<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0">
<channel>
<title> مجله دانشگاه علوم پزشكي اراك </title>
<link>http://jams.arakmu.ac.ir</link>
<description>مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک - مقالات نشریه - سال 1391 جلد15 شماره3</description>
<generator>Yektaweb Collection - https://yektaweb.com</generator>
<language>fa</language>
<pubDate>1391/5/11</pubDate>

					<item>
						<title>تاثیر امگا سه و ویتامین E در درمان دیسمنوره اولیه، یک کارآزمائی بالینی تصادفی شده دوسوکور</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1080&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: دیسمنوره اولیه یا قاعدگی دردناک، یکی از شایع ترین مشکلات زنان است. این مطالعه به منظور مقایسه اثر امگا 3 و ویتامین E در درمان دیسمنوره اولیه انجام شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه کارآزمایی بالینی، 80 دختر دانش آموز دبیرستانی شهر اراک در سال 1389 به طریق تصادفی به دو گروه 40 نفری تقسیم شدند. در گروه امگا-3 روزانه یک کپسول 500 میلی گرمی به مدت 60 روز و در گروه ویتامین E یک روز در میان یک کپسول 400 واحدی داده شد. شدت درد، مدت درد و تعداد مسکن مصرفی قبل و بعد از مداخله در هر دو گروه اندازه گیری شد. برای اندازه گیری شدت درد از معیار VAS استفاده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: میانگین شدت درد قبل از مداخله در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت. پس از مداخله، میانگین شدت درد در گروه امگا-3، به 5/3 کاهش یافت که هم نسبت به قبل از مداخله که 40/7 بود(05/0&gt;p) و هم نسبت به گروه ویتامین E که 25/5 بود(05/0&gt;p) اختلاف معنی داری نشان داد. پس از مداخله، میانگین مدت درد در گروه امگا-3 به 04/11 ساعت رسید که هم نسبت به قبل از مداخله که 74/31 بود(05/0&gt;p) و هم نسبت به گروه ویتامین E که 81/34 ساعت بود(05/0&gt;p) اختلاف معنی داری نشان داد. نتیجه گیری: امگا-3 بیشتر از ویتامین E در درمان دیسمنوره اولیه موثر است و مصرف آن به عنوان روش جدید در درمان دیسمنوره اولیه نیاز به مطالعات بیشتری دارد. </description>
						<author>حمیدرضا جمیلیان</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی الگوی مقاومت آنتی بیوتیکی سویه‌های پسودوموناس آیروژینوزا جدا شده از بیماران بستری در بیمارستان های اراک</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1264&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: پسودوموناس آیروژینوزا پاتوژن فرصت طلب انسانی است و از عوامل عفونت بیمارستانی محسوب می شود. مطالعات اخیر افزایش مقاومت پسودوموناس آیروژینوزا به ایمی پنم را گزارش کرده اند. هدف این مطالعه تعیین الگوی مقاومت باکتری به آنتی بیوتیک های ضد پسودوموناسی از جمله ایمی پنم می باشد. مواد و روش ها: در این مطالعه مقطعی، 100 سویه پسودوموناس آیروژینوزا از نمونه های بالینی بیماران بستری به دست آمد، این سویه ها با روش های میکروب شناسی و بیوشیمیایی شامل رنگ آمیزی گرم، تست اکسیداز، تست اندول، اکسیداتیو- فرمنتاتیو SIM و TSI شناسایی و ایزوله شدند. تعیین حساسیت به روش دیسک دیفیوژن برای 6 آنتی بیوتیک ایمی پنم، مروپنم، جنتامیسین، آمیکاسین، سیپروفلوکساسین و سفتازیدیم، طبق استانداردهای موجود NCCLS انجام شد و در مرحله بعد نمونه های مقاوم به ایمی پنم به روش MIC مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: تست تعیین الگوی حساسیت به آنتی بیوتیک ها مشخص کرد که درصد مقاومت به ایمی پنم، مروپنم، جنتامیسین، آمیکاسین، سفتازیدیم و سیپروفلوکساسین به ترتیب شامل 35، 35، 14، 9، 23 و 15 درصد می باشد. هم چنین در تستMIC تعداد سویه های مقاوم به ایمی پنم، سفتازیدیم، سفیپیم و سیپروفلوکساسین به ترتیب 30، 27، 35 و 35 بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان دهنده میزان بالای مقاومت در سویه های پسودوموناس آیروژینوزا به گروه های مختلف آنتی بیوتیکی است. بنابراین به منظور کنترل عفونت و جلوگیری از شیوع بیشتر سویه های مقاوم باید به دنبال راه کارهای مناسبی گشت. </description>
