<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1391 جلد15 شماره4</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/6/11</pubDate>

					<item>
						<title>تاثیر رایحه درمانی بر شدت درد دیسمنوره اولیه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=959&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: دیسمنوره یکی از مشکلات شایع زنان سنین باروری می باشد و علیرغم درمان های موجود، هنوز به عنوان یکی از مشکلات شایع در طب زنان است. از این رو این مطالعه با هدف تعیین تاثیر رایحه درمانی بر شدت درد دیسمنوره اولیه طراحی گردید. مواد و روش ها: این مطالعه کارآزمایی بالینی بر روی 108 دانشجوی مبتلا به دیسمنوره اولیه با شدت درد 2و3 براساس معیار چند بعدی گفتاری انجام شد. پس از تخصیص تصادفی، افراد ماساژ با روغن بادام، ماساژ تنها و ماساژ با مخلوط اسانس های روغنی اسطوخودوس و نعناع را روزانه از یک هفته قبل از شروع قاعدگی تا زمان وجود درد به مدت 2 سیکل دریافت کردند. افراد در طی سیکل صفر، یک و دو بیشترین شدت درد در طی روز اول، دوم و سوم را با توجه به مقیاس دیداری درد ثبت کردند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: تفاوت آماری معنی داری از نظر مجموع شدت دیسمنوره در روزهای 1، 2 و 3 قاعدگی بین سه گروه دیده شد (038/0p=) که این اختلاف مربوط به گروه ماساژ تنها و رایحه درمانی بود(014/0p=). همچنین تفاوت آماری معنی داری از نظر شدت درد در بین زمان های تحت بررسی در مطالعه (سیکل صفر، اول و دوم) دیده شد(002/0p=) که این اختلاف مربوط به مقایسه سیکل صفر و اول (016/0p=) و سیکل صفر و دوم (002/0p=) بود. نتیجه گیری: رایحه درمانی باعث کاهش شدت درد دیسمنوره اولیه می شود، با توجه به شیوع آن و ارزان و بی ضرر بودن اسانس های مورد بررسی، توصیه می شود جهت تخفیف کرامپ و دردهای قاعدگی بکار برده شود. </description>
						<author>لیلا امیری فراهانی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی اثرات تمرینات ورزشی منظم و ویتامین C بر آستانه درد موش‎های دیابتی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1222&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: نوروپاتی محیطی یکی از عوارض شایع دیابت ملیتوس می‎باشد. از طرفی نشان داده شده است که استرس اکسیداتیو، یکی از عوامل مهم در ایجاد و پیشرفت نوروپاتی در دیابت می‎باشد با این حال پاتوفیزیولوژی دقیق آن مشخص نشده است. در این مطالعه اثرات تمرینات ورزشی منظم و مصرف ویتامین C روی آستانه درد موش‎های دیابتی مورد بررسی قرار گرفت. مواد و روش‎ها: در این مطالعه تجربی موش‎های صحرایی نر نژاد ویستار به تعداد 36 سر در محدوده وزنی 10±220 گرم به گروه‎های کنترل و دیابتی (کنترل، با مصرف ویتامینC، ورزیده و با مصرف ویتامینC توام با انجام ورزش) تقسیم شدند. گروه دیابتی با تزریق زیر جلدی داروی استرپتوزوتوسین (60 میلی‎گرم/ کیلوگرم) دیابتی شدند. یک هفته بعد از القای دیابت، حیوانات تحت تمرینات منظم ورزشی شنا و مصرف ویتامین C به مدت 8 هفته قرار گرفتند. در پایان هفته سوم، پنجم و هشتم از حیوانات تست تیلک فلیک جهت اندازه‎گیری آستانه درد به عمل آمد. داده های جمع آوری شده نیز با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته‎ها: دیابت به طور معنی‎داری آستانه درد موش‎ها را کاهش داد. تمرینات منظم ورزشی و مصرف ویتامین C، هیپرآلژزی ناشی از دیابت را به طور معنی‎داری کاهش دادند و اثرات توام تمرینات منظم ورزشی و مصرف ویتامین C در کاهش آستانه درد بیشتر از اثر هر یک از آنها به تنهایی می‎باشد. نتیجه گیری: تجویز تمرینات منظم ورزشی و ویتامین C در دیابت می‎تواند روش مناسبی برای پیش‎گیری هیپرآلژزی ناشی از آن باشد در نتیجه برای درمان و کنترل درد مفید می‎باشند. </description>
