و عوارض جانبی این عصاره نیز از لحاظ فیزیولوژیکی و فارماکولوژیکی دارای اهمیت می‎باشد. عصاره این گیاه بواسطه وجود مواد موثره ای نظیر آلکالوئیدها، لیکوپن، گلوکوکورتیکوئیدها، مواد الکلی و مقدار زیادی ویتامین C و نیز توانایی آنتی اکسیدانی زیاد می تواند به هنگام مصرف نقش قابل توجهی در تغییرات ایجاد شده در هومئوستازی بدن ایجاد نماید. در این مقاله سعی شده است با استفاده از کلید واژه‎های مناسب و جست و جوی وسیع الکترونیکی و دستی به منابع معتبر، به نقش و تاثیر گذاری عصاره گیاه کاکنج در بافت‎های مختلف بدن پرداخته شود. نتایج نشان می‎دهد که عصاره این گیاه باعث تغییرات قابل توجهی در ابعاد مختلف در ارگان‎های مختلف بدن می‎گردد که زوایای مختلف آن تاکنون بخوبی مشخص نشده است. لذا تمرکز بیشتر و گسترده تر بر تحقیقات در این حوزه توصیه می‎گردد. </description>
						<author>سعید  چنگیزی آشتیانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشنج غیر قابل کنترل به عنوان اولین علامت تب مالت و ترومبوز سینوس وریدی مغز. معرفی یک مورد</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1448&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: انسداد سینوس‎های وریدی مغزی فرم نادری از سکته مغزی ناشی از ایجاد ترومبوز در سینوس‎های مذکور است. در این مطالعه به معرفی یک بیمار مبتلا به ترومبوز سینوس وریدی و بروسلوز اشاره می‎شود که با افزایش دفعات تشنج علیرغم درمان با دوز بالای داروهای ضد تشنج همراه بود. مورد: بیمار خانم 33 ساله‎ای با سابقه تشنج کنترل شده از دوران نوجوانی بود که از یک ماه قبل دچار سردرد، ضعف و بی‎حالی و تشنج غیرقابل کنترل شده بود. بیمار به هنگام بستری تب داشت و در CT Scan مغزی ضایعه هموراژیک در نواحی پوستریوپریتال و تمپورال چپ و MRI, MRV مغزی ترومبوز سینوس وریدی در سینوس ترنسورس چپ را اثبات نمودند. در آزمایشات نیز ابتلای بیمار به بروسلوز اثبات گردید. بیمار تحت درمان با آنتی کواگولانت، درمان ضد بروسلوز و داروی ضدتشنج قرار گرفت و با حال عمومی خوب و دستورات دارویی ترخیص شد. نتیجه‎گیری: شک بالینی و توجه دقیق به شرح حال بیمار مهم‎ترین عامل در تشخیص بروسلوز و ترومبوز سینوس وریدی به خصوص در تشنج غیر قابل کنترل در بیماری است که قبلا تحت کنترل بوده است. </description>
						<author>افسون طلایی زنجانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