						<author>عبدالرحیم صادقی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>بررسی شادکامی، سلامت روانی و ارتباط بین آنها در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال 1389</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1257&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: تا به حال محقیقین توجه زیادی را به شادکامی و ارتباط آن با عوامل گسترده ای مانند شخصیتی، اقتصادی اجتماعی، سلامت عمومی و عوامل دیگر را داشته اند. با همه این موارد مطالعات بسیار کمی در خصوص موضوع شادکامی انجام گرفته است. هدف این مطالعه بررسی شادکامی، سلامت روانی و ارتباط بین آنها در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد. مواد و روش ها: این مطالعه مقطعی بر روی یک نمونه تصادفی 315 نفری از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک در سال 1389 انجام گرفته است. برای محاسبه شادکامی از پرسش نامه آکسفورد و برای به دست آوردن نمره سلامت عمومی دانشجویان از پرسش نامه GHQ28 استفاده شده است. داده های به دست آمده با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های تی، آنالیز واریانس، ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون لجستیک و آزمون کای اسکوئر مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: میانگین نمرات شادکامی دانشجویان در دانشگاه علوم پزشکی اراک 14/14±72/40 به دست آمد و تنها 2/9 درصد شادکامی بهنجار داشتند. میانگین نمرات سلامت روانی دانشجویان نیز 47/7 73/25 بوده است و 1/32 درصد دانشجویان از سلامت روانی بهنجار برخوردار بودند. ضریب همبستگی پیرسون ارتباط آماری معنی داری را بین نمره شادکامی و سلامت روانی دانشجویان نشان داد(012/0p= و 14/0-=r). نتیجه گیری: با در نظر گرفتن وضعیت شادکامی و سلامت روانی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اراک، توجه جدی به این موضوع در برنامه ریزی های آموزشی توصیه می شود. </description>
						<author>محمد رفیعی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مطالعه برهم کنش های بین بافت بلاستمای گوش خرگوش نژاد نیوزلندی و ماتریکس سلول زدایی شده لثه انسان (به عنوان داربست) در شرایط in vitro</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1165&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: یکی از روش های مهندسی بافت برای ایجاد ساختارهای بافتی جایگزین، جدا کردن سلول ها از فرد بیمار، گسترش دادن جمعیت سلولی روی یک داربست و در نهایت پیوند زدن بافت حاصل به فرد بیمار می باشد. یکی از منابع سلولی، بافت بلاستما است. در این مطالعه سعی شد از بافت لثه انسان در تهیه داربست استفاده شود و اینترکشن های بین این داربست سه بعدی با بافت بلاستما بررسی شود. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، ابتدا لثه انسان تهیه شد و سپس با روش Snap freezing و استفاده از دترژنت سدیم دودسیل سولفات (SDS) Sodium Dodecyl Sulfateو Triton X-100 بافت حاصل سلول زدایی گردید. بررسی های بافت شناسی با رنگ آمیزی های مربوطه انجام شد. سپس داربست های تهیه شده درون حلقه های بلاستمایی 2 روزه خرگوش قرار داده شد و در محیط کشت به مدت 25 روز نگهداری شدند. نمونه برداری از بافت بلاستما و داربست همراه آن هر 5 روز یک بار صورت گرفت. یافته ها: نتایج، حذف سلول ها از داربست آماده شده را تایید نمود. علاوه بر این نتایج بافتی در روز پنجم و دهم، نفوذ سلول های بلاستمایی به داخل داربست را نشان داد. در روز پانزدهم علاوه بر نفوذ، تقسیم و تمایز احتمالی