						<author>علی حیدریان پور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تشخیص سریع RNA ویروس HIV-1 به وسیله روش Real-time Transcription mediated amplification</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1220&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: روش های ملکولی متعددی توسعه یافته اند که قادرند با حساسیت و ویژگی متفاوتی HIV-1 را در نمونه های بالینی تشخیص دهند. در این مقاله نتایج حاصل از یک مطالعۀ ارتباط سنجی در راه اندازی و به کارگیری یک روش Real-time PCR TMA نوین جهت تشخیص هم  دمای ویروس HIV-1 ارائه شده است. مواد و روش ها: در این مطالعۀ مقطعی، ست پرایمر و پروب Molecular Beacon توسط نرم افزارهای اختصاصی و برای یک ناحیۀ 176 جفت بازی از ژن pol ویروس HIV-1 طراحی شد. برای تعیین حساسیت آنالیتیک واکنش از رقت های لگاریتمی 10-107 کپی RNAهای حاصل از رونویسی در آزمایشگاه، به عنوان استاندارد استفاده شد. برای ارزیابی حساسیت و ویژگی کلینیکی واکنش از نمونه های با لینی  استفاده شد که پیش از این مثبت و منفی  بودن آنها به وسیلۀ یک تست تجاری معتبر تایید شده بود. یافته ها: حساسیت آنالیتیک و کلینیکی این روش به ترتیب معدل 500 کپی در میلی لیتر و 3/93 درصد در نظر گرفته شد. پرایمرها و پروب طراحی شده تنها به توالی های اختصاصی HIV-1 متصل می گردند و مطالعات بیوانفورمانیکی هیچ گونه واکنش متقاطعی با ژنوم سایر ویروس های انتقال یابنده از طریق خون و ژنوم انسان نشان ندادند. ویژگی کلینیکی روش نیز به طور تجربی و با بررسی 20 نمونۀ منفی به وسیلۀ روش Real-time TMA راه اندازی شده، مورد آزمایش قرار گرفت و معادل 100 درصد در نظر گرفته شد. نتیجه گیری: روشTMA Real-time راه اندازی شده به علت دارا بودن سرعت، حساسیت و سادگی می تواند به عنوان ابزار مفیدی جهت تشخیص سریع و هم  دمای ویروس HIV-1 در نمونه های خون و پلاسمای بیماران استفاده شود. </description>
						<author>مهدی پریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی میزان پایداری دمایی واکسن سرخک تولید شده با سویهAIK-C </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1293&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: با توجه به حساسیت ویروس سرخک به دما و نور، حفظ پایداری ﺁن در واکسن زنده بسیار با اهمیت است. هدف این تحقیق، بررسی پایداری واکسن سرخک تولید شده با سویه AIK-Cمی باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، 3 ویال واکسن لیوفیلیز به مدت 1 هفته در دمای 37 درجه سانتی گراد نگهداری و میزان پایداری ﺁن به روش ﺁزمون تسریع شده بررسی گردید. هم چنین واکسن محلول شده در دماهای 4، 25 و 37 درجه سانتی گراد نگهداری و در زمان های 0 ،4، 8 ،12و 16 ساعت پس از محلول کردن، میزان باقیمانده ویروس عفونی به روش میکروتیتراسیون با محاسبه CCID50 ارزیابی شد. بر اساس ﺁنالیز رگرسیون خطی، نیمه عمر واکسن محلول شده سرخک، محاسبه گردید. یافته ها: وقتی واکسن محلول شده در دماهای 4، 25 و 37 درجه سانتی گراد نگهداری شد کاهش تیتر واکسن به ترتیب 05/0، 1/0 و 2/0 Log10 CCID50 در ساعت بود. هم چنین نیمه عمر این واکسن در دماهای مذکور، به ترتیب 31/5، 61/2 و 36/1 ساعت بود. نتیجه گیری: میزان کاهش تیتر واکسن سرخک تهیه شده با سویه AIK-C پس از نگهداری در دمای 37 درجه سانتی گراد به مدت یک هفته log33/0 بود در حالی که برای واکسن های تجاری Mevilin-L، Attenuvax، Edmonston- Zagreb وRimevax، به ترتیب 7/0، 7/0، 1 و 78/0 گزارش شده است. واکسن لیوفیلیز و محلول شده حاوی سویهAIK-C در مقایسه با سویه های ادمونستون ب، شوارتز، بکن کام و لنینگراد پایدارتر است در حالی که در حالت محلول شده و در دمای 37 درجه سانتی گراد میزان پایداری مشابه سویه موراتن دارد. </description>
						<author>عباس شفیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی پلی مورفیسم جایگاه BsmI در ژن رسپتور ویتامین D در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در استان مرکزی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1287&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری خود ایمن است که باعث اختلال در سیستم عصبی مرکزی می گردد. یک عامل محیطی بالقوه که این بیماری را متاثر می‎کند، ویتامین D است. اکثر فعالیت های بیولوژیکی فرم فعال ویتامین D از طریق گیرنده آن اعمال می‎شود. هدف از مطالعه حاضر بررسی ارتباط بین پلی مورفیسم BsmI در گیرنده ویتامین D و بروز بیماری مولتیپل اسکلروزیس می باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه مورد شاهدی، پلی مورفیسم جایگاهBsmI ، در ژن گیرنده ویتامین D در 80 بیمار مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و 50 فرد سالم هم سن و هم نژاد به روش PCR-RFLP مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری در فراوانی ژنوتیپ های پلی مورفیسمBsmI در ژن گیرنده ویتامین D بین بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس و گروه شاهد(023/0=p) وجود دارد. نتیجه گیری: مطالعه حاضر نشان داد که پلی مورفیسم BsmI در ژن گیرنده ویتامین D با بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس در این جامعه مورد مطالعه در ارتباط است. </description>
						<author>عبدالرحیم صادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی فراوانی پلی‌مورفیسم 1639G&gt;A ژن VKORC1 در بیماران با سابقه اختلالات قلبی- عروقی منطقه شمال‌غرب ایران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1111&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: علاوه بر عوامل اکتسابی و محیطی موثر شناخته شده در بیماری های قلبی عروقی (CVD)، پلی مورفیسم دو ژنVKORC1 و CYP2C9، به عنوان اصلی ترین عوامل ژنتیکی دخیل در تغییرات دوز مورد نیاز وارفارین در این بیماران، شناسایی شده است. با این رویکرد بررسی فراوانی G1639A در ژن VKORC1، جهت تعیین دوز اختصاصی مورد نیاز هر فرد، به عنوان هدف اصلی این مطالعه مد نظر می باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، از 200 بیمار با اختلالات قلبی عروقی در منطقه شمال غرب کشور (شامل استان های آذربایجان شرقی و غربی و اردبیل) خون گیری وریدی به عمل آمد و با استفاده از تکنیک RFLP-PCR نسبت به تعیین پلی مورفیسم1639G&gt;A ژنVKORC1 اقدام گردید. یافته ها: با استفاده از قانون هاردی وینبرگ، میزان فراوانی پلی مورفیسم و نوع ژنوتیپ درگیر 1639G&gt;A در دو جنس مونث و مذکر ژنوتیپ نرمال، هتروزیگوت و هموزیگوت به ترتیب 6/21، 7/53 و 5/24 درصد در زنان و 3/22 ،6/60 و 02/17 درصد در مردان مشاهده شد. نتیجه گیری: تعیین ژنوتیپ VKORC1 یکی از عوامل مهم تاثیرگذار بوده که به همراه سایر عوامل مداخله گر، بحث آزمون و خطا را در بیماران قلبی عروقی تا حد ممکن کاهش می دهد. تفاوت های ژنوتیپی و فراوانی بالای الل A، می تواند پاسخ های متنوع در قبال درمان با وارفارین و اهمیت بررسی قبل از شروع درمان با وارفارین را توجیه نماید. </description>