سلول های بلاستمایی مشاهده گردید. هم چنین اپیدرم زایی نیز قابل مشاهده بود. در روز بیستم و بیست و پنجم، روند نفوذ، تقسیم و تمایز سلول ها هم چنان ادامه داشت. نتیجه گیری: نتایج نشان دادند که امکان تهیه یک داربست طبیعی از لثه انسان به این روش وجود دارد. این داربست می تواند دارای اثر القایی بر رفتارهای سلولی از قبیل مهاجرت، چسبندگی، تقسیم و احتمالاً تمایز باشد. هر چند مطالعات بیشتری برای اثبات هویت سلول ها و سایر ویژگی های این داربست و هم چنین امکان استفاده از آن در روش های مهندسی بافت لثه ای مورد نیاز است. </description>
						<author>سارا صادق مقدم عباسپور</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه اختلالات روان پزشکی خانواده‌های معتادین به تریاک مراجعه کننده به کلینیک‌های ترک اعتیاد و مراجعین به سازمان انتقال خون</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1276&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: اعتیاد به مواد مخدر بدون شک از جمله بزرگ ترین مشکلات جوامع بشری محسوب شده که هر ساله دولت ها میزان زیادی از بودجه های خود را صرف مبارزه با آن می کنند. با توجه به این که بسیاری از معتادان، علاوه بر اعتیاد سبب ایجاد مشکلات روان پزشکی زیادی در خانواده می گردند، هدف این مطالعه مقایسه این اختلالات در خانواده معتادان و غیر معتادان می باشد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر یک پژوهش مورد – شاهدی می باشد که به صورت نمونه گیری تصادفی ساده بر روی 650 نفر از خانواده های افراد معتاد و افراد غیر معتاد با استفاده از پرسش نامه SCL-90-R انجام گردیده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون های کای اسکوئر و تی مستقل و با نرم افزار SPSS نسخه 18مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: اختلالات روان پزشکی در خانواده های افراد معتاد نسبت به خانواده های غیر معتاد اختلاف معنی داری دارند(005/0=p) و از بین 9 اختلال روان پزشکی مورد سنجش، تنها اختلالات اضطرابی، پرخاشگری، پارانوئیا و افسردگی در سه نوع بیمارگونه، مرزی و در مجموع (بیمارگونه و مرزی) در خانواده های افراد معتاد نسبت به غیر معتاد با(005/0p=) بیشتر بودند. نتیجه گیری: وابستگی به مواد یکی از اعضاء خانواده، سهم مهمی در بهداشت روانی سایر اعضای خانواده ایفا می کند و نیاز به مداخله جدی درمانی و پیش گیری هر دو می باشد. </description>
						<author>بهمن صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>ارزیابی ژن‌های e‏sp و eep در سویه‌های انتروکوک جدا شده از نمونه‌های بالینی ادراری شهر تهران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1225&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: عوامل مختلف از جمله مقاومت آنتی بیوتیکی انتروکوک ها و بیان ژن های دخیل در بیماری زایی، در پایداری این باکتری در شرایط مختلف و گسترش عفونت دخالت دارند. هدف از این مطالعه بررسی میزان حضور ژن های esp و eep در سویه های انتروکوک فکالبس و فاسیوم جدا شده از بیماران مبتلا به عفونت های دستگاه ادراری بوده است. مواد و روش ها: در این مطالعه تجربی، تعداد 214 نمونه کلینیکی، شامل 80 نمونه کاتتر ادراری و 134 نمونه ادرار از بیماران جمع آوری شد. تعیین هویت سویه های جدا شده بر اساس رشد در محیط بایل اسکولین آگار، تحمل نمک 5/6 درصد، رنگ آمیزی گرم، آزمون های کاتالاز، هیدرولیز هیپورات، احیای تلوریت، هیدرولیز اسید آمینه آرژینین و تخمیر قندها مورد بررسی قرار گرفت. ارزیابی ژن ها با روش PCR انجام شد. یافته ها: ژن esp در 83 درصد از نمونه های ادرار و 97 درصد کاتترهای ادراری و ژن eep در 100 درصد نمونه های ادرار و 90 درصد از کاتترهای ادراری حضور داشتند. میزان مقاومت چند دارویی سویه های انتروکوکی نسبت به جنتامایسین و تتراسایکلین 1/78 درصد، سفالسپورین و تتراسایکلین 75 درصد، جنتامایسین و سفالسپورین 3/59 درصد و جنتامایسین و استرپتومایسین 53 درصد بر آورد شد. نتیجه گیری: نتایج می توانند نشان گر اهمیت نقش ژن esp در تشکیل بیوفیلم در بیماران باشند. با توجه به حضور ژن eep در اغلب نمونه ها می توان از آن به عنوان ابزار تشخیصی سریع به منظور ارزیابی تولید فرومون و فراهم نمودن شرایط لازم جهت انتقال پلاسمیدها بین سویه های کلینیکی و گسترش مقاومت آنتی بیوتیکی باشد. </description>