						<author>امیر منفردان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>همودیالیز رویدادی طاقت فرسا، پیوند کلیه تولدی دوباره: یک مطالعه کیفی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1336&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: میزان شیوع و بروز مرحله نهایی بیماری کلیوی که نیازمند روش درمان جایگزینی کلیه هم چون دیالیز و پیوند کلیه می‎باشد، رو به افزایش است. ولیکن تحقیقی با روش کیفی که به بررسی عمیق تجارب افراد از زندگی با دیالیز و پیوند کلیه بپردازد، صورت نگرفته است. در راستای این مسئله، مطالعه ای کیفی به منظور“بررسی تجارب بیماران از زندگی با دیالیز و پیوند کلیه”انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه  به صورت کیفی با رویکرد تحلیل محتوا انجام شد. نمونه گیری به صورت مبتنی بر هدف آغاز و تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت. ابزار اصلی جمع آوری دادها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. در مجموع با 18 مشارکت کننده مصاحبه صورت گرفت. مصاحبه ها با روش تحلیل محتوای گرنهایم و لاندمن آنالیز شدند. یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل داده ها دو مضمون اصلی شامل دیالیز رویدادی طاقت فرسا، پیوند کلیه رسیدن به زندگی طبیعی با کلیه سالم پدیدار شد. نتیجه گیری: دستیابی به کلیه از طریق انجام پیوند برای بیماران واجد شرایط در مقایسه با انجام همودیالیز، زندگی دلپذیر و خوشایندی را به همراه دارد. در عین حال موانعی در مسیر انجام پیوند و حفظ کلیه پیوندی از منظر گیرندگان پیوند وجود دارد. لذا توصیه می شود مسئولین و دست اندرکاران، برنامه های جهت فراهم سازی امکانات حمایتی، آموزشی به منظور تسریع در انجام فرآیند پیوند کلیه برای واجدین شرایط پیوند حتی قبل از وارد شدن بیمار به مرحله انجام دیالیز تدوین نمایند. </description>
						<author>ربابه معماریان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تعیین شیوع ژنوواروم در دانش آموزان پسر 7 تا 16ساله شهر اراک </title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1291&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: ژنوواروم انحراف کمانی زانوهاست که تنها در موارد شدید بیماری با درد و ناراحتی همراه است. عدم تشخیص به موقع آن سبب کاهش کیفیت زندگی فرد در آینده و صرف هزینه های درمانی بسیار می‎شود، از این رو این مطالعه با هدف تعیین شیوع ژنوواروم در دانش آموزان پسر شهر اراک و تعیین موارد نیازمند درمان به انجام رسیده است. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی تحلیلی، 3692 دانش آموز پسر 7 تا 16 ساله شهر اراک در سال تحصیلی 90-1389 به صورت تصادفی وارد مطالعه شده و فاصله کندیل های داخلی استخوان فمور اندازه‎گیری شد به طوری که فاصله بیشتر از نیم سانتی متر به عنوان ژنوواروم در نظر گرفته شد. جهت تعیین موارد نیازمند درمان نیز از درصد WBL و زاویه MT-MF استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج حاصل از مطالعه حاضر، شیوع ژنوواروم در دانش آموزان پسر دبستانی 53/2 درصد، راهنمایی 98/6 درصد و دبیرستانی 33/16 درصد بود. ارتباط معنی‎داری بین شیوع بیماری با افزایش سن، شاخص توده بدنی و سابقه تروما به اندام تحتانی با یا بدون شکستگی وجود داشت و 33 درصد بیماران نیازمند درمان شناخته شدند. نتیجه گیری: از آنجا که داشتن زانوهای سالم از اهمیت بسیاری برخوردار است توجه به معاینات دانش آموزی و تدوین برنامه غربالگری منظم جهت دسترسی به بیماران مبتلا به موارد خفیف توصیه می شود. افزایش شیوع بیماری با افزایش سن و درصد قابل توجه بیماران نیازمند درمان نیز موید اهمیت تدوین برنامه های غربالگری است. </description>