						<author>میترا صالحی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تیبولون و هورمون درمانی در فرم و ساختار بدن و توزیع چربی در زنان یائسه</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=646&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: همراه با یائسگی تغییراتی در شکل و ساختار بدن زنان یائسه به وجود می آید. این مطالعه جهت مقایسه اثرات هورمون درمانی و تیبولون در شکل و ساختار بدن زنان یائسه انجام شده است. مواد و روش ها: این مطالعه به صورت کار آزمایی بالینی تصادفی انجام شد که در آن 120 زن یائسه به سه گروه مساوی تقسیم شدند. به 40 نفر، 5/2 میلی گرم قرص تیبولون به علاوه روزانه یک قرص کلسیم– ویتامین D (500 میلی گرم کلسیم و 200 واحد ویتامین D)، به 40 نفر دیگر 625/0 میلی گرم قرص استروژن کنژوگه با 5/2 میلی گرم قرص مدروکسی پروژسترون به طور مداوم به همراه یک قرص کلسیم– ویتامین D روزانه و گروه کنترل تنها یک قرص کلسیم– ویتامین D روزانه داده شد. بعد از نه ماه شکل و ساختار بدن با اندازه گیری نسبت دور کمر به باسن، توده چربی، توده غیر چربی، وزن و شاخص توده بدنی (BMI) ارزیابی شد. جهت ارزیابی توده چربی و توده غیر چربی از اندازه گیری چین های پوستی استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: در گروه تیبولون، وزن، BMI و توده غیر چربی افزایش معنی دار نسبت به قبل از درمان داشتند(05/0&gt;p). در گروه HT نیز، وزن و BMI افزایش معنی دار نسبت به قبل از درمان داشتند(05/0&gt;p). هم چنین در گروه کنترل وزن، BMI و توده چربی افزایش معنی دار نداشت. در مقایسه سه گروه، گروه تیبولون با افزایش معنی دار توده غیر چربی (01/0&gt;p) همراه بود. نتیجه گیری: با توجه به این نتایج می توان تیبولون را انتخاب مناسبی جهت تغییرات یائسگی در مقایسه با HT در زنان یائسه در نظر گرفت. </description>
						<author>سعیده ضیایی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر آب جوشیده به عنوان درمان کمکی بر شدت کنژونکتیویت شیرخواران</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1137&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: کنژونکتیویت از دلایل شایع مراجعه به پزشک اطفال و بیمارستان های عمومی است. معمول ترین روش درمان تجویز آنتی بیوتیک هاست، با توجه به عوارض و احتمال افزایش مقاومت میکروبی علیه آنها بر آن شدیم تا تاثیر آب جوشیده به عنوان درمان کمکی را با آنتی بیوتیک به تنهایی بر شدت کنژونکتیویت شیرخواران مقایسه کنیم. مواد و روش ها: در طی یک مطالعه کارآزمایی بالینی، 110 شیرخوار مراجعه کننده به کلینیک اطفال بیمارستان امیر کبیر اراک به طور تصادفی در یکی از دو گروه آب جوشیده به علاوه پماد اریترومایسین چشمی 5/0 درصد و قطره سولفاستامید 10 درصد چهار بار در روز و یا آنتی بیوتیک به تنهایی قرار گرفتند. شدت کنژونکتیویت در روزهای اول (ویزیت)، سوم و هفتم درمان بین دو گروه با یکدیگر  مقایسه شد. یافته ها: روز سوم درمان در گروه آب جوشیده همراه با آنتی بیوتیک بهبودی در 2/18 درصد و در گروه آنتی بیوتیک به تنهایی در 1/9 درصد موارد دیده شد، که از لحاظ آماری متفاوت نبود(44/0=p). روز هفتم، درصد بهبودی در گروه ها به ترتیب به 7/32 و 5/34 درصد ارتقاء یافت(05/0&lt;p ).  &gt; </description>
						<author>مهتاب  عطارها</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>مقایسه الگوی قاعدگی و تغییرات وزن و فشار خون در خانم‌های استفاده کننده از روش‌های تزریقی پیش‌گیری از بارداری دپو مدروکسی پروژسترون استات (DMPA) و سیکلوفم</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=1109&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: شایع ترین علت قطع مصرف روش تزریقی پیش گیری از بارداری، خونریزی های نامنظم قاعدگی و افزایش وزن ذکر شده است. برای کاهش این عوارض روش تزریقی ترکیبی سیکلوفم پیشنهاد گردیده که میزان تاثیر آن در کاهش این عوارض دقیقاً مشخص نیست. این مطالعه با هدف مقایسه الگوی قاعدگی و تغییرات وزن و فشار خون در خانم های استفاده کننده از روش های DMPA و سیکلوفم انجام شد. مواد و روش ها: در یک مطالعه مقطعی، 600 خانم کاربر روش های تزریقی DMPA و سیکلوفم (300 نفر در هر گروه) به روش مبتنی بر هدف انتخاب و در سه مقطع زمانی 3، 6 و 12-9 ماه پس از اولین تزریق بررسی شدند. داده ها توسط پرسش نامه گردآوری و توسط نرم افزارSPSS و آزمون های آماری کای دو، آنالیز واریانس و من ویتنی تحلیل شدند. یافته ها: لکه بینی و آمنوره در کاربران DMPA با شیوع بیشتری دیده شدند. در انتهای ماه های 3، 6 و 12-9 پس از اولین تزریق تنها در پایان ماه های 6 و12-9 دو گروه اختلاف معنی داری را در بروز لکه بینی نشان دادند(05/0&gt;p)، هم چنین بروزآمنوره در دو گروه در هر سه مقطع زمانی تفاوت معنی داری نشان داد(05/0&gt;p). تغییرات وزن در دو گروه تفاوت معنی داری نداشت(05/0p&lt;) ولی تغییرات فشارخون دیاستول در دو گروه تفاوت معنی داری را نشان داد(05/0&gt;p). نتیجه گیری: با توجه به شیوع کمتر لکه بینی و آمنوره در کاربران سیکلوفم، توصیه به تشویق کاربران واجد شرایط به استفاده از روش سیکلوفم می نماییم. هم چنین کنترل دقیق وزن و فشار خون توصیه می گردد </description>
						<author>شادی گلی</author>
						<category></category>
					</item>
					
					<item>
						<title>تاثیر تران اگزامیک اسید در میزان خونریزی و کیفیت زندگی زنان مبتلا به منوراژی: کارآزمایی بالینی</title>
						<link>http://amuj.arakmu.ac.ir/~amuj/browse.php?a_id=960&amp;sid=1&amp;slc_lang=fa</link>
						<description>زمینه و هدف: خونریزی زیاد قاعدگی یکی از علل عمدۀ کاهش کیفیت زندگی در زنان سنین باروری و نیز کم خونی فقر آهن محسوب می گردد. مطالعه حاضر به منظور بررسی اثر درمانی داروی تران اگزامیک اسید (TA) بر منوراژی صورت گرفته است. مواد و روش ها: در این کارآزمایی بالینی قبل و بعد، 46 خانم مبتلا به منوراژی انتخاب شدند و پس از یک سیکل کنترل برای بررسی حجم و مدت خونریزی پایه، تحت درمان با TA (500 میلی گرم هر 6 ساعت از روز 5-1 قاعدگی)، برای سه سیکل متوالی قرار گرفتند. داده های مربوط به حجم خونریزی قاعدگی (چارت PBAC)، طول مدت پریود، کیفیت زندگی (پرسش نامه SF-36 و MQ) و مقادیر هموگلوبین و فریتین خون قبل و بعد از مداخله جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد مقایسه قرار گرفتند. یافته ها: TA میانگین امتیاز PBAC را از (47/160)86/242 در سیکل کنترل به (67/72)5/101 در سومین سیکل کاهش داد(001/0p&lt;). میزان هموگلوبین از (84/0)85/11 به (97/0)08/13و مقادیر فریتین از (03/2)9/15 به (03/2)13/22 افزایش یافت(001/0p&lt;). طول مدت قاعدگی از (23/1)6/7 به (84/0)86/6 کاهش یافت (001/0p=). هم چنین امتیاز MQ از (64/17)26/70 به (49/6)64/11 کاهش یافت و افزایش معنی دار در امتیازهای کیفیت زندگی (به جز بعد درد بدنی) مشاهده شد(001/0p&lt;). نتیجه گیری: TA به دلیل مصرف کوتاه مدت، عدم داشتن تاثیرات هورمونی، عوارض کمتر و خصوصاً اثر کمتری بر روی الگوی خونریزی و سیکل قاعدگی، به نظر می رسد در زنان سنین باروری داروی موثر و کارآمدی باشد. </description>
						<author>آزیتا گشتاسبی</author>
						<category></category>
					</item>
					
	</channel>
</rss>