						<author>احمدرضا قندی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تأثیر گاباپنتین در کنترل تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی انتخابی کوله سیستکتومی لاپاروسکوپی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1294&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تهوع و استفراغ بعد از جراحی لاپاروسکوپی کوله سیستکتومی شایع می‎باشد و پزشکان برای کنترل آن نیازمند مصرف چندین دارو از جمله اوندانسترون، دگزامتازون، متوکلوپیرامید، پروپوفول و راموسترون هستند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر گاباپنتین با دو دوز 300 و 600 میلی‎گرم در کنترل تهوع و استفراغ بعد از عمل جراحی می‎باشد. مواد و روش‎ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 105 بیمار ASA کلاس 1 و 2 به صورت تصادفی به 3 گروه 35 نفری تقسیم شدند. گروه اول پلاسبو (کپسول مشابه گاباپنتین) و گروه دوم و سوم نیز به ترتیب 300 و 600 میلی‎گرم گاباپنتین یک ساعت قبل از عمل دریافت کردند. بیماران تحت یک نوع بیهوشی قرار گرفتند. شدت تهوع و استفراغ بعد از ورود به بخش هر 2 ساعت تا 6 ساعت و سپس هر 4 ساعت تا 18 ساعت بررسی شد. داده‎های جمع‎آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. یافته‎ها: میانگین شدت تهوع در گروه پلاسبو 8/2 و در گروه 300 و 600 میلی‎گرم به ترتیب 67/0 و 55/0 بود(001/0&gt;p). هم‎چنین میانگین شدت استفراغ به ترتیب در گروه پلاسبو و گروه دوم و سوم به ترتیب 326/0 و 126/0، 053/0 بوده است(001/0&gt;p). نتیجه گیری: تک دوز گاباپنتین به میزان 300 میلی‎گرم یک ساعت قبل از عمل، تهوع و استفراغ را کاهش می‎دهد. با دوز 600 میلی‎گرم نیز شدت تهوع و استفراغ به میزان بیشتری کاهش می‎یابد بنابراین استفاده از گاباپنتین در عمل کوله سیستکتومی لاپارروسکوپیک جهت کنترل تهوع و استفراغ توصیه می‎گردد. </description>
						<author> الناز  رهبری</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>گزارش یک مورد انسداد کامل شریان اصلی کرونر چپ و جدا شدن شریان سیرکومفلکس از شریان کرونر راست در بیمار با آنژین پایدار</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1074&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>مقدمه: شریان اصلی کرونر چپ به دو شاخه نزولی قدامی چپ و چرخشی چپ تقسیم می شود. انسداد شریان اصلی چپ بدون انفارکتوس وسیع قلبی و شوک کاردیوزنیک یک پدیده نادر است. گزارش مورد: بیمار آقای 50 ساله ای است که به دلیل درد قفسه صدری فعالیتی، از دو ماه قبل به صورت سرپایی مراجعه کرده اند. بیمار سابقه درد قفسه صدری در حال استراحت نداشته اند. سابقه مصرف سیگار و سابقه خانوادگی مثبت برای بیماری عروق کرونر دارند. برای بیمار آزمون ورزش با نوار قلب انجام شد که تغییرات قابل توجه به صورت نزول قطعه ST ظاهر شد. سپس برای بیمار کرونری آنژیوگرافی انجام شد که در آن انسداد کامل شریان اصلی چپ و جدا شدن شریان چرخشی از کرونر راست مشخص شد. بیمار کاندید پیوند عروق کرونر شد. نتیجه گیری: انسداد شریان اصلی چپ بدون انفارکتوس وسیع قلبی و شوک کاردیوژنیک یک پدیده نادر است و این حالت وقتی اتفاق می افتد که انسداد به طور تدریجی ایجاد شود و به دنبال آن کولترال از شریان کرونر راست توسعه یابد که در این حالت آنژین پایدار می تواند ظاهر شود. درمان اصلی این بیماری جراحی پیوند عروق کرونر است. </description>
						<author>سعید صدرنیا</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